I wanted to be a rainbow
You come to my mind
The empty seat you used to sit in
I don't know if it will ever be filled
Baby, wherever the clouds pass
I can see your face
Yawning like a habit of a twisted heart
Defective goods with creaking between emotions
Raindrops pouring down
A puddle of water all the way to my ankles
I'm neither sad nor happy
Fuck it, prayers or consolation for my heartless days
𝘽.𝙄 - 𝙂𝙧𝙖𝙮
You come to my mind
The empty seat you used to sit in
I don't know if it will ever be filled
Baby, wherever the clouds pass
I can see your face
Yawning like a habit of a twisted heart
Defective goods with creaking between emotions
Raindrops pouring down
A puddle of water all the way to my ankles
I'm neither sad nor happy
Fuck it, prayers or consolation for my heartless days
𝘽.𝙄 - 𝙂𝙧𝙖𝙮
زیرپا گذاشتن عقایدی که قبلاً بهشون معتقد بودم یکی از بزرگترین لذت های دنیاس. منظورم لزوماً زیرپا گذاشتن نیست، اینکه میبینم بالاخره به اون مرحله ای رسیدم که راحت میتونم تغییراتی که میخوام رو روی اصول فکری ای که دارم پیاده کنم خیلی برام لذت بخشه. شاید قبلاً این پروسه چند ماه طول میکشید اما الان آدمی که دیروز بودم با آدمی که امروز هستم هم حتی میتونه متفاوت باشه و این دلیلی شده برای خوشحالیم چون بعد از چند سال نادیده گرفتن یه سری مسائل که اذیتم میکردن به اون هویتی که میخوام داشته باشم دارم نزدیک تر میشم.
دلم برای ۸ یا ۹ سال پیش که یکی از دغدغه هام ریواچ کردن قسمت های ارباب حلقه ها برای هزارمین بار و حفظ کردن دیالوگ های لگولاس بود تنگ شد یهو
Landor's Cottage
داشتم با خودم فکر میکردم مگه اصلا ممکنه من سه ساعت بدون وقفه با این کنسرت گریه کرده باشم؟ (معمولاً خیلی کم پیش میاد دیدن یا گوش دادن به چیزی باعث گریم بشه) تا اینکه آهنگ IN MY REMAINS پلی شد و من دوباره احساس خرد شدن درونی بهم دست داد. زیاد لازم نبود فکر…
IN MY REMAINS
Linkin Park
I'll never get tired of listening to this fr
𝘋𝘢𝘺 1, 𝘔𝘢𝘳𝘤𝘩 11
تا چند وقت پیش انقدر نسبت به همه چیز بی حس بودم که فکرش رو هم نمیکردم دیدن دوبارهٔ برف انقدر باعث خوشحالیم بشه. برنامهریزی کرده بودم که روز اول دو تا از کتابفروشیهای شهر رو برم اما انقدر برف زیاد اومده که هیچجا نمیشه رفت فعلاً و به جاش انقدر تو برف موندم تا وقتی که زانوهام رو نمیتونستم صاف نگه دارم و الان هم کنار پنجره همچنان به برف و نور خورشید منفور که از دو ساعت پیش در اومده دارم نگاه میکنم، آهنگ sharp edges داره پخش میشه و با وجود اینکه ممکنه تا دو ماه آینده broke af بشم بخاطر این سفر ولی تک تک لحظاتش تا الان باعث شده که اصلا برام مهم نباشه این قضیه.
p.s. I was also glad to find my fav artists on board^^
تا چند وقت پیش انقدر نسبت به همه چیز بی حس بودم که فکرش رو هم نمیکردم دیدن دوبارهٔ برف انقدر باعث خوشحالیم بشه. برنامهریزی کرده بودم که روز اول دو تا از کتابفروشیهای شهر رو برم اما انقدر برف زیاد اومده که هیچجا نمیشه رفت فعلاً و به جاش انقدر تو برف موندم تا وقتی که زانوهام رو نمیتونستم صاف نگه دارم و الان هم کنار پنجره همچنان به برف و نور خورشید منفور که از دو ساعت پیش در اومده دارم نگاه میکنم، آهنگ sharp edges داره پخش میشه و با وجود اینکه ممکنه تا دو ماه آینده broke af بشم بخاطر این سفر ولی تک تک لحظاتش تا الان باعث شده که اصلا برام مهم نباشه این قضیه.
p.s. I was also glad to find my fav artists on board^^
HELL TO HAVE YOU
Our Last Night
and I finally shared this song with her
امروز هم دوباره هوا برفی شد و من خوشحالترین ورژن خودم بودم اما اینکه این حس قرار نیست تا مدت زیادی ادامه داشته خیلی ناراحت کنندهس. یه همسفر خیلی کوچولو هم همراهمون هست که هر وقت میبینمش به این فکر میکنم که سن کم داشتن و بی دغدغه بودن چقدر راحت بوده و قدرش رو ندونستم، با این وجود حتی یه ذره هم حاضر نیستم برگردم به دوران کودکیم و اون دوران رو تجربه کنم دوباره. کاش این حسی که این روزها دارم تا ابد باقی میموند.
p.s. I also found a skz magazine with posters and went to a couple of bookshops. ^^
p.s. I also found a skz magazine with posters and went to a couple of bookshops. ^^