بچ
من یه کرونای کیری گرفتم در حدی که همش رو تخت ولو شدم... خلاصه دیشب قرص خوردم و تا همین نیم ساعت پیش خواب بود :[]
بعد یهو خواهرم با این بسته اومد بالا سرم بیدارم کرد...
بسته رو دیدم بعد یادم افتاد عه روبی گفت میخواد یه کاری کنه و گفته بود "یه کاری میکنم سوپرایز میشی ولی نمیتونم بگم چیه، توی موقعیت که قرار بگیری خودت متوجه میشی"
*عین جمله بندی تخمی خودشه*
گفتم شت پولارو خرج کرده واسه من بسته تقویت روحیه گرفته:"
این بسته رو فرستاده دم تخت من:" بابام فکر کرد دوست پسرم برام کادو ولنتاین فرستاده😹
داخل بسته:
چایی گیاهی، توت فرنگی، دوتا جوراب، کلی شکلات دقیقا از همونا که خیلی دوست دارم و یه کتاب :"""
من یه کرونای کیری گرفتم در حدی که همش رو تخت ولو شدم... خلاصه دیشب قرص خوردم و تا همین نیم ساعت پیش خواب بود :[]
بعد یهو خواهرم با این بسته اومد بالا سرم بیدارم کرد...
بسته رو دیدم بعد یادم افتاد عه روبی گفت میخواد یه کاری کنه و گفته بود "یه کاری میکنم سوپرایز میشی ولی نمیتونم بگم چیه، توی موقعیت که قرار بگیری خودت متوجه میشی"
*عین جمله بندی تخمی خودشه*
گفتم شت پولارو خرج کرده واسه من بسته تقویت روحیه گرفته:"
این بسته رو فرستاده دم تخت من:" بابام فکر کرد دوست پسرم برام کادو ولنتاین فرستاده😹
داخل بسته:
چایی گیاهی، توت فرنگی، دوتا جوراب، کلی شکلات دقیقا از همونا که خیلی دوست دارم و یه کتاب :"""
ته جعبه این بود:")
کتاب آگاتا کریستی:") نویسنده مورد علاقم TT
باور نمیشه... من سه سال دنبال این کتاب بودم در حدی که هرکی میگفت چی میخوای برای تولدت میگفتم کتاب "سپس هیچکدام باقی نماندند از آگاتا کریستی" و هیچکس هم پیداش نمیکرد...
ولی روبی امروز اونو داد به من:"
من مطمئنم خوشحال ترین مریض کرونایی دنیا هستم:" الان رو تختم لم دادم و چایی گیاهی که روبی برام فرستاده رو مینوشم و با کتاب and then there were none میخوام برم ماجرایی جویی:"
بیشتر از خودم دوست دارم روبی
تو دیگه یه دوست نیستی؛ تو رسم خود منی
کتاب آگاتا کریستی:") نویسنده مورد علاقم TT
باور نمیشه... من سه سال دنبال این کتاب بودم در حدی که هرکی میگفت چی میخوای برای تولدت میگفتم کتاب "سپس هیچکدام باقی نماندند از آگاتا کریستی" و هیچکس هم پیداش نمیکرد...
ولی روبی امروز اونو داد به من:"
من مطمئنم خوشحال ترین مریض کرونایی دنیا هستم:" الان رو تختم لم دادم و چایی گیاهی که روبی برام فرستاده رو مینوشم و با کتاب and then there were none میخوام برم ماجرایی جویی:"
بیشتر از خودم دوست دارم روبی
تو دیگه یه دوست نیستی؛ تو رسم خود منی
الان متوجه شدم من چرا دوست پسر یا پارتنر ندارم... تا روبی رو دارید به پارتنر نیاز ندارید چون خود روبی پارتنر شماست...
Forwarded from Deathwish
منم چالش دارم🤝
خواستید این پیامو فور کنید تو چنلاتون.
با توجه به وایبی که ازتون میگیرم یک قاتل با روش قتلش رو(کلیشه ای نیست) براتون توصیف میکنم.🤡🤡🤡
[اگه چنلتون پرایوته ناشناس بفرستید]
خواستید این پیامو فور کنید تو چنلاتون.
با توجه به وایبی که ازتون میگیرم یک قاتل با روش قتلش رو(کلیشه ای نیست) براتون توصیف میکنم.🤡🤡🤡
[اگه چنلتون پرایوته ناشناس بفرستید]
Forwarded from Deathwish
مثل اینکه يك كتابی كه حفظي مدام ورق بزني و دنبال كلماتي بگردي كه نوشته نشده.
کودکی،نوجوانی و اوایل بیست سالگی معمولی اما پر از ایده.
ایده هایی لغزنده بر جنون ناگاه.
تنهایی جدید و اکنون عدم وجود واقعیت چیره شدن همیشگی بر زندگیش.
روش قتل:
ابتدا آدم های رندوم برای امتحانی بودن کار و پس از اون آشنایان به عنوان مقتولین.
شیوه قتل برای قربانی های تصادفی،ضرب چاقو و برای مقتولین خفه کردن بی دردسر واقع شده.
شیوه ها تکراری،نه؟
ولی بعد از اون
ساعت های تنهایی شب و وهم از بستن پلک هایش روی هم همزمان که اجساد در جنگل درحال پوسیده و تجزیه شدن هستند؛مشغول به نوشتن نمایشنامه های سناریو قتلهایش و تمرین برای اجرای اون ها میشه.
بیدار نخواهی شد!!
For: [ @rubysstuff ]
کودکی،نوجوانی و اوایل بیست سالگی معمولی اما پر از ایده.
ایده هایی لغزنده بر جنون ناگاه.
تنهایی جدید و اکنون عدم وجود واقعیت چیره شدن همیشگی بر زندگیش.
روش قتل:
ابتدا آدم های رندوم برای امتحانی بودن کار و پس از اون آشنایان به عنوان مقتولین.
شیوه قتل برای قربانی های تصادفی،ضرب چاقو و برای مقتولین خفه کردن بی دردسر واقع شده.
شیوه ها تکراری،نه؟
ولی بعد از اون
ساعت های تنهایی شب و وهم از بستن پلک هایش روی هم همزمان که اجساد در جنگل درحال پوسیده و تجزیه شدن هستند؛مشغول به نوشتن نمایشنامه های سناریو قتلهایش و تمرین برای اجرای اون ها میشه.
بیدار نخواهی شد!!
For: [ @rubysstuff ]
The ending got me like-
if I turned out to be a playwright one day don't blame me cause here's the trigger so yeah
if I turned out to be a playwright one day don't blame me cause here's the trigger so yeah
Landor's Cottage
I finally dared to watch it after all this time and finished it just now... I swear I had never cried this much before. I cried for almost 3 fucking hours. I wish I could hug all the members and tell them how strong they are... #MAKECHESTERPROUD #FUCKDEPRESSION…
داشتم با خودم فکر میکردم مگه اصلا ممکنه من سه ساعت بدون وقفه با این کنسرت گریه کرده باشم؟ (معمولاً خیلی کم پیش میاد دیدن یا گوش دادن به چیزی باعث گریم بشه)
تا اینکه آهنگ IN MY REMAINS پلی شد و من دوباره احساس خرد شدن درونی بهم دست داد.
زیاد لازم نبود فکر کنم تا بفهمم این قضیه از لحاظ علمی و روانشناسی هم درست میتونه باشه. وقتی اولین بار با یکی از آهنگ های Linkin Park به اصطلاح emotionally engaged شدم، نه یا ده سالم بود و یادمه چقدر از اینکه یه آهنگی رو که اون موقع فقط کسایی که از من بزرگتر بودن دوست داشتن من هم دوست داشتم خوشحال بودم.
البته مرگ چستر هم تو حسم هم نسبت به این آهنگ ها بی تاثیر نبود. خلاصه تبدیل شدن به یه نقطه ضعف احساسی، شاید هم ضعف نیست؟
تا اینکه آهنگ IN MY REMAINS پلی شد و من دوباره احساس خرد شدن درونی بهم دست داد.
زیاد لازم نبود فکر کنم تا بفهمم این قضیه از لحاظ علمی و روانشناسی هم درست میتونه باشه. وقتی اولین بار با یکی از آهنگ های Linkin Park به اصطلاح emotionally engaged شدم، نه یا ده سالم بود و یادمه چقدر از اینکه یه آهنگی رو که اون موقع فقط کسایی که از من بزرگتر بودن دوست داشتن من هم دوست داشتم خوشحال بودم.
البته مرگ چستر هم تو حسم هم نسبت به این آهنگ ها بی تاثیر نبود. خلاصه تبدیل شدن به یه نقطه ضعف احساسی، شاید هم ضعف نیست؟
Forwarded from o2 alternative
این بند واقعاً لیاقت توجه خیلی بیشتری رو دارن و تو ایران تعداد بندهایی که سبک پست راک رو کار میکنن واقعاً انگشت شمار هستن پس تو اسپاتیفای حمایتشون کنید حتماً 3>
https://open.spotify.com/artist/2Xk3Hc122tA7NeychRuT0u?si=5KthXsjGRNeSb7U_g3XzQg&utm_source=copy-link
https://open.spotify.com/artist/2Xk3Hc122tA7NeychRuT0u?si=5KthXsjGRNeSb7U_g3XzQg&utm_source=copy-link