📚کانال نشر رخسار صبح و نشریه ی رخسار زبان (ادبیات، زبان شناسی و مطالعات میان رشته ای)
651 members
3.76K photos
435 videos
1.71K files
1.91K links
اطلاع رسانی در حوزه ی کتاب،مقاله،همایش،سمینار،کنفرانس،کارگاه و ...
ارتباط با مدیر::09111311577 @morteza_parvizi
http://Www.Instagram.com/rokhsarezaban : اینستاگرام
rokhsarezaban.ir وبگاه
rokhsarpub.com
Download Telegram
to view and join the conversation
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز 22 اُکتبر روزِ جهانیِ توجه به لکنت زبان نامگذاری شده است. هدف از این نامگذاری افزایشِ آگاهیِ عمومی نسبت به نارواییِ گفتار است.

شیوه ارتباط با افرادِ دچار به لکنتِ زبان:
- از تمسخر و صحبت کردنِ مانندِ آن‌ها خودداری کنیم.
- از تکمیل کردنِ جملاتِ آن‌ها بپرهیزیم.
- به آن‌ها فرصت بدهیم و به هیچ وجه وسطِ حرفِ‌شان نپریم.
- نگوئیم سریع‌تر یا آرام‌تر حرف بزنند.
- با آن‌ها ارتباطِ چشمی داشته و با علاقه صحبت‌هایِ‌شان را پی‌گیری کنیم.

می‌توانیم در کنارِ افرادِ دارایِ لکنتِ زبان بایستیم و به آن‌ها کمک کنیم تا جهان جایِ بهتری برای‌ِشان شود🌹

📚 @Academic_Library
🔸محورهای پژوهشی مهم نشریه ی علمی رخسار زبان
(فصلنامه ی نقد زبانی و ادبی)

- مطالعات نشانه-معناشناسی و تحلیل گفتمان
- پژوهش های میان رشته ای با تاکید بر نقد زبانی و ادبی
- سبک شناسی زبانی داستان و شعر
- مطالعات تطبیقی مبتنی بر نقد ادبی و زبان شناختی
- روایت شناسی و مطالعات ادبی و زبانی
- ریشه شناسی واژه ها، واژه شناسی در متون و نقد گویش های ایرانی
- پژوهش های مرتبط با حوزه های آوایی،صرفی،نحوی و معنایی
- ساختار گرایی در زبان و ادبیات
- فرمالیسم در متون
- پدیدار شناسی، هرمنوتیک و دریافت متون ادبی
- جامعه شناسی زبان و ادبیات
- روانشناسی زبان و متن ادبی
- فلسفه ی زبان و ادبیات
- مکتب ها و مانیفیست های ادبی
- پساساختگرایی زبانی، اجتماعی و ادبی
- زبان و ادبیات مدرن، نو (رمان، موج، تئاتر) و پسامدرن.
از این رو علاقه مندان می توانند مقالات خود را به پست الکترونیکی نشریه: rokhsaresobh@yahoo.com ارسال نمایند.
سامانه نشریه:
rokhsarezaban.ir
تلگرام و شماره تماس نشریه: 09111311577
@rokhsaresobh
Forwarded from RadioFarda
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎦 نسخه کامل مستند «عیّار تنها»:
بهرام بیضایی، فیلمساز و کارگردان سرشناس ایرانی، شخصیت شناخته‌شده‌ای در میان اهل فرهنگ است، اما تاکنون مجموعه‌ای مدون و منسجم درباره زندگی و آثار او جمع‌آوری و ارائه نشده بود. علا محسنی این فیلم مستند را به سفارش رادیوفردا ساخته است از زندگی و آثار آقای بیضایی؛ فیلمی که در آن نکاتی از زندگی شخصی و کاری او مطرح می‌شود که پیش از این جایی ذکر نشده است.
@RadioFarda
Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
‍ ‍ ‍ ‍ برگی از تقویم تاریخ

۳ آبان سالروز درگذشت فریدون مشیری

( زاده ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران -- درگذشته ۳ آبان ۱۳۷۹ تهران ) شاعر

مشیری، سالهای تحصيلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.
وی همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد و در همان سال، مادرش در ۳۹ سالگی درگذشت كه اثری عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست مشغول تحصيل شد. روزها به كار می‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه می‌داد. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامه‌ها و مجلات كارهايی از قبيل خبرنگاری و نويسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسی دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد.
او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود.
مشيری در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوی رشته نقاشی دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيری، بهار و بابك هر دو در رشته معماری در دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران و دانشكده معماری دانشگاه ملی ايران تحصيل كرده‌اند.
مشيری سرودن شعر را از نوجوانی و تقريباً از پانزده سالگی آغاز كرد. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسين شهريار و علی دشتي به چاپ رسيد. مشيری توجه خاصی به موسيقی ايرانی داشت و در پی همين دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شورای موسيقی و شعر راديو را پذيرفت.
وی در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نيوجرسی به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتنبرگ شرکت کرد.
فریدون مشیری پس از سالها بیماری در ۷۴ سالگی درگذشت و قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد..

🆔 @amirnormohamadi1976

#برگی_از_تقویم_تاریخ

Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
برگی از تقویم تاریخ

۳ آبان زادروز محمدعلی ابراهیمی‌انارکی

( زاده ۳ مهر ۱۳۲۳ نایین ) مدرس، ادیب، فرهنگ نویس، کویرشناس و شاعر، متخلص به «کویر»

ابراهیمی، دبستان را در انارک و دبیرستان‌های عنصری انارک و طبای شهر نایین گذراند و لیسانس رشته زبان و ادبیات انگلیسی را در اصفهان گرفت. در سال ۱۳۴۱ در آموزش و پرورش استخدام شد. تدریس را در دبیرستان‌های انارک شروع کرد و بعد از آن به اصفهان منتقل شد. او سرودن شعر را به دو زبان فارسی و انارکی از جوانی شروع کرد. سروده‌های انارکی او بعدازظهر جمعه‌های تابستان ۱۳۴۱ از برنامه نغمه‌ها و ترانه‌های محلی از رادیو ایران پخش می‌شد.
در سال ۱۳۴۸ اشعار محلی او شنبه شب‌ها از برنامه سرود زنده‌رود از رادیو اصفهان پخش می‌شد.
لحظه لحظه‌ی فیلم مستند زندگی پیرزن دهقان ساکن کویر به نام شهربانو، تاسیس موزه مردم شناسی انارک، برگزاری همایش گویش‌های محلی در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۴ در انارک همه نمادها و سمبل‌های در آستانه فراموشی کویر، شاهد تلاش و تکاپوی مثال زدنی این مرد است.
در تار و پود نارسینه هر اثری از فرهنگ و هنر، تداعی‌گر اراده پولادین و گام‌های استوار اوست.

وی چندان تمایل و نیازی به دیده شدن ندارد.
ولی آیا فرهنگ در آستانه اضمحلال کویر، بدون تلاش مردانی این چنین بر چهره همیشه صبورش زنگار فراموشی نخواهد نشست؟
آیا غبار کهنگی و بی‌رمقی برازنده قامتی چنین استوار است؟
اما اهالی کویر برای دیده شدن و مانا بودن سخت محتاج ابراهیمی‌ها هستند.
او فریاد رسای لب‌های پرعطش و چهره‌های خسته از پرتوفشانی‌های نه چندان مهربان آفتاب کویر است.
“عطش سرخ آفتاب کویر” با وجود چشمه‌هایی گوارا و شیرین از آبشخوری فرهنگی فرو خواهد نشست.

آثار و تالیفات:
۱- ای نارسینه (narossine) (اشعار گویشی) نشر نقش‌جهان، چاپ اول ۱۳۷۸
۲- شعر کویر (مجموعه اشعار فارسی) نشر گل‌افشان، چاپ اول ۱۳۸۱
۳- انارک (آثار همایش گویش شناسی) نشر گلستان ادب، چاپ اول ۱۳۸۵
۴- مدرسه‌ فرخی، نشر گلستان ادب، چاپ اول ۱۳۸۵
۵- فرهنگ کویر (واژه‌نامه‌ انارکی) نشر گلستان ادب، چاپ اول ۱۳۸۷
۶- پژوهشی در انساب انارکی‌ها (جلد اول) چاپ اول ۱۳۹۰
۷- گله لودری, داستان
۸- انارک (از دیدگاه تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی) نشر رنگینه، چاپ اول ۱۳۸۳ و ویرایش دوم ۱۳۹۰
۹- من دوستدار شهر قشنگ انارکم، شعر
۱۰- ای نارسینه از کییات ایواجی، شعر محلی با خط نستعلیق
۱۱- گزیده اشعار طرب انارکی “مجدالاشراف” ۱۳۸۹

آثار چاپ نشده:
۱- اینجا نخلک است
۲- جلد دوم پژوهشی در انساب انارکی‌ها
۳- ساربان

فعالیت های فرهنگی:
۱ ) تاسیس کتابخانه عمومی انارک در مکانی محقر در سال ۱۳۴۷ و گذراندن دوره کتابداری در تهران
۲ ) تاسیس موزه مردم شناسی کویر انارک در سال ۱۳۸۴
۳ ) برگزاری همایش باشکوه گویش‌های محلی در انارک در سال ۱۳۸۵
۴ ) برگزاری همایش مدرسه فرخی در سال ۱۳۸۵
۵ ) تاسیس فرهنگسرای طاهری انارک

🆔 @amirnormohamadi1976

#برگی_از_تقویم_تاریخ

Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
‍ ‍ برگی از تقویم تاریخ

۳ آبان سالروز درگذشت ساسان سپنتا

( زاده سال ۱۳۱۳ اصفهان -- درگذشته ۳ آبان ۱۳۹۳ اصفهان ) استاد دانشگاه، مولف، پژوهشگر زبانشناسی، ادبیات و موسیقی

سپنتا در خانواده‌ای فرهنگی و اهل هنر به دنیا آمد.
پدرش عبدالحسین سپنتا کارگردان فیلم دختر لر، نخستین فیلم تاریخ سینمای ایران بود و همین موضوع سبب شد تا ساسان نیز به هنر و فرهنگ علاقه پیدا کند.
او تحصیلات خود را در دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی و در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا در رشته زبانشناسی در دانشگاه تهران به انجام رسانید. وی به منزل دوست‌علی معیرالممالک رفت و آمد داشت و در آنجا صفحات گرامافون دوره قاجار را یافت و شروع به کار در این زمینه کرد.
در سال ۱۳۴۸ از پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان «کاربرد دستگاه‌های الکترونیک در بررسی فیزیکی (آکوستیکی) آواهای زبان و اندازه‌گیری فرکانس صدای خوانندگان نیم قرن اخیر در ایران» به راهنمایی هرمز میلانیان دفاع کرد و در سال ۱۳۵۱ با دفاع از پایان‌نامه خود تحت عنوان «بررسی فونتیکی خصوصیات واج‌های زبان فارسی» به راهنمایی ماهیار نوابی از دوره دکتری فارغ‌التحصیل شد.
او در مدرسه عالی ترجمه، دانشگاه تهران و دانشگاه دورهم (انگلستان) تدریس کرد و سپس تدریس را با مرتبه استادی در دانشگاه اصفهان ادامه داد. وی علاوه بر زبانشناسی در رشته الکترونیک و موسیقی نیز تحصیل کرد و صاحب تالیفاتی نیز بود.
او نواختن ویلون را نزد آرمیک گورگین (تحصیل کرده موسیقی در روسیه) آغاز کرد و سپس نزد علینقی وزیری، روح‌اله خالقی، ابوالحسن صبا و محمود تاج بخش ادامه داد.
سپنتا در سال ۱۳۳۸ آثار صوتی نفیس استادان موسیقی عصر ناصرالدین شاه را که بر استوانه‌های مومی دستگاه فنوگراف (حافظ‌ اصوات) ضبط شده بود و مدتی بیش از شصت سال به علت عدم راه‌کارهای فنی متروک و بلااستفاده مانده بود، کشف و با ساختن و ابداع ادوات دست ساز و تمهیدات فنی بازیابی صوتی کرد و تحلیل و توصیف سبک و ویژگیهای هنری آثار بازیابی شده را در برنامه‌های رادیو تلویزیونی، تلویزیون ملی ایران (سالهای پیرامون ۱۳۵۰) عرضه کرد.
تاکنون در حدود یکصد و بیست مقاله تخصصی در رشته‌های ادبیات، زبانشناسی و موسیقی در نشریات علمی - پژوهشی از او به چاپ رسیده‌است.
بهروز مبصری در سال ۱۳۸۶ در مقاله‌ای در مجله هنر، او را پدر دیسکوگرافی نامید. سپنتا اولین آرشیودار لوله‌های فنوگراف و بازیافت صوتی آنهاست که متاسفانه تا قبل از فوت آن را در اختیار هیچ کس قرار نداد.
از جمله کتاب‌های چاپ شده از او می‌توان به تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، چشم انداز موسیقی ایران و آواشناسی فیزیکی زبان فارسی و همچنین تصحیح و تکمیل جلد سوم کتاب ارزشمند سرگذشت موسیقی ایران روح آله خالقی اشاره کرد.
دکتر ساسان سپنتا در سن ۸۰ سالگی درگذشت.

🆔 @amirnormohamadi1976

#برگی_از_تقویم_تاریخ

Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
‍ ‍ برگی از تقویم تاریخ

۳ آبان سالروز درگذشت ابوالقاسم حالت

( زاده سال ۱۲۹۸ تهران -- درگذشته ۳ آبان ۱۳۷۱ تهران ) شاعر، مترجم و طنزپرداز

حالت، شاعر سرود پاینده بادا ایران، اولین سرود ملی ایران بعد از انقلاب (با آهنگ محمد بیگلری‌پور) بود.
او پس از تحصیلات مقدماتی و متوسطه به استخدام شرکت ملی نفت ایران درآمد و تا زمان بازنشستگی در خدمت این سازمان بود.
وی در جوانی به فراگیری زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسه پرداخت و از سال ۱۳۱۴ به شعر و شاعری روی آورد و به سرایش شعر در قالب کهن و تذکره ‌نویسی همت گماشت. دیوان شعر او که مشتمل بر قطعات ادبی، مثنویها، قصاید، غزلیات و رباعیات است، خود نمایانگر عمق دانش ادبی این شاعر است.
وی از سال ۱۳۱۷ همکاری خود را با مجله معروف فکاهی توفیق آغاز کرد و بحر طویلهای خود را با امضای هدهد میرزا و اشعارش را با اسامی مستعار خروس لاری، شوخ، فاضل ماب و ابوالعینک منتشر میکرد. علاقه به مسائل دینی سبب شد از سال ۱۳۲۳ هر هفته چند رباعی جدی که ترجمه‌ای از کلمات قصار علی‌بن ابی‌طالب بود در مجله «آئین اسلام» و سپس در مجله سپید و سیاه چاپ شود. وی در ترانه‌سرایی نیز دستی توانا داشت و عموماً این ترانه‌ها در قالب فکاهی، انتقادی، علیه وضعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان بود. در آن سال‌ها با نشریات امید، تهران مصور و پیام ایرانی نیز همکاری داشت و ملک‌الشعرا بهار او را به کنگره نویسندگان ایران دعوت کرد.
حالت در زمینه موسیقی اصیل ایرانی نیز فعالیت داشت و پس از انقلاب نیز مدت زمانی نسبتاً طولانی، با مجله گل آقا همکاری کرد. از او آثار ادبی و فرهنگی فراوانی در زمینه‌های طنز، شعر و ترجمه باقی مانده‌است.
سروده‌هاى طنزآميزش در چند دفتر از أن جمله در كتابى با عنوان "ديوان شوخ" منتشر شده است.
ابوالقاسم حالت در ۷۳ سالگی درگذشت.

🆔@amirnormohamadi1976

#برگی_از_تقویم_تاریخ

Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به بهانه‌ی سوم آبان ماه
سالروز در گذشت زنده‌یاد #فریدون_مشیری
اجرای استاد #محمدرضا_شجريان در مراسم خاکسپاری فريدون مشیری، آبان ۱۳۷۹

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

🔷 @FereydoonMoshiri | @Jaliyat
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
✍🏼 به‌مناسبت سالروز درگذشت #ابوالقاسم_حالت

به خسروپرویز نسبت شاعری نداده‌اند، ولی می‌نویسند که به شعر، مانند موسیقی، توجه زیاد داشت و باربد، خنیاگر مشهور دربار او، اغلب ترانه‌هایی به پارسی می‌سروده و در بزم‌های باشکوه شاهنشاه همراهِ ساز می‌خوانده‌است. حکایت شیرین ذیل مؤید این معنی است:
می‌گویند خسروپرویز اسبی داشت به نام شبدیز که در زیبایی و فِراست میان اسبان او بی‌نظیر بود. او به‌قدری به این اسب علاقه داشت که سوگند یاد کرده بود هرکس خبر مرگ شبدیز را به او بدهد، خون او را بریزد. تصادفاً این اسب مُرد و میرآخور به باربد متوسل شد که این خبر را به‌‌نحوی به عرض شاه برساند. باربد ترانه‌ای ساخت که در آن به این معنی اشاره‌ای کرده بود. وقتی آن را خواند، خسروپرویز به فِراست مطلب را دریافت و فریاد زد: شبدیز مُرد؟! باربد پاسخ داد: شاه خود چنین فرمود نه من!
به‌این‌ترتیب، شاه از مرگ شبدیز اطلاع یافت و جان کسی هم به خطر نیفتاد.
(برگرفته از: ابوالقاسم حالت. شاهان شاعر. تهران: انتشارات ع‍ل‍م‍ی‌، ۱۳۴۶، ص ۱ و ۲)
#پرسه_در_متون
@cheshmocheragh
وقتی انسان ها از تنهایی مینالند منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است تنهایی این است که هیچکس نمیفهمد چه میگویند!


#آیزایا_برلین

📚 @Academic_Library
Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
‍ ‍ ‍ برگی از تقویم تاریخ

۴ آبان زادروز ناصر فرهنگ‌فر

( زاده ۴ آبان ۱۳۲۶ شهر ری -- درگذشته ۲۳ امرداد ۱۳۷۶ ) نوازنده تنبک

ناصر فرهنگ‌فر از علاقه و استعداد هنری زیادی برخوردار بود و از هفت سالگی تنبک می‌نواخت و چون تنبک نداشت از کوزه‌های سفالی که مادرش روی آن پوست می‌کشید، استفاده می‌کرد.
پدرش مخالف تنبک‌نوازی او بود و می‌گفت که باید خوشنویسی را ادامه بدهد، ولی او بعدها، هم موسیقی و هم خوشنویسی را دنبال کرد و پیشرفت شگرفی داشت.
ناصر فرهنگ‌فر، پدرش حسینعلی، تار می‌نواخت. عمویش حسن ( ملقب به خوشرو ) از نوازندگان برجسته بود و تنبک را به شیوه روحوضی، می‌نواخت.
ناصر تنبک را از محمد ترکمان که از خویشان و شاگردان خوب امیرناصر افتتاح بود فراگرفت. در سال‌های بعد با حسین تهرانی آشنا شد و به تنبک نوازی پرداخت و از همین‌جا افتخار شاگردی حسین تهرانی برایش فراهم شد.
حسین تهرانی معتقد بود که فرهنگ‌فر تنبک را خوب می‌نوازد پس به وی گفت: ( بهتر است برای فراگیری نت نزد اسماعیلی بروی ) سپس فرهنگ‌فر جهت فراگرفتن کتاب استاد تهرانی که در آن زمان جزوه دست نویسی بود نزد محمد اسماعیلی رفت.
وی مدتی به توصیه پدرش به انجمن خوشنویسان رفت و نزد استادان حسن میرخانی، حسین میرخانی، علی‌اکبر کاوه و غلامحسین امیرخانی به شاگردی پرداخت و تا پایان عمر برای دل خود خوشنویسی می‌کرد.
از سال ۱۳۴۲ به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رفت و پس از امتحان به عنوان نوازنده و مدرس مشغول به کار شد.
از استادان عبداله دوامی، نورعلی برومند، داریوش صفوت، یوسف فروتن، سعید هرمزی و اصغر بهاری در مورد موسیقی و تصانیف قدیم بهره برد و گاهی اوقات با این استادان به همنوازی می‌پرداخت.
از سال ۱۳۵۰ در برنامه تلویزیونی هفت شهر عشق و از سال ۱۳۵۱ هرسال در جشن هنر شیراز با دوستان و یارانش به هنرنمایی می‌پرداخت.
سال ۱۳۵۲ همراه گروه مرکز حفظ و اشاعه به بلژیک رفتند و با گروه باله موریس بژار همکاری کردند که همین برنامه در همان سال در تخت جمشید به نام باله گلستان اجرا شد.
وی از سال ۱۳۵۴ با گروه شیدا به سرپرستی یار دیرین خود محمدرضالطفی همکاری کرد و برنامه‌های متعددی در تلویزیون و رادیو مثل گلهای تازه و گلچین هفته اجرا کردند.
در سال ۱۳۵۴ به دعوت رابرت ویلسون کارگردان شهیر آمریکایی به نیویورک رفت و در تئاتر وی به ضرب‌نوازی زورخانه، ضربی‌خوانی و آواز پرداخت.
در سال ۱۳۵۶ با تاسیس گروه عارف با این گروه به همکاری پرداخت و تا سال ۱۳۶۳ با تعطیل شدن کانون چاووش، کارهای زیبا و جاودانی به سرپرستی دوستان خود حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان ارایه کردند.
وی علاوه بر آشنایی به سبک و شیوه های مختلف پیش از ۳۰ سالگی سبکی متمایز و نو در تنبک بنیان نهاد.
صدای تنبک، تکنیک و انگشت گذاری، خلاقیت و بداهه نوازی، تسلط بر ردیف، آواز، ضربی خوانی و ریتم لنگ و آشنایی به اوزان شعری او را متمایز و ممتاز کرده بود.
ناصر فرهنگ‌فر در ۵۰ سالگی درگذشت.

🆔
@amirnormohamadi1976
#برگی_از_تقویم_تاریخ

Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
‍ ‍ ‍ ‍ برگی از تقویم تاریخ

۴ آبان سالروز درگذشت علی‌اشرف درویشیان

( زاده ۳ شهریور ۱۳۲۰ کرمانشاه -- درگذشته ۴ آبان ۱۳۹۶ تهران ) نویسنده

درویشیان داستان‌نویس و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه بود که بسیاری از افسانه‌ها را در کتاب افسانه‌‌ها و متل‌های کردی آورده ‌است.
او درباره‌ قصه‌های کودکی‌اش می‌گفت:
"در زندگی پای قصه‌های خیلی از قصه‌ گویان نشستم، اما مادر بزرگم از همه آنها‌ بهتر بود و به آنچه می‌گفت آگاهی کافی داشت‌. افسانه را با آب و تاب و با سود جستن از مثل‌ها و اصطلا‌حات محلی بیان می‌کرد‌. آن‌ها را با مسائل روز و نکته‌های مورد علا‌قه ما می‌آمیخت،‌ آرام و بی‌شتاب قصه می‌گفت و عقیده داشت که گفتن متل در روز سبب کسالت و خستگی می‌شود، ‌بنابراین همیشه شب‌ها و به ویژه پیش از خواب برای ما قصه می‌گفت‌. پدرم هم قصه‌‌گوی خوبی بود، اما نه به اندازه مادربزرگم‌. او کم‌ سواد بود و برای ما اشعار حافظ و باباطاهر را می‌خواند‌. نخستین کتاب داستانی که به خانه‌ ما آمد، امیرارسلا‌ن نامدار بود که من در ۹ سالگی در شب‌های زمستان برای خانواده می‌خواندم".
وی در سال ۱۳۳۷ پس از گذراندن دوره‌ دانشسرای مقدماتی کرمانشاه، ۸ سال در روستاهای کرمانشاه و گیلا‌نغرب آموزگار بود.
در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه تهران در رشته‌ ادبیات فارسی و سپس تا کارشناسی ارشد روان‌شناسی تربیتی درس خواند و همزمان در دانشسرای عالی تهران تا رشته‌ مشاوره و راهنمای تحصیلی پیش رفت.
از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ به سبب نوشتن کتاب "از این ولا‌یت" و فعالیت‌های سیاسی ۳ بار دستگیر و ممنوع‌‌القلم شد. او در کتاب‌هایش زندگی کودکان فرودست و مقاومت و تلا‌ش پیوسته‌ آنها را در زندگی نشان می‌داد. وی شش سال به خاطر انتشار کتاب‌هایش در زندان بود. مجموعه‌ "فصل نان" و قصه‌ "رنگینه" را در زندان نوشت و توسط همسرش به خارج از زندان فرستاد‌.
وی در بسیاری از آثارش از جمله در آبشوران، سال‌های ابری، فصل نان و همراه آهنگ‌های بابام به زندگی خودش و سختی‌های آن سالها پرداخته است.
در سال۱۳۳۶ که به دانشسرای مقدماتی کرمانشاه رفت، روز به روز علاقه‌اش به مطالعه بیشتر می‌شد.
علی اشرف درویشیان در ۷۶ سالگی درگذشت.

آثار:
بیستون.
آبشوران: نشر چشمه.
فصل نان: نشر چشمه.
همراه آهنگ‌های بابام: نشر چشمه.
گل طلا وکلاش قرمز.
ابر سیاه هزار چشم.
روزنامه دیواری مدرسه ما.
رنگینه.
کی برمی‌گردی داداش جان.
آتش در کتابخانه بچه‌ها.
چون و چرا.
داستان‌های محبوب من (۶ جلد): نشر چشمه.
سلول ۱۸.
سی و دوسال مقاومت در زندان‌.
افسانه‌ها و متل‌های کردی: نشر چشمه.
سال‌های ابری (۲ جلد): نشر چشمه.
درشتی (مجموعه داستان کوتاه): نشر چشمه.
مجموعه ۲۰ جلدی فرهنگ افسانه‌های ایرانی با همکاری رضا خندان مهابادی.
واژه‌نامه گویش کرمانشاهی.
یادمان صمد (صمدبهرنگی).
شب آبستن.
از این ولایت: نشر چشمه.
قصه‌های آن سال‌ها: نشر چشمه.
خاطرات صفرخان (صفر قهرمانیان): نشر چشمه.

🆔 @amirnormohamadi1976

#برگی_از_تقویم_تاریخ

Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
‍ ‍ برگی از تقویم تاریخ

۴ آبان سالروز درگذشت ویگن دردریان

(زاده ۲ آذر ۱۳۰۸ همدان – درگذشته ۴ آبان ۱۳۸۲ لس‌آنجلس) خواننده

ویگن خواننده موسیقی سبک‌های جاز و پاپ و بازیگر سینما در سال‌های ۱۳۵۱–۱۳۳۴ بود.
وی به خوانندگی و نوازندگی علاقه فراوانی داشت. ابتکار او در خواندن موسیقی پاپ، استفاده از اشعار مناطق محلی مختلف ایران مثل "بارون بارونه" یا "دختر خان می‌خوام" بود.
او یکی از نخستین خواننده‌های ایرانی بود که با گیتار در صحنه ظاهر شد و به عنوان «سلطان جاز» و بنیانگذار موسیقی پاپ ایران شناخته می‌شود. وی هنرمندی بود که از همان ابتدا با سبکی‌نو وارد دنیای موسیقی پاپ شد و همین امر رفته‌رفته بر معروفیتش افزود. ویگن علاوه بر موسیقی در زمینه سینما نیز فعالیت داشت و در سال‌های دهه‌های سی و چهل در چند فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد.
بخش نخست فعالیت خوانندگی وی در «عصر طلایی موسیقی پاپ ایرانی» یعنی از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی تا زمان انقلاب (۱۹۷۹ میلادی) بود که وی مجبور به ترک ایران شد و بخش دوم آن نیز، از زمان مهاجرتش به آمریکا آغاز شد که تا پایان عمرش ادامه یافت.
او با چندتن از خواننده‌های محبوب دیگر مانند دلکش و پوران ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد.
و در سال ۱۳۵۰ در افتتاح ترمینال جنوب با اجرای ترانه‌های فولکلور جاز و پاپ محبوبیت فراوانی بدست آورد.
وی در اوایل دهه ۵۰ به امریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کاباره‌های ایرانی فعالیت هنری داشت.
ژاکلین (ترانه‌سرا و خواننده) و آیلین ( بازیگر و مجری تلویزیون) از فرزندان وی هستند و کارو (شاعر معاصر) برادر وی بود.
ویگن دردریان در ۷۳ سالگی درگذشت.

🆔 @amirnormohamadi1976

#برگی_از_تقویم_تاریخ

Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
‍ ‍ ‍ برگی از تقویم تاریخ

۴ آبان زادروز جعفر کوش‌آبادی

( زاده ۴ آبان ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۲ بهمن ۱۳۸۸ تهران ) شاعر

کوش‌آبادی در نيمه دوم دهه چهل، به عنوان يکی از چهره‌های شاخص شعر معترض و اجتماعی معاصر ايران شناخته می‌شد.
«ساز ديگر» ۱۳۴۷ «منظومه کوچک خان» ۱۳۴۸ «چهار شقايق» ۱۳۵۷ «سفر با صداها» ۱۳۶۰ «اژدهای سياه» و «در آينه» از جمله آثار منتشر شده او هستند.
شعرهای او که با زبانی موزون، ساده و نزديک به زبان کوچه و بازار سروده شده، در آن زمان نمونه‌ای از «شعر متعهد» محسوب می‌شد و به همين دليل از حمايت ِچپگرا که از ايده «هنر متعهد» دفاع می‌کردند، برخوردار بود.
با این حال آثار او همزمان واکنش منفی طيف ديگری از شاعران و منتقدان را نيز در پی داشت.
او خود شعرش را اين گونه وصف کرده است:
نتوانستم ديگر
به تماشاى عبث خود را تخدير كنم
نتوانستم در كنج اتاق
چون فلان آقا صيقلگر شعرم باشم ريزتراش
شعر در من فريادى بود
كه درون توفان سر مى‌دادم
و به رغم دشمن
ره به گوش شنوا هم مى‌برد
سخنى ساده و راست
همچو تيرى كه نشيند به هدف
و بدين كارايى
چه غم از واژه سنگين و زمختم مى‌بود؟

وی که در سال‌های پيش از انقلاب شاعری پرتکاپو و پر کار بود، پس از انقلاب و به ويژه در دو دهه آخر زندگی، کارهای زيادی منتشر نکرد.

🆔
@amirnormohamadi1976
#برگی_از_تقویم_تاریخ

Forwarded from علوم وفنون ادبی (نورمحمدی)
برگی از تقویم تاریخ

۴ آبان سالروز درگذشت یحیی آرین‌پور

( زاده سال ۱۲۸۶ تبریز – درگذشته ۴ آبان ۱۳۶۴ تهران) شاعر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ ادبیات ایران

آرین‌پور، نیاى پدری‌اش عباس‏‌میرزا بود و از طرف مادر، نسبش به خواجه نصیرالدین‌طوسى می‌رسید. او در شرح‌حالش در «كتاب امروز» می‌نویسد: روز و ماه و حتى سال تولدم را به درستى نمی‌دانم، آنچه از این بابت در شناسنامه‏‌ام آمده راه به جایى نمی‌برد، زیرا مستند به یادداشت پشت جلد كتابى نیست.
وی تحصیلاتش را از مكتب‌خانه و سپس در دبستان تمدن تبریز آغاز کرد و دوره متوسطه را در دبیرستان محمدیه ادامه داد. آموزگاران وى در دبیرستان، ابوالقاسم فیوضات، تقى رفعت و احمد كسروى و از همدرسانش، دكتر رعدى آذرخشى، دكتر علی‌اصغر حریرى، محمدحسین شهریار و دیگران بودند.
او از همان زمان قصیده‏‌گویى و غزل‏گویى را با تخلص «دانش» آغاز كرد. بعدها برخى از قطعه‏‌ها و ترجمه‏‌هاى شعرى او در مجله‏‌هاى «سخن» و «یغما» به شكل پراكنده به چاپ رسید. در اواسط سال ۱۲۹۸ كه در كلاس ششم دبیرستان تحصیل می‌کرد، شش شماره از مجله‏ «ادب» را انتشار داد، شش شماره‏ دیگر آن مجله تحت نظر اسماعیل امیرخیزى منتشر شد. در اواسط سال ۱۲۹۹ وارد خدمت وزارت دارایى در تبریز شد و تا مرداد ۱۳۳۲ یعنى مدت ۳۳ سال پیاپى را در آن وزارتخانه مشاغلى داشت. زبان روسى را در آموزشگاهى در تبریز فراگرفت و با زبان‏هاى انگلیسى و فرانسوى نیز آشنا بود. پس از بازنشستگى به عنوان مترجم در راه‏‌آهن دولتى ایران مشغول به كار شد و همزمان به تحقیقات علمى خود ادامه داد. در سال ۱۳۴۶ كتاب ناصرخسرو و اسماعیلیان، تألیف ایران‏شناس روس (برتلس) را ترجمه كرد. كتاب دیگر او خاطرات سیمونیچ، وزیرمختار روس بود. اما اثر دیگر او از صبا تا نیما نام دارد ۱۳۵۰ كه تاریخ یك قرن و نیم (سده‏ سیزدهم و نیمه‏ اول سده‏ چهاردهم هجرى) ادب ایران است.
یحیی آرین‌پور در ۷۸ سالگی درگذشت و در بهشت‌زهرا به‌خاک سپرده شد.

🆔 @amirnormohamadi1976

#برگی_از_تقویم_تاریخ

نگرش های نوین در فلسفه[@philosophic_books].pdf
4.1 MB
نگرشهای نوین در فلسفه

معرفت شناسی: ای. سی. گری لینگ / یوسف دانشور
فلسفه دین: چارلز تالیافرو / خلیل قنبری
فلسفه اخلاق: جان اسکروپسکی / محسن جوادی
فلسفه تحلیلی: جان. آر. سرل / محمد سعیدی مهر

تعداد صفحات: ۲۷۲

@irCDS
Forwarded from کتابخانه مجازی (Amin)
لذات فلسفه.pdf
8.9 MB
#لذات_فلسفه
#ویل_دورانت
#فلسفه
لذات فلسفه محصول دیگری از تلاش‌های ویل دورانت، پژوهشگر تاریخ تمدن است که در مباحث روشنگر متعددی در زمینه‌های گوناگون، از قبیل شناخت، حقیقت، ماده، ذهن، ماتریالیسم، ایدئالیسم، حیات، مسائل مربوط به اخلاق، عشق، زناشویی، زیبایی‌شناسی، فلسفه تاریخ، سرنوشت تمدن، فلسفه سیاسی، دموکراسی، حکومت، فرهنگ، جادو، دین و غیره بررسی شده است.
#معرفی_نویسنده
#معرفی_کتاب
#هوشنگ_معین_زاده
نام من هوشنگ و نام خانوادگی‌ام معین‌زاده است. در ۱۹ آذر ماه سال ۱۳۱۶ در شهر تبریز پا به این جهان گذاشتم و مانند همه نوزادان بعد از لحظاتی چشمان حیرت‌زده‌ام را با ترس و لرزبه این دنیای وانفسا گشودم.

از آمدنم راضی بودم یا نه، نمی‌دانم، اما مادرم می‌گفت به جای اینکه مانند همۀ نوزادان گریه کنم، جیغ می‌کشیدم و با جیغ و دادم گوش همه را برده بودم، انگار که از زاده شدنت راضی نبودی.

کی می‌داند، شاید به این علّت جیغ و داد می‌زدم که بر خلاف میل و خواسته‌ام مرا به دنیا آورده بودند. آیا در جایی که بودم احساس راحتی و امنیت بیشتر می‌کردم؟ آیا از اینکه مرا جا به جا کرده بودند نا راضی بودم؟ هیچ‌کس پاسخ این پرسش‌ها را ندارد، حتّی خود آدم.

اگر بخواهم روشنتر نحوۀ آمدنم را بیان کنم، باید بگویم که آمدن من بر خلاف همۀ مردم، بخصوص کسانی که می‌گویند، در زمان تولد می‌خندیدند و یا تکبیر می‌گفتند و به وحدانیت خدا گواهی می‌دادند و حتّی مانند آنهایی که به صورت طبیعی گریه می‌کردند، نبود، من فقط جیغ می‌کشیدم و فریاد سر می‌دادم.
@nevisandbdonya
جوانی و تحصیلات :
#هوشنگ_معین‌زاده
#بیوگرافی
تحصیلات ابتدای خود را در تهران دبستان ترقی و تحصیلات متوسطه ام را در دبیرستانهای اقبال و سعید تهران و دبیرستان فرخی آبادان به پایان رساندم و در سال 1336 دیپلم ریاضی خود را از دبیرستان فرخی آبادان گرفتم.

سال 1337 وارد دانشکده افسری و در سال 1340 به درجه ستوان دومی نائل و خدمت نظامی خود را آغاز کردم.

خدمت افسری خود را درنیروی دریایی شاهنشاهی شروع و در طول سالهایی که دراین نیرو بودم در پادگان ها و سمت های مختلف انجام وظیفه کردم ،دو سالی نیز به عنوان سرپرست دانش آموزان نیروی دریایی به ترکیه رفتم که ضمن سرپرستی دانش آموزان دوره ناوبری را در نیروی دریایی ترکیه گذراندم.
پس از بازگشت از ترکیه شش ماه به ماموریت کشوراردون هاشمی و پس از آن به مدت چهار سال در کشور لبنان انجام وظیفه کردم..

در سال 1355 بنا به درخواست سازمان بنادر برای تصدی پست مدیر عاملی کشتی رانی اروند رود که قرار بود با همکاری ایران و عراق تشکیل گردد، ازارتش به وزارت راه منتقل و به سمت مشاور مدیر عامل سازمان بنادر منصوب شدم.
با روی کار آمدن دولت شریف امامی بنا به درخواست وزیر مشاور در امور اجرایی و پیگیری نخست وزیر به نخست وزیری منتقل و در پست مدیر کل امور اجرایی و پیگیری نخست وزیر مشغول انجام وظیفه شدم. در همین سمت با آخرین نخست وزیران ایران، ارتشبد ازهاری و شاهپور بختیار نیز همکاری کردم که با سقوط  دولت شاهپور بختیار به خدمت من نیز پایان داده شد.

سه ماه بعد از انقلاب من هم  در پی تعقیب های مکررمامورین جمهوری اسلامی که مدام در پی من بودند و مرا نمی یافتند، ناچار شدم از راه کوه به ترکیه بگریزم و از آنجا به پاریس بیایم .

اکنون هم دوران هجرت خود را در این کشور ادامه می دهم تا کی باشد که هجرت من نیز مانند هجرت پیشینیان به پایان برسد یا اینکه عمری را که با جیغ زدن آغاز کرده ام با جیغ زدن هایی که در سر پیری شروع  نموده ام به پایان برسد......
منبع سایت شخصی



@nevisandbdonya