Landor's Cottage
500 subscribers
982 photos
82 videos
40 files
172 links
it's ruby 🕳️
Let's talk: @landorscottage_bot
♬ playlist: @o2alternative
Download Telegram
سریال the Haunting of Hill House
حتماً ببینید اگر ندیدین و ژانر ترسناک-روانشناسی دوست دارید.
و بعد از این هم the Haunting of Bly Manor رو ببینید.
کاپلی که توش هست >>>
هر دو سریال اقتباس از کتاب های The Haunting of Hill House و Turn of the Screw هستن که بالا گذاشتم فایل هاشون رو.
من برگشتم :]
اما نه کاملاً. چون این پروژه ای که داریم انجام میدیم هنوز تقریباً ۶۰ درصدش مونده و همه ی کلاس هام رو هم کنسل کردم که تموم بشه زودتر. بدنم کاملاً بی حسه از بی خوابی و خستگی اما همزمان بیشتر تمایل به بیدار موندن و کار کردن دارم. همکارم گفت تو روانشناسی به این میگن inner warrior یا همون جنگجوی درون. چیزی که هست اینه که من هیچ وقت این حس رو نداشتم و حتی برای امتحان های مهم و کنکور هم از خواب و تفریحم کم نمی‌کردم اما این‌بار مثل اینکه واقعاً دارم از خودم مایه میذارم؟ آهنگ هایی که همزمان گوش میدم هم واقعاً نقش محرک رو دارن و اگه آهنگ گوش نمی‌دادم همزمان به احتمال زیاد نمی‌تونستم ادامه بدم :)
Landor's Cottage
من برگشتم :] اما نه کاملاً. چون این پروژه ای که داریم انجام میدیم هنوز تقریباً ۶۰ درصدش مونده و همه ی کلاس هام رو هم کنسل کردم که تموم بشه زودتر. بدنم کاملاً بی حسه از بی خوابی و خستگی اما همزمان بیشتر تمایل به بیدار موندن و کار کردن دارم. همکارم گفت تو روانشناسی…
بخش اول تموم شد و امروز ساعت ۱۱:۴۵ یه ربع قبل از ددلاین تحویل دادم. فقط موند یه سری ایرادات ریز که باید رفع بشن و بالاخره امشب می‌تونم راحت بخوابم و لازم نیست تا نزدیک های صبح کار کنم :)
از اینکه بعد از ازدواجِ داداشم دیگه نمی‌تونم لباس‌هاش رو بپوشم ناراحتم.
I'm so done with Lee Felix.
اولین باره که تو این چنل با این تعداد پیام مواجه شدم :) و میتونم بگم خوشحال شدم چون روبی اصلا حرف نمیزنی تو چنلت...
Landor's Cottage
به اینکه مهربونی هنوز وجود داره ایمان آوردم- این کادوی با ارزش و زیبا‌ و سسکی رو (نویسنده مورد علاقم ادگار آلن پوئه) یه دوست مجازی بهم داد که فکر کنم هنوز یه هفته هم نبود هم رو می‌شناختیم... مرسی‌ نوبل مهربان🖤
هر وقت نیاز به هجوم افکار تو ذهنم برای رسیدن به راه حل دارم میرم سراغ این کتاب. لازم نیست کلماتش رو بخونم، نگاه کردن به نوشته هایی که ادگار خلق کرده بدون اینکه بخونمشون و لمس صفحه های این کتاب کافیه تا یه brainstorm به معنای واقعی تو ذهنم شکل بگیره. طوری که انگار این نوشته ها این قدرت رو دارن تا آشفتگی ذهنی همیشگیِ ادگار رو به ذهنم انتقال بدن و همین آشفتگی باعث رسیدن به اون راه حلی که دنبالش هستم میشه.
There are so many things I crave to possess
which are mostly not satiating on the surface, not even to myself.
But what's the point of living then? Why should I always force myself to choose the extraordinary path? There were times that I experienced sheer joy through the most ordinary deeds imaginable. Who defines the word "ordinary"? There is no such thing as ordinary in this world. We are all unique beings turning every ordinary thing to an extraordinary one in our own way. So Imma enjoy the process, the path, whatever it is- from now on, not depending on any other unique being to create this joy for me. It's just gonna be "me" and "the extraordinary joy" I'm about to create.
از میزان علاقه ی خانوادم به کتاب براتون بگم که داداشم کتاب ادگار رو دید و گفت وای این عجب کتابیه پسر- (من همون لحظه تو ذهنم: وای این ادگار رو می‌شناسه می‌تونم راجع بهش حرف بزنم) و در ادامه گفت: اگه خوندی بده ببرم مغازه برای دکور خیلی خوبه.
:|||
AND I WAS LIKE STFU.
It doesn't matter who you're talking to. You won't be able to stand them if they repeat a sentence more than five times. But we have this tendency of listening to a song for the 999999th time.
Show me sth more powerful than music and I'll bow.
Forwarded from melody noir. (¿¿aiko)
I needed to run, run far away
I needed to wash this unstoppable pain off my body
I needed to run away like I always do cause I never let myself heal
I scratch my wounds too hard
I let them bleed rivers of my held up tears and then throw all the sympathy I have for myself in it
I needed to run away before I threw up all those feelings I kept to myself, before I let you see right through me