خیلی وقت بود باهم وقت نگذرونده بودن. جیک و هیسونگ از بچگی همو میشناختن و از وقتی جیک برای کالج برگشته بود استرالیا ، دیدن همدیگه محدود شده بود به تعطیلات تابستون. اونم به خاطر اینکه هیسونگ شاغل بود سخت بود. و حالا این چندوقتی که جیک بین استرالیا و کره در رفت و برگشت بود ، حتی تلفنی حرف زدنشون هم کمتر شده بود. جیک همیشه از روابط لانگ بدش میومد و توی اولین فرصت بعد یک سال ، تصمیم گرفته بود درسشو تو کره ادامه بده و خوشبختانه خانواده موافقت کرده بودن.
حالا باهم توی کافه بودن و قرار بود شب رو خونه هیسونگ بمونه تا خوابگاه بهش اتاق بده. هرچند هیسونگ پیشنهاد داده بود میتونه پیشش بمونه و جیک با اینکه آغوش گرم دوست پسرش رو به تخت سفت خوابگاه ترجیح میداد، بازم قرار نبود مزاحم عزیزترینش بشه.
🆒12💘3
𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 𝖻𝗋𝖾𝖺𝗄𝖾𝗋𝗌
برای نظراتتون ~ @Smilelfubot
لطفا یه چیزی بگین خودمو میکشم😭
من خیلی آدم کمالگراییم لطفا یه نظری بدین تا نزنم کلا پاکش ک-
من خیلی آدم کمالگراییم لطفا یه نظری بدین تا نزنم کلا پاکش ک-
🆒6💋1
Forwarded from 𝗈𝗇𝖾 𝗅𝖺𝗌𝗍 𝖻𝖾𝖺𝗍 / rest
با اینکه میدونن قراره بمیرن، باز هم شکوفه میدن. شاید برای همینه که من گلها رو دوست دارم.
- yang jeongin , one last beat
- yang jeongin , one last beat
Forwarded from 𝖼𝗂𝗇𝗇𝖺𝗆𝗈𝗇 𝖻𝗈𝗒
"شهر هیچوقت صبرنمیکنه تا تو باهاش حرکت کنی ، اون میره و تورو پشت سرش جا میزاره."
- سرهنگ لی ، خون آبی
- سرهنگ لی ، خون آبی
اینا هم نوشته خودمه دوست داشتین بخونینش.
One last beat - hyunmin , hanin & ryeji
Blue blood - hyunho , chanmin & changlix
One last beat - hyunmin , hanin & ryeji
Blue blood - hyunho , chanmin & changlix
بچها ازونجایی که احتمالا بعضی ریدرها همه شیپ هارو نمیشناسن براتون چندتا ویدئو میزارم که شخصیت هارو بشناسین ~
💋5
Choi Seungcheol - چوی سونگچول
💋7🤪1
Yoon Jeonghan - یون جونگهان
💋8🆒1