توییتر فارسی
یه teaرامیسو درست میکردی خب جالب هم میشد. • Al • @OfficialPersiaTwiter
دلم میخواد امتحانش کنم 😂
باید بگم از نتیجه راضیم
هرچند یکم ترش بود ولی با بستنی درست میشد
واسه اولین بار اصلاحاتش واسه دفعه ی بعد میتونه فقط توی یکم شکر بیشتر خلاصه بشه
هرچند یکم ترش بود ولی با بستنی درست میشد
واسه اولین بار اصلاحاتش واسه دفعه ی بعد میتونه فقط توی یکم شکر بیشتر خلاصه بشه
👏3
توییتر فارسی
یه نکته جالب تاریخی: فلفل سیاه یه زمانی انقدر چیز گرونی بوده که به خاطرش انگلیس، هند رو استعمار کرد! از اون طرف کریستف کلمبوس خواست راه دریایی پیدا کنه به هند که از عثمانی نگذره، سر از آمریکا در اورد و به سرخپوستا گفت Indian، به چیلی هم گفت Pepper (با اینکه…
از یه مدت پیش واسم سوال شده بود چرا به نیتیو های آمریکا میگن ایندیا ولی حوصله نداشتم سرچ کنم که توی این فکت رندوم بهترین جواب ممکن رو گرفتم😭😂
After Midnight
زیر تابلوی شنا ممنوع چند نفر داشتن شنا میکردن.
بعد روی تابلو نوشته بود:
نحوهی رفتار یک جامعه با طبیعت نشانهی فرهنگ آن ها است.
یه همچین چیزی
نحوهی رفتار یک جامعه با طبیعت نشانهی فرهنگ آن ها است.
یه همچین چیزی
🥰2
آقا من امشب فصل آخر The Bear رو تموم کردم.
خیلی دوسش داشتممممم😭😭😭
کل سریال رو
هرچند یکم اعصاب خورد کن بود ولی خیلی خوب بود، پایان بندیش هم عالی بود.
خیلی دوسش داشتممممم😭😭😭
کل سریال رو
هرچند یکم اعصاب خورد کن بود ولی خیلی خوب بود، پایان بندیش هم عالی بود.
❤1
بعد متوجهی یه چیزی شدم.
نمیدونم اتفاقی بوده یا عمدی ولی زمان بندی قسمتها خیلی جالب بود.
مثلا قسمت اول که تقریبا ۴۵ دقیقه بود خاطرات ریچی بود و انگار همش توی چند ثانیه پشت فرمون یادش افتاد ولی توی ذهنش انگار خیلی طولانی تر بود.
بعد تا قسمت ۶ همه ی قسمت ها کم تر از نیم ساعت بود چون انگار داشت سرعت اون نصف روز قبل از شروع شیفت رو نشون میداد.
انگار هر دقیقه مهم بود و اونا هم زمان کمی داشتن و همه چیز سریع میگذشت.
ولی بعدش تو قسمت۷ که شیفت شروع شد قسمت باز طولانی شد و انگار به خاطر استرس و اضطراب زمان خیلی کند میگذشت.
و قسمت آخر هم که از همه طولانی تر بود و به یک ساعت رسید یه جمع بندی خوب بود از همه چیز و کلا زمان بندی خیلی خوب بود.
آوم تو قسمت آخر واقعا آرامش بعد از اون همه فاجعه رو احساس میکرد.
نمیدونم اتفاقی بوده یا عمدی ولی زمان بندی قسمتها خیلی جالب بود.
مثلا قسمت اول که تقریبا ۴۵ دقیقه بود خاطرات ریچی بود و انگار همش توی چند ثانیه پشت فرمون یادش افتاد ولی توی ذهنش انگار خیلی طولانی تر بود.
بعد تا قسمت ۶ همه ی قسمت ها کم تر از نیم ساعت بود چون انگار داشت سرعت اون نصف روز قبل از شروع شیفت رو نشون میداد.
انگار هر دقیقه مهم بود و اونا هم زمان کمی داشتن و همه چیز سریع میگذشت.
ولی بعدش تو قسمت۷ که شیفت شروع شد قسمت باز طولانی شد و انگار به خاطر استرس و اضطراب زمان خیلی کند میگذشت.
و قسمت آخر هم که از همه طولانی تر بود و به یک ساعت رسید یه جمع بندی خوب بود از همه چیز و کلا زمان بندی خیلی خوب بود.
آوم تو قسمت آخر واقعا آرامش بعد از اون همه فاجعه رو احساس میکرد.
❤2
توییتر فارسی
دیروز همسر رو بردم دفترخونه و مهریهاش رو بخشید. کارمند دفترخونه یه خانم میانسال بود. موقع امضا کردن گفت: از این به بعد تا دو سال باید ظرفا رو بشوری و غذا بپزی و کارهای خونه رو بکنی. همسر یه لبخند زد و گفت: تا الان هم همین بوده. قیافهی خانومه دیدنی بود…
یه جوری با افتخار داره داستان رو تعریف میکنه انگار به چه موفقیتی دست پیدا کرده😐
👍2
After Midnight
یه جوری با افتخار داره داستان رو تعریف میکنه انگار به چه موفقیتی دست پیدا کرده😐
واقعا نمیفهمم.
اگه داری بهش ظلم میکنی چرا انقدر راجع بهش خوشحالی؟
یه ذره هم حس خجالتی چیزی نداری؟
اگرم مثلا خیلی زندگیتون قشنگه چرا باید بخوای یا قبول کنی که مهریه رو ببخشه؟
مثلا نداری یا اون نمیخواد، نده.
چرا باید ببخشه؟
اگه داری بهش ظلم میکنی چرا انقدر راجع بهش خوشحالی؟
یه ذره هم حس خجالتی چیزی نداری؟
اگرم مثلا خیلی زندگیتون قشنگه چرا باید بخوای یا قبول کنی که مهریه رو ببخشه؟
مثلا نداری یا اون نمیخواد، نده.
چرا باید ببخشه؟
👍2
After Midnight
واقعا نمیفهمم. اگه داری بهش ظلم میکنی چرا انقدر راجع بهش خوشحالی؟ یه ذره هم حس خجالتی چیزی نداری؟ اگرم مثلا خیلی زندگیتون قشنگه چرا باید بخوای یا قبول کنی که مهریه رو ببخشه؟ مثلا نداری یا اون نمیخواد، نده. چرا باید ببخشه؟
آقا در بهترین حالت هم اون بخواد به تو ثابت کنه که چقدر عاشقته و بهت اعتماد داره، تو چرا باید قبول کنی؟؟؟؟
👍2
نمیدونم صحبت هام رو چجوری برداشت کردید ولی من راجع به کار کردن توی خونه حرف نمیزدم.
بحثم سر مهریه و شیوه ی حرف زدن طرف بود.
تو کشوری مثل ایران به خاطر قوانینش چیزی مثل مهریه واقعا مهمه و واسه خیلی ها واقعا میتونه نجات دهنده باشه.
نباید راجع به بخشیدنش جوری حرف بزنی انگار به یه موفقیت خیلی بزرگی رسیدی.
و چون حرفش خیلی دو پهلو بود و خودمم شک کردم بگم که کارمنده اون حرف رو به دختره زده نه مرده.
بحثم سر مهریه و شیوه ی حرف زدن طرف بود.
تو کشوری مثل ایران به خاطر قوانینش چیزی مثل مهریه واقعا مهمه و واسه خیلی ها واقعا میتونه نجات دهنده باشه.
نباید راجع به بخشیدنش جوری حرف بزنی انگار به یه موفقیت خیلی بزرگی رسیدی.
و چون حرفش خیلی دو پهلو بود و خودمم شک کردم بگم که کارمنده اون حرف رو به دختره زده نه مرده.
👍4
After Midnight
یه جوری با افتخار داره داستان رو تعریف میکنه انگار به چه موفقیتی دست پیدا کرده😐
من توییتر و حذف کردم چون اعصابم رو به هم میریخت بعد الان ۲۴ ساعته توی این کانالم.
پس اینم حذف میفرمایم🗿
پس اینم حذف میفرمایم🗿
👍2