کاپلا اینان
هیسونگ و جیک
هیونجین و فلیکس
ریوجین و یجی
سونگهون و نیکی
چان و مینهو
جونگهان و سونگچول
هیسونگ و جیک
هیونجین و فلیکس
ریوجین و یجی
سونگهون و نیکی
چان و مینهو
جونگهان و سونگچول
💘10
بچه ها متاسفم. من آدم خوش قولی نبودم.
ولی واقعا امروز ۸ صبح تا ۱ کلاس داشتم تا برسم خونه شد ۱ و نیم. واقعا نتونستم تحمل کنم و به خاطر pms تا همین الان خواب بودم :( نمیخوام بهونه بیارم چون من قراره بود دیروز پارت بزارم. ولی نشد ، متاسفم. فردا حتما تا شب میزارمش. ممنون از درکتون.
💘
ولی واقعا امروز ۸ صبح تا ۱ کلاس داشتم تا برسم خونه شد ۱ و نیم. واقعا نتونستم تحمل کنم و به خاطر pms تا همین الان خواب بودم :( نمیخوام بهونه بیارم چون من قراره بود دیروز پارت بزارم. ولی نشد ، متاسفم. فردا حتما تا شب میزارمش. ممنون از درکتون.
💘
💘16
(Niki pov)
از وقتی وارد سالن شده بود همه عجیب نگاهش میکردن. نیکی فکرمیکرد برای اینه که تازه وارده. ولی نمیدونست مشکل جای دیگهست.
استاد که وارد شد همه تعظیم کردن، نیکی هم کمی دستپاچه ولی مودب تعظیم کوتاهی کرد.
استاد لی آروم آروم توی سالن راه رفت. نگاهش دور سالن چرخید. بعد دقیقا روی نیکی ثابت موند.
یه مکث خیلی کوتاه… ولی کافی بود که نیکی اضطراب بگیره.
"تازهوارد داریم؟"
یکی از بچهها سریع جواب داد
"بله استاد، نیکی دانشجوی سال اول."
نیکی یه قدم جلو رفت و شونههاش رو صاف کرد
"سلام استاد."
مینهو فقط نگاهش کرد. بعد به شلوارش. بعد دوباره به صورتش.
"لباس."
نیکی نگاه گیجی به خودش انداخت و بعد به استاد لی.
"بله؟..."
مینهو با همون لحن خونسرد ادامه داد.
"برای کلاس تربیت بدنی."
"خب؟..."
اینبار استاد اخم کرد.
"برو عوضش کن."
و چرخید سمت بقیه.
"شروع کنین گرم کردن."
نیکی حتی فرصت نکرد چیزی بپرسه. فقط دلش میخواست زمین دهن باز کنه و قورتش بده.
همین کم بود و حالا باید مسخره کردنای هیونگ و نوناش هم گوش کنه. هرچند یجی نونا طرف نیکی بود. اینش کلی بود.
🆒10💘3