رمان من
8.13K members
1.84K photos
626 videos
45 files
502 links
رمان عروس استاد
http://romanone.com/category/رمان-عروس-استاد/
پارت 1 رمان شروع تلخ
https://t.me/romanman_ir/8
سایت رمان برتر
romanbartar.com
سایت رمان من
http://roman-man.ir
سایت رمان وان
http://romanone.com
سایت رمان دونی
http://romandoni.ir
Download Telegram
to view and join the conversation
وبسایت رمان برتر

🌍 romanbartar.com
رمان آرزوهای گمشده پارت 40

  صدای آرام لحن نوازشگرانه‌‌اش دلم را قلقک داد: –پس همونه چسبید تنگ دلم! با لحن مظلومانه‌ای ادامه داد: –برو به کارت برس، منم برم دلتنگیامو بغل کنم! خوب بلد بود دلم را هوایی کند و درونم آشوبی شیرین به راه اندازد! لبخند زدم و با مهربانی وعده دادم: –قول می‌دم فردا تا انتهای شب…

http://romanone.com/رمان-آرزوهای-گمشده-پارت-40/
رمان من
Photo
رمان دختر حاج آقا پارت 64

با حالت قهر بلند شدم و دوباره رفتمو یه جای دیگه نشستم.خریدهایی که کرده بود رو برداشت و دوباره دنبالم اومد.باز کنارم نشست و پرسید: -لااقل بگو بدونم سر چی قهر کردی!؟ عه عه! عجباااا…رو رو برم… ولی انگار که دقیقا منتظر شنیدن همین یه سوال بوده باشم پشت سرهم شروع کردم حرف زدن: -چرا…

http://romanone.com/رمان-دختر-حاج-آقا-پارت-64/
🎙رضا شیری
🎵چشمون سیاه | #جدید
🎶🆔 @romanman_ir ♥️
🎙مرتضی اشرفی
🎵چه خبر | #جدید
🎶 🆔 @romanman_ir♥️
🍁🍁🍁🍁

#استاد_خلافکار
#پارت117


محکم جلوی دهنم و گرفتم تا صدام در نیاد.
چه توقعی داشتی لیلی احمق؟که مثل تو فیلما خودش و کنترل کنه؟توقع داشتی باورت کنه؟خیلی راحت با یکی دیگه خوابید و حاملش کرد.
چند تقه به در خورد و صدای آروم امیر اومد
_بلند شو از اون جا درو باز کنم.
با پشت دست اشکامو پاک کردم و بلند شدم.
در باز شد و امیر اومد داخل.با اخم وحشتناکی نگاه به اشکام انداخت و گفت
_هر چی بیشتر اشک بریزی جناب سرگرد بیشتر تاوان شو میده.
لبم و گاز گرفتم تا اشکام در نیاد. جلو اومد و با همون اخم غلیظش نگاهم کرد. حس کردم داره به خاطر حماقتم سرزنشم میکنه.
هر لحظه منتظر یه نیش و کنایه ازش بودم که دستش و دور شونم انداخت و در آغوشم کشید.
با خوردن عطر تلخش به بینیم اشکام شدت گرفت.
تیشرتش و توی مشتم گرفتم و برای اینکه صورتم و نبینه سرم و توی سینش فرو بردم و حبس شدن نفسش و به وضوح حس کردم.
دستش و لای موهام برد و آروم کنار گوشم گفت
_اون بچه به دنیا نمیاد.
چه فرقی می‌کرد؟
دستاشو دو طرف صورتم گذاشت و با شصت دستش اشکامو پاک کرد و گفت
_تا وقتی نتونی احساسات تو کنترل کنی هیچ وقت نمیتونی انتقام بگیری.حتی از من.
انگشتش و روی پلکم کشید و گفت
_تو بدترین شرایط هم نباید این چشات بارونی بشن.نباید تسلیم خشمت بشی. نباید بذاری طرف مقابل بفهمه چی تو سرته؟
با بغض گفتم
_مثل تو؟
لبخند محوی زد که با مشت به سینش زدم و گفتم
_از این مرموز بودنت خوشم نمیاد.
ازم فاصله گرفت. دستش و توی جیبش فرو برد و با جدیت گفت
_برو توی اتاقت.از فردا نمیخوام این طوری ببینمت.
حرفش و زد و بعد از یه نگاه طولانی از آشپزخونه بیرون رفت.
* * * * *
دستی به لباس خواب کوتاهم کشیدم و جلوی آینه ایستادم. لب هامو روی هم کشیدم تا رژ لبم پررنگ بشه. انگار با خودم لج کرده بودم که میخواستم برای فراموش کردن آرش خودم و به دست امیر بسپارم


🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی...


🆔 @romanman_ir
#تیکه

ما تو زمیني زندگي میکنیم که خودشو جو گرفته چه برسه به آدماش

🆔 @romanman_ir

دلم واسه صدات تنگه
خیلیم تنگه !
برا تو که فرقی نمیکنه
فقط محض قرار دل بی قرار من زنگ بزن و تا برداشتم بگو:
عه ! اشتباه شده ! اشتباه گرفتم شماره رو!
بعد اشتباهی یه شب تا صبح حرفای اشتباه تر بزن که من فقط گوش کنم صداتو...
که مرهم‌ بذارم رو زخم دلتنگیام،
که آروم کنم دل بی تابمو...
باور کن چیزیم نیس
من حالم خوبه
خوبه خوب
کنار اومدم با همیشه نبودنات
فقط...
دلم واسه صدات تنگه
خیلی تنگ!

🆔 @romanman_ir
من خوبم ولی...


🆔 @romanman_ir
🎙شری ام
🎵هلی | #جدید
🎶 🆔 @romanman_ir♥️