یکی از حسن های نویسنده بودن این است که میتوانید هر کتابی را که بخواهید بخوانید، بدون اینکه احساس گناه بکنید.
- دیمون نایت، داستاننویسی نوین
- دیمون نایت، داستاننویسی نوین
❤3👍1
# نامتعادل است
به خودم نیاز میبینم بگویم؛
میان نوشتن و خواندن و خواندن و نوشتن چه رابطهای برقرار گردد بهتر است؟ بنویسم بیشتر و کمتر بخوانم یا که بخوانم و بخوانم و در نوشتن خساست کنم؟
نقل به مضمون که بیشتر بنویس. و تا توانستی هم بخوان. رابطه؟ مگر قانونی دارد؟ با چماق ایستادهاند بالای سرت و نسبت و متر و میزان آن را میگویند تنظیم کنی؟
از این خبرها نیست. هر طور راحتی اصلا. بنویس. بخوان. ولی هم بنویس. هم بخوان. به بهانه یکی، دیگری را کنار نگذار.
---
عرفان قاری پور
به خودم نیاز میبینم بگویم؛
میان نوشتن و خواندن و خواندن و نوشتن چه رابطهای برقرار گردد بهتر است؟ بنویسم بیشتر و کمتر بخوانم یا که بخوانم و بخوانم و در نوشتن خساست کنم؟
نقل به مضمون که بیشتر بنویس. و تا توانستی هم بخوان. رابطه؟ مگر قانونی دارد؟ با چماق ایستادهاند بالای سرت و نسبت و متر و میزان آن را میگویند تنظیم کنی؟
از این خبرها نیست. هر طور راحتی اصلا. بنویس. بخوان. ولی هم بنویس. هم بخوان. به بهانه یکی، دیگری را کنار نگذار.
---
عرفان قاری پور
👍3
دیدگاه معکوس | عرفان قاری پور
Pixies – Where Is My Mind?
Ooooo Stop!
و سپس سکوتی میشود برقرار و افکار برای مدتی خفه خون میگیرند.
# کنترل مغز وراج
کلاس ادبیات به سمت لحظهای پیش میرفت که همگی برمیخاستیم با ذکر خسته نباشید میگریختیم. اما قبلش به رسم هرجلسه استاد پرسید آخرین کتابی خواندید چه بود؟ من که سکوتم را نشکستم، ولی چند نفری بودند که گفتند پادکست گوش دادند.
یکی از آنها پادکستی گوش داده بود به نام کنترل مغز وراج. پادکست درباره کتابی با همین عنوان. بعد تعریف کرد؛ که پیشنهادهایی ارائه شده و غیره و غیره و من راستش گوش ندادم.
چون داشتم میگفتم به بغلی، که آره واقعا میشود مغز وراج را خفه کرد. البته برای لحظاتی. یک الی چند دقیقه. مثل چند ثانیه نخست آهنگ، به خود نهیب میزنی: Stop!
و بعد همه چیز متوقف میشود.
در کل، کنترل کردن نشخوارفکری؟ فعععک نکنم. آخر حس میکنم تمام این راهحلها جواب میدهند و مفید واقع میشوند تا زمانی که نشخوارفکری واقعی شروع شود. آن موقع است در مواجه با سیل توقفناپذیر افکار چرت، حتی ذرهای امکان ندارد «کنترل» کردن را در نظر بگیری. آن موقع، فقط نفس بکش، بگذار بگذرد.
البته که، این حرفها را به خودم میگویم.
و سپس سکوتی میشود برقرار و افکار برای مدتی خفه خون میگیرند.
# کنترل مغز وراج
کلاس ادبیات به سمت لحظهای پیش میرفت که همگی برمیخاستیم با ذکر خسته نباشید میگریختیم. اما قبلش به رسم هرجلسه استاد پرسید آخرین کتابی خواندید چه بود؟ من که سکوتم را نشکستم، ولی چند نفری بودند که گفتند پادکست گوش دادند.
یکی از آنها پادکستی گوش داده بود به نام کنترل مغز وراج. پادکست درباره کتابی با همین عنوان. بعد تعریف کرد؛ که پیشنهادهایی ارائه شده و غیره و غیره و من راستش گوش ندادم.
چون داشتم میگفتم به بغلی، که آره واقعا میشود مغز وراج را خفه کرد. البته برای لحظاتی. یک الی چند دقیقه. مثل چند ثانیه نخست آهنگ، به خود نهیب میزنی: Stop!
و بعد همه چیز متوقف میشود.
در کل، کنترل کردن نشخوارفکری؟ فعععک نکنم. آخر حس میکنم تمام این راهحلها جواب میدهند و مفید واقع میشوند تا زمانی که نشخوارفکری واقعی شروع شود. آن موقع است در مواجه با سیل توقفناپذیر افکار چرت، حتی ذرهای امکان ندارد «کنترل» کردن را در نظر بگیری. آن موقع، فقط نفس بکش، بگذار بگذرد.
البته که، این حرفها را به خودم میگویم.
👍2👌1
# اینک ایده؛ نمیداند که میخواند ذهن
داستان اینگونه باشد؛ روایتهایی سوم شخصِ محدود و معمولی، که در هر یک شخصیتی در محور اتفاقات باشد و افکار آن عیان برای خواننده.
اما بعد مشخص شود اینها، چیزهایی هستند که شخصیت اصلی بدون اینکه بداند درون ذهن دیگران درحال تماشا بوده، بدون اینکه بداند. بدون اینکه از داشتن چنین توانایی آگاهی داشته باشد و هرآنچه میبیند را دیوانه شدن خود بداند.
ایده خامی است که به نظرم پتانسیل هم دارد.
---
عرفان قاری پور
داستان اینگونه باشد؛ روایتهایی سوم شخصِ محدود و معمولی، که در هر یک شخصیتی در محور اتفاقات باشد و افکار آن عیان برای خواننده.
اما بعد مشخص شود اینها، چیزهایی هستند که شخصیت اصلی بدون اینکه بداند درون ذهن دیگران درحال تماشا بوده، بدون اینکه بداند. بدون اینکه از داشتن چنین توانایی آگاهی داشته باشد و هرآنچه میبیند را دیوانه شدن خود بداند.
ایده خامی است که به نظرم پتانسیل هم دارد.
---
عرفان قاری پور
👍1
# شخصیت پردازی چیست؟
امروز دریافتم که در میان یادداشتهایم هیچی در این باره نیست.
پس بگو چرا، حس میکردم هیچ نمیدانم درباره آن.
البته؛ چرا دروغ. مثل آن است که خوانده باشم درسی را و موقع امتحان درحالی که به برگه و سوال خیرهام، بدانم که درس را خواندهام، بدانم سوال درباره چیست، بدانم جوابش چه چیزهایی میتواند باشد اما نتوانم در قالب کلمات و جملات درست آن را بیان کنم.
گرچه؛ دانستن تعریف درست و مناسب آن چه سودی میتواند برساند؟ اصل آن است که بتوان شخصیت در داستان زنده باشد.
---
عرفان قاری پور
امروز دریافتم که در میان یادداشتهایم هیچی در این باره نیست.
پس بگو چرا، حس میکردم هیچ نمیدانم درباره آن.
البته؛ چرا دروغ. مثل آن است که خوانده باشم درسی را و موقع امتحان درحالی که به برگه و سوال خیرهام، بدانم که درس را خواندهام، بدانم سوال درباره چیست، بدانم جوابش چه چیزهایی میتواند باشد اما نتوانم در قالب کلمات و جملات درست آن را بیان کنم.
گرچه؛ دانستن تعریف درست و مناسب آن چه سودی میتواند برساند؟ اصل آن است که بتوان شخصیت در داستان زنده باشد.
---
عرفان قاری پور
🔥1
Forwarded from صدای مترجم
“این حق ماست که آثار جهانی را به زبان خود بخوانیم”
سه دهه پیش کامران فانی با لیستی از ۴۰۰ عنوان کتاب فرهنگساز، از عهد باستان تا قرن حاضر، به دعوت وزارت ارشاد برنامهای تهیه میکند تا “نظام” به انتشار این آثار جهانی راضی شود. میگوید؛ در ظاهر موافق بودند، اما بازیاش دادند...
این خصوصیت حاکمیت در جامعهی بسته است، که افق نگاهها را کور و سقف آرزوها را کوتاه کند. همانکه خودش در جایی گفته بود و بابتش هم توبیخ شد: «پیش از انقلاب، دولت ایدئولوژیک نبود اما روشنفکران بودند. امروز برعکس دولت ایدئولوژیک شده، ولی روشنفکران ایدئولوژیزدایی کردهاند»
جناب فانی سفرتان بخیر، متشکریم از همتتان. (۲۵ فروردین ۱۳۲۳ - ۲۲ آذر ۱۴۰۴)
🔗https://x.com/Adorno_Persian/status/2000121364569903411?s=20
سه دهه پیش کامران فانی با لیستی از ۴۰۰ عنوان کتاب فرهنگساز، از عهد باستان تا قرن حاضر، به دعوت وزارت ارشاد برنامهای تهیه میکند تا “نظام” به انتشار این آثار جهانی راضی شود. میگوید؛ در ظاهر موافق بودند، اما بازیاش دادند...
این خصوصیت حاکمیت در جامعهی بسته است، که افق نگاهها را کور و سقف آرزوها را کوتاه کند. همانکه خودش در جایی گفته بود و بابتش هم توبیخ شد: «پیش از انقلاب، دولت ایدئولوژیک نبود اما روشنفکران بودند. امروز برعکس دولت ایدئولوژیک شده، ولی روشنفکران ایدئولوژیزدایی کردهاند»
جناب فانی سفرتان بخیر، متشکریم از همتتان. (۲۵ فروردین ۱۳۲۳ - ۲۲ آذر ۱۴۰۴)
🔗https://x.com/Adorno_Persian/status/2000121364569903411?s=20
از سر گرفتن نوشتن، یعنی بیشتر نوشتن. یعنی اثر مثبت و سرانجام بیشتر و بیشتر وقف کردن خود به این امر.
البته چه بگویم در اینجا؟ در داستان حداقل کمی مشخص است. اینجا، بسیار مبهم.
برایم عجیب است قبلا چطور راحت مینوشتم و میگذاشتم نوشته در اینجا. شایدم راحت نبوده. یادم هم نیست.
الان چه کنم؟
یکم با انگیزهتر و هدفمندتر؟ به راستی چه چه میتوانم بگویم، جز چرت و پرت.
البته چه بگویم در اینجا؟ در داستان حداقل کمی مشخص است. اینجا، بسیار مبهم.
برایم عجیب است قبلا چطور راحت مینوشتم و میگذاشتم نوشته در اینجا. شایدم راحت نبوده. یادم هم نیست.
الان چه کنم؟
یکم با انگیزهتر و هدفمندتر؟ به راستی چه چه میتوانم بگویم، جز چرت و پرت.
👍1
چه آب کم عمقی بود!
با چنین حالتی کل روز خواستار قهوه بودم. بیحال و خوابآلود و خسته، ناگهان یادم افتاد آبی که از غرق شدن در آن مینالم تا زیر زانویم هم نمیرسد. پس عصر که رسید، ایستادم، رفتم، گرفتم، گذاشتم*، نوشیدم.
و چنین بود حال بحث کردن یافتم.
عرفان قاریپور
---
*پودر قهوه گرفتم و با دستگاه خانگی درست کردم.
با چنین حالتی کل روز خواستار قهوه بودم. بیحال و خوابآلود و خسته، ناگهان یادم افتاد آبی که از غرق شدن در آن مینالم تا زیر زانویم هم نمیرسد. پس عصر که رسید، ایستادم، رفتم، گرفتم، گذاشتم*، نوشیدم.
و چنین بود حال بحث کردن یافتم.
عرفان قاریپور
---
*پودر قهوه گرفتم و با دستگاه خانگی درست کردم.
🔥1