امروز یکی از شاگردهام کلاسش رو کنسل کرد و خیلی خوشحال شدم چون دیگه لازم نبود ساعت ۱۰:۴۵ تازه برسم خونه و در حالی که هنوز لباسهام رو عوض نکردم برم سراغ گوشی و لینک ویس چت dead poets society که هر چهارشنبه ساعت ۱۱ داریم رو بذارم توی گروه. و این خیلی فرصت خوبی بود که به دو تا جایی که همیشه موقع برگشت از کلاس یکی مونده به آخر میدیدم ولی وقت نمیشد برم، سر بزنم و امروز رو مثلاً برای خودم romanticize کنم که این هفته رو بشوره ببره. =)
اولین جا این کافهی سیار بود. اون شخصی که خیلی موهای نازی داشت یه ماکیاتوی خیلی خوشمزه (جدی توقع نداشتم انقدر خوب باشه) درست کرد برام و کنار این ون هم یه سری صندلیهای کوچیکی بودن که با افراد خیلی بامزهای که از دور داشتم حرفاشون رو میشنیدم پر شده بودن. چون قرار بود راه برم و راستش دارم سعی میکنم sugar break داشته باشم نشد کیک روزشون رو امتحان کنم اما گفتم بازم میام پیشتون حتماً. TT
اگه سمت دریاچه رفتید میتونید توی خیابون قائم ۶، روبهروی پارک سنبل پیداش کنید. (توی گوگل مپس سرچ کنید بوستان سنبل میاد)
اگه سمت دریاچه رفتید میتونید توی خیابون قائم ۶، روبهروی پارک سنبل پیداش کنید. (توی گوگل مپس سرچ کنید بوستان سنبل میاد)
و دومین جا این کافه کتابی که تازه باز شده و تقریباً اولین کتاب فروشیای که این اطراف هست و جدی نمیشد نرم. ^^
یه آشپزخونهی خیلی کوچیک هم گوشهی مغازه بود و وقتی رفتم آب پرتقال خوشمزه دادن بهم TT موقع حساب کردن فروشنده بهم گفت خیلی آشنایی برام و فهمیدیم توی دبستان هممدرسهای بودیم. =)
خیلی مکان آرومی بود و اگه تمایل داشتید حمایت کنید از این کسب و کاری که تازه راه افتاده:
instagram
یه آشپزخونهی خیلی کوچیک هم گوشهی مغازه بود و وقتی رفتم آب پرتقال خوشمزه دادن بهم TT موقع حساب کردن فروشنده بهم گفت خیلی آشنایی برام و فهمیدیم توی دبستان هممدرسهای بودیم. =)
خیلی مکان آرومی بود و اگه تمایل داشتید حمایت کنید از این کسب و کاری که تازه راه افتاده:
«زندگی میکنیم اما فراموش نمیکنیم» هم که دیگه جزوی از زندگی همهی ما شده. کتاب میخونیم، توی جمعهای دوستانه یا اجتماعی که داریم، از حقایق و ظلمها حرف میزنیم و قدرت افکار جمعی رو هم فراموش نمیکنیم.
Landor's Cottage
Photo
the urge to sit on the library floor while reading never leaves me
خانواده دارن یکی از برنامههای نمایش خانگی رو میبینن و مهمونی که دعوت شده از خوانندههای قبل از انقلاب ایرانه، جواد یساری. و من پشتشون نشستم و دارم اشک میریزم، نه لزوماً بخاطر شنیدن آواز این خواننده، بخاطر یادآوری تمام بلاهایی که این نظام سر هنر این مملکت آورده. تمام تماشاخانههایی که بسته شدن، نویسندهها و نمایشنامه نویسهایی که زندانی و کشته شدن، هنرمندهایی که از این کشور فراری دادن و طوری که هر ایدئولوژی سمی و مذهبی رو سعی کردن تزریق کنن به بطن جامعه به جای هنر. انگار این سیستم حاکم بهتر از هر کس دیگری قدرت هنر رو میشناسه.
و الان به مضحکترین شکل ممکن این خواننده رو آوردن توی برنامهی حکومتی با اسپانسر حکومتی.
و الان به مضحکترین شکل ممکن این خواننده رو آوردن توی برنامهی حکومتی با اسپانسر حکومتی.
بچهها راستی اگه خانواده اصرار دارن برنامههای نمایش خانگی رو ببینن نذارید اکانت نماوا و ... سایتهایی که معلومه به کجا میرسه درآمدشون رو بگیرن. به جاش از کانالهای تلگرام دانلود کنید.
کانال اول | کانال دوم
کانال اول | کانال دوم
Forwarded from Recherché
جلوی چنین اشخاصی هیچ حرفی از شجاعت و دل و جرئتدار بودن نمیشه زد.
زنانی که هم توی خونهی پدری با خانواده میجنگند برای «حق انتخاب و استقلال» و هم در جامعه میجنگند برای «اولیهترین حقوق انسانی» یعنی «حق انتخاب لباسِ تن».
توی اون جامعهی به لجن نشسته امثال سپیده بسیارند و این میتونه نشانگر این باشه که با وجود بدنیا اومدن در یکی از بدترین نقاط کرهی زمین، زنِ ایرانی چقدر قوی مونده.
چه شخصیتی از خودش ساخته.
با هر کمی و کاستیایی، ساخت یک شخصیت جنگجو برای احقاق حقوق پایمال شده تحت شرایط ظلم و ستم مداوم و همهطرفه، کار هرکسی نیست.
اینکه برای آزادی حاضر به دادن بها باشی در حرف بسیار راحته و در عمل به طرز وحشتناکی سخت.
#زن_زندگی_آزادی
زنانی که هم توی خونهی پدری با خانواده میجنگند برای «حق انتخاب و استقلال» و هم در جامعه میجنگند برای «اولیهترین حقوق انسانی» یعنی «حق انتخاب لباسِ تن».
توی اون جامعهی به لجن نشسته امثال سپیده بسیارند و این میتونه نشانگر این باشه که با وجود بدنیا اومدن در یکی از بدترین نقاط کرهی زمین، زنِ ایرانی چقدر قوی مونده.
چه شخصیتی از خودش ساخته.
با هر کمی و کاستیایی، ساخت یک شخصیت جنگجو برای احقاق حقوق پایمال شده تحت شرایط ظلم و ستم مداوم و همهطرفه، کار هرکسی نیست.
اینکه برای آزادی حاضر به دادن بها باشی در حرف بسیار راحته و در عمل به طرز وحشتناکی سخت.
#زن_زندگی_آزادی
ادبیات نه تنها چیزی از شما طلب نمیکنـد، نه تنها سوال پیچتان نمیکند و هیچ تبعیضی را بـه رسـمیت نمیشناسد بلکه همیشـه با روی باز آماده است به آن برگردید؛ همیشه آماده است تمام اشتباهات شما را ببخشد و حتی وقتی کسی جوان خطابتان نمیکند، چون خودش هزاران ساله است، حاضر است شما را جوان خطاب کند. پس اینجا اولین و آخرین پناهگاه شماست. دنیایی که حتی در آن نخواهید مرد.
- دوشنبه چهار تا شش
- دوشنبه چهار تا شش
Forwarded from The edge of the sky
We work in the dark - we do what we can - we give what we have. Our doubt is our passion, and our passion is our task. The rest is the madness of art.
Henry James
Henry James