یکی از افتخاراتم تو زندگی اینه که تو این سالهایی که زندگی کردم و با آدمهای خیلی خیلی زیادی دوست شدم حتی یدونه آدم ارزشی هم اجازه ندادم تبدیل به "دوست"م بشه که الان مجبور بشم مقابلشون بایستم.
Robot Boy
Linkin Park
وقتی این آهنگ روی حالت شافل توی اتوبوس پخش شد، دیدم قسمت اول آهنگ حال و روز من قبل از شروع این روزها و قسمت دومش حسی که این روزها دارم رو به خوبی توصیف میکنه.
https://telegra.ph/Linkin-Park---Robot-Boy-11-02
https://telegra.ph/Linkin-Park---Robot-Boy-11-02
این بخش از کتاب مکتب دیکتاتورها اثر سیلونه باعث شد یک بار دیگه دلیل اینکه باید این روزها امیدوار باشیم بهم یادآوری بشه.
"یک طبقهٔ حاکم، تا روز تغییر رژیم، همهٔ وسایل مادی دفاع از خود را در دست دارد، اما اراده و توانایی و شهامت استفاده از آنها را از دست داده است، در حالی که اراده و توانایی و شهامت جزو خصلتهای بنیادی فرمانروایی است.
یک طبقهٔ حاکم، پیش از آنکه در عمل شکست بخورد و کنار برود، از نظر روانی شکست خورده است. طبقهای سست و تنبل و نزدیک بین و کودن است که تنها به وسیلهٔ بی حرکتی میتواند خود را سرپا نگه دارد و به بیماریهای دوران کهولت از قبیل فورمالیسم و قانون پرستی دچار است. به پرستش فرمولهای بیمحتوا ادامه میدهد و با رعایت ظاهر قوانین و تشریفات از خود دفاع می کند، اما همه این قوانین و تشریفات پیش از آنکه به نفع دموکراسی باشد به نفع مخالفان آن تمام میشود و نتیجهای به دنبال میآورد درست عکس آن چیزی است که به خاطرش به وجود آمده است."
"یک طبقهٔ حاکم، تا روز تغییر رژیم، همهٔ وسایل مادی دفاع از خود را در دست دارد، اما اراده و توانایی و شهامت استفاده از آنها را از دست داده است، در حالی که اراده و توانایی و شهامت جزو خصلتهای بنیادی فرمانروایی است.
یک طبقهٔ حاکم، پیش از آنکه در عمل شکست بخورد و کنار برود، از نظر روانی شکست خورده است. طبقهای سست و تنبل و نزدیک بین و کودن است که تنها به وسیلهٔ بی حرکتی میتواند خود را سرپا نگه دارد و به بیماریهای دوران کهولت از قبیل فورمالیسم و قانون پرستی دچار است. به پرستش فرمولهای بیمحتوا ادامه میدهد و با رعایت ظاهر قوانین و تشریفات از خود دفاع می کند، اما همه این قوانین و تشریفات پیش از آنکه به نفع دموکراسی باشد به نفع مخالفان آن تمام میشود و نتیجهای به دنبال میآورد درست عکس آن چیزی است که به خاطرش به وجود آمده است."
Forwarded from سراب حقیقت☯️🕎✝️☪️ (Sanam Kaz)
مکتب دیکتاتورها.pdf
21.6 MB
از هر جهتی به هر موضوعی که این روزها اتفاق افتاده نگاه کنیم، سکوت کردن فقط باعث بدتر شدن وضعیت میشه.
مثلاً دانشگاه ما که هیچ وقت چیزی به اسم حراست نداشت که به لباس و حجاب گیر بده، از وقتی اعتراضات کمتر شدن توی هر کیوسک حراست حداقل سه تا شخص چادری گذاشتن که به تک تک دانشجوها گیر میدن، حتی سر رنگ لباس.
علاوه بر لباس شخصیهایی که همه جای دانشگاه همه رو زیر نظر دارن. یه عده هم براشون لباس حراست دوختن که مثلاً ما فکر کنیم عضو کادر حراست دانشگاه هستن.
توهین و تحقیر دانشجو به شکلهای مختلف هر روز بیشتر اتفاق میافته و بخش عمدهش بخاطر سکوت کردنه.
علاوه بر لباس شخصیهایی که همه جای دانشگاه همه رو زیر نظر دارن. یه عده هم براشون لباس حراست دوختن که مثلاً ما فکر کنیم عضو کادر حراست دانشگاه هستن.
توهین و تحقیر دانشجو به شکلهای مختلف هر روز بیشتر اتفاق میافته و بخش عمدهش بخاطر سکوت کردنه.
با دیدن رنگهای روی شعارهای توی خیابون همزمان با لبخندی که میزنم این متنی که دوستم نوشته تو ذهنم تکرار میشه:
Every time I see the blanks, my blood boils more than before. Never thought the absent of words would be so powerful.
We all know the mantras, however the white paint over them has a bigger message, a message that even the ignorant imbeciles won’t be able to ignore.
All over the city blanks of white have been smeared on the walls like a bandage on a decapitated patient, there’s a lot of blood dripping from underneath your white paint.
We know those words by heart and no amount of paint could wash them off.
But the blanks on the walls, boil my blood.
So I say those words even louder with more anger.
Keep painting our bleeding souls, it’ll fuel our rage even more.
Every time I see the blanks, my blood boils more than before. Never thought the absent of words would be so powerful.
We all know the mantras, however the white paint over them has a bigger message, a message that even the ignorant imbeciles won’t be able to ignore.
All over the city blanks of white have been smeared on the walls like a bandage on a decapitated patient, there’s a lot of blood dripping from underneath your white paint.
We know those words by heart and no amount of paint could wash them off.
But the blanks on the walls, boil my blood.
So I say those words even louder with more anger.
Keep painting our bleeding souls, it’ll fuel our rage even more.
Landor's Cottage
یکی از دوستام اهل مراکشه امروز بعد مدت ها با هم حرف زدیم و هر سری از یه چیزی راجع به ایران خیلی تعجب میکنه...این سری از این تعجب کرده بود که مدارس دخترونه و پسرونه هستن و یکی نیستن. سری های پیش هم فیلتر بودن یوتوب و توییتر- دیگه دلم نیومد بیشتر پنیک کنه…
این دوستم داره ویدیوهای خوشحالی کردن مردمشون رو بعد از برد مراکش برام میفرسته. خیلی حس عجیبیه دیدن آدمها در حالی که دارن بخاطر بردن تیم فوتبالشون توی خیابونها "شادی" میکنن.
یه سری چنلها دیدم نوشته بودن "دلمون برای قبل از این اوضاع و زندگی عادی تنگ شده" اما هر بار میگفتم مگه ما هیچ وقت عادی زندگی کردیم؟
به قول Foster the People توی آهنگ Style:
"We're born to die so I'm gonna fight for how I wanna live."
یه سری چنلها دیدم نوشته بودن "دلمون برای قبل از این اوضاع و زندگی عادی تنگ شده" اما هر بار میگفتم مگه ما هیچ وقت عادی زندگی کردیم؟
به قول Foster the People توی آهنگ Style:
"We're born to die so I'm gonna fight for how I wanna live."
I wish I could go into a coma in which I could spend a great amount of time in this place. Not worrying about any other imposed shit.