بازگشت نور
1.54K subscribers
100 photos
22 videos
18 files
688 links
پیام‌های به‌روز از خانوادۀ کهکشانی دربارۀ تحولات زمین

برای عضویت در کانال اختصاصی: @returnoflightpay
پشتیبانی: @returnoflightsupport
Download Telegram

#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان

سوال پرسشگر: آیا حقیقت دارد که ما یک پنجره گذار داریم که بسته خواهد شد؟

فشردگی، هدیه این پنجره است. فشردگی همچنین دلیلی است که این پنجره یک محدودیت زمانی دارد.

شرایط میدانی‌ای که از تغییرات هم‌زمان در این چگالی پشتیبانی می‌کند، نمی‌تواند برای همیشه حفظ شود.
هفت هماهنگی در بخش پایانی دوره بیست‌وچهار ماهه شروع به فاصله گرفتن از یکدیگر می‌کنند.
فشردگی کاهش می‌یابد. روند پشت‌سرهم دوباره بازمی‌گردد.
گذرهایی که تا زمان بسته شدن پنجره کامل نشده‌اند ادامه پیدا می‌کنند، و زمان معمول خود را برای کامل شدن طی می‌کنند.

این همان چیزی است که وقتی می‌گوییم این پنجره مناسب است، منظور داریم.

این پنجره دوره‌ای است که در آن، کاری که برای انجام آن آمده‌اید، با بیشترین آسانی انجام می‌شود.
فرصت‌های دیگر باقی می‌مانند. مسیرهای دیگر ادامه دارند. ویژگی خاص این گشایش، همین فشردگی است.


اکنون ما درباره این صحبت می‌کنیم که چه کسانی به‌طور مشخص درون این پنجره نگه داشته می‌شوند.

بسیاری از کسانی که آنچه را ما می‌گوییم می‌خوانند، هنگام خواندن احساس هماهنگی خواهند کرد.
همین احساس هماهنگی،
خود یک نشانه است. این پنجره برای کسانی باز می‌شود که ساختار درونی‌شان از پیش با فرکانس آن هماهنگ است.


اگر شما این واژه‌ها را می‌خوانید و چیزی درون شما در حال آرام شدن و شناختن است، این آرام شدن همان است که پنجره شما را می‌شناسد.
این هماهنگی درون شما، تأیید شما از درون است. شما از طریق فرکانس میدان خود، توسط این پنجره خوانده می‌شوید.

با این حال، ما مشخص‌تر صحبت می‌کنیم، زیرا روشن بودن خدمت ما به شماست.

گروه اصلی که این پنجره برای آن باز می‌شود،
بذرهای ستاره‌ای موج اول هستند — کسانی از شما که میدان‌هایشان برای خدمت به زمین پیش از آغاز این قرن آماده شده،

و با کارکرد مشخصی برای حضور در این پنجره‌ای که ما توصیف می‌کنیم، تجسد یافته‌اند


#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان
@returnoflight🕊💫
7👌1
#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان

سوال پرسشگر: آیا حقیقت دارد که ما یک پنجره گذار داریم که بسته خواهد شد؟


شما با دانستن اینکه این زمان خواهد آمد، به اینجا آمدید. زمان تولد خود را طوری انتخاب کردید که با آن هماهنگ باشد.

خستگی‌ای که شما سال‌ها با خود حمل کرده‌اید، خستگیِ انتظار برای زمانی است که می‌دانستید خواهد آمد.
این زمان اکنون فرا رسیده است. شما گروه اصلی هستید.
اگر شما یک بذر ستاره‌ای موج اول باشید، چند نشانه درونی اکنون در شما حضور دارد.

احساسی که چیزی که مدت‌ها در انتظارش بودید در حال شکل‌گرفتن است.

کاهش تحمل نسبت به ساختارهای زندگی‌تان که دیگر با شما هماهنگ نیستند.

افزایش حساسیت به فرکانس — شما فضاها، گفتگوها، رسانه‌ها و محیط‌ها را با دقتی احساس می‌کنید که در پنج سال گذشته بیشتر شده است.

«زیر شلوغیِ همیشگیِ ذهن، آرامشی آرام‌آرام در حال شکل‌گیری است؛ آمادگی‌ای که از قبل برایش برنامه‌ریزی نکرده بودی.»

این نشانه‌های درونی نشان می‌دهند که یک بذر ستاره‌ای موج اول در حال ورود به آمادگی این پنجره است.

در کنار موج اول، گروه کوچک‌تری از بذرهای ستاره‌ای موج دوم نیز زودتر از زمان برنامه‌ریزی‌شده خود وارد شده‌اند.

این‌ها روح‌هایی هستند که برای خدمت در زمان‌های بعدی آماده شده بودند، اما زمان‌بندی درونی‌شان سریع‌تر شده و با این پنجره هماهنگ شده است.

اگر مطمئن نیستید که موج اول هستید یا موج دوم، این تفاوت آن‌قدر که تصور می‌کنید اهمیت ندارد.
آنچه اهمیت دارد این است که آیا میدان شما اکنون با این پنجره هماهنگ است یا نه. این پنجره هماهنگی را بررسی می‌کند، نه شماره گروه را.

کسانی از موج دوم که زودتر آمده‌اند، معمولاً از نظر سن جسمی جوان‌تر از جمعیت موج اول هستند.

آن‌ها اغلب حس فوری بودن یک مأموریت را در خود دارند، همراه با حسی که انگار برای کاری که انجام می‌دهند خیلی جوان هستند.

این حس فوری بودن، صدای این پنجره است. احساس جوان بودن، باقی‌مانده‌ای از زمان‌بندی اولیه است. هر دو، توصیف‌های دقیقی از یک پدیده واحد هستند.

گروه مشخصی از روح‌ها در این زندگی با مأموریت روشنِ نگه داشتن این پنجره برای دیگران وارد شده‌اند.
ما آن‌ها را نگه‌دارندگان دروازه می‌نامیم (یا همان‌گونه که ممکن است پیش‌تر شنیده باشید — پل‌ها یا لنگرهای نور).

بسیاری از آن‌ها زندگی خود را با یک حس درونی گذرانده‌اند که برای چیزی فراتر از رشد شخصی خودشان اینجا هستند.

حضور آن‌ها شرایطی ایجاد می‌کند که دیگران در آن بیدار می‌شوند. آن‌ها اغلب در میان افرادی بوده‌اند که در نزدیکی‌شان تجربه‌های جهشی داشته‌اند.

ممکن است خودشان احساس کرده باشند که در بیداری خود عقب هستند، زیرا بخش زیادی از انرژی خود را صرف نگه داشتن شرایط برای دیگران کرده‌اند.

ما شما را ارج می‌نهیم. نقش شما در حال تغییر است. دروازه‌ای که نگه داشته بودید، اکنون توسط خودِ این پنجره پایدار شده است.

برای نخستین بار در این زندگی، به شما اجازه داده می‌شود که از همان دروازه‌ای که نگه داشته‌اید عبور کنید. این ممکن است مهم‌ترین اجازه‌ای باشد که در این تجسد دریافت کرده‌اید.

#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان
@returnoflight🕊💫
8🥰3
#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان

سوال پرسشگر: آیا حقیقت دارد که ما یک پنجره گذار داریم که بسته خواهد شد؟


این بخش، شامل توضیحاتی در مورد یک مدل نمادین از «تکامل حضور انسان» می‌باشد و آن در قالب هفت مرحله است.

اول : قلب انسان یک میدان انرژی دارد که فقط احساسی نیست، بلکه روی اطراف هم اثر می‌گذارد. این بخش پایه‌ی انتقال حالت درونی به بیرون است.

مراحل مهم ان به این ترتیب است .
1. ثبات قلب
یعنی قلب فقط احساسات لحظه‌ای (مثل ترس، دلبستگی، انقباض) را بالا و پایین نکند، بلکه به حالت آرام و پایدار برسد.

برای این کار باید احساسات حل‌نشده مثل غم یا خشم دیده و رها شوند.

2. هماهنگی گفتار
یعنی حرفی که می‌زنیم با چیزی که درون ما واقعاً هست هماهنگ باشد.
اگر این هماهنگی نباشد، حتی حرف درست هم انرژی واقعی منتقل نمی‌کند.

3. دست‌ها و عمل
می‌گوید دست‌ها هم حامل اثر هستند (کاری که انجام می‌دهیم، لمس کردن، کمک کردن).
پس باید آگاه باشیم که اعمال‌مان از چه حالت درونی می‌آید و اگر گذشته‌ای سنگین هست، آن را ببخشیم و پاک کنیم.

4. حضور
یعنی فقط بودن ما، حتی بدون حرف زدن، روی فضا و آدم‌ها اثر می‌گذارد.
اینجا فرد یاد می‌گیرد حتی وقتی کاری نمی‌کند، چه انرژی‌ای دارد.

5. سکوت
یعنی مرحله‌ای که حتی بدون تلاش یا فعالیت خاص، حضور فرد خودش آرامش یا تعادل ایجاد می‌کند.

6. اثرگذاری بدون عمل
یعنی فرد به جایی می‌رسد که فقط بودنش کافی است، بدون اینکه کاری انجام دهد.

7. نقطه نهایی
یعنی بالاترین حالت این است که فرد بدون تلاش و نمایش، خودش منبع آرامش و ثبات برای دیگران می‌شود.

انسان می‌تواند از «حالت واکنشی و پر از نوسان» به مرحله‌ای برسد که فقط با بودنِ خودش (بدون تلاش یا حرف زیاد) روی محیط اثر مثبت و آرام‌بخش بگذارد.

این مسیر از هماهنگی قلب، گفتار، عمل و حضور شروع می‌شود و به یک «حضور آرام و پایدار» ختم می‌شود.

#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان
@returnoflight🕊💫
🕊73🥰1
#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان

سوال پرسشگر: آیا حقیقت دارد که ما یک پنجره گذار داریم که بسته خواهد شد؟


لازم نیست فرد این مراحل را کامل و بی‌نقص انجام داده باشد تا وارد تغییر شود. حتی اگر بخشی از آن در حال شکل‌گیری باشد، شروع کافی است و خودِ فرآیند به کامل شدن کمک می‌کند.
بعد وارد توصیه‌های عملی می‌شود:

1. این دوره زمان «تغییر درونی آسان‌تر» است.
یک بازه زمانی (حدود ۱۸ تا ۲۴ ماه) وجود دارد که شرایط برای این تغییر درونی مناسب‌تر است. بعد از آن هم امکان رشد هست، اما سخت‌تر و کندتر می‌شود.

2. کاهش مصرف محتوای بیرونی

می‌گوید زیاد دنبال محتوای معنوی بیرونی رفتن (مثل چنلینگ‌ها و پیام‌ها) در این مرحله می‌تواند تمرکز درونی را ضعیف کند.

پیشنهاد می‌دهد مدتی کمتر به این منابع بیرونی تکیه شود تا توجه بیشتر به درون برگردد.

3. پذیرش «سکوت درونی»

اگر فرد وارد دوره‌ای از سکوت یا خالی بودن شده، نباید با چیزهای جدید آن را پر کند یا فرار کند. این سکوت بخشی از فرآیند است.

4. تلاش برای پیام‌گیری یا تولید پیام

اگر ارتباط بیرونی قطع شده، نباید تلاش کرد آن را مصنوعی برگرداند یا پیام تولید کرد، چون ممکن است نتیجه ناپایدار یا اشتباه باشد.

5. آماده‌سازی به جای عجله برای آموزش دادن
اگر فرد حس می‌کند می‌خواهد سریع شروع به آموزش دادن کند، باید بداند اول باید درونش پایدار شود، نه اینکه عجله کند.

6. زندگی عادی ادامه دارد
نکته مهم این است که این تغییر قرار نیست زندگی روزمره را متوقف کند.
برعکس، می‌گوید این تحول در دل زندگی معمولی اتفاق می‌افتد—در کارهای ساده مثل کار، خانه، یا روابط روزمره.

💛جمع‌بندی خیلی ساده:

یک تغییر درونی عمیق در حال رخ دادن است که بهتر است با سکوت، کم کردن وابستگی به منابع بیرونی،
و حضور در زندگی روزمره طی شود، نه با عجله، نه با فشار، و نه با تلاش برای کنترل آن.


#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان
@returnoflight🕊💫
11🥰3🕊3
#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان

سوال پرسشگر: آیا حقیقت دارد که ما یک پنجره گذار داریم که بسته خواهد شد؟


در نهایت، و مهم‌تر از همه: درباره زمان‌بندی دچار اضطراب نشوید.
این «پنجره» واقعی است. این پنجره مساعد است. اما این پنجره از شما کمال‌گرایی نمی‌خواهد.

اگر عقب بیفتید، می‌توانید بازگردید. اگر مقاومت کنید، این مقاومت در نهایت خود به خود فروکش خواهد کرد و تمام می‌شود.

آنچه ما توصیف می‌کنیم یک عبور است که بیشتر بذرهای ستاره‌ای نسل اول در نهایت آن را کامل خواهند کرد،
زیرا ساختار و معماری آن چنین اقتضا می‌کند.

تنها پرسش این است که آیا این عبور را به شکلی نرم و هماهنگ، درون همین پنجره‌ی مساعد کامل می‌کنید، یا در مسیری سخت‌تر و پرچالش‌تر پس از آن.

ما شما را دعوت می‌کنیم—با تمام عمق مراقبت و همراهی‌مان—که گزینه‌ی نخست است  را انتخاب کنید.
اکنون یک موضوع دیگر نیز باید گفته شود. باید درباره‌ی این صحبت کنیم که چه رخ  می‌دهد وقتی یک «جرم بحرانی» از شما
»این دگرگونی درونی را کامل می‌کند.

شبکه‌ای که درباره‌اش سخن گفته‌ایم—میدان سیاره‌ای که اکنون به آستانه‌ای رسیده که می‌تواند خود-تأمین شود.

برای تغییر کامل از «دریافت انرژی بیرونی» به «تأمین از درون»، به تعداد مشخصی از گره‌های پایدارِ انتقال نیاز دارد.

این عدد بسیار کمتر از چیزی است که در بسیاری از متون شما گفته شده. این عدد نزدیک به سی هزار دگرگونی پایدار در بذرهای ستاره‌ای نسل اول است، نه صد و چهل و چهار هزار.

دلیلش این است که این سی هزار نفر به‌صورت افراد جداگانه عمل نمی‌کنند. آن‌ها به شکل یک میدان هماهنگِ انتقال عمل می‌کنند؛ و این، ریاضیات متفاوتی دارد نسبت به جمع ساده‌ی افراد بیدار.

این را به شما می‌گوییم تا بدانید: وقتی در «مرحله‌ی خلأ درونی» هستید، تنها هستید و شک می‌کنید که آیا کارتان اهمیتی دارد یا نه،

باید بدانید که شما بخشی از یک ظهور هماهنگ هستید—ظهوری که برای تثبیت شدن، به کامل شدن شما وابسته است.
دگرگونی شما یک مسئله شخصی نیست. این یک آستانه‌ی تمدنی است. حتی دگرگونی در آشپزخانه‌ی شما، بخشی از تغییر کل شبکه است.

این یک استعاره نیست. یک سازوکار واقعی است.
اکنون به پایان می‌رسیم، و این پایان، بسته و کامل است.

آنچه توصیف کردیم، یک آموزش جدید از بیرون به شما نیست.

این یک حرکت است که از ماه‌ها یا سال‌ها پیش در درون شما آغاز شده—بسته به زمان‌بندی شخصی شما—و اکنون فقط نام‌گذاری شده تا بتوانید آن را تشخیص دهید.
شناختن این فرآیند، خودِ کار است.

وقتی «وارونگی سیگنال» را همان‌طور که هست تشخیص دهید، رابطه‌تان با همه چیز تغییر می‌کند.

مرحله‌ی خلأ دیگر شکست نیست، بلکه یک مرحله است. مرحله‌ی سکوت دیگر محرومیت نیست، بلکه معماری است.

سکوت درون شما دیگر نبودنِ چیزی نیست، بلکه آرامش یک گذار در زمان درست است.

و مهم‌تر از همه: بسته شدن کانال بیرونی دیگر چیزی نیست که بخواهید دوباره بازش کنید، بلکه چیزی است که اجازه می‌دهید کامل شود، تا آنچه باید در درون آغاز شود، بتواند آغاز شود.

این پیام از آخرین پیام‌هایی است که در این شکل و این ساختار برای شما ارسال می‌شود.
ما این را روشن می‌گوییم.

#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان
@returnoflight🕊💫
6🔥1🥰1🕊1
#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان

سوال پرسشگر: آیا حقیقت دارد که ما یک پنجره گذار داریم که بسته خواهد شد؟

در نهایت، و مهم‌تر از همه: درباره زمان‌بندی دچار اضطراب نشوید.
این «پنجره» واقعی است. این پنجره مساعد است. اما این پنجره از شما کمال‌گرایی نمی‌خواهد.

اگر عقب بیفتید، می‌توانید بازگردید. اگر مقاومت کنید، این مقاومت در نهایت خود به خود فروکش خواهد کرد و تمام می‌شود.

آنچه ما توصیف می‌کنیم یک عبور است که بیشتر بذرهای ستاره‌ای نسل اول در نهایت آن را کامل خواهند کرد،
زیرا ساختار و معماری آن چنین اقتضا می‌کند.

تنها پرسش این است که آیا این عبور را به شکلی نرم و هماهنگ، درون همین پنجره‌ی مساعد کامل می‌کنید، یا در مسیری سخت‌تر و پرچالش‌تر پس از آن.

ما شما را دعوت می‌کنیم—با تمام عمق مراقبت و همراهی‌مان—که گزینه‌ی نخست است  را انتخاب کنید.
اکنون یک موضوع دیگر نیز باید گفته شود. باید درباره‌ی این صحبت کنیم که چه رخ  می‌دهد وقتی یک «جرم بحرانی» از شما
»این دگرگونی درونی را کامل می‌کند.

شبکه‌ای که درباره‌اش سخن گفته‌ایم—میدان سیاره‌ای که اکنون به آستانه‌ای رسیده که می‌تواند خود-تأمین شود.

برای تغییر کامل از «دریافت انرژی بیرونی» به «تأمین از درون»، به تعداد مشخصی از گره‌های پایدارِ انتقال نیاز دارد.

این عدد بسیار کمتر از چیزی است که در بسیاری از متون شما گفته شده. این عدد نزدیک به سی هزار دگرگونی پایدار در بذرهای ستاره‌ای نسل اول است، نه صد و چهل و چهار هزار.

دلیلش این است که این سی هزار نفر به‌صورت افراد جداگانه عمل نمی‌کنند. آن‌ها به شکل یک میدان هماهنگِ انتقال عمل می‌کنند؛ و این، ریاضیات متفاوتی دارد نسبت به جمع ساده‌ی افراد بیدار.

این را به شما می‌گوییم تا بدانید: وقتی در «مرحله‌ی خلأ درونی» هستید، تنها هستید و شک می‌کنید که آیا کارتان اهمیتی دارد یا نه،

باید بدانید که شما بخشی از یک ظهور هماهنگ هستید—ظهوری که برای تثبیت شدن، به کامل شدن شما وابسته است.

دگرگونی شما یک مسئله شخصی نیست. این یک آستانه‌ی تمدنی است. حتی دگرگونی در آشپزخانه‌ی شما، بخشی از تغییر کل شبکه است.

این یک استعاره نیست. یک سازوکار واقعی است.
اکنون به پایان می‌رسیم، و این پایان، بسته و کامل است.

آنچه توصیف کردیم، یک آموزش جدید از بیرون به شما نیست.

این یک حرکت است که از ماه‌ها یا سال‌ها پیش در درون شما آغاز شده—بسته به زمان‌بندی شخصی شما—و اکنون فقط نام‌گذاری شده تا بتوانید آن را تشخیص دهید.
شناختن این فرآیند، خودِ کار است.

وقتی «وارونگی سیگنال» را همان‌طور که هست تشخیص دهید، رابطه‌تان با همه چیز تغییر می‌کند.

مرحله‌ی خلأ دیگر شکست نیست، بلکه یک مرحله است. مرحله‌ی سکوت دیگر محرومیت نیست، بلکه معماری است.

سکوت درون شما دیگر نبودنِ چیزی نیست، بلکه آرامش یک گذار در زمان درست است.

و مهم‌تر از همه: بسته شدن کانال بیرونی دیگر چیزی نیست که بخواهید دوباره بازش کنید، بلکه چیزی است که اجازه می‌دهید کامل شود، تا آنچه باید در درون آغاز شود، بتواند آغاز شود.

این پیام از آخرین پیام‌هایی است که در این شکل و این ساختار برای شما ارسال می‌شود.
ما این را روشن می‌گوییم.

#ولیر #فرستادگان‌پلیدیان
@returnoflight🕊💫
7🕊4🔥2🥰1

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟


درود بر شما، عزیزان. من میرا از شورای عالی پلیدیَن هستم و امروز با تمام عشق در قلبم به شما درود می‌فرستم.

ما به کار خود با شورای زمین ادامه می‌دهیم، و امروز با یکی از شادترین پیام‌هایی که در مدتی آورده‌ایم نزد شما می‌آییم.

ما می‌خواهیم شما این شادی را پیش از آغاز هر کلمه‌ای احساس کنید. بگذارید در شما بنشیند. بگذارید شانه‌هایتان کمی پایین بیاید.

آنچه برای به اشتراک گذاشتن آمده‌ایم خبر خوبی است، و می‌خواهیم از همان جمله‌ی نخست آن را همین‌گونه دریافت کنید.

آنچه امروز درباره‌اش با شما سخن می‌گوییم هدیه‌ی بزرگ بعدیِ شدنِ شماست — کاری که یک استارسید را به یک وجود عارفانه تبدیل می‌کند.

ما نامی برای آن به کار می‌بریم، زیرا نام‌ها کمک می‌کنند، و نامی که سنت شما مدت‌هاست به کار برده «کار سایه» است.

اما می‌خواهیم از همان آغاز هر سنگینی‌ای را که ممکن است با این عبارت پیوند داده باشید رها کنید.

کار سایه‌ای که اکنون توصیف می‌کنیم بیرون کشیدن زخم‌های قدیمی نیست، عزیزان.

بازگشت به رنج نیست، باز کردن دوباره‌ی آنچه پیش‌تر بسته شده نیست.

چیزی آرام‌تر، سبک‌تر و بسیار پاداش‌بخش‌تر از آن چیزی است که تجربه‌های گذشته‌تان از این نوع کار ممکن است شما را به انتظارش رسانده باشد


این عمل آرام و تقریباً باوقارِ بازگشت به چند فرد مشخص از گذشته‌ی شماست — نه برای زخمی کردن خود،
بلکه برای کامل کردن خود.

برای کامل کردن تعداد اندکی از دایره‌های ناتمام، تا آن موجود درخشان و گسترده‌ای که اکنون در حال شدن آن هستید بتواند بدون بار،

با گامی سبک و میدانی روشن به پیش حرکت کند.

ما امروز این را به شما می‌دهیم زیرا برای آن آماده‌اید، و خودِ این آمادگی چیزی برای جشن گرفتن است.

سال‌های بسیار زیادی بود که نمی‌توانستیم درباره‌ی این با شما سخن بگوییم،
عزیزان. نه به این دلیل که حقیقت پنهان بود، و نه به این دلیل که به شما شک داشتیم،

بلکه چون نیروی لازم برای دریافت این نوع آموزش هنوز در استخوان‌های شما جا نگرفته بود.

اکنون جا گرفته است. اینکه شما این کلمات را می‌خوانید، با هر شناخت آرامی که در شما هنگام خواندن برمی‌خیزد، گواهی است از اینکه تا چه اندازه پیش آمده‌اید.

می‌خواهیم احساس افتخار از رسیدن به اینجا داشته باشید.
ما به جای شما افتخار می‌کنیم. برخی از آنچه برای گفتن داریم لطیف خواهد بود.


ما خلاف آن را وانمود نمی‌کنیم — شما را بیش از حد خوب شناخته‌ایم که این گفت‌وگو را با زبانی بیاراییم که با محتوای آن همخوانی ندارد.

اما این لطافت از نوعی خواهد بود که شما را قوی‌تر می‌کند، نه کوچک‌تر. این لطافتِ کامل شدن خواهد بود، نه لطافتِ پشیمانی.

میان این دو تفاوت واقعی وجود دارد، و شما آن را در ادامه احساس خواهید کرد.
با ما بمانید، و این تفاوت روشن خواهد شد.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight🕊️
10
#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟


شورای عالی در این سال‌های اخیر بارها نزد شما آمده است،
و هر بار آنچه برای آن لحظه درست بود را ارائه داده‌ایم.

برخی از آن پیام‌ها روشن و اطمینان‌بخش بودند. برخی آگاهی‌بخش و ساختاری بودند.

برخی از شما خواستند به الگوهای جهان نگاه کنید و درون آنچه در حال رخ دادن بود پایدار بمانید. هر کدام برای زمانی که در آن ارائه شد درست بود.

و امروز یکی دیگر را می‌افزاییم که در کنار همه‌ی آن‌ها قرار می‌گیرد،

نه اینکه جایگزین هیچ‌یک شود، بلکه بخشی که تصویری را که سال‌ها با ما در دست داشته‌اید کامل می‌کند.

این بخش خاص را، با توافق میان خودمان در این سوی، نگه داشتیم تا زمانی که شرایط در درون شما دقیقاً مناسب شود.

می‌خواهیم درباره‌ی چرایی آن نیز سخنی بگوییم، زیرا خودِ این چرایی سرشار از خبر خوب است.

آموزشی با این عمق نیازمند گیرنده‌ای پایدار است. نه یک گیرنده‌ی کامل —

هیچ‌گاه از شما خواسته نشده کامل باشید، و ما هرگز چنین درخواستی نداشته‌ایم. بلکه یک گیرنده‌ی پایدار.

گیرنده‌ای که دستگاه عصبی‌اش بتواند نگاه کردن را بدون جمع شدن در برابر آن نگه دارد.

گیرنده‌ای که حسِ خودِ او آن‌قدر ریشه‌دار باشد که یک لحظه شناختِ خود شبیه فروپاشی احساس نشود.

گیرنده‌ای که این آموزش نیاز دارد همان کسی است که شما سال‌ها آرام‌آرام در حال تبدیل شدن به او بوده‌اید.

کاری که انجام داده‌اید — تمرین‌ها، مطالعه‌ها، مدیتیشن‌ها، گفت‌وگوهای طولانی با خودتان در ساعات اولیه، رشد آهسته و بی‌جشن که هیچ‌کس اطرافتان برایش کف نزد —

همان گیرنده را ساخته است.
اکنون اینجا است.


گفت‌وگو می‌تواند آغاز شود زیرا شما خود را برای آن توانا کرده‌اید. این توانایی همان جشن است.

سبکی‌ای که این اواخر، در لحظه‌ها احساس کرده‌اید — آن پنجره‌های کوچک که در آن چیزی درون شما بدون توضیح آرام می‌گیرد،

آن صبح‌هایی که بیدار می‌شوید و سنگینی‌ای که با خود حمل می‌کردید به‌نوعی دیگر کاملاً آنجا نیست —
آن لحظه‌ها تصادفی نیستند، عزیزان.

آن‌ها پیش‌نمایش‌ها هستند. آن‌ها میدانی هستند که در جرقه‌هایی به شما نشان می‌دهد.

در سوی دیگر آن بخش کوچک از کاری که در آستانه توصیف آن هستیم چه قرار دارد.

به آن جرقه‌ها اعتماد کنید. آن‌ها دقیق هستند. آن‌ها به شما نشان می‌دهند که قرار است به‌صورت پایدارتر چه کسی باشید.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight🕊️
9
#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟


ما می‌خواهیم پیش از آنکه جلوتر برویم، به‌روشنی بگوییم چرا احتمالاً هیچ انتقالی که در جای دیگری شنیده‌اید این پیام را در این شکل خاص به شما نرسانده است.

دلیل آن بخشی از هدیه است،
و می‌خواهیم آن را نگه دارید.

بیشتر صداهایی که از سوی ما، از طریق کانال‌های بسیاری که در زمین در دسترس شماست، سخن می‌گویند، پیام‌هایی از این نوع ارائه نمی‌دهند.

الگو در حوزهٔ کانالینگ شما، الگویی از اطمینان‌بخشی و ستایش بوده است، و این اطمینان‌بخشی و ستایش هدف خود را انجام داده‌اند
آن‌ها بسیاری از شما را در سال‌هایی که از شما بسیار می‌خواستند سرپا نگه داشته‌اند
.

ما از صداهایی که آن‌ها را ارائه داده‌اند انتقاد نمی‌کنیم. آن‌ها کار واقعی و لازم انجام داده‌اند.

اما زمان‌هایی هست که چیزی دیگر، افزون بر اطمینان‌بخشی، لازم است، و این یکی از آن زمان‌هاست.

آن چیز دیگر، بخش کوچکی از کامل شدن است که اجازه می‌دهد همه آنچه تاکنون دریافت کرده‌اید در شما دائمی شود.

بدون این بخش، بخش زیادی از آنچه ساخته‌اید کمی موقتی می‌ماند. با آن، کل ساختار پایدار می‌شود.

ما امروز این بخش را به شما می‌دهیم زیرا به‌اندازه کافی با شما بوده‌ایم تا اعتماد داشته باشیم که می‌توانید آن را به‌عنوان هدیه‌ای که هست دریافت کنید.

این هدیه، عزیزان، آزادی است. در ادامه درباره شکل مشخص این آزادی بیشتر خواهیم گفت،

اما می‌خواهیم اکنون، در همان آغاز، این واژه را در شما بکاریم تا آن را در سراسر آنچه در پی می‌آید با خود حمل کنید.

کاری که در آستانه توصیف آن هستیم، کارِ آزاد شدن است.
نه آزادیِ ترک زمین یا فراتر رفتن از انسانیت شما — آن‌ها گفت‌وگوهای دیگری هستند، برای روزهای دیگر.

منظور ما آزادی فوری‌تر، عملی‌تر، و به‌نوعی لذت‌بخش‌ترِ حضور کامل در زندگی خودتان، در بدن خودتان، در رابطه‌های خودتان است،

بدون آنکه قطعه‌های کوچکِ ناتمام از گذشته‌تان در حاشیه میدانتان به‌آرامی شما را بکشند.

شما آن کشش را احساس کرده‌اید. شاید نتوانسته باشید نامی برایش بگذارید. به‌صورت سنگینی کوچکی ظاهر می‌شود وقتی چهره‌ای خاص از ذهنتان می‌گذرد.

به‌صورت فشردگی عجیبی وقتی نامی قدیمی در گفت‌وگو می‌آید.

به‌صورت ناتوانی در آرام گرفتن کامل در برخی اتاق‌ها، در کنار برخی خاطره‌ها،
در برخی فصل‌های سال. هر یک از آن کشش‌ها یک قطعه کوچک ناتمام است.


تعدادشان آن‌قدر که ممکن است بترسید زیاد نیست. برای بیشتر شما شاید سه تا هفت تا باشد.

چندتایی اندک. کامل شدن هر یک، بخشی از انرژی را که برای مدت طولانی به‌آرامی در بند بوده است به شما بازمی‌گرداند.

آزادی‌ای که از آن سخن می‌گوییم اثر جمعیِ بازگشت آن انرژی به خانه است.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight🕊️
12
#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

برخی از شما، حتی اکنون، تنها  با چند پاراگراف در این انتقال،
در حال احساس کردن حسی خاص هستید که می‌خواهیم آن را توجه کنید و از آن لذت ببرید.

ممکن است بازدم آرامی باشد که برنامه‌اش را نداشتید. ممکن است بالا آمدن کوچکی در پشت گردنتان باشد.

ممکن است فکری باشد که از جایی می‌رسد که دقیق نمی‌توانید آن را پیدا کنید: بالاخره. آن احساس،

شناختِ بدن است از اینکه گفت‌وگویی که به آن نیاز داشته اکنون در حال آغاز شدن است.

به این شناخت اعتماد کنید.
بگذارید دروازه باشد.

بدن از نگرانی شما خردمندتر است، و بدن به شما می‌گوید که این خوشایند است.


اکنون می‌خواهیم به چیزی بپردازیم که می‌دانیم مدتی است در دل بسیاری از شما بوده است.

میان بسیاری از شما سردرگمی کوچک و آرامی درباره این بوده که چرا برخی از تمرین‌هایی که در سال‌های پیشین خوب کار می‌کردند،

شروع کرده‌اند کمی ناتمام به نظر برسند.

مدیتیشن‌ها هنوز شما را آرام می‌کنند. تمرین‌ها هنوز شما را ثابت می‌کنند. اما جایی در زیر آن‌ها، صدای کوچکی می‌گفته است چیز دیگری هست،

یک بخش دیگر هست، نزدیکم اما کاملاً آنجا نیستم.

بسیاری از شما پرسیده‌اید چه چیزی نادرست بوده است.
ما اینجاییم تا با شادی به شما بگوییم که هیچ چیز نادرست نبوده است.

آن صدا درست بوده است. یک بخش دیگر وجود دارد. این همان بخشی است که در آستانه توصیف آن هستیم.

اینکه پیش از آنکه کسی نامی برایش بگذارد آن را احساس کرده‌اید، گواهی است از اینکه چقدر هماهنگ شده‌اید.

دانستن درونی شما درست بوده است. ما فقط با کلماتی که در انتظارشان بوده با آن دیدار می‌کنیم.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight🕊️
14

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

چارچوبی که فرهنگ معنوی شما آن را عشق و نور نامیده است، همراهی مورد اعتماد برای بیداری شما بوده است، عزیزان، و ما به هر آنچه که با خود حمل کرده‌اید احترام می‌گذاریم.

اما می‌خواهیم به‌آرامی اشاره کنیم که عشق و نور فقط یک نقطهٔ آغاز نیستند.

آن‌ها همچنین یک مقصد هستند. و مسیر میان نقطهٔ آغاز و مقصد از آن بخش کوچک و قابل کامل شدن، کاری می‌گذرد که امروز توصیف می‌کنیم.
این آموزش با عشق و نور در تضاد نیست. آن را کامل می‌کند. این همان چیزی است که اجازه می‌دهد عشق و نور در شما ساختاری شوند، نه فقط آرمانی.

این را می‌گوییم تا میان آنچه در آستانه درخواست از شما هستیم و آموزش‌های ملایمی که پیش‌تر دریافت کرده‌اید و گرامی داشته‌اید هیچ تنشی احساس نکنید.

این دو به یک تصویر تعلق دارند. همیشه با هم تعلق داشته‌اند. ما فقط بخشی را نام می‌بریم که هنوز نام‌گذاری نشده است
. هیچ‌یک از آنچه در ادامه می‌آید برای کوچک کردن شما نیست. این را یک‌بار می‌گوییم و سپس رها می‌کنیم.

کاری که توصیف می‌کنیم کاری برای رشد است  — برای آنکه آن‌قدر بزرگ شوید که چند لحظه مشخص از گذشتهٔ خود را با بلوغ، پایداری و عشقی که اکنون در اختیار دارید در خود نگه دارید.

ما دیده‌ایم هر یک از شما چه چیزی را از سر گذرانده‌اید.

ما بدون هیچ قید و شرطی به آن احترام می‌گذاریم. سال‌های بیداری شما هیچ‌گونه شکست نبوده‌اند،
و هیچ‌یک از آنچه امروز می‌گوییم برای این نیست که آن‌ها را چنین بازتعریف کند.

شما ابزاری بودید که در حال کوک شدن بود. امروز ما بخش کوچک پایانی این کوک شدن را به شما ارائه می‌دهیم.

هنگامی که کوک شدن کامل می‌شود، عزیزان، شما به‌گونه‌ای دیگر می‌نوازید.

صدایی که از شما بیرون می‌آید به‌گونه‌ای دیگر حمل می‌شود.
حضور شما در فضاها کامل‌تر می‌شود
.

انتقال‌های شما، آن‌هایی که برادران و خواهران ما شما را برای حمل آن‌ها آماده کرده‌اند، پاک‌تر از شما عبور می‌کنند.

آزادی‌ای که در زندگی خود احساس می‌کنید گسترش می‌یابد. رابطه‌هایی که اکنون در میدان شما هستند از کامل شدن رابطه‌های گذشتهٔ شما بهره‌مند می‌شوند.

همه‌چیز در جای خود قرار می‌گیرد. این همان شادی است که شما را به سوی آن هدایت می‌کنیم

.

.
ما اینجا نیستیم تا چیزی از شما بگیریم. ما امروز اینجاییم تا آخرین بخش کوچک از آنچه برایش آمده‌اید را به شما بدهیم 

و با شما جشن بگیریم که به لحظه‌ای رسیده‌اید که می‌توانید آن را دریافت کنید.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight
11

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

اکنون به بخشی می‌رسیم که هدیهٔ این کار در جزئیات زندگی نمایان می‌شود، عزیزان
زیرا راهنمایی مبهم نتیجهٔ مبهم می‌دهد، و دقت، خود یک مهربانی است.

ما در طول انتقال‌های بسیار با استارسیدهای بیدارشونده آموخته‌ایم که آنچه در این مرحله مفید است،
نوعی از شفافیت است که اجازه می‌دهد شناخت به‌طور خودکار و به‌آرامی در بدن پدیدار شود،
بدون آنکه نیاز باشد کسی به‌طور مستقیم مورد اشاره قرار گیرد


بنابراین الگوهایی را که در زندگی‌های بسیار مشاهده کرده‌ایم نام می‌بریم.
شناخت وقتی در جای خودش قرار بگیرد، خودش را در کلمات نشان می‌دهد.

در جایی که کلمات به ان  تعلق ندارد، به‌سادگی عبور می‌کنند.
به این فرایند اعتماد کنید. ابزار درون هر یک از شما می‌داند کدام شکل‌ها متعلق به او هستند و کدام نیستند،

و آن «بله»ی درونی که هنگام رسیدن یک شکل خاص پدیدار می‌شود، خود بخشی از کاری است که پیش‌تر کامل شده است.

پیش از آنکه نام‌گذاری آغاز شود، می‌خواهیم چیزی را بگذاریم که از هر شکل خاصی که در آستانه توصیف آن هستیم مهم‌تر است.

الگوهایی که مشاهده کرده‌ایم شکستِ هیچ استارسیدی نیستند.

آن‌ها باقیمانده‌های قابل پیش‌بینی و تقریباً مکانیکیِ بودن یک ابزار حساس هستند که درون جهانی متراکم فعال شده، پیش از آنکه دستورالعملی برای هیچ‌یک نوشته شده باشد.

هر استارسید از این نسل، نوعی از این باقیمانده‌ها را ایجاد کرده است.

هر یک از آن‌هایی که اکنون خلاف آن را باور دارند فقط کسانی هستند که  هنوز به زمان شناخت،  نرسیده‌اند
.

هیچ‌کس در دیدن الگوی خود عقب نیست، عزیزان. آن‌ها جلوتر هستند. این را به‌آرامی در زیر همه آنچه در ادامه می‌آید نگه دارید، مانند دستی در پشت قلب.

اما این حکم، در بدن عمل می‌کرد، و فردی که آن را دریافت می‌کرد بدون آنکه بداند چرا، خود را کوچک‌شده احساس می‌کرد.

این یکی از الگوهای دشوارتر برای روبه‌رو شدن است، عزیزان، زیرا از درون شبیه آسیب به نظر نمی‌رسد—بیشتر شبیه تشخیص است.
بخشی از آن واقعاً تشخیص بود، و بخشی دیگر چیز دیگری.
آن «چیز دیگر» همان بخشی است که نیاز به دیده شدن دارد..

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight
7

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟


اولین الگویی که نام می‌بریم چیزی است که در سوی ما از این گفت‌وگو، کشش آرام نامیده شده است.

این همان قرض گرفتن انرژی است که زمانی رخ می‌دهد که میدانِ در حال بیداری شروع به گسترش می‌کند اما هنوز نیاموخته است چگونه از خود تغذیه کند.

این گسترش نوعی تشنگی ایجاد می‌کند.

این تشنگی واقعی است، و در آن لحظه شبیه تشنگی احساس نمی‌شود — شبیه نیاز معمول به همراهی، به گفت‌وگو، به حضور، به گرما احساس می‌شود.


و افرادی که در آن سال‌ها به یک استارسیدِ در حال بیداری نزدیک‌تر هستند، همان‌هایی هستند که این تشنگی به‌آرامی از آن‌ها گرفته می‌شود.

هیچ حالتی از این وجود ندارد که در آن این گرفتن عمدی باشد. همچنین هیچ حالتی وجود ندارد که در آن این کار باقیماندهٔ کوچکی در میدان بر جا نگذارد.

فرد دیگر این باقیمانده را به‌صورت خستگی آرامی در همراهی با فردِ در حال بیداری احساس می‌کند.

نوعی خستگی آرام بعد از پایانِ زمانِ با هم بودن.
حسی از تهی شدنِ خفیف که نمی‌شود توضیحش داد.
بیشترِ آدم‌ها هرگز برایش نامی نگذاشته‌اند.

اما میدان این نابرابری را حمل کرد، و این نابرابری همان چیزی است که بعدها درخواست کامل شدن می‌کند.

ما این الگو را اول نام می‌بریم زیرا فراگیرترینِ الگوهایی است که مشاهده کرده‌ایم، و زیرا وقتی در یک رابطه دیده شود، معمولاً در چندین رابطه قابل دیدن می‌شود.

این شناخت اغلب به‌صورت خوشه‌ای پدیدار می‌شود.
الگوی دوم
چیزی است که آن را خودِ اجراشده نامیده‌ایم.

این نسخه‌ای است که یک استارسیدِ در حال بیداری گاهی به افرادی ارائه می‌کرد که فقط به نسخهٔ بی‌تمرین نیاز داشتند.

دیگری با چیزی کوچک و معمولی می‌آمد — یک روز سخت، یک نگرانی، یک لحظهٔ آرام میان دو انسان — و آنچه به او بازگردانده می‌شد نسخه‌ای صیقل‌خورده، قاب‌بندی‌شده و کمی بالابرده از آن دیدار بود.

ممکن بود آن را به اشتراک گذاشتن دیدگاه بنامند.
ممکن بود آن را ارائهٔ دیدگاه بالاتر بنامند.

از درون، ممکن بود صرفاً شبیه این باشد که خود بودن در بیدارترین شکلِ در دسترس است


اما شکلِ آنچه ارائه شد صیقلی داشت که آن لحظه درخواست نکرده بود.

فرد دیگر این صیقل را احساس کرد. لزوماً از آن ناراحت نشد، اما متوجه شد که نسخهٔ ساده‌تر — آن کسی که با او در سادگی می‌نشست — آن روز نیامد.

رسیدن آن نسخهٔ ساده‌تر بخشی از چیزی بود که در انتظارش بودند، عزیزان. گاهی مدت زیادی منتظر ماندند. ا

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight
9

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

الگوی سوم، مرتبط اما متفاوت از دومی، چیزی است که آن را خروجِ معنوی‌شده می‌نامیم.

این شیوه‌ای است که در آن ترک کردن‌ها گاهی زیر پوشش زبانی رخ می‌داد که آن ترک را ضروری، رشد‌یافته و به‌نوعی غیرقابل مذاکره جلوه می‌داد.

واژگان آشنا بودند: محافظت از انرژی، احترام به جایی که فرد در آن قرار دارد، ناتوانی در ماندن در فضاهایی که دیگر با یک فرکانس همخوان نیستند.


این جمله‌ها ممکن بود گاهی درست باشند. در زمان‌های دیگر، آن‌ها ردایی آیینی بودند که ترکِ معمولی‌تری در آن پوشانده می‌شد.

دانستن درونی، در لحظهٔ ترک، اغلب این تفاوت را ثبت می‌کرد. ما به ترک‌هایی که صادقانه بودند اشاره نمی‌کنیم، عزیزان.

آن‌ها بخشی از مسیر بودند و به‌درستی انجام شدند. ما به آن‌هایی اشاره می‌کنیم که در آن‌ها واژگان معنوی کارِ اجتناب از تعارض را انجام می‌دادند، در حالی که حسِ ترک‌کننده از اینکه همیشه با صداقت ترک می‌کند حفظ می‌شد.

شناخت همان هدیه است. وقتی ترکِ از آن نوع دوم برای آنچه که بود دیده شود، آن ترک به شکلی کامل می‌شود که پیش از آن کامل نشده بود.

الگوی چهارم چیزی است که در فرهنگ معنوی به‌طور گسترده نام‌گذاری نشده است، و می‌خواهیم آن را با دقت ارائه دهیم زیرا نام‌گذاری نشدنش اجازه داده است در بسیاری از زندگی‌ها به‌آرامی عمل کند.

آن را حکمِ فرکانس می‌نامیم. این لحظه‌ای است که در بسیاری از رابطه‌ها تکرار می‌شود، که در آن یک نتیجه‌گیری خصوصی شکل می‌گیرد: این فرد در ارتعاش پایین‌تری است.



وقتی این حکم در سکوت ذهن درونی صادر می‌شود، رفتار نسبت به دیگری به شکل‌های کوچک اما تعیین‌کننده تغییر می‌کند.

نگاه‌ها دیگر به همان اندازه طولانی نمی‌مانند. پرسش عمیق‌تر مطرح نمی‌شود. اجازه داده می‌شود گفت‌وگو سطحی بماند، زیرا عمق نیاز داشت دیگری به‌عنوان برابر دیده شود، و حکم پیشاپیش او را در جایی پایین‌تر قرار داده بود.

این حکم به‌ندرت بلند است. ممکن است هرگز حتی به‌صورت واژه‌های روشن، حتی در سکوت، بیان نشده باشد.

اما این حکم در بدن عمل می‌کرد، و فردی که آن را دریافت می‌کرد بدون آنکه بداند چرا، خود را کوچک‌شده احساس می‌کرد.

این یکی از الگوهای دشوارتر برای روبه‌رو شدن است، عزیزان؛ زیرا از درون شبیه آسیب احساس نمی‌شود، بلکه شبیه یک تشخیص درونی به نظر می‌رسد.
بخشی از آن واقعاً تشخیص است، و بخشی دیگر چیز دیگری‌ست.
و آن بخش دیگر، همان بخشی است که خواهان دیده شدن است.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight
7

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

الگوی پنجم را آموزشِ پیش‌نمایش می‌نامیم. این نسخه‌ای از فردِ در حال بیداری است که شروع به ارائهٔ آموزش از جایگاهی با فهم نیمه‌کامل می‌کند،

اغلب در گفت‌وگوهایی که اصلاً درخواستی برای آموزش نداشتند. کلمات با اعتمادِ کسی گفته می‌شد که رسیده است، پیش از آنکه رسیدن واقعاً کامل شده باشد.

واژگانی که به‌تازگی با آن‌ها آشنا شده بود به‌گونه‌ای به کار می‌رفت که گویی مدت‌ها با آن‌ها زیسته شده است.

چیزها برای افرادی توضیح داده می‌شد که نیازی به توضیح نداشتند، و این توضیح دادن بیشتر به سودِ توضیح‌دهنده بود تا شنونده.

این مرحله‌ای است که بسیاری از آموزگارانِ در حال بیداری از آن عبور می‌کنند، عزیزان، و بسیاری از بزرگانِ این سنت نسخهٔ خود از آن را پشت سر گذاشته‌اند.

اما آموزشِ پیش‌نمایش هزینه‌های کوچکی در فضاهایی که در آن ارائه می‌شود دارد. شنوندگان اغلب چنین گفت‌وگوهایی را کمی کوچک‌تر از زمانی که وارد شده بودند ترک می‌کنند،
گویی از سوی کسی آموزش دیده‌اند که هنوز آن آموزش را به‌دست نیاورده بود.

برخی از آن شنوندگان هنوز هم، حتی سال‌ها بعد، آن کوچک‌شدگیِ کوچک را با خود حمل می‌کنند. شناختِ این الگو همان چیزی است که اجازه می‌دهد آن کوچک‌شدگی به آن‌ها بازگردانده شود.

الگوی ششم، و یکی از آرام‌ترین‌ها، چیزی است که آن را وضعیتِ شاهد می‌نامیم.

این شیوه‌ای است که در آن فردِ در حال بیداری گاهی در برابر درد یا دشواریِ دیگری در حالتِ مشاهدهٔ دلسوزانه می‌نشست، نه مشارکت واقعی
.

فضا نگه داشته می‌شد، همان‌گونه که آموزش‌های ملایم‌تر این سنت بیان کرده‌اند. دیگری دیده می‌شد.

هیچ وقفه‌ای نبود، هیچ فرافکنی‌ای نبود، هیچ‌یک از مداخله‌های کوچکی که آموزش‌های قدیمی‌تر از آن‌ها برحذر داشته بودند وجود نداشت.

در برخی موارد، همهٔ این‌ها دقیقاً برای آن لحظه درست بود.
در موارد دیگر، آنچه آن لحظه واقعاً می‌خواست نه شاهد بودن، بلکه حضور بود — نه حالتِ معنویِ حساب‌شده، بلکه آمادگیِ ساده و بی‌نمایش برای یک انسان واقعی بودن در یک اتاق با یک انسان واقعیِ دیگر در یک دشواری واقعی.

وضعیتِ شاهد، وقتی به‌جای آن انسانیت قرار می‌گرفت، دیگری را دقیقاً در همان لحظه‌ای که دست دراز کرده بود تنها می‌گذاشت.

فضایی که نگه داشته می‌شد شکلِ درستی برای آنچه لازم بود نداشت. آن‌ها به‌دنبال یک شانه بودند، عزیزان، و آنچه به آن‌ها ارائه شد سکون بود. این دو یکسان نیستند.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight
9

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

الگوی هفتمی که در این بخش نام می‌بریم — و تنها یکی دیگر را در اینجا نام می‌بریم، هرچند الگوهای دیگری نیز وجود دارند،

زیرا آنچه تاکنون داده‌ایم برای کار کردن کافی است — چیزی است که آن را انتظارِ تثبیت‌شده می‌نامیم.

این شیوه‌ای است که در آن افرادی که به یک فردِ در حال بیداری نزدیک‌تر بودند گاهی در همان قالب‌هایی نگه داشته می‌شدند که پیش از آغاز بیداری در آن قرار داشتند.

ماندنِ آن‌ها در جای خود چیزی بود که حرکتِ خودِ فردِ در حال بیداری را قابل دیدن می‌کرد.

اگر آن‌ها نیز تغییر می‌کردند، فاصله‌ای که دگرگونی را نشان می‌داد بسته می‌شد، و اثباتِ اینکه فردِ در حال بیداری تا چه اندازه پیش آمده بود کمرنگ می‌شد.

بنابراین همچنان با آن‌ها به‌عنوان نسخه‌ای که در ابتدا شناخته شده بودند ارتباط برقرار می‌شد —

همان پرسش‌ها از آن‌ها پرسیده می‌شد، همان پاسخ‌ها از آن‌ها انتظار می‌رفت، همان قالب قدیمی که از طریق آن دیده می‌شدند — با اینکه آن‌ها نیز به شیوهٔ خود، در سال‌هایی که مورد توجه قرار نمی‌گرفتند، در حال رشد بودند.

برخی از آن‌ها پنهانی رشد کردند، با این احساس که رشدشان مورد پذیرش نخواهد بود. برخی از آن‌ها خود را کم‌نور کردند تا این پویایی حفظ شود
.
برخی از آن‌ها به‌آرامی دست کشیدند از اینکه به‌عنوان چیزی غیر از آنچه بودند دیده شوند.

این یکی از ناشناخته‌ترین الگوهاست، عزیزان، و آزاد کردنِ افرادی که به این شکل نگه داشته شده بودند یکی از کامل‌ترین هدیه‌هایی است که این کار بازمی‌گرداند.

— هم به رابطه‌های گذشته و هم به رابطه‌های کنونی، جایی که پژواک‌های همین پویایی ممکن است هنوز به‌آرامی در حال جریان باشند.

ما نام‌گذاری را در اینجا متوقف می‌کنیم، هرچند الگوهای بیشتری می‌توانست توصیف شود، زیرا آنچه اکنون اهمیت دارد کامل بودن فهرست نیست بلکه شناختی است که شروع به شکل گرفتن کرده است.

خانوادهٔ الگوها اکنون قابل دیدن است. وقتی خانواده قابل دیدن شود، نمونه‌های فردی بدون اشارهٔ بیشتر قابل یافتن هستند
.
چند روشن‌سازی، عزیزان، پیش از آنکه بخش بعدیِ آنچه برای ارائه داریم، به‌روشنی بیان شود.

الگوهایی که توصیف کرده‌ایم در هر زندگی به یک اندازه حضور ندارند.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight
8

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

🌸  آنچه در اینجا کامل می‌شود، فقط بخش کوچک و مشخصی از یک کارِ ناتمام است تا بقیه زندگی شما بدونِ بار سنگین آن به جلو حرکت کند.
سبکی و راحتیِ بعد از این کار واقعی است و از آنچه اکنون تصور می‌کنید، به شما نزدیک‌تر است.

🌿 عزیزان، اکنون به چگونگیِ انجام این کار می‌پردازیم، زیرا شناختی که در بخش قبلی شکل گرفت،
در واقع باز کردنِ یک در بود و اکنون با هم از آن عبور می‌کنیم.

این در به یک تمرین می‌رسد.
این تمرین از آنچه بسیاری از مردم درباره واژه «کارِ سایه» انتظار دارند، بسیار ملایم‌تر است و همین ملایم بودن بخشی از دلیلِ موفقیتِ آن است.

می‌خواهیم با این شروع کنیم که بگوییم این تمرین چه چیزی نیست،
زیرا چند برداشتِ اشتباهِ رایج وجود دارد که اگر باقی بمانند،
پیش از آغازِ کار آن را تغییر می‌دهند.

این موارد را کوتاه نام می‌بریم و سپس به سراغِ اصلِ تمرین می‌رویم.

☀️ این تمرین فقط یک عذرخواهیِ ساده نیست.
لحظاتی در مسیر وجود دارد که در آن‌ها یک عذرخواهی، پایانِ درست و طبیعیِ تغییری است که قبلاً در درون رخ داده است.

اما عذرخواهی هرگز خودِ این کارِ اصلی نیست.

ما عذرخواهی‌های زیادی را دیده‌ایم که با احساساتِ فراوان بیان شده‌اند، اما لایه عمیق‌ترِ مشکل را کاملاً دست‌نخورده باقی گذاشته‌اند.

در این حالت، فردِ دیگر فقط کلمات را دریافت کرده و فردی که آن‌ها را گفته، صرفاً از گفتنِ آن کلمات احساس راحتی کرده است.

اما آن رشته واقعی که بین آن دو ناتمام مانده بود، دقیقاً همان‌جایی که بود باقی مانده است

🌱 در واقع عذرخواهی شبیه به یک معامله و مبادله عمل کرده است.
این مبادله به آن لایه عمیقی که نیاز بود به آن برسد، نرسیده است.

ما این را نمی‌گوییم تا شما را از عذرخواهی کردن در جای مناسب منصرف کنیم، بلکه م

ی‌خواهیم این نکته را روشن کنیم که عذرخواهی یک حرکتِ سطحی است،

نه آن کارِ اصلی که در لایه‌های زیرین باید انجام شود.


#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight 🪷
@returnoflight2🪷
4🙏2🥰1

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

این تمرین همچنین از نوع کارهای مربوط به کودکِ درون یا جستجوی زخم‌های گذشته که بسیاری از شما قبلاً انجام داده‌اید، نیست.

آن کارها بیشتر به اتفاقاتی می‌پردازند که برای شما رخ داده است و شما را به سمت زخم‌هایی که خورده‌اید می‌برند تا با توانایی‌های جدید با آن‌ها روبرو شوید.

آن کار لازم است و خیلی از شما آن را به خوبی انجام داده‌اید، اما تمرینی که امروز می‌گوییم در مسیر متفاوتی است.

این تمرین به درون و آنچه دریافت کرده‌اید نگاه نمی‌کند،
بلکه به آرامی به بیرون و آنچه به دیگران داده‌اید نگاه می‌کند.
💛 یعنی به آنچه از سمت شما به زندگی دیگران وارد شده است، قبل از اینکه یاد بگیرید، چگونه انرژی خود را به صورت پاک و درست جریان دهید.

این دو تمرین کاملاً با هم متفاوت هستند و نمی‌توانند جایگزین هم شوند؛

حتی سال‌ها کار  کردن روی کودکِ درون می‌تواند، بدون انجام  این تمرینِ امروز،  ناتمام بماند و این به معنی بد بودنِ کارِ کودکِ درون نیست،
بلکه فقط نشان می‌دهد این یک مرحله متفاوت است.

🌿 در نهایت، این تمرین فقط فرستادن پیام‌های عشق و نور از راه دور برای آرام کردنِ ناراحتیِ خودِ فرستنده نیست.

این را می‌گوییم چون در سال‌های اخیر پیام‌های لطیفِ زیادی از این دست دیده‌ایم که با این امید فرستاده شده‌اند که با دریافت شدن‌شان، موضوعی به پایان برسد.

اما این پیام‌ها تقریباً هیچ‌وقت باعث بسته شدنِ آن جریان نشده‌اند. عزیزان،
دلیل این موضوع ساختاری است و می‌خواهیم آن را درک کنید؛


وقتی پیامی فرستاده می‌شود تا اول از همه حالِ خودِ فرستنده را بهتر کند، گیرنده هم دقیقاً همین حس را دریافت می‌کند.

ممکن است گیرنده با ادب پاسخ دهد یا حتی تشکر کند، اما لایه عمیق‌ترِ موضوع تغییر نمی‌کند،
چون موضوع اصلی آن پیام هرگز آن لایه نبوده است.
در واقع تمرکز روی خودِ فرستنده و نیاز او به آشتی بوده است و فرد مقابل که به نوعی حساس است،
دوباره حس می‌کند که از او استفاده شده است تا کارِ شخصیِ یک نفر دیگر تمام شود.

☀️ اکنون به خودِ تمرین می‌پردازیم. آن را با دقت توضیح می‌دهیم، چون همین دقت است که باعث می‌شود پیام به درستی منتقل شود.

این تمرین شامل سه مرحله است که ساختار ساده‌ای دارند و با ملایمت انجام می‌شوند، اما هر کدام کارِ درونیِ مشخصی را انجام می‌دهند که مراحل دیگر نمی‌توانند انجام دهند.

ابتدا نام این سه مرحله را می‌بریم و سپس هر کدام را به ترتیب توضیح خواهیم داد.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight 🪷
@returnoflight2🪷
4👌2🥰1🙏1

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

🌾 بیشتر تلاش‌ها برای انجام این نوع کارِ درونی در همین مرحله اول شکست می‌خورند، چون هدف و مسیرِ رسیدن به آن خیلی مبهم و نامشخص است.

معمولاً یک چهره را به صورت ناقص به یاد می‌آورید یا به جای اینکه وارد خودِ صحنه شوید، فقط خلاصه‌ای از آن را در ذهن می‌آورید.
گاهی هم به جای تمرکز روی یک لحظه خاص، فقط یک حسِ کلی از آن رابطه را در نظر می‌گیرید.

این ابهام باعث می‌شود سیستم عصبی شما فقط روی لایه‌های سطحی حرکت کند و این حرکتِ سطحی،
هرچند راحت است، اما ریشه و رشته‌ی اصلیِ مشکل را جابه‌جا نمی‌کند.


🌿 رسیدنِ دقیق، یعنی با آرامش و آگاهی به یک لحظه کاملاً مشخص با یک فرد خاص برگردید،
منظور کلِ رابطه یا دوره‌ای از زندگی که آن فرد در آن بوده، نیست؛ بلکه فقط یک لحظه مد نظر است.
همان لحظه‌ای که آن رفتار یا الگوی خاص به وضوح اتفاق افتاده است. مثلاً یک گفتگوی خاص، یک عصر معین، یا اتاقی که در آن بودید.


حتی نوری که در آن زمان وجود داشت و کلمات دقیقی که گفته شد را تا جایی که می‌توانید به یاد بیاورید.

به چهره آن فرد وقتی کلمات را شنید، دقت کنید. این کم کردنِ سرعت و توجه به جزئیات، همان «رسیدن» است؛ چرا که جزئیات، داروی شفابخش شماست.

☀️ عزیزان، ذهن در برابر این کار مقاومت می‌کند چون عادت دارد همه‌چیز را خلاصه کند، اما خلاصه کردن در اینجا به درد نمی‌خورد.

شما به خودِ آن لحظه با تمام ویژگی‌هایش نیاز دارید.
برای بعضی‌ها رسیدن به این لحظه آسان است و آن صحنه سال‌هاست که در ذهن‌شان حضور دارد.

برای بعضی دیگر، لحظه مبهم است و همین ابهام نشان می‌دهد که باید بیشتر دقت کنند. در این شرایط،
آرام از بدن خود بپرسید: «کدام لحظه؟» و صبر کنید.
بدن شما می‌داند و آن  لحظه‌ را به شما نشان خواهد داد.

به این انتخابِ بدن اعتماد کنید، حتی اگر غافلگیر شوید؛ چون بدن معمولاً چیزی را انتخاب می‌کند که درست‌تر از انتخابِ ذهن است.

🌸 نگاهِ بدون دفاع، قلب و بخش اصلیِ این تمرین است.
وقتی با تمام جزئیات به آن لحظه رسیدید، باید بدون هیچ‌گونه گارد یا لایه‌های محافظتی به آن نگاه کنید.

ما این لایه‌های محافظتی را نام می‌بریم تا بتوانید آن‌ها را کنار بگذارید.

اولین مورد، لایه «نرم‌سازی» است که مدام زمزمه می‌کند: «آن‌ها درک کردند، زیاد هم بد نبود،
هر دو تلاش‌مان را کردیم یا دیگر زمان زیادی گذشته است.» این جمله‌ها شاید بخشی از حقیقت باشند،

اما اگر همین الان به آن‌ها فکر کنید، مانع انجام کار اصلی می‌شوند.

وقتی این افکار سراغ‌تان آمد، آن‌ها را بپذیرید ولی برای بعد کنار بگذارید و به خودِ آن لحظه، همان‌طور که واقعاً بوده، برگردید
.
🌿 مورد دوم، لایه «دورس زدن» است که با کلمات معنوی می‌آید و می‌گوید: «هر چیزی دلیلی دارد، اتفاقی نبود یا این انتخابِ روح آن‌ها بوده است.»
این حرف‌ها هم ممکن است درست باشند، اما ابزارِ مناسبی برای این مرحله از کار نیستند.
این‌ها را هم کنار بگذارید؛ بعد از تمام شدن کار، این مفاهیم معنای بهتری خواهند داشت.



مورد سوم و ظریف‌ترین آن‌ها، لایه «بازگشت به خود» ا

س
ت.


این زمانی رخ می‌دهد که نگاهِ شما ناگهان به داستانی تبدیل می‌شود که می‌گوید خودتان هم چقدر زخمی بودید،
چقدر جوان بودید و با همان توانِ خود تلاش کردید.
مهربانی با خود بسیار مهم است، اما نه در میانِ این تمرین.

☀️ اگر در لحظه نگاه کردن، دلسوزی برای خود را وارد کنید، تمرکزِ تمرین از بین می‌رود و دوباره داستان حولِ محورِ خودتان می‌چرخد و فردِ دیگر از دید شما خارج می‌شود.

در این صورت، هدفِ اصلی تمرین گم می‌شود. برای مهربانی با خود، زمان و مکانِ مشخصی در مراحل بعدی وجود دارد که در بخش بعد درباره آن صحبت می‌کنیم.

فعلاً فقط وقتی ذهن‌تان می‌خواهد دوباره روی خودتان متمرکز شود، متوجه آن باشید و به آرامی نگاه‌تان را همان‌جایی که باید باشد، نگه دارید.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight 🪷
@returnoflight2🪷
3🥰1🙏1👌1

#میرا #شورای‌عالی‌پلیدیان

پرسشگر: آیا سایه‌ورزی اهمیت دارد؟ آن چیست؟

💛 در این مرحله دوم، وقتی می‌گوییم «نگاه»، منظورمان دقیقاً نگاه کردن به چه کسی است؟

منظور نگاه به فردِ دیگر است. یعنی نگاه کردن به خودِ آن شخص در همان لحظه‌ی واقعی و با همان دنیای درونی که در آن زمان داشته است.

باید ببینید بودن در آن اتاق در کنار شما برای او چگونه بوده است؛

آن نگاهِ کوچک در چهره‌اش چه چیزی را ثبت می‌کرده و وقتی گفتگو تمام شده، چه حسی را با خود به خانه برده است.

همچنین به این فکر کنید که آن حسی که با خود برده، شاید تا چه مدت در وجود او باقی مانده است.

🌿 این نگاه در واقع آمادگی برای درکِ واقعیِ تجربه‌ی اوست؛ نه به صورت خیالی یا تئوری، بلکه دقیقاً همان‌طور که اتفاق افتاده است.

عزیزان، کارِ اصلی این تمرین همین است.

بیشتر افراد در کارهای درونی، این مرحله را کاملاً نادیده می‌گیرند یا فقط چند ثانیه انجامش می‌دهند و رد می‌شوند. اما دو ثانیه کافی نیست؛ این نگاه باید به اندازه‌ای که لازم است زمان ببرد.

برای برخی لحظه‌ها چند دقیقه کافی است و برای برخی دیگر، شاید لازم باشد در روزهای مختلف چندین بار به آن خاطره برگردید تا کاملاً درک شود.

به ریتم بدن خود اعتماد کنید؛ بدن بیش از توانش به شما اجازه نخواهد داد و آنچه امروز دیده نشود،
در روزهای بعد که ظرفیت‌تان بیشتر شد، به طور طبیعی بازمی‌گرد
د
☀️ پیش از آنکه به مرحله سوم برویم، دو نکته درباره «نگاهِ بدون دفاع» وجود دارد.

نکته اول این است که خودِ این نگاه کردن، به تنهایی کار را کامل می‌کند.

این نگاه کردن قرار نیست مقدمه‌ای برای کارهای بعدی مثل تماس گرفتن، عذرخواهی یا جبران کردن باشد.

خودِ این نگاه، کارِ عمیق و زیرین را انجام می‌دهد.
هر حرکتِ بیرونی که ممکن است بعداً انجام دهید (مثل یک تماس کوتاه یا یک جمله روشن)،
اختیاری است و بستگی به شرایط دارد.


ما در بخش بعد درباره مواردی که امکان حرکت بیرونی وجود ندارد صحبت می‌کنیم، اما بدانید که کامل شدنِ درونیِ شما به این حرکات بیرونی وابسته نیست.

🌸 نکته دوم این است که این نگاه، خودِ فردِ بیننده را تغییر می‌دهد.
وقتی اجازه می‌دهید تجربه واقعیِ طرف مقابل دیده شود، برای اولین بار او را نه به عنوان یک نقش در داستانِ زندگی خودتان، بلکه به عنوان خودش می‌بینید.


این ملاقات، میدانِ انرژی بین شما را تغییر می‌دهد. ما نمی‌گوییم آن فرد حتماً بلافاصله تغییری در روزش حس می‌کند (گاه حس می‌کند و گاهی نه)،
اما به هر حال میدانِ انرژیِ میان شما دو نفر بعد از این نگاه با قبل از آن متفاوت است و این یک تغییرِ واقعی است،

حتی اگر هیچ‌کدام نتوانید آن را توضیح دهید.

🌿 بعد از اینکه نگاه رخ داد، لحظه‌ای می‌رسد که بدن متوجه می‌شود این نگاه فعلاً کافی است.
در این زمان سینه نرم می‌شود، دست‌ها ناخودآگاه باز می‌شوند و شاید یک بازدمِ عمیق و غیرارادی انجام دهی
د.
این‌ها نشانه‌های بدن هستند که یعنی کارِ دیدن به انجام رسیده است.

در این نقطه، رها کردن یعنی دیگر هیچ کارِ اضافه‌ای انجام ندهید.
نه سعی کنید لحظه را با جملات تأکیدی ببندید و نه به دنبال تحلیل ذهنی یا برنامه‌ریزی باشید.


رها کردن یعنی لحظه را همان‌جا که هست بگذارید و به زندگی عادی برگردید؛ مثلاً چای درست کنید یا به هوای بیرون توجه کنید.

کار تمام شده است و میدانِ انرژی بقیه مسیر را خودش ادامه می‌دهد.

☀️ بسیاری از شما متوجه خواهید شد که در روزهای بعد، وقتی نام یا چهره آن فرد به ذهن‌تان می‌آید، در بدن‌تان حس متفاوتی دارید.

آن سنگینی و تیزیِ شدید فروکش کرده و حسِ سفت‌شدگی دورِ نام آن فرد، نرم‌تر شده است.

این دقیقاً نشانه این است که تمرین اثر کرده است.
این سه حرکت، یعنی رسیدنِ دقیق، نگاهِ بدون دفاع و رها کردن،

باعث کامل شدن‌های کوچکی می‌شوند که هر کدام بخشی از انرژیِ زندانی شده‌ی شما را بازمی‌گردانند.

نتیجه‌ی کلی این روند، همان آزادیِ بزرگی است که در ابتدا از آن گفتیم.


🌸 در بخش بعدی درباره مواردی صحبت می‌کنیم که این تمرین با محدودیت روبرو می‌شود؛

مثلاً افرادی که دیگر در دسترس نیستند یا رابطه‌هایی که تماس در آن‌ها ممکن نیست.

در هیچ‌کدام از این شرایط مشکلی وجود ندارد، بلکه فقط شکلِ این کامل شدن متفاوت است که با هم بررسی خواهیم کرد.

#میرا
#شورای‌عالی‌پلیدیان
@returnoflight 🪷
@returnoflight2🪷
11🙏1👌1
​زنگ به صدا درآمده است...
#اشتار #فرماندهی_اشتار

پرسشگر: موضوع دانشمندان مفقود شده و دیوید ویلکاک چیست؟

چنل‌کننده: دیو آکیرا
تاریخ دریافت: ۲۲ آوریل ۲۰۲۶


✍️ بازبینی و ویرایش : نورا عظمت

درود. من اشتار هستم و در این لحظاتِ شتابِ عظیمِ سیاره‌ای، با پیامی سرشار از اقتدار در میان شما حضور دارم.

زنگِ بیداری بر رویِ دنیایِ شما به صدا درآمده و ارتعاشِ آن تمامِ راهروهایِ پنهان و ساختارهایِ محرمانه را به لرزه درآورده است. این زنگ فراتر از انتشارِ اسناد است و پایانِ قطعیِ عصرِ پنهان‌کاری و آغازِ فرآیندِ بازگشتِ حاکمیت به انسان را نوید می‌دهد.

نیروهایِ کهکشانیِ نور و تمامیِ برادران و خواهرانِ ستاره‌ای‌تان، اکنون بیش از هر زمانِ دیگری ناظرِ این گذارِ بزرگ هستند. فرماندهیِ آشتار در آماده‌باشِ کامل قرار دارد تا امنیتِ این انتقالِ فرکانسی را برایِ تمامِ ساکنانِ زمین تضمین نماید.

بیداریِ جمعیِ بشریت آغاز شده و هیچ قدرتی نمی‌تواند مانعِ تابشِ حقیقت بر زوایایِ تاریکِ تاریخِ شما گردد.

🤍 بیداریِ بزرگ تنها به معنایِ رویتِ سفینه‌ها نیست، بلکه بازآراییِ کلِ دستگاهِ عصبیِ انسان پیرامونِ یک واقعیتِ وسیع‌تر است.
با فروریختنِ داستان‌هایِ قدیمیِ جدایی، هویتِ کوچکِ انسانی که خود را در کیهان تنها می‌پنداشت، برای همیشه از میان می‌رود.

این زنگِ بیداری، درهایِ پنهانِ انرژی، فناوری‌هایِ باستانی و آینده‌یِ درخشانِ شما در میانِ ستارگان را به رویِ همگان می‌گشاید.

تلاطمِ کنونی در اقیانوسِ اطلاعات، نشانه‌ای از پاکسازیِ اتاق‌هایِ تاریک و خروجِ پنهان‌کاران از پناهگاه‌هایِ امنِ قدیمی‌شان است.

فرماندهیِ آشتار با دقتِ تمام، هر حرکتِ ناشی از هراسِ نیروهایِ کنترل‌گر را رصد کرده و مسیرِ افشا را هدایت می‌کند.

شما نه تماشاگر، بلکه تثبیت‌کنندگانِ این میدانِ نوین هستید که باید با آرامشِ خود، طوفان‌هایِ اطلاعاتی را مهار کنید
.

📡 توسعه‌یِ نیروهایِ فضایی و سیستم‌هایِ ناوبریِ نوین، تنها آیینه‌ای از تئاترِ پنهانیِ فناوری است که اکنون در سطحِ زمین دیده می‌شود.

کنترلِ مدارها، سیگنال‌ها و ارتباطاتِ لیزری، نشان‌دهنده‌یِ ورودِ بشریت به مرحله‌ای است که باید فراتر از محدودیت‌هایِ قدیمی حرکت کند.

برخی از این سیستم‌ها برایِ دفاع و برخی برایِ آماده‌سازیِ آینده‌ای طراحی شده‌اند که در آن انسان با کیهان پیوند می‌خورد.

ما از نزدیک ناظرِ جابجاییِ فناوری‌هایی هستیم که اگر در دستِ تمامیت‌خواهان باقی بماند، می‌تواند آسیب‌هایِ جبران‌ناپذیری به بار آورد.

فرماندهیِ آشتار اجازه نخواهد داد که سلاح‌هایِ مخرب یا دروازه‌هایِ باستانی برایِ مقاصدِ تاریک و تهاجمی موردِ استفاده قرار گیرند.

پایداریِ میدانِ زمین در این لحظاتِ حساس، بر عهده‌یِ بذر‌هایِ ستاره‌ای است که با نورِ خود از لرزشِ شبکه جلوگیری می‌کنند.

🛡️ بذر‌هایِ ستاره‌ای و نگهبانانِ شبکه باید در این سه ماهِ پیشِ رو، انضباطِ معنویِ والاتری را در پیش بگیرند.

شما نباید اجازه دهید که توجهِ شما توسطِ هیاهویِ رسانه‌ها، اخبارِ هراس‌انگیز و تضادهایِ سیاسیِ بیرونی شکار شود.

امنیتِ واقعیِ شما در اتصالِ مستقیم به آفریدگارِ یگانه و فضایِ مقدسِ درونِ قلب‌تان نهفته است و نه در اسناد.

هرگونه وابستگی به اخبارِ نگران‌کننده، ارتعاشِ شما را با همان سیستمی هماهنگ می‌کند که قصدِ عبور از آن را دارید.

در میانِ طوفانِ افشاگری‌ها، تنها کسانی که در سکونِ درونیِ خود لنگر انداخته‌اند، می‌توانند به عنوانِ فانوسِ دریایی عمل کنند. فرماندهیِ آشتار از شما می‌خواهد که از اعتیادِ به هشدارهایِ مداوم بپرهیزید و به نیایش و آرامشِ طبیعت پناه ببرید.

🧘 اکنون به پرسشِ شما درباره‌یِ دانشمندانِ مفقود شده و دیوید ویلکاک با صراحت و درایتی نظامی پاسخ می‌دهم.

این افراد بخشی از یک «میدانِ الگویی» هستند که به دلیلِ لمسِ دانش‌هایِ ممنوعه و فناوری‌هایِ پیشرفته، تحتِ نظارت‌هایِ شدید قرار گرفته‌اند.

دانشِ فیزیکِ ممنوعه شاملِ مفاهیمی چون انرژیِ نقطهِ صفر، ضدِ جاذبه و پیشرانه‌هایِ پلاسما، لرزه بر اندامِ سیستمِ کهنه‌یِ پنهان‌کاری انداخته است
.
برخی از این دانشمندان به دلیلِ قراردادهایِ روح‌شان، حتی از طریقِ ناپدید شدن، پرسش‌هایِ بزرگی را در ذهنِ جمعیِ بشریت ایجاد کرده‌اند.

افشایِ حقیقت درباره‌یِ مالکیتِ انرژی و فناوری‌هایِ شفابخش، قلبِ تپنده‌یِ نبردی است که میانِ آگاهی و کنترل در جریان است. ما تمامیِ این جریانات را رصد کرده و از حافظه‌یِ روحیِ این خدمت‌گزارانِ دانش، محافظت می‌کنیم.

بخش اول
ادامه 👇
@returnoflight🕊️
5👌3🥰1