ℛℴ𝓈ℯ 𝓃ℴ𝓉ℯ𝓈
115 subscribers
360 photos
56 videos
56 links
name a place that I could breathe on this map, world...


@rosenotes_bot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝟷%
بعضی روزها درک کردن خودم برای خودم هم عجیب می‌شه. مثلاً از روی تخت مثل یه کرم پایین میام و از پاهام استفاده نمی‌کنم. از پله‌های خونه پایین می‌رم، اگه پشمک توی پاگرد خواب باشه کنارش دراز می‌کشم و نوک انگشت‌هامون رو بهم وصل می‌کنم چون اعتقاد دارم احساساتمون اینجوری تبادل می‌شه. در همین حین به پنکه سقفی نگاه می‌کنم و سر جام می‌شینم تا اداش رو در بیارم و بفهمم چه حسی داره وقتی اینجوری می‌چرخه. وقتی حوصلم سر می‌ره جلوی آیینه شکلک درمیارم و اگه خواهرم رد بشه شروع می‌کنم رقصیدن. گرسنم که بشه وقتی می‌رم توی آشپزخونه حتماً باید مثل مرد عنکبوتی وارد بشم تا مامانم جیغ بزنه، اون موقع دزدیدن سیب زمینی‌های سرخ شده واقعاً مزه داره. این عجیب بودنه رو دوست دارم.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Happy my Jungkook day🔥❤️
🎉21
فیلم کوتاه «چتر آبی»
به شدت زیبا🥹 حتماً ببینیدش.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزها به معنای خوشحالی فکر میکنم، به روزهایی که شادی رو احساس کردم. به لبخند فکر میکنم، به معنای پشتش.
به روزهایی که با خودم میگفتم «این حس عجیب و غریب یعنی امروز شادی اومده سراغم!» فکر میکنم، به لبخندهایی که زدم، به اینکه چرا اون‌ها رو آشکار کردم.
معمولاً اوقاتی خوشحالی رو اطرافم احساس میکنم که یا به مراد دلم رسیده باشم یا در راه رسیدن به مراد دلم باشم، کلاً انگار مراد برام اهمیت بالایی داره😂؛ روزهایی هم هستن که بدون وجود مراد حالم خوبه، دلایل مختلفی پشتش هست که حوصله‌ی اشاره بهشون رو ندارم….
البته که یک روزهایی هم هستن که بدون رسیدن به مراد و رفقاش بی‌دلیل خوشحالم؛ انگار که کل کائنات دست به دست هم میدن تا لبخندم رو ببینن. توی اون روزها احساس میکنم خورشید جور دیگه‌ای میتابه، ابرها یک جور دیگه زیبان، ساختمون‌هایِ بتنیِ زشت با یک پاپیون خودشون رو زیباتر کردن، گربه‌ها خوشگل‌تر شدن، آدم‌ها مهربون‌تر و بهتر به نظر میرسن و رزیتا خوشحال‌تر!
روزهایی هم وجود دارن که دوز شادی انقدر بالا میره که رفتارهام شک مصرف چیزی رو به دل اطرافیان میندازه، چیزهایی که درواقع تا حالا حتی از نزدیک هم ندیدم🤷🏻! این روز‌ها به اصطلاح روزهایی هستن که قر تو کمرم فراوونه؛ البته وقتی جناب قر وارد کمرم میشن، جناب عقل بهشون بر میخوره و از سرم خارج میشن. اون وقته که میشم رزیتای دیوونه‌ای که هیچ چیز جلودارش نیست.
میرسیم به لبخند‌هام؛ از نظر خودم درکل آدمی هستم که خیلی لبخند میزنه؛ موقع بیدار شدن، سلام کردن، خداحافظی کردن، دیدن خودم توی آیینه، غذا خوردن، فیلم دیدن، حرف زدن و…. اما حالا فکر میکنم مهم‌ترین چیز اینه که اون لبخندها واقعی بودن!




از دفترچه خاطرات رُز
نوشته شده در ۱۴۰۳٫۳٫۲۸
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق،
که نامی خوش‌تر از اینت ندانم.
وگر -هر لحظه- رنگی تازه گیری،
به غیر از «زهر شیرینت» نخوانم.

تو زهری، زهر گرم سینه سوزی،
تو شیرینی، که شور هستی از تست.
شراب جام خورشیدی، که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از تست.

به آسانی، مرا از من ربودی
درون کورهٔ غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی

بسی گفتند:-«دل از عشق برگیر!
که:نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که این زهر است، اما! نوشداروست!

چه غم دارم که این زهر تب‌آلود،
تنم را در جدایی می‌گدازد
از آن شادم که در هنگامه‌ی درد؛
غمی شیرین دلم را می‌نوازد.

اگر مرگم به نامردی نگیرد؛
مرا مهر تو در دل جاودانی است.
وگر عمرم به ناکامی سرآید؛
ترا دارم که:مرگم زندگانی است.




✍🏼فریدون مشیری
#Poetry
@rose_notes7
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Spring Day
BTS
그래, 밉다 니가 넌 떠났지만
단 하루도 너를 잊은 적이 없었지 난
솔직히 보고 싶은데


#music
@rose_notes7
❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میتونم حس کنم که بینیم از شدت سرما قرمز شده. از پنجره‌ی قطار به زمینی که لباس سفید رنگی به تن کرده خیره میشم. برف همچنان در حال بارشه.
کلاهم رو صاف میکنم و به مامان نگاه میکنم؛ بعد از اون نیم نگاهی به آنیتا میندازم. هندزفری رو به سمتم میگیره و من به سرعت و با اشتیاق اون رو داخل گوشم میزارم. به آرومی سرم رو روی شونه‌اش میزارم و به "spring day" گوش میسپارم.
برف میباره و موسیقی اوج میگیره. ناگهان به این فکر میوفتم که چقدر دوست دارم گریه کنم...اما چرا؟
خودمم نمیدونم، فکر میکنم فقط احساساتم فوران کردن. شاید به خاطر منظره‌ی یخ‌زده و موسیقی درحال پخش باشه. "spring day" بدجوری به دلم میشینه و احساساتیم میکنه.
میدونید...این آهنگ پر از احساسه، پر از درده، پر از زندگیه. عجیبه که همزمان هم غم رو به وجودم تزریق میکنه و هم لبخند به لبم میاره. هروقت بهش گوش میسپارم سرمایی جانسوز رو حس میکنم اما ناگهان گرمای آغوشی نامرئی منو در برمیگیره.
حالا میتونم دونه برف‌هایی که کلاه و کاپشنم رو در آغوش گرفتن رو لمس کنم و برخلاف جهت بارش برف راه برم. مقابل شیرینی‌فروشی توقف میکنیم و یکی یکی داخل میشیم، میخوایم برای میزبانمون شکلات بخریم. در طول مدت خرید از مغازه به بیرون خیره میشم. حالا که فکر میکنم میبینم من بارش برف رو هم دوست دارم، البته نه به اندازه‌ی بارون. وقتی بیرون میایم برف شدیدتر از قبل میباره، توانایی بالا گرفتن سرم و نگاه کردن به مقابلم رو‌ از دست میدم، فقط دنبال مامان راه میوفتم تا به مقصد برسیم.
کم‌کم به خونه‌ی مدنظرمون نزدیک میشم اما ناگهان موسیقی به پایان میرسه، گرما جای سرما رو میگیره، تابستون جای زمستون رو، پیژامه و تیشرتم جای کاپشن و لباس‌های گرمم رو و اتاقم جای خیابون برفی. به تبلتم چنگ میندازم و دوباره "spring day" رو پخش میکنم اما اون خاطره دیگه برنمیگرده!




🤷🏻
۱۴۰۳٫۶٫۱۸
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
❤‍🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یونگی سال ۲۰۲۰ بلاخره بهمون گفت که عادت ناخن جویدنش رو ترک کرده.چ و ناخناش دیگه سالمن😭 توی بعضی از لایواش هم به آرمیا اطمینان میداد که دیگه نگران نباشن.
اگه شماهم این عادت رو دارید، بیاین بخاطر یونگی ترکش کنین، باشه؟ 💜
      ⊱ @Yoongi_worlld
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3