This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز تو دانشگاه سر کلاس مهارت های تدریس زبان یکی از بچهها برای TPای که داشت از آهنگ Linkin Park استفاده کرد و اولش که instrumental رو پخش کرد تا آهنگ رو حدس بزنیم من اینطوری بودم که: نه امکان نداره-
دیدن دوباره ی این اموی و چستر سافت کننده بود.
دیدن دوباره ی این اموی و چستر سافت کننده بود.
سنس آو هیومر یکی از زبانآموزهام که هشت سالشه اینطوریه که به جای afternoon میگه afterbread.
ادبیات، موسیقی و فیلم همیشه بهترین راه فرار از واقعیتها و مشکلاتی هستن که هر روز مجبورم باهاشون روبهرو بشم اما وقتی نویسنده، ترانهسرا، آهنگساز، کارگردان و فیلمنامه نویس هم مستقیم یا غیرمستقیم به اونا اشاره میکنن باید دنبال راه فراری باشم که حتی یک ثانیه هم باعث نشه به عوامل به فاک رفتن فکر کنم.
Landor's Cottage
ادبیات، موسیقی و فیلم همیشه بهترین راه فرار از واقعیتها و مشکلاتی هستن که هر روز مجبورم باهاشون روبهرو بشم اما وقتی نویسنده، ترانهسرا، آهنگساز، کارگردان و فیلمنامه نویس هم مستقیم یا غیرمستقیم به اونا اشاره میکنن باید دنبال راه فراری باشم که حتی یک ثانیه…
همراهی با داستان استری کیدز هیچ وقت من رو این جور مواقع ناامید نمیکنه. من اعضای این گروه رو دقیقاً مثل همهی شخصیتهای خیالی کتابهایی که خوندم دوستشون دارم و هنری که خلق میکنن رو بخشی از داستانی میبینم که در حال خوندنش هستم.
بنگ چان همون کسی هست که فارغ از تمام مسئولیتهایی که خودش داره و مشکلاتی که باید باهاشون کنار بیاد، امکان نداره مشکلات بقیه رو حل نکنه و در حالی که خودش بیشتر از همه به کمک نیاز داره بقیه رو اولویت قرار میده.
"𝘔𝘺 𝘭𝘪𝘧𝘦 𝘸𝘢𝘴 𝘳𝘰𝘤𝘬 𝘣𝘰𝘵𝘵𝘰𝘮, 𝘢𝘯 𝘦𝘥𝘨𝘦 𝘰𝘧 𝘢 𝘤𝘭𝘪𝘧𝘧. 𝘐'𝘮 𝘸𝘢𝘭𝘬𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘯 𝘢 𝘥𝘢𝘳𝘬 𝘵𝘶𝘯𝘯𝘦𝘭. 𝘊𝘳𝘶𝘦𝘭 𝘢𝘯𝘥 𝘧𝘦𝘢𝘳𝘧𝘶𝘭 𝘥𝘢𝘺𝘴. 𝘐'𝘮 𝘦𝘯𝘥𝘶𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘩𝘳𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘢𝘭𝘰𝘯𝘦."
لینو کافیه تصمیم بگیره تا به یه نفر محبت کنه و بعد از اون دیگه هیچی نمیتونه جلودار توجه، حمایت و محبتش به اون شخص باشه. توی climax داستان همیشه لینو حضور داره.
"𝘌𝘷𝘦𝘯 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘵𝘪𝘮𝘦 𝘬𝘦𝘦𝘱𝘴 𝘱𝘢𝘴𝘴𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘺, 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘰𝘯𝘴𝘵𝘢𝘯𝘵 𝘥𝘦𝘴𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘰𝘧 𝘮𝘪𝘯𝘦 𝘮𝘢𝘬𝘦𝘴 𝘮𝘦 𝘭𝘰𝘰𝘬 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶. 𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘮𝘦 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺 𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘢𝘯𝘵𝘢𝘭𝘪𝘻𝘦 𝘮𝘦."
چانگبین بیشتر از همه به جزئیات اطرافیانش توجه میکنه و این رو میدونه که کی نیاز داره چه چیزی رو اون لحظه بشنوه تا حس بهتری نسبت به خودش داشته باشه.
"𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘦𝘥 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘮𝘪𝘳𝘳𝘰𝘳, 𝘐'𝘮 𝘢 𝘮𝘢𝘻𝘦. 𝘔𝘺 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘪𝘴 𝘭𝘰𝘴𝘵 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘢𝘯𝘴𝘸𝘦𝘳 𝘪𝘴 𝘩𝘪𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘵𝘴𝘦𝘭𝘧. 𝘐 𝘤𝘢𝘯'𝘵 𝘵𝘰𝘶𝘤𝘩 𝘪𝘵. 𝘔𝘺 𝘲𝘶𝘦𝘴𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘪𝘴 𝘨𝘳𝘰𝘸𝘪𝘯𝘨, 𝘣𝘶𝘵 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘯𝘰 𝘢𝘯𝘴𝘸𝘦𝘳."
هیونجین همون نقاش و رقصندهی داستانه که هنرش رو توی همهی رفتارها و کارهاش نمایان میکنه و اون مدتی که نبود این جمله رو ثابت کرد:
"𝘛𝘩𝘪𝘴 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘪𝘴 𝘱𝘰𝘪𝘴𝘰𝘯𝘦𝘥, 𝘰𝘯𝘭𝘺 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘳𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘢𝘯𝘵𝘪𝘥𝘰𝘵𝘦"
و جیسونگ. جیسونگ حکم foil character رو داره توی داستان. کسی که با رفتارهاش باعث میشه ویژگی های مثبت بقیه خیلی بیشتر به چشم بیان و این فکت که خودش به محبت و توجه زیادی نیاز داره دلیل نمیشه دوست داشتن و توجهش رو از بقیه دریغ کنه.
"𝘐'𝘮 𝘧𝘭𝘰𝘢𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘯𝘥𝘦𝘳 𝘵𝘩𝘦 𝘮𝘰𝘰𝘯 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬 𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵. 𝘞𝘪𝘭𝘭 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘮𝘰𝘰𝘯 𝘴𝘩𝘰𝘸 𝘮𝘦? 𝘞𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘮𝘺 𝘴𝘢𝘪𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘩𝘦𝘢𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘧𝘰𝘳? 𝘋𝘰𝘯'𝘵 𝘐 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘤𝘰𝘯𝘧𝘪𝘥𝘦𝘯𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘢𝘯 𝘦𝘹𝘤𝘭𝘢𝘮𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘮𝘢𝘳𝘬 𝘳𝘢𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘵𝘩𝘢𝘯 𝘢 𝘲𝘶𝘦𝘴𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘮𝘢𝘳𝘬?"
سونگمین شخصیتی هست که توی داستان کمتر از بقیهی شخصیتها بهش توجه میشه. بعضی وقتها خودش هم از این موضوع ناراحته ولی ترجیح میده احساساتش رو با واضح نشون ندادن واقعی تر نگه داره.
"𝘐'𝘮 𝘵𝘳𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘭𝘰𝘰𝘬 𝘧𝘰𝘳 𝘢𝘯 𝘦𝘹𝘪𝘵. 𝘛𝘢𝘬𝘦 𝘮𝘺𝘴𝘦𝘭𝘧 𝘰𝘶𝘵 𝘧𝘳𝘰𝘮 𝘣𝘦𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘳𝘢𝘱𝘱𝘦𝘥 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴. 𝘐'𝘮 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘭𝘭𝘦𝘷𝘢𝘵𝘰𝘳."
فیلیکس به معنای واقعی کلمه "sunshineـه" و در عین حال که آسیبپذیر ترین شخصیت داستانه و همیشه به تواناییهای خودش شک داره، هیچ وقت اجازه نمیده این موضوع جلوی پیشرفتش و خوشحال کردن بقیه رو بگیره.
"𝘛𝘩𝘰𝘴𝘦 𝘲𝘶𝘪𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘰𝘳𝘥𝘴 𝘬𝘦𝘦𝘱 𝘩𝘪𝘵𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘮𝘺 𝘦𝘢𝘳. 𝘖𝘯𝘭𝘺 𝘥𝘦𝘴𝘱𝘢𝘪𝘳 𝘨𝘳𝘰𝘸𝘴. 𝘛𝘩𝘦 𝘩𝘰𝘱𝘦𝘧𝘶𝘭 𝘴𝘬𝘺 𝘰𝘯𝘭𝘺 𝘨𝘦𝘵𝘴 𝘤𝘰𝘷𝘦𝘳𝘦𝘥 𝘣𝘺 𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘱𝘦𝘰𝘱𝘭𝘦'𝘴 𝘩𝘢𝘯𝘥𝘴."
و جونگین توی چپترهایی که الان دارم از داستان میخونم، خودش رو موظف میدونه تمام حمایتهایی که این مدت بقیهی شخصیتها ازش کردن رو جبران کنه و میدونه بهتر کردن تواناییهاش و حضورش بقیه رو از همه بیشتر خوشحال میکنه.
"𝘗𝘦𝘰𝘱𝘭𝘦 𝘵𝘦𝘭𝘭 𝘮𝘦 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘬𝘪𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘴𝘶𝘧𝘧𝘦𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘴 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘢 𝘱𝘢𝘴𝘴𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘮. 𝘛𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘧 𝘐 𝘸𝘢𝘯𝘵 𝘵𝘰 𝘴𝘶𝘤𝘤𝘦𝘦𝘥, 𝘦𝘷𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘐'𝘮 𝘢𝘧𝘳𝘢𝘪𝘥 𝘐 𝘯𝘦𝘦𝘥 𝘵𝘰 𝘴𝘦𝘵 𝘶𝘱 𝘢 𝘵𝘳𝘢𝘱 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘦𝘥 𝘧𝘢𝘪𝘭𝘶𝘳𝘦 𝘢𝘴 𝘐 𝘣𝘪𝘵 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘣𝘢𝘪𝘵 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘴 𝘱𝘢𝘪𝘯."
بنگ چان همون کسی هست که فارغ از تمام مسئولیتهایی که خودش داره و مشکلاتی که باید باهاشون کنار بیاد، امکان نداره مشکلات بقیه رو حل نکنه و در حالی که خودش بیشتر از همه به کمک نیاز داره بقیه رو اولویت قرار میده.
"𝘔𝘺 𝘭𝘪𝘧𝘦 𝘸𝘢𝘴 𝘳𝘰𝘤𝘬 𝘣𝘰𝘵𝘵𝘰𝘮, 𝘢𝘯 𝘦𝘥𝘨𝘦 𝘰𝘧 𝘢 𝘤𝘭𝘪𝘧𝘧. 𝘐'𝘮 𝘸𝘢𝘭𝘬𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘯 𝘢 𝘥𝘢𝘳𝘬 𝘵𝘶𝘯𝘯𝘦𝘭. 𝘊𝘳𝘶𝘦𝘭 𝘢𝘯𝘥 𝘧𝘦𝘢𝘳𝘧𝘶𝘭 𝘥𝘢𝘺𝘴. 𝘐'𝘮 𝘦𝘯𝘥𝘶𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘩𝘳𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘢𝘭𝘰𝘯𝘦."
لینو کافیه تصمیم بگیره تا به یه نفر محبت کنه و بعد از اون دیگه هیچی نمیتونه جلودار توجه، حمایت و محبتش به اون شخص باشه. توی climax داستان همیشه لینو حضور داره.
"𝘌𝘷𝘦𝘯 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘵𝘪𝘮𝘦 𝘬𝘦𝘦𝘱𝘴 𝘱𝘢𝘴𝘴𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘺, 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘰𝘯𝘴𝘵𝘢𝘯𝘵 𝘥𝘦𝘴𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘰𝘧 𝘮𝘪𝘯𝘦 𝘮𝘢𝘬𝘦𝘴 𝘮𝘦 𝘭𝘰𝘰𝘬 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶. 𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘮𝘦 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺 𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘢𝘯𝘵𝘢𝘭𝘪𝘻𝘦 𝘮𝘦."
چانگبین بیشتر از همه به جزئیات اطرافیانش توجه میکنه و این رو میدونه که کی نیاز داره چه چیزی رو اون لحظه بشنوه تا حس بهتری نسبت به خودش داشته باشه.
"𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘦𝘥 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘮𝘪𝘳𝘳𝘰𝘳, 𝘐'𝘮 𝘢 𝘮𝘢𝘻𝘦. 𝘔𝘺 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘪𝘴 𝘭𝘰𝘴𝘵 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘢𝘯𝘴𝘸𝘦𝘳 𝘪𝘴 𝘩𝘪𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘵𝘴𝘦𝘭𝘧. 𝘐 𝘤𝘢𝘯'𝘵 𝘵𝘰𝘶𝘤𝘩 𝘪𝘵. 𝘔𝘺 𝘲𝘶𝘦𝘴𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘪𝘴 𝘨𝘳𝘰𝘸𝘪𝘯𝘨, 𝘣𝘶𝘵 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘯𝘰 𝘢𝘯𝘴𝘸𝘦𝘳."
هیونجین همون نقاش و رقصندهی داستانه که هنرش رو توی همهی رفتارها و کارهاش نمایان میکنه و اون مدتی که نبود این جمله رو ثابت کرد:
"𝘛𝘩𝘪𝘴 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘪𝘴 𝘱𝘰𝘪𝘴𝘰𝘯𝘦𝘥, 𝘰𝘯𝘭𝘺 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘳𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘢𝘯𝘵𝘪𝘥𝘰𝘵𝘦"
و جیسونگ. جیسونگ حکم foil character رو داره توی داستان. کسی که با رفتارهاش باعث میشه ویژگی های مثبت بقیه خیلی بیشتر به چشم بیان و این فکت که خودش به محبت و توجه زیادی نیاز داره دلیل نمیشه دوست داشتن و توجهش رو از بقیه دریغ کنه.
"𝘐'𝘮 𝘧𝘭𝘰𝘢𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘯𝘥𝘦𝘳 𝘵𝘩𝘦 𝘮𝘰𝘰𝘯 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬 𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵. 𝘞𝘪𝘭𝘭 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘮𝘰𝘰𝘯 𝘴𝘩𝘰𝘸 𝘮𝘦? 𝘞𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘮𝘺 𝘴𝘢𝘪𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘩𝘦𝘢𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘧𝘰𝘳? 𝘋𝘰𝘯'𝘵 𝘐 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘤𝘰𝘯𝘧𝘪𝘥𝘦𝘯𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘢𝘯 𝘦𝘹𝘤𝘭𝘢𝘮𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘮𝘢𝘳𝘬 𝘳𝘢𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘵𝘩𝘢𝘯 𝘢 𝘲𝘶𝘦𝘴𝘵𝘪𝘰𝘯 𝘮𝘢𝘳𝘬?"
سونگمین شخصیتی هست که توی داستان کمتر از بقیهی شخصیتها بهش توجه میشه. بعضی وقتها خودش هم از این موضوع ناراحته ولی ترجیح میده احساساتش رو با واضح نشون ندادن واقعی تر نگه داره.
"𝘐'𝘮 𝘵𝘳𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘭𝘰𝘰𝘬 𝘧𝘰𝘳 𝘢𝘯 𝘦𝘹𝘪𝘵. 𝘛𝘢𝘬𝘦 𝘮𝘺𝘴𝘦𝘭𝘧 𝘰𝘶𝘵 𝘧𝘳𝘰𝘮 𝘣𝘦𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘳𝘢𝘱𝘱𝘦𝘥 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴. 𝘐'𝘮 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘭𝘭𝘦𝘷𝘢𝘵𝘰𝘳."
فیلیکس به معنای واقعی کلمه "sunshineـه" و در عین حال که آسیبپذیر ترین شخصیت داستانه و همیشه به تواناییهای خودش شک داره، هیچ وقت اجازه نمیده این موضوع جلوی پیشرفتش و خوشحال کردن بقیه رو بگیره.
"𝘛𝘩𝘰𝘴𝘦 𝘲𝘶𝘪𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘰𝘳𝘥𝘴 𝘬𝘦𝘦𝘱 𝘩𝘪𝘵𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘮𝘺 𝘦𝘢𝘳. 𝘖𝘯𝘭𝘺 𝘥𝘦𝘴𝘱𝘢𝘪𝘳 𝘨𝘳𝘰𝘸𝘴. 𝘛𝘩𝘦 𝘩𝘰𝘱𝘦𝘧𝘶𝘭 𝘴𝘬𝘺 𝘰𝘯𝘭𝘺 𝘨𝘦𝘵𝘴 𝘤𝘰𝘷𝘦𝘳𝘦𝘥 𝘣𝘺 𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘱𝘦𝘰𝘱𝘭𝘦'𝘴 𝘩𝘢𝘯𝘥𝘴."
و جونگین توی چپترهایی که الان دارم از داستان میخونم، خودش رو موظف میدونه تمام حمایتهایی که این مدت بقیهی شخصیتها ازش کردن رو جبران کنه و میدونه بهتر کردن تواناییهاش و حضورش بقیه رو از همه بیشتر خوشحال میکنه.
"𝘗𝘦𝘰𝘱𝘭𝘦 𝘵𝘦𝘭𝘭 𝘮𝘦 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘬𝘪𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘴𝘶𝘧𝘧𝘦𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘴 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘢 𝘱𝘢𝘴𝘴𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘮. 𝘛𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘧 𝘐 𝘸𝘢𝘯𝘵 𝘵𝘰 𝘴𝘶𝘤𝘤𝘦𝘦𝘥, 𝘦𝘷𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘐'𝘮 𝘢𝘧𝘳𝘢𝘪𝘥 𝘐 𝘯𝘦𝘦𝘥 𝘵𝘰 𝘴𝘦𝘵 𝘶𝘱 𝘢 𝘵𝘳𝘢𝘱 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘦𝘥 𝘧𝘢𝘪𝘭𝘶𝘳𝘦 𝘢𝘴 𝘐 𝘣𝘪𝘵 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘣𝘢𝘪𝘵 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘴 𝘱𝘢𝘪𝘯."
Forwarded from Danse Macabre
نمیخوام درباره ما به من جملاتی رو بگی که شامل " تا ابد" و "همیشه" بشن، در عوض ازت میخوام در همین زمان کوتاه خوشحال باشیم، چیزی که بینمون هست واقعی باشه، چه دوستی، چه عشق، چه هرچیز دیگهای. بینمون اعتماد و آرامش باشه، همدیگه رو بفهمیم و به هم گوش بدیم، تا هر زمانی که شده. یک ماه؟ یک سال؟ مهم نیست، من یه رابطه عمیق و کوتاه رو به یه رابطه طولانی و پر از تظاهرِ به شاد بودن ترجیح میدم.
I frequently wish that I was good at painting and could have a room like this.
Landor's Cottage
Photo
𝘋𝘦𝘢𝘳 𝘗𝘪𝘯𝘵𝘦𝘳𝘦𝘴𝘵,
𝘠𝘰𝘶 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘯𝘰 𝘪𝘥𝘦𝘢 𝘩𝘰𝘸 𝘮𝘢𝘯𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦𝘴 𝘺𝘰𝘶'𝘷𝘦 𝘵𝘰𝘶𝘤𝘩𝘦𝘥 𝘮𝘺 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘣𝘺 𝘣𝘦𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦.
𝘠𝘰𝘶 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘯𝘰 𝘪𝘥𝘦𝘢 𝘩𝘰𝘸 𝘮𝘢𝘯𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦𝘴 𝘺𝘰𝘶'𝘷𝘦 𝘵𝘰𝘶𝘤𝘩𝘦𝘥 𝘮𝘺 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘣𝘺 𝘣𝘦𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادمه اینتروی این سریال رو هیچ وقت اسکیپ نکردم موقع دیدن. یه بار حتماً ارتباطش با قسمت های مختلف سریال و در کل تحلیلش رو میگم.
The Haunting of Hill House
The Haunting of Hill House
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این هم همینطور.
The Haunting of Bly Manor
The Haunting of Bly Manor