روز اول ترم جدید بود. اولین روز رسمی جیک توی این دانشگاه. بعد از کلی کاغذبازی و انتقالی گرفتن از استرالیا و دردسرهای ثبتنام و انتخاب واحد و هزار کوفت و زهرمار دیگه. و حالا؟ گم شده بود.
چنددقیقه ای این پا اون پا کرد و منتظر موند تا همونطور که هیسونگ گفته بود، یکی بیاد دنبالش. ولی خب انتظار نداشت اون شخص سونگهون باشه.
"جهیون؟ درسته؟"
جیک فقط چندثانیه نگاهش کرد. پلک زد. همیشه فکرمیکرد توی عکسا و ویدئو ها پوستش انقدر سفید دیده میشه. ولی واقعا سفید بود. مثل یه خونآشام واقعی.
"اسمتو اشتباه گفتم؟"
"آه نه."
جیک به خودش اومد و بلند شد. اول دستشو جلو برد و بعد سریع کنار بدنش اورد. تعظیم سریع و کوتاهی کرد.
"شیم جهیون. میتونی جیک صدام کنی."
لبخند خجالتی ای میزنه.
"تو سونگهونی آره؟ "
"هوم، خوشبختم."
"منم همینطور."
یادش بود که هیسونگ میگفت سونگهون زیاد از ارتباط گرفتن خوشش نمیاد. پس نباید زیاد حرف میزد.
سونگهون هم بدون هیچ حرفی دستاشو توی جیبش برد و جلوتر راه افتاد.
🆒16
میدونم خیلی کمه اما خب پارت اوله نمیدونستم چیکارش کنم :) پارتای بعدی بیشترن
برای نظراتتون ~
@Smilelfubot
برای نظراتتون ~
@Smilelfubot
کاپلا اینان
هیسونگ و جیک
هیونجین و فلیکس
ریوجین و یجی
سونگهون و نیکی
چان و مینهو
جونگهان و سونگچول
هیسونگ و جیک
هیونجین و فلیکس
ریوجین و یجی
سونگهون و نیکی
چان و مینهو
جونگهان و سونگچول
💘10
بچه ها متاسفم. من آدم خوش قولی نبودم.
ولی واقعا امروز ۸ صبح تا ۱ کلاس داشتم تا برسم خونه شد ۱ و نیم. واقعا نتونستم تحمل کنم و به خاطر pms تا همین الان خواب بودم :( نمیخوام بهونه بیارم چون من قراره بود دیروز پارت بزارم. ولی نشد ، متاسفم. فردا حتما تا شب میزارمش. ممنون از درکتون.
💘
ولی واقعا امروز ۸ صبح تا ۱ کلاس داشتم تا برسم خونه شد ۱ و نیم. واقعا نتونستم تحمل کنم و به خاطر pms تا همین الان خواب بودم :( نمیخوام بهونه بیارم چون من قراره بود دیروز پارت بزارم. ولی نشد ، متاسفم. فردا حتما تا شب میزارمش. ممنون از درکتون.
💘
💘16