ریش بوک📚
1.96K subscribers
1.69K photos
8 videos
455 files
182 links
کتاب‌فروشی‌آنلاین‌ دانشگاه‌صنعتی‌شاهرود

📚خرید و فروش کتاب‌های نو و مستعمل
با کمک شما دانشجویان

#راحت_بفروشید😎
#ارزان_بخرید😉

🌐 ثبت آگهی : @Rishbookadmin
Download Telegram
#پکیج_کامل_طراحی_وبسایت_وردپرس
قیمت اصلی : 50000
قیمت فروش : 45000

ایدی فروشنده : @Shaghayegh_khodadady

کد : 58185

🆔 @Rishbook
Forwarded from Deleted Account
#جزوه_تایپ_شده
#بهایابی1
#میانه1
#لطفی

قیمت فروش : 5000

ایدی فروشنده : @h_key1lou

کد : 58186

🆔 @Rishbook
🔴 توجه

🔸دانشجویان گرامی ، شما میتوانید با گرفتن عکس از جزوات خود و ارسال آن برای #ریشبوک جزوه خود را در اختیار دوستانتان قرار دهید .

🔸لازم به ذکر است جزوه مربوطه با نام خود شما در کانال ریشبوک منتشر خواهد شد .

🔺 توجه داشته باشید که عکس های ارسالی شما حتما با کیفیت مطلوب و قابل استفاده باشد .

🆔 @Rishbook
ریش بوک📚 pinned «🔴 توجه 🔸دانشجویان گرامی ، شما میتوانید با گرفتن عکس از جزوات خود و ارسال آن برای #ریشبوک جزوه خود را در اختیار دوستانتان قرار دهید . 🔸لازم به ذکر است جزوه مربوطه با نام خود شما در کانال ریشبوک منتشر خواهد شد . 🔺 توجه داشته باشید که عکس های ارسالی شما حتما…»
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#ما_تمامش_میکنیم

🔸درباره کتاب :
وقتی "لیلی" با یک جراح مغز و اعصاب خوش تیپ به نام "رایل کینکید" وارد رابطه می شود، ناگهان زندگی برایش آنقدر زیبا می شود که باور کردنی نیست اما وقتی دغدغه های مربوط به رابطه ی جدید، ذهن او را به خود مشغول می کند، خاطرات "اتلس گاریکن" ، اولین عشقش و رشته ای که او را به گذشته پیوند می دهد، درگیرش می کند.
اتلس در گذشته، با لیلی نقاط مشترک فراوانی داشته و از او محافظت کرده است. به همین علت، وقتی ناگهان پیدایش می شود، هر آنچه لیلی با رایل ساخته، مورد تهدید قرار می گیرد.
کالین هوور، با این رمان جسورانه و کاملا منحصر به فرد، داستانی را روایت می کند از عشقی فراموش ناشدنی که ناچار باید بیشترین بها را برای آن پرداخت.
" ما تمامش می کنیم " یک داستان عاشقانه ی معمولی نیست. این کتاب قلبتان را می شکند و همزمان، آن را از امید لبریز می کند. تا انتهای داستان، در میان گریه خواهید خندید.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#جین_ایر

🔸درباره کتاب:

کتاب جین ایر یک رمان ماندگار و عاشقانه است.

داستان رمان جین ایر به زندگی دختری یتیم برمی گرده که با زن دایی ظالم خود روزگار را می گذراند. بعد از این که پدرومادر جین می میرند او مجبور میشه که درکنار خانواده داییش زندگی کنه.
پس از مدتی خانم رید زن دایی جین اون رو به یک مدرسه شبانه روزی میفرسته که این مدرسه محیطی بی اندازه سختگیر وبعضا وحشیانه داره واون دوران سختی رو دراون مدرسه سپری میکنه. اون مجبور بوده در اونجا همیشه منظم باشه و سخت درس بخونه همچنین اونجا از تغذیه خوبی بهره مند نبوده و خیلی چیزهای دیگه که باعث میشه جین لحظات سختی رو دراون مدرسه بگذرونه.
پس از اتمام شبانه روزی به قصر تورنفیلد میره  تا در اونجا به عنوان معلم سرخانه دختر بچه ای مشغول کار شود.
دراون خونه جین متوجه می شود که صاحب قصر فردیه به نام ادوارد روچستر که بعدها میفهمه اقای روچستر اون دختر بچه رو به سرپرستی گرفته.
در این خانه جین ایر که همیشه از مهر و عاطفه بی نصیب مانده، با عشقی تازه و بکر عجین شده واین عشق کلاف زندگیش را در هم می پیچد.
ذره ذره عشقی عمیق میان وی و ارباب خانه شکل می گیرد که برملا شدن آن نیز روالی سخت و پر فراز و نشیب در پی دارد.
اما همین که این دو تصمیم به ازدواج می گیرند، وقایعی تلخ از گذشته پیش کشیده میشه و مانع به هم رسیدن این دو میشه. جین ایر که سخت پایبند اخلاقیات و توصیه های عقل است تسلیم خواهش های اقای راچستر برای زیر پا گذاشتن قوانین کلیسا نشده و از عشق خود عبور کرده و تورنفیلد را ترک می کنه.
اما پس از آن اتفاقات دیگری در جایی تازه رخ می دهد و در پایان داستان دوباره این دو تن روبروی هم قرار می گیرند. با این تفاوت که خیلی چیزها تغییر کرده و زندگی فرصت آن را نداده تا ادامه ی داستان جین ایر و اقای راچستر از همان نقطه که قطع شده بود، از سر گرفته شود.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#جین_ایر

🔹بخشی از کتاب:

«خانم رید سر خود را از روی پارچه ای که می دوخت برداشت و به من نگاه کرد. چشمش به چشم من افتاد، و در همین حال انگشتان او از آن حرکت های چابک بازماندند. با لحن آمرانه ای گفت ؛ از اتاق برو بیرون.

 نگاه من یا شاید چیز دیگری اورا ناراحت کرده بود چون با خشم شدید و در عین حال فروخورده حرف می زد برخاستم و به طرف در رفتم. دوباره برگشتم. به آن طرف اتاق به سمت پنجره رفتم. بعد به او نزدیک شدم، باید حرف بزنم؛ بی رحمانه پا روی قلبم گذاشته بود، باید برگردم، اما چطور؟ با چه نیرویی جواب قاطع به دشمنم بدهم؟

تمام قوای خود را جمع کردم و با تازیانه ی کلماتی تند بر سر او نواختم: من فریبکار نیستم. اگر بودم بایست می گفتم شما را دوست دارم. اما ادعا می کنم که شما را دوست ندارم. در دنیا از شما بیشتر از هر کس دیگری، بجز جان رید، بدم می آید. و این کتاب راجع به دروغگوها را می توانید به دخترتان، جورجیانا، بدهید چون او هست که دروغ می گوید نه من...»

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#ادواردو

🔹 درباره ی کتاب :
داستان با مرگ ادواردو آنیلی، سناتور مشهور ایتالیایی، شروع می شود و داستان دو گروه را به صورت موازی روایت می کند؛
یک گروه خبرنگار ایتالیایی که به صورت اتفاقی با جسد ادواردو رو به رو می شود و تمام تلاش خود را می‌کند که حقیقت مرگ ادواردو را کشف و مخابره کند و گروه دیگر، یک گروه مستند ساز ایرانی هستند که تحت عنوان گفت و گوی ادیان به دنبال اثبات این موضوع هستند که مرگ ادواردو یک خودکشی نبوده است و در جایی از داستان این دو گروه با هم مواجه می شوند.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#ادواردو

🔹 برشی از کتاب :
صبح سالن بازداشتگاه خلوت شده است. همه ی بازداشتی های دیروز رفته اند.به جایش یکی دوتا جوان عرب آمده اند که یک گوشه ی بازداشتگاه دارند چرت می زنند. دیگر کمتر از روز قبل نگرانیم.آرام تریم. فکر می کنیم اگر اوضاعمان بی ریخت بود شب نمی گذاشتند از جلوی چشمشان دور شویم. بعد از نماز ظهر است که سرگرد جورجیو می آید و سلطانی را صدا می زند، می روند بیرون از بازداشتگاه.
سالن خلوت تر شده است. ماییم و ادواردو که نشسته است کنار من. بین من و حامد. با همان شکل و قیافه ی مسیح وارش. می گویم تا حالا کسی بهت گفته بود شکل مسیحی؟ می گوید من خود مسیحم. می گویم پیامبری؟ میگوید نه. بین مردم خودم تنهام، مثل مسیح. دشمنانم دشمنان مسیح اند. فقط یک فرق هست. مسیح یک روز صلیبش را به دوش کشید، من بیست سال. می گویم تو ما را کشاندی اینجا نه؟ که چه بشود؟ که تو را پیدا کنم و نسرین را رها کنم؟ فقط نگاهم می کند. می گوید:"که خودت را پیدا کنی."
کسی شانه ام را فشار می دهد.سرم را می چرخانم. حامد است. می پرسد:
- چیزیته؟ انگار خواب می دیدی یا هذیان می گفتی.
دستش را با محبت فشار میدهم. می گویم نگران نباشد...

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
📚 کتاب بخوانید، لذت ببرید، همین حالا هدیه بگیرید
🔺 دوازدهمین دوره پویش کتابخوانی روشنا؛
📙 با محوریت کتاب «ادواردو»

🔹🔹🔹 از فروردین تا شهریور ۹۸

🛍 خرید کتاب با ۲۰ درصد تخفیف، لینک اختصاصی برای دانشجویان سراسر کشور
📌 bookroom.ir/fb/4131
📖 رمان «ادواردو»، زندگی متفاوت یکی از ثروتمندترین مردان جهان، به نام ادواردو آنیلی، به قلم بهزاد دانشگر

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#برادران_کارامازوف

🔸درباره کتاب:

برادران کارامازوف مشهورترین اثر داستایوسکی است که وی آن را در سال ۱۸۷۹ دو سال قبل از مرگ خویش به چاپ رساند و گویی این رمان قسمت اول از یک مجوعه سه گانه بوده است اما عمر نویسنده کفاف تکمیل دو اثر دیگر را نداده است.

داستان کتاب ماجرای خانواده‌ای عجیب و شرح نحوهٔ ارتباطی است که بین فئودور کارامازوف، پیرمرد فاسدالاخلاق و متمول با سه پسرش به نام‌های میتیا، ایوان و آلیوشا و پسر نامشروعش به نام اسمردیاکوف وجود دارد. برادران کارامازوف رمانی فلسفی است که به‌طور عمیقی در حوزهٔ الهیات و وجود خدا، اختیار و اخلاقیات می‌پردازد. از زمان انتشار این رمان توسط بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان همانند آلبرت اینشتین،زیگموند فروید، مارتین هایدگر، کورت ونگات، لودویگ ویتگنشتاین و پاپ بندیکت شانزدهم مورد تحسین قرار گرفته‌است و به عنوان یکی از بهترین اثرها در ادبیات شناخته شده‌است

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#برادران_کارامازوف

🔸برشی از کتاب:

برادران، از گناه آدم‌ها نهراسید، آدمی را در گناهش نیز دوست بدارید، چه این شباهت به محبت خداوند اوج محبت در زمین است. همه‌ی خلقت خداوند را دوست بدارید، هم کل آن را و هم هر دانه‌ی ریگ را. هر برگ را دوست بدارید، هر پرتوی نور خدا را. حیوانات را دوست بدارید، گیاهان را دوست بدارید، هرچیز را دوست بدارید. اگر هرچیز را دوست بدارید به راز خداوند در چیزها پی خواهید برد. همین که آن را دریافتید هر روز بی‌وقفه شروع خواهید کرد به درک بیش‌تر و بیش‌تر آن. و سرانجام شیفته‌ی همه‌ی عالم خواهید شد با عشقی تمام و همگانی. حیوانات را دوست بدارید: خداوند به آن‌ها مقدمات فکر و شادی نیاشفته بخشید. آن را آشفته نسازید، آن‌ها را عذاب ندهید، شادی‌شان را از آنان نگیرید...

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#نفس

🔸درباره کتاب:

"نفس" زندگینامه‌ای داستانی با تم عاشقانه است که داستان زندگی دختر نوجوانی به نام لیلا را روایت می‌کند. لیلا دختری در آستانه جوانی است که با آداب و سنت‌های قدیمی خانواده دچار تعارض شده است. او درگیر یک رابطه عاشقانه یک طرفه شده و مورد سو استفاده قرار می‌گیرد.

مخاطب این رمان، نوجوانان و جوانانی هستند که ذهن‌شان مملو از سوالاتی است که از تقابل سنت و مدرنیته ایجاد شده‌؛ جوانانی که می‌خواهند به روز و مدرن باشند اما با معیارهایی که لزوماً آنها را به مسیری درست هدایت نمی‌کند.

این کتاب بر اساس واقعیت و برگرفته از خاطرات خانم لیلا.غ است که آن را تبدیل به یک رمان باور پذیر و قابل تجربه نموده است. نویسنده سعی کرده در نگارش این رمان، ضمن وفاداری به خاطرات واقعی، از قدرت داستان پردازی خود برای ایجاد کشش بیشتر در روایت ماجراها و حوادث کمک بگیرد.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#نفس

🔸 بخشی از کتاب:

اولین خواستگاری که آمد تو خانه، یک دانشجو بود. معرفش که یکی از بچه‌های گروه فرهنگی‌مان بود به زهرا گفته بود خودش مذهبی است، اما خانواده‌اش نه. خانواده من نسبت به سربازی و کار نداشتن، یک وسواس خاصی داشتند. در کتاب‌ها خوانده بودم اگر خواستگاری بیکار بود اما جنمِ کارکردن داشت، بررسی و درموردش فکر کنید. من هم با خودم فکر و بررسی کردم که این بابا الان احتمالا ۲۴، ۲۵ سالش باشد. بهتر است برود سربازی، یا کار پیدا کند؟ شروع کردم به زمزمه که حالا خیلی هم مهم نیست و کار پیدا می‌کند، اما حساسیت خانواده همچنان سرجایش بود.

وقتی آمدند، جلسه اول را درباره اهداف ازدواج حرف زدیم. وقتی تمام شد و رفتند، خانواده پرسیدند: چه گفتید؟ برایشان که گفتم، اوقاتشان تلخ شد که این چه سئوالاتی است می‌پرسی؟ تا به حال از این جنس سوال و جواب‌ها نشنیده بودند.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#به_من_گفتند_تنها_بیا

🔺 پر فروش ترین کتاب واشنگتن پست

🆔 @Rishbook