خانوادهای جذاب و سرشناس.
جزیرهای خصوصی.
دختری با استعداد آسیب دیده؛ پسری پر حرارت،
اهل سیاست.
گروه چهار نفرهی دوستان -دروغگویان- که
دوستیشان ویرانگر است.
یک شورش. یک حادثه. یک راز.
دروغ پشت دروغ.
عشق حقیقی.
واقعیت.
ما دروغگو بودیم رمانی امروزی، پیچیده و هیجانانگیز.
آن را بخوانید.
و اگر کسی در مورد پایان کتاب سؤال کرد فقط دروغ بگویید.
بیاید قبول کنیم این خلاصه زیادی جذابه. مخصوصاً خط آخر.
📖ما دروغگو بودیم
#book
@rose_notes7
جزیرهای خصوصی.
دختری با استعداد آسیب دیده؛ پسری پر حرارت،
اهل سیاست.
گروه چهار نفرهی دوستان -دروغگویان- که
دوستیشان ویرانگر است.
یک شورش. یک حادثه. یک راز.
دروغ پشت دروغ.
عشق حقیقی.
واقعیت.
ما دروغگو بودیم رمانی امروزی، پیچیده و هیجانانگیز.
آن را بخوانید.
و اگر کسی در مورد پایان کتاب سؤال کرد فقط دروغ بگویید.
بیاید قبول کنیم این خلاصه زیادی جذابه. مخصوصاً خط آخر.
📖ما دروغگو بودیم
#book
@rose_notes7
🍓3👍1
سلام یا شایدم خداحافظ.
میدونم که ممکنه با ندیدن خودمو وسایلم توی خونه شوکه بشی ولی من باید برم، منو ببخش. راستش رو بخوای خودم رو بابت این خداحافظی سرزنش میکنم ولی مجبورم برم.
خیلی سخت بود که دیشب جلوی اشکهام رو بگیرم تا یه دل سیر توی بغلت زار نزنم، و حتی سختتر از اون کنترل کردن احساساتم بود وقتی که درمورد دوستپسرت باهام حرف میزدی. من..من واقعاً متاسفم عزیزم، من نباید به احساساتم اجازه میدادم تا این حد پیشروی کنن. من عاشقتم، نمیتونم از فعل گذشته براش استفاده کنم چون هنوزم دوستت دارم.
من میرم چون تو عاشقشیو من نمیتونم این عشق رو ببینم، چون ازش متنفرم. آره! من از اینکه تو عاشق دوستپسرتی متنفرم، و حتی بدتر اینکه دعا میکردم که این عشق فقط یه توهم باشه.
نمیتونم بمونم و ببینم که هرروز بیشتر عاشقش میشی، نمیتونم ببینم که اون چقدر عاشقته، نمیتونم ببینم که تو رو داره، نمیتونم ببینم!
متاسفم. امیدوارم توی عشقت موفق باشی و خوب زندگی کنی. و ممنونم که دیشب منو بغل گرفتی، اون دقایق بهترین لحظات عمرم بودن.
از طرف کسی که تا ابد و یک روز دوستت داره، خدانگهدار.
از عشق.
نوشته شده در ۱۴۰۳٫۵٫۳۱
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
میدونم که ممکنه با ندیدن خودمو وسایلم توی خونه شوکه بشی ولی من باید برم، منو ببخش. راستش رو بخوای خودم رو بابت این خداحافظی سرزنش میکنم ولی مجبورم برم.
خیلی سخت بود که دیشب جلوی اشکهام رو بگیرم تا یه دل سیر توی بغلت زار نزنم، و حتی سختتر از اون کنترل کردن احساساتم بود وقتی که درمورد دوستپسرت باهام حرف میزدی. من..من واقعاً متاسفم عزیزم، من نباید به احساساتم اجازه میدادم تا این حد پیشروی کنن. من عاشقتم، نمیتونم از فعل گذشته براش استفاده کنم چون هنوزم دوستت دارم.
من میرم چون تو عاشقشیو من نمیتونم این عشق رو ببینم، چون ازش متنفرم. آره! من از اینکه تو عاشق دوستپسرتی متنفرم، و حتی بدتر اینکه دعا میکردم که این عشق فقط یه توهم باشه.
نمیتونم بمونم و ببینم که هرروز بیشتر عاشقش میشی، نمیتونم ببینم که اون چقدر عاشقته، نمیتونم ببینم که تو رو داره، نمیتونم ببینم!
متاسفم. امیدوارم توی عشقت موفق باشی و خوب زندگی کنی. و ممنونم که دیشب منو بغل گرفتی، اون دقایق بهترین لحظات عمرم بودن.
از طرف کسی که تا ابد و یک روز دوستت داره، خدانگهدار.
از عشق.
نوشته شده در ۱۴۰۳٫۵٫۳۱
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
❤4
ذهن هر زنی، قلمرو پادشاهی اونه، عاقلانه بهش حکومت کن دختر.
📖فرار از کتابخانهی آقای لمونچلو
#book
@rose_notes7
📖فرار از کتابخانهی آقای لمونچلو
#book
@rose_notes7
🍓3❤1
میخوام بنویسم ولی نمیدونم درمورد چی، عمیقاً به نوشتن نیاز دارم ولی نه ایدهای ندارم و نه حوصلهای.
دوست دارم فقط تند تند برگهها رو سیاه و خط خطی کنم و به اینکه چندین درخت رو هدر میدم، فکر نکنم. دلم میخواد یک مدتی اصلاً فکر نکنم، شبها یکهو از خواب بیدار نشم تا به مدت سه یا چهار ساعت به چرت و پرتهایی که صدای سرم میگه، گوش بسپارم.
من دیگه نمیخوام با نگاه آدمها تا این حد معذب بشم، من نمیخوام ناخن بخورم، نمیخوام استرس بکشم، نمیخوام خجالتی باشم، نمیخوام خودم رو سرزنش کنم، نمیخوام با افکارم خودم رو آزار بدم.
من میخوام ولی نمیتونم، نمیتونم چون همهی اینهاست که منو میسازه...
افکار.
نوشته شده در ۱۴۰۳٫۶٫۴
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
دوست دارم فقط تند تند برگهها رو سیاه و خط خطی کنم و به اینکه چندین درخت رو هدر میدم، فکر نکنم. دلم میخواد یک مدتی اصلاً فکر نکنم، شبها یکهو از خواب بیدار نشم تا به مدت سه یا چهار ساعت به چرت و پرتهایی که صدای سرم میگه، گوش بسپارم.
من دیگه نمیخوام با نگاه آدمها تا این حد معذب بشم، من نمیخوام ناخن بخورم، نمیخوام استرس بکشم، نمیخوام خجالتی باشم، نمیخوام خودم رو سرزنش کنم، نمیخوام با افکارم خودم رو آزار بدم.
من میخوام ولی نمیتونم، نمیتونم چون همهی اینهاست که منو میسازه...
افکار.
نوشته شده در ۱۴۰۳٫۶٫۴
#note
#Rose_notes
@rose_notes7
❤7
با اتمام «فهرست مهمانان» دیگه اون آدم سابق نمیشم...
عمق حماقت و انتهای لجن و کثافت رو با چشمهام دیدم و خوندم.
#book
عمق حماقت و انتهای لجن و کثافت رو با چشمهام دیدم و خوندم.
#book
Forwarded from 𝟷%
بعضی روزها درک کردن خودم برای خودم هم عجیب میشه. مثلاً از روی تخت مثل یه کرم پایین میام و از پاهام استفاده نمیکنم. از پلههای خونه پایین میرم، اگه پشمک توی پاگرد خواب باشه کنارش دراز میکشم و نوک انگشتهامون رو بهم وصل میکنم چون اعتقاد دارم احساساتمون اینجوری تبادل میشه. در همین حین به پنکه سقفی نگاه میکنم و سر جام میشینم تا اداش رو در بیارم و بفهمم چه حسی داره وقتی اینجوری میچرخه. وقتی حوصلم سر میره جلوی آیینه شکلک درمیارم و اگه خواهرم رد بشه شروع میکنم رقصیدن. گرسنم که بشه وقتی میرم توی آشپزخونه حتماً باید مثل مرد عنکبوتی وارد بشم تا مامانم جیغ بزنه، اون موقع دزدیدن سیب زمینیهای سرخ شده واقعاً مزه داره. این عجیب بودنه رو دوست دارم.
❤1