Forwarded from ꒱ لبِساحلپنجصبح⁷ ꒰ (꒱ خـورشـیـد🍓 ꒰)
و ما زنده ماندیم تا به جای همه ی آنان که رفتند؛ روزِ آزادی برقصیم.
با خشم زندهایم؛ و با مرگ غریب.
هر یک از ما که بمیرد؛ هزاران ما بلند خواهند شد.
با خشم زندهایم؛ و با مرگ غریب.
هر یک از ما که بمیرد؛ هزاران ما بلند خواهند شد.
😭3
تو با پاک کن خاطرات رو پاک میکنی، هرچیزی که تورو یاد من بندازه حذف میکنی، سعی میکنی برام جایگزین پیدا کنی، و تو فراموش میکنی...
اما من... من هرروز خاطرات رو با مداد پررنگتر میکنم، یادگاریهات رو مرور میکنم، من هنوزم نامههایی که هیچوقت به دستت نرسیدن رو در اعماق کمدم نگه میدارم، من هنوزم با احترام و مهر ازت یاد میکنم، و تو هنوز هم در گذشتهی من نفس میکشی...
از ۲:۲۰ دقیقه نیمهشب...
نوشته شده در ۱۴۰۵٫۵٫۱۶
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
اما من... من هرروز خاطرات رو با مداد پررنگتر میکنم، یادگاریهات رو مرور میکنم، من هنوزم نامههایی که هیچوقت به دستت نرسیدن رو در اعماق کمدم نگه میدارم، من هنوزم با احترام و مهر ازت یاد میکنم، و تو هنوز هم در گذشتهی من نفس میکشی...
از ۲:۲۰ دقیقه نیمهشب...
نوشته شده در ۱۴۰۵٫۵٫۱۶
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
❤8
من رزیتام. کسی که انگار با یه علامت سوال بزرگ توی سرش و سردرگمی ذاتی به دنیا اومده. کسی که هیچوقت نمیدونه چطوری خودشو معرفی کنه، چی بگه، از کجا بگه؟ از غم بگه، از امید بگه، از شادی بگه، از درد بگه، از چی بگه؟ فلسفی حرف بزنه یا عامیانه، منطقی باشه یا احساسی، شوخ باشه یا جدی؟
زندگی همینه نه؟ درد مستمر و شادیهای خردِ موندگار. دویدن دنبال امید درحالی توی چنگهای ناامیدی اسیری. لبخند و غم، ناکامی و رسیدن. چیزهایی که بیهم و بدون دیگری معنایی ندارن.
لبخند چه معنایی میتونه داشته باشه بدون تجربهی غم؟ دوستیها بدون جدایی چطوری معنا پیدا کنن؟ تنهایی چطور بدون کسی رو داشتن حس بشه؟ دنیا چطور بیرنج زندگی بشه؟
رنج؛ کلمهی عجیبیه، همزمان که خردت میکنه و قلبت رو سنگین میکنه، قویترت میکنه.
ما آدمها ساختهی رنجیم. نه صرفا از اون رنجهای بزرگ و عجیب و غریب، نه! رنجهای کوچیک و خرد، همونهایی که هویت مارو میسازن.
همون زمینی که توی بچگیمون خوردیم! همون موقعی که به خاطر نقاشی زشتمون مسخره شدیم. همون دست و پاهای خاکی و زخمی. همون زخم کوچیکی که چاقو به دستمون هدیه داد. همون حس بد بعد از کمترین نمرهای که گرفتیم. همون اولین غمی که از دوستی و رفاقت بهمون رسید. همون اولین شکست هرچند کوچیکمون!
واقعا ما آدمها چی هستیم بدون رنج؟ بدون اون زخمها؟ بدون اون شکستها؟
اگر هیچوقت زمین نمیخوردیم، اونقدر از دوچرخهسواری لذت میبردیم؟ اگر هیچوقت مسخره نمیشدیم، اونقدر تلاش میکردیم؟ اگر هیچوقت دوستهامون رو از دست نمیدادیم، خودمون رو اصلاح میکردیم؟ اگر اگر اگر...هزارجور اگر و اما وجود داره، ولی واقعا اگر این اگر و اماها نبودن، ما، ما بودیم؟
یه زمانی توی زندگیم آرزو میکردم که ای کاش یه رنج واحد و بزرگ داشتم تا درموردش ساعتها، روزها و حتی سالها بنویسم، که به واسطهاش درک بشم؛ اما بعدها فهمیدم، همین رنجهایی که از دید دیگران کوچیک و خردن، همین درک نشدنها، همین "اینکه چیزی نیست"ها، من رو ساختن، همینها بودن که شدن باعث قدرت. همینها حرصم رو درآوردن که ادامه دادم، که امید رو پیدا کردم.
توی دنیای پر از رنج، امید داشتن سختترین کاره، اما به هرحال ما ناچاریم به جست و جوی شادی، چون چه چیزی به جز خوشحالی آسمون دنیامون رو رنگی میکنه؟
.
از ۱:۵۰ دقیقه نیمهشب...
نوشته شده در ۱۴۰۵٫۵٫۲۱
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
زندگی همینه نه؟ درد مستمر و شادیهای خردِ موندگار. دویدن دنبال امید درحالی توی چنگهای ناامیدی اسیری. لبخند و غم، ناکامی و رسیدن. چیزهایی که بیهم و بدون دیگری معنایی ندارن.
لبخند چه معنایی میتونه داشته باشه بدون تجربهی غم؟ دوستیها بدون جدایی چطوری معنا پیدا کنن؟ تنهایی چطور بدون کسی رو داشتن حس بشه؟ دنیا چطور بیرنج زندگی بشه؟
رنج؛ کلمهی عجیبیه، همزمان که خردت میکنه و قلبت رو سنگین میکنه، قویترت میکنه.
ما آدمها ساختهی رنجیم. نه صرفا از اون رنجهای بزرگ و عجیب و غریب، نه! رنجهای کوچیک و خرد، همونهایی که هویت مارو میسازن.
همون زمینی که توی بچگیمون خوردیم! همون موقعی که به خاطر نقاشی زشتمون مسخره شدیم. همون دست و پاهای خاکی و زخمی. همون زخم کوچیکی که چاقو به دستمون هدیه داد. همون حس بد بعد از کمترین نمرهای که گرفتیم. همون اولین غمی که از دوستی و رفاقت بهمون رسید. همون اولین شکست هرچند کوچیکمون!
واقعا ما آدمها چی هستیم بدون رنج؟ بدون اون زخمها؟ بدون اون شکستها؟
اگر هیچوقت زمین نمیخوردیم، اونقدر از دوچرخهسواری لذت میبردیم؟ اگر هیچوقت مسخره نمیشدیم، اونقدر تلاش میکردیم؟ اگر هیچوقت دوستهامون رو از دست نمیدادیم، خودمون رو اصلاح میکردیم؟ اگر اگر اگر...هزارجور اگر و اما وجود داره، ولی واقعا اگر این اگر و اماها نبودن، ما، ما بودیم؟
یه زمانی توی زندگیم آرزو میکردم که ای کاش یه رنج واحد و بزرگ داشتم تا درموردش ساعتها، روزها و حتی سالها بنویسم، که به واسطهاش درک بشم؛ اما بعدها فهمیدم، همین رنجهایی که از دید دیگران کوچیک و خردن، همین درک نشدنها، همین "اینکه چیزی نیست"ها، من رو ساختن، همینها بودن که شدن باعث قدرت. همینها حرصم رو درآوردن که ادامه دادم، که امید رو پیدا کردم.
توی دنیای پر از رنج، امید داشتن سختترین کاره، اما به هرحال ما ناچاریم به جست و جوی شادی، چون چه چیزی به جز خوشحالی آسمون دنیامون رو رنگی میکنه؟
.
از ۱:۵۰ دقیقه نیمهشب...
نوشته شده در ۱۴۰۵٫۵٫۲۱
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Lord, I'm five hundred miles from my home...
💔3
Forwarded from ◗شـایـداحـتـمـالـا✃𓆟
┉┈☆https://t.me/rose_notes7
جایزه برنده خوششانسمون یک واحد اپارتمان در منطقه نیاوران تهران🌹
جایزه برنده خوششانسمون یک واحد اپارتمان در منطقه نیاوران تهران🌹
🔥5😭1
◗شـایـداحـتـمـالـا✃𓆟
┉┈☆https://t.me/rose_notes7 جایزه برنده خوششانسمون یک واحد اپارتمان در منطقه نیاوران تهران🌹
جدی جدی میرم رگمو با چیپس میزنممممممم طکطکیتیتقخثحثجثجپسپسمس
وای خیلی خوشگلههههثخق۸ق۸ققججی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA
وای خیلی خوشگلههههثخق۸ق۸ققججی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA
❤2🔥1
حیحیحیحیحیحیحیحیحیحیحییییییییییی سکینیحیحیمیمیقمینینینینبتبتسننیحیمیمینیح
خیلی خوشحالمممممم طکطنطنسجسجی۹ی۹۹قیججیمسمطکیکیکیمیمیممییججی
خیلی خوشحالمممممم طکطنطنسجسجی۹ی۹۹قیججیمسمطکیکیکیمیمیممییججی
❤2
Forwarded from ســــیارهـ شـــب𔓎⋆.˚•。 (𝘙𝘐𝘓𝘌𝘠)
بچها تا اطلاع ثانوی لبخند هستم💗💗💗
❤2