💢پینوکیو از چه چوبی ساخته شده است⁉️
چوبی که "پینوکیو" از آن ساخته شد، "بشریت" نام داشت.
داستان پینوکیو را همه تان شنیده اید.
ژپتو (ژوپیتر،خدای خدایان) عروسکی چوبی می سازد شبیه عروسک های خیمه شب بازی، ولی فراموش می کند نخ های آن را نصب کند، و این عروسک به نوعی صاحب "اختیار" می شود (پیکنو به زبان لاتین یعنی دم بریده).
وقتی ژپتوی پیر می خوابد پری مهربان به سراغ پینوکیو می آید و به او جان می دهد. (شب، تاریکی و پری مهربان ماهیت مادینه روانی یا آنیمایی دارند).
این گونه است که وقتی ژپتوی پیر از خواب برمی خیزد عروسک ناتمام خود را می بیند که از در و دیوار بالا می رود و کارگاه نجاری اش را به هم می ریزد. ژپتو پسرکی سر به راه می خواهد، بنابراین برای پینوکیو کیف و کتاب و کفش و کلاه می خرد و او را روانهء مدرسه می کند.
اما در راه مدرسه روباه مکار و گربه نره در کمین کودکانند. (گربه نره نماد "غریزه" است و روباه نماد "طمع"، و این دو از دیدگاه روانشناسی تحلیلی نماد سایه یا shadow هستند).
روباه و گربه بارها پینوکیو را فریب می دهند:
🔺یک بار با وسوسهء سیرک،
🔺یک بار با وسوسهء شهر بازی
🔺یک بار با طمع جنگلی که در آن پول ها را می کارند و درخت پول سبز می شود؛
و پینوکیو در این مسیر بارها هر چه دارد می بازد و به صفر می رسد.
❇️نقطهء اوج داستان هنگامی است که پینوکیو با مدد فرشتهء مهربان از فریب روباه و گربه رهایی می یابد و به خانه برمی گردد، اما ژپتو (ژوپیتر) را در خانه نمی یابد.😞
به ناچار برای یافتن گمشده اش به سفری دیگر رو می آورد: سفری دریایی ( دریا هم نماد "ناخودآگاهی").
پینوکیو در این سفر "یونس وار" به شکم ماهی فرو می رود و فرصت درون نگری میابد.
و این بار پینوکیو با پدر به خانه برمی گردد و از خلقت خود فراتر می رود و "انسان" می شود!
"کارلو کلودی" نویسندهء ایتالیایی در داستان پینوکیو تمام مراحل سفر قهرمانی و آرکی تایپ های یونگ (روانشناس و شاگرد فروید) را به کار می گیرد تا در پس داستانی به ظاهر کودکانه و جذاب، درس زندگی بیرونی و درونی را "سینه به سینه" انتقال دهد.
👉@robofaco
چوبی که "پینوکیو" از آن ساخته شد، "بشریت" نام داشت.
داستان پینوکیو را همه تان شنیده اید.
ژپتو (ژوپیتر،خدای خدایان) عروسکی چوبی می سازد شبیه عروسک های خیمه شب بازی، ولی فراموش می کند نخ های آن را نصب کند، و این عروسک به نوعی صاحب "اختیار" می شود (پیکنو به زبان لاتین یعنی دم بریده).
وقتی ژپتوی پیر می خوابد پری مهربان به سراغ پینوکیو می آید و به او جان می دهد. (شب، تاریکی و پری مهربان ماهیت مادینه روانی یا آنیمایی دارند).
این گونه است که وقتی ژپتوی پیر از خواب برمی خیزد عروسک ناتمام خود را می بیند که از در و دیوار بالا می رود و کارگاه نجاری اش را به هم می ریزد. ژپتو پسرکی سر به راه می خواهد، بنابراین برای پینوکیو کیف و کتاب و کفش و کلاه می خرد و او را روانهء مدرسه می کند.
اما در راه مدرسه روباه مکار و گربه نره در کمین کودکانند. (گربه نره نماد "غریزه" است و روباه نماد "طمع"، و این دو از دیدگاه روانشناسی تحلیلی نماد سایه یا shadow هستند).
روباه و گربه بارها پینوکیو را فریب می دهند:
🔺یک بار با وسوسهء سیرک،
🔺یک بار با وسوسهء شهر بازی
🔺یک بار با طمع جنگلی که در آن پول ها را می کارند و درخت پول سبز می شود؛
و پینوکیو در این مسیر بارها هر چه دارد می بازد و به صفر می رسد.
❇️نقطهء اوج داستان هنگامی است که پینوکیو با مدد فرشتهء مهربان از فریب روباه و گربه رهایی می یابد و به خانه برمی گردد، اما ژپتو (ژوپیتر) را در خانه نمی یابد.😞
به ناچار برای یافتن گمشده اش به سفری دیگر رو می آورد: سفری دریایی ( دریا هم نماد "ناخودآگاهی").
پینوکیو در این سفر "یونس وار" به شکم ماهی فرو می رود و فرصت درون نگری میابد.
و این بار پینوکیو با پدر به خانه برمی گردد و از خلقت خود فراتر می رود و "انسان" می شود!
"کارلو کلودی" نویسندهء ایتالیایی در داستان پینوکیو تمام مراحل سفر قهرمانی و آرکی تایپ های یونگ (روانشناس و شاگرد فروید) را به کار می گیرد تا در پس داستانی به ظاهر کودکانه و جذاب، درس زندگی بیرونی و درونی را "سینه به سینه" انتقال دهد.
👉@robofaco
✍️روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد:
"من کور هستم لطفا کمک کنید!"😥
👥روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت، فقط چند سکه در داخل کلاه بود. روزنامه نگار چند سکه داخل کلاه انداخت و با مرد کور درد و دل کرد. مرد کور خیلی آه و ناله می کرد و از اینکه مردم بینا به فکر امثال او نیستند، شِکِوه و شکایت داشت. روزنامه نگار، ایده ایی به ذهنش رسید و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
👀عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است! حال مرد کور را پرسید. مرد کور از صدای روزنامه نگار، او را شناخت و از او پرسید که بر روی تابلو چه چیزی نوشته که امروز خیلی از مردمان رهگذر به او کمک نمودند؟
روزنامه نگار جواب داد:
چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. 🚶🏻
می دانید روزنامه نگار روی تابلوی مرد کور چی نوشته بود؟ او نوشته بود:
امروز بهار است، ولی من نمی توانم آن را ببینم!😳
👆بسیاری از دوستانی که کسب و کاری را آغاز میکنند و یا میخواهند برای تحول تجارتشان یک شعار یا کمپین تبلیغاتی ایجاد میکنند ولی نتیجه ای که باید را نمیگیرند و فکر میکنند که تجارت آنها دیگر جواب نمیدهد، اینجاست که داستان بالا صدق میکند و باید دوباره آن را بخوانیم!
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👉 @robofaco
"من کور هستم لطفا کمک کنید!"😥
👥روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت، فقط چند سکه در داخل کلاه بود. روزنامه نگار چند سکه داخل کلاه انداخت و با مرد کور درد و دل کرد. مرد کور خیلی آه و ناله می کرد و از اینکه مردم بینا به فکر امثال او نیستند، شِکِوه و شکایت داشت. روزنامه نگار، ایده ایی به ذهنش رسید و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
👀عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است! حال مرد کور را پرسید. مرد کور از صدای روزنامه نگار، او را شناخت و از او پرسید که بر روی تابلو چه چیزی نوشته که امروز خیلی از مردمان رهگذر به او کمک نمودند؟
روزنامه نگار جواب داد:
چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. 🚶🏻
می دانید روزنامه نگار روی تابلوی مرد کور چی نوشته بود؟ او نوشته بود:
امروز بهار است، ولی من نمی توانم آن را ببینم!😳
👆بسیاری از دوستانی که کسب و کاری را آغاز میکنند و یا میخواهند برای تحول تجارتشان یک شعار یا کمپین تبلیغاتی ایجاد میکنند ولی نتیجه ای که باید را نمیگیرند و فکر میکنند که تجارت آنها دیگر جواب نمیدهد، اینجاست که داستان بالا صدق میکند و باید دوباره آن را بخوانیم!
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👉 @robofaco
سپاسگزار کسانی باش که به تو نه گفته اند که این نه گفتن باعث شده که روی پای خودت بایستید.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
📌 #همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت: "فردا به كنار نهر آب بیا تا راز موفقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به كنار رود رفت.
سقراط از او خواست كه دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.
جوان نومیدانه تلاش كرد خود را رها كند، امّا سقراط آنقدر قوی بود كه او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند كه رنگش به كبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.
همین كه به روی آب آمد، اولین كاری كه كرد آن بود كه نفسی بس عمیق كشید و هوا را به اعماق ریهاش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." سقراط گفت: "هر زمان كه به همین میزان كه اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی كرد كه آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد".
📌#همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
سقراط از او خواست كه دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.
جوان نومیدانه تلاش كرد خود را رها كند، امّا سقراط آنقدر قوی بود كه او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند كه رنگش به كبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.
همین كه به روی آب آمد، اولین كاری كه كرد آن بود كه نفسی بس عمیق كشید و هوا را به اعماق ریهاش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." سقراط گفت: "هر زمان كه به همین میزان كه اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی كرد كه آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد".
📌#همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
خالق اپلیکیشن واتس اپ(brian acton) در سال ۲۰۰۹ در ازمون استخدامی فیسبوک و توییتر شرکت کرد ولی قبول نشد
او ۵ سال بعد واتس اپ را ۱۹ میلیارد به شرکت فیسبوک فروخت.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
او ۵ سال بعد واتس اپ را ۱۹ میلیارد به شرکت فیسبوک فروخت.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
💢موفقیت...
📌شرکت Uber؛ بزرگترین شرکت اجاره تاکسی جهان، هیچ وسیله نقلیهای ندارد!
📌شرکت Facebook؛ معروفترین مالک رسانه جهان، هیچ محتوایی خلق نمیکند!
📌شرکت Alibaba؛ ارزشمندترین خرده فروشی جهان، هیچ انباری ندارد!
📌شرکت Airbnb؛ بزرگترین تهیهکننده منزل و محل اقامت، هیچ مسکنی برای اقامت ندارد!
✅ مهم نیست انسان چقدر امکانات دارد، مهم این است که از امکانات موجود بتواند بهترین استفاده را بکند...
📌#همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
📌شرکت Uber؛ بزرگترین شرکت اجاره تاکسی جهان، هیچ وسیله نقلیهای ندارد!
📌شرکت Facebook؛ معروفترین مالک رسانه جهان، هیچ محتوایی خلق نمیکند!
📌شرکت Alibaba؛ ارزشمندترین خرده فروشی جهان، هیچ انباری ندارد!
📌شرکت Airbnb؛ بزرگترین تهیهکننده منزل و محل اقامت، هیچ مسکنی برای اقامت ندارد!
✅ مهم نیست انسان چقدر امکانات دارد، مهم این است که از امکانات موجود بتواند بهترین استفاده را بکند...
📌#همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
شجاعت همیشه فریاد زدن نیست، گاهی صدای آرامیست که در انتهای روز میگوید: “فردا دوباره شروع میکنم.”
📌 #همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
📌 #همین_حالا_شروع_کن
🔆 @robofaco
⭕️➕ مردِ بادکنک فروش، چند بادکنک رنگی را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و کودکان را جذب کند. پسرک سیاهپوست به یک بادکنک سیاه خیره شده بود. با تردید پرسید: ببخشید آقا اگر بادکنک سیاه را هم رها می کردید آیا بالا می رفت؟ مرد نخ بادکنک سیاه را برید و بادکنک اوج گرفت. گفت: پسرم آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود، رنگ آن نیست بلکه چیزی است که درون آن است.
چیزی که در درون آدمهاست، تعیین کننده جایگاهشونه و هر چقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه، جایگاه والاتری نصیب آدمها میشه.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
چیزی که در درون آدمهاست، تعیین کننده جایگاهشونه و هر چقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه، جایگاه والاتری نصیب آدمها میشه.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
⭕️➕ رانندهای در دل شب راه رو گم کرد و ناگهان ماشینش خاموش شد. شروع کرد به شکایت از خدا، که خدایا پس داری اون بالا چیکار می کنی؟ چون خسته بود خوابش برد. صبح که از خواب بیدار شد، از شکایت دیشبش شرمنده شد.
چون ماشینش دقیقا نزدیک به پرتگاه خطرناک خاموش شده بود.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
چون ماشینش دقیقا نزدیک به پرتگاه خطرناک خاموش شده بود.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
⭕️➕ مردی در رستوران با تلفن صحبت می کرد، ناگهان خوشحالی کرد و گفت: همه مهمان من هستن به باقالی پلو و ماهیچه، بعد از 18 سال دارم بابا میشم. چند روز بعد اون مرد رو با یه بچه 3 ساله دیدم. علت کار اون روزشو پرسیدم. گفت: آن روز میز بغلی، پیرزنی به شوهرش گفت: ای کاش امروز باقالی پلو با ماهیچه می خوردیم، شوهرش با شرمندگی خواست بخاطر پول کمشان، فقط سوپ بخورند، من هم با آن تلفنِ ساختگی خواستم که اون پیرمرد شرمندۀ همسرش نشه. انسانها را در زیستن بشناس نه در گفتن، در گفتار همه آراسته اند.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
Forwarded from روبوفا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراحل تولد یک محصول از طراحی تا تولید در گروه صنعتی روبوفا
@robofaco
@robofaco
⭕️➕ همۀ افراد بااستعداد هستند،اما اگر شما یک ماهی را براساس تواناییش در بالارفتن ازدرخت بسنجید،آن ماهی تمام عمرش را بر این باور خواهدگذارند که یک بی دست و پای احمق است. آلبرت اينشتين
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
رویای شما تاریخ انقضا ندارد، نفسی عمیق بکشید و دوباره شروع کنید...
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
✍️👈ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ، ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ بُرنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند. ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ. ﯾﺦِ روی تیغه کم کم ﺁﺏ می شود ﻭ تیغۀ تیز، ﺯﺑﺎﻥ سرد و بی حس شدۀ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد. ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند اما نمی داند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر، دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ می خورد. ﺁﻥﻗﺪﺭ ﺍﺯ او ﺧﻮﻥ می رود تا به دست خودش کشته می شود. طمع، قدرت، تكبر، فخرفروشی، خيانت، جنايت، حب جاه و مقام و احساس بى نيازى و بی مسئولیتی درقبال همنوع، ميتواند هر انسانى را به سرنوشت این گرگ گرفتار كند.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
✍️👈سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود که در این میان نوه اش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه می خری؟
او نوه اش را خیلی دوست می داشت، گفت: حتماً عزیزم. حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی میگیرد و حتی در مخارج خانه هم می ماند. شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت. در یکی از بندهای یک کتاب نوشته بود: قابلیت هایتان را روی کاغذ بنویسید. او شروع کرد به نوشتن تا اینکه دوباره نوه اش آمد و گفت: بابا بزرگ داری چه کار می کنی؟
پدربزرگ گفت: دارم کارهایی که بلدم را مینویسم.
پسرک گفت: بابا بزرگ بنویس مرغ های خوشمزه هم درست می کنی.
درست بود؛ پیرمرد پودرهایی را درست می کرد که وقتی به مرغ ها میزد مزه ی مرغ ها شگفت انگیز می شد. او راهش را پیدا کرد. پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد اما صاحب آنجا قبول نکرد! دومین رستوران نه! سومین رستوران نه! او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و ششصدوبیست و چهارمین رستوران، حاضر شد از پودر مرغ سرهنگ ساندرس استفاده کند.
امروزه کارخانه پودر مرغ کنتاکی (KFC) در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد. اگر در آمریکا کسی بخواهد تصویر سرهنگ ساندرس و پودر مرغ کنتاکی را بالای درب رستورانش نصب کند باید ۵۰ هزار دلار به این شرکت پرداخت کند.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
او نوه اش را خیلی دوست می داشت، گفت: حتماً عزیزم. حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی میگیرد و حتی در مخارج خانه هم می ماند. شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت. در یکی از بندهای یک کتاب نوشته بود: قابلیت هایتان را روی کاغذ بنویسید. او شروع کرد به نوشتن تا اینکه دوباره نوه اش آمد و گفت: بابا بزرگ داری چه کار می کنی؟
پدربزرگ گفت: دارم کارهایی که بلدم را مینویسم.
پسرک گفت: بابا بزرگ بنویس مرغ های خوشمزه هم درست می کنی.
درست بود؛ پیرمرد پودرهایی را درست می کرد که وقتی به مرغ ها میزد مزه ی مرغ ها شگفت انگیز می شد. او راهش را پیدا کرد. پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد اما صاحب آنجا قبول نکرد! دومین رستوران نه! سومین رستوران نه! او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و ششصدوبیست و چهارمین رستوران، حاضر شد از پودر مرغ سرهنگ ساندرس استفاده کند.
امروزه کارخانه پودر مرغ کنتاکی (KFC) در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد. اگر در آمریکا کسی بخواهد تصویر سرهنگ ساندرس و پودر مرغ کنتاکی را بالای درب رستورانش نصب کند باید ۵۰ هزار دلار به این شرکت پرداخت کند.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
شما نتیجۀ افکاری هستید که تاکنون داشته اید. پس اگر زندگی بهتری می خواهید، باید تغییر کنید. متفاوت و مثبت نگاه کنید و آرزوی خود را تجسم کنید، سپس برای آن بجنگید.
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
📌 #همین_حالا_شروع_کن
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
به پاس استقبال گرم شما از کمیپین #همین_حالا_شروع_کن ،کمیپن اجتماعی روبوفا با نام #ایران_خیلی_باحاله از امروز آغاز شد
📌 #ایران_خیلی_باحاله
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco
📌 #ایران_خیلی_باحاله
👇👇👇👇👇
🔆 @robofaco