اگه پیشنهادی برای بهتر کردن این شعر دارید ممنون میشم بهم بگید. فقط این رو بگم که به چشم لیریک بهش نگاه کنید و اینکه همهی لاین هاش meter یکسانی ندارن هنوز.
Landor's Cottage
رفتن سراغ این قابلیت گوگل مپس -که به احتمال زیاد خیلی هاتون هم این کار رو میکنید- و تصور کردن اونجا به عنوان محل زندگیم با بیشترین جزئیاتِ ممکن باعث میشه برای چند ساعت حس خیلی خوبی داشته باشم و اگر انگیزه ی درس خوندن و کار کردن هم نداشته باشم، برای رسیدن…
میخوایید پارت بعدی توهماتم رو هم ببینید؟ =)
خب امروز رفته بودم دانشگاه ادینبرا چون یکی از دوستام اونجا درس میخونه و قرار بود بعد از کلاسش همدیگه رو ببینیم. حدوداً نیم ساعت زودتر رسیدم و اون اطراف رو هم یکم گشتم.
یکم اون طرف تر از دانشکده بیزنس یه جایی بود که بهش میگفتن Little Free Library :))
یه کتابخونه ی خیلی کوچولو و اکثر کتابهاش هم زرد بودن- ولی وسط اون فضای سبز خیلی خوشگل بود.
یه کتابخونه ی خیلی کوچولو و اکثر کتابهاش هم زرد بودن- ولی وسط اون فضای سبز خیلی خوشگل بود.
بعد از اینکه دوستم اومد اولین جایی که رفتیم اینجا بود و فقط پنج دقیقه فاصله داشت با دانشکده. به گفته ی دوستم سال ۱۸۰۰و خورده ای ساختن این سالن رو و جشن فارغالتحصیلی دانشجوها رو اینجا برگزار میکنن همیشه. گفت دو بار هم کنسرت راک و کلاسیک اومده خودش اینجا TT قرار شد دفعه ی بعد به منم بگه با هم بریم ^^
فقط میتونم بگم خیلی خیلی زیبا بود-
فقط میتونم بگم خیلی خیلی زیبا بود-
برای ناهار گفت بریم یه رستوران به اسم isola که ده دقیقه فاصله داشت با دانشگاه. ظاهرش اصلا خوب به نظر نمیومد و خیلی قدیمی بود ولی مارگاریتاش حرف نداشت :) بهم پیشنهاد کرد آبجوی ichnusa رو هم امتحان کنم و بدمزه ترین آبجویی بود که تو عمرم خوردم.