Landor's Cottage
500 subscribers
982 photos
82 videos
40 files
172 links
it's ruby 🕳️
Let's talk: @landorscottage_bot
♬ playlist: @o2alternative
Download Telegram
تا حالا هیچ دیکشنری ای مثل این ندیده بودم که حتی از دایره‌المعارف هم بیشتر توش اطلاعات پیدا بشه. این هم بگم که می‌ترسیدم به برگه‌هاش دست بزنم انقدر قدیمی بودن. =)
best of luck in fucking کنکور shit guys. 🖤
Forwarded from Danse Macabre
بیا اونقدر باهم راحت باشیم که حتی اگه ساعت‌ها حرف زدیم، خسته نشیم. دوتا صندلی بذاریم توی بالکن و به شهری نگاه کنیم که در تاریکی شب می‌درخشه. بیا جوری زندگی کنیم که انگار ما شخصیت‌های اصلی و ستاره‌های سینما هستیم. در مورد کتاب‌ها، نویسنده‌ها، فیلم‌ها و کارگردان‌ها بحث کنیم، سیگار بکشیم و در نهایت لب‌هام رو برای ساکت کردنت روی لب‌هات بذارم چون تو هیچ‌جوره از باورهات دست نمیکشی. دلم میخواد با هم در قدیمی‌ترین کافه شهر قهوه بنوشیم. جمله‌ای اول کتاب مورد علاقمون بنویسیم و بعد اون رو در بین کتاب‌های دست دوم بذاریم تا شخص دیگه‌ای پیداش کنه. میخوام انگشت‌های بلند جوهریت رو بین انگشتام بگیرم و روی سنگفرش خیابون‌ها با تو راه برم، نوشته‌هایی که به هیچ کس نشون ندادی رو بخونم و بهت بگم خودت رو باور داشته باشی، بهت بگم خودت باشی، حتی اگر مردم هیچوقت تو رو نپذیرن. میخوام شاد باشی، که اگر فردا مردیم حداقل زندگی کرده باشیم، حتی برای یه روز. حالا بهم بگو
حاضری با من انجامشون بدی؟
It's been 2 nights that we've been listening to MCR's discography after midnight. We reached 2006 last night and despite the surface triviality of what we're doing in terms of indulgence and intimacy, every second of it is melancholically pleasing, retouching the deepest emotions buried down there in my heart.
کسی این بازی رو می‌شناسه یا تو بچگیش بازی کرده؟ =))
her.
باورم نمیشه سه سال از اون شبی که منتظر بودم صبح شه تا کنکور زبان بدم و تموم شه بره گذشته
Landor's Cottage
I wish I could spend hours on literature, like the way I did before. Back then things were different, the sheer joy of tasting the words had made my vision blurry. I used to think that this major is appreciated as much as it is in my mind, but facing the truth…
یادمه زمانی که این متن رو نوشتم خیلی اوضاع داغون بود و اگر همون وضعیت ادامه داشت من دیروز داشتم کنکور تجربی می‌دادم
Forwarded from ruby's safe zone (ruby)
یکی از دوستام که تنها زندگی می‌کنه رفته خونه‌ی جدیدش و خیلی ناز و کوچولوئه اینجا

منم یه خونه ی اینطوری تو اروپا تا زمانی که قصد زنده بودن دارم 🕯️
من از این studioها خیلی خوشم میاد. یعنی کاملاً اینارو به خونه های بزرگ که چند تا اتاق دارن ترجیح می‌دم برای دوران دانشجویی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من سال های اول کارم وقتی فقط به بچه ها تدریس می‌کردم:
Landor's Cottage
من سال های اول کارم وقتی فقط به بچه ها تدریس می‌کردم:
واقعاً حاضر نیستم به اون دوران برگردم.
کار با بچه‌ها واقعاً سخته و خیلی خسته کننده. هر چند هنوز نامه‌هاشون رو نگه داشتم و اینکه همیشه ازم می‌خواستن بغلشون کنم بعد از کلاس خیلی سوییت بود.
در کل کلاس نوجوانان > بزرگسالان > کودکان
قرار بود با این کلمات سوال بسازه (به ایرادات سوالات توجه نکنید) و محتوای سوال آخر چیزی هست که الان بین همه‌ی زبان آموزهام فارغ از سنی که دارن هست. فشار روانی این موضوع حتی داره بچه های ۸ یا ۹ ساله رو هم آزار می‌ده.
سوال این بود که
"Describe your relationship with your siblings."
و وقتی می‌بینم زبان آموزهای پسر اون هم تو سن کم راجع به این موضوع راحت صحبت می‌کنن و ازش آگاه هستن واقعاً خوشحال میشم ^^
تابستان سال ۲۵۳۶. :''(
اگر نمی‌دونستید، اسم دانشگاه الزهرا در اصل دانشگاه فرح پهلوی بوده.