Forwarded from 𝘒𝘶𝘳𝘢𝘨𝘦’𝘴 (“nora)
• آیا امکان داره که یه ومپایر به خون حساسیت داشته باشه؟
بله، تو تبار خودتون اولین و تنها ومپایری هستی که به خون حساسیت شدید داره و معدش خون رو پس میزنه، اما برای اینکه ضعیف نشی باید خون بهت برسه!
پس چاره ای جز تزریق خون بهت نیست
بخاطر داشتن خانواده ای با پیشینه پزشکی و پزشک بودن خودت تمام این سالها خیلی عادی در محل کارت بهت خون تزریق میشده ، تو متخصص خون بودی بخاطر حساسیتت به خون هیچوقت خطری برای بیمارات نداشتی .
همزمان با این تزریقات هفتگی ، رو خودت ازمایش هایی انجام میدادی که بفهمی دقیقا چجوری میشه مشکلت رو حل کرد
وارد جزئیات نمیشم، بلاخره میفهمی که تو درواقع به پلاکت های داخل خون حساسیت داری نه کل خون !
پلاکت چیه؟ سلول هایی هستن در خون که موقع جراحت در محل اسیب دیده پوست جمع میشن و از خونریزی جلوگیری میکنن!
از بیمارستان نمونه خون ازمایش یه بیمار ترومبوسیتوپنی (بیمارانی که خونشون پلاکت های کمی داره) رو برمیداری و مینوشی و …. معدت پسش نمیزنه=)!
و تو برای اولین بار مزه خون رو میچشی و عاشقش میشی!
دیگه هدف شکارهات مشخص شد، بیماران ترومبوسیتوپنی!
برای تشخیصشون لازم نبود ازشون ازمایش بگیری ، براحتی از بوی متفاوت خونی که تو رگهاشون میجوشید میتونستی از تو خیابون، از بین مراجعینت تشخیصشون بدی، اما یه پوینتی وجود داشت
این ادما به دلین عدم وجود پلاکت کافی توی خونشون بدنشون نمیتونست جراحت گازی که از شاهرگشون گرفته میشه رو احیا کنه و در نتیجه، هر شکاری که میکردی قطعا کشته میشد!
چیزی نمیگذره که خبر غیب شدن مشکوک این ادمها تو شهر میپیچه و همه دنبال این هیولای سریالی میگردن!
چی میشه اگه لو بری؟
چی میشه اگه بصورت عاطفی درگیر یکی از این بیمارا بشی؟
آیا کسی به یه متخصص خون با سالها سابقه کار شک میکنه؟
بله، تو تبار خودتون اولین و تنها ومپایری هستی که به خون حساسیت شدید داره و معدش خون رو پس میزنه، اما برای اینکه ضعیف نشی باید خون بهت برسه!
پس چاره ای جز تزریق خون بهت نیست
بخاطر داشتن خانواده ای با پیشینه پزشکی و پزشک بودن خودت تمام این سالها خیلی عادی در محل کارت بهت خون تزریق میشده ، تو متخصص خون بودی بخاطر حساسیتت به خون هیچوقت خطری برای بیمارات نداشتی .
همزمان با این تزریقات هفتگی ، رو خودت ازمایش هایی انجام میدادی که بفهمی دقیقا چجوری میشه مشکلت رو حل کرد
وارد جزئیات نمیشم، بلاخره میفهمی که تو درواقع به پلاکت های داخل خون حساسیت داری نه کل خون !
پلاکت چیه؟ سلول هایی هستن در خون که موقع جراحت در محل اسیب دیده پوست جمع میشن و از خونریزی جلوگیری میکنن!
از بیمارستان نمونه خون ازمایش یه بیمار ترومبوسیتوپنی (بیمارانی که خونشون پلاکت های کمی داره) رو برمیداری و مینوشی و …. معدت پسش نمیزنه=)!
و تو برای اولین بار مزه خون رو میچشی و عاشقش میشی!
دیگه هدف شکارهات مشخص شد، بیماران ترومبوسیتوپنی!
برای تشخیصشون لازم نبود ازشون ازمایش بگیری ، براحتی از بوی متفاوت خونی که تو رگهاشون میجوشید میتونستی از تو خیابون، از بین مراجعینت تشخیصشون بدی، اما یه پوینتی وجود داشت
این ادما به دلین عدم وجود پلاکت کافی توی خونشون بدنشون نمیتونست جراحت گازی که از شاهرگشون گرفته میشه رو احیا کنه و در نتیجه، هر شکاری که میکردی قطعا کشته میشد!
چیزی نمیگذره که خبر غیب شدن مشکوک این ادمها تو شهر میپیچه و همه دنبال این هیولای سریالی میگردن!
چی میشه اگه لو بری؟
چی میشه اگه بصورت عاطفی درگیر یکی از این بیمارا بشی؟
آیا کسی به یه متخصص خون با سالها سابقه کار شک میکنه؟
Last Nite
The Strokes
این آهنگ هم سن منه
شما هم یه آهنگ برام بفرستید که هم سن خودتونه
https://t.me/BiChatBot?start=sc-432504-xsPejUG
شما هم یه آهنگ برام بفرستید که هم سن خودتونه
https://t.me/BiChatBot?start=sc-432504-xsPejUG
두통 Headache
DAY6
It’s okay to hurt me
At least in my head
Would you rather be a headache?
At least then I can feel you
@o2alternative
At least in my head
Would you rather be a headache?
At least then I can feel you
@o2alternative
Landor's Cottage
DAY6 – 두통 Headache
یعنی متن این آهنگ مصداق بارز کریزی فور لاو بودنه aka مازوخیسم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Magical?
Magical.
Magical.
Landor's Cottage
Magical? Magical.
وای تو توییتر یکی رو دیدم تو نروژ زندگی میکرد و دقیقا همین صحنه رو شب ها از اتاقش میدید
Landor's Cottage
Things I've learned from this book:
Pt1
وقتی ژولیوس سزار بعد از پیروزی هایی که به دست آورده بود هی آرزوهاش بلند پروازانه تر میشدن =) اطرافیانش دیدن اگه همینطوری پیش بره هدفش میشه امپراتور روم شدن برای همین یه گروه تشکیل دادن که سزار رو به قتل برسونن و یکی از اعضای مهم اون گروه دوست صمیمی ژولیوس یعنی مارکوس بروتوس بود. تو نمایشنامه ی شیکسپیر که این قضیه رو دراماتیک کرده، وقتی داشتن با ضربات شمشیر ژولیوس رو میزدن، میره به سمت بروتوس تا ازش کمک بخواد اما اونم بهش ضربه میزنه اینجا ژولیوس آخرین جمله ی زندگیش رو بهش میگه:
"Et tu, Brute? ( You too Brutus?) Then fall Caesar."
And he dies...
این جمله الان نسبتاً معروفه و هر وقت یکی خیانت کنه یا stab in the back بکنه ازش استفاده میشه
وقتی ژولیوس سزار بعد از پیروزی هایی که به دست آورده بود هی آرزوهاش بلند پروازانه تر میشدن =) اطرافیانش دیدن اگه همینطوری پیش بره هدفش میشه امپراتور روم شدن برای همین یه گروه تشکیل دادن که سزار رو به قتل برسونن و یکی از اعضای مهم اون گروه دوست صمیمی ژولیوس یعنی مارکوس بروتوس بود. تو نمایشنامه ی شیکسپیر که این قضیه رو دراماتیک کرده، وقتی داشتن با ضربات شمشیر ژولیوس رو میزدن، میره به سمت بروتوس تا ازش کمک بخواد اما اونم بهش ضربه میزنه اینجا ژولیوس آخرین جمله ی زندگیش رو بهش میگه:
"Et tu, Brute? ( You too Brutus?) Then fall Caesar."
And he dies...
این جمله الان نسبتاً معروفه و هر وقت یکی خیانت کنه یا stab in the back بکنه ازش استفاده میشه
یه کلاس بود که ترم اول advanced رو زمستون با من داشتن و الان این سطح رو تموم کردن. قراره امروز همدیگه رو ببینن به همین مناسبت و از من هم خواستن باهاشون برم :) اصلاً فکرش رو نمیکردم چون ما فقط یه ترم با هم کلاس داشتیم، اونم حضوری نبود که اونقدری که میشد بتونم بهشون نزدیک شم-
براشون نامه نوشتم و اینایی که تو عکس هست امیدوارم خوشحال شن :]
براشون نامه نوشتم و اینایی که تو عکس هست امیدوارم خوشحال شن :]
Forwarded from 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘢𝘯𝘪𝘴𝘵. (𝘌𝘮𝘪𝘭𝘭𝘰.)
I don't care about veiny skinny hands, tell me what your fingertips have touched.