وقتی رفتم خاکسترم کنید، توی خاکسترم بذر بریزید، بذرم رو بکارید.
سبز که شدم اجازه بدید تنه ببندم، درخت که شدم از چوبم کاغذ بسازید
سفید نسازید کاهی بسازید. سفید دوست ندارم
دفتر و کتابم کنید، سر در دانشگاه تهران به هنرجو ها بفروشید.
سبز که شدم اجازه بدید تنه ببندم، درخت که شدم از چوبم کاغذ بسازید
سفید نسازید کاهی بسازید. سفید دوست ندارم
دفتر و کتابم کنید، سر در دانشگاه تهران به هنرجو ها بفروشید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین کسی که قبل از اینکه ازم ناراحت بشه دلیل کارم رو بپرسه رو میزارم روی سرم حلوا حلوا میکنم
پشت گوشی خوابم برد و شروع کردم کابوس دیدن، داشتم تلاش میکردم دست و پا بزنم که زدم گلدون بالای تختم مستقیم افتاد روی صورتم :)
😭3