This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این هم همینطور.
The Haunting of Bly Manor
The Haunting of Bly Manor
Landor's Cottage
امروز رفتیم موزه هنر جهان و شما هم بیایید این حجم از جزئیات و زیبایی رو ببینید.
موسیقی پناهگاه من بود. میتوانستم در فضای بین نت ها بخزم و به تنهایی پشت کنم.
Maya Angelou
Maya Angelou
This is what I imagine while studying literature and that's what keeps me motivated in this hot, shitty country.
Forwarded from 𝒑𝒆𝒕𝒊𝒕𝒆 𝒍𝒖𝒏𝒆
and This is what I imagine while studying fashion and that's what keeps me motivated in this hot, shitty county.
پنجشنبه دانته رو دیدم و این نقاشی رو بهم هدیه داد. یکی از زیباترین هدیه هایی که تو زندگیم گرفتم و اینکه من این نقاشی رو جزوی از خود دانته میدونم (his artistic despair) و هر دفعه بهش نگاه میکنم it hits me harder with its beauty, details and mysteriousness.
Forwarded from ruby's safe zone (ruby)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بذارید تو این اجرا غرق شم و ازش درنیام.
امکان نداره سراغ قفسههای پشتی که نور چراغهای اون طبقه به سختی به اونجا میرسه برم و یه چیز قدیمی پیدا نکنم. این دیکشنری هم همون جا بود.
تا حالا هیچ دیکشنری ای مثل این ندیده بودم که حتی از دایرهالمعارف هم بیشتر توش اطلاعات پیدا بشه. این هم بگم که میترسیدم به برگههاش دست بزنم انقدر قدیمی بودن. =)
Forwarded from Danse Macabre
بیا اونقدر باهم راحت باشیم که حتی اگه ساعتها حرف زدیم، خسته نشیم. دوتا صندلی بذاریم توی بالکن و به شهری نگاه کنیم که در تاریکی شب میدرخشه. بیا جوری زندگی کنیم که انگار ما شخصیتهای اصلی و ستارههای سینما هستیم. در مورد کتابها، نویسندهها، فیلمها و کارگردانها بحث کنیم، سیگار بکشیم و در نهایت لبهام رو برای ساکت کردنت روی لبهات بذارم چون تو هیچجوره از باورهات دست نمیکشی. دلم میخواد با هم در قدیمیترین کافه شهر قهوه بنوشیم. جملهای اول کتاب مورد علاقمون بنویسیم و بعد اون رو در بین کتابهای دست دوم بذاریم تا شخص دیگهای پیداش کنه. میخوام انگشتهای بلند جوهریت رو بین انگشتام بگیرم و روی سنگفرش خیابونها با تو راه برم، نوشتههایی که به هیچ کس نشون ندادی رو بخونم و بهت بگم خودت رو باور داشته باشی، بهت بگم خودت باشی، حتی اگر مردم هیچوقت تو رو نپذیرن. میخوام شاد باشی، که اگر فردا مردیم حداقل زندگی کرده باشیم، حتی برای یه روز. حالا بهم بگو
حاضری با من انجامشون بدی؟
حاضری با من انجامشون بدی؟
It's been 2 nights that we've been listening to MCR's discography after midnight. We reached 2006 last night and despite the surface triviality of what we're doing in terms of indulgence and intimacy, every second of it is melancholically pleasing, retouching the deepest emotions buried down there in my heart.