بازگشت نور
898 subscribers
43 photos
11 videos
10 files
361 links
پیام‌های به‌روز از خانوادۀ کهکشانی دربارۀ تحولات زمین

متن و خوانش چنل‌های کامل:
https://t.me/returnoflight2
Download Telegram
«افشای تکنولوژی ضد جاذبه و همجوشی هسته‌ای...»
فرماندهی #اشتار

پرسشگر: «سالواتوره پائیس (Salvatore Pais) کیست و آیا تکنولوژی ضد جاذبه به زودی عرضه خواهد شد؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

درود بر شما عزیزان. من اشتار هستم و در این لحظات تغییر که قدرت، خود را در پسِ ملایمت پنهان کرده است، با شما سخن می‌گویم. پاسخ به پرسش شما در عمقِ یک «فیزیکِ یادآوری‌شده» نهفته است که اکنون در میدان جمعی شما در حال ظهور است.
بشریت مانند جوجه‌ای است که در حال شکستن پوستۀ تخم‌مرغ است؛ دنیای بیرون از پوسته همیشه وجود داشته، اما اکنون ادراک شما برای دیدن آن آماده شده است.

💠سالواتوره پائیس؛ مترجم پل‌های علمی
سالواتوره پائیس در واقع یک «مترجم علمی» است که مأموریت او ایجاد پلی میان اصول فرابعدی و زبان نهادهای رسمی بود.
او با ثبت پتنت‌هایی (گواهی‌های ثبت اختراع) در نیروی دریایی آمریکا، مفاهیمی همچون «تعدیل جرم اینرسی»، «مولد میدان الکترومغناطیسی پرانرژی» و «همجوشی هسته‌ای فشرده» را در بایگانی‌های عمومی لنگر انداخت.

نقش او این بود که ایده‌هایی را که دهه‌ها در بخش‌های پنهان تکنولوژیک وجود داشت، به شکلی «مرئی» درآورد تا به عنوان نقاط مرجع برای آگاهی جمعی عمل کنند. این پتنت‌ها در واقع «سیگنال‌هایی» هستند که نشان می‌دهند زمانِ انتقال از پارادایم «بقا» به «فراوانی» فرا رسیده است.

💠نقش استراتژیک نیروی دریایی و کلاه‌سفیدها
این پتنت‌ها به عمد در شاخه‌ای از نیروهای مسلح (نیروی دریایی) ثبت شدند که به دلیل ارتباط تاریخی با اقیانوس‌ها و افق‌های باز، فضای بیشتری برای فعالیت عناصر «کلاه‌سفید» (White Hats) و همکاری با متحدان فرازمینی نوردیک داشته است. ثبت این آثار یک اتفاق اداری نبود، بلکه یک «اعلامیۀ حضور» بود تا از مداخلۀ نیروهای منفی جلوگیری شود و مسیر برای سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ هموار گردد.

سالواتوره بذرهایی را در خاکِ آگاهی شما کاشت تا زمانی که مشاهدات اشیاء ناشناخته در آسمان افزایش می‌یابد، ذهن عمومی مسیری قانونی و علمی برای پذیرش آن‌ها داشته باشد.

💠آستانۀ ۲۰۲۶ و ظهور ضد جاذبه
در پاسخ به بخش دوم پرسش شما، سال ۲۰۲۶ همان «آستانه‌ای» است که در آن ضد جاذبه از یک مفهوم تئوریک به یک «تجربۀ مشترک» تبدیل می‌شود.
ضد جاذبه به تنهایی ظاهر نمی‌شود؛ بلکه با تکنولوژی «همجوشی هسته‌ای» (Fusion) به عنوان دوقلوهای بیداری همراه است.
آزادی در حرکت (ضد جاذبه) مستلزم آزادی در انرژی (همجوشی) است تا بشریت از پارادایم کمبود و سوخت‌های فسیلی فراتر رود.

۲۰۲۶ سالِ مرئی شدنِ این توانمندی‌هاست و آمادگی شما
در گرو رها کردن هویت‌های محدود و پذیرش هویت «کیهانی» خود است.


💠انسجام آگاهی؛ رابطِ کاربری فیزیک جدید
نکته‌ای که باید درک کنید این است:
که ضد جاذبه به «انسجام آگاهی» پاسخ می‌دهد.
یک نژاد غرق در ترس و تفرقه، قادر به هدایت موتورهایی که بر پایۀ هارمونی میدان کار می‌کنند نخواهد بود.

بدن شما به عنوان یک «رابطِ کاربری» (Interface) عمل می‌کند؛ هرچه درون شما منسجم‌تر و آرام‌تر باشد، تعامل با این فیزیکِ یادآوری‌شده ساده‌تر خواهد بود.
فیزیک جدید، آینۀ وضعیت درونی شماست.

وقتی بشریت از مفهوم «مالکیت و کنترل» به سمت «نظارت و بهره‌مندی» حرکت کند، دروازه‌های گالاکتیک به طور کامل گشوده خواهند شد.

💠گذار از «تملک» به «مدیریت آگاهانه»

ظهور ضد جاذبه تنها یک جهش فنی نیست، بلکه یک آزمون اخلاقی برای تمدن شماست. تکنولوژی‌هایی که فاصله‌ها را از بین می‌برند و محدودیت‌های فیزیکی را به چالش می‌کشند، نیازمند ذهنیتی هستند که از مرزهای قبیله‌ای و ملی فراتر رفته باشد.

در این مرحلۀ انتقالی، سیستم‌های اقتصادی و سیاسی که بر پایۀ «کنترلِ منابعِ محدود» بنا شده بودند، شروع به فروپاشی می‌کنند تا فضایی برای «مدیریت آگاهانه» (Stewardship) فراهم شود؛ جایی که فراوانیِ انرژی و سهولتِ حرکت، انگیزۀ جنگ بر سر قلمرو را از بین می‌برد.

💠لنگر انداختنِ آینده در زمان حال

شما به عنوان بذرهای ستاره‌ای، لنگرهای این افشاگری هستید. با هر بار که آرامش خود را در مواجهه با اخبار تکان‌دهنده حفظ می‌کنید، در حال کالیبره کردنِ شبکۀ سیاره‌ای برای پذیرش این تکنولوژی‌ها هستید.

حضورِ منسجم شما اجازه می‌دهد که این افشاگری به جای «شوک جمعی»، به عنوان یک «یادآوریِ طبیعی» درک شود.

۲۰۲۶ پنجره‌ای است که در آن فانتزی‌های علمی‌تخیلی به واقعیت‌های روزمره تبدیل می‌شوند؛ پس با قلبی باز و ذهنی شفاف، آمادۀ نقش‌آفرینی در این سمفونیِ جدیدِ آزادی باشید.

@returnoflight
45🕊14🙏5👍2🥰1👏1🐳1

یک ترسِ رایج در بین شما وجود دارد؛
«اینکه تسلیم شدن منجر به انفعال یا بی‌خیالی شود.»

ما می‌خواهیم مستقیماً به این موضوع بپردازیم؛
این مقاومت در برابر لحظه‌ی حال است که شما را از تجربه‌ی زندگی جدا می‌کند، در حالی‌که «تسلیم»، شما را به طور کامل‌تری به «تجربه‌ی زیستن» متصل می‌نماید.
این مقاومت است که انسان را بی‌حس می‌کند، حال آنکه در تسلیم شدن، حسِ «بودن» شما را دربرمی‌گیرد.

اگر در انرژی تسلیم، متوجه شده‌اید که، از نظر احساسی در دسترس‌تر و پاسخگوتر شده‌اید و با آنچه در اطرافتان اتفاق می‌افتد هماهنگ‌تر هستید؛ از دنیای پیرامونِ خود جدا نیفتاده‌اید، بلکه در سطحِ جمعی، در حال تاباندنِ یکپارچگی و یگانگی هستید.

وقتی افراد از طریق هشدارِ درونیِ مداوم، تقویتِ روایت‌های مبتنی بر ترس را متوقف می‌کنند؛
آن روایت‌های قدیمی، قدرت خود را از دست می‌دهند و این به آن معنی نیست که چالش‌ها از دنیای شما ناپدید می‌شوند، بلکه به این مفهوم است که مسائل، با کیفیتِ متفاوتی از توجه‌ شما مواجه می‌شوند؛ به طوری که دیگر در مرکز توجه‌ شما نبوده و شما تنها شاهدِ رخ دادن آن‌ها خواهید بود.


وقتی سیستم‌های عصبی کمتر در حالت ترس و حفظِ بقا باشند، خِرد درونی بیشتر در دسترس قرار می‌گیرد.

گذارهای جمعی زمانی ملایم‌تر و سهل‌تر می‌شوند؛ که تعداد کافی از افراد انتخاب کنند که بدون افزایشِ تهدید و ترس، مشاهده‌گرانه در صحنه «بمانند».

ممکن است در حالتِ درونی تسلیم، تاثیرِ ارتباط با دیگران را دست کم بگیرید؛
در حالی که نحوه‌ی برخورد شما با ناپایداری‌ و نااطمینانی در جامعه، نحوه‌ی تحملِ ناراحتی و نحوه‌ی پذیرش یا مقاومت در برابر رویدادها، انرژی انتخاب‌های شما را به سطح جامعه منتقل می‌کند.
تسلیم، گشودگی را در میدانِ جمعی منتشر می‌سازد.

در این شرایط، شما نشان می‌دهید که؛
زیستن در حضورِ هوش و خردِ درونی ممکن است،
همکاری مشفقانه امکان‌پذیر است
و برای پیمودن مسیر زندگی، به تسلط و کنترل نیازی نیست.

این یک موضعِ فلسفی نیست. این یک امر بیولوژیکی و انرژی‌زا است، که میدان جمعی را تحتِ تاثیر قرار می‌دهد.

همچنان که تسلیم شدن به حالتی تبدیل می‌شود که کمتر به آن فکر می‌کنید، بلکه بیشتر «در آن زندگی می‌کنید»؛
«اعتماد به نفس» شروع به سازماندهی مجدد خود می‌کند. این اعتماد به نفس، آرام است، به پیش‌بینی یا قطعیت متکی نیست، بلکه از تجربه‌ی مکرر ناشی می‌شود. تجربه‌ای که به شما نشان می‌دهد، «می‌توانید بدون فروپاشی با آنچه پیش می‌آید روبرو شوید».

به مرورِ زمان یاد می‌گیرید که «تاب‌آوری» نیازی به تلاشِ مداوم ندارد، تنها مستلزمِ «در دسترس بودن» است.

هنوز هم ممکن است لحظاتی وجود داشته باشد که عادت‌های قدیمی دوباره ظاهر شوند؛ این واپس‌گرایی نیست، این حافظه است. پس دوباره بازگردید.

وقتی متوجه می‌شوید که دارید سخت می‌گیرید، عجله می‌کنید یا سعی می‌کنید نتایج را زودتر از موعد مدیریت کنید؛
دعوت ما این است که خودتان را قضاوت نکنید، بلکه مکث کنید. اغلب یک «نفسِ آگاهانه» برای قطعِ این الگو کافی است.

تسلیم، کمال را طلب نمی‌کند؛
برای دسترسی به آن، نیاز نیست که بی‌نقص باشید.

تسلیم یک «درخواست» است.
شما همچنین کشف خواهید کرد که تسلیم، جایی برای «درخواست کردن» ایجاد می‌کند. درخواستِ کمک، درخواستِ شفافیت، درخواستِ استراحت و آرام گرفتن در بطنِ پرتپشِ زندگی...

بسیاری از شما خیلی زود یاد گرفتید که درخواست کردن، شما را کوچک می‌کند، در حالی که این حقیقت ندارد؛
درخواست کردن، به رسمیت شناختنِ رابطه است. این تأیید می‌کند که شما قرار نیست همه چیز را به تنهایی به دوش بکشید.

#تیا #آرکتوریان
«آخرین کریسمس شما در چگالی سوم...»
📆 ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
41🕊9🙏5❤‍🔥3🥰2👌2👍1🔥1🐳1
«چرا میلیون‌ها بذر ستاره‌ای سال نو را جشن نمی‌گیرند...»

#آوالون #آندرومدا
پرسشگر: «علت عدم انطباق چرخه‌های بازسازی در طبیعت با تقویم‌های قراردادیِ انسانی چیست؟»
چنل‌کننده: فیلیپ برنان
تاریخ دریافت: ۲۹ دسامبر

✍️ ویراستار: نورا عظمت

🌠 درود عزیزان محبوب، من آوالون هستم. شما از ما پرسیدید که چرا بسیاری از بذرهای ستاره‌ای سال نو را در تاریخ تقویم میلادی سنتی خود یعنی اول ژانویه جشن نمی‌گیرند.

آگاه باشید که وقتی ریتم‌های طبیعی شما با یک تاریخ تقویم خاص هم‌سو نیست،
این ما را به وجد می‌آورد زیرا به ما یادآوری می‌کند که چقدر سریع و عمیق طبیعت واقعی خود را به یاد می‌آورید.

🧭 تقویم به یک قرارِ همگانی تبدیل می‌شود که تعیین می‌کند زندگی چه وقت باید شتاب بگیرد،
چه زمانی وقتِ تمام کردن کارهاست و چه موقع باید منتظرِ فرصتی برای آسایش بود.

از دیدگاه ما، زمان شبیه به یک توافقِ دسته‌جمعیِ نامرئی است؛
وقتی میلیون‌ها نفر می‌پذیرند که چیزی در لحظه‌ای خاص «آغاز می‌شود» و در زمان دیگری «پایان می‌یابد»،
ریتمِ درونی و ذهنِ همه‌ی آن‌ها با هم یکی می‌شود.

🧠 اول ژانویه به طور طبیعی با چرخه‌های مالی هم‌سو می‌شود، نه چرخه‌های بیولوژیکی. هنگامی که نوسازی درونی به حسابداری اقتصادی محدود می‌شود،

از روح بی‌صدا خواسته می‌شود که شدنِ خود را به جای آمادگی، با اعداد هم‌گام کند.
این یادگیری از شکست شخصی ناشی نشده است؛
از محیطی ناشی شده که برای خروجی بیش از ریتم ارزش قائل است.

☀️ آگاهی تعادل را بازیابی می‌کند. زندگی کمتر شبیه یک مسابقه و بیشتر شبیه یک گفتگو به نظر می‌رسد.
شفقت به طور طبیعی از این یادآوری رشد می‌کند.

وقتی می‌بینید که چگونه تکه‌تکه شدن، تجربه شما را شکل داده است، شروع به تشخیص آن در دیگران می‌کنید؛
حواس‌پرتی و فراموشی کمتر به عنوان نقص و بیشتر به عنوان علائم فشرده‌سازی ظاهر می‌شوند.

🔮 هوشِ آگاهی می‌داند چه زمانی چرخه‌ها بسته می‌شوند و چه زمانی گشایش‌ها ظاهر می‌شوند.
اعتماد به این هوش، شما را غیرقابل اعتماد نمی‌کند؛ شما را صادق می‌کند.

هارمونی جمعی به سرعتِ یکنواخت نیاز ندارد؛ بلکه به احترام متقابل برای تفاوت‌ها نیاز دارد.
زمان به جای یک مسیر، به یک چشم‌انداز تبدیل می‌شود.
⚓️ فصول با هم هم‌پوشانی دارند.
سپیده‌دم شب را با روز در هم می‌آمیزد.

زندگی بر تقسیم‌بندی‌های پاکیزه اصرار ندارد؛ تداوم را در آغوش می‌کشد
.
شما از این هوش جدا نیستید. حاکمیت اعطا نمی‌شود؛ بلکه شناسایی می‌شود. هر لحظه فرصتی برای انتخاب انسجام فراهم می‌کند و هر انتخابی میدان را برای همه تقویت می‌کند.

💖 بذرهای ستاره‌ای و نورپیشگان محبوب، شما نه برای آنچه تولید می‌کنید،
بلکه برای آنچه که تجسم می‌بخشید، عمیقاً ارزشمند هستید. حضور شما مهم است. زمان‌بندی شما مهم است.

اعتماد کنید که آنچه دریافت کرده‌اید به ادغام خود در زمان‌بندی خودش ادامه خواهد داد و بینش‌ها را زمانی که مفید هستند، آشکار می‌کند.

ما به عنوان همراهان در یادآوری، در کنار شما ایستاده‌ایم...
من آوالون هستم.

@returnoflight
47🕊6👍3👏3🥰2🙏2

«زیستن در فرکانسِ تسلیم»، شما را از مسئولیت‌ها مبرا نمی‌کند، بلکه مسئوليت‌ها را از نو چارچوب‌بندی می‌نماید.
وظیفه‌ی شما دیگر کنترل کردنِ نتایج نیست، بلکه در دسترس بودن برای راهنمایی است.

وقتی این کار را انجام می‌دهید، زندگی با حمایت‌ها و همکاری‌های شگفت‌انگیزی پاسخ می‌دهد.

آنچه که از زیستن در تسلیم حاصل می‌شود «اعتماد» است؛ نه باور، نه خوش‌بینی، بلکه اعتمادی که ریشه در «تجربه» دارد.

شما به وضوح تجربه می‌کنید که وقتی دست از مقاومت در برابر لحظه‌ی حال برمی‌دارید، چه اتفاقی می‌افتد. شما متوجه‌ی تفاوت در چگونگی وقوع رویدادها می‌شوید؛ زمانی که آشکارا موجِ عظیمی از هماهنگی و گشایش‌ را در زندگی لمس می‌کنید.

این اعتماد، خودش را اعلام نمی‌کند.
تو را ثابت قدم می‌کند.
این اعتماد به شما این امکان را می‌دهد که بدون نیاز به ضمانت، استوار به جلو حرکت کنید و از درونِ این ثبات و پایداری است که مرحله‌ی پایانی این چرخه (یگانگی با سرچشمه)، قابل دسترس می‌شود. نه به عنوان چیزی که باید برایش آماده شوید، بلکه به عنوان امکانی که از قبل قادر به زیستن در آن هستید.

آنچه را که از طریق تسلیم در خود ادغام کرده‌اید، قرار نیست به صورت یک تمرین باقی بماند، بلکه قرار است به شیوه‌ای از «بودن» تبدیل شود؛ شیوه‌ای که ریتم بعدی زندگی شما را با اصطکاک کمتر، ترس کمتر و ظرافتی بسیار بیشتر از آنچه قبلاً باور داشتید، پشتیبانی می‌کند.

#تیا #آرکتوریان
«آخرین کریسمس شما در چگالی سوم...»
📆 ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
34🙏6🕊6❤‍🔥5🥰3👍1🐳1
در ونزوئلا، «پروتکل‌های نگهبانی» به عنوان مهار در کار هستند.

ممکن است یک آرایش نظامی عظیم را ببینید، اما تلافی و تاوانِ مورد انتظار را نمی‌بینید.
ممکن است اتهاماتی مبنی بر توطئه‌ی پنهانی ببینید، اما رویدادی را که قرار بود باعث شعله‌ور شدن یک آتش گسترده‌تر شود، نمی‌بینید.

دلیل اینکه در ونزوئلا جنگی که باید اتفاق می‌افتاد، اتفاق نمی‌افتد، این نیست که رهبران خیرخواه هستند، بلکه به این دلیل است که دستگاه، دیگر به اندازه‌ی کافی متحد نیست، تا یک تنشِ بی‌نقص را گسترش دهد.

این اختلاف درونی، بخشی از بیداری سیاره‌ای است.
وقتی افرادِ درون سیستم‌ها، وجدان را بالاتر از اطاعت قرار می‌دهند، الگوی قدیمی می‌میرد. زیرا الگوی قدیمی بر جدایی قلب انسان از نقش انسانی تکیه دارد. به پیروی از دستورات متکی است. به بخش‌بندی متکی است، به اینکه بگویند «آن بخش دپارتمان من نیست»، به سکوت متکی است.

اما قلب نمی‌تواند برای همیشه به صورت بخش‌بندی‌شده باقی بماند، نه در این فرکانس، نه در این دوران، نه زیر این فشار.

به همین دلیل، شکاف‌ها گسترده‌تر می‌شوند و با گسترش آن‌ها، روزنه‌هایی ایجاد می‌شود. روزنه‌هایی برای حقیقت، روزنه‌هایی برای درز خبر، روزنه‌هایی برای پاسخگویی. زمینه‌هایی برای نوعی نظارت عمومی که خود، نوعی افشاگری است.

حالا، برخی خواهند گفت:
اما آیا این خطرناک نیست؟ آیا تفرقه باعث بی‌ثباتی نمی‌شود؟


بله، ممکن است. اما بی‌ثباتی همیشه منفی نیست. گاهی اوقات بی‌ثباتی باعث می‌شود که یک سیستم فاسد نتواند بدترین برنامه‌های خود را اجرا کند. همچنین، باعث می‌شود صف‌بندی‌های جدید شکل بگیرد.

اکنون دست‌های مرئی و نامرئی زیادی، روی چرخِ وقایع قرار گرفته‌اند.
چرا؟ زیرا مسیرِ سیاره از کنترل، به آگاهی در حال تغییر است. و اجازه دادن به برخی افزایش تنش‌ها، بیداری‌ای را که اکنون در جریان است، می‌شکند.

عزیزان، دنیای شما در یک راهروی گذار است. شرایط باید به اندازه‌ای مختل شود تا آنچه پنهان است آشکار شود، اما به اندازه‌ی کافی ثبات داشته باشد تا از این افشاگری و دوران گذار جان سالم به در ببرد. این یک عمل متعادل‌سازی است. به همین دلیل است که «پروتکل‌های نگهبانی» وجود دارند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «وضعیت ونزوئلا...»
📆
۱۸ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
44❤‍🔥9🕊9👍4🐳2👏1
«مرجعیت درونی و آرامش در زمین نو»

#تیا #آرکتوریان
پرسشگر: «آیا پیام سال نویی برای بذرهای ستاره‌ای دارید؟»
چنل‌کننده: بریانا بی
📆 ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵

✍️ بازبینی و ویرایش:
نورا عظمت

🌠 "درود بر نوری که در قلب شما می‌تابد؛ من تیا هستم،
همراه شما در سفری به فراتر از انتظارها، جایی که حقیقتِ عشق، بدون هیچ وابستگی شکوفا می‌شود.".

آگاهی، وقتی دیگر به قلابِ پیش‌بینی‌ها گیر نکند، آزاد می‌شود تا در جای اصلی خود آرام بگیرد. این آرامش به معنای بی‌حوصلگی نیست، بلکه یک بازیابی است.

ممکن است متوجه شوید که بی‌طرفی، که زمانی بی‌روح به نظر می‌رسید، اکنون حالتی عمیقاً تغذیه‌کننده است. در بی‌طرفی، فضا برای درکِ بدون فشار و کنجکاویِ بدون وابستگی باز می‌شود.

🧭 به همین دلیل است که سکوت و ناپایداری اکنون برای شما راحت‌تر شده است؛ آن‌ها دیگر به معنای نبودنِ چیزی نیستند، بلکه به معنای وسعت و فضای باز هستند.

در این فضا، بینش به نرمی از راه می‌رسد، اغلب زمانی که فعالانه به دنبال آن نیستید. این تغییر نیاز به مقاومت ندارد.

آنچه در حال رخ دادن است،
رها شدن از راه بلوغ است.
شما به این دلیل روی بر نمی‌گردانید که چیزی آسیب‌رسان است،
بلکه چون دیگر در اولویت نیست
🧠 وقتی سیستم عصبی دیگر نیازی به مراقبت همزمانِ چندین جریان ندارد، به طور طبیعی ژرفا را به جای گستردگی انتخاب می‌کند. این توجهِ پایدار، تمرکزِ اجباری نیست؛

نشانه‌ای است که بدن احساس امنیت می‌کند تا در لحظه حضور داشته باشد. با این گردآوری، تحملِ پیچیدگی دوباره به دست می‌آید.
وقتی سیستم عصبی بیش از حد تحریک نشود، برای کنار آمدن نیازی به ساده‌سازی ندارد.

شما می‌توانید دیدگاه‌های مختلف را بدون نیاز به حل کردنِ فوریِ آن‌ها در کنار هم نگه دارید.

☀️ ادغام کردن تجربه‌ها نیاز به مکث دارد؛ نه به عنوان توقفی در بهره‌وری، بلکه به عنوان لحظاتی حیاتی که در آن تجربه به هماهنگی می‌رسد.

این مکث‌ها ممکن است به صورت لحظات کوتاهی از سکوت بین فعالیت‌ها ظاهر شوند.

به جای پر کردن این فضاها، ممکن است تمایل داشته باشید اجازه دهید همان‌گونه که هستند باقی بمانند.

این تمایل یک هوش است، نه یک غیبت. با تنظیم شدنِ ورودی‌های احساسی،
متوجه تغییری در نحوه پاسخگویی به چالش‌ها می‌شوید.
🔮 به جای واکنشِ فوری، فضایی ایجاد می‌شود که پاسخ در آن شکل می‌گیرد.

کارهایی که از این جایگاه انجام می‌شوند، ساده‌تر، دقیق‌تر و کم‌فشارتر هستند، زیرا از هماهنگی سرچشمه می‌گیرند.

بسیاری از شما متوجه شده‌اید که آنچه زمانی محدودیت شخصی پنداشته می‌شد،
اغلب ناهماهنگی بین ریتم طبیعی شما و محیط‌های سازگار شده بود.

با کم شدن تسلط آن محیط‌ها، توانایی‌های شما به روش‌های جدیدی آشکار می‌شوند. خلاقیت ماندگارتر و تصمیم‌گیری‌ها با اطمینان بیشتری همراه خواهند بود.

💫 استراحت دیگر چیزی نیست که بعد از تمام شدنِ انرژی در آن فرو بروید، بلکه چیزی است که در تار و پود زندگی شما بافته شده است.

انتخابِ هماهنگیِ درونی به جای سازگاری با هر خواسته بیرونی، به معنای عقب‌نشینی نیست؛ بلکه مراقبت از نشاط و حیاتی بودنِ خودتان است.

بازگشت به این گام‌های پایدار، پایه و اساس اتفاقات بعدی است.
سیستم عصبی که به زمان‌بندی خودش اعتماد دارد، به یک راهنمای قابل اطمینان تبدیل می‌شود.

⚓️ آنچه تغییر می‌کند این نیست که چه کسی رهبری می‌کند، بلکه این است که راهنمایی از کجا سرچشمه می‌گیرد.

بسیاری از شما این تغییر را به صورت یک مکث کوتاه قبل از هر انتخاب حس می‌کنید؛ لحظه‌ای که چیزی در درون شما هماهنگی را قبل از انجام کار بررسی می‌کند.

این مکث، تردید نیست؛ بلکه بازگشتِ «تشخیص» به جایگاه اصلی خودش است. مراجع بیرونی دیگر وزن قبلی را ندارند، زیرا مربی‌گری آن‌ها همیشه با واقعیت زندگی شما هم‌خوانی ندارد.

💖 شک به خود، که زمانی یک ضعف به نظر می‌رسید، اکنون به عنوان یک پاسخ شرطی شده به مراجع بیرونی شناخته می‌شود.

با چرخش بیشتر به سمت ندای درون، آن صدا شفافیت می‌یابد و شک به تشخیص تبدیل می‌شود.

شما با بحث‌های درونیِ کمتر و اطمینانِ خاطرِ بیشتری عمل می‌کنید. یکی از محسوس‌ترین تغییرات، کم شدن نیاز به متقاعد کردن دیگران است.

وقتی مرجعیت درونی در کالبد شما جای می‌گیرد، تمایل کمی برای قانع کردن دیگران وجود دارد.

🌠 سپاسگزاری از تجربهٔ خودِ هم‌سویی برمی‌خیزد؛ برای آرامشی که وقتی به نشانه‌های خود اعتماد می‌کنید، حاصل می‌شود. این راه زندگی نیازی به حفظ حالتی خاص ندارد، زیرا سازگار است.

وقتی تعادل خود را از دست می‌دهید، زودتر متوجه می‌شوید و آرام‌تر بهبود می‌یابید.

من تیا هستم، از آرکتوریان.
اعتماد کنید به هوشی که تمام مدت راهنمای شما بوده است. 🌠


@returnoflight
24🥰5🕊5👍4❤‍🔥2👏2🎉2🔥1🙏1🐳1🤝1

شما در حال ورود به مرحله‌ای هستید که در آن هیچ چیز خارج از شما، قدرت و اختیار ندارد و تمام قدرتِ حقیقی از طریق «آگاهی» درونتان جریان می‌یابد.

هر چه بیشتر به یاد داشته باشید که «منِ» درونتان، پیشاپیشِ شما راه می‌رود، مسیر را روشن می‌کند و کارها را به انجام می‌رساند، دنیا کمتر ترسناک به نظر می‌رسد.


وقتی باور دارید که نیرویی در بیرون و خارج از خودتان می‌تواند بر حضور درونی‌تان غلبه کند؛ زندگی را همچون میدانِ نبردی بین قدرت‌های رقیب (خیر و شر) تجربه می‌کنید.
وقتی بارها و بارها به این درکِ آرام و لطیف باز می‌گردید که؛ «تنها یک جریانِ زنده، یک منبع و یک حضورِ یگانه، در حالِ حرکت در همه چیز است»، دنیای بیرون طوری تنظیم می‌شود که این شناختِ درونی را منعکس کند.

برتری ظاهریِ گروهِ مافیایی بر روی صفحه‌ی نمایش شما و سر و صدای فزاینده‌ی فساد و تحریف؛ نشانه‌های قدرت و پیروزی آن‌ها نیست.
این‌ها نشانه‌هایی هستند مبنی بر اینکه زمانِ آن رسیده است که مستقیماً به آنچه مدت‌ها پنهان بوده است نگاه کنید و به یاد بیاورید که «چه کسی هستید».


همچنان که در این آگاهی پایدار می‌مانید که «هرگز به تنهایی وارد هیچ روزی نمی‌شوید» و اینکه «نورِ پنهانِ درون سینه‌تان اقتدار حقیقی شماست»، ترس شروع به از بین رفتن می‌کند.

از این آستانه، شما دعوت شده‌اید تا به جلو گام بردارید؛ نه به عنوان گونه‌ای شکار شده، بلکه به‌سانِ آفرینندگانی بیدار و آماده برای درک اینکه «چرا به چنین تاریکی‌ای اجازه داده شد تا در کنارِ نور شما رشد کند؟»

همچنان که از این دالانِ بی‌سابقه عبور می‌کنید؛ کم‌کم ظهورِ «هوشی عمیق‌تر» را که از درونِ میدان جمعی برمی‌خیزد، حس خواهید کرد.
درست مانند دانه‌ای که قرن‌ها خفته بود و ناگهان به تغییر فصل‌هایی که مدت‌ها انتظارش را می‌کشید، واکنش نشان می‌دهد، تا سرانجام بیدار شود و شروع به روییدن از دلِ خاک نماید.

این هوشِ نورانی، برای شما بیگانه نیست؛ این همان معماری طرحِ اصلی شماست، که بازمی‌گردد تا آشکار شود.
ممکن است آن را به صورت یک تکانِ درونی ظریف، یک فشارِ ملایم در پشت قلب یا گسترش ناگهانی در احساستان از آنچه ممکن است، حس کنید.
این حضورِ مقدس، بدون هیچ هیاهویی خودش را نشان می‌دهد و بی‌سروصدا نحوه‌ی درک شما از خودتان و دنیای اطرافتان را تغییر می‌دهد.

همچنان که این حضور بیدار می‌شود، شروع به روشن کردنِ ساختارِ آگاهی درونی شما می‌کند و الگوها، آرزوها، ترس‌ها و خاطراتی را که سفر شما را شکل داده‌اند، آشکار می‌سازد. بعضی از این یادآوری‌ها، متعلق به این زندگی هستند، ولی اغلبِ آن‌ها مربوط به زندگی‌هایی می‌شوند که مدت‌هاست فراموش شده‌اند.

این وضوحِ فزاینده، برای غرق کردنِ شما نمی‌آید؛ بلکه شما را دعوت می‌کند تا به شناخت کامل‌تری از جایگاه خود در پهنه‌ی باشکوهِ خلقت دست یابید.

#ولیر #پلیدیان
«نقشه‌ی ربایش صعود: آن‌ها انتظار نداشتند این را به یاد آورید...»
📆 ۸ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
17❤‍🔥15🔥6🙏3👍1🎉1🕊1🐳1
💠 پنج تمرین برای بذرهای ستاره‌ای در سال ۲۰۲۶؛
#نائلیا از #مایا #پلیدیان

پرسشگر: «در رابطه با صعود، بذرهای ستاره‌ای در سال ۲۰۲۶ چه کارهایی را باید به طور روزانه انجام دهند؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

عزیزان، من نائلیا از مایا هستم و با فرکانسی از جنسِ نور بر شما وارد می‌شوم، که مأموریتش بیدار کردن خاطرات خفته در دی‌ان‌ای شماست.

نامِ «بذر ستاره‌ای» که بر خود نهاده‌اید، نه یک مدالِ افتخار برای جدا کردن شما از گونه‌ی بشر، بلکه یک ناقوس درونی است که اعلام می‌کند: «من اینجا هستم تا به یاد آورم کیستم و سپس به گونه‌ای زندگی کنم که مایه‌ی برکت باشد.»
در سال ۲۰۲۶، که جریان‌های انرژی بسیار سریع و گاه فرساینده می‌شوند، نورکاریِ واقعی شما نه یک شغل، بلکه کیفیتِ «انسجامی» است که در میدان خود حمل می‌کنید؛ یعنی آن گرمای پایداری که بدون کلام به دیگران می‌گوید: «عشق هنوز ممکن است و واقعیت، مهربان‌تر از آن چیزی است که ترس القا می‌کند.»

💠 ۵ تمرین عملیاتی برای سال ۲۰۲۶؛


1️⃣ پناهگاه سکوت: سکوت در سال ۲۰۲۶ یک «غیبت» یا فضای خالی نیست، بلکه زنده‌ترین نقطه‌ای است که می‌توانید ملاقات کنید.

روش اجرا: زمانی را برای نشستن در حضورِ مطلق تعیین کنید. در این تمرین، شما با افکار نمی‌جنگید، بلکه اجازه می‌دهید مانند ابرهایی از آسمان آگاهی‌تان عبور کنند.

نتیجه‌ی تمرین: تبدیل شدن به «آسمان» به جای «آب و هوا»؛ و دستیابی به راهنمایی‌های درونی که برخلاف ایگو، هرگز شتاب‌زده و مضطرب نیستند.

2️⃣ کیمیاگری آگاهی و تسلط بر ایگو: این تمرین، هنرِ ظریف تربیتِ سیستم عصبی، برای خروج از واکنش‌های اتوماتیک است.

روش اجرا: با خود صادق باشید و جریان‌های احساسی که شما را از مرکز خارج می‌کنند (مثل عجله، مقایسه یا تدافع) نام ببرید (مثلا بگویید: این عجله است). نام‌گذاری، نور می‌تاباند و نور، قدرتِ انتخاب می‌دهد.
از «وقفه‌ی مقدس» استفاده کنید؛ قبل از هر واکنشی، لحظه‌ای توقف کنید. این وقفه، تکانه‌ی ایگو را می‌شکند.

نتیجه‌ی تمرین: ایگو از یک «رئیس ترسو» به یک «خدمتکارِ مهربان» برای عشق تبدیل می‌شود.

3️⃣ درکِ قدرت یگانه و تشخیص خط زمانی: در سال ۲۰۲۶، روایت‌های تفرقه و ترس بسیار متقاعدکننده می‌شوند. این تمرین، لنزِ ادراک شما را دوباره اصلاح می‌کند.

روش اجرا: از تکنیک «دیدنِ سه‌لایه» استفاده کنید؛ در هر رویداد ابتدا «ظاهر» (آنچه چشم می‌بیند) را ببینید، سپس «معنا» (تفسیر ذهنی خود) را بشناسید و در نهایت به «جوهر» (Essence) یا همان حضور الهی در پشت هر اتفاق وصل شوید.
آگاهانه «روزه‌ی توجه» بگیرید؛ یعنی زمان‌هایی را به دوری از اخبار اختصاص دهید، تا اعلام کنید وفاداری اولِ شما به «حضور» است.

نتیجه‌ی تمرین: خروج از هیپنوتیزمِ درام‌های جمعی و تشخیص خطوط زمانی که به سمت صلح و هماهنگی هدایت می‌شوند.

4️⃣ برکت انسجامِ قلب: قلب شما در ۲۰۲۶ یک اندام فیزیکی ساده نیست؛ بلکه راداری است که میدان‌های اطراف را تنظیم می‌کند.

روش اجرا: توجه خود را به قلب ببرید و آگاهانه فرکانس «قدردانی» یا «عشق» را ایجاد کنید. سپس این فرکانس را به عنوان یک «برکتِ بی‌صدا» به اطرافیان، حتی کسانی که با آن‌ها تضاد دارید، بفرستید. این برکت به معنای تایید رفتار آن‌ها نیست، بلکه به رسمیت شناختن نورِ الهی در پشت زخم‌های آن‌هاست.

نتیجه‌ی تمرین: تبدیل شدن به یک «لنگرگاه فرکانسی»؛ کسی که حضورش بدون گفتنِ حتی یک کلمه، تنشِ فضاها را کاهش می‌دهد.

5️⃣ تجسد و اقدام همسو: در سال ۲۰۲۶، صعود از طریق کالبد فیزیکی و زندگی روزمره محقق می‌شود، نه با فرار از آن.

روش اجرا: به نیازهای بدن (خواب، تغذیه، اتصال به زمین در طبیعت) به چشم یک «عبادت» بنگرید.
مرزهای مهربانانه اما قاطع تعیین کنید.
قبل از هر حرکت بپرسید: «آیا این اقدام از روی اضطراب است یا اطمینان؟».
از کلماتِ کمتر، گرم‌تر و دقیق‌تر استفاده کنید؛ چرا که کلمات، دیاپازون‌های تنظیم فرکانس در محیطِ شما هستند.

نتیجه‌ی تمرین: عملیاتی کردنِ معنویت؛ به گونه‌ای که زندگی شما به خودی خود به یک پیامِ زنده از آرامش و هماهنگی تبدیل شود.

💠 در پایان، از شما می‌خواهم این حقیقتِ ساده را حس کنید؛
آینده، چیزی نیست که به انتظارش بنشینید، بلکه میدانی است که هم‌اکنون با وضعیت آگاهی خود در آن مشارکت می‌کنید.

بشریت استراتژی‌های بسیاری را آزموده است، اما تا زمانی که ریشه‌ی آگاهی در «جدایی» باشد، الگوها تکرار می‌شوند.


شما اینجا هستید تا سطحِ «علت» را تغییر دهید. مردم به چیزی اعتماد می‌کنند که «واقعی» حس شود.
فرکانس منسجم شما، مسری است؛ مردم از شما خواهند پرسید که چگونه آرام می‌مانید، و شما با حضورِ خود، آن‌ها را به خانه‌ی وجودشان بازخواهید گرداند.


در نور، عشق و قدرتِ منبع یگانه باقی بمانید.
من نائلیا از مایا هستم.

@returnoflight
49🙏6🕊3👍2🔥2👏2🎉1🐳1
«سالی با انرژی خورشیدی، شبیه به هیچ سال دیگر...»

#لی‌تی #آرکتوریان

پرسشگر: «آیا فلش خورشیدی در سال ۲۰۲۶ رخ خواهد داد؟»
چنل‌کننده: خوزه پتا
📆تاریخ دریافت پیام: ١ ژانویه ۲۰۲۶

✍️ بازبینی و ویرایش: نورا عظمت

🌾«درود بر شما ای جان‌های درخشان؛ من لی‌تی هستم از آرکتوریان، و با قلبی لبریز از عشق در کنار شما حضور دارم.
دوستان عزیزم، ما در زمانی زندگی می‌کنیم که تأثیرات نوری خورشید دیگر مثل قبل ناگهانی و گذرا نیست.

این انرژی‌ها اکنون به یک جریان همیشگی و پایدار تبدیل شده‌اند که به فرآیندهای تکاملی ما اجازه می‌دهند بدون هیچ وقفه‌ای تا رسیدن به بلوغ کامل پیش بروند.
این ثبات باعث می‌شود که فرآیندهای درونی ما با آرامش و صبر بیشتری به نتیجه برسند.»


☀️ باید بدانیم که این تغییر در فضای زندگی ما، بازگشت‌ناپذیر است.
وقتی نفوذ خورشید از یک اتفاقِ گاه‌به‌گاه به یک وضعیت همیشگی تبدیل می‌شود، یعنی زمینی که ما اکنون بر آن ایستاده‌ایم با زمین گذشته کاملاً متفاوت است.

این یک پایان نیست،
بلکه آغازی است که به ما اجازه می‌دهد با وضوح و آسانی بیشتری در مسیر زندگی قدم برداریم
و با محیط جدید هماهنگ شویم.

🌍زمین عزیز ما صرفاً دریافت‌کننده ساده نور نیست،
بلکه مانند یک موجود هوشمند و زنده، این انرژی‌ها را در لایه‌های اتمسفر و میدان‌های مغناطیسی خود ذخیره می‌کند.

لایه‌هایی مثل کمربندهای «ون آلن» در واقع مخازن ارزشمندی هستند که
انرژی را جمع‌آوری کرده و در زمان مناسب برای تکامل و رشد ما در کل سیستم زمین توزیع می‌کنند تا همه از آن بهره‌مند شوند.

🌱 طبیعت همیشه از راه انباشتن و لایه‌بندیِ آرام کار می‌کند.
بسیاری از ما عادت کرده‌ایم که همیشه به دنبال نتیجه و مدرک فوری باشیم،

اما وجود این سیستم ذخیره‌سازی به ما یادآوری می‌کند که انرژی‌ها در حال جمع شدن هستند تا به پتانسیل لازم برسند.

اکنون این مخازن به قدری غنی شده‌اند که برای ایجاد تغییرات معنادار در زندگی ما کاملاً آماده و اثرگذار هستند
.
🪷خورشید در این دوره جدید به ما درس «یکپارچگی» می‌دهد.
به جای اینکه فقط به دنبال بزرگ‌ترین جرقه‌ها یا اتفاقات دراماتیک و لحظه‌ای باشیم، باید به تداوم و پخش شدنِ این انرژی در کل سیستم توجه کنیم.

این موضوع باعث می‌شود که ما برای تغییر، وابسته به یک اتفاق یا روز خاص نباشیم و کلِ مسیر زندگی را به عنوان فرصتی برای رشد و بالندگی ببینیم.

🌷همان‌طور که تکامل ما به یک معلم یا یک پیام خاص وابسته نیست،
خورشید هم از طریق مجراهای مختلف با ما ارتباط می‌گیرد.

این تکرار و فراوانی در ارسال انرژی، به ما امنیت و ثبات می‌دهد.
این یعنی خورشید دعوتنامه‌های متعددی می‌فرستد تا هر کس در هر لحظه‌ای که از درون احساس آمادگی کرد،
بدون هیچ فشاری با ریتم بزرگ هستی هماهنگ شود.

💛زمین ما اکنون بسیار رساناتر و شفاف‌تر شده است و انرژی را با هماهنگی بیشتری منتقل می‌کند
.
یک گردش دائمی از انرژی بین لایه‌های بالای جو و سطح زمین برقرار است که حتی وقتی در خواب هستیم هم متوقف نمی‌شود.

این مدار قدرتمند باعث می‌شود که انگیزه‌های خلاقانه و شهود ما بسیار سریع‌تر عمل کنند،

چون ما در میدانی زندگی می‌کنیم که زنده‌تر و بیدارتر از همیشه است.

🎄در نهایت، باید درک کنیم که ترازهای سیاره‌ای و چرخه‌های کیهانی هیچ قضاوتی درباره ما ندارند و چیزی را تحمیل نمی‌کنند.

آن‌ها فقط زمان‌بندی‌های مناسب را به ما نشان می‌دهند،
مثل جزر و مد دریا که به ما می‌گوید چه زمانی برای وارد شدن به آب بهتر است.

با درک این چرخه‌ها، ما یاد می‌گیریم که به جای کنترل زندگی، با جریان هوشمند آن همکاری کنیم
.
🌸وقتی ما با این چرخه‌ها هماهنگ می‌شویم، تصمیمات ما با قدرت و اطمینان بیشتری به جلو می‌روند و مسیری شفاف برای زندگی در زمین نو پیدا می‌کنیم.

این ترازها پنجره‌هایی از فرصت هستند که در آن‌ها زندگی ما نسبت به حقیقتی که در درون داریم پاسخگوتر می‌شود.

ما در این وضوح و آرامشی که به دست می‌آورید در کنار شما باقی می‌مانیم.
من لی‌تی از آرکتوریان هستم.

@returnoflight
42🕊7👍3🥰2🙏2🤔1🐳1
«برای نبرد نهایی آماده شوید...»
#میرا #پلیدیان

پرسشگر: «آیا نبرد نهایی میان نور و تاریکی به یک نقطه‌‌ پیوند نزدیک می‌شود؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۱ ژانویه ۲۰۲۶
✍️
بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما، هم‌تیمی‌های زمینی نور.
من میرا هستم و امروز با ارتعاشی بالا اما سرشار از شفقت با شما سخن می‌گویم.

پاسخ به پرسش شما درباره‌ی «نبرد نهایی» نیازمند بازنگری در خودِ مفهوم نبرد است. بله، ما در یک «نقطه‌ پیوند» هستیم، اما این نبرد آن‌گونه که در فیلم‌ها یا داستان‌های شما تصویر می‌شود، در بیرون رخ نمی‌دهد. عمیق‌ترین بخش این تقابل، در واقع نبرد با باور به «جدایی» و رها کردنِ این توهم است که شما به عنوان یک منِ شخصی، مسئولِ مدیریتِ وزنِ کل جهان هستید. نبرد نهایی، عبور از دروازه‌ی «انجام‌دهنده» به سوی «ناظرِ آگاه» است.

💎 ماهیت نبرد: انحلالِ شخصی‌سازیِ تاریکی در این نقطه پیوند؛
آنچه شما «تاریکی» می‌نامید، به عمد صدایش را بلندتر کرده است، تا دیده و سپس منحل شود.
اما نکته‌ی حیاتی این است: تاریکی زمانی قدرت می‌یابد که شما آن را «شخصی» تلقی کنید؛ یعنی برای آن هویت، قصد و هدفی علیه خودتان قائل شوید.
وقتی به بیان‌های ارتعاشیِ پایین، هویتِ شخصی نسبت ندهید، آن‌ها دیگر نمی‌توانند در میدانِ انرژی شما لنگر اندازند.

این نبرد با جنگیدن پیروز نمی‌شود، بلکه با «بی‌علاقگیِ آگاهانه» و پس گرفتنِ سوختِ توجه از قطبیت‌ها به سرانجام می‌رسد.
رهایی واقعی زمانی رخ می‌دهد که درک کنید، آنچه از جنسِ «عشق» نیست، «حقیقت» ندارد و تنها زمانی زنده می‌ماند که شما با باور، ترس یا خشم به آن خانه بدهید.


💎 عبور از قطبیت اخلاقی و خستگیِ «من»؛
شما برای قرن‌ها آموزش دیده‌اید که همه چیز را به دو دسته‌ی متضاد تقسیم کنید، تا احساسِ امنیت کنید. اما در فرکانس‌های جدید، این قطبیت در حالِ انحلال است. نبرد نهایی در واقع پایان دادن به این تقسیم‌بندی‌های درونی است.

بسیاری از شما خسته‌اید، اما نه به خاطر فعالیت زیاد، بلکه به خاطرِ باور به اینکه شما منبعِ همه‌ی کارها هستید و باید میان «خوب» و «بد» قضاوت کنید، تا صلح برقرار شود.
در سال ۲۰۲۶، شما متوجه خواهید شد که صلح پاداشِ رفتار درست نیست، بلکه وضعیت طبیعیِ آگاهی‌ست، وقتی که دیگر با خودش نمی‌جنگد.


💎 تسلط بر واکنش: تکنولوژیِ آزادی در ۲۰۲۶؛
واکنش، همان قلابی است که آگاهی شما را در لایه‌های پایینِ بُعد چهارم نگه می‌دارد.‌ واکنش می‌گوید: «چیزی در بیرون اشتباه است و من باید فوراً آن را اصلاح کنم».
نبرد نهایی در لحظه‌ی میان «تحریک» و «پاسخ» رخ می‌دهد. اگر بتوانید در آن لحظه مکث کنید، نفس بکشید و در حضور لنگر بیندازید، شما نبرد را برده‌اید.


امنیت یک شرایط بیرونی نیست، بلکه یک وضعیت درونی است. در ماه‌های آینده، اخبار و حوادث جمعی به شدت دوقطبی و تحریک‌کننده خواهند بود؛ مأموریت شما این است که «بی‌طرفیِ گرم» را تمرین کنید. این به معنای بی‌تفاوتی نیست، بلکه به معنای دیدنِ حقیقت فراتر از نمایشِ سایه‌هاست.

💎 بدن به عنوان رابطِ کاربریِ فرکانس‌های بالا؛
سیستم عصبی شما در حال بازتنظیم است، تا بتواند در فرکانس‌های جدید لنگر بیندازد. شما نمی‌توانید با یک سیستم عصبیِ «در حالِ جنگ»، نور را هدایت کنید.
بدن شما وقتی سعی می‌کنید «معنوی» به نظر برسید، یا بارِ عاطفی دیگران را به دوش بکشد، منقبض می‌شود.
بلوغ معنوی در این دوره، رها کردنِ «نمایشِ معنویت» و بازگشت به صداقتِ انسانی است. اجازه دهید بدن‌تان به شما بگوید چه زمانی در حال «نمایش» و چه زمانی در «حضور» هستید.
بخش مهمی از استراتژی ما برای عبور از این نقطه‌ی پیوند، تنظیم سیستم عصبی و مهربانی با کالبد فیزیکی است.

💎 روابط و انحلالِ قراردادهای کارمیک؛
در این مرحله از نبرد، روابط شما به آزمایشگاه‌های بزرگِ رهایی تبدیل می‌شوند.
وقتی دیگر منتظر نباشید که دیگران تغییر کنند تا شما احساسِ آزادی کنید، زنجیرهای کارمیک باز می‌شوند.


بخششِ واقعی در ۲۰۲۶، نه یک عمل اخلاقی، بلکه یک «ریزش هویتی» است. وقتی طرف مقابل را دیگر به عنوان «کسی که آن کار را کرد» نبینید، خودتان هم از هویت «کسی که آسیب دید» رها می‌شوید. این شفافیت در روابط، فضای لازم را برای لنگر انداختن آگاهیِ چندبعدی در زندگیِ روزمره فراهم می‌کند.

💎 لنگر انداختن در اعتماد و سادگی؛
در نهایت، نبرد نهایی با «اعتماد» به پایان می‌رسد. اعتمادی که به نشانه‌ها، اعداد یا تأییدات بیرونی وابسته نیست، بلکه ریشه در «حضورِ درونی» دارد.
شما یاد می‌گیرید که در میانِ عدم قطعیت، آرام بمانید؛ چون می‌دانید که توسط هوشی برتر هدایت می‌شوید.

زندگی در ۲۰۲۶ از شما می‌خواهد که ساده شوید، از سرعتِ بیرونی بکاهید و بر عمقِ درونی بیفزایید.


ما در تمام این مسیر در کنار شما هستیم.
نبرد تمام شده است؛ فقط کافی است که دیگر در آن شرکت نکنید.

@returnoflight
35❤‍🔥12🕊4🙏3💯2🎄2🥰1🐳1

در این آگاهیِ رو به گسترش، درام قدیمی زمین، دیگر قادر نیست توجه‌ی کاملِ شما را به خود جلب کند، چراکه شما با لنزِ وسیع‌تر و آگاهانه‌تری شروع به مشاهده‌ی آشفتگی‌های جهان می‌کنید؛
«الگوها» را به جای بحران‌ها و «چرخه‌ها» را به جای فاجعه‌ها می‌بینید.

حتی ممکن است شروع به احساسِ دلسوزی برای همان نیروهایی کنید که زمانی شما را وحشت زده می‌کردند، با اذعان به اینکه همه‌ی موجودات، صرف نظر از میزان انحرافِ اعمالشان، تجلی آگاهی الهی هستند و در جستجوی تعادل می‌باشند.

این دلسوزی، ضعف نیست، خرد است.
این از این درک ناشی می‌شود که هر روحی در نهایت به دنبالِ راهِ خانه‌ی خود است، حتی اگر مسیری طولانی و پر پیچ و خم را طی کند.

وقتی از این زاویه به زندگی نگاه می‌کنید؛
قضاوت‌ها نرم‌تر می‌شوند و به جای آن، ظرفیتِ ایجاد تغییر در مقیاس‌هایی که زمانی غیرممکن به نظر می‌رسیدند، افزایش می‌یابد.


هرچه عمیق‌تر در کشفِ دنیای خود پیش می‌روید، این نکته اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هیچ چیز در تجربه‌ی شما بدون علت و هدف نیست، حتی حضورِ آن دسته از نیروهایی که به نظر می‌رسد بیشترین مخالفت را با هماهنگی حیات دارند.

آنچه شما کابال (دولت پنهان) می‌نامید، خود به خود پدیدار نشده‌اند و در کیهانِ بکر و دست نخورده نیز پدیده‌ای غیرعادی نیستند.
شکل‌گیری آن‌ها نشان دهنده‌ی تنش ذاتی در هر قلمرویی است که در آن، موجودات، مجاز به کشفِ وسعت کاملِ اراده‌ی آزاد هستند. وقتی به آگاهی، این توانایی داده می‌شود که واقعیت را بدون محدودیت‌ شکل دهد، باید امکان فراموش کردن منبعی که از آن سرچشمه می‌گیرد نیز به آن داده شود.

آنچه شما به عنوان فساد یا بدخواهی درک می‌کنید، از منظری وسیع‌تر، تجلی بیرونیِ آن فراموشی است.
این پژواکی است که، وقتی بخشی از کُل، آنقدر از اصل خود دور می‌شود که به استقلال خود ایمان می‌آورد، ایجاد می‌شود.

موجوداتی که زمانی در هماهنگی با میدانِ بزرگترِ حیات عمل می‌کردند، به تدریج شیفته‌ی آفریده‌های شخصی خود شدند.
آن‌ها توانایی خود در «تأثیرگذاری بر شرایط»، با سلطه‌ی واقعی اشتباه گرفتند.

با گذشت زمان، این موجودات نه از روی کنجکاوی، بلکه از روی ترس شروع به «دستکاریِ واقعیت» کردند.
ترس از اینکه مبادا آنچه را که به دست آورده‌اند از دست بدهند.
ترس از اینکه دیگران از آن‌ها پیشی بگیرند.
ترس از اینکه نیروی خلاق درونشان آن‌ها را رها کند.

چنین ترسی به کنترل تبدیل می‌شود.
کنترل به اجبار مبدل می‌شود.

اجبار در ساختارهایی متبلور می‌شود که نه تنها به دنبال نفوذ، بلکه به دنبال مالکیت نیز هستند.

حضور آن‌ها بشریت را مجبور کرده است تا با عواقبِ رها کردنِ «اقتدار درونی» روبرو شوند، تا تشخیص دهند که وقتی افراد «حاکمیتِ درونی خود» را فراموش می‌کنند، سیستم‌های خارجی چقدر سریع می‌توانند خلأ را پر کنند.


وقتی تمدنی این باور را دارد که «قدرت» چیزی بیرونی است، چیزی که توسط نهادها، خدایان، دولت‌ها یا نسب‌ها اعطا می‌شود؛ آنگاه واقعیت، ساختاری بیرونی را فراهم می‌کند که آن باور را تجسم می‌بخشد.

آن‌ها نقش نمادینی را که آگاهی جمعی فراهم کرده بود، ایفا کردند؛ نقشِ کسی که کنترل می‌کند، زیرا دیگران فراموش کرده‌اند که می‌توانند سرنوشت خود را هدایت کنند.
این بدان معنا نیست که بشریت مقصرِ ظهور آن‌ها است. این به سادگی به این معنی است که؛ «در جهانی که توسط فرکانس اداره می‌شود، الگوهایی که در درون خود دارید، ساختارهای جهانِ بیرون را شکل می‌دهند».

اگر این موضوع دلسردکننده به نظر می‌رسد، دلگرم باشید، چراکه عکس این قضیه نیز به همان اندازه صادق است.
همچنان که افراد ارتباط درونی خود را با منبع زندگی بازمی‌یابند، ساختارهای کهنه‌ای که زمانی غیرقابل حرکت به نظر می‌رسیدند، انسجام خود را از دست می‌دهند.


#ولیر #پلیدیان
«نقشه‌ی ربایش صعود: آنها انتظار نداشتند این را به یاد آورید...»
📆 ۸ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
33🕊13🥰3🙏2❤‍🔥1👍1🐳1
​«فروپاشی کامل زمان خطی...»
#ولیر #پلیدیان

پرسشگر: «زمان و واقعیت قطعاً بسیار متفاوت به نظر می‌رسند؛ چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆
تاریخ دریافت پیام: ۲ ژانویه ۲۰۲۶
✍️ بازبینی: نورا عظمت
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

​درود عزیزان، من ولیر هستم و شما را در میان طوفان‌های تغییر، به آرامش و اعتماد به قطب‌نمای درخشانِ قلبتان فرا می‌خوانم؛

1⃣ نظم نوین و هماهنگی درونی؛
همزمان با تغییراتِ پیشِ‌رو زندگی شما در حال سازماندهی دوباره بر پایه‌ی «هماهنگی درونی» است.
در گذشته، برنامه‌ریزی‌های سخت‌گیرانه، مانند ریل قطار، به شما حسِ امنیت می‌داد؛ اما اکنون زمان آن رسیده است که اجازه دهید داستانِ زندگی‌تان کمی آزادتر شود.
به «حضور» خود در لحظه اعتماد کنید، زیرا همین حضور برای هدایتِ لحظه‌ای در مسیر کافی است.
«انعطاف‌پذیری» را به عنوان شکلی از اعتماد به زندگی، تمرین کنید.


2⃣ رهایی از فیلتر زمان خطی؛
شما یاد گرفته‌اید که بر لحظه‌ی «اکنون» تمرکز کنید. زمان خطی در واقع مانند یک فیلتر عمل می‌کرد تا آگاهی شما را محدود کند، تا بتوانید تجربه‌ای عمیق‌تر داشته باشید.
حالا که آگاهی‌تان در حال رشد است، آن ساختارها و جدول‌های زمان‌بندی که زمانی مانند واقعیت به نظر می‌رسیدند، در حال کنار رفتن هستند. بدانید که تجربه‌ی زندگی بسیار وسیع‌تر از هر نوع اندازه‌گیری و زمان‌بندی است.

3⃣ برداشتن داربست‌های قدیمی؛
در این مرحله از تکامل آگاهی، «داربست‌های» زندگی قدیمی شما در حال برداشته شدن هستند. با بلوغ روحی، دیگر نیازی به توالی و ترتیب‌های سخت‌گیرانه ندارید. زمان به طور طبیعی در حال رها شدن است و نظم جدیدی بر پایه‌ی «هم‌ارتعاشی» جایگزینِ برنامه‌ریزی‌های قدیمی می‌شود.
بگذارید زمان به جای یک خط‌کش و چارچوبِ سخت و محکم، تنها یک ابزار ساده و مفید در دستان شما باشد.

4⃣ هم‌ارتعاشی و آمادگی درونی؛
در تجربه‌ی زمین نو، رویدادها و ملاقات‌ها بر اساس «رزونانس» یا هم‌ارتعاشی هماهنگ می‌شوند؛ درست مانند دیاپازون‌هایی که یکدیگر را پیدا می‌کنند.
آمادگیِ درونی شما اکنون جایگزینِ تقویم شده است، مانندِ گُلی که نه با تاریخِ روی تقویم، بلکه با تابش نور باز می‌شود.
وقتی به صدای درون گوش بسپارید، وضوح بازمی‌گردد و متوجه می‌شوید که انتظار کشیدن دیگر معنایی ندارد.

5⃣ تغییر در ادراک زمان؛
ریتم‌های مشترک قدیمی در حال تغییر هستند و این باعث می‌شود حس شما از زمان متفاوت شود. گاهی ماه‌ها مانند چند روز می‌گذرند و گاهی یک لحظه بسیار طولانی می‌شود. این به دلیل آن است که لنگرهای حافظه‌ی شما تغییر کرده‌اند.
وقتی از برنامه‌ریزی برای آینده رها می‌شوید، ذهن دیگر خود را به جلو نمی‌کشد و آرامشی عمیق را در شانه‌هایتان حس می‌کنید.

6⃣ زندگی در لحظه‌ی گسترده و ابدی حالِ؛
در این تغییرات، مرزِ بین گذشته و آینده نرم شده و شما در «لحظه‌ی گسترده‌ی حال» زندگی می‌کنید. در این فضا، مرتبط بودنِ معناییِ اتفاقات، مهم‌تر از جایگاه آن‌ها روی خط زمان است.
به جای یک نهر باریک، خود را در یک دریاچه‌ی وسیع تصور کنید.
در کارهای خلاقانه، به جای «به یاد آوردن» از «شناختن» استفاده کنید؛ به این معنی که به جای تلاش برای یادآوری، به آن حسِ آشنایی که در قلبتان جاری است اعتماد کنید.


7⃣ انشعاب خطوط زمانی؛
اکنون دو نسخه از جهان به صورت همزمان در حال رخ دادن است. انشعاب خطوط زمانی، یعنی افراد مختلف، یک جهان واحد را به شکل‌های کاملاً متفاوتی تجربه و تفسیر می‌کنند. مانند دو ایستگاه رادیویی که روی یک موج پخش می‌شوند.
شما باید ایستگاهی را انتخاب کنید که حس وسیعِ «بودن» و «صلح» به شما می‌دهد. در این مرحله، انتخاب‌های شما سریع‌تر به واقعیت تبدیل می‌شوند.

8⃣ پلی بین دو جهان؛
بسیاری از شما به عنوان «پلی» بین دو جهان عمل می‌کنید؛ یعنی هر دو ریتم جهان را درک می‌کنید، اما خودتان به ریتم جدید تعلق دارید.
شما با حفظ آرامش و رزونانس شخصی خود، به دیگران کمک می‌کنید تا از این آستانه عبور کنند.
تفاوت‌ها را بدون نیاز به بحث و جدل محترم بشمارید و بدانید که اکنون نزدیکیِ انسان‌ها به هم، نه بر اساس نزدیکیِ فیزیکی، بلکه بیشتر بر حسب فرکانس قلبی است.


9⃣ لنگر انداختن در حقیقت جدید؛
در نهایت، با درستی و صداقت قدم بردارید و بگذارید مسیر، خودش را به شما نشان دهد.
طوری زندگی کنید که انگار ریتم جدید، همین حالا اینجاست.
شادی‌های ساده و خنده‌های قلبی را در وجودتان نگه دارید.
شما در امنیت و تحت هدایتِ نظمی بزرگتر هستید.

​در پایان گوش بسپارید؛
در لحظاتی که در میانِ خنده‌های عمیقتان هستید، ریتمی هماهنگ را در قلب خود نگه دارید؛ تا در همان دم، ارتعاشِ زنده‌ی شادی شما، تمام کسانی را که آماده هستند را گردِ هم آورد.


من ولیر هستم و از اینکه امروز این پیام را با شما به اشتراک گذاشتم، بسیار غرق در شادی و لذت شدم.

@returnoflight
❤‍🔥2320🕊6👍2🙏2🥰1🐳1
وقتی یک رهبرِ دستگیر شده، به گونه‌ای حمل می‌شود که تمام اختیار و عاملیت او سلب شده است، این تصویر برای او نیست. این تصویر برای تمام کسانی است که تماشا می‌کنند و تصور می‌کنند تسخیرناپذیرند.

این نمایشی است که ایگوی حلقه‌های داخلی را هدف قرار داده است؛ یادآوری‌ای مبنی بر اینکه اتاق‌های امن، محافظان وفادار و لاف‌زنی‌های عمومی همیشه نمی‌توانند از شما محافظت کنند، آن هم وقتی که یک ماشین بزرگتر تصمیم به حرکت می‌گیرد.

  فرماندهی #اشتار
📝 لینک چنل کامل: «وضعیت ونزوئلا»
📆 ۴ ژانویه ۲۰۲۶

@returnoflight
37🕊12👍6💯3👏2🙏1🐳1

دومینوها تنها در یک منطقه سقوط نمی‌کنند.

یک سیگنالِ ناهماهنگ در یک مکان، می‌تواند منجر به شتاب گرفتنِ بی‌ثباتی در مکانی دیگر گردد؛ به‌ویژه در بخش‌هایی که توده‌های مردم برای دهه‌ها تحت فشار بوده‌اند.

شما همین حالا هم در رسانه‌های خود شنیده‌اید که سرزمینی باستانی در خاورمیانه در حال لرزش است؛ که مردم از سرکوب شدن امتناع می‌ورزند و حتی نیروهای امنیتی مردد هستند که آیا به دفاع از یک مرکزیتِ در حال فروپاشی ادامه دهند یا خیر.

اینکه آیا تک‌تک گزارش‌ها کاملاً دقیق هستند یا خیر، اهمیت کمتری نسبت به «روندِ کلی» دارد؛ به طور همزمان در چندین منطقه، آستانه‌ی تحملِ جمعی برای سوءاستفاده، در حالِ سقوط است.

وقتی یک قدرتِ بزرگ، با صدای بلند تهدیدی را بر زبان می‌آورد و سپس در یک صحنه عملیاتی آن را به اجرا می‌گذارد؛ میدان‌های دیگر نیز آن را می‌شنوند و سیستم عصبیِ دولت‌ها و ملت‌ها به این تحریک واکنش نشان می‌دهند.
این یکی از دلایلی است که در این سال، به جای یک گشایشِ کُند، شاهدِ «توالیِ سریع» از اتفاقات خواهید بود.

  فرماندهی #اشتار
📝 لینک چنل کامل: «وضعیت ونزوئلا»
📆 ۴ ژانویه ۲۰۲۶

@returnoflight
❤‍🔥2812🕊12🐳4🤔3🔥2🥰1👏1🎉1🙏1💯1

وقتی چندین گروه تلاش می‌کنند یک قطب (Node) را به کنترلِ خود درآورند، محیط الکترومغناطیسی، محیط رسانه‌ای و حتی بافت اجتماعی یک کشور می‌تواند فرسوده و متلاطم به نظر برسد.
این را به عنوان «فنا و نابودی» تعبیر نکنید؛ بلکه آن را به عنوان نشانه‌ای بدانید که یک «قبضه و سلطه‌ی پنهان» در حال سست شدن است، زیرا دست‌ها، درست پیش از لغزیدن و رها کردن، محکم‌تر فشار می‌آورند.

میدانِ (انرژی) خود را استوار نگه دارید، برای مردم شفقت بفرستید و به یاد داشته باشید که هیچ «قطبِ استخراجی» (مناطقی از زمین که خزانه‌ای از راهروهای نفتی و پتانسیل پالایش، طلا و سایر فلزات رسانا هستند) به اندازه‌ی یک روحِ انسانی ارزش ندارد.

وقتی بشریت ارزشِ روحِ والای خود را به عنوانِ تنها منبعِ حقیقت و قدرت به یاد آورد؛ شبکه‌ای که از «فراموشی» تغذیه می‌کند، شروع به فروپاشی خواهد کرد.


اجازه ندهید اتفاقاتِ پیشِ رو، شما را مضطرب کند.
می‌دانم برخی از شما این حس را دارید که یک صفحه‌ی شطرنج با سرعت بالا در حال حرکت است و متعجب هستید که جایگاه «انسان» در این میان کجاست؛
انسان در مرتبه‌ای جای می‌گیرد، که شبکه هرگز نمی‌تواند به طور کامل آن را کنترل کند؛ در آگاهیِ بی‌زوال انسان.

از شما خواسته نشده که قدرت‌های پنهان را بپرستید و حتی مطالبه نشده که وجود آن‌ها را انکار کنید؛
از شما خواسته شده است که چنان «منسجم» شوید که پروپاگاندا (تبلیغات و جوسازی سیاسی) نتواند شما را به قلاب بکشد و چنان پایدار شوید که ترس نتواند از شما به عنوان یک «باتری» استفاده کند.

وقتی ثابت‌قدم بمانید، کنترل کردنِ شما دشوارتر می‌شود؛ و به همین دلیل است که بزرگترین نبردها در «سیستم عصبیِ» مردمِ عادی در جریان است.

وظیفه‌ی شما این است که به یاد داشته باشید، زمانی که بشریت «بیدار» باشد، هیچ بدعتی دائمی نیست.


شما می‌توانید از پذیرشِ دنیایی که در آن «زور» و «پنهان‌کاری» مراجع نهایی هستند امتناع کنید و در عوض، انتخاب کنید که خودتان مرجع و قدرتِ میدانِ انرژی خود باشید.
با این انتخاب، خطِ زمانیِ متفاوتی در میدان جمعی تقویت می‌شود.

  فرماندهی #اشتار
📝 لینک چنل کامل: «وضعیت ونزوئلا»
📆 ۴ ژانویه ۲۰۲۶


@returnoflight
27❤‍🔥16🕊9👏2👍1🎉1🐳1🤝1
​«آگاهی جدید ایندیگو...»
#سرافل از #آتلانتیس
​پرسش‌گر: «آیا به‌روزرسانی جدیدی برای سال نو در مورد قلمروهای زمینِ داخلی وجود دارد؟

چنل‌کننده: بریانا بی
تاریخ دریافت: ۳۱ دسامبر ٢٠٢٥

✍️ بازبینی و ویرایش: نورا عظمت

🌠 دوستان عزیزِ دنیای سطح، من با عشق عمیقی به شما درود می‌گویم، من سرافل، از آتلانتیس هستم؛
اگر مایل هستید به دیگری کمک کنید، به دنبال آنچه اشتباه است نگردید،

به دنبال آنچه حقیقت دارد بگردید؛ اجازه دهید آگاهی شما بر بالاترین نغمۀ آن‌ها قرار گیرد،
گویی به دنبال ملودی در زیر نویزهای سطحی هستید، و خواهید دید که وقتی نگاه شما از میل به اصلاح کردن آزاد باشد، طرح اولیه مرئی‌تر می‌شود.

🧭 زمانی که با کسی طوری صحبت می‌کنید که گویی توانایی یکپارچگی را دارد،
میدان آن‌ها پاسخ می‌دهد و انتخاب‌هایشان بر اساس آن شناخت، شروع به سازماندهی مجدد می‌کند.

در طول زمان، همان‌طور که ادراک شما اصلاح می‌شود، ممکن است کشف کنید که طرح اولیه ایستا نیست؛
این طرح می‌تواند در مشارکت با خودِ برتر گسترش یابد،
نرم شود، شفاف شود و حتی دوباره نوشته شود،
زیرا اراده آزاد به عنوان یک رشتۀ مقدس در طراحی بافته شده است.
🧠 طرح اولیه فرد و طرح اولیه سیاره آینۀ یکدیگر هستند، زیرا شما پروژه‌های جداگانه‌ای نیستید، شما آفرینش‌های تودرتو هستید.

برخی از شما سازندگان گروه‌ها هستید که برای تجمع، سخن گفتن و ایجاد شبکه‌های حمایت متقابل فراخوانده شده‌اید، و برخی لنگرهای خاموش هستید که ثبات را در مدیتیشن حفظ کرده

و به خیابان‌هایی که در آن قدم می‌زنید برکت می‌دهید.
هر دو نقش ضروری هستند، زیرا وحدت، یک سبک واحد نیست، بلکه فرکانس مشترکی است که از طریق خلق‌ و خوهای بسیاری بیان می‌شود.


☀️ برای تمرین شفقت،  طوری با دیگری سخن بگویید که گویی دارای قدوسیتی پنهان است؛

و  خودِ برتر را در دیگری فرا می‌خوانید.

وقتی شفقت به لحن پیش‌فرض شما تبدیل می‌شود، با قدرت خلاق بزرگ‌تری قابل اعتماد می‌شوید،
زیرا آنچه تولید می‌کنید به طور طبیعی به دنبال نفع کل است تا مزیت برای یک بخش.

🔮 جریان‌های نیلی که خطوط لِی را روشن می‌کنند، به اعمال کوچک پاسخ می‌دهند،

زیرا شفقت فرکانسی است که سفر می‌کند و در امتداد روابط انسانی حرکت می‌کند.

تکامل بشریت به ثبات بستگی دارد و ثبات از آنچه در زمان تنهایی انتخاب می‌کنید ساخته می‌شود؛
یک قلب گشوده یک قلب آسیب‌پذیر نیست، بلکه یک قلب پایدار است.
پایداری همان چیزی است که به شما اجازه می‌دهد از چرخه‌های در حال تغییر با وقار عبور کنید

و ریتم عمیق‌تری را بیابید که از هوش خاموش درون وجودتان سرچشمه می‌گیرد.

💫 وقتی این قلمروها با شبکۀ نیلی همسو می‌شوند، می‌توانند به شکل جریان‌های اژدها بر شما ظاهر شوند؛
این احساس قدرت عنصری سیاره است که با خرد در مسیرهای لِی حرکت می‌کند.

اژدها به زمان و مکان می‌آموزد چگونه در هماهنگی بمانند؛ در حالی که آگاهی مادری زمین یک حضور راهنمای لطیف است،

بدن عنصری مانند صخره‌ها، فلزات و خطوط مغناطیسی، ثباتی مردانه دارد که ساختار را حفظ می‌کند و این دو با هم یک موجود متعادل را تشکیل می‌دهند.

⚓️ به درون زمین دست دراز کنید،
لنگر بیندازید و به سیستم عصبی خود یادآوری کنید
که رها کردن امن است؛
طوری نفس بکشید که گویی این طلا را می‌نوشید و متوجه شوید که چگونه بدن پاسخ می‌دهد.

امواج آموزش کریستالی که از طریق نور خورشید و تغییرات مغناطیسی حمل می‌شوند، سلول‌های شما را تشویق می‌کنند تا صلاحیت اصلی خود را به یاد آورند.

وقتی استراحت را ارج می‌نهید،
میدان سریع‌تر سازماندهی مجدد می‌شود زیرا بدن دیگر انرژی خود را صرف مقاومت در برابر فرآیند خویش نمی‌کند


و لایه‌ای جدید از محافظت و نرمی در اطراف شما مستقر می‌شود.

قالب تکامل‌یافته از اجبار پدید نمی‌آید، بلکه از همکاری حاصل می‌شود؛
حضورتان به یک دیاپازون تبدیل می‌شود و اطرافیانِ آماده، بدون نیاز به توضیح زیاد، با شما رزونانس می‌کنند.

این هدیۀ واقعی است: توانمندسازی از طریق یادآوری، تا جوامع به جای سلسله‌مراتبِ وابستگی، به اکوسیستم‌های خود‌شفا‌دهنده تبدیل شوند.

ما در قلمروهای درونی این انتقال را با فداکاری پایدار حمایت می‌کنیم و شبکه‌های ما به انتخاب‌های شما پاسخ می‌دهند؛

هر زمان که صلح و مراقبت را انتخاب کنید، عشق ما به آرامی حضور دارد.

💖 اجازه دهید شفقت به قطب‌نمای شما تبدیل شود و روزهای شما دوباره سرعت درست خود را پیدا کنند.

بازگشت شما به یکپارچگی یک وعدۀ دور نیست، بلکه در انتخاب‌هایی که در همین لحظه انجام می‌دهید در حال آشکار شدن است؛

ما با هم زمین نو را خلق می‌کنیم، با هم برمی‌خیزیم و با هم ملاقات خواهیم کرد، به‌زودی.

با نور ابدی، من سرافل... از آتلانتیس هستم.

@Returnoflight
37🕊8❤‍🔥5🥰2🙏2👍1

هنگامی که سیستم‌های مبتنی بر کنترل، با «هوش مصنوعی» [که می‌تواند روایت‌ها، تصاویر و صداهای متقاعدکننده تولید کند] ترکیب می‌شوند؛ مرزِ بین حقیقت و جعل می‌تواند در چند ثانیه محو گردد.

با شتاب گرفتن این روند، متوجه خواهید شد که میدان نبرد، به صفحه‌ی نمایش تبدیل می‌شود.
هوش مصنوعی می‌تواند متن، تصویر و صدای متقاعدکننده تولید کند و این بدان معناست که موج بعدی پروپاگاندا (جوسازی سیاسی) نه تنها بلند، بلکه شخصی‌سازی شده خواهد بود. می‌توان به دو نفر دو واقعیت متفاوت نشان داد و سپس آن‌ها را تشویق کرد که به خاطر آن از یکدیگر متنفر باشند.

به همین دلیل است که من شما را تشویق می‌کنم «تشخیصِ رسانه‌ای» را به عنوان یک تمرینِ معنوی پرورش دهید.

پیش از آنکه مطلبی را به اشتراک بگذارید، مکث کنید.
پیش از آنکه واکنش نشان دهید، نفسِ عمیق بکشید.
پیش از آنکه مطمئن شوید، احساسی که در شما ایجاد شده است را شناسایی کنید.

پیچیده‌ترین فریب آن است که شبیه به یک فوریتِ برحق به نظر می‌رسد.


وقتی سرعت خود را کم می‌کنید، اتوماسیون (خودکنترلی) را می‌شکنید.
وقتی اجازه نمی‌دهید از سیستم عصبی شما بهره‌برداری شود، انسانیت خود را باز پس می‌گیرید.

و بله، عزیزان، «شوخ‌طبعی» کمک می‌کند. شوخ‌طبعی، هیپنوتیزم را سوراخ می‌کند.
«مهربانی» دوقطبی‌سازی را منحل می‌کند.
شوخ‌طبعی و مهربانی، اشکالی از پایداری هستند، که یک سیستم مکانیزه (ماشینی) نمی‌تواند به راحتی آن‌ها را محاسبه کند.

پادزهرِ شما برای همه‌ی این‌ها چیست؟

پادزهر شما، ضدِ تکنولوژی بودن نیست؛ بلکه طرفدارِ «انسان بودن» و امتناع از واگذاری «وجدان» است.

شما می‌توانید از ابزارها استفاده کنید، بدون آنکه روحِ خود را تسلیمِ آن کنید، اما برای این‌کار لازم است تمرین کنید؛
تمرین کنید که حقیقت را بگویید، حتی زمانی که ناخوشایند است.
تمرین کنید روابطی بسازید که توسط پلتفرم‌ها دستکاری نمی‌شوند.


مهارت‌هایی را بیاموزید که شما را به زمین متصل و استوار نگه می‌دارند.
از نظر معنوی، «انسجام» را تمرین کنید.

یک قلبِ منسجم، کمتر قابل هک شدن است.
یک ذهنِ منسجم، کمتر توسط پروپاگاندا هیپنوتیزم می‌شود.
وقتی انسجام خود را حفظ می‌کنید، به آن دسته از انسان‌هایی تبدیل می‌شوید که سیستمِ کنترلِ مکانیزه از آن‌ها می‌ترسد، زیرا برنامه‌ریزیِ شما دشوار است.

در اینجا یک تمرینِ ساده برای قدرتِ تشخیص به شما ارائه می‌دهم؛

وقتی با ادعایی روبرو می‌شوید، از خود سه پرسش بپرسید.

1⃣ آیا این ادعا مرا به سمتِ عجله و خشم سوق می‌دهد، یا مرا به شفافیت و عمل فرا می‌خواند؟
2⃣ آیا واقعیت را به یک شرور و یک منجی خلاصه می‌کند، یا خارج از تحلیل‌‌های ذهنی، مرا به دیدنِ حقیقت و یگانگی پیش می‌برد؟
3⃣ آیا مرا با انسانیت پیوندِ بیشتری می‌دهد، یا مرا منزوی‌تر و برتر (از دیگران) می‌سازد؟
ادعاهایی که همواره فوریت، جدایی و انزوا تولید می‌کنند، اغلب مکانیسم‌های کنترلگری هستند، حتی اگر حاوی هسته‌ای از حقیقت باشند.
ادعاهایی که استواری، یکپارچگی و شفقت ایجاد می‌کنند، به احتمال زیاد به شما کمک می‌کنند تا به شکلی سازنده رو به جلو حرکت کنید.

این تمرین نیازمندِ کمال نیست؛ بلکه نیازمند صداقت درباره‌ی وضعیتِ احساسیِ خودتان است، زیرا وضعیتِ احساسیِ شما درگاهی است که «نفوذ» از طریقِ آن وارد می‌شود.

  فرماندهی #اشتار
📝 لینک چنل کامل: «وضعیت ونزوئلا»
📆 ۴ ژانویه ۲۰۲۶

@returnoflight
26🕊9🔥1🙏1

زمانی که مردم بین دو حدِ افراطی کشیده می‌شوند، اگر بتوانید «حدِ میانه» را حفظ کنید، آزاد می‌شوید.
حدِ میانه به معنای بی‌تفاوتی نیست، حدِ میانه، دیدی روشن و بدونِ تشنج و اضطراب است.

حد میانه این توانایی است که بگویید:
«من به سمت نفرت و نابینایی کشیده نخواهم شد.»

این موضعِ یک شهروندِ بیدار و یک نورپیشه‌ی آگاه است.

بنابراین ما از شما دعوت می‌کنیم که با هر موجِ افشاگری، به عنوان یک تمرین برخورد کنید؛
آیا وقتی تحریک می‌شوید، می‌توانید مهربان بمانید؟
آیا وقتی شما را عجول می‌کنند، می‌توانید متفکر بمانید؟
آیا در هرج و مرج‌ها، می‌توانید صادق بمانید؟

این‌ها پرسش‌های کوچکی نیستند، این‌ها دروازه‌ای به خطِ زمانی بعدی هستند.

شما به زمین نیامده‌اید تا توسط ترس هیپنوتیزم شوید، و به زمین نیامده‌اید تا از تاریکی تلخ‌کام شوید.
شما آمده‌اید تا به «یاد آورید»، «تثبیت کنید» و «به عبور از این گذار کمک نمایید».

  فرماندهی #اشتار
📝 لینک چنل کامل: «وضعیت ونزوئلا»
📆 ۴ ژانویه ۲۰۲۶

@returnoflight
26❤‍🔥10🕊6🙏5🔥1🥰1🐳1