یکی از اساتید میخواست صحبت کنه با کلاس ما بعد از آخرین امتحان و وقتی رفتیم دفترش کلی حرفهای قشنگ زد بهمون. کلی از کتابهاش رو آورده بود تا به ما بده. دو تا از کتابها annotated بودن و من سریع گفتم یکی از اونها رو میخوام and I got it.
She had talked to us before this day as well, making us believe that one professor is truly on our side. She's the sweetest. :''(
She had talked to us before this day as well, making us believe that one professor is truly on our side. She's the sweetest. :''(
Landor's Cottage
من تصمیم گرفتم این رو عملی کنم. D: ولی واقعاً هیچ ایده ای ندارم چند نفر قراره همراهی کنن- قطعاً نمیتونه کاملاً شبیه به اون چیزی که توی Dead Poets Society هست باشه اما کاری که قراره انجام بدیم تقریباً همونه. به احتمال زیاد هر یک ماه یک بار همدیگه رو میبینیم.…
این رو یادتون میاد؟
It's a virtual one now so even if you're living in another city you can join us as well, for art's sake.
🪶✨
https://t.me/+OBaVVz_OjLU2OTZk
به جای حضوری دیدن همدیگه، توی گروهی که هست غرق ادبیات میشیم.
It's a virtual one now so even if you're living in another city you can join us as well, for art's sake.
🪶✨
https://t.me/+OBaVVz_OjLU2OTZk
به جای حضوری دیدن همدیگه، توی گروهی که هست غرق ادبیات میشیم.
موزه برید و برای یک ساعت به جای مشکلاتتون در مورد تاریخ و آثاری که اونجا هست overthink کنید.
Forwarded from “ژولیت بدون رومئو” (Hannah)
من اینجا نهایتاً میتونم برم موزهی حرم..
ولی حداقل افرادی رو دنبال میکنم که جاهای خوبی میرن و عکساشو به اشتراک میذارن و ازشون خیلی ممنونم!
ولی حداقل افرادی رو دنبال میکنم که جاهای خوبی میرن و عکساشو به اشتراک میذارن و ازشون خیلی ممنونم!
Forwarded from The edge of the sky
امیدوارم در آیندهای نه چندان دور آثار هنری پرافتخار مون تنها و تنها نشات گرفته از غم و درد و حسرت هامون نباشن.