این موزیک ویدیو مکان و آب و هوای ایده آلم برای زندگی رو به تصویر کشیده.
Forwarded from Landor's Cottage (Ruby-)
𝘓𝘰𝘤𝘬 𝘶𝘱 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘭𝘪𝘣𝘳𝘢𝘳𝘪𝘦𝘴 𝘪𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘪𝘬𝘦; 𝘣𝘶𝘵 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘪𝘴 𝘯𝘰 𝘨𝘢𝘵𝘦, 𝘯𝘰 𝘭𝘰𝘤𝘬, 𝘯𝘰 𝘣𝘰𝘭𝘵 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘺𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘴𝘦𝘵 𝘶𝘱𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘧𝘳𝘦𝘦𝘥𝘰𝘮 𝘰𝘧 𝘮𝘺 𝘮𝘪𝘯𝘥.
-𝐕𝐢𝐫𝐠𝐢𝐧𝐢𝐚 𝐖𝐨𝐨𝐥𝐟
-𝐕𝐢𝐫𝐠𝐢𝐧𝐢𝐚 𝐖𝐨𝐨𝐥𝐟
Forwarded from Landor's Cottage (Ruby-)
This quote literally resembles the thoughts surrounding our minds. Various ways of blocking them are carried out but do they give up injecting their fully filled shots into our brains?
شب وقتی برگشتم میخوام یکی از راه های مقابله با افسردگی و مود داغونم رو بگم بهتون تا به توهمی بودنم هم ایمان بیارید =) مربوط به ادینبرا میشه-
رفتن سراغ این قابلیت گوگل مپس -که به احتمال زیاد خیلی هاتون هم این کار رو میکنید- و تصور کردن اونجا به عنوان محل زندگیم با بیشترین جزئیاتِ ممکن باعث میشه برای چند ساعت حس خیلی خوبی داشته باشم و اگر انگیزه ی درس خوندن و کار کردن هم نداشته باشم، برای رسیدن به اینجا بیشتر از قبل سعی میکنم تلاش کنم.
حالا الانم میخوام مسیر امروزم رو بهتون نشون بدم😔 امروز کارم خیلی زودتر تموم شد بنابراین تونستم ساعت دوازده بیام سمت خونه. طبق معمول مسیر خیابون Morningside رو انتخاب کردم چون یه سری خرید هم باید انجام بدم
حالا الانم میخوام مسیر امروزم رو بهتون نشون بدم😔 امروز کارم خیلی زودتر تموم شد بنابراین تونستم ساعت دوازده بیام سمت خونه. طبق معمول مسیر خیابون Morningside رو انتخاب کردم چون یه سری خرید هم باید انجام بدم
اول باید میومدم کتابخونه ی Morningside که اون ۱۳ تا کتابی رو که برای مدرسه برده بودم تا به شارلوت (مدیر مدرسه) پیشنهاد بدم برای کار کردن با بچه ها رو پس بدم. خیلی کتابخونه ی بزرگ و کاملی نیست اما معماری و فضاش رو خیلییی دوست دارم.
یکم جلوتر، اون طرف خیابون فروشگاه M & S جاییه که همیشه ازش خرید میکنم. تنها چیزی که اذیتم میکنه اینه که هر سری با صندوقدارش باید یه small talk داشته باشم و کلا آزاردهندهاس -_-
به خودم قول داده بودم تا دو هفته هیچ شکلات و شیرینی ای نخرم اما تو قفسه ها یه شکلات شیری دست ساز دیدم و انقدر اغواکننده بود نتونستم مقاومت کنم =)
به خودم قول داده بودم تا دو هفته هیچ شکلات و شیرینی ای نخرم اما تو قفسه ها یه شکلات شیری دست ساز دیدم و انقدر اغواکننده بود نتونستم مقاومت کنم =)
و رسیدیم به کافه ی مورد علاقم :)
Blackwood Coffee
هر سه شنبه بعد از کار با ریتا میومدیم اینجا چون سه شنبه ها شلوغ ترین روز کاریمون بود و هنوز هم هست. از وقتی ریتا به مونیخ مهاجرت کرد من خیلی کمتر اینجا میام. ریتا یکی از بهترین همکارهایی بود که داشتم و به احتمال زیاد آخر مارچ چند روز میرم پیشش مونیخ و از الان خیلی براش هیجان دارم. براونی های این کافه فوق العاده ان و فکر کنم براونی های فیلیکس هم همین مزه رو بدن :)
Blackwood Coffee
هر سه شنبه بعد از کار با ریتا میومدیم اینجا چون سه شنبه ها شلوغ ترین روز کاریمون بود و هنوز هم هست. از وقتی ریتا به مونیخ مهاجرت کرد من خیلی کمتر اینجا میام. ریتا یکی از بهترین همکارهایی بود که داشتم و به احتمال زیاد آخر مارچ چند روز میرم پیشش مونیخ و از الان خیلی براش هیجان دارم. براونی های این کافه فوق العاده ان و فکر کنم براونی های فیلیکس هم همین مزه رو بدن :)
I finally dared to watch it after all this time and finished it just now...
I swear I had never cried this much before. I cried for almost 3 fucking hours. I wish I could hug all the members and tell them how strong they are...
#MAKECHESTERPROUD
#FUCKDEPRESSION
(Yeah even after all these years)
I swear I had never cried this much before. I cried for almost 3 fucking hours. I wish I could hug all the members and tell them how strong they are...
#MAKECHESTERPROUD
#FUCKDEPRESSION
(Yeah even after all these years)