◾️▪️ #ترک_یارمان_تسلیت_باد.
درگذشت همکار گرامیان جناب آقای لشکری غمی بزرگ در سینه هایمان نهاد . از خداوند برای خانواده وی صبر جمیل خواستاریم
▪️ سیوندی پور▪️
@Rigansalam
درگذشت همکار گرامیان جناب آقای لشکری غمی بزرگ در سینه هایمان نهاد . از خداوند برای خانواده وی صبر جمیل خواستاریم
▪️ سیوندی پور▪️
@Rigansalam
عکس ارسالی از آقای حمزه ای از همراهان ریگان سلام .مشهدمقدس
@rigansalam
@rigansalam
این عقاب زخمی امروز در ناصرآباد چهگواری توسط آقای ابراهیم آبیار پیداشده و هر چه به محیط زیست تماس گرفتند موفق نشدند.
@rigansalam
@rigansalam
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
بنام خالق گلهای پیچک
همان مهری که افزونست بی شک
خداوندزمین وآسمانها
خدای قبل وبعدوحال واینک
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ازهرکدام ازمردم کشورمان سوال کنیم: کدام قسمت کشورمردم خونگرمی دارند؟جوابی جزاین نمی شنوی که مردم جنوب خونگرمترین ومهربانترین انسانهای این سرزمین اند.مامردم شهرستان گرم وکویری ریگان خونگرم هستیم ومهربان، اماهمه مامدرسه های نیم سازی رادراین شهرستان می بینیم وروزانه بی تفاوت ازکنارآنهاردمی شویم ما درشهرمان حتی یک خیرمدرسه سازنداریم .نگوییم که ازنظرمال توانایی اش رانداریم الحمدلله بسیارندکسانی که توانایی انجام چنین کاری رادارند .مگرخیرهای مدرسه سازچه کسانی هستند؟نه مادرانشان فرشته بودندنه پدرانشان ،بلکه خودآنهافرشته های نجات هستندولبخندرابرلبان کودکان شهرستان خودنشاندند.تاکی منتظرباشیم خیری ازراه برسدومدرسه های نیمه تمام ماراتمام کند؟هرکس کارخیری بخواهدانجام دهدبرای مردم شهرخودانجام میدهد.صندوقهای صدقات ماراکسی دیگرازشهری دیگرپرنمی کند. اگریک سال مسافرتهای عیدوتابستان خودراکنسل کنیم چه میشود؟ نه تنهااتفاق بدی نمی افتدبلکه حالی بسیارخوب به مادست میدهدکه نظیرش راندیده ایم. من به نوبه ی خودم اگرقلمم کاری برای شهرم بکندحاضرم تمام عمرم رابرای شهرم بنویسم.
کارخیری که درتوانمان است به امیددیگری رهانکنیم بلکه درانجامش ازیکدیگرپیشه بگیریم.به امیدروزی که نام خیرین مدرسه سازشهرمان هم چون نخبه هادراین کانال وکانالهای کشوری به عنوان افتخاربدرخشد.
هرکس به سهم خودخشتی برداردووسعت قلبش رانشان دهدکه این کارعزت دنیاوگنجینه آخرت است.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
اندکی بیاکه زندگی دهیم به خلق
همنواشویم باتمام زنجره ها
دست ازدرون جیب گربرون بشود
واشودبسویمان تمام پنجره ها
*متن واشعار،#نسرین_بمبویانی*
t.me/rigansalam
بنام خالق گلهای پیچک
همان مهری که افزونست بی شک
خداوندزمین وآسمانها
خدای قبل وبعدوحال واینک
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ازهرکدام ازمردم کشورمان سوال کنیم: کدام قسمت کشورمردم خونگرمی دارند؟جوابی جزاین نمی شنوی که مردم جنوب خونگرمترین ومهربانترین انسانهای این سرزمین اند.مامردم شهرستان گرم وکویری ریگان خونگرم هستیم ومهربان، اماهمه مامدرسه های نیم سازی رادراین شهرستان می بینیم وروزانه بی تفاوت ازکنارآنهاردمی شویم ما درشهرمان حتی یک خیرمدرسه سازنداریم .نگوییم که ازنظرمال توانایی اش رانداریم الحمدلله بسیارندکسانی که توانایی انجام چنین کاری رادارند .مگرخیرهای مدرسه سازچه کسانی هستند؟نه مادرانشان فرشته بودندنه پدرانشان ،بلکه خودآنهافرشته های نجات هستندولبخندرابرلبان کودکان شهرستان خودنشاندند.تاکی منتظرباشیم خیری ازراه برسدومدرسه های نیمه تمام ماراتمام کند؟هرکس کارخیری بخواهدانجام دهدبرای مردم شهرخودانجام میدهد.صندوقهای صدقات ماراکسی دیگرازشهری دیگرپرنمی کند. اگریک سال مسافرتهای عیدوتابستان خودراکنسل کنیم چه میشود؟ نه تنهااتفاق بدی نمی افتدبلکه حالی بسیارخوب به مادست میدهدکه نظیرش راندیده ایم. من به نوبه ی خودم اگرقلمم کاری برای شهرم بکندحاضرم تمام عمرم رابرای شهرم بنویسم.
کارخیری که درتوانمان است به امیددیگری رهانکنیم بلکه درانجامش ازیکدیگرپیشه بگیریم.به امیدروزی که نام خیرین مدرسه سازشهرمان هم چون نخبه هادراین کانال وکانالهای کشوری به عنوان افتخاربدرخشد.
هرکس به سهم خودخشتی برداردووسعت قلبش رانشان دهدکه این کارعزت دنیاوگنجینه آخرت است.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
اندکی بیاکه زندگی دهیم به خلق
همنواشویم باتمام زنجره ها
دست ازدرون جیب گربرون بشود
واشودبسویمان تمام پنجره ها
*متن واشعار،#نسرین_بمبویانی*
t.me/rigansalam
⬛◼◾▪◼◾⬛
پیام تسلیت مدیر آموزش و پرورش شهرستان ریگان بمناسبت درگذشت همکار فرهنگی،مرحوم اکبر لشکری
مدیر آموزش و پرورش شهرستان ریگان طی پیامی، درگذشت همكار فرهنگي، مرحوم اکبر لشکری را به خانواده محترم آن مرحوم وجامعه فرهنگيان شهرستان ریگان تسليت عرض نمود.
در متن پیام تسلیت احمد رحیمی آمده است:
كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال و الاكرام (الرحمن 26)
با كمال تاسف و تاثر خبر درگذشت همكار فرهنگی جناب آقای اکبر لشکری غمي سنگين را در دل ما جاي داد .
آن عزيز كه عمر خود را در راه تعليم و تعلم و در سنگرمبارزه با ديو جهل سپري ساخته است در جوار رحمت حق آرميده و از نعمات واسعه پروردگار برخوردارست در عين حال وظيفه خود مي دانیم با دلي آكنده از اندوه مصيبت وارده را به بازماندگان به ويژه خانواده آن عزيز سفر كرده وجامعه فرهنگيان ریگان تسليت عرض نموده ، غفران الهي براي آن مرحوم و صبري جميل براي بازماندگان از درگاه ايزد منان مسالت نمايم .
ایشان لحظه لحظه های معلمی خود را نردبانی ساخت تا دانش آموزان به باغ دانایی و توانایی در آمده و در فضای عطر آگین بوستان معرفت الهی تنفس نمایند.
دریغا تقدیر بر آن شد که شمع وجودش زودتر خاموش گردد و دانش آموزانش آن گل های با طراوت بوستان تعلیم و تربیت به سوگ و ماتم ایشان بنشینند.
تحمل جای خالی ایشان بسیار سنگین و شکننده است. در غم هجرانش می سوزيم و برخود امر مي دانيم كه درگذشت ناگهانی این فرهنگی فرهیخته را به همکاران، دانش آموزان و به ويژه خانواده آن عزيزآسماني از صمیم قلب تسلیت گويیم.
احمد رحیمی
مدیر آموزش و پرورش شهرستان ریگان
⬛◼◾▪◾◼⬛
http://t.me/rigansalam
پیام تسلیت مدیر آموزش و پرورش شهرستان ریگان بمناسبت درگذشت همکار فرهنگی،مرحوم اکبر لشکری
مدیر آموزش و پرورش شهرستان ریگان طی پیامی، درگذشت همكار فرهنگي، مرحوم اکبر لشکری را به خانواده محترم آن مرحوم وجامعه فرهنگيان شهرستان ریگان تسليت عرض نمود.
در متن پیام تسلیت احمد رحیمی آمده است:
كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال و الاكرام (الرحمن 26)
با كمال تاسف و تاثر خبر درگذشت همكار فرهنگی جناب آقای اکبر لشکری غمي سنگين را در دل ما جاي داد .
آن عزيز كه عمر خود را در راه تعليم و تعلم و در سنگرمبارزه با ديو جهل سپري ساخته است در جوار رحمت حق آرميده و از نعمات واسعه پروردگار برخوردارست در عين حال وظيفه خود مي دانیم با دلي آكنده از اندوه مصيبت وارده را به بازماندگان به ويژه خانواده آن عزيز سفر كرده وجامعه فرهنگيان ریگان تسليت عرض نموده ، غفران الهي براي آن مرحوم و صبري جميل براي بازماندگان از درگاه ايزد منان مسالت نمايم .
ایشان لحظه لحظه های معلمی خود را نردبانی ساخت تا دانش آموزان به باغ دانایی و توانایی در آمده و در فضای عطر آگین بوستان معرفت الهی تنفس نمایند.
دریغا تقدیر بر آن شد که شمع وجودش زودتر خاموش گردد و دانش آموزانش آن گل های با طراوت بوستان تعلیم و تربیت به سوگ و ماتم ایشان بنشینند.
تحمل جای خالی ایشان بسیار سنگین و شکننده است. در غم هجرانش می سوزيم و برخود امر مي دانيم كه درگذشت ناگهانی این فرهنگی فرهیخته را به همکاران، دانش آموزان و به ويژه خانواده آن عزيزآسماني از صمیم قلب تسلیت گويیم.
احمد رحیمی
مدیر آموزش و پرورش شهرستان ریگان
⬛◼◾▪◾◼⬛
http://t.me/rigansalam
ماجرای تأسیس دانشگاه شهید باهنر کرمان
قسمت اول
مجیدرضا حریری / به نقل از یکی از دوستان...
دی ماه سال ۱۳۵۳ استاندار وقت کرمان در دفترش پذیرای زوجی بود، زوج میانسال پولداری، ساکن تهران که به تازگی از مسافرت طولانی به دور دنیا و شهرهایِ مختلفِ ایران برگشته بودند. هیچوقت کسی ندونست چرا از بینِ این همه شهر کرمان رو انتخاب کردند. مرد مهندس کشاورزی و تحصیلکرده دانشگاه تهران و بعداً پاریس بود. خیلی پولدار بودند، پولی که حاصل کارِ مرد از تجارت و تخصصش بود نه ارثیه فامیلی.
مرد به استاندار وقت گفت: «سالهاست زندگی میکنیم و متاسفانه فرزندی نداریم و وارثی. تصمیم گرفتیم با پولی که داریم در کرمان چیزی بسازیم.»
استاندار خیلی خوشحال شد. فوری پیشنهاد داد: «بیمارستان بسازین. کرمان بیمارستان کافی نداره.»
مرد گفت: «نه!»
استاندار پیشنهاد داد: «هتل! کرمان فقط یک هتل داره.»
—نه!
—مدرسه؟ مسجد؟ مرکزِ خرید؟
و جوابِ همه نه بود. همسرِ مرد توضیح داد: ما تصمیم گرفتهایم در کرمان دانشگاهی بسازیم. با همه امکانات!
و مرد کلامِ همسرش رو کامل کرد: ما یه دانشگاه اینجا میسازیم اونوقت هتل و مسجد و بیمارستان و مرکزِ خرید و مرکزِ جذبِ توریست هم در کنارِ اون دانشگاه ساخته میشه. ما دانشگاهی در کرمان میسازیم برایِ بچههایی که نداریم و میتونستیم داشته باشیم.
اون روز و تمامِ هفته بعد اون زوجِ میانسال در ماشین استانداری تمامِ کرمان رو برایِ پیدا کردنِ زمین مناسب برایِ ساختن اون دانشگاه زیر و رو کردند. هر جا بردنشون، چیزی پسند نکردند. روزِ آخر در حومه کرمان در بیابونِ برهوتِ کویری کرمان راننده کلافه دمی ایستاد تا خستگی در کنند و آبی بنوشند. راننده بعدها تعریف کرد که: «تا مرد پیاده شد که قدمی بزند، زیر پاش یک سکه یک ریالی پیدا کرد. برش داشت و به من گفت همین زمین رو میخوام. برکت داره. پیدا کردنِ این سکه نشونه خوبیست. اینجا دانشگاه رو میسازم.» راننده مییگفت بهشون گفتم: «اینجا؟؟ اینجا بیابونه. بیرونِ کرمانه، نه آب داره و نه برق. خیلی فاصله داره تا شهر.» ولی مرد سکه یک ریالی رو گذاشته بود جیبش و اصرار کرده بود که نه فقط همین زمین رو میخوام. همه زمینِ این منطقه رو برام بخرین. دانشگاه رو اینجا میسازم.
اون زمین خریده شد، و احداثِ دانشگاهِ کرمان از همون ماه با هزینه و نظارتِ مستقیم اون مرد شروع شد. اتاق کوچکی در اون زمین ساخته شد و تصویرِ کوچکی از اون مرد رویِ یکی از دیوارها بود. کسی تو کرمان اصلاً اونو نمیشناختش. سالها گذشت، خیلی اتفاقها افتاد. انقلاب شد، جنگ شد. ولی هیچ چیز و هیچ کس نتونست اون مرد رو در روندِ ساختنِ اون دانشگاه متوقف کنه. در طول ماه بارها و بارها به کرمان سفر میکرد و بر کوچکترین جزئیاتِ ساختنِ اون دانشگاه نظارت میکرد. و تحت هیچ شرایطِ سیاسی، مشکلات شخصی، بیماری، و حتی در اوج جنگ هرگز اجازه نداد ساختنِ اون دانشگاه متوقف شه. و در تمام این مراحل همسرش در کنارش بود و لحظهای ترکش نکرد.
اون دانشگاه ساخته شد. یکی از زیباترین، مجهزترین دانشگاههای ایران. شامل دانشکدههای مختلف تقریباً در تمامی رشته ها. سرانجام در ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ در حضور خودش و همسرش اون دانشگاه افتتاح شد. دانشگاهِ شهید باهنرِ کرمان! نامی از او بر هیچ جا نبود غیرِ از همون عکسِ کوچیکِ قدیمی تو اون اتاق کوچیک. وقتِ سخنرانی افتتاحیه گفته بود که چقدر خوشحاله که اون دانشگاه رو ساخته و حس میکنه که این فرزندانِ خودش هستند که به اون دانشگاه میان. و آرزو کرده بود که اتاقِ کوچکی در ورودی اون دانشگاه داشت که با همسرش اونجا زندگی میکرد و میتونست آمد و رفتِ هر روزه فرزندانش رو ببینه.
اتاقی به اون داده نشد. ولی او ادامه برایِ اتمامِ اون دانشگاه رو هرگز متوقف نکرد. دانشکدههای مختلف یکی بعد از دیگری شروع به کار کردند. آخرین دانشکده دانشکدهِ پزشکی بود. در کنارِ این دانشکده او و همسرش یک بیمارستانِ ۳۵۰ تخت خوابی هم ساخته بودند.
روز افتتاحِ دانشکده همه دانشجوها از رشتههای مختلف اومده بودند. جا برایِ سوزن انداختن نبود. کسی حتی نمیدونست که اونا اومدن یا نه. بیشترِ ماها هیچ تصویری از اونا ندیده بودیم. وقتی رئیس دانشگاه کرمان سخنرانی کرد و گفت به پاسِ تمامِ تلاشها و کاری که کردهاند دانشکده و بیمارستانِ دانشگاهِ کرمان به نام او نامگذاری شده، و با اصرار از او و همسرش خواست که پشت تریبون بیان و شروع به کارِ اونجا رو رسماً اعلام کنند،
اون وقت ما زوجِ پیر و کوچیک و لاغر اندامی رو دیدیم که از پلهها بالا رفتند. هیچ سخنرانی نکردند و هیچ نگفتند. فقط اونجا ایستادند و دانشجوها همه بدونِ هیچ هماهنگی قبلی همه با هم به احترامشون بلند شدند و برایِ بیشتر از ۲۰ دقیقه فقط دست زدند. و اونا فقط نگاه کردند و گریه کردند.
روزِ زیبایی بود...
ادامه دارد...
@rigansalam
قسمت اول
مجیدرضا حریری / به نقل از یکی از دوستان...
دی ماه سال ۱۳۵۳ استاندار وقت کرمان در دفترش پذیرای زوجی بود، زوج میانسال پولداری، ساکن تهران که به تازگی از مسافرت طولانی به دور دنیا و شهرهایِ مختلفِ ایران برگشته بودند. هیچوقت کسی ندونست چرا از بینِ این همه شهر کرمان رو انتخاب کردند. مرد مهندس کشاورزی و تحصیلکرده دانشگاه تهران و بعداً پاریس بود. خیلی پولدار بودند، پولی که حاصل کارِ مرد از تجارت و تخصصش بود نه ارثیه فامیلی.
مرد به استاندار وقت گفت: «سالهاست زندگی میکنیم و متاسفانه فرزندی نداریم و وارثی. تصمیم گرفتیم با پولی که داریم در کرمان چیزی بسازیم.»
استاندار خیلی خوشحال شد. فوری پیشنهاد داد: «بیمارستان بسازین. کرمان بیمارستان کافی نداره.»
مرد گفت: «نه!»
استاندار پیشنهاد داد: «هتل! کرمان فقط یک هتل داره.»
—نه!
—مدرسه؟ مسجد؟ مرکزِ خرید؟
و جوابِ همه نه بود. همسرِ مرد توضیح داد: ما تصمیم گرفتهایم در کرمان دانشگاهی بسازیم. با همه امکانات!
و مرد کلامِ همسرش رو کامل کرد: ما یه دانشگاه اینجا میسازیم اونوقت هتل و مسجد و بیمارستان و مرکزِ خرید و مرکزِ جذبِ توریست هم در کنارِ اون دانشگاه ساخته میشه. ما دانشگاهی در کرمان میسازیم برایِ بچههایی که نداریم و میتونستیم داشته باشیم.
اون روز و تمامِ هفته بعد اون زوجِ میانسال در ماشین استانداری تمامِ کرمان رو برایِ پیدا کردنِ زمین مناسب برایِ ساختن اون دانشگاه زیر و رو کردند. هر جا بردنشون، چیزی پسند نکردند. روزِ آخر در حومه کرمان در بیابونِ برهوتِ کویری کرمان راننده کلافه دمی ایستاد تا خستگی در کنند و آبی بنوشند. راننده بعدها تعریف کرد که: «تا مرد پیاده شد که قدمی بزند، زیر پاش یک سکه یک ریالی پیدا کرد. برش داشت و به من گفت همین زمین رو میخوام. برکت داره. پیدا کردنِ این سکه نشونه خوبیست. اینجا دانشگاه رو میسازم.» راننده مییگفت بهشون گفتم: «اینجا؟؟ اینجا بیابونه. بیرونِ کرمانه، نه آب داره و نه برق. خیلی فاصله داره تا شهر.» ولی مرد سکه یک ریالی رو گذاشته بود جیبش و اصرار کرده بود که نه فقط همین زمین رو میخوام. همه زمینِ این منطقه رو برام بخرین. دانشگاه رو اینجا میسازم.
اون زمین خریده شد، و احداثِ دانشگاهِ کرمان از همون ماه با هزینه و نظارتِ مستقیم اون مرد شروع شد. اتاق کوچکی در اون زمین ساخته شد و تصویرِ کوچکی از اون مرد رویِ یکی از دیوارها بود. کسی تو کرمان اصلاً اونو نمیشناختش. سالها گذشت، خیلی اتفاقها افتاد. انقلاب شد، جنگ شد. ولی هیچ چیز و هیچ کس نتونست اون مرد رو در روندِ ساختنِ اون دانشگاه متوقف کنه. در طول ماه بارها و بارها به کرمان سفر میکرد و بر کوچکترین جزئیاتِ ساختنِ اون دانشگاه نظارت میکرد. و تحت هیچ شرایطِ سیاسی، مشکلات شخصی، بیماری، و حتی در اوج جنگ هرگز اجازه نداد ساختنِ اون دانشگاه متوقف شه. و در تمام این مراحل همسرش در کنارش بود و لحظهای ترکش نکرد.
اون دانشگاه ساخته شد. یکی از زیباترین، مجهزترین دانشگاههای ایران. شامل دانشکدههای مختلف تقریباً در تمامی رشته ها. سرانجام در ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ در حضور خودش و همسرش اون دانشگاه افتتاح شد. دانشگاهِ شهید باهنرِ کرمان! نامی از او بر هیچ جا نبود غیرِ از همون عکسِ کوچیکِ قدیمی تو اون اتاق کوچیک. وقتِ سخنرانی افتتاحیه گفته بود که چقدر خوشحاله که اون دانشگاه رو ساخته و حس میکنه که این فرزندانِ خودش هستند که به اون دانشگاه میان. و آرزو کرده بود که اتاقِ کوچکی در ورودی اون دانشگاه داشت که با همسرش اونجا زندگی میکرد و میتونست آمد و رفتِ هر روزه فرزندانش رو ببینه.
اتاقی به اون داده نشد. ولی او ادامه برایِ اتمامِ اون دانشگاه رو هرگز متوقف نکرد. دانشکدههای مختلف یکی بعد از دیگری شروع به کار کردند. آخرین دانشکده دانشکدهِ پزشکی بود. در کنارِ این دانشکده او و همسرش یک بیمارستانِ ۳۵۰ تخت خوابی هم ساخته بودند.
روز افتتاحِ دانشکده همه دانشجوها از رشتههای مختلف اومده بودند. جا برایِ سوزن انداختن نبود. کسی حتی نمیدونست که اونا اومدن یا نه. بیشترِ ماها هیچ تصویری از اونا ندیده بودیم. وقتی رئیس دانشگاه کرمان سخنرانی کرد و گفت به پاسِ تمامِ تلاشها و کاری که کردهاند دانشکده و بیمارستانِ دانشگاهِ کرمان به نام او نامگذاری شده، و با اصرار از او و همسرش خواست که پشت تریبون بیان و شروع به کارِ اونجا رو رسماً اعلام کنند،
اون وقت ما زوجِ پیر و کوچیک و لاغر اندامی رو دیدیم که از پلهها بالا رفتند. هیچ سخنرانی نکردند و هیچ نگفتند. فقط اونجا ایستادند و دانشجوها همه بدونِ هیچ هماهنگی قبلی همه با هم به احترامشون بلند شدند و برایِ بیشتر از ۲۰ دقیقه فقط دست زدند. و اونا فقط نگاه کردند و گریه کردند.
روزِ زیبایی بود...
ادامه دارد...
@rigansalam
قسمت دوم
حمایتِ او از دانشگاهِ کرمان هرگز تا لحظه ی مرگ قطع نشد. بعد از مرگش همسرش که استاد دانشگاه تهران بود، این حمایت رو ادامه داد. وقتی او هم مرد، تنها دارایی باقی مونده از اونا یک آپارتمان در تهران بود که طبق وصیتِ خودشون به دانشگاه آزادِ تهران واگذار شد.
اونا حق داشتن. حالا کرمان شهر بزرگتریست با اون دانشگاه. در کنارِ اون دانشگاه هتل ها، مراکزِ خرید و مسجد و خیلی چیزها ساخته شد. اون زمین دیگه بیابون نیست. یه دانشگاهِ بزرگ زیبا پر از درخته که از همه جایِ ایران دختران و پسران برایِ ادامه تحصیل به اونجا میان.
و سرانجام مجسمهای از او ساخته شد و درست در محلِ ورودی دانشگاهِ کرمان قرار گرفت و هر روز دانشجوها از جلویِ اون مجسمه میگذرند. او سرانجام به ارزوش رسید و هر روز فرزندانش رو که از همه جایِ ایران اونجا میان رو میبینه.
او کرمانی نبود. به هیچ گروه و دستهای تعلق نداشت. کسی او رو نمیشناخت. ولی الان در کرمان شاید او محبوبترین و از شناخته شده ترین ها باشه. کسی در کرمان نیست که با احترام از اون یاد نکنه و دوستش نداشته باشه. از هر سنی، هر گروهی، هر طبقه ی اجتماعی! و پدر و مادرها داستانِ اون و همسرش رو برایِ فرزندانشون تعریف میکنند.
کسی که در کرمان تحسین و دوست داشته میشه به خاطرِ تعهد و تفکرِ انسانیاش: #مهندس_علیرضا_افضلی_پور
—------------------------------—
@rigansalam
حمایتِ او از دانشگاهِ کرمان هرگز تا لحظه ی مرگ قطع نشد. بعد از مرگش همسرش که استاد دانشگاه تهران بود، این حمایت رو ادامه داد. وقتی او هم مرد، تنها دارایی باقی مونده از اونا یک آپارتمان در تهران بود که طبق وصیتِ خودشون به دانشگاه آزادِ تهران واگذار شد.
اونا حق داشتن. حالا کرمان شهر بزرگتریست با اون دانشگاه. در کنارِ اون دانشگاه هتل ها، مراکزِ خرید و مسجد و خیلی چیزها ساخته شد. اون زمین دیگه بیابون نیست. یه دانشگاهِ بزرگ زیبا پر از درخته که از همه جایِ ایران دختران و پسران برایِ ادامه تحصیل به اونجا میان.
و سرانجام مجسمهای از او ساخته شد و درست در محلِ ورودی دانشگاهِ کرمان قرار گرفت و هر روز دانشجوها از جلویِ اون مجسمه میگذرند. او سرانجام به ارزوش رسید و هر روز فرزندانش رو که از همه جایِ ایران اونجا میان رو میبینه.
او کرمانی نبود. به هیچ گروه و دستهای تعلق نداشت. کسی او رو نمیشناخت. ولی الان در کرمان شاید او محبوبترین و از شناخته شده ترین ها باشه. کسی در کرمان نیست که با احترام از اون یاد نکنه و دوستش نداشته باشه. از هر سنی، هر گروهی، هر طبقه ی اجتماعی! و پدر و مادرها داستانِ اون و همسرش رو برایِ فرزندانشون تعریف میکنند.
کسی که در کرمان تحسین و دوست داشته میشه به خاطرِ تعهد و تفکرِ انسانیاش: #مهندس_علیرضا_افضلی_پور
—------------------------------—
@rigansalam
در پاكستان نام هاي خيابانها و محلات اغلب فارسي و صورت اصيل كلمات قديم است.
خيابان هاي بزرگ دو طرفه را شاهراه مينامند، همان كه ما امروز «اتوبان» ميگوييم!
بنده براي نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسي را كه در آنجاها به كار ميبرند و واقعا براي ما تازگي دارد در اينجا ذكر ميكنم كه ببينيد زبان فارسي در زبان اردو چه موقعیتی دارد.
نخستين چيزي كه در سر بعضي كوچهها ميبينيد تابلوهاي رانندگي است.
در ايران ادارهي راهنمايي و رانندگي بر سر كوچهاي كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مينويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربي است، اما در پاكستان گمان ميكنيد تابلو چه باشد؟
«راه بند»!
تاكسي كه مرا به قونسلگري ايران دركراچي ميبرد كمي از قونسلگري گذشت، خواست به عقب برگردد،يكي از پشت سر به او فرمان ميداد، در چنين مواقعي ما ميگوييم:
عقب، عقب،عقب، خوب!
اما آن پاكستاني ميگفت: واپس، واپس،بس!
و اين حرفها در خياباني زده شد كه به « شاهراه ايران» موسوم است.
اين مغازههايي را كه ما قنادي ميگوييم( و معلوم نيست چگونه كلمهي قند صيغهي مبالغه و صفت شغلي قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادي گفته اند؟)
آري اين دكانها را در آنجا «شيرينكده» نامند.
آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» ميخوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
سلام البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتي كسي به ما لطف ميكند و چيزي ميدهد يا محبتي ابراز ميدارد، ما اگر خودماني باشيم ميگوييم: ممنونم، متشكرم، اگر فرنگي مآب باشيم ميگوييم «مرسي» اما در آنجا كوچك و بزرگ، همه در چنين موردي ميگويند:« مهرباني»!
آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده ميشود.
قطار سريع السير را در آنجا«تيز خرام» ميخوانند!
جالبترين اصطلاح را در آنجا من براي مادر زن ديدم، آنها اين موجودي را كه ما مرادف با ديو و غول آوردهايم «خوش دامن» گفتهاند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.
از پاريز تا پاريس_محمدابراهيم باستاني پاريزي / چاپ ششم، ١٣٧٠/صص ١٣٣و ١٣٤
@rigansalam
خيابان هاي بزرگ دو طرفه را شاهراه مينامند، همان كه ما امروز «اتوبان» ميگوييم!
بنده براي نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسي را كه در آنجاها به كار ميبرند و واقعا براي ما تازگي دارد در اينجا ذكر ميكنم كه ببينيد زبان فارسي در زبان اردو چه موقعیتی دارد.
نخستين چيزي كه در سر بعضي كوچهها ميبينيد تابلوهاي رانندگي است.
در ايران ادارهي راهنمايي و رانندگي بر سر كوچهاي كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مينويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربي است، اما در پاكستان گمان ميكنيد تابلو چه باشد؟
«راه بند»!
تاكسي كه مرا به قونسلگري ايران دركراچي ميبرد كمي از قونسلگري گذشت، خواست به عقب برگردد،يكي از پشت سر به او فرمان ميداد، در چنين مواقعي ما ميگوييم:
عقب، عقب،عقب، خوب!
اما آن پاكستاني ميگفت: واپس، واپس،بس!
و اين حرفها در خياباني زده شد كه به « شاهراه ايران» موسوم است.
اين مغازههايي را كه ما قنادي ميگوييم( و معلوم نيست چگونه كلمهي قند صيغهي مبالغه و صفت شغلي قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادي گفته اند؟)
آري اين دكانها را در آنجا «شيرينكده» نامند.
آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» ميخوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
سلام البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتي كسي به ما لطف ميكند و چيزي ميدهد يا محبتي ابراز ميدارد، ما اگر خودماني باشيم ميگوييم: ممنونم، متشكرم، اگر فرنگي مآب باشيم ميگوييم «مرسي» اما در آنجا كوچك و بزرگ، همه در چنين موردي ميگويند:« مهرباني»!
آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده ميشود.
قطار سريع السير را در آنجا«تيز خرام» ميخوانند!
جالبترين اصطلاح را در آنجا من براي مادر زن ديدم، آنها اين موجودي را كه ما مرادف با ديو و غول آوردهايم «خوش دامن» گفتهاند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.
از پاريز تا پاريس_محمدابراهيم باستاني پاريزي / چاپ ششم، ١٣٧٠/صص ١٣٣و ١٣٤
@rigansalam
📣📣📣📣📣🙈🙈
۱۴تیرماه روز شهرداری و دهیاری هاست .ضمن تبریک این روز به شهرداران و دهیاران عزیز،به اطلاع میرساند ریگان سلام بمنظور تقدیر از این عزیزان آمادگی دارد به معرفی این بزرگواران و انعکاس خدمات آنها در چندسال اخیر نماید .لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند از طریق آی دی های زیر با ریگان سلام ارتباط برقرار کنند .👇👇
@rigan_salam
@tmr_alb
۱۴تیرماه روز شهرداری و دهیاری هاست .ضمن تبریک این روز به شهرداران و دهیاران عزیز،به اطلاع میرساند ریگان سلام بمنظور تقدیر از این عزیزان آمادگی دارد به معرفی این بزرگواران و انعکاس خدمات آنها در چندسال اخیر نماید .لذا دوستانی که تمایل دارند می توانند از طریق آی دی های زیر با ریگان سلام ارتباط برقرار کنند .👇👇
@rigan_salam
@tmr_alb
#هولباقی:
خانواده های داغدار لشکری:
◾️◾️◾️◾️◾️
باسلام و احترام:
باخبر شدیم دست تقدیر یکی از بهترین همکارانمان و مربیان دلسوز تعلیم و تربیت جامعه ی فرهنگی ریگان را ؛از گلستان این باغ جدا کرده و به رضوان الهی در جوار رحمت معبودش آرام گرفته با تاثر فراوان مصیبت وارده را به شما بزرگواران بویژه همسر و فرزندان ایشان
تسلیت گفته و برای ان مرحوم علو درجات و برای بازمانده گان سلامتی و تندرستی از درگاه باریتعالی مسئلت مینمایم.
لذا تسلیت اینجانب را پذیرا و حقیر را در غم خود شریک بداند.
▪️▪️▪️▪️▪️
باسپاس:
#رنجبران
رییس شورای اسلامی شهر گنبکی
@rigansalam
خانواده های داغدار لشکری:
◾️◾️◾️◾️◾️
باسلام و احترام:
باخبر شدیم دست تقدیر یکی از بهترین همکارانمان و مربیان دلسوز تعلیم و تربیت جامعه ی فرهنگی ریگان را ؛از گلستان این باغ جدا کرده و به رضوان الهی در جوار رحمت معبودش آرام گرفته با تاثر فراوان مصیبت وارده را به شما بزرگواران بویژه همسر و فرزندان ایشان
تسلیت گفته و برای ان مرحوم علو درجات و برای بازمانده گان سلامتی و تندرستی از درگاه باریتعالی مسئلت مینمایم.
لذا تسلیت اینجانب را پذیرا و حقیر را در غم خود شریک بداند.
▪️▪️▪️▪️▪️
باسپاس:
#رنجبران
رییس شورای اسلامی شهر گنبکی
@rigansalam
#دانش_آموز_برتر
🌹نام :یاسمن نوابخانی
🌹 نام پدر محمد
🌹معدل کل ۱۹.۱۵
✍سال دوم راهنمایی
✍ مدرسه حضرت معصومه
💐💐 با تشکر از مدیر مدرسه خانم طبیب زاده
@rigansalam
🌹نام :یاسمن نوابخانی
🌹 نام پدر محمد
🌹معدل کل ۱۹.۱۵
✍سال دوم راهنمایی
✍ مدرسه حضرت معصومه
💐💐 با تشکر از مدیر مدرسه خانم طبیب زاده
@rigansalam
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🌑🌑🌑
#پیام_تسلیت
باسلام درگذشت نابهنگام همکارعزیزمان جناب آقای لشکری رابه جامعه فرهنگیان شهرستان ریگان وهمچنین خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می نمایم امیدوارم تلاشهای خالصانه ایشان درراه تعالی آموزش فرزندان این شهرستان ذخیره ای برای آخرت وی باشدخداوندروحش راباانبیاء الهی محشورگرداند.
مهدی پژمان معاون آموزشی اداره آموزش وپرورش ریگان
@rigansalam
#پیام_تسلیت
باسلام درگذشت نابهنگام همکارعزیزمان جناب آقای لشکری رابه جامعه فرهنگیان شهرستان ریگان وهمچنین خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می نمایم امیدوارم تلاشهای خالصانه ایشان درراه تعالی آموزش فرزندان این شهرستان ذخیره ای برای آخرت وی باشدخداوندروحش راباانبیاء الهی محشورگرداند.
مهدی پژمان معاون آموزشی اداره آموزش وپرورش ریگان
@rigansalam
فرا رسیدن 14 تیرماه به عنوان روز شهرداری فرصت مناسبی می باشد برای ارج نهادن و قدردانی از زحمات خادمان مردم در عرصه های مختلف شهرداری و مدیریت شهری که به صورت شبانه روزی برای توسعه، پیشرفت و آبادانی شهرشان از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی ورزند و بی شک هر خدمتی که در جهت رفاه حال مردم صورت پذیرد موجب خشنودی خداوند متعال قرار می گیرد و قطعا" در اذهان ماندگار خواهد شد و همچنین از رهنمودها و زحمات اعضای محترم شورای اسلامی شهر و تمامی عزیزان شاغل در شهرداری تشکر می نمایم و از خداوند منان توفیق روز افزون توام با سعادت و بهروزی را برای این بزرگواران خواستارم.
(روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان ریگان)
@rigansalam
(روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان ریگان)
@rigansalam
▪️ پیام تسلیت مدیران آموزش ابتدایی شهرستان ریگان
https://t.me/rigansalam/5292
خبر درگذشت جوان همکار فداکار و تلاشگر عرصه تعلیم و تربیت جوان نمونه حیا و ادب و اخلاق، مرحوم مغفور آقای اکبر لشکری موجب تألم و تأثر خاطر جامعه فرهنگیان شهرستان ریگان ، دانش آموزان و آشنایان گردید.
اندوه ما در غم از دست دادن این عزیز بزرگوار در واژه ها نمی گنجد تنهامی توانیم آرزو کنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوست عزیز به اندازه ی دریای غم شان باشد.
با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و خوب از این میهمان جدید پذیرایی کند.
دنیای با او بودن به ما یاد نداد که در نبودنش چه کنیم اما سفر به سرای آخرت او فهماند که تلاش های صادقانه، نگاه های معنوی، رفتارهای متین او که همواره در عمق وجود دانش آموزان ریشه دوانده، هرگز فراموش نمی شود.
تحمل جای خالی ایشان بسیار سنگین و شکننده است.
خوشا آنان که با عزت ز گیتی/ بساط خویش بر چیدند و رفتند
ز کالاهای این آشفته بازار/ محبت را پسندیدند و رفتند
چه سخت است باور نبودنش و یقین ندیدن...
روحش شاد و یادش گرامی باد
مدیران آموزش ابتدایی شهرستان ریگان ⚫️⚫️
https://t.me/rigansalam/5292
خبر درگذشت جوان همکار فداکار و تلاشگر عرصه تعلیم و تربیت جوان نمونه حیا و ادب و اخلاق، مرحوم مغفور آقای اکبر لشکری موجب تألم و تأثر خاطر جامعه فرهنگیان شهرستان ریگان ، دانش آموزان و آشنایان گردید.
اندوه ما در غم از دست دادن این عزیز بزرگوار در واژه ها نمی گنجد تنهامی توانیم آرزو کنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوست عزیز به اندازه ی دریای غم شان باشد.
با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و خوب از این میهمان جدید پذیرایی کند.
دنیای با او بودن به ما یاد نداد که در نبودنش چه کنیم اما سفر به سرای آخرت او فهماند که تلاش های صادقانه، نگاه های معنوی، رفتارهای متین او که همواره در عمق وجود دانش آموزان ریشه دوانده، هرگز فراموش نمی شود.
تحمل جای خالی ایشان بسیار سنگین و شکننده است.
خوشا آنان که با عزت ز گیتی/ بساط خویش بر چیدند و رفتند
ز کالاهای این آشفته بازار/ محبت را پسندیدند و رفتند
چه سخت است باور نبودنش و یقین ندیدن...
روحش شاد و یادش گرامی باد
مدیران آموزش ابتدایی شهرستان ریگان ⚫️⚫️
Telegram
🌴🌴ریگان سلام🌴🌴
◾️ ▪️اردیبهشت 96
اردوی دهبکری دبیرستان ولایت ریگان
و زنده یاد اکبر لشکری
◼️ ◾️ ▪️
@Rigansalam
اردوی دهبکری دبیرستان ولایت ریگان
و زنده یاد اکبر لشکری
◼️ ◾️ ▪️
@Rigansalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی باطری ضعيف شده و خودرو استارت نميخورد
در جایی که دسترسی به هیچ جا ندارید و ماشین روشن نمیشود از این روش استفاده کنید.
@rigansalam
در جایی که دسترسی به هیچ جا ندارید و ماشین روشن نمیشود از این روش استفاده کنید.
@rigansalam
📚شهریورماه، زمان ثبت نام آزمون وکالت
رییس هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری استان کرمان گفت: در شهریورماه ثبت نام آزمون وکالت سال 96 انجام و آذرماه برگزاری آزمون در استان را خواهیم داشت.
@rigansalam
رییس هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری استان کرمان گفت: در شهریورماه ثبت نام آزمون وکالت سال 96 انجام و آذرماه برگزاری آزمون در استان را خواهیم داشت.
@rigansalam
🌑🌑🌑🌑🌑
خانواده محترم علیزاده :
اناالله واناالیه راجعون
درگذشت نابهنگام پدر عزیزتان و بزرگ خاندان علیزاده رابه شماوخانواده محترم تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم طلب بخشش و آمرزش خواستارم..روحش شادویادش گرامی
ازطرف برادران برزنگ
@rigansalam
خانواده محترم علیزاده :
اناالله واناالیه راجعون
درگذشت نابهنگام پدر عزیزتان و بزرگ خاندان علیزاده رابه شماوخانواده محترم تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم طلب بخشش و آمرزش خواستارم..روحش شادویادش گرامی
ازطرف برادران برزنگ
@rigansalam
🔹معلمین تازه نفسی که خسته اند.
@Rigansalam
♦️ نو معلمان اناری شاغل در ریگان چرا به دیوان عدالت اداری شکایت کردند.?
@Rigansalam
برای مشاهده متن کامل خبر در موبایل تان بر روی گزینه insatnt view یا نمایش سریع کلیک کنید.
@Rigansalam
https://goo.gl/GPLxeE
@Rigansalam
♦️ نو معلمان اناری شاغل در ریگان چرا به دیوان عدالت اداری شکایت کردند.?
@Rigansalam
برای مشاهده متن کامل خبر در موبایل تان بر روی گزینه insatnt view یا نمایش سریع کلیک کنید.
@Rigansalam
https://goo.gl/GPLxeE
Telegraph
معلمین تازه نفسی که خسته اند
🔻ماجرای معلمان تازه نفسی که خستهاند🔻 افراد تازه نفسی که برای نخستینبار فعالیت در شغل معلمی را تجربه میکنند، در آخرین ماههای سال اول حضور در مدرسه به دلیل آنچه که از آن به عنوان دوری راه یاد میکنند، خسته و بیانگیزهاند، معضلی که باز هم ساماندهی نامناسب…