📣 جدیدترین آمارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر قیمتها و طرفداران انواع مواد مخدر در ایران
▪قیمت موادمخدرکشوردرحرکت از شرق به غرب افزایشی است.
▪میانگین قیمت هر کیلو تریاک در کشور دو میلیون و ۳۰۰ تا دومیلیون و ۴۰۰هزار تومان است.
▪به لحاظ مصرف مواد در کشور، تریاک در رتبه اول قرار دارد و سپس حشیش، هروئین و شیشه بالاترین آمار مصرف را دارند.
▪میزان مصرف هرویین در مقایسه با شیشه افزایش یافته؛ زیرا شیشه طی دو سه سال اخیر به شدت کنترل شده است.
▪میانگین دسترسی به مواد در جایی مانند مولوی تهران پایین است و به زور مواد را در دستت میگذارند، اما اگر در نقطه دیگری باشی، شاید سه ساعت هم بگردی اما مواد پیدا نکنی.»/ایسنا
🆔 @RiganSalam 👈
▪قیمت موادمخدرکشوردرحرکت از شرق به غرب افزایشی است.
▪میانگین قیمت هر کیلو تریاک در کشور دو میلیون و ۳۰۰ تا دومیلیون و ۴۰۰هزار تومان است.
▪به لحاظ مصرف مواد در کشور، تریاک در رتبه اول قرار دارد و سپس حشیش، هروئین و شیشه بالاترین آمار مصرف را دارند.
▪میزان مصرف هرویین در مقایسه با شیشه افزایش یافته؛ زیرا شیشه طی دو سه سال اخیر به شدت کنترل شده است.
▪میانگین دسترسی به مواد در جایی مانند مولوی تهران پایین است و به زور مواد را در دستت میگذارند، اما اگر در نقطه دیگری باشی، شاید سه ساعت هم بگردی اما مواد پیدا نکنی.»/ایسنا
🆔 @RiganSalam 👈
✍ نوشته ای از #حامد_عسکری ،شاعر ونویسنده بمی :
@RiganSalam
اسمش منصور بود. معتاد بود. شبها را تاصبح تریاک میکشید و روزها را میخوابید. غروبها گاوگم پیدایش میشد. با موهایی براق و بلند و پشت دار. هنوز تریاک از پا نینداخته بودش. عصرها . با تیشرت نارنجی که رویش عکس گارد گرفته ی بروس لی بود با یک شلوار کردی سیاه اما بور و یک جفت دمپایی لا انگشتی توی محل پیدایش می شد. جنسش را زده بود خوابش را هم کرده بود غروبها می آمد برای اختلاط. انصافا هم خوش چانه بود و گیرا حرف میزد. پاتوقش هم سر چهار کوچه ای بود که چند مغازه کنار هم به گرده های هم فشار می آوردند. چند نخ سیگار و ساندویچی و آب میوه ای کافی بود تا تعارفش کنی و بنشیند روی صندوق سبز نوشابه ها و برایت حرف بزند. از رقصیدنش در عروسی دختر رییس جن ها درشبی در کاروانسرای یهودی های ارگ می گفت و شاباش گرفتنش و اینکه آن یکی دختر رئیس طایفه جن ها عاشقش شده است و از او خواستگاری کرده و دختر فقط چون سم داشته از منصور خان جواب نه شنیده است. بعد در همین حین تی شرتش را بالا می داد و چند زخم کهنه بدقواره را نشان می دادکه ببین چون نه گفتم اذیتم کرده اند و شبها می آمدند توی گرده ام سیخ فرو می کردند. یا می گفت توی باغ عباس خان سالاربهزادی نشسته بوده به سیخ و سنگ که صدای فوش فوش کک ماری شنیده می گفت مار نبود لاکردار اژدها بود. می گفت جست زده که خرخره م رو بچسبه دست انداختم توی دهانش و زبانش را کشیدم بیرون. می گفت نیشم هم زد ولی چون بدنم مرفین داشت عیب نکردم. غروبها منصور معرکه ای داشت و انصافا خوب قصه هایش را روایت می کرد هم درام داشت هم گره افکنی هم طرح. بسان سردار کاتبی بود که کپل به کپل اسب نادر در فتوحات هند و سیستان بوده است و با او دور یک گله آتش می نشسته و از ران یک گور خر به نیش می کشیده اند پر نمک. ما هم رعیت مفلوک گیوه سوخته و دنیا ندیده ای بودیم که دل به فتوحات سرداران مان خوش کرده بودیم و با کلماتش کجاها که نمی رفتیم. یک روز صبح در محل یک بمب خبری منفجر شد. جعبه ی شیشه ای کمک به ساخت و تکمیل مسجد محل شکسته شده بود و پولهایش را برده بودند. فردایش منصور باز آمد به پاتوق سر محل نگاهش برق بعد از نشئه کردن را نداشت. چروک شده بود . ته چشمهایش دو دو می زد... کام عمیق از سیگارش می گرفت و ساکت بود. مبهوت بود: یکی صدا رها کرد که به به منصور خان رسیدنا بخیر... منصور اما ساکت کام می گرفت... یکی گفت: چطو شده کاکا؟ منصور سکوت بود...سیگارش که تمام شد زیر پا لهش کرد و بعد به نقطه کوری خیره شد. بعد به خودش امد به کسی نگاه نمی کرد به هیچ جا نگاه نمی کرد شاید با دختر رئیس طایفه جن ها بود گفت عجب دوره زمونه ای شده... یکی صدا ول داد : چطو شده ؟کله نچرخاند سمت صدا همانطور بی مخاطب گفت : دین و ایمون ندارن این مردم بی خدا شدن همه... مردم از خدا ورگشتن... صدایی بال زد: می گی چطو شده ؟ به خودش امد جمع را دید بعد گفت : مگه خبر ندارین؟ صندوق پول مسجد ... خونه ی خدا... رو پریشب شکستن صد و بیست و هفت هزار و سیصد تومن از توش پول بردن... اعتقادا کجا رفته دین و ایمون مردم چی شده؟ یکی پقی خندید... یکی لب گزید که به روش نیار ...منصور فهمید لو قصه لو رفته کم نیاورد ادامه داد... بدبخت حتما خماری می کشیده ... شماها خبر ندارین خماری چه دردیه.. وقتی نمی زنی با مرده هیچ فرقی نداری... یه جنازه ای که درد می کشه... قلمای پات جیغ می کشن ... بینی تو نمی تونی بالا بکشی... اصلا برده که برده شاید تو همون مسجد به خدت قول داده برگردونه کسی چه می دونه؟ ما خودمون رو جای خدا نباید بذاریم که ... اون بخشنده اس... اونم قول داده برگردونه ... هم هساکت شده بودیم... حرفهای منصور که تمام شد دو تا تخم مرغ و چند پر کالباس و دوتا لواش و یه نوشابه سیاه از از بقالی خرید و تاریکی سرمه ای اول شب کوچه او را در خود بلعید. کار به دادگاه و پاسگاه نکشید. منصور موجود مهربان و دوست داشتنی ای بود. دروغهایش را محل به حساب قصه گویی اش می گذاشت و کسی را نمی رنجاند. سرایدار مسجد مدتی بعد دم گوشی به محل رساند که آورده پس داده پول صندوق شکسته را هم داده اما منصور خودش کم رنگ شد... حضور هر عصرش در محل شد یکی دو عصر در هفته آنهم بی گپ و گفت و صرفا برای خرید... زلزله که شد خانه محقر منصور را هم آوار برداری کردند... نبود ...دیگر کسی منصور را ندید... گم شد... شاید با دختر رئیس طایفه جن ها ازدواج کرد شاید باد او را با خود برد... منصور تا پیش ما بود تنها بود آنگونه که به قول ابوالفضل دبیر در کتاب قد بلندش تاریخ بیهقی: «و حسنک تنها بماند چنانکه از مادر تنها زاده شده بود و ... چنان شد که کس ندانست سرش به کجاست و تنش به کجا..»
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
@RiganSalam
اسمش منصور بود. معتاد بود. شبها را تاصبح تریاک میکشید و روزها را میخوابید. غروبها گاوگم پیدایش میشد. با موهایی براق و بلند و پشت دار. هنوز تریاک از پا نینداخته بودش. عصرها . با تیشرت نارنجی که رویش عکس گارد گرفته ی بروس لی بود با یک شلوار کردی سیاه اما بور و یک جفت دمپایی لا انگشتی توی محل پیدایش می شد. جنسش را زده بود خوابش را هم کرده بود غروبها می آمد برای اختلاط. انصافا هم خوش چانه بود و گیرا حرف میزد. پاتوقش هم سر چهار کوچه ای بود که چند مغازه کنار هم به گرده های هم فشار می آوردند. چند نخ سیگار و ساندویچی و آب میوه ای کافی بود تا تعارفش کنی و بنشیند روی صندوق سبز نوشابه ها و برایت حرف بزند. از رقصیدنش در عروسی دختر رییس جن ها درشبی در کاروانسرای یهودی های ارگ می گفت و شاباش گرفتنش و اینکه آن یکی دختر رئیس طایفه جن ها عاشقش شده است و از او خواستگاری کرده و دختر فقط چون سم داشته از منصور خان جواب نه شنیده است. بعد در همین حین تی شرتش را بالا می داد و چند زخم کهنه بدقواره را نشان می دادکه ببین چون نه گفتم اذیتم کرده اند و شبها می آمدند توی گرده ام سیخ فرو می کردند. یا می گفت توی باغ عباس خان سالاربهزادی نشسته بوده به سیخ و سنگ که صدای فوش فوش کک ماری شنیده می گفت مار نبود لاکردار اژدها بود. می گفت جست زده که خرخره م رو بچسبه دست انداختم توی دهانش و زبانش را کشیدم بیرون. می گفت نیشم هم زد ولی چون بدنم مرفین داشت عیب نکردم. غروبها منصور معرکه ای داشت و انصافا خوب قصه هایش را روایت می کرد هم درام داشت هم گره افکنی هم طرح. بسان سردار کاتبی بود که کپل به کپل اسب نادر در فتوحات هند و سیستان بوده است و با او دور یک گله آتش می نشسته و از ران یک گور خر به نیش می کشیده اند پر نمک. ما هم رعیت مفلوک گیوه سوخته و دنیا ندیده ای بودیم که دل به فتوحات سرداران مان خوش کرده بودیم و با کلماتش کجاها که نمی رفتیم. یک روز صبح در محل یک بمب خبری منفجر شد. جعبه ی شیشه ای کمک به ساخت و تکمیل مسجد محل شکسته شده بود و پولهایش را برده بودند. فردایش منصور باز آمد به پاتوق سر محل نگاهش برق بعد از نشئه کردن را نداشت. چروک شده بود . ته چشمهایش دو دو می زد... کام عمیق از سیگارش می گرفت و ساکت بود. مبهوت بود: یکی صدا رها کرد که به به منصور خان رسیدنا بخیر... منصور اما ساکت کام می گرفت... یکی گفت: چطو شده کاکا؟ منصور سکوت بود...سیگارش که تمام شد زیر پا لهش کرد و بعد به نقطه کوری خیره شد. بعد به خودش امد به کسی نگاه نمی کرد به هیچ جا نگاه نمی کرد شاید با دختر رئیس طایفه جن ها بود گفت عجب دوره زمونه ای شده... یکی صدا ول داد : چطو شده ؟کله نچرخاند سمت صدا همانطور بی مخاطب گفت : دین و ایمون ندارن این مردم بی خدا شدن همه... مردم از خدا ورگشتن... صدایی بال زد: می گی چطو شده ؟ به خودش امد جمع را دید بعد گفت : مگه خبر ندارین؟ صندوق پول مسجد ... خونه ی خدا... رو پریشب شکستن صد و بیست و هفت هزار و سیصد تومن از توش پول بردن... اعتقادا کجا رفته دین و ایمون مردم چی شده؟ یکی پقی خندید... یکی لب گزید که به روش نیار ...منصور فهمید لو قصه لو رفته کم نیاورد ادامه داد... بدبخت حتما خماری می کشیده ... شماها خبر ندارین خماری چه دردیه.. وقتی نمی زنی با مرده هیچ فرقی نداری... یه جنازه ای که درد می کشه... قلمای پات جیغ می کشن ... بینی تو نمی تونی بالا بکشی... اصلا برده که برده شاید تو همون مسجد به خدت قول داده برگردونه کسی چه می دونه؟ ما خودمون رو جای خدا نباید بذاریم که ... اون بخشنده اس... اونم قول داده برگردونه ... هم هساکت شده بودیم... حرفهای منصور که تمام شد دو تا تخم مرغ و چند پر کالباس و دوتا لواش و یه نوشابه سیاه از از بقالی خرید و تاریکی سرمه ای اول شب کوچه او را در خود بلعید. کار به دادگاه و پاسگاه نکشید. منصور موجود مهربان و دوست داشتنی ای بود. دروغهایش را محل به حساب قصه گویی اش می گذاشت و کسی را نمی رنجاند. سرایدار مسجد مدتی بعد دم گوشی به محل رساند که آورده پس داده پول صندوق شکسته را هم داده اما منصور خودش کم رنگ شد... حضور هر عصرش در محل شد یکی دو عصر در هفته آنهم بی گپ و گفت و صرفا برای خرید... زلزله که شد خانه محقر منصور را هم آوار برداری کردند... نبود ...دیگر کسی منصور را ندید... گم شد... شاید با دختر رئیس طایفه جن ها ازدواج کرد شاید باد او را با خود برد... منصور تا پیش ما بود تنها بود آنگونه که به قول ابوالفضل دبیر در کتاب قد بلندش تاریخ بیهقی: «و حسنک تنها بماند چنانکه از مادر تنها زاده شده بود و ... چنان شد که کس ندانست سرش به کجاست و تنش به کجا..»
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ فوری //
(المنار) یگان موشکی یمن یک فروند موشک کروز به سمت نیروگاه هسته ای ابوظبی شلیک کرد
❇️ #ریگان_سلام ❇️
🆔 @Rigansalam 👈
(المنار) یگان موشکی یمن یک فروند موشک کروز به سمت نیروگاه هسته ای ابوظبی شلیک کرد
❇️ #ریگان_سلام ❇️
🆔 @Rigansalam 👈
تصویری ازاولین سفیر ایران درآمريكا "حسينقلى خان" همراه همسر آمریکاییش درنیویورک خبر قربانی کردن گوسفند در بالکن هتل والدورف توسط این مردباعث شداو به حاجی واشنگتن ملقب شود.
@RiganSalam
@RiganSalam
برگزاری کمیته روز جهانی ایدز توسط واحد بیماریهای شبکه و مرکز بهداشت شهرستان ریگان/علوم پزشکی
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
بازدید امام جمعه ازدبستان رستگاران ریگان
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
☎️ #الو_ریگان_سلام
باسلام خدمت مسئولان مخابرات و دوستان عزیز. چند وقته که دکل روستای میراباد امام قلی ساخته شده اما هنوز دستگاه هاش وصل نشده. خواهش میکنم مسئولان رسیدگی کنند.
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
باسلام خدمت مسئولان مخابرات و دوستان عزیز. چند وقته که دکل روستای میراباد امام قلی ساخته شده اما هنوز دستگاه هاش وصل نشده. خواهش میکنم مسئولان رسیدگی کنند.
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
♦️افتتاحیه مسابقات فوتسال آموزشگاهی شهرستان ریگان:
نتایج روز اول مسابقات فوتسال ابتدایی:
بیت المقدس ۱۲ پانزده خرداد۰
المهدی۲ شهدای دانش آموز ۰
معرفت ۰ ۲۲بهمن ۳
شهید دهقانیان ۰ عبادت ۲
نتایج مسابقات فوتسال متوسطه اول(دانش آموزان دختر):
حضرت معصومه۳ علم و اندیشه ۰
ام البنین ۰ شهید فریدافشار۶
حضرت رقیه۳ زینبیه۱
امام سجاد ۱ فاطمیه۳
کارشناسی تربیت بدنی و سلامت آموزشگاه های شهرستان ریگان
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
نتایج روز اول مسابقات فوتسال ابتدایی:
بیت المقدس ۱۲ پانزده خرداد۰
المهدی۲ شهدای دانش آموز ۰
معرفت ۰ ۲۲بهمن ۳
شهید دهقانیان ۰ عبادت ۲
نتایج مسابقات فوتسال متوسطه اول(دانش آموزان دختر):
حضرت معصومه۳ علم و اندیشه ۰
ام البنین ۰ شهید فریدافشار۶
حضرت رقیه۳ زینبیه۱
امام سجاد ۱ فاطمیه۳
کارشناسی تربیت بدنی و سلامت آموزشگاه های شهرستان ریگان
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
☎️ #الو_ریگان_سلام
سلام خدمت آقای مرادی رییس مخابرات شهرستان ریگان
با عرض خسته نباشید و تشکر از زحمت هایی که برای ریگان کشیدید.
آقای مرادی چندین ماه است که می گویید مشکل تلفن ها برطرف می شود،دکل عباس آباد نصب می شود،اینترنت رحمت آباد درست می شود،تجهیزات محمدآبادسرحدی نصب می شود.
برادر مومن این می شود کی می شود؟ باور کنید داریم به قولهای حوزه مخابرات خیلی بی اعتماد می شویم .
یکی شهروند ریگانی
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
سلام خدمت آقای مرادی رییس مخابرات شهرستان ریگان
با عرض خسته نباشید و تشکر از زحمت هایی که برای ریگان کشیدید.
آقای مرادی چندین ماه است که می گویید مشکل تلفن ها برطرف می شود،دکل عباس آباد نصب می شود،اینترنت رحمت آباد درست می شود،تجهیزات محمدآبادسرحدی نصب می شود.
برادر مومن این می شود کی می شود؟ باور کنید داریم به قولهای حوزه مخابرات خیلی بی اعتماد می شویم .
یکی شهروند ریگانی
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
در انتهای مراسم جشن صدمین سال تاسیس آموزش وپرورش بم،همهمه و درگیری لفظی نسبتا شدیدی بین نیکزادی نماینده بم ومحسنبیگی مدیرکل آموزش و پرورش استان پیش آمدکه منجربه ترک سالن ازسوی نماینده بم شد/طلوع بم
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻ﺣﺸﺮﻩﺍﯼ شبيه به برگ درختان كه حتي ﺣﺸﺮﻩ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ مي اندازه . ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺗﻮﺍﻧﺎﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﺍﺳﺘﺘﺎﺭ ﺍﺳﺖ.
@RiganSalam
@RiganSalam
🔴اقدام به خودسوزی یک جوان در اتاق فرماندار انار
به گزارش انارما ، صبح امروز یکشنیه ۱۲آذر یک جوان که گفته شده به دلیل مشکلات صنفی که داشته به فرمانداری انار مراجعه می کند و در داخل اتاق فرماندار انار ظرف بنزینی که به همراه داشته را بر روی سرش میریزد و بعد از آن قصد خودسوزی داشته که افرادی حاضر در محل مانع از اقدام او می شوند.
گفته شده چشم های این جوان بر اثر تماس با بنزین آسیب دیده است.
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
به گزارش انارما ، صبح امروز یکشنیه ۱۲آذر یک جوان که گفته شده به دلیل مشکلات صنفی که داشته به فرمانداری انار مراجعه می کند و در داخل اتاق فرماندار انار ظرف بنزینی که به همراه داشته را بر روی سرش میریزد و بعد از آن قصد خودسوزی داشته که افرادی حاضر در محل مانع از اقدام او می شوند.
گفته شده چشم های این جوان بر اثر تماس با بنزین آسیب دیده است.
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
روز جهانی معلولین روز پاس داشت ارزش هاست , روز به اثبات رساندن خواستن توانستن است . روز نشان دادن ما می توانیم است .
🌺 روز جهانی معلولین گرامی باد 🌺
@RiganSalam
🌺 روز جهانی معلولین گرامی باد 🌺
@RiganSalam
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#پیام_تسلیت
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
جناب آقای محسن علیزاده نایب رئیس محترم شورای شهرستان ریگان .
بانهایت تاثر و تالم مصیبت وارده درگذشت پدر بزرگ گرامیتان را به شما و خانواده محترم و سایر بستگان تسلیت عرض می نمایم و از خدای متعال برای آن مرحوم غفران الهی و برای بازماندگان صبر جزیل خواستارم.
باتقدیم احترام حسین دهگان
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
#پیام_تسلیت
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
جناب آقای محسن علیزاده نایب رئیس محترم شورای شهرستان ریگان .
بانهایت تاثر و تالم مصیبت وارده درگذشت پدر بزرگ گرامیتان را به شما و خانواده محترم و سایر بستگان تسلیت عرض می نمایم و از خدای متعال برای آن مرحوم غفران الهی و برای بازماندگان صبر جزیل خواستارم.
باتقدیم احترام حسین دهگان
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
#چای_آتشی
ارسالی از #هدی_شه_بخش
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
ارسالی از #هدی_شه_بخش
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
☝️☝️☝️عکسی که تا این لحظه در بخش #مسابقه_دانشجو بیشترین بازدید را داشته(۲۵۲۲بازدید )
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
#شهروندخبرنگار
#مینی_جاده 😞
جاده روستای شهاب آباد ریگان
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
#مینی_جاده 😞
جاده روستای شهاب آباد ریگان
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
مسئولین محترم نزدیک به یکسال از سیل سال گذشته ریگان که باعث تخریب جاده شهاب آباد شده، می گذرد اما هنوز خبری از مرمت جاده نیست.
@RiganSalam
@RiganSalam
حضورمدیرعامل و معاونین بنیادمهدویت شهرستان ریگان در مدارس جهت تشریح اهداف بنیاد مهدویت و نهج البلاغه
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈