هدف این کانال فقط معرفی مدلهای جدید LLM یا ابزارهای مرتبط با آنها نیست.
تلاش من این است که صرفاً کپیکننده نباشم؛ یعنی هر چیزی را که ترند شد یا احتمالاً کلیک میخورد، بدون فکر اینجا بازنشر نکنم.
ممکن است درباره یک مدل LLM مطلب منتشر کنم، یک ابزار کاربردی را معرفی کنم، یا حتی سراغ کتاب، فیلم یا داستانی بروم که به نوعی با این موضوعات مرتبط است.
هدف اصلی این کانال این است که با هم درک بهتری از هوش مصنوعی و مدلهای زبانی پیدا کنیم؛ فناوریای که هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد و قرار است بخش مهمی از آینده ما را شکل دهد.
امیدوارم بتوانیم با شناخت بهتر این فضا، سریعتر و آگاهانهتر خودمان را با آن تطبیق دهیم.
———
اگر شما هم بیشتر از هیجان خبرها، به فهمیدن پشت ماجرا علاقه دارید، خوش آمدید 🚀👍✌️
تلاش من این است که صرفاً کپیکننده نباشم؛ یعنی هر چیزی را که ترند شد یا احتمالاً کلیک میخورد، بدون فکر اینجا بازنشر نکنم.
ممکن است درباره یک مدل LLM مطلب منتشر کنم، یک ابزار کاربردی را معرفی کنم، یا حتی سراغ کتاب، فیلم یا داستانی بروم که به نوعی با این موضوعات مرتبط است.
هدف اصلی این کانال این است که با هم درک بهتری از هوش مصنوعی و مدلهای زبانی پیدا کنیم؛ فناوریای که هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد و قرار است بخش مهمی از آینده ما را شکل دهد.
امیدوارم بتوانیم با شناخت بهتر این فضا، سریعتر و آگاهانهتر خودمان را با آن تطبیق دهیم.
———
اگر شما هم بیشتر از هیجان خبرها، به فهمیدن پشت ماجرا علاقه دارید، خوش آمدید 🚀👍✌️
❤9
بیشتر افراد میگویند: «من از Cursor AI استفاده میکنم» یا «دارم یک AI Agent میسازم.»
اما اینها لایههای متفاوتی از یک فناوری هستند:
🤖 ایجنتها (Agents) ← جریانهای کاری ساختهشده از پرامپتها، ابزارها، مجوزها و مدلها
🛠 هارنسها (Harnesses) ← Cursor، Copilot، Claude Code، OpenCode
🌐 ارائهدهندگان (Providers) ← OpenAI، Anthropic، Google، OpenRouter، Bedrock
🧠 مدلها (Models) ← GPT، Claude، Gemini، DeepSeek
در تصویر بالا:
🔴 فلش قرمز = وابستگی به یک ارائهدهنده خاص
🟢 فلش سبز = امکان انتخاب ارائهدهنده یا مدل
درک تفاوت این لایهها باعث میشود ارزیابی، طراحی و مقایسه سیستمهای هوش مصنوعی بسیار شفافتر و دقیقتر شود.
به هر چیزی «AI Agent» نگیم، اول مشخص کنیم دقیقاً درباره کدام لایه صحبت میکنیم.
اما اینها لایههای متفاوتی از یک فناوری هستند:
🤖 ایجنتها (Agents) ← جریانهای کاری ساختهشده از پرامپتها، ابزارها، مجوزها و مدلها
🛠 هارنسها (Harnesses) ← Cursor، Copilot، Claude Code، OpenCode
🌐 ارائهدهندگان (Providers) ← OpenAI، Anthropic، Google، OpenRouter، Bedrock
🧠 مدلها (Models) ← GPT، Claude، Gemini، DeepSeek
در تصویر بالا:
🔴 فلش قرمز = وابستگی به یک ارائهدهنده خاص
🟢 فلش سبز = امکان انتخاب ارائهدهنده یا مدل
درک تفاوت این لایهها باعث میشود ارزیابی، طراحی و مقایسه سیستمهای هوش مصنوعی بسیار شفافتر و دقیقتر شود.
به هر چیزی «AI Agent» نگیم، اول مشخص کنیم دقیقاً درباره کدام لایه صحبت میکنیم.
👌4❤3
🧠 بیشتر LLMهایی که امروز با آنها کار میکنیم یک ویژگی مشترک دارند: تلاش برای «کامل بودن».
💬 حتی اگر یک سؤال کوتاه بپرسید، معمولاً سعی میکنند پاسخی جامع، مفصل و پوششدهنده تمام جوانب ارائه دهند. برای یک Bash Script ساده هم اغلب کدی دریافت میکنید که از چیزی که واقعاً نیاز دارید طولانیتر و پیچیدهتر است.
⚖️ این رفتار همیشه بد نیست، اما گاهی برای تحلیل، دیباگ یا تصمیمگیری سریع فقط به یک پاسخ کوتاه و مستقیم نیاز داریم.
✍️ در چنین مواقعی میتوانید از این پرامپت استفاده کنید یا آن را در فایلهای AGENTS.md و CLAUDE.md قرار دهید:
🚀 این دستور مدل را ترغیب میکند به جای کاملترین پاسخ ممکن، روی کوتاهترین پاسخ مفید تمرکز کند.
📚 Credit: Matt Pocock
💬 حتی اگر یک سؤال کوتاه بپرسید، معمولاً سعی میکنند پاسخی جامع، مفصل و پوششدهنده تمام جوانب ارائه دهند. برای یک Bash Script ساده هم اغلب کدی دریافت میکنید که از چیزی که واقعاً نیاز دارید طولانیتر و پیچیدهتر است.
⚖️ این رفتار همیشه بد نیست، اما گاهی برای تحلیل، دیباگ یا تصمیمگیری سریع فقط به یک پاسخ کوتاه و مستقیم نیاز داریم.
✍️ در چنین مواقعی میتوانید از این پرامپت استفاده کنید یا آن را در فایلهای AGENTS.md و CLAUDE.md قرار دهید:
When reporting information to me, be extremely concise and sacrifice grammar for the sake of concision
🚀 این دستور مدل را ترغیب میکند به جای کاملترین پاسخ ممکن، روی کوتاهترین پاسخ مفید تمرکز کند.
📚 Credit: Matt Pocock
👌3❤2
⚔️ در اکوسیستم LLMها هم مثل بسیاری از حوزههای نرمافزار، به نظر میرسد دو جبهه وجود دارد: Open Source و Closed Source.
🚨 جالب است که بخش قابل توجهی از هشدارها درباره خطرات AI، رگولیشن و محدود کردن دسترسی عمومی، از سمت شرکتهایی مطرح میشود که مدلهایشان را بهصورت بسته توسعه میدهند.
📜 این داستان هم جدید نیست. سال ۲۰۱۹، OpenAI انتشار کامل GPT-2 را به دلیل «خطرات بالقوه سوءاستفاده» به تعویق انداخت. امروز هم روایتهای مشابهی را در قالب AGI، سناریوهای آخرالزمانی و ماجراهایی مثل Mythos و Fable میبینیم.
🌏 در مقابل، شرکتهایی مثل Qwen و Kimi مدلهای قدرتمند خود را منتشر میکنند و بخش بزرگی از این جریان نیز خارج از آمریکا شکل گرفته است.
❓سؤال اینجاست:
آیا نگرانیهای ایمنی واقعاً دغدغه اصلی هستند، یا «ایمنی» گاهی به ابزاری برای حفظ مزیت رقابتی تبدیل میشود؟
🔓 بهخصوص وقتی مدلهای متنباز این امکان را میدهند که افراد و سازمانها بدون وابستگی به ارائهدهندگان بزرگ، مدلها را روی زیرساخت خود اجرا کنند.
🚨 جالب است که بخش قابل توجهی از هشدارها درباره خطرات AI، رگولیشن و محدود کردن دسترسی عمومی، از سمت شرکتهایی مطرح میشود که مدلهایشان را بهصورت بسته توسعه میدهند.
📜 این داستان هم جدید نیست. سال ۲۰۱۹، OpenAI انتشار کامل GPT-2 را به دلیل «خطرات بالقوه سوءاستفاده» به تعویق انداخت. امروز هم روایتهای مشابهی را در قالب AGI، سناریوهای آخرالزمانی و ماجراهایی مثل Mythos و Fable میبینیم.
🌏 در مقابل، شرکتهایی مثل Qwen و Kimi مدلهای قدرتمند خود را منتشر میکنند و بخش بزرگی از این جریان نیز خارج از آمریکا شکل گرفته است.
❓سؤال اینجاست:
آیا نگرانیهای ایمنی واقعاً دغدغه اصلی هستند، یا «ایمنی» گاهی به ابزاری برای حفظ مزیت رقابتی تبدیل میشود؟
🔓 بهخصوص وقتی مدلهای متنباز این امکان را میدهند که افراد و سازمانها بدون وابستگی به ارائهدهندگان بزرگ، مدلها را روی زیرساخت خود اجرا کنند.
👍4❤3👏1👌1
⚠️ در ادامه پست قبلی، چند روز پیش استاد اعظم «بروس اشنایر» مقالهای منتشر کرده که امروز فرصت کردم بخوانمش.
مطالعهاش را به شدید توصیه میکنم.
https://www.schneier.com/blog/archives/2026/06/anthropics-fable-and-the-state-of-ai.html
مطالعهاش را به شدید توصیه میکنم.
https://www.schneier.com/blog/archives/2026/06/anthropics-fable-and-the-state-of-ai.html
Schneier on Security
Anthropic's Fable and the State of AI - Schneier on Security
On June 9th, Anthropic released its Fable generative AI model. Three days later, the US government classified it as a dangerous munition, and used its export-control authority to prohibit any foreign nationals from accessing it. Unable to differentiate between…
👌3🥰1
دنیای فیلمها و داستانهای علمیتخیلی معمولاً نگاه تاریکی به هوش مصنوعی دارد، از Skynet گرفته تا انواع سناریوهای آخرالزمانی
اما یک استثنای بزرگ وجود دارد: ایزاک آسیموف.
آسیموف نهفقط خالق «سه قانون رباتیک» بود، بلکه دهها داستان و رمان درباره رابطه انسان و ربات نوشت، داستانهایی که برخلاف جریان غالب، صرفاً بر پایه ترس از هوش مصنوعی ساخته نشدهاند.
البته آسیموف هم مثل خیلی از نویسندههای علمیتخیلی، برای پیش بردن داستان معمولاً به رباتها ظاهر و رفتار انسانگونه میداد. اما اگر پوسته داستان را کنار بزنیم، با سؤالها و چالشهایی روبهرو میشوید که شباهت عجیبی به بحثهای امروز AI دارند.
یکی از داستانهای مجموعه «روبات کامل» به نام Galley Slave دقیقاً از همین جنس است. داستانی که موقع خواندنش گاهی حس میکنید آسیموف چند دهه قبل نشسته و درباره روزگار ما نوشته است.
ترجمه فارسی «روبات کامل» توسط کتابسرای تندیس در سه جلد منتشر شده و این داستان با نام «جان کَن» در جلد دوم قرار دارد.
اگر هم حوصله خواندن ندارید، نریشن انگلیسی داستان را میتوانید از لینک زیر گوش کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=C8e_0c8nbFA
اما یک استثنای بزرگ وجود دارد: ایزاک آسیموف.
آسیموف نهفقط خالق «سه قانون رباتیک» بود، بلکه دهها داستان و رمان درباره رابطه انسان و ربات نوشت، داستانهایی که برخلاف جریان غالب، صرفاً بر پایه ترس از هوش مصنوعی ساخته نشدهاند.
البته آسیموف هم مثل خیلی از نویسندههای علمیتخیلی، برای پیش بردن داستان معمولاً به رباتها ظاهر و رفتار انسانگونه میداد. اما اگر پوسته داستان را کنار بزنیم، با سؤالها و چالشهایی روبهرو میشوید که شباهت عجیبی به بحثهای امروز AI دارند.
یکی از داستانهای مجموعه «روبات کامل» به نام Galley Slave دقیقاً از همین جنس است. داستانی که موقع خواندنش گاهی حس میکنید آسیموف چند دهه قبل نشسته و درباره روزگار ما نوشته است.
ترجمه فارسی «روبات کامل» توسط کتابسرای تندیس در سه جلد منتشر شده و این داستان با نام «جان کَن» در جلد دوم قرار دارد.
اگر هم حوصله خواندن ندارید، نریشن انگلیسی داستان را میتوانید از لینک زیر گوش کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=C8e_0c8nbFA
👍5❤2🔥1🥰1👏1
🛠 بین دهها «Code Harness» مختلف، تا الان فرصت کار با اینها رو داشتم:
* GitHub Copilot
* OpenCode
* Pi
* Kiro CLI
* Claude Code
🚀 شروع کار من هم مثل خیلیها با GitHub Copilot بود، اما کمکم به سمت ابزارهای ترمینالمحور و مستقلتر رفتم.
⚙️ فعلاً OpenCode هارنس پیشفرض منه، ولی کمکم دارم به مهاجرت به Pi فکر میکنم. از نظر تجربه کار در ترمینال و فلسفه طراحی، Pi به چیزی که از ابزارهای لینوکسی انتظار دارم نزدیکتره. حسی که دارم اینه که OpenCode بیشتر با ذهنیت کاربران macOS طراحی شده.
🔓 هم OpenCode و هم Pi متنباز هستند؛ بنابراین میتوانید دقیقاً ببینید هارنس چطور کار میکنه، System Prompt هارنس چیه و چه ابزارهایی در اختیار مدل قرار میده. اگر هم خواستید، بهراحتی میتوانید رفتارش را تغییر بدید.
🔒 از طرف دیگر، به نظر میرسه اکوسیستم Anthropic روزبهروز بستهتر میشه. Claude Code عملاً شما را به مدلهای خودش محدود کرده و به نظر میرسه تمرکز شرکت بیشتر روی هدایت کاربران به سمت اکوسیستم خودش باشه. حتی بعضی وقتها این حس رو دارم که تمام تلاششون اینه که هزینه استفاده از مدلها برای افراد خارج از اکوسیستم Claude Code بالاتر باشه.
⚠️ همانطور که در مقاله اخیر بروس اشنایر هم مطرح شده بود، ممکنه بشه با یک هارنس خوب از یک مدل بیشتر از چیزی که روی کاغذ نشون میده کار کشید.
🐧 فعلاً هنوز اول راه هستیم. یک زمانی که توی لینوکس تازهکار بودیم هر هفته توزیع عوض میکردیم؛ این روزها هم هر هفته یک هارنس جدید را امتحان میکنیم.
* GitHub Copilot
* OpenCode
* Pi
* Kiro CLI
* Claude Code
🚀 شروع کار من هم مثل خیلیها با GitHub Copilot بود، اما کمکم به سمت ابزارهای ترمینالمحور و مستقلتر رفتم.
⚙️ فعلاً OpenCode هارنس پیشفرض منه، ولی کمکم دارم به مهاجرت به Pi فکر میکنم. از نظر تجربه کار در ترمینال و فلسفه طراحی، Pi به چیزی که از ابزارهای لینوکسی انتظار دارم نزدیکتره. حسی که دارم اینه که OpenCode بیشتر با ذهنیت کاربران macOS طراحی شده.
🔓 هم OpenCode و هم Pi متنباز هستند؛ بنابراین میتوانید دقیقاً ببینید هارنس چطور کار میکنه، System Prompt هارنس چیه و چه ابزارهایی در اختیار مدل قرار میده. اگر هم خواستید، بهراحتی میتوانید رفتارش را تغییر بدید.
🔒 از طرف دیگر، به نظر میرسه اکوسیستم Anthropic روزبهروز بستهتر میشه. Claude Code عملاً شما را به مدلهای خودش محدود کرده و به نظر میرسه تمرکز شرکت بیشتر روی هدایت کاربران به سمت اکوسیستم خودش باشه. حتی بعضی وقتها این حس رو دارم که تمام تلاششون اینه که هزینه استفاده از مدلها برای افراد خارج از اکوسیستم Claude Code بالاتر باشه.
⚠️ همانطور که در مقاله اخیر بروس اشنایر هم مطرح شده بود، ممکنه بشه با یک هارنس خوب از یک مدل بیشتر از چیزی که روی کاغذ نشون میده کار کشید.
🐧 فعلاً هنوز اول راه هستیم. یک زمانی که توی لینوکس تازهکار بودیم هر هفته توزیع عوض میکردیم؛ این روزها هم هر هفته یک هارنس جدید را امتحان میکنیم.
👍2🔥2❤1
🔒 یکم بیشتر توضیح بدم که چرا «حس» میکنم اکوسیستم Anthropic روزبهروز بستهتر میشه.
قبلاً Anthropic اجازه میداد از اشتراک Claude در هارنسهای دیگر هم استفاده کنید. اما بعد از موفقیت ابزارهای دیگه، این امکان حذف شد و عملاً برای استفاده خارج از اکوسیستم Claude باید سراغ API میرفتید؛ روشی که معمولاً هزینه بسیار بیشتری نسبت به اشتراک عادی دارد.
بعدها حتی بسیاری از اپلیکیشنهایی که روی اشتراک Claude حساب کرده بودند هم مجبور شدند به API مهاجرت کنند. برای بعضی استارتاپها این فقط یک تغییر فنی نبود، بلکه مستقیماً روی هزینهها و مدل کسبوکارشان اثر گذاشت.
نکته دیگر این است که Claude Code متنباز نیست. وقتی بخشی از سورس آن به اشتباه منتشر شد، مشخص شد بخشهایی از پیادهسازی فاصله زیادی با تصویری دارد که معمولاً از آن ارائه میشود. از آنجایی که سورس بسته است، عملاً امکان بررسی مستقل رفتار هارنس هم وجود ندارد.
یک نکته دیگه که بهشدت رو اعصابه اینه که تقریباً اکثر هارنسها روی فایل AGENTS.md به یک توافق نانوشته رسیدهاند، اما Claude Code مسیر خودش را رفته و از CLAUDE.md استفاده میکند.
ممکن است بگن که Codex هم متنباز نیست، که درسته. اما تفاوتش برای من اینجاست که اگر از Codex استفاده نکنم (که نمیکنم)، همچنان میتوانم با همان هزینه معمول به مدلهای OpenAI دسترسی داشته باشم. در اکوسیستم Anthropic این انتخاب روزبهروز محدودتر به نظر میرسد.
در نهایت، چیزی که من را نگران میکند خود بسته بودن سورس نیست؛ بلکه این ساختار بسته اکوسیستم است که ممکنه بعد از مدتی با روشهای مختلف سعی کنه ما را به استفاده از ابزارهای خودش سوق بده.
قبلاً Anthropic اجازه میداد از اشتراک Claude در هارنسهای دیگر هم استفاده کنید. اما بعد از موفقیت ابزارهای دیگه، این امکان حذف شد و عملاً برای استفاده خارج از اکوسیستم Claude باید سراغ API میرفتید؛ روشی که معمولاً هزینه بسیار بیشتری نسبت به اشتراک عادی دارد.
بعدها حتی بسیاری از اپلیکیشنهایی که روی اشتراک Claude حساب کرده بودند هم مجبور شدند به API مهاجرت کنند. برای بعضی استارتاپها این فقط یک تغییر فنی نبود، بلکه مستقیماً روی هزینهها و مدل کسبوکارشان اثر گذاشت.
نکته دیگر این است که Claude Code متنباز نیست. وقتی بخشی از سورس آن به اشتباه منتشر شد، مشخص شد بخشهایی از پیادهسازی فاصله زیادی با تصویری دارد که معمولاً از آن ارائه میشود. از آنجایی که سورس بسته است، عملاً امکان بررسی مستقل رفتار هارنس هم وجود ندارد.
یک نکته دیگه که بهشدت رو اعصابه اینه که تقریباً اکثر هارنسها روی فایل AGENTS.md به یک توافق نانوشته رسیدهاند، اما Claude Code مسیر خودش را رفته و از CLAUDE.md استفاده میکند.
ممکن است بگن که Codex هم متنباز نیست، که درسته. اما تفاوتش برای من اینجاست که اگر از Codex استفاده نکنم (که نمیکنم)، همچنان میتوانم با همان هزینه معمول به مدلهای OpenAI دسترسی داشته باشم. در اکوسیستم Anthropic این انتخاب روزبهروز محدودتر به نظر میرسد.
در نهایت، چیزی که من را نگران میکند خود بسته بودن سورس نیست؛ بلکه این ساختار بسته اکوسیستم است که ممکنه بعد از مدتی با روشهای مختلف سعی کنه ما را به استفاده از ابزارهای خودش سوق بده.
👌2🔥1
🌐 تقریباً هر زمان که بخوام با یک مدل درباره موضوعات فنی صحبت کنم، سراغ انگلیسی میرم. اوایل این کار رو برای گرفتن جواب بهتر انجام میدادم و البته توضیح دادن موضوعات فنی به انگلیسی هم راحتتر بود. بعد کمکم تبدیل به عادت شد و رفتم ببینم این عادت درست هست یا نه که به چند چیز جالب رسیدم.
اول از همه اینکه تقریباً تمام مدلهای بزرگ روی حجم عظیمی از محتوای انگلیسی آموزش دیدهاند و بخش بزرگی از مستندات، کدها، مقالات و بحثهای فنی اینترنت هم به زبان انگلیسی هستند.
از اون مهمتر، تقریباً توی همه هارنسها System Prompt و پرامپتهای داخلی به زبان انگلیسی نوشته شده. یعنی شما از همون لحظه اول دارید با سیستمی کار میکنید که تقریباً همه اجزاش حول زبان انگلیسی ساخته شدهاند.
یه نکته دیگه هم اینه که مدلها کلمات رو «درک» نمیکنن. متن تبدیل به توکن میشه و تمام پردازش پشت صحنه روی همین توکنها انجام میشه. طبیعتاً هر زبانی که توی دادههای آموزشی، فرایند آموزش و ارزیابی مدل حضور پررنگتری داشته باشه، معمولاً خروجی بهتری هم میده.
از اون طرف، بخش بزرگی از Safety Training، Preference Tuning و حتی Benchmark Testing مدلها هم به زبان انگلیسی انجام میشه. برای همین خیلی عجیب نیست که مدلها توی خیلی از کارهای فنی روی انگلیسی عملکرد بهتری داشته باشن.
این به این معنی نیست که مدلها فارسی بلد نیستن؛ اتفاقاً فارسیشون هر روز بهتر میشه. اما وقتی پای بحثهای فنی وسط باشه، هنوز هم انگار زبان مادریشون انگلیسیه 😁
اول از همه اینکه تقریباً تمام مدلهای بزرگ روی حجم عظیمی از محتوای انگلیسی آموزش دیدهاند و بخش بزرگی از مستندات، کدها، مقالات و بحثهای فنی اینترنت هم به زبان انگلیسی هستند.
از اون مهمتر، تقریباً توی همه هارنسها System Prompt و پرامپتهای داخلی به زبان انگلیسی نوشته شده. یعنی شما از همون لحظه اول دارید با سیستمی کار میکنید که تقریباً همه اجزاش حول زبان انگلیسی ساخته شدهاند.
یه نکته دیگه هم اینه که مدلها کلمات رو «درک» نمیکنن. متن تبدیل به توکن میشه و تمام پردازش پشت صحنه روی همین توکنها انجام میشه. طبیعتاً هر زبانی که توی دادههای آموزشی، فرایند آموزش و ارزیابی مدل حضور پررنگتری داشته باشه، معمولاً خروجی بهتری هم میده.
از اون طرف، بخش بزرگی از Safety Training، Preference Tuning و حتی Benchmark Testing مدلها هم به زبان انگلیسی انجام میشه. برای همین خیلی عجیب نیست که مدلها توی خیلی از کارهای فنی روی انگلیسی عملکرد بهتری داشته باشن.
این به این معنی نیست که مدلها فارسی بلد نیستن؛ اتفاقاً فارسیشون هر روز بهتر میشه. اما وقتی پای بحثهای فنی وسط باشه، هنوز هم انگار زبان مادریشون انگلیسیه 😁
👍4🥰1👌1