Forwarded from ریش بوک📚
نمونه سوال میانترم فیزیک یک.pdf
511.2 KB
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#فواره_گنجشکها
🔸 درباره کتاب :
این کتاب ، زندگی داستانی امام جعفر صادق علیه السلام با عنوان ” فواره گنجشکها ” می باشد.
فواره گنجشکها با سی و دو داستان کوتاه به قلم محمود پوروهاب بر اساس روایات مستند به صورت پیوسته زندگانی آن امام همام را معرفی مینماید.
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
#غیر_درسی
#فواره_گنجشکها
🔸 درباره کتاب :
این کتاب ، زندگی داستانی امام جعفر صادق علیه السلام با عنوان ” فواره گنجشکها ” می باشد.
فواره گنجشکها با سی و دو داستان کوتاه به قلم محمود پوروهاب بر اساس روایات مستند به صورت پیوسته زندگانی آن امام همام را معرفی مینماید.
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
sapp.ir
ویترین سروش پلاس
دنیایی متنوع و رنگارنگ از کانالها و باتها در سروشپلاس وجود دارد. اما چطور باید از بین اینهمه کانال و بات، آنهایی که مورد نظرمان هستند را پیدا کنیم؟ ویترین، راه حل این مساله است و منتخبی از بهترین کانالها و باتهای کاربردی را به شما معرفی میکند. معرفی…
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#فواره_گنجشکها
🔸 برشی از کتاب :
آقا!فرزندتان به دنیا آمد. مادرم گفت پسر است، قرص خورشید است.
می خواهم زود برگردم. دلم برای دیدنش تنگ است.
دخترک به همان شتاب برگشت. خورشید انگار خود را پایین کشیده بود. دل زمین گرم تر می تپید. دخترک لحظه ای ایستاد. نفس تازه کرد. مشتش را باز کرد. در کف دست عرق کرده اش، سکه ای کوچک ، چون قرص خورشید می درخشید؛ سکه ای که امام باقر (ع) همراه با شیرین ترین لبخندها مژدگانی داده بود. و دخترک باز دوید...
آن روز هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری بود؛ روزی مبارک، هم زمان با سالروز میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
نامش را جعفر گذاشتند؛ جعفر صادق علیه السلام.
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
#غیر_درسی
#فواره_گنجشکها
🔸 برشی از کتاب :
آقا!فرزندتان به دنیا آمد. مادرم گفت پسر است، قرص خورشید است.
می خواهم زود برگردم. دلم برای دیدنش تنگ است.
دخترک به همان شتاب برگشت. خورشید انگار خود را پایین کشیده بود. دل زمین گرم تر می تپید. دخترک لحظه ای ایستاد. نفس تازه کرد. مشتش را باز کرد. در کف دست عرق کرده اش، سکه ای کوچک ، چون قرص خورشید می درخشید؛ سکه ای که امام باقر (ع) همراه با شیرین ترین لبخندها مژدگانی داده بود. و دخترک باز دوید...
آن روز هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری بود؛ روزی مبارک، هم زمان با سالروز میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
نامش را جعفر گذاشتند؛ جعفر صادق علیه السلام.
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
sapp.ir
ویترین سروش پلاس
دنیایی متنوع و رنگارنگ از کانالها و باتها در سروشپلاس وجود دارد. اما چطور باید از بین اینهمه کانال و بات، آنهایی که مورد نظرمان هستند را پیدا کنیم؟ ویترین، راه حل این مساله است و منتخبی از بهترین کانالها و باتهای کاربردی را به شما معرفی میکند. معرفی…
#حل_المسائل_فیزیک
#فیزیک_هالیدی1
قیمت روی جلد : 25000
قیمت فروش : 18000
ایدی فروشنده : @zgoli66
کد : 58570
🆔 @Rishbook
#فیزیک_هالیدی1
قیمت روی جلد : 25000
قیمت فروش : 18000
ایدی فروشنده : @zgoli66
کد : 58570
🆔 @Rishbook
#حل_المسائل_فیزیک
#فیزیک_هالیدی2
قیمت روی جلد : 30000
قیمت فروش : 20000
ایدی فروشنده : @zgoli66
کد : 58571
🆔 @Rishbook
#فیزیک_هالیدی2
قیمت روی جلد : 30000
قیمت فروش : 20000
ایدی فروشنده : @zgoli66
کد : 58571
🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#خواب_باران
🔸 درباره کتاب:
خواب باران یک رمان اجتماعی است و داستانی عاشقانه را از متن دغدغههای یک جوان امروزی روایت میکند.
هما شخصیت اصلی داستان است که از بد اتفاق در خانوادهای از هم پاشیده زندگی میکند. او و امیر كه يكی از هم كلاسیهای دانشگاهش است، بنای ازدواج دارند ولی هما از رسمیشدن خواستگاری فرار میکند.
نویسنده در این کتابِ خوب مرز باریک میان تردید و ایمان را به زیبایی برای مخاطب تصویر کرده است. همچنین تلاش کرده با نثری لطیف و روان، در پس قصهای عاشقانه، تعریفی درست و واقعی از سرنوشت و قضا و قدر ارائه کند.
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
#غیر_درسی
#خواب_باران
🔸 درباره کتاب:
خواب باران یک رمان اجتماعی است و داستانی عاشقانه را از متن دغدغههای یک جوان امروزی روایت میکند.
هما شخصیت اصلی داستان است که از بد اتفاق در خانوادهای از هم پاشیده زندگی میکند. او و امیر كه يكی از هم كلاسیهای دانشگاهش است، بنای ازدواج دارند ولی هما از رسمیشدن خواستگاری فرار میکند.
نویسنده در این کتابِ خوب مرز باریک میان تردید و ایمان را به زیبایی برای مخاطب تصویر کرده است. همچنین تلاش کرده با نثری لطیف و روان، در پس قصهای عاشقانه، تعریفی درست و واقعی از سرنوشت و قضا و قدر ارائه کند.
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
sapp.ir
ویترین سروش پلاس
دنیایی متنوع و رنگارنگ از کانالها و باتها در سروشپلاس وجود دارد. اما چطور باید از بین اینهمه کانال و بات، آنهایی که مورد نظرمان هستند را پیدا کنیم؟ ویترین، راه حل این مساله است و منتخبی از بهترین کانالها و باتهای کاربردی را به شما معرفی میکند. معرفی…
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#خواب_باران
🔸 برشی از کتاب:
گذشته برایش زمان و مکان نبود که پشت سر جا مانده باشد و زیر گردوغبار فراموشی، محو و ناپدید شود. گذشته تمام خاطرات و احساساتی بود که وجودش را پر کرده بود، مثل آینه ای که تصویرها را در خود منعکس می کرد، همه جا مقابلش بود و مدام در ذهنش تکثیر می شد.
نمی توانست از آن فرار کند. نمی توانست آن قسمت از زندگی اش را بکند و دور بریزد و انگار که هرگز نبوده، به جریان سیال و بی دغدغه زندگی بپیوندد.
برای یک لحظه دلش هوای آغوش گرم مادرش را کرد. دلش می خواست حالا مادرش آنجا بود تا سر روی شانه اش بگذارد و یک دل سیر گریه کند. دست های زبر و کارکرده اش را توی دست بگیرد و به سر و صورت بکشد. اما مادرش مرده بود و این آرزویی محال بود. باید با این واقعیت کنار می آمد. نمی توانست انتظار معجزه داشته باشد. خاک سرد بود و خاک های انباشته شده روی مزار، مصیبت دیده را دل کن و صبور می کرد. اما هما هنوز مزاری ندیده بود که خاکش او را سرد کند، هنوز خاکی ندیده بود که سرمایش او را دل کن کند. هنوز داغ مادرش تازه بود، مثل روز اول... .
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
#غیر_درسی
#خواب_باران
🔸 برشی از کتاب:
گذشته برایش زمان و مکان نبود که پشت سر جا مانده باشد و زیر گردوغبار فراموشی، محو و ناپدید شود. گذشته تمام خاطرات و احساساتی بود که وجودش را پر کرده بود، مثل آینه ای که تصویرها را در خود منعکس می کرد، همه جا مقابلش بود و مدام در ذهنش تکثیر می شد.
نمی توانست از آن فرار کند. نمی توانست آن قسمت از زندگی اش را بکند و دور بریزد و انگار که هرگز نبوده، به جریان سیال و بی دغدغه زندگی بپیوندد.
برای یک لحظه دلش هوای آغوش گرم مادرش را کرد. دلش می خواست حالا مادرش آنجا بود تا سر روی شانه اش بگذارد و یک دل سیر گریه کند. دست های زبر و کارکرده اش را توی دست بگیرد و به سر و صورت بکشد. اما مادرش مرده بود و این آرزویی محال بود. باید با این واقعیت کنار می آمد. نمی توانست انتظار معجزه داشته باشد. خاک سرد بود و خاک های انباشته شده روی مزار، مصیبت دیده را دل کن و صبور می کرد. اما هما هنوز مزاری ندیده بود که خاکش او را سرد کند، هنوز خاکی ندیده بود که سرمایش او را دل کن کند. هنوز داغ مادرش تازه بود، مثل روز اول... .
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
sapp.ir
ویترین سروش پلاس
دنیایی متنوع و رنگارنگ از کانالها و باتها در سروشپلاس وجود دارد. اما چطور باید از بین اینهمه کانال و بات، آنهایی که مورد نظرمان هستند را پیدا کنیم؟ ویترین، راه حل این مساله است و منتخبی از بهترین کانالها و باتهای کاربردی را به شما معرفی میکند. معرفی…
Forwarded from 🇮🇷بسیج|Basijsut.ir🇮🇷
Anonymous Poll
52%
١- بلی
48%
٢- خیر