Forwarded from 𝐆𝐞𝐥𝐬𝐨𝐦𝐢𝐧𝐚 (Yas)
حرفای تو منو یاد نوجوونی خودم میندازه.
هیچوقت از نوشتن احساسات دست نکش🤝🏻
هیچوقت از نوشتن احساسات دست نکش🤝🏻
برام مزخرف بود چون با سرماخوردگی رفتم و حالم خوب نبود...
پاهامم از درد ترکید انقدر مارو توی صف نگه داشتن...
پاهامم از درد ترکید انقدر مارو توی صف نگه داشتن...
معلمم گیر داده بود حتما روز اولی تدریس کنه و من با اون حال و هیچیم نمیفهمیدم باید براش طرح در میاوردم...
منی که دوتا دوستای قدیمیمو کلا باهاشون قطع ارتباط کرده بودم نمیخواستم ببینم
نه تنها دیدمشون!
بلکه حتی زنگ تفریح اومدن کلاسم...
نه تنها دیدمشون!
بلکه حتی زنگ تفریح اومدن کلاسم...
حالا باید بشینم ۳۰ تا طرح مسخره از توی خط ها در بیارمم😭
امروز یه لحظه فکر کردم عجب غلطی کردم رفتم گرافیک...
امروز یه لحظه فکر کردم عجب غلطی کردم رفتم گرافیک...
بابا تدریسش مزخرفهه...
یکدفعه به آدم استرس میده اول میگه که اگه از این طرح ها الان تایید نگیرین پودمان رو میوفتین
بعدش که بچه ها درمونده میشن و هی طرحاشون قبول نمیشه،میگه اومدین که کم کم یاد بگیرین🗿
یکدفعه به آدم استرس میده اول میگه که اگه از این طرح ها الان تایید نگیرین پودمان رو میوفتین
بعدش که بچه ها درمونده میشن و هی طرحاشون قبول نمیشه،میگه اومدین که کم کم یاد بگیرین🗿