۳۰. دوباره سوار اسب
توی این سریال که میدیدم یکی به اون یکی گفت که وقتی از اسب افتادی، هرچی دیرتر دوباره اسب سواری رو شروع کنی احتمال این که کلا دیگه اسب سواری نکنی بیشتره. منظورش اینه که اگه خیلی فاصله بیفته ممکنه هیچوقت دوباره انجام نشه. مثل چی؟ مثل اینترنت که بعد از ۳۲ روز قطع بودن حالا از همیشه به «کلا قطع بودن» نزدیک تره.
توی این سریال که میدیدم یکی به اون یکی گفت که وقتی از اسب افتادی، هرچی دیرتر دوباره اسب سواری رو شروع کنی احتمال این که کلا دیگه اسب سواری نکنی بیشتره. منظورش اینه که اگه خیلی فاصله بیفته ممکنه هیچوقت دوباره انجام نشه. مثل چی؟ مثل اینترنت که بعد از ۳۲ روز قطع بودن حالا از همیشه به «کلا قطع بودن» نزدیک تره.
👍4
۳۲. فضا
فضا داشتن خیلی مهمه، به همین ترتیب فضا دادن هم خیلی مهمه. وقتی کسی میخواد فضای خودشو داشته باشه اگه بتونیم بهش فضا بدیم کار بیخ پیدا میکنه.
امروز تصمیم گرفتم که قرار نیست به این زودی تموم بشه ماجرا، کسی هم قرار نیست به من فضایی که میخوام رو بده، پس رفتم و برای خودم فضا پیدا کردم. راضیم.
فضا داشتن خیلی مهمه، به همین ترتیب فضا دادن هم خیلی مهمه. وقتی کسی میخواد فضای خودشو داشته باشه اگه بتونیم بهش فضا بدیم کار بیخ پیدا میکنه.
امروز تصمیم گرفتم که قرار نیست به این زودی تموم بشه ماجرا، کسی هم قرار نیست به من فضایی که میخوام رو بده، پس رفتم و برای خودم فضا پیدا کردم. راضیم.
👍5
۳۶. تاب آوری
این روزها همه حرف از تاب آوری میزنن، خیلی هم خوب. این رو تاب میآریم، همون طور که قبلی ها رو هم تاب آوردیم. ولی به چه قیمتی؟ آیا زندگی ما فقط همین تاب آوردن هاست؟ پس کی عشق رو تجربه کنیم؟ کی با کسایی گه دوستشون داریم مسافرت های خوب بریم؟ کی تو باشگاه منتظر خبر بمب و موشک و کشتار و اعتصاب و ... نباشیم؟
این روزها همه حرف از تاب آوری میزنن، خیلی هم خوب. این رو تاب میآریم، همون طور که قبلی ها رو هم تاب آوردیم. ولی به چه قیمتی؟ آیا زندگی ما فقط همین تاب آوردن هاست؟ پس کی عشق رو تجربه کنیم؟ کی با کسایی گه دوستشون داریم مسافرت های خوب بریم؟ کی تو باشگاه منتظر خبر بمب و موشک و کشتار و اعتصاب و ... نباشیم؟
👍3💔1
۳۸. پشتیبانی
من معمولا تماس های زیادی دریافت نمیکنم چون دوست ندارم دریافت کنم. اما معمولا گوشیم روی زنگ هست به خاطر شرایط کاری و انکالی و مخصوصا اگر انکال باشم شمارههای ناشناس رو جواب میدم. یه شب از شب های انکالی، یه شماره ناشناس زنگ زد و من هم با استرس برداشتم. خانم پشت خط شروع کرد احوال پرسی و سعی کردم بهش بفهمونم که احوال پرسیش برام اهمیتی نداره و باید بره سر اصل مطلب تا استرسم کم بشه. بلاخره گفت که از پشتیبانی تلسی تماس میگیره و من جزو کاربرای خوبشون بودم این مدت. نمیدونم چقدر داده داشت و با چه ترتیبی شروع کرده بود زنگ زدن ولی به نظر خودم جزو بهترین مشتری هاشون بودم. بخش بزرگی از محتوایی که میدیدم کورس های تلسی بود و به چند نفر هم معرفی کردم کورس ها رو. در ادامه ازم بازخورد گرفت که تجربه م چطوری بوده و دقیق یادداشت کرد و توضیح داد و آخرش هم گفت هدف اصلیش از زنگ زدن این بوده که یه دوره مدیریت مالی بهم هدیه بده. به نظرم خیلی نیاز داشتم بهش. علاقهم به تلسی بیشتر هم شد.
من معمولا تماس های زیادی دریافت نمیکنم چون دوست ندارم دریافت کنم. اما معمولا گوشیم روی زنگ هست به خاطر شرایط کاری و انکالی و مخصوصا اگر انکال باشم شمارههای ناشناس رو جواب میدم. یه شب از شب های انکالی، یه شماره ناشناس زنگ زد و من هم با استرس برداشتم. خانم پشت خط شروع کرد احوال پرسی و سعی کردم بهش بفهمونم که احوال پرسیش برام اهمیتی نداره و باید بره سر اصل مطلب تا استرسم کم بشه. بلاخره گفت که از پشتیبانی تلسی تماس میگیره و من جزو کاربرای خوبشون بودم این مدت. نمیدونم چقدر داده داشت و با چه ترتیبی شروع کرده بود زنگ زدن ولی به نظر خودم جزو بهترین مشتری هاشون بودم. بخش بزرگی از محتوایی که میدیدم کورس های تلسی بود و به چند نفر هم معرفی کردم کورس ها رو. در ادامه ازم بازخورد گرفت که تجربه م چطوری بوده و دقیق یادداشت کرد و توضیح داد و آخرش هم گفت هدف اصلیش از زنگ زدن این بوده که یه دوره مدیریت مالی بهم هدیه بده. به نظرم خیلی نیاز داشتم بهش. علاقهم به تلسی بیشتر هم شد.
۳۹. همخوانی کتاب
امروز یه جلسه همخوانی کتاب دعوت شدم که دیروز دعوت شده بودم. وقتی به برگزار کننده پیام دادم یه جوری گرم رفتار کرد که انگار میشناسیم هم رو مدت هاست. وقتی رسیدم گفت منتظرم بودن. حس «شامل بودن» بودن قشنگی داشت. کاش من هم بتونم به آدما این حس رو بدم. کتاب جالبی بود از نویسنده جالبی. آدم سادهایه ولی نه اونقدر ساده. توصیفهای خیلی جالبی داره، انگار تو همون صحنه که همه میبینیم جزئیات بیشتری میبینه. (غزاله علیزاده)
وقتی که اومدم بیرون خیلی با خودم حساب کردم که سود برگزار کردن این مراسم براش چی بود و هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید. شاید همین دلیل، باعث میشه که این، کار فرهنگی باشه نه فعالیت اقتصادی. این مدت فقط با عینک اقتصاد همه چیز رو دیدم، شاید این تلنگر خوبی بود که همه چیز هم اینطوری نیست.
امروز یه جلسه همخوانی کتاب دعوت شدم که دیروز دعوت شده بودم. وقتی به برگزار کننده پیام دادم یه جوری گرم رفتار کرد که انگار میشناسیم هم رو مدت هاست. وقتی رسیدم گفت منتظرم بودن. حس «شامل بودن» بودن قشنگی داشت. کاش من هم بتونم به آدما این حس رو بدم. کتاب جالبی بود از نویسنده جالبی. آدم سادهایه ولی نه اونقدر ساده. توصیفهای خیلی جالبی داره، انگار تو همون صحنه که همه میبینیم جزئیات بیشتری میبینه. (غزاله علیزاده)
وقتی که اومدم بیرون خیلی با خودم حساب کردم که سود برگزار کردن این مراسم براش چی بود و هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید. شاید همین دلیل، باعث میشه که این، کار فرهنگی باشه نه فعالیت اقتصادی. این مدت فقط با عینک اقتصاد همه چیز رو دیدم، شاید این تلنگر خوبی بود که همه چیز هم اینطوری نیست.
❤5
۴۰. منشی
گفته میشه که غزاله علیزاده برای نوشتن کتاب هاش، خودش دست به قلم نمیشده، بلکه میخوابیده و چشم هاشو میبسته و میگفته تا منشیهاش بنویسن. این مدل توی نوشتهها هم مشهوده. با کمک موتور صوت به متن Google Gboard گاهی تجربه دلپذیری داشتم از نوشتن بدون تایپ کردن. متاسفانه با این وضعیت اینترنت در دسترسم نیست ولی هنوز جای خالیش حس میسه.
گفته میشه که غزاله علیزاده برای نوشتن کتاب هاش، خودش دست به قلم نمیشده، بلکه میخوابیده و چشم هاشو میبسته و میگفته تا منشیهاش بنویسن. این مدل توی نوشتهها هم مشهوده. با کمک موتور صوت به متن Google Gboard گاهی تجربه دلپذیری داشتم از نوشتن بدون تایپ کردن. متاسفانه با این وضعیت اینترنت در دسترسم نیست ولی هنوز جای خالیش حس میسه.
❤6
۴۱. مرگ خودخواسته
یکی از دلایل معروف شدن خانم نویسنده، مرگ خودخواسته در حدود ۵۰ سالگیه. صحنهای که شاعرانه توصیف میشه. سکوت سنگین، جنگل و غم.
یکی میپرسه کسی که به مرگ خودخواسته مرده، مگه آثارش ارزش خوندن داره؟ به نظرم اتفاقا بله.
یکی از دلایل معروف شدن خانم نویسنده، مرگ خودخواسته در حدود ۵۰ سالگیه. صحنهای که شاعرانه توصیف میشه. سکوت سنگین، جنگل و غم.
یکی میپرسه کسی که به مرگ خودخواسته مرده، مگه آثارش ارزش خوندن داره؟ به نظرم اتفاقا بله.
👍4
عادت ساختن
یکی از آخرین چیزایی که تراپیست قبلیم بهم گفت، معرفی یه ویدیو در مورد ساختن عادت بود. نزدیک ۴ ساعت محتوا بود البته و در حوصله و اینترنت شما نمیگنجه، اما چیزی که من ازش برداشت کردم و خلاصه تجربیاتم رو بخوام بگم اینطوریه:
آسون باشه: هرچی عادت جدید رو برای خودمون آسون تر کنیم نتیجه بهتری میگیریم. اگر میخوایم آب بخوریم، اگه قمقمه بگذاریم دم دستمون راحت تره تا اینکه هر ساعت فکر کنیم که برم آب بخورم یا نه.
دیفالت باشه: اگه میخوایم باشگاه بریم، این که هرروز تصمیم بگیریم بریم یا تریم خیلی سخته. کلا تصمیم گرفتن مداوم دشمن عادت ساختنه، پس اگه دیفالت بکنیم (روزهای هفته و ساعتش فیکس باشه مثلا، فقط بین برم یا نرم هستش)
برم یا نرم: این که برم باشگاه یا نرم، مسواک بکنم یا تنبلی بکنم. این میتونه تصمیم سختی باشه و باعث بشه عادت ساخته نشه. بسته به چیزی که قراره روتین بکنیم که دو تا کار رو میکنم. یکی این که تحت هر شرایطی باید انجام بشه. هیچ راه دومی نداره. اگرچه به نظر سختگیرانه میاد ولی باز ذهنی تصمیم گیری رو انجام میده.
برای چیزهایی که این جواب نمیده، میشه بودجهی تقلب در نظر گرفت (مثل روز تقلب در رژیم های غذایی) و مثلا در هفته یک روز رو میشه نرفت. یا اگر دفعه قبل نرفتی این دفعه حتما باید بری. یا اگر نمیری باید یه کار جبرانی انجام بدی. (باشگاه با ورزش در خانه جبران بشه)
توی تقویم باشه: این برای من خیلی جواب داده. برای کاربر که قراره انجام بشه زمانش رو توی تقویم علامت میزنم. در این حالت وقتی به اون تایم برسم میدونم که باید این کارو انجام بدم و زمانش رو انگار از قبل اختصاص دادم. همچنین برای کارهای کوتاه تر (خوردن قرص مثلا) ساعت زنگدار یا ریمایندر میتونه کمک کنه.
قدم به قدم باشه: این که در یک حرکت بخوایم همه مشکلات زندگی رو برطرف کنیم غیرواقعیه (از شنبه معروف) ولی میتونیم قدم به قدم عادت ها رو بسازیم. اگه سه بار در روز میخوای مسواک بزنی، از روزی یک بار شروع کن ولی اون رو حتما و جدی انجام بده. بعد که عادت ساخته شد بکن دو بار. برای من تقریبا یک ماه طول میکشه این مرحله ولی نکته اینه که این تنها راهه. راه سریع تری وجود نداره.
به نتیجه فکر نکن: این که برای تصمیم این که کاری رو انجام بدم یا ندم هر دفعه به نتیجه (اهرم لذت) فکر کنیم یا به این فکر کنیم که اگه نکنم چی میشه (اهرم رنج) بهتره که تمام فکر و منابع رو همون اول که تصمیم میگیریم کاری رو انجام بدیم به کار بگیریم و اگه تصمیم گرفتیم که انجام بدیم دیگه به خوبی و بدی هاش فکر نکنیم. من تصمیم گرفتم این کارو بکنم پس میکنم.
یکی از آخرین چیزایی که تراپیست قبلیم بهم گفت، معرفی یه ویدیو در مورد ساختن عادت بود. نزدیک ۴ ساعت محتوا بود البته و در حوصله و اینترنت شما نمیگنجه، اما چیزی که من ازش برداشت کردم و خلاصه تجربیاتم رو بخوام بگم اینطوریه:
آسون باشه: هرچی عادت جدید رو برای خودمون آسون تر کنیم نتیجه بهتری میگیریم. اگر میخوایم آب بخوریم، اگه قمقمه بگذاریم دم دستمون راحت تره تا اینکه هر ساعت فکر کنیم که برم آب بخورم یا نه.
دیفالت باشه: اگه میخوایم باشگاه بریم، این که هرروز تصمیم بگیریم بریم یا تریم خیلی سخته. کلا تصمیم گرفتن مداوم دشمن عادت ساختنه، پس اگه دیفالت بکنیم (روزهای هفته و ساعتش فیکس باشه مثلا، فقط بین برم یا نرم هستش)
برم یا نرم: این که برم باشگاه یا نرم، مسواک بکنم یا تنبلی بکنم. این میتونه تصمیم سختی باشه و باعث بشه عادت ساخته نشه. بسته به چیزی که قراره روتین بکنیم که دو تا کار رو میکنم. یکی این که تحت هر شرایطی باید انجام بشه. هیچ راه دومی نداره. اگرچه به نظر سختگیرانه میاد ولی باز ذهنی تصمیم گیری رو انجام میده.
برای چیزهایی که این جواب نمیده، میشه بودجهی تقلب در نظر گرفت (مثل روز تقلب در رژیم های غذایی) و مثلا در هفته یک روز رو میشه نرفت. یا اگر دفعه قبل نرفتی این دفعه حتما باید بری. یا اگر نمیری باید یه کار جبرانی انجام بدی. (باشگاه با ورزش در خانه جبران بشه)
توی تقویم باشه: این برای من خیلی جواب داده. برای کاربر که قراره انجام بشه زمانش رو توی تقویم علامت میزنم. در این حالت وقتی به اون تایم برسم میدونم که باید این کارو انجام بدم و زمانش رو انگار از قبل اختصاص دادم. همچنین برای کارهای کوتاه تر (خوردن قرص مثلا) ساعت زنگدار یا ریمایندر میتونه کمک کنه.
قدم به قدم باشه: این که در یک حرکت بخوایم همه مشکلات زندگی رو برطرف کنیم غیرواقعیه (از شنبه معروف) ولی میتونیم قدم به قدم عادت ها رو بسازیم. اگه سه بار در روز میخوای مسواک بزنی، از روزی یک بار شروع کن ولی اون رو حتما و جدی انجام بده. بعد که عادت ساخته شد بکن دو بار. برای من تقریبا یک ماه طول میکشه این مرحله ولی نکته اینه که این تنها راهه. راه سریع تری وجود نداره.
به نتیجه فکر نکن: این که برای تصمیم این که کاری رو انجام بدم یا ندم هر دفعه به نتیجه (اهرم لذت) فکر کنیم یا به این فکر کنیم که اگه نکنم چی میشه (اهرم رنج) بهتره که تمام فکر و منابع رو همون اول که تصمیم میگیریم کاری رو انجام بدیم به کار بگیریم و اگه تصمیم گرفتیم که انجام بدیم دیگه به خوبی و بدی هاش فکر نکنیم. من تصمیم گرفتم این کارو بکنم پس میکنم.
👍1
(از این جا به بعد متن ها رو مثل روال سابق در لحظه مینویسم و نوت های قبلیم تموم شدن، برای همین شماره ندارن)
❤4
معلم
اخیرا دقت کردم که چند تا از دوست های نزدیکم یا کسایی که میتونم به شکل احساسی درکشون کنم، مامان باباشون معلمن (مثل خودم). دارم فکر میکنم شاید شغل در سبک تربیتی و سبک تربیتی در توانایی های عاطفی بی تاثیر نباشد.
اخیرا دقت کردم که چند تا از دوست های نزدیکم یا کسایی که میتونم به شکل احساسی درکشون کنم، مامان باباشون معلمن (مثل خودم). دارم فکر میکنم شاید شغل در سبک تربیتی و سبک تربیتی در توانایی های عاطفی بی تاثیر نباشد.
👍5❤3
Forwarded from Nolan Writes
آمار تاریخی دربارهی ابرتورمها و جنگها:
۱. مجارستان در سال ۱۹۴۶
- حداکثر تورم ماهیانه: 4.19 × 10¹⁶% (کوادریلیون)
- سرعت دو برابر شدن قیمتها: هر ۱۵ ساعت
(جنگ و پرداخت غرامت)
۲. زیمبابوه در سال ۲۰۰۸
- حداکثر تورم ماهیانه: 7.96 × 10¹⁰%
- سرعت دو برابر شدن قیمتها: هر ۲۵ ساعت
(اصلاحات اقتصادی ناموفق، تحریم و خروج سرمایه)
۳. یوگسلاوی در سال ۱۹۹۴
- حداکثر تورم ماهیانه: 3.13 × 10⁸%
- سرعت دوبرابر شدن قیمتها: هر ۳۴ ساعت
(جنگ داخلی و تحریم)
۴. آلمان (وایمار) ۱۹۲۳
- حداکثر تورم ماهیانه: 29,500%
- سرعت دوبرابر شدن قیمتها: هر ۳.۷ روز
(جنگ و پرداخت غرامت)
۵. یونان ۱۹۴۴
- حداکثر تورم ماهیانه: 13,800%
- سرعت دو برابر شدن قیمتها: هر ۴.۳ روز
(جنگ و اشغال شدن و هزینههای جنگ)
۶. چین ۱۹۴۹
- حداکثر تورم ماهیانه: 5,000% (تخمینی)
- سرعت دوبرابر شدن قیمتها: هر ۵.۳ روز
(جنگ داخلی و چاپ پول بیرویه توسط دولت ناسیونالیست، همونی که رفت تایوان)
برای قیاس: تورم معروف و شدید ونزوئلا در ۲۰۱۶، حداکثر تورم ماهیانهاش حدود ۱۵۰ درصد در ماه بوده و هر ۱۸ روز قیمتها دوبرابر میشده.
۱. مجارستان در سال ۱۹۴۶
- حداکثر تورم ماهیانه: 4.19 × 10¹⁶% (کوادریلیون)
- سرعت دو برابر شدن قیمتها: هر ۱۵ ساعت
(جنگ و پرداخت غرامت)
۲. زیمبابوه در سال ۲۰۰۸
- حداکثر تورم ماهیانه: 7.96 × 10¹⁰%
- سرعت دو برابر شدن قیمتها: هر ۲۵ ساعت
(اصلاحات اقتصادی ناموفق، تحریم و خروج سرمایه)
۳. یوگسلاوی در سال ۱۹۹۴
- حداکثر تورم ماهیانه: 3.13 × 10⁸%
- سرعت دوبرابر شدن قیمتها: هر ۳۴ ساعت
(جنگ داخلی و تحریم)
۴. آلمان (وایمار) ۱۹۲۳
- حداکثر تورم ماهیانه: 29,500%
- سرعت دوبرابر شدن قیمتها: هر ۳.۷ روز
(جنگ و پرداخت غرامت)
۵. یونان ۱۹۴۴
- حداکثر تورم ماهیانه: 13,800%
- سرعت دو برابر شدن قیمتها: هر ۴.۳ روز
(جنگ و اشغال شدن و هزینههای جنگ)
۶. چین ۱۹۴۹
- حداکثر تورم ماهیانه: 5,000% (تخمینی)
- سرعت دوبرابر شدن قیمتها: هر ۵.۳ روز
(جنگ داخلی و چاپ پول بیرویه توسط دولت ناسیونالیست، همونی که رفت تایوان)
برای قیاس: تورم معروف و شدید ونزوئلا در ۲۰۱۶، حداکثر تورم ماهیانهاش حدود ۱۵۰ درصد در ماه بوده و هر ۱۸ روز قیمتها دوبرابر میشده.
👍1
Forwarded from فیلم ارزش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه "ارزش"، پیش بینی وضع این روز های ایران..
👏1😱1
نوشتههای روزبه
مهاجرت دوست، غمش تکرار میشه ولی تکراری نمیشه.
یکم گشتم دنبال آهنگ مناسب این مهاجرت، ولی پیدا نکردم هنوز.
😭2
بچه ها جون این چنل دو ساله شد همین روزا.
به امید این که در روزهای بهتری باشیم همه.
به امید این که در روزهای بهتری باشیم همه.
❤11😭1
نوشتههای روزبه
عادت ساختن یکی از آخرین چیزایی که تراپیست قبلیم بهم گفت، معرفی یه ویدیو در مورد ساختن عادت بود. نزدیک ۴ ساعت محتوا بود البته و در حوصله و اینترنت شما نمیگنجه، اما چیزی که من ازش برداشت کردم و خلاصه تجربیاتم رو بخوام بگم اینطوریه: آسون باشه: هرچی عادت جدید…
وزن کم کردن
به نطرم کم کردن وزن هم یه مدلی از عادت ساختنه اما جا داره بیشتر بهش بپردازم.
در واقع وزن کم کردن عادت به سبک زندگی جدیده با این تاکید که باید یه کاری رو انجام ندی و اگر در بره، نتیجه تلاش های قبلیت هم از بین میره تا حدی.
چیزایی که بهم کمک کردن رو مینویسم ولی تاکید میکنم اونقدر هم موفق نیستم :)))
اندازه گیری
قاعدتا بدون بازخورد اصلا نمیتونیم بفهمیم روش درستی میریم یا نه، پس این که دیتا داشته باشیم و نمودار بکشیم کمک کنندهست.
چند تا چیز خوبه چک بشه مثلا این که اختلاف با دفعه پیش چقدره و با این سرعت، در زمان مناسب میرسم به هدف یا نه. همچنین این که آیا اصلا دارم کم میکنم و اگر نمیکنم مشکلم چیه؟ ( زیاد میخورم؟ استپ شدم یا چی)
اندازه گیری زیادی (فکر کردن به نتیجه)
یکی از مهم ترین مشکلاتی که داشتم و باعث میشد نتونم حتی یه کیلو کمک کنم اندازه گیری هرروز وزنم بود. مزیتش نمودار دقیق و بازخورد زیاد بود ولی بازخورد زیاد چیز خوبی نیست چون وارد فاز فکر کردن به نتیجه میشیم. امروز رعایت کردم فردا ۰.۲ کیلو وزنم کم شد، پس آخ جون برم پیتزا رو بخورم.
یا امروز رعایت نکردم ولی وزنم فقط ۰.۱ کیلو اضافه شد پس میتونم فردا هم رعایت نکنم.
ضمن این که انواع نویز ها هم وجود داره در وزن و نمیشه تصور کرد وزن کمتر همون چربی کمتره.
بادی انالیز
برای این که بفهمیم این وزنی که کم کردیم آیا واقعا چربی بوده یا نه و این که آیا اگر وزن ثابت مونده چربی ها موندن یا چربی با عضله جایگزین شده به نظرم کمک میکنه. البته با نگاه تو آینه هم میشه بعضاً این رو فهمید. همچنان توصیه نمیکنم روش خیلی obsessed باشید ولی خوبه.
هدف منطقی
این که بشه در بازه های متفاوت به به هدف های دورهای رسید، خیلی مهمه در انگیزه، چون اگه مدت زیادی به هدف نرسید طبیعتا انگیزه کم میشه.
جایگزین سالم
یه مشکلی که مواجه میشیم اینه که با گرسنمونه و هرچی دم دستمون هست میخوریم یا این که شیرینی میبینیم و هوس میکنیم. برای هوس شیرینی کردن من قرص کروم بهم توصیه شد. روی هوس شیرینی خیلی موثره. انگار اراده م در برابر شیرینی جات خیلی تقویت شده.
برای این که گرسنه م میشه، یه سری امکانات مثل پروتیین بار، شیک پروتیین و سیس رایس رو امتحان کردم که هم تا حدی سالمن، هم اگرچه کالری دارن،ولی حداقل پروتیین هم دارن و تا حد خوبی هم سیر نگه میدارن.
اسکیپ کردن وعده
من چون هیچوقت نمیتونم اسکیپ کنم (گرسنه م میشه!) خیلی چیزی نمیگم ولی این هم توصیه مهمیه.
محیط
خیلی ها رو میشناسم که تو جنگ وزن کم کردن. به جز استرس و اینا به نظرم یه فاکتور دیگه هم هست اونم دسترسی به غذای پرکالریه، وقتی توی خونه هستی قاعذتا کمتر از بیرون غذا میگیری و اگر هم بگیری میتونی چند وعده بخوری و اینجور چیزها، باعث میشه که ناخودآگاه غذای پر کالری کمتری بخوری. من خودم پیتزا و پاستا که قوت غالبمه، در دسترسم نبود و اگرچه دردناک بود ولی باعث کاهش وزن شد.
کالری شماری
کالری شماری طرفدارها و دشمنای خودشو داره. من تقریبا سه ماهه دارم مرتب وارد میکنم (یکی دو روز رو وارد نکردم در مجموع) و همین خودش یکی از عادت های سخته و خب اپلیکیشنش هزینه هم داره جدا از سختی وزن کردن و تخمین زدن.
برای من مزیتی که داشت این بود که ببینم واقعا کالریای که میخورم چقدره و چقدر رو باید مدنظر قرار بدم و بیشترین چیزی که میگیرم چیه. مثلا فهمیدم شیرینی تر یا نون سنگک و بربری خیلی خیلی زیاد کالری دارن و برای من که اونقدر عاشق نون نیستم کم کردنش راحته و همین کلید پیشرفته. جدا از کالری میشه فهمید چند گرم پروتیین گرفتی و مثلا نیاز هست شب یه whey هم بخوری یا نه.
همه این مواردی که گفتم تقریبا بعد از سه ماه دستم اومده و میتونم ذهنی حساب کنم (مثلا امروز میدونم پروتیینم کامل نشد ولی کالریم نزدیک به کامله بدون این که وارد کنم) ولی توصیه میکنم از اول این کارو نکنید و واقعا یه مدتی وارد کنید.
من اپلیکیشن های کرفس و جیم شو رو تست کردم. کرفس رابط کاربری قشنگی داره ولی خیلی مشکلات داره و اذیت شدم باهاش. جیم شو اگرچه یکم زشته ولی بهتر کار میکنه، عذاهاشم کامله به نظر فقط یکم سرچش شاید اذیت کنه ولی دستتون میاد قلقش، مثلا تایپو اصلا نباید داشته باشید. جیم شو رو نهایتا بیشتر دوست داشتم و باهاش ادامه میدم. یکسری ویدیو ورزشی هم داره (تنوع خوبی داره) که در این دوره بی اینترنتی میتونه نجات دهنده باشه.
به نطرم کم کردن وزن هم یه مدلی از عادت ساختنه اما جا داره بیشتر بهش بپردازم.
در واقع وزن کم کردن عادت به سبک زندگی جدیده با این تاکید که باید یه کاری رو انجام ندی و اگر در بره، نتیجه تلاش های قبلیت هم از بین میره تا حدی.
چیزایی که بهم کمک کردن رو مینویسم ولی تاکید میکنم اونقدر هم موفق نیستم :)))
اندازه گیری
قاعدتا بدون بازخورد اصلا نمیتونیم بفهمیم روش درستی میریم یا نه، پس این که دیتا داشته باشیم و نمودار بکشیم کمک کنندهست.
چند تا چیز خوبه چک بشه مثلا این که اختلاف با دفعه پیش چقدره و با این سرعت، در زمان مناسب میرسم به هدف یا نه. همچنین این که آیا اصلا دارم کم میکنم و اگر نمیکنم مشکلم چیه؟ ( زیاد میخورم؟ استپ شدم یا چی)
اندازه گیری زیادی (فکر کردن به نتیجه)
یکی از مهم ترین مشکلاتی که داشتم و باعث میشد نتونم حتی یه کیلو کمک کنم اندازه گیری هرروز وزنم بود. مزیتش نمودار دقیق و بازخورد زیاد بود ولی بازخورد زیاد چیز خوبی نیست چون وارد فاز فکر کردن به نتیجه میشیم. امروز رعایت کردم فردا ۰.۲ کیلو وزنم کم شد، پس آخ جون برم پیتزا رو بخورم.
یا امروز رعایت نکردم ولی وزنم فقط ۰.۱ کیلو اضافه شد پس میتونم فردا هم رعایت نکنم.
ضمن این که انواع نویز ها هم وجود داره در وزن و نمیشه تصور کرد وزن کمتر همون چربی کمتره.
بادی انالیز
برای این که بفهمیم این وزنی که کم کردیم آیا واقعا چربی بوده یا نه و این که آیا اگر وزن ثابت مونده چربی ها موندن یا چربی با عضله جایگزین شده به نظرم کمک میکنه. البته با نگاه تو آینه هم میشه بعضاً این رو فهمید. همچنان توصیه نمیکنم روش خیلی obsessed باشید ولی خوبه.
هدف منطقی
این که بشه در بازه های متفاوت به به هدف های دورهای رسید، خیلی مهمه در انگیزه، چون اگه مدت زیادی به هدف نرسید طبیعتا انگیزه کم میشه.
جایگزین سالم
یه مشکلی که مواجه میشیم اینه که با گرسنمونه و هرچی دم دستمون هست میخوریم یا این که شیرینی میبینیم و هوس میکنیم. برای هوس شیرینی کردن من قرص کروم بهم توصیه شد. روی هوس شیرینی خیلی موثره. انگار اراده م در برابر شیرینی جات خیلی تقویت شده.
برای این که گرسنه م میشه، یه سری امکانات مثل پروتیین بار، شیک پروتیین و سیس رایس رو امتحان کردم که هم تا حدی سالمن، هم اگرچه کالری دارن،ولی حداقل پروتیین هم دارن و تا حد خوبی هم سیر نگه میدارن.
اسکیپ کردن وعده
من چون هیچوقت نمیتونم اسکیپ کنم (گرسنه م میشه!) خیلی چیزی نمیگم ولی این هم توصیه مهمیه.
محیط
خیلی ها رو میشناسم که تو جنگ وزن کم کردن. به جز استرس و اینا به نظرم یه فاکتور دیگه هم هست اونم دسترسی به غذای پرکالریه، وقتی توی خونه هستی قاعذتا کمتر از بیرون غذا میگیری و اگر هم بگیری میتونی چند وعده بخوری و اینجور چیزها، باعث میشه که ناخودآگاه غذای پر کالری کمتری بخوری. من خودم پیتزا و پاستا که قوت غالبمه، در دسترسم نبود و اگرچه دردناک بود ولی باعث کاهش وزن شد.
کالری شماری
کالری شماری طرفدارها و دشمنای خودشو داره. من تقریبا سه ماهه دارم مرتب وارد میکنم (یکی دو روز رو وارد نکردم در مجموع) و همین خودش یکی از عادت های سخته و خب اپلیکیشنش هزینه هم داره جدا از سختی وزن کردن و تخمین زدن.
برای من مزیتی که داشت این بود که ببینم واقعا کالریای که میخورم چقدره و چقدر رو باید مدنظر قرار بدم و بیشترین چیزی که میگیرم چیه. مثلا فهمیدم شیرینی تر یا نون سنگک و بربری خیلی خیلی زیاد کالری دارن و برای من که اونقدر عاشق نون نیستم کم کردنش راحته و همین کلید پیشرفته. جدا از کالری میشه فهمید چند گرم پروتیین گرفتی و مثلا نیاز هست شب یه whey هم بخوری یا نه.
همه این مواردی که گفتم تقریبا بعد از سه ماه دستم اومده و میتونم ذهنی حساب کنم (مثلا امروز میدونم پروتیینم کامل نشد ولی کالریم نزدیک به کامله بدون این که وارد کنم) ولی توصیه میکنم از اول این کارو نکنید و واقعا یه مدتی وارد کنید.
من اپلیکیشن های کرفس و جیم شو رو تست کردم. کرفس رابط کاربری قشنگی داره ولی خیلی مشکلات داره و اذیت شدم باهاش. جیم شو اگرچه یکم زشته ولی بهتر کار میکنه، عذاهاشم کامله به نظر فقط یکم سرچش شاید اذیت کنه ولی دستتون میاد قلقش، مثلا تایپو اصلا نباید داشته باشید. جیم شو رو نهایتا بیشتر دوست داشتم و باهاش ادامه میدم. یکسری ویدیو ورزشی هم داره (تنوع خوبی داره) که در این دوره بی اینترنتی میتونه نجات دهنده باشه.
❤2
نوشتههای روزبه
وزن کم کردن به نطرم کم کردن وزن هم یه مدلی از عادت ساختنه اما جا داره بیشتر بهش بپردازم. در واقع وزن کم کردن عادت به سبک زندگی جدیده با این تاکید که باید یه کاری رو انجام ندی و اگر در بره، نتیجه تلاش های قبلیت هم از بین میره تا حدی. چیزایی که بهم کمک کردن…
یادآوری این که من متخصص نیستم، در صورتی که متخصص نیاز دارید کامنت ها بگید معرفی کنم ✌️
❤2
اسپاتیفای رو تمدید نکردم. ملودیفای هم امروز تموم شد خاک بر سرش. تمدید نمیکنم. :)
😭4🤣1
Forwarded from نباید میماندیم - معین دهاز
قبلا که میگفتیم "آینده مبهمه" منظورمون ده سال بعد بود. بعد رسید به یک سال و حالا وقتی از "ابهام آینده" حرف میزنیم، منظورمون یک هفتهی بعده.
شبیه رانندگی توی هوای مهآلود. سخته. هی باید آرومتر جلو بری و اگر مِه، غلیظِ غلیظ بشه و میدانِ دید به دو-سه متر برسه، عملا متوقفت میکنه. آدمیزاد هم برای آرامش و حرکت، به افقی قابل مشاهده نیاز داره. ولی امروز مرزِ ابهام به جلوی پامون رسیده و هر کسی رو در هر جایی از این مِهِ شدید که هست، حبس کرده.
برای انسان این یک حقه، که بتونه "پیشبینی" کنه. چه در زندگی شخصی، روابط انسانی و عاشقانه، چه در امور کلان و ملی و زیستی؛ چون اگر نتونه، زندگی و حرکتش متوقف میشه.
#معین_دهاز
@nabayad_m
شبیه رانندگی توی هوای مهآلود. سخته. هی باید آرومتر جلو بری و اگر مِه، غلیظِ غلیظ بشه و میدانِ دید به دو-سه متر برسه، عملا متوقفت میکنه. آدمیزاد هم برای آرامش و حرکت، به افقی قابل مشاهده نیاز داره. ولی امروز مرزِ ابهام به جلوی پامون رسیده و هر کسی رو در هر جایی از این مِهِ شدید که هست، حبس کرده.
برای انسان این یک حقه، که بتونه "پیشبینی" کنه. چه در زندگی شخصی، روابط انسانی و عاشقانه، چه در امور کلان و ملی و زیستی؛ چون اگر نتونه، زندگی و حرکتش متوقف میشه.
#معین_دهاز
@nabayad_m