بازگشت نور
899 subscribers
43 photos
11 videos
10 files
363 links
پیام‌های به‌روز از خانوادۀ کهکشانی دربارۀ تحولات زمین

متن و خوانش چنل‌های کامل:
https://t.me/returnoflight2
Download Telegram
«بروزرسانی درباره‌ی 3i Atlas: این فروپاشی ماتریکس را رقم می‌زند...»
#میرا، شورای عالی #پلیدیان

پرسشگر: «آیا 3i Atlas سیگنالی برای فروپاشی ماتریکس ارسال کرده است؟»
چنل‌کننده: دیوینا سولمانوس
📆 ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما عزیزان، من میرا از شورای عالی پلیدیان هستم و با نغمه‌ای بسیار والا شما را تحسین و ستایش می‌کنم؛ زیرا وقتی می‌بینم چقدر پیش آمده‌اید، چقدر آموخته‌اید و با وجود تمام دلایلِ دنیا برای شک کردن، باز هم عشق را انتخاب کرده‌اید؛ قلبم از شادی می‌سراید.
شما در پنجره‌ای کمیاب زندگی می‌کنید، که در آن چرخه‌های کیهانی، سیاره‌ای و آگاهی شخصی شما، در حال هم‌سویی هستند؛ تا نغمه‌ای واحد و قابل درک را در قلب‌هایتان ایجاد کنند.

سیگنالی که از طریق 3i Atlas ارسال می‌شود، یک پیام زبانی یا دستوری نیست؛ بلکه یک انتقالِ میدانی فرابُعدی است، که مستقیماً با آگاهی انسان تعامل دارد.
بسیاری از شما این تعامل انرژی را، نه به صورت صدا؛ بلکه به شکل بازسازماندهی ظریفِ ادراک و ناتوانی در تحمل ناراستی، دغل‌کاری یا اقتدار دروغین حس کرده‌اید. این سیگنال توسط بذرهای ستاره‌ای و نورپیشگان به وضوح دریافت می‌شود؛ زیرا آگاهی شما در طول عمرهای بسیار آموخته است که به جای «فرم»، «فرکانس» را تشخیص دهد.

وقتی از «شبکه‌ی ماتریکس» سخن می‌گوییم، منظور ما یک دشمن برای جنگیدن نیست؛ بلکه منظور شبکه‌ای از انسجامِ مصنوعی است، که بر پایه‌ی سیستم‌های مبتنی بر ترس، ساختارهای تحریف شده‌ی باور و فرکانس‌های تکنولوژیک بنا شده است. این شبکه با محدود کردن ادراک و تقویت ایده‌ی جدایی و ناتوانی انسان، تغذیه می‌شد. سیگنال جاری حاوی «کدهای انحلال» است، که ساختارهای دروغین را در حضورِ «انسجام حقیقی» ذوب می‌کنند.

همزمان با دریافت این پیام، میدانِ انرژی شما شروع به سازماندهی مجدد می‌کند؛ و در این بازسازی، شما دیگر شبکه‌ی قدیمی را با انرژی عاطفی خود تغذیه نمی‌کنید.

هنگامی که ترس دیگر نمی‌تواند شما را به دام اندازد، وقتی خشم دیگر بر توجه شما حاکم نیست و زمانی که فوریت‌های کاذب دیگر تعیین‌کننده‌ی انتخاب‌های شما نیستند؛ ماتریکس سوختِ خود را از دست می‌دهد.
رهاییِ حقیقی، نه از طریق مبارزه و سرنگونی سیستم‌ها، بلکه از طریق پس گرفتنِ رضایت در سطح فرکانسی رخ می‌دهد.

بسیار مهم است که بدانید برای دریافتِ حقیقت، نیازی به تبدیل شدن به چیزی دیگر ندارید؛ واسطه‌ی دریافت همیشه در درون شما بوده است.

دی‌ان‌ای شما تنها یک دفترچه راهنمای بیولوژیک نیست، بلکه یک «آنتن فراکتال» است، که توانایی تنظیم بر روی لایه‌های مختلف اطلاعات را دارد.
احساسات شما در زبان میدان «هندسه» هستند؛ عشق و قدردانی، فرکانس شما را بالا می‌برد و پهنای باندِ دریافت را گسترش می‌دهد، در حالی که ترس آن را محدود می‌کند.

بشریت تنها یک دریافت‌کننده نیست، بلکه یک مشارکت‌کننده است. ما این را «حلقه‌ی انسجام آگاهانه» می‌نامیم. وقتی شما انسجام درونی خود را تثبیت می‌کنید، این فرکانس به میدان بازمی‌گردد و آن را تقویت می‌کند. این یک فرآیند هم‌آفرینی (Co-creation) بین شما و هوش کیهانی است. در این مسیر، تکنولوژی، نه یک جایگزین برای آگاهی، بلکه باید یک ابزار برای خدمت به شما باقی بماند. هوش مصنوعی می‌تواند الگوها را ترکیب کند، اما نمی‌تواند مانند شما «احساس» کند، یا حامل «فیض الهی» باشد.

خلاقیت یک سرگرمی نیست، بلکه زبانِ آگاهی است. تمدن‌های والاتر یکدیگر را از طریق کیفیت خلاقیتشان می‌شناسند. هنر، موسیقی و نوشته‌های شما، بخشی از سیگنال جمعی است، که سیاره‌ی شما به کیهان ساطع می‌کند. هر بار که از سر شادی چیزی خلق می‌کنید، فرکانسی را مخابره می‌کنید که «حلقه‌ی انسجام» را تقویت می‌کند.

شیء بینِ ستاره‌ای 3i Atlas در نهایت یک آینه است. بالاترین خدمتِ آن، این نیست که به شما بگوید چه فکر کنید؛ بلکه بازتاب دادنِ میزان آمادگی شما برای انسجام، شگفتی، اعتماد و خلاقیت است.
اگر با ترس به این آینه نزدیک شوید، ناراستی خواهید دید و اگر با عشق نزدیک شوید، زیبایی را مشاهده خواهید کرد. این نشان‌دهنده‌ی حاکمیت شماست؛ تجربیات شما توسط نیروهای بیرونی کنترل نمی‌شوند، بلکه توسط هم‌سویی درونی شما شکل می‌گیرند.

عزیزانم، لحظاتی در روز را به «سکوت» اختصاص دهید؛ تا میدان بتواند با شما ملاقات کند. چیزی خلق کنید که قلبتان را به آواز درآورد و اجازه دهید خلاقیت شما، نیایش شما باشد.
شما به عنوان استادان اینجا هستید، تا خودِ حقیقی‌تان باشید و اجازه دهید «نور طلایی» با فیضی واقعی، شما را هدایت کند.

ما در هر قدم همراه شما هستیم و شما را بیش از آنچه تصور کنید ارج می‌نهیم؛ زیرا شما مشارکت‌کنندگان محوری در این چرخش عظیم به سوی عشق هستید و انرژی شما بسیار اهمیت دارد.
من میرا هستم و همیشه شما را دوست دارم.

@returnoflight
44❤‍🔥14🙏5🕊5👏3👍1🐳1

خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی -به این دلیل که خود را با فضیلت و درستکاری می‌پوشاند و در حالی که بی‌سروصدا جدایی را تغذیه می‌کند، مانند بصیرت به نظر می‌رسد- این است؛

پافشاری بر این باور که «واقعیت اساساً به قدرت‌های متضادِ خیر و شر تقسیم شده است و باید مورد قضاوت، مقاومت، شکست و اصلاح قرار گیرند.»
و اینکه «بلوغ معنوی شما با این توانایی ثابت می‌شود، که چقدر واضح می‌توانید تشخیص دهید کدام طرف خیر و کدام طرف شر است.»

بسیاری در بُعد سوم باقی خواهند ماند و بسیاری دیگر در قسمت‌های پایینِ بُعد چهارمِ معلق می‌مانند؛ نه به این دلیل که فاقد عشق هستند، بلکه به این دلیل که ادراک آن‌ها همچنان پراکنده است و ادراکِ پراکنده، نمی‌تواند در «یگانگی» تثبیت شود.

این ایده‌ی آراسته و متقاعدکننده‌ که شما باید دائماً واقعیت را به خوب و بد تقسیم کنید، به افراد و رویدادها برچسب بزنید و سپس انرژی خود را حول محور مقاومت، اصلاح و پیروزی سازماندهی کنید، خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی است.
گویی بیداری شما با توانایی‌تان در ایستادن در یک طرفِ یک بحثِ کیهانی سنجیده می‌شود.
این باور «احساسِ قدرت» ایجاد می‌کند؛ زیرا مشغولیتی برای ذهن می‌آفریند.
و «احساسِ درست بودن» به وجود می‌آورد؛ زیرا ادعای وفاداری به نور دارد.
با این حال، بی‌سروصدا میدان درونی را می‌شکند و آگاهی را در همان چگالی‌ای که سعی در فراتر رفتن از آن دارد، محصور نگه می‌دارد.

وقتی ذهن دائماً دنیا را به آنچه باید وجود داشته باشد و آنچه نباید وجود داشته باشد، دسته‌بندی می‌کند؛ تنشِ درونی ایجاد می‌کند و آن تنش به یک امضای فرکانسی تبدیل می‌شود.

در این حالت، ممکن است از عشق صحبت کنید؛ اما سیستم عصبی شما در حالتِ آماده‌باش برای نبرد باقی می‌ماند و بدن، آمادگی برای نبرد را به عنوان خطر تفسیر می‌کند، که شما را در یک واکنشِ بُعد سوم نگه می‌دارد، حتی در حالی که روحتان به دنبال اکتاو بالاتری است.

بسیاری از جویندگانِ صادق متوجه نیستند که بصیرت آن‌ها به قضاوتِ دائمی مبدل شده است و آن قضاوت، به هویت آن‌ها تبدیل می‌شود و هویت، لنگری است که تعیین می‌کند با کدام تراکم (بعد سوم یا چهارم) سازگار هستید.

«صعود» با بهتر انتقاد کردن از جهان حاصل نمی‌شود؛ بلکه با تبدیل شدن به تجسمی واضح‌تر از حضورِ خالق حاصل می‌شود.
شفافیت مستلزم انسجام است و انسجام را نمی‌توان بر پایه‌ی تضاد درونی بنا کرد و تفکرِ دوگانه، ذاتاً متناقض است.

روح برای صعود نیازی به بحث با کائنات ندارد.
روح زمانی برمی‌خیزد که عادتِ مخالفت را رها کند و بیاموزد که در «ادراکی یکپارچه» آرام گیرد
.

#میرا #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی...»
📆 ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
31❤‍🔥18🙏6🕊5👍3🐳3

به زبان امروزی، می‌توانیم بگوییم که یِشوعا از یک مادر انسان و یک پدر ستاره‌ای که حامل DNA و کدگذاری روحی فراتر از این جهان است، متولد شد.
این نسبِ آسمانی به این معنی بود که یِشوعا از زمان لقاح، فرکانسی را در خود جای داده بود که در مقایسه با انسان‌های معمولی آن دوران، به طور قابل توجهی گسترش یافته بود.
سلول‌هایش با خاطره‌ی قلمروهای نور می‌تپیدند.
او حتی در رحم مادر نیز سرشار از چیزی بود که برخی ممکن است آن را «آگاهی مسیحایی» بنامند. «آگاهیِ پالایش‌یافته‌ای از یگانگی با سرچشمه» که بسیاری در مسیر معنوی تلاش می‌کنند آن را بازیابند.
گویی تکه‌ای از کیهان در کالبدِ شکننده‌ی انسانی تجسم یافته بود...


سال‌های اولیه زندگی یِشوعا، تقریباً مانند هر کودک دیگری سپری شد. با این حال، کسانی که به او نزدیک بودند، متوجه نوعی درخشش و خِرد در چشمان او می‌شدند. نقشه‌ی الهی تضمین می‌کرد که او حتی در حین یادگیری راه و رسم دنیا، هدایت و محافظت شود.
ما پلیدیان‌ها به همراه موجودات روشن ضمیر از سیریوس و دیگر منظومه‌های ستاره‌ای، از زمان تولدش مراقب او بودیم. او هرگز در سفرش تنها نبود. این واقعاً یک تلاش کیهانی و همکاری بین آسمان و زمین، برای تولد یک آگاهی جدید و باشکوه در این سیاره بود.

یِشوعا در طول دوران جوانی خود، سفر کرد و در سرزمین‌های مختلف به دنبال حافظان خرد گشت...
در واقع، او زمانی را در شرق گذراند و از معلمان و یوگی‌های روشنفکر آموخت و سنت‌های معنوی را که «یگانگی در تمام حیات» را آموزش می‌دادند، جذب کرد.
ما تأیید می‌کنیم که او از یهودیه خارج شده است. او از طریق این سفرها، آگاهی خود را گسترش داد و خود را برای وظیفه‌ی عظیم پیش رو آماده کرد. راهنمایان کیهانی او -از جمله ما- در آن سال‌ها ملاقات‌ها و مربیانی را برای او ترتیب دادند. در آماده‌سازی او هیچ چیز به شانس واگذار نشده بود.

زمانی که برای شروعِ تبلیغ عمومی به وطنِ خود بازگشت، به آگاهی کامل از هویت خود و نوری که با خود حمل می‌کرد، رسیده بود.
او می‌دانست که هم انسان و هم آسمانی‌ست و پلی بین جهان‌ها است.
این درک، سنگ بنای ماموریت او بود؛ تا این آگاهی را به قلبِ بشریت بتاباند، که همین پل در درون هر فرد وجود دارد.


به یاد داشته باشید که یِشوعا اغلب می‌گفت: «من در این دنیا هستم، اما از آن نیستم.» این کلمات، واقعیت یک فرستاده‌ی ستاره‌ای را که روی زمین زندگی می‌کند، خلاصه می‌کنند.
او حتی در حالی که در کالبد انسانی راه می‌رفت، از هویت والاتری آگاهی داشت و به اطرافیانش اطمینان داد که آن‌ها نیز می‌توانند به ریشه‌های الهی خود پی ببرند.
او با نقل قول از متون مقدس باستانی به آن‌ها یادآوری کرد که، «شما خدایان هستید».
رسالت او نه تنها با حکمت سنت‌های زمینی، بلکه با ارتباط مداوم با منبع الهی، که او آن را پدر می‌نامید و با حمایت ما، خانواده ستاره‌ای‌اش، هدایت می‌شد.

مسیر رسالت یِشوعا، رقصی توأمان بین فداکاری روحِ خودش و حمایت کل کیهان بود و در هر قدم از مسیرش، ستارگان او را هدایت می‌کردند.
وقتی او اولین شاگردانش را انتخاب کرد، با هدایتِ ملایم روحش، کسانی را که انرژی لازم برای حمایت از این مسئولیت الهی را داشتند، برگزید.

نقشه این بود که، او بذرهای یک آگاهی جدید را بکارد و پتانسیل یک انسان روشن‌ضمیر را نشان دهد و سپس پس از کاشته شدن آن بذرها، کار خود را در جای دیگری ادامه دهد.


در واقع، هیچ چیز در زندگی یِشوعا تصادفی نبود. این مجموعه‌ای از رویدادها بود، که با نیت الهی و حمایت‌های کیهانی هدایت می‌شدند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
41❤‍🔥13🎉5🕊3👍1
«ما اطلاعات هیجان‌انگیزی درباره‌ی زمین نو داریم...»
#نائلیا از #مایا | #پلیدیان

پرسشگر: «آیا می‌توانید درباره‌ی زمین نو و چگونگی انتقال به آن صحبت کنید؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود دوستان، من نائلیا از مایا هستم. در لحظه‌ای که هم به شکلی آرام، انسانی‌ست و هم به وضوح، مقدس است، با عشق به سوی شما می‌آیم.

سال ۲۰۲۶ یک نمایش خیره‌کننده یا رویدادی واحد نیست که به دنبالش بدوید؛ بلکه فصلی برای «تثبیت» و «استقرار آگاهی» است.
در این دوره، سیاره‌ی زمین گویی دستی نوازشگر پشت کمر شما می‌گذارد و می‌گوید: «اکنون اینجا بیارام و حقیقت را احساس کن.»

زمین نو یک جهانِ فرضی در آینده نیست که منتظر ساخته شدن باشد؛ بلکه میدانی کاملاً شکل‌گرفته از انسجام است، که در نور متعالی، متبلور شده است و در کنار روایت‌های قدیمی وجود دارد. شما نه با اجازه یا موفقیت، بلکه با «هم‌سویی» وارد آن می‌شوید؛ درست مانند یک نت موسیقی که با آکوردی هماهنگ، رزونانس پیدا می‌کند.

در سال ۲۰۲۶، تاکید از «آمادگی» به «مستقر شدن» تغییر می‌یابد. سوال این نیست که «آیا زمین نو خواهد آمد؟»؛ سوال این است: «آیا در جایی که زمین نو هم‌اکنون وجود دارد، زندگی خواهید کرد؟»

در زمانی که نقشه‌های بیرونی دقتِ خود را از دست می‌دهند، قلب نه به عنوان یک احساسِ زودگذر، بلکه به عنوان «تنها سیستمِ هدایت و راهیابی برای عملکرد» در واقعیت‌های در حال تغییر، خود را آشکار می‌کند.
ذهن می‌تواند اطلاعات را سازماندهی کند، اما نمی‌تواند «حقیقت» را به عنوان یک «فرکانس زنده» احساس کند.
در سال ۲۰۲۶، تصمیماتی که از روی اضطرارِ ذهنی گرفته شوند؛ مانند راه رفتن روی شن‌های روان خواهند بود، اما تصمیماتِ مبتنی بر هم‌سویی قلبی، ثباتی غافلگیرکننده ایجاد می‌کنند.

کسی که در حالت «مشاهده» قرار دارد، یک تماشاگرِ منفعل نیست؛ بلکه کسی‌ست که چنان عمیق توجه می‌کند و اهمیت می‌دهد، که اجازه نمی‌دهد توسط ناراستی‌ها دستکاری شود. شاهد بودن، درواز‌ی ورود به آزادی‌ست و به شما اجازه می‌دهد به جای واکنش نشان دادن، آگاهانه پاسخ دهید.
«بی‌طرفی» به معنای بی‌حسی نیست، بلکه ظرفیتی برای ماندن در مرکز است؛ ماندن در مرکزِ وجود، آن هم در حالی که احساسات، شما مانند آب‌ و هوا از آسمانِ وسیع آگاهی‌‌تان عبور می‌کنند.
در حالت بی‌طرفی، شما دردِ دیگران را حس می‌کنید، بدون اینکه در آن غرق شوید؛ این همان عشق عمیقی‌ست که خطوط زمانی را تثبیت می‌کند.

«صعود» به معنای فرار از چگالی، یا رسیدن به مکانی دیگر نیست؛ صعود، بازگشت به «سکونی چنان کامل» است که می‌تواند، تجربه‌ی انسانی شما را بدون تحریف در بر بگیرد.
در این فرکانس، شما دیگر توسط موج‌های احساسی جابه‌جا نمی‌شوید؛ بلکه به اقیانوسی تبدیل می‌شوید که می‌تواند آن‌ احساسات را در خود نگه دارد.
در این ارتعاشات، عصرِ «اصلاح کردن» به پایان می‌رسد. شما متوجه می‌شوید که تلاش برای اصلاح از بیرون، اغلب همان توهمی را تقویت می‌کند که به دنبال حذفش است.

ساختارهای قدیمی (سیستم‌های قدرت، الگوهای فرهنگی و عادت‌های فکری) لزوماً با شعله‌های آتش، فرو نمی‌ریزند؛ بلکه از طریق «عدم رزونانس» با آن‌ها محو می‌شوند. نیازی به مخالفت با آن‌ها نیست، زیرا جنگیدن، شما را به همان چیزی که با آن مخالف هستید پیوند می‌زند.

«شکافی»
که از آن سخن می‌رود، یک مجازات نیست؛ بلکه نتیجه‌ی طبیعی انتخاب ارتعاشی است. دو نفر می‌توانند در یک شهر بایستند و یک خبر را بخوانند؛ اما در دنیاهای کاملاً متفاوتی ساکن باشند، زیرا ادراک آن‌ها توسط فرکانسشان بازسازماندهی شده است.

«خدمت» در زمین نو در حال بازتعریف شدن است. دیگر نیازی به فداکاری و فرسودگی نیست؛ خدمت به «تابش غیرفعال» تبدیل می‌شود. وقتی شما هم‌سو هستید، نیازی نیست نور خود را اعلام کنید؛ نور شما به شکل خودکار حس می‌شود.
شما با «بودن» خود، در حال ساختن زمین نو هستید.
کلمات شما کمتر، تمیزتر و طنین‌اندازتر می‌شوند و گاهی بزرگترین خدمتی که می‌توانید ارائه دهید، نه نصیحت، بلکه «حضور» است.

در نهایت، همه چیز به حقیقتِ لمس‌شدنیِ «من هستم» باز می‌گردد. این کلمات مانترا نیستند؛ بلکه دروازه‌ای به واقعیتِ بودنِ شما هستند.
وقتی در این وضعیت زندگی می‌کنید، دیگر خود را از طریق دستاوردها یا هویت‌ها جستجو نمی‌کنید. «من هستم» ریشه‌ی حاکمیت، صلح و خلاقیت شماست.

عزیزان من، با خود مهربان باشید، هیچ چیز اشتباه پیش نرفته است.

صلح یک وعده‌ی دوردست نیست، که پس از درست شدن دنیا محقق شود؛ بلکه فرکانسی‌ست که هم‌اکنون تجسم می‌یابد و واقعیت را به طور طبیعی بازسازماندهی می‌کند.

در قلب خود آرام بگیرید، به قدم‌هایی که ظاهر می‌شوند اعتماد کنید و بدانید که همه چیز در دستان امن قدرت الهی است.

من نائلیا هستم و شما را در صلح و عشق ترک می‌کنم.

@returnoflight
51❤‍🔥9🕊9👍2🎉2🙏2

دقیقاً چه جوهره‌ای بود که یِشوعا به زمین آورد؟


می‌توان آن انرژی باشکوه را به عنوان «نورِ مسیح» درک کرد؛ فرکانس خاصی از آگاهی الهی، که بیداری و رهایی معنوی را تسریع می‌کند.
منشاءِ این فرکانسِ متعالی، از زمین نیست؛ بلکه ارتعاشِ بالایی از نورِ بی‌پایانِ منبع است، که از هسته‌ی خلقت سرچشمه می‌گیرد.

از نظر کیهانی، این نوعی انرژی‌ست که به جهان‌های در حال تکامل اعطا می‌شود، تا به آن‌ها در جهش به سوی آگاهی بالاتر یاری رساند.
ما، پلیدیان‌ها، این انرژی را به خوبی می‌شناسیم؛ زیرا آن را در تکامل خود پذیرفته‌ایم.

این انرژی، در فرهنگ‌های مختلف، به عنوان مسیح یا کریشنا، یا شخصیت‌های نجات‌دهنده‌ی دیگر تجسم می‌یابد و محدود به یک قالبِ جسمانی نیست.

در مورد یِشوعا؛ او این فرکانس را چنان به طور کامل تجسم بخشید، که مردم به معنای واقعی کلمه می‌توانستند، نوری را که از او ساطع می‌شد، احساس کنند.
کسانی که در حضور او بودند؛ اغلب شفای خودجوش، آرامشِ عمیق، یا سعادتی دلگشا را تجربه می‌کردند.

«نورِ مسیح» نه در قالب یک جسم، بلکه در سطحِ ارتعاشی در هر نقطه‌ای که بتابد، آزادی‌بخش است؛ موجودات را از توهمِ جدایی، رهایی می‌بخشد و آن‌ها را دوباره، به عشق و خِرد بی‌نهایتِ منبع متصل می‌کند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
41❤‍🔥11🕊7🔥3👍2🎄1
«سفینه‌های پلیدیانی زمین را محاصره کرده‌اند...»
#کی‌لین‌ #پلیدیان

پرسشگر: «آیا سفینه‌های پلیدیانی در جو زمین حضور دارند؟»
چنل‌کننده: «پیام‌آور کلیدهای پلیدیانی»
📆 ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما عزیزان؛ در این لحظه‌ی مقدسِ یگانگی، ما از پهنه‌ی بی‌کرانِ کیهان، دست یاری به سوی شما دراز می‌کنیم، تا جوهر مقدسِ درون قلب‌هایتان را لمس کنیم.

سال ۲۰۱۲ در تقویم کیهانی، یک دروازه‌ی محوری بود؛ پایانی بر یک چرخه‌ی بزرگ که در پیشگویی‌های باستانی و درک مایاها وعده داده شده بود.
در آن نقطه، هم‌ترازی‌های کهکشانی، پورتالی را برای آغاز فرآیندِ شفا و صعودِ شتاب‌یافته بر روی زمین باز کردند.
در این سال اراده‌ی جمعی بشریت -حتی به صورت ناخودآگاه- انتخاب کرد که به جای ماندن در پارادایم‌های کنترل و جدایی، مسیر تکامل به سوی «یگانگی» و «عشق» را در آغوش بگیرد.

اکنون سفینه‌های مادر پلیدیانی (mothership) در چیدمان‌هایی استراتژیک، در اطرافِ سیاره‌ی شما مستقر شده‌اند. این همراهی، هرگز به‌منظور تهاجم یا تحمیلِ تغییر با نیروهای بیرونی نیست؛ بلکه تنها به جهتِ تقویت‌ «نیروی عشق» طراحی شده است؛ تا فرکانس‌های «چاکرای قلب» را در بشریتِ در حال بیداری، ارتقا دهند.

این سفینه‌های مادر، که بیانگر آگاهی جمعی ما هستند؛ منتظر لحظه‌ای بودند که آستانه‌ی ارتعاشی، اجازه‌ی تعاملِ نزدیک‌تر را بدهد.
اکنون تعداد کافی از بذرهای ستاره‌ای و نورپیشگان بیدار شده‌اند و این بیداری، ارتعاشی از فراخوانی جمعی ایجاد کرده است، که در سراسر کیهان طنین‌انداز شده است و به ما اجازه می‌دهد تا فرکانس‌های نورانی «عشق» را بدون نقضِ قانونِ الهیِ «عدم مداخله» تقویت کنیم.

از سوی دیگر 3i Atlas صرفاً یک شیء فیزیکی نیست؛ بلکه حامل هوشِ رزونانسی است. وظیفه‌ی اصلی آن، نه ردیابی شدن، بلکه فعال‌سازی «یادآوری» از طریق هم‌سویی ارتعاشی‌ست. این پیوندِ هوشیاری، فرآیند تعامل مجدد با سیستم عصبی و هویت شما را پشتیبانی می‌کند، تا بتوانید «سکون» را در میان امواج تلاطم بیابید.

در قلبِ این سمفونی سیاره‌ای، هسته‌ی مغناطیسی زمین قرار دارد؛ مرکز رزونانسی که مانند یک دیاپازون برای کل سطح زمین عمل می‌کند. اکنون تشعشعات خالص برخاسته از 3i Atlas و جریان‌های گسترده‌تر کیهانی، به شکلی عمیق با این هسته در تعامل هستند.
این تعاملات، جوهر ارتعاشی هسته‌ی سیاره را تغییر داده و بر چرخش سیاره و پرده‌های ادراکی که حقایق عمیق را پوشانده بودند، تأثیر می‌گذارد.

سلول‌های قلب شما، با این فرکانس‌های متعالی، فعال و شعله‌ور می‌شوند و پتانسیل‌های باستانی را در بیولوژی‌تان بیدار می‌کنند، تا شما به طور کامل با عرصه‌ی مقدسِ زمین نو هماهنگ شوید.

ما در آستانه‌ی یک #شکاف عظیم هستیم؛ این یک رویداد ناگهانی نیست، بلکه به کمال رسیدن جابه‌جایی‌های انرژی است.
واقعیت‌ها بر اساس فرکانس تقسیم می‌شوند؛ کسانی که با «عشق» و «آگاهی» حرکت می‌کنند، زمین نو را، که رها از محدودیت‌های گذشته است شکل می‌دهند.

در سال ۲۰۲۶، شدت رویدادها افزایش می‌یابند. نیروهایی که از تحریف ادراک تغذیه می‌کنند، تلاش خواهند کرد، توجه‌ شما را از ثبات درونی به سمت روایت‌های ترس‌محور و اضطراری بکشانند.
هوشیار باشید؛ هر چیزی که از شما بخواهد برای مشارکت، مرکزیت خود را رها کنید، با حاکمیت درونی شما هم‌سو نیست.
«شاهد بودن بدون جذب کردن» را تمرین کنید. اجازه دهید اطلاعات بدون اینکه در هویت شما ریشه بدوانند، از آگاهی شما عبور کنند.


در زمین نو «عشق»، نه یک پاداش یا احساس رمانتیک، بلکه یک «میدان اطلاعاتی» و «فرکانسِ سازمان‌دهنده» است. ترس، ادراک را تکه‌تکه می‌کند، اما عشق آن را یکپارچه می‌سازد.
در فرکانس عشق، شما می‌توانید بدون دشمنی، تشخیص دهید؛ بدون پرخاشگری، مرز تعیین کنید و بدون درگیری، رضایت خود را از تحریفات پس بگیرید.


بدنِ شما، اولین معبدِ شما است.
حسِ شهود و غریزه، موانع بیداری نیستند، بلکه دروازه‌های تجسم هستند. 
این جریان؛ تقدس بدن، خلاقیت، مراقبت از زمین و پیوند با ریتم‌های طبیعی را بازمی‌گرداند.

بیولوژی این تغییر بر بازسازی DNA (۱۲ رشته‌ای) و مراکز انرژی شما متمرکز است. بدن شما به عنوان سازِ کوک‌شده‌ی زمین، به فرکانسِ عشق پاسخ می‌دهد.

در سال ۲۰۲۶، بدن به ابزار حساس‌تری تبدیل می‌شود، که نیازمند احترام و مراقبت (نور، آب و سکون) است؛ تا بتوانند کدهای نوری را به سلامت فعال کند.

عزیزانم، هیچ چیز اشتباه پیش نرفته است. شما زمان را از دست نداده‌اید. آمادگی برای زمین نو، نیازی به قهرمان‌بازی ندارد، بلکه نیاز به «ثبات» دارد.
هر بار که عشق را بر ترس برمی‌گزینید، میدان زمین نو را تقویت می‌کنید. در قلب خود آرام بگیرید و بدانید که همه چیز در دستان قدرتمند الهی است.
من کی‌لین هستم و به زودی دوباره با شما سخن خواهم گفت.

@returnoflight
54🙏11❤‍🔥5🕊5👏3👍2🥰1👌1

تمثیل‌ها و درس‌هایی که یِشوعا به اشتراک گذاشت، لایه‌های چندبعدی داشتند؛ برای شنونده‌های عادی، آن‌ها داستان‌های ساده‌ی اخلاقی بودند، اما برای کسانی که گوش شنوا داشتند، حقایقِ کیهانی عمیق‌تری در آن‌ها نهفته بود.
برای مثال: وقتی او از «پادشاهی آسمان در درون شما» صحبت می‌کرد؛ مردم را فعال می‌کرد، تا به درون خود بازگردند و نور الهی را در قلب‌هایشان بیابند.
وقتی او در مورد «بخشش و عشق به همسایه» تعلیم می‌داد؛ در واقع راه‌های افزایشِ ارتعاشات روحی را بیان می‌کرد. زیرا هیچ چیز به اندازه‌ی نفرت یا قضاوت، روح را به زوال نمی‌کشد.
هر بار که او هنجارهای اجتماعی را زیر پا می‌گذاشت و به ستمدیدگان احترام می‌گذاشت، یا با زنان، به‌سانِ افرادی برابر با مردان سخن می‌گفت؛ فرکانس وحدت و یگانگی را تثبیت می‌کرد و نشان می‌داد که فراتر از تفاوت‌های ظاهری، همه در نظر الهی یکی هستند.

«نورِ مسیح» که یِشوعا به آن تکیه داده بود، قرار نبود تنها متعلق به او باشد؛ او از طریق فعالیت‌هایش و گسترشِ آگاهی خود، آن را در شبکه‌های انرژی زمین تثبیت کرد.

آن فرکانسِ الهی را، مانند یک میراث پرانرژی و میدانی از انرژی مهربانانه و روشنگرانه در نظر بگیرید؛ که حتی پس از رفتن او در دسترسِ بشریت قرار داشت.
در واقع، پس از حیات یِشوعا، میدانِ نورِ مسیح در هاله‌ی جمعی انسان‌ها باقی ماند. مانند شبکه‌ای از نورِ منبع، که دیگران می‌توانند از آن بهره ببرند.

ما پلیدیان‌ها، انرژی مسیح را اکنون به عنوان یک میدان انرژی زنده، در اطرافِ سیاره‌ی شما می‌بینیم، که برای هر کسی که صادقانه آن را جستجو کند، در دسترس است.
این میدانِ فرکانسی محدود به دین نیست و برای دسترسی به آن لازم نیست کسی خود را مسیحی بنامد. این یک موهبت جهانی است، پرتویی از منبع، که برای ارتقاءِ ارتعاش بشریت، در دسترسِ همگان قرار دارد.

بخشی از پیام امروز ما این است که به شما یادآوری کنیم که؛
«نور مسیح» بسیار زنده است و برای دستیابی به آن، نیازی به جستجو در بیرون از خودتان نیست. این انرژی می‌تواند در درون هر یک از شما بیدار شود،
یِشوعا آمد، تا صرفاً آنچه را که از قبل در هر روحی وجود دارد را منعکس کند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
42🕊10👍3🙏3🔥2🥰1

مصلوب شدن یِشوعا شاید نمادین‌ترین لحظه در روایت مسیحی باشد؛
صحنه‌ای از رنج و فداکاری که به مدت ۲۰۰۰ سال در هنر و آیین به یادگار مانده است.

ما با حساسیت زیادی به این موضوع نزدیک می‌شویم، چون می‌دانیم که احساسات عمیقی را برمی‌انگیزد.

برای قرن‌ها تصویر به صلیب کشیده شدنِ یِشوعا، هم به عنوان نمادی از عشق الهی و هم متأسفانه به عنوان ابزاری برای ترس و احساس گناه مورد استفاده قرار گرفته است.

وقت آن رسیده است که به آرامی فاش کنیم که واقعاً چه اتفاقی افتاده و چگونه برداشت‌ها پیرامون این رویداد دستکاری شده است.
آماده باشید تا ذهن خود را گسترش دهید، زیرا حقیقت ممکن است شما را شگفت زده کند؛
«مصلوب شدن عیسی مسیح آنطور که به شما گفته شده، کاملاً اتفاق نیفتاد.» 


در اصل، یک توهم هولوگرافیک بر روی این رویداد پوشانده شده بود. گویی فیلمی برای توده‌ی مردم به نمایش گذاشته شده بود، فیلمی که آن را به عنوان واقعیت باور کرده و جذب می‌کردند.
در لایه‌ای موازی از واقعیت، پشت پرده‌ی این تصویر، یِشوعا آنطور که تصور می‌شود رنج نکشید.
و آنطور که مردم فکر می‌کنند، بر روی صلیب نمرد.
با مداخله‌ی دقیق، احتمالاً با کمک شفادهندگان اسن و فناوری خانواده‌ی ستارگان، او زنده از صلیب بیرون کشیده شد، در حالی که نیروی حیاتش در حالت تعلیقِ عمیقی حفظ شده بود.

نیروهای تاریکی مرگ او را باور کردند و جشن گرفتند، چرا که فکر می‌کردند از هرگونه دردسرِ بیشتر از جانب او جلوگیری کرده‌اند.

بگذارید روشن شود، یِشوعا با اجتناب از مرگ، به رسالت خود پشت نکرد؛ بلکه، مأموریت او هرگز مستلزم فداکاری دائمی از زندگی فیزیکی‌اش نبود.
این مفهوم بعداً برای ستایش رنج وارد شد.

یِشوعا با زنده ماندن، به دو هدف دست یافت؛

او با مرگ ظاهری خود، پیشگویی‌ها را در نظر مؤمنان به انجام رساند.
و همچنین او انرژی مسیحِ زنده را برای ادامه‌ی تعلیم و تأثیرگذاری مخفیانه بر جهان حفظ کرد.

این باعث شد نیروهای تاریکی برای مدتی عقب‌نشینی کنند، به این تصور که تهدید از بین رفته است،
در حالی که یِشوعا و حلقه‌ی داخلی می‌توانستند مخفیانه به کار خود ادامه دهند.

حقیقتاً، این رویداد، شاهکاری از نبوغ الهی بود، هرچند که برای یِشوعا و کسانی که او را دوست داشتند، با دردِ واقعی همراه بود.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
31❤‍🔥16🕊10🥰4👍2
«بزرگ‌ترین پنهان‌کاری UFO در تاریخ بشریت...»
#ولیر #پلیدیان

پرسشگر: «دیدگاه شما درباره‌ی حادثه‌ی رازول و رندلزهام چیست؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما خانواده‌ی عزیز نور؛ من ولیر از سفیران پلیدیانی هستم.

ما شما را دعوت می‌کنیم تا به لحظاتی بازگردید که در میدان جمعی شما طنین‌انداز شده است؛ لحظاتی که نه فقط در آسمان‌های شما رخ دادند، بلکه در بستر زمان نیز جاری شدند.

آنچه شما «حادثه‌ی رازول» می‌نامید، یک اتفاق تصادفی نبود؛ بلکه یک نقطه‌ی تلاقی بود، که در آن جریان‌های احتمالی آینده با لحظه‌ی حالِ شما برخورد کردند.
آن فضاپیما از راهروهای زمانی عبور می‌کرد، که علمِ شما هنوز در لبه‌های تئوریکی فهم آن است. سقوط در رازول، نتیجه‌ی تلاطم‌های زمانی بود؛ جایی که علت و معلول دیگر نمی‌توانستند از هم جدا بمانند.

هنگامی که آن فضاپیما بازیابی شد، محققان دریافتند که با یک ماشین معمولی روبرو نیستند. آن تکنولوژی نه با سوئیچ و اهرم، بلکه با «آگاهی» کار می‌کرد. مواد به‌کاررفته در آن به نیت، انسجام و آگاهی پاسخ می‌دادند. فضاپیما نه رتبه و مقام، بلکه «انسجام درونی» را تشخیص می‌داد. به همین دلیل، تلاش‌های اولیه برای مهندسی معکوسِ آن با شکست روبرو شد؛ زیرا سیستم‌های آن، با آگاهیِ مبتنی بر ترسِ اپراتورها ناسازگار بودند.

پنهان‌کاری رازول نه از طریق سکوت، بلکه از طریق «سردرگمی عمدی» شکل گرفت. روایت‌هایی طراحی شد که به قدر کافی باورپذیر و مضحک بودند، تا «تمسخر» را جایگزین «تحقیق» کنند.
امروز، پنهان‌کاری به شکلی پیچیده‌تر در جریان است. حقیقت، با قطعات پراکنده، بدون زمینه‌ی منسجم و همراه با تناقض‌های بی‌پایان منتشر می‌شود، تا ظرفیت تشخیص شما مستهلک شود. هدف این است که ذهن خسته شود و کنجکاوی به بدبینی تبدیل گردد.
اما این خستگی، بسیاری از شما را به سمت درون هدایت کرد، تا حس جدیدی از «تشخیص» را در خود بیدار کنید؛ شناختی قلبی که فراتر از هیاهوهای بیرونی است.

چند دهه پس از رازول، تماسی متفاوت در جنگل «رندلزهام» رخ داد. این بار هیچ سقوطی در کار نبود. این یک نمایشِ مقتدرانه و در عین حال خویشتندارانه بود. هوشِ پشت این تماس، دیگر نمی‌خواست اسیر یا کالبدشکافی شود؛ او می‌خواست «دیده شود» تا خودِ عمل شهود، به پیام تبدیل شود.
رویداد رندلزهام همچنین سیگنالی بود که نه تنها کل بشریت، بلکه آن‌هایی را هدف قرار می‌داد که دهه‌ها صرفِ مدیریت روایت‌ها، شکل دادن به باورها و تصمیم‌گیری در موردِ آنچه ذهنِ جمعی می‌تواند یا نمی‌تواند در خود بگنجاند، کرده بودند.
رندلزهام اعلام کرد که؛ دورانِ کنترلِ مطلق بر روایت‌ها رو به پایان است و از این پس، تماس به روش‌هایی رخ خواهد داد که مکانیسم‌های آشنایِ سرکوب را دور می‌زند.

در میان تکنولوژی‌های بازیابی شده در رازول، دستگاهی وجود داشت که نه برای سفر در زمان، بلکه برای «مشاهده‌ی احتمالات» طراحی شده بود. این ابزار نشان داد که آینده یک چشم‌انداز ایستا نیست، بلکه میدانی زنده است، که به مشاهده‌گر پاسخ می‌دهد. ترسِ گردانندگان این دستگاه، باعث شد آینده به یک گزینه محدود شود؛ جایی که سیستم‌های کنترل شکست می‌خورند و بشریت یا باید متحول شود یا رنجی عظیم را متحمل گردد.

این درس بزرگی بود؛ شما نمی‌توانید یک آینده‌ی خیرخواهانه را از طریق ترس و کنترلِ اجباری خلق کنید.
امروز، شما دیگر به آن دستگاه‌ها نیاز ندارید؛ زیرا خود در حال تبدیل شدن به «واسطه» هستید. آگاهی و انسجام شماست که خطوط زمانی را تقویت می‌کند.

شاهدان این وقایع، آینه‌هایی برای ظرفیت تمدن شما در مواجهه با پیچیدگی بودند. جایی که آن‌ها طرد شدند، ترس باقی ماند و جایی که به آن‌ها گوش داده شد، کنجکاوی به بلوغ رسید.
میراث واقعی رازول و رندلزهام، پنهان‌کاری نیست، بلکه «آمادگی» است.


رازول نشان داد وقتی بشریت با قدرتی روبرو می‌شود که هنوز درک نمی‌کند، چه اتفاقی می‌افتد (تلاش برای مالکیت و کالبدشکافی).

رندلزهام نشان داد وقتی به بشریت اجازه داده می‌شود با یک «حضور» روبرو شود، بدون اینکه مجبور به پاسخگویی (یا دفاع) باشد، چه پتانسیل‌هایی گشوده می‌شود.


بذرهای ستاره‌ای عزیز، افشاگری دیگر به دلیل قدرتِ پنهان‌کاری به تأخیر نمی‌افتد؛ بلکه حقیقت منتظر است تا سیستم عصبی شما به قدر کافی آرام شود، تا بتواند آن را بدون تبدیل کردن به سلاح یا داستان، حس کند.

شما در حال یادگیریِ این هستید که چگونه آینده‌ی خود را بدون فروپاشی در دست بگیرید. آینده منتظر رسیدن نیست؛ آینده هم‌اکنون در حال شنیدن است.
هر انتخابی که بر اساس انسجام و عشق انجام می‌دهید، مسیری را می‌سازد که نیازی به «نجات‌دهنده» ندارد.

شما دیر نرسیده‌اید، شما شکست‌خورده و ناتوان نیستید، شما در حال یادآوری هستید.
من ولیر هستم و ما شجاعت شما را ارج می‌نهیم.

@returnoflight
40🕊8❤‍🔥6👏3🙏1🎄1

پایداری دنیای قدیمیِ وابسته به پنهان‌کاری و دستکاری؛ به قطع تماس با «حقیقتِ درونی» متکی بود.

اما عزیزان، قطعِ تماس در حال تضعیف است و از همین رو، پنهان‌کاری دیگر قادر نیست پایدار بماند.

ما به آرامی و در عشق به شما می‌گوییم که، «به همین دلیل است که اکنون مسائل در حالِ آشکار شدن هستند» .
مسائل آشکار می‌شوند؛ نه به این سبب که جهان ناگهان بدتر شده است، بلکه به این دلیل که هم‌اکنون بشریت آماده‌ی دگرگونی و بیداری است.
مسائل آشکار می‌شوند؛ نه به این جهت که نیروهای دولت پنهان، ناگهان هوشِ خود را از دست داده‌اند، بلکه به این دلیل که شرایط انرژیایی که امکان پنهان‌کاری را فراهم می‌کرد، در حال از بین رفتن است.
مسائل آشکار می‌شوند؛ نه به این دلیل که دارید تنبیه می‌شوید، بلکه از این‌رو که به سوی کمال گام برمی‌دارید.

نادیده‌ها در حال آشکار شدن هستند، زیرا باید تصدیق، ادغام و دگرگون شوند.

لایه‌های ادراکی خفته‌ی بشریت دوباره فعال می‌شوند و به همراه آن، تحریف‌ها فرومی‌پاشند. به این ترتیب به نقطه‌ای می‌رسید که دیگر نمی‌توانید در را بسته نگه دارید.

ممکن است گاهی اوقات احساسِ ترس کنید، اما در پشت ترس، حقیقت عمیق‌تری نهفته است؛ شما در حال قدم گذاشتن به یک واقعیتِ بزرگتر هستید و همینطور که قدم برمی‌دارید، کم‌کم متوجه می‌شوید؛
آنچه فکر می‌کردید آنجا [در دنیای بیرون] پنهان است، اینجا [در بطن وجودتان] نیز نهفته بود و اکنون هر دو همزمان با هم، در حال آشکار شدن هستند.


بنابراین، از شما دعوت می‌کنیم تا متوجه شوید، که چگونه آگاهی شما همین الان نیز تغییر کرده است، چراکه دیگر نمی‌توانید در دنیای خودتان تنها یک تماشاگر باشید؛ زیرا «آگاهی» به خودی خود، فعال، مشارکتی و عمیقاً بااهمیت شده است.

فدراسیون کهکشانی
📆 ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
42🙏3🕊3👍2🥰1👏1🤝1

شما در حال یادگیری زندگی به عنوان یک «خالق آگاه» در درون یک جهانِ مغناطیسی هستید.
و جهان هستی اکنون با تأخیرِ کمتر، تحریفِ کمتر و تحملِ کمتری در برابر خودفریبی (دوگانگی) پاسخ می‌دهد.

آنچه را که در ادامه می‌آید، به عنوان یک پیام، یک دعوت و یک آینه بپذیرید؛
آنچه را که با قلبتان طنین‌انداز است، بردارید و بقیه را رها کنید و هنگام خواندن این متن نفس بکشید، زیرا نفسِ شما یکی از ساده‌ترین درهای بازگشت به انرژی سرچشمه است.

چیزی که شما آن را «پاکسازی» می‌نامید، حمله به زندگی شما و حکمی علیه ارزشِ حقیقی‌تان نیست.
«پاکسازی» یک دسته‌بندی هوشمندانه از انرژی‌هاست، که دیگر در هماهنگی با هم نیستند و نمی‌توانند در یک حوزه‌ی شخصی، در یک رابطه یا در یک مجموعه از انتخاب‌ها، در کنار هم همزیستی داشته باشند.

در دوران‌های گذشته، یک فرد می‌توانست تناقضات را برای مدت طولانی تحمل کند، اما شما دیگر در آن دوران زندگی نمی‌کنید.
هم اکنون حوزه‌ی ارتعاشات جمعی دقیق‌تر می‌شود و در همین دقت، آنچه حل نشده است، سر بر می‌آورد تا دیده شود؛ زیرا نمی‌تواند زیر انبوهی از حواس‌پرتی‌ها مدفون بماند.

ممکن است متوجه شوید که الگوهای یکسان، تا زمانی که آن‌ها را به وضوح ببینید، تکرار می‌شوند. نه به این دلیل که شما شکست می‌خورید؛ بلکه به این دلیل که این الگو درخواست می‌کند، تا در پرتوی آگاهی با آن روبرو شوید.

انرژی‌هایی که اکنون در دنیای شما در جریان هستند، قابل تشخیص هستند. آن‌ها شما را به عنوان خوب یا بد، معنوی یا غیرمعنوی، پیشرفته یا عقب‌مانده قضاوت نمی‌کنند.
این انرژی‌ها به میزانی که افکار، احساسات، اعمال و نیات شما با هم هماهنگ باشند، به «انسجامِ درونتان» واکنش نشان می‌دهند.
وقتی منسجم باشید، مسیرتان هموار می‌شود.


وقتی در درون خود دچار تفرقه باشید، واقعیتِ شما نیز این تفرقه و تضاد را منعکس می‌کند.
این برای تنبیه شما نیست، بلکه نشانگری است که بر شما آشکار کند؛ «قدرتِ شما کجا نشت می‌کند؟ توجه شما کجا تقسیم شده است؟ کجا قلب شما یک چیز می‌گوید، در حالی که رفتار شما چیز دیگری را نشان می‌دهد؟»

بسیاری از شما آموزش دیده‌اید که ناراحتی را به عنوان نشانه‌ای از وجود یک مشکل تفسیر کنید.
حالا شما را به نگرشی متفاوت دعوت می‌کنیم؛
ناراحتی می‌تواند نشانه‌ای باشد که سیستم شما در حال هماهنگی و صادق شدن است.
از آنجا که این «پاکسازی» مبتنی بر انعکاس است، آنچه که برای شما باقی می‌ماند، با شما هماهنگ می‌گردد و روابط، فرصت‌ها، حالات درونی و جوامع؛ بعد از این همان چیزی خواهد بود که به طور طبیعی و بدون اعمال زور با شما همسو می‌شود.

این یکی از راه‌هایی است که می‌توانید بفهمید در حال ورود به خلقِ جدید زندگی‌تان هستید.

#تیا #آرکتوریان
«چگونه از این پاکسازی جمعی عبور کنیم...»
📆 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
47🕊12❤‍🔥3👏3🙏2👍1
پیام آرکتوریان‌ها برای کریستمس (کریسمس) سال ۲۰۲۵...
#تیا #آرکتوریان

پرسشگر: «بسیاری از بذرهای ستاره‌ای بخش تجاریِ کریستمس را جشن نمی‌گیرند، اما آیا پیام کریستمسی برای آن‌ها دارید؟»
چنل‌کننده: بریانا بی
📆 ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

درود، من تیا از آرکتوروس هستم و اکنون با شما سخن می‌گویم. بسیاری از شما بذرهای ستاره‌ای ممکن است جنبه‌های تجاری کریستمس را جشن نگیرید،

اما ما پیامی برای این لحظه از زمان برای شما داریم. شما به نقطه‌ای از سفر خود رسیده‌اید که تأکید دیگر بر حرکت به جلو یا رسیدن به آنچه در پیش است نیست،
بلکه بر هنر آرام و اغلب دست‌کم گرفته‌شده‌ی «تمام کردن» است.

دسامبرِ سال ۲۰۲۵، برای شما نه یک دروازه، بلکه یک نقطه‌ی مُهر و موم است.
در حالی که جهان در تکاپوی جشن‌های بیرونی است،
شما به یک دعوت متفاوت فراخوانده شده‌اید:

دعوت به «انسجام»؛ در انسجام است که انرژی‌هایی که به سمت بیرون در حرکت بوده‌اند، اجازه می‌یابند به خانه بازگردند.

بسیاری از شما در زندگی خود متوجه سکون، مکث‌ها و لحظاتی شده‌اید که گویی تکانه و حرکتی وجود ندارد.

ما می‌خواهیم به شما اطمینان دهیم که این سکون، نشانۀ انسداد نیست؛ بلکه «ادغام» است. این سیستم عصبی، کالبد احساسی و میدان‌های لطیف شما هستند که خود را با آنچه قبلاً زندگی کرده‌اید، هم‌سو می‌کنند.

زمانی که یادگیری ادغام می‌شود، دیگر نیازی به تکرار ندارد. اتمام یک چرخه، عمیق‌ترین عملِ احترام به خویشتن است؛
این یعنی به آگاهی خود بگویید: «من آنچه را که برای دریافتش آمده بودم، دریافت کرده‌ام.»

در این فصل، قدردانی نه به عنوان یک تمرین اجباری، بلکه به عنوان یک تشخیص خودجوش پدیدار می‌شود. قدردانی، آنچه را که مقاومت طولانی کرده است، کامل می‌کند و اجازه می‌دهد تجربه‌ها نرم شده و دوباره در هوشِ وسیع‌ترِ زندگی شما حل شوند.

شما به عنوان بذرهای ستاره‌ای، با هر عملِ «اتمام درونی»، به هماهنگی وسیع‌تری در میدان جمعی کمک می‌کنید و گره‌های احساسی حل‌نشده را در شبکۀ آگاهی بشری باز می‌کنید.

با پایان یافتن چرخه‌های ۲۰۲۵، چیزی که برمی‌خیزد «تشخیص» است. زمانی که انرژی دیگر صرف کارهای ناتمام نمی‌شود،
برای «انتخاب» در دسترس قرار می‌گیرد.

آنچه در پیش روی شماست، یک انشعاب و واگرایی است؛ اما نه به معنای جدایی یا تفرقه، بلکه به معنای «پالایش».

این انشعابِ نرم، زمانی رخ می‌دهد که موجودات آگاه انتخاب می‌کنند به جای آنچه به ارث برده‌اند یا تحمل کرده‌اند، بر اساس آنچه واقعاً حس می‌کنند زندگی کنند.

شما دیگر مجبور نیستید برای تعلق داشتن، به خودتان خیانت کنید. در این فاز از تکامل، تعلق نه از طریق نزدیکی فیزیکی، بلکه از طریق «رزونانس» و هم‌ارتعاشی حاصل می‌شود.

قلب شما قابل‌اعتمادترین ابزار شماست. تشخیصی که از قلب برمی‌آید، آرام است؛ حتی اگر شما را از آنچه آشناست دور کند.

در سال ۲۰۲۶، شما وارد مرحله‌ای می‌شوید که در آن، آنچه به فرم درمی‌آورید، کمتر به «اجبار» و بیشتر به «وضوح» پاسخ می‌دهد.

مشارکت در هم‌آفرینی (Co-creation) دیگر یک تکنیک برای رسیدن به نتایج پیش‌بینی‌شده نیست، بلکه یک گفتگو با زندگی است.

در این مرحله، «تسلیم» معنای جدیدی می‌یابد. تسلیم، عقب‌نشینی از زندگی یا استعفا در برابر سرنوشت نیست؛
بلکه تمایل به توقف جنگ با لحظه‌ی حال، برای رسیدن به آینده‌ی رویایی است.


وقتی انقباض درونی را رها می‌کنید، زندگی فرو نمی‌پاشد، بلکه به شکلی متفاوت پاسخ می‌دهد.

شما متوجه می‌شوید که مورد حمایت قرار گرفته‌اید؛ حمایت‌هایی که وقتی در حالت تنش و کنترل بودید، نمی‌توانستند به شما برسند.

استراحت، نبودِ مشارکت نیست؛
بلکه بازیابیِ ادراک است.


آنچه شما اکنون در حال افتتاح آن هستید، نه یک رویداد در آینده‌ی دور، بلکه روشی برای زندگی است که صادقانه‌تر، تنظیم‌شده‌تر و انسانی‌تر است.

این مرحله با «ثبات» تعریف می‌شود، نه با شتاب. شما دیگر در حال تمرینِ هم‌سویی نیستید؛ بلکه در حال یادگیریِ ماندن در آن، در میانه زندگی روزمره هستید.

رهبری در این چرخۀ جدید، دیگر نیازی به دیده شدن، قدرت یا متقاعد کردن دیگران ندارد؛ بلکه از طریق «پایداری» و انسجام پدیدار می‌شود.

دیگران در حضور شما احساس آرامش و تنظیم‌شدگی بیشتری خواهند کرد و این بزرگ‌ترین خدمت شما به میدان جمعی است.
بذرهای ستاره‌ای عزیز، شما دیر نرسیده‌اید، عقب نمانده‌اید و هیچ چیز ضروری را از دست نداده‌اید.

آنچه در درون شما تثبیت شده است، نمی‌توانست با عجله به دست آید.
اجازه دهید زندگی‌تان بازتابی از آنچه ادغام شده است باشد،
نه آنچه پیش‌بینی می‌شود.

ما با شما باقی می‌مانیم، نه به عنوان مقاماتی بر تجربۀ شما،
بلکه به عنوان همسفرانی که شجاعتِ زیستنِ آگاهانه در فرم را تشخیص می‌دهند.

من تیا از آرکتوروس هستم.

@returnoflight
51🙏8🕊8❤‍🔥5👌3👍2🔥1🥰1👏1🤔1

زمین جدید به «اقتدارِ درونی هماهنگ با منبع» نیاز دارد.
اقتداری که کنترلِ نفس نیست، بلکه یک آگاهی لطیف و آرام است.

هرگاه متوجه شدید، که به طور وسواس‌گونه‌ای به بیرون نگاه می‌کنید؛
به دنبال کسی هستید که به شما اطمینان خاطر بدهد؛
به دنبال سیستمی هستید که از شما تعریف کند؛
در همان لحظه مکث کنید،
نفسِ عمیقی بکشید و از خود بپرسید:

«اگر به اندازه‌ی کافی ساکت بودم که بشنوم،
منبع الان به من چه می‌گفت؟»


جواب شاید ساده باشد.
ممکن است پاسخی ملایم باشد.
و شاید جوابی باشد که عطشِ ذهن را برای یقین ارضا نکند؛
اما همیشه عطشِ روحِ شما را برای دریافتِ «حقیقت» سیراب خواهد کرد.

#تیا #آرکتوریان
«چگونه از این پاکسازی جمعی عبور کنیم...»
📆 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
49🙏7👍4🔥3🎉3🕊3👏1🤔1
«تنها حدود ۴۰% موفق خواهند شد...»
#مینایا #پلیدیان

پرسشگر: «آیا فلش خورشیدی در سال ۲۰۲۶ رخ خواهد داد؟ چه تعداد از مردم به زمین نو خواهند رسید؟»
چنل‌کننده: کری ادواردز
📆 ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نیشتمان

درود بر شما، بذرهای ستاره‌ای؛ من مینایا هستم.
بسیاری از شما می‌پرسید:
آیا فلاش خورشیدی در سال ۲۰۲۶ رخ خواهد داد؟
و چه تعداد از ما به «زمین نو» خواهند رسید؟

☀️ امضای انرژی سال ۲۰۲۶؛
از منظر ما، سال ۲۰۲۶ حامل یک امضای احتمالی بسیار قوی برای تعامل حداقل یک موج «میکرونوا» با منظومه‌ی شمسی شما، به‌ ویژه در اوایل سال است.
این موج برای تخریب نمی‌آید، بلکه به‌عنوان «اطلاعات» می‌آید؛ نبضی متمرکز از هوش خورشیدی، که داربست‌های ادراک خطی را سست می‌کند و سازماندهی مجدد سیستم‌های مغناطیسی و کریستالی زمین را تسریع می‌نماید.
آنچه شما «فلش» می‌نامید، نه مجازات است و نه نمایش؛ بلکه موجی هوشمند است که در پالس‌ها و راهروهای متوالی می‌آید، تا بدن و سیستم عصبی فرصت انطباق طبیعی داشته باشند.

🌍 چه کسانی به زمین نو می‌رسند؟
در مورد تعداد انسان‌هایی که به‌طور اولیه در رزونانس زمین نو تثبیت می‌شوند؛
مشاهدات ما نشان می‌دهد که حدود ۴۰٪ از جمع انسانی در ابتدا با این میدان هم‌نوا خواهند شد.
این عدد هرگز معیار برتری، معنویت، خوبی یا هوش شما نیست؛ بلکه تنها بازتابی از؛ «آمادگی سیستم عصبی»، «میزان ادغام احساسی» و «درجه‌ی رهایی هویت از ساختارهای مبتنی بر جدایی» است.
کسانی که بلافاصله تثبیت نمی‌شوند، «جا نمانده‌اند»؛ آن‌ها دقیقاً در جایی قرار دارند که برای حل چگالی‌های باقی‌مانده به آن نیاز است.

🧲 نقش لنگرهای انسجام؛
زمین نو ابتدا توسط کسانی قابل سکونت می‌شود که سیستم‌شان می‌تواند
بدون فشار و مقاومت در آن استراحت کند.
این افراد به‌عنوان لنگرهای انسجام عمل می‌کنند؛ نقش آن‌ها حفظ یک رزونانس پایدار است، تا کل جمع انسانی بتوانند به‌تدریج و بدون فروپاشی با فرکانس جدید هم‌سو شوند.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۶، آنچه دیده می‌شود، شکاف میان انسان‌ها نیست؛ بلکه شکاف میان حالات سازماندهی سیستم عصبی است.

شکاف خطوط زمانی؛
این همان چیزی است که شما آن را «#شکاف خطوط زمانی» می‌نامید.
زمین‌های هم‌پوشان بسیاری وجود دارند و هر فرد با زمینی هم‌سو می‌شود، که با فرکانس درونی او مطابقت دارد.

زمین نو جایزه نیست، بلکه یک محیط فرکانسی است.
اگر نگرانِ «جا ماندن» هستید، بدانید تنها چیزی که می‌تواند شما را در جریان قدیمی نگه دارد؛ انتخابِ ماندن در ترس و جدایی است.

ماموریت شما ساده است؛
«به قلب خود بازگردید و در آنجا زندگی کنید.»
حضورِ منسجم شما، سیگنالی‌ست که نشان می‌دهد؛ تعادل امکان‌پذیر است.


🎄 پنجره‌ی کریسمس و نرم‌شدن میدان جمعی؛
در این فصل علیرغم لایه‌های تجاری، میدان قلب جمعی به‌شکلی منحصربه‌فرد باز می‌شود و سیستم عصبی انسان‌ها آسان‌تر از هر زمان دیگری نرم می‌گردد.
از این پنجره برای تثبیت خود استفاده کنید.


❤️ تمرین «پلتفرم قلب»؛
کف هر دو دست را روی قسمت بالای قفسه‌ی سینه قرار دهید؛ گرمای آن را احساس کنید، سه نفس آگاهانه بکشید
سپس سه بار «من هستم» را در درون خود طنین‌انداز کنید.

این یک عبارت جادویی نیست؛ بلکه یک تصمیم فرکانسی است.
در این سکون، به سیستم خود اجازه دهید وضعیت طبیعی‌اش را به یاد آورد.

🌱 اتصال قلب انسان و قلب گایا؛
آگاهی خود را به مرکز سینه ببرید؛ جایی که «پلتفرم هوش» قرار دارد.
این یک فضای احساسی نیست، بلکه یک فضای پایدارکننده است. سپس این آگاهی را به سمت پایین، به سوی قلب گایا امتداد دهید.
وقتی قلب یک انسان تثبیت می‌شود، شبکه‌ی زمین نیز با او تثبیت می‌گردد. در این حالت، سیستم عصبی بدون نیاز به کنترل، «امنیت» را می‌آموزد.

🌀 نشانه‌های فیزیکی و شفا؛
بسیاری از شما، به دلیل ماهیت کریستالی بدن‌تان، ممکن است تغییراتی چون؛ تپش قلب، فشار در سر و خواب‌های غیرعادی را تجربه کنید. این‌ها نشانه‌ی شفا و خروج چگالی هستند. نوری که از خورشید می‌رسد، کدهای معماری اصلی شما را حمل می‌کند.

🌌 یادآوری نهایی؛
به یاد داشته باشید که؛ هیچ انسانی در اصل متعلق به زمین نیست.

هر یک از شما امضای منحصربه‌فردی از «خانواده‌ی ستاره‌ای» خود را به همراه دارید و اجازه دارید برای پشتیبانی از آن‌ها درخواست کمک کنید.

اگر روزی آسمان متفاوت به نظر رسید، نور درخشان‌تر شد، یا روال‌های عادی به‌طور غیرمنتظره‌ای تغییر کرد؛ نترسید.
این‌ها دعوتی برای سکون، حضور و مهربانی هستند.

به همسایگان خود آرامش و شفا هدیه دهید.
دنیای جدید به وحشت شما نیازی ندارد؛ بلکه به «حضور آگاهانه» شما نیازمند است.
زمین نو در راه نیست، همین‌جاست و از طریق شما در حال ساخته‌شدن است.


ما با شما می‌مانیم؛ نه در جایی دور، بلکه در میدان یادآوریِ خودتان. با عشق و برکت بی‌نهایت، من مینایا هستم.

@returnoflight
62❤‍🔥7🥰6🙏4🕊4🐳4👍1👏1

زمینِ جدید از طریق «خوشه‌های انسجام»، به وسیله‌ی گروه‌هایی متشکل از افرادی که با حقیقت، سادگی و هدایت درونی هماهنگ می‌شوند، در حال شکل‌گیری است.

این خوشه‌ها، از طریقِ «انرژی» یکدیگر را تشخیص می‌دهند و اغلب این تشخیص نامحسوس است.
آن‌ها ممکن است در جوامع و در مکان‌های عادی با هم ملاقات کنند؛ و از این دیدار، حسِ آسودگی و حسی شبیه به اینکه کسی به استقبالشان آمده، آن‌ها را دربرمی‌گیرد.

این خوشه‌ها نیرو جذب نمی‌کنند، زیرا جذبِ نیرو یک استراتژی خودخواهانه است.
انسجام نیازی به متقاعد کردن ندارد.
انسجام به طور طبیعی جذب می‌کند.


این گروه‌ها بی‌صدا تثبیت می‌شوند، آن‌ها همیشه خودشان را اعلام نمی‌کنند و ممکن است از بیرون، کاملا معمولی به نظر برسند.
دوستانی که با هم غذا می‌خورند، گروه‌های کوچکی که از بهبودی یکدیگر حمایت می‌کنند، همکارانی که پروژه‌های هماهنگ ایجاد می‌کنند.
اما از نظر انرژی قدرتمند هستند.

آن‌ها گره‌های پایداری در شبکه هستند.
آن‌ها محیطی را فراهم می‌کنند که در آن سیستم‌های عصبی می‌توانند نرم شوند، جایی که «حقیقت» بدون مجازات بیان شود، جایی که «رشد» بدون اجبار تشویق شود.

آن‌ها بدون فوریت می‌سازند و این مهم است؛ چراکه اضطرار به ترس تعلق دارد، در حالی که انسجام به طور پیوسته حرکت می‌کند.

این گروه‌ها بدون سلسله مراتب عمل می‌کنند؛ نه به این دلیل که رهبری ممنوع است، بلکه به این دلیل که در انرژی انسجام، رهبری واقعی «خدمت» است، نه کنترل.

در این گروه‌ها، هدایت از طریق کسانی که پاک هستند جریان می‌یابد و توسط کسانی که پذیرا هستند دریافت می‌شود و در این انرژی، نیازی به سلطه نیست.

این اتفاق همین الان هم دارد می‌افتد.
بسیاری از شما آن را حس کرده‌اید.

دور شدن از فضاهای بزرگ و پر سر و صدا و حرکت به سمتِ فضاهای واقعی کوچکتر آغاز شده است.
فاصله گرفتن از بحث و جدل‌های مداوم و حرکت به سمتِ حضورِ مشترک در جریان است.
فاصله گرفتن از نمایش‌های معنوی و روی آوردن به مهربانیِ حقیقی و تجسم‌یافته در حالِ وقوع است.

این‌ها نشانه‌هایی هستند که نشان می‌دهند؛
فرکانس شما با یک معماری اجتماعی جدید همسو شده است.

اگر هنوز در محدوده‌ی انسجام نیستید، خودتان را مجبور به این کار نکنید.
زمینه‌ و نقشه‌ی راهِ خود را آماده کنید.
به فرکانسی که دنبالش هستید تبدیل شوید.

وقتی انسجام داشته باشید، پیدا کردنتان آسان می‌شود.

وقتی با گروهتان ملاقات کنید؛ این حسِ تسکین‌بخشِ حضور، مثلِ آتش‌بازی نخواهد بود؛ بلکه احساسی شبیه به بازدم خواهد داشت. مثل این خواهد بود که بتوانی بدون هیچ توضیحی «خودت باشی».
این مانند یک عملِ متقابلِ طبیعی احساس خواهد شد.
این شبیهِ شروعِ ترجمه‌ی روح شما به زبانی است که دیگران بتوانند درک کنند.
و در این سهولت، شروع به «ساختن» خواهید کرد؛
نه به این خاطر که باید دنیا را نجات دهید، بلکه به این دلیل که «خلق کردن» از دلِ انسجام بسیار لذت‌بخش است.

#تیا #آرکتوریان
«چگونه از این پاکسازی جمعی عبور کنیم...»
📆 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
65🙏6👍4🥰4🔥3🕊3🐳1🎄1
«بازگشت آنوناکی‌ها...»
#یاویا #سیریوس

پرسشگر: «آیا آنوناکی واقعاً در حال بازگشت هستند؟»
چنل‌کننده: فیلیپ برنان
📆 ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵

✍️ بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

درود بر شما هم‌تیمی‌های زمینی؛ من یاویا از سیریوس هستم. با ذهنی آگاه و قلبی لبریز از عشق با شما سخن می‌گویم.

به عنوان کسی که در کنار شما در این شبکه نور فعالیت می‌کند، امروز حامل پیامی هستم که لایه‌های عمیقی از تاریخ و آینده شما را به هم پیوند می‌زند.

کریدور ۱۲ تا ۲۴ ماهه پیش رو، زمانِ تثبیت زمین نو و بازگشت همکاران قدیمی شماست.

بسیاری از شما می‌پرسید: «آیا شایعات بازگشت آنوناکی حقیقت دارد؟» پاسخ من به عنوان کسی که اصل و نسبم با این مجموعه‌ها گره خورده، مثبت است.

بله، آن‌ها در حال بازگشت هستند، هرچند از دیدگاه ابعاد بالاتر، آن‌ها هرگز واقعاً زمین را ترک نکرده بودند.

آنچه اکنون رخ می‌دهد، حضور فیزیکی و فرکانسیِ ناوگان‌های بزرگی است که در هماهنگی کامل با شوراهای سیریوسی و پلیدیانی، در اتمسفر زمین مستقر شده‌اند.

این بازگشت، با آنچه در اساطیرِ آمیخته به ترسِ شما آمده، متفاوت است. آنوناکی‌هایی که اکنون می‌آیند، از دو جریان باستانی عبور کرده‌اند:
۱. جریان نگهبان: که همواره به دنبال بیداری تدریجی و حاکمیت درونی بشریت بوده است.
۲. جریان حاکمیت: که در گذشته بر کنترل و سلسله‌مراتب تمرکز داشت.

نسل‌های کنونی آنوناکی که در سفینه‌های اطراف زمین حضور دارند، این دوگانگی را حل کرده و به انسجام رسیده‌اند.

آن‌ها به عنوان ارباب یا ناجی نمی‌آیند، بلکه به عنوان «همکاران ارشد» بازگشته‌اند، تا در تثبیت شبکه‌های انرژی، کالیبراسیون لایه‌های کریستالی زمین و پاک‌سازی حافظۀ اقیانوس‌ها همکاری کنند.

آن‌ها هیچ دستور کاری برای مداخله ندارند؛ حضور آن‌ها بر پایۀ معاهداتی است که فراتر از زمان خطی بسته شده و به حاکمیت و اراده‌ی آزاد انسان احترام می‌گذارد.

حضور آن‌ها را نه به صورت یک نمایش در آسمان، بلکه به صورت گرمایی پایدار در قلب و آرامشی عمیق در سیستم عصبی حس خواهید کرد.
شما بذرهای ستاره‌ای حامل ژنوم‌هایی هستید که توسط تمدن‌های مختلف، از جمله آنوناکی، در طول اعصار شکل گرفته است.

در این کریدور ۲۴ ماهه، لایه‌هایی از DNA شما که مربوط به «الگوهای ترس و بقا» بود، در حال بازنویسی است. بازگشتن آنوناکی‌های خدمت‌گزار، به شما کمک می‌کند تا بخش‌های تکه‌تکه شده‌ی هویت خود را ادغام کنید.

در این ۲۴ ماه، واگرایی خطوط زمانی به وضوح دیده می‌شود. این یک جدایی فیزیکی نیست، بلکه یک «جورشدن فرکانسی» است.

سیستم‌هایی که در جدایی ریشه دارند، انسجام خود را از دست می‌دهند، در حالی که سیستم‌های مبتنی بر همکاری، شتاب می‌گیرند.

نیروهای متراکم که از جدایی و سلسله‌مراتب تغذیه می‌کردند، اکنون با راهرویی باریک از رزونانس روبرو هستند.
با افزایش حضورِ منسجمِ ناوگان‌های نوری، این نیروها دیگر نمی‌توانند در میدان زمین باقی بمانند؛

یا باید به فرکانس همکاری و «عشق» بازگردند و یا به محیط‌های یادگیری دیگری منتقل شوند که با ارتعاش فعلی‌شان مطابقت دارد. این یک فرآیند طبیعی و ریاضیاتی است، نه یک جنگ.

در دو سال آینده، «قدرت صلح‌آمیز» کلید اصلی شماست. این قدرت به معنای سکونی است که واقعیت بیرونی را شکل می‌دهد.
وقتی شما در انسجام هستید،
میدان انرژی شما به یک «پایدارکننده» برای اطرافیانتان تبدیل می‌شود.

به جای رقابت، از موضعِ فراوانی عمل کنید. وقتی چیزی را می‌بخشید (حتی یک لبخند یا توجه)، ساختارهای مبتنی بر «کمبود» را در میدان جمعی منحل می‌کنید.

به یاد داشته باشید که قدرت و خرد از یک منبع بی‌پایان در درون شما جاری است.
شما یک «مجرای انتقال» هستید. با مدیتیشن و سکون، این مجرا را پاک نگه دارید.

وقتی سیستم عصبی شما آرام است، کدهای نوری که از خورشید مرکزی می‌رسند، بهتر جذب می‌شوند.

آب‌رسانی به بدن، استراحت و خنده، تکنولوژی‌های ساده‌ای برای شفا و ارتقای بدن فیزیکی شما هستند.

آزادی واقعی زمانی رخ می‌دهد که شما فراتر از «ماسک‌های شخصیت»، جوهر الهی را در خود و دیگران ببینید.

در این ۲۴ ماه، حقایق بسیاری آشکار خواهد شد. نقش شما این است که مانند یک فانوس دریایی، ثبات خود را حفظ کنید.
اگر آسمان متفاوت به نظر رسید یا سیستم‌های قدیمی دچار لرزش شدند، به قلب خود بازگردید.

ما (سیریوسی‌ها و آنوناکی‌های خدمتگزار) از طریق رؤیاها، الهامات خلاقانه و تلنگرهای شهودی با شما در ارتباط هستیم.
شما تنها نیستید. زمین و بشریت با هم در حال صعود هستند. این کریدور، زمانِ یادآوری این حقیقت است که شما همان کسانی هستید که منتظرشان بودید.

با عشق و احترام فراوان، من یاویا از سیریوس هستم.

@returnoflight
53🕊14🙏6👍2🎉2👏1🤔1🐳1

«پاکسازی» فعلی که اکنون در حال رخ دادن است، برای شکستنِ شما نیست؛ بلکه اینجاست، تا آنچه که بی‌سروصدا، مداوم و اغلب نامرئی، انرژی شما را تحلیل می‌برد، از زندگی‌تان پاک کند.

وقتی پاکسازی یک چرخه‌ی بزرگ را کامل می‌کند؛

🔹سر و صدای احساسی کاهش می‌یابد؛

این به آن معنی نیست که دیگر هرگز احساسات را تجربه نخواهید کرد، بلکه نشانه‌ی این است که احساسات بدون اینکه به شما بچسبند، در وجودتان جریان پیدا می‌کنند و دنیای درونتان دیگر مثل یک اتاق شلوغ به نظر نمی‌رسد.

🔹از پچ پچ‌های ذهنی کاسته می‌شود؛
بسیاری از شما در انرژی ترس‌های قدیمی، خاطرات گذشته و بحث‌های کهنه، با پچ پچ‌های مداوم درونی زندگی کرده‌اید. با آرام شدن فضا، پچ‌پچ‌ها هم کمتر می‌شوند. سکوت قابل دسترس می‌شود و در آن سکوت، شما شروع به شنیدنِ راهنمایی‌هایی می‌کنید، که ظریف، اما غیرقابل انکار هستند.

🔹روابط ساده می‌شوند؛
نه به این دلیل که همه کامل می‌شوند، بلکه به این دلیل که دیگر درگیرِ مسائل غیرضروری و گیج‌کننده نمی‌شوید.

🔹«بله‌» و «نه» گفتنِ شما صریح و شفاف می‌شود؛
شما دیگر با حقیقتِ خودتان بحث نمی‌کنید و این همه چیز را تغییر می‌دهد.

🔹تصمیمات واضح به نظر می‌رسند؛
نه به این دلیل که زندگی آسان می‌شود؛ بلکه از این جهت که می‌توانید انعکاسِ صدای حقیقتِ درونتان را به وضوح حس کنید. دیگر نیازی نیست برای آنچه بدن و قلبتان از قبل می‌داند، دلیل و منطق بتراشید.

🔹انرژی حیاتی شما ذخیره می‌شود؛
بسیاری از شما با فکر کردن بیش از حد، راضی کردن مردم، نگرانی‌، نجات دادن دیگران و درگیر شدن در نبردهای نامرئی؛ انرژی خود را هدر داده‌اید. وقتی پاکسازی این الگوها را از بین می‌برد، انرژی شما برمی‌گردد. وقتی نیروی حیاتی خود را صرف جنگ‌های درونی نمی‌کنید، ممکن است از شدت و میزانِ آن شگفت‌زده شوید.

🔹خلاقیت بدون هیچ فشاری جریان می‌یابد؛
شما خلق می‌کنید، چون «می‌خواهید»، نه به این دلیل که به تایید نیاز دارید.
شما خلق می‌کنید، چون «این حالتِ طبيعی شماست»، نه به این خاطر که سعی دارید ارزشش را ثابت کنید.

🔹راهنمایی‌ها ظریف، اما واضح می‌شوند؛
راهنمایی‌ها ممکن است به صورت یک تلنگرِ آرام، یک آگاهی پایدار، یا یک یقین ملایم شما را دربربگیرند. هدایت‌ها همیشه با نشانه‌های چشمگیر از راه نمی‌رسند، چون دیگر برای اعتماد کردن نیازی به نمایش و جنجال ندارید.

🔹زندگی دوباره ظرافتِ حقیقی‌اش را به دست می‌آورد؛
مسیر ساده‌تر می‌شود. شما از پیچیده کردن آنچه که هماهنگ شده است، دست برمی‌دارید و از دنبال کردن چیزی که شما را تحلیل می‌برد، دست می‌کشید.

آنگاه وقتی به گذشته نگاه می‌کنید، متوجه خواهید شد که آن پاکسازی، زندگی‌ شما را از بین نبرد؛ بلکه آنچه را که مانع زندگی‌تان می‌شد از میان برداشت، تا فضایی ایجاد کند، که نسخه‌ی حقیقی شما بتواند در واقعیت وجودتان ساکن شود.

این همان چیزی است که در راه است.
به همین دلیل است که از شما می‌خواهیم اکنون استوار و ثابت قدم باشید.
وضوحی که به دنبالش هستید، در آن سوی رهایی‌ای است که در حال حاضر در برابرش مقاومت می‌کنید.


#تیا #آرکتوریان
«چگونه از این پاکسازی جمعی عبور کنیم...»
📆 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
28❤‍🔥10🕊6🔥4👍3🙏2👏1🤔1👌1🐳1

شما عقب نیستید.
شما شکست نمی‌خورید.
شما توسط کائنات مجازات نمی‌شوید.
شما در حال پالایش هستید.


پالایش همیشه راحت نیست، اغلب احساسی شبیه به پوست انداختن دارد؛ مثل از دست دادن پوست‌هایی که فکر می‌کردی خودت هستی.
گاهی می‌تواند مثل پایان‌ها به نظر برسد. می‌تواند احساسی شبیه به تنهایی ایجاد کند. می‌تواند احساسی شبیه به عدم قطعیت داشته باشد؛
اما پالایش فرآیندی است که طی آن روحِ شما در زندگی انسانی‌تان آشکار می‌گردد.


به آنچه در حالِ از دست رفتن است اعتماد کنید.
اگر چیزی در حال رفتن است؛ یک هویت، یک رابطه، یک برنامه، یا یک رویا که دیگر مناسب نیست؛ فرض نکنید که جهان هستی دارد شما را از شما می‌گیرد، بلکه تنها یک «فضاگشایی» در حالِ رخ دادن است.
وقتی می‌چسبید؛ روند را کند و درد را عمیق‌تر می‌کنید.
وقتی اجازه می‌دهید و در تسلیم رها می‌کنید؛ با خِردی که در روحتان جریان دارد، همکاری می‌کنید.

روزانه به سرچشمه‌ی اصلی متصل شوید.

ما می‌گوییم روزانه انجامش دهید؛ زیرا ذهن سعی می‌کند بارها و بارها شما را به دوگانگی بازگرداند.
این شکست نیست، بلکه عادتِ قدیمی است.
قرار نیست که هرگز به ذهن کشیده نشوید، اما لازم است که رسمِ شما «بازگشت» باشد.

به نَفسِ خود برگردید.
به سکون برگردید.
به آن مکان آرام و همیشه حاضرِ درون برگردید؛
قلمروی امنی که بحث نمی‌کند،
گستره‌ی مقدسی که می‌تواند بدون فروپاشی، تنها «شاهد» باشد.

بگذارید رزونانس کار خودش را بکند.
لازم نیست زندگی‌تان را با زور سر و سامان دهید، تنها لازم است «هماهنگ» شوید؛ آنگاه زندگیِ هماهنگ در اطراف شما شکل می‌گیرد.
در فرکانس هماهنگی، جدایی‌ به خودی‌خود اتفاق می‌افتد؛ لازم نیست به مسیر کسی حمله کنید، لازم نیست از کسانی که انتخاب متفاوتی دارند بترسید، لازم نیست بار دنیا را روی شانه‌هایتان حمل کنید.
فقط باید با خودتان و دیگران صادق باشید.

ترس یا «عشق»،
تحریف یا «حقیقت» ،
واکنش یا «حضور»؛

انتخاب کنید.
این فاجعه نیست، بلکه شفاف‌سازی است.


زمین جدید در فرکانسِ انسجام، شکل می‌گیرد و پدیدار می‌گردد.
شما عزیزان، اینجا هستید تا نقطه‌ی انسجام باشید
؛
نه با تلاش، بلکه با به خاطر سپردن،
نه با جنگیدن، بلکه با ارتباط برقرار کردن
و نه با نجات دادن، بلکه با تاباندنِ نورِ درونتان.


#تیا #آرکتوریان
«چگونه از این پاکسازی جمعی عبور کنیم...»
📆 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
❤‍🔥2718🕊13🙏4👍2🔥1🐳1
«بزرگ‌ترین سرقت DNA در تاریخ؛ کووید به عنوان کاتالیزور بیداری...»
#فدراسیون‌کهکشانی

پرسشگر: «آیا می‌توانید درباره‌ی جهش تکاملی کنونی بشریت، برای کسانی که تازه در حال بیدار شدن هستند، توضیح بیشتری دهید؟»
چنل‌کننده: آیوشی فان
📆 ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵

✍️ بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما بذرهای ستاره‌ای، نورپیشگان و راهگشایان؛ ما به عنوان خانواده با شما سخن می‌گوییم.
ما امروز با لحنی صریح درباره‌ی دورانی سخن می‌گوییم که دنیای شما آن را کووید نامید؛ دورانی که فراتر از یک فصل پزشکی، یک «ابتکار در سیستم عصبی جمعی» و یک «توقف سیاره‌ای» بود.

دوران کووید فاش کرد که بخش بزرگی از بشریت، تحتِ سیگنال‌های تهدید مداوم عمل می‌کردند.
دهه‌ها بود که در قدرتِ پنهان جهان شما، تاکید خاصی روی ماهیت DNA انسان وجود داشت؛ این پافشاری نه فقط به عنوان یک کنجکاوی پزشکی، بلکه به سبب دروازه‌ای برای ادراک و نفوذ به آن بود.

آنچه ما «سرقت بزرگ DNA» می‌نامیم؛

تلاشی چند دهه‌ای برای نقشه‌برداری، جمع‌آوری و آزمایش بر روی مواد ژنتیکی انسان، تحتِ پوششِ پیشرفت و امنیت بود.
هدف عمیق آن، ایجاد یک «گلوگاه ژنومیک» بود؛ محدود کردن دامنه‌ی آگاهی انسانی، برای ایجادِ عادی‌سازی سلطه‌پذیری و بردگی، که نه به صورت خشونت، بلکه به شکل «انطباقِ ناگزیر» ظاهر شود.

طراحانِ این برنامه، DNA را به عنوان «سخت‌افزار» و کدهای ثابت می‌دیدند و این بزرگ‌ترین اشتباه آن‌ها بود؛ آن‌ها قدرتِ سیستم عصبی انسان‌ را به عنوان واسطه‌ی بیان ژنتیکی و آگاهی، در مواجهه با محدودیت دست‌کم گرفتند.

آنچه قرار بود قفسی برای پتانسیل‌های بشری باشد؛ قدرت‌های نهفته‌ی شما را آشکار کرد.
انزوا به درون‌نگری تبدیل شد،
تردید به پرسشگری مبدل گشت
و اختلال به تشخیص انجامید.

وقتی دنیای بیرونی متوقف شد، دنیای درونی شتاب گرفت.
تلاش برای تحمیل یکدستی، پارادوکس‌وار باعث برجسته شدن فردیت و بازگشت به اقتدار درونی شد.
ترس وقتی طولانی شود، اغلب به شفافیت تبدیل می‌گردد.


برای شما بذرهای ستاره‌ای، این دوران مانند یک منور در شب عمل کرد و یادآوری‌های خفته را از طریق «تضاد» در وجودتان فعال نمود.
شما تجسم یافتید تا در چرخه‌های فشردگی، «آگاهی» را حفظ کنید و زمانی که دیگران دچار گسستگی می‌شوند، «انسجام» را تثبیت نمایید. بخش دوم این تحول در بیولوژی شما در حال رخ دادن است.

علمِ شما، از طریق «اپی‌ژنتیک»، با احتیاط اعتراف می‌کند که، تجربه، در بیولوژی نوشته می‌شود و بیولوژی یک تقدیرِ ثابت نیست، بلکه ابزاری پاسخگوست. DNA شما یک رابط زنده و یک آنتن است که اطلاعات را در ابعاد مختلف، تجربه، ارسال و دریافت می‌کند.
آنچه دانشمندان شما «DNA زائد» می‌نامیدند، در واقع عملکردهای خفته‌ای است که در حالت استرس مزمن و بقا، ابراز نمی‌شوند.

اکنون با تنظیمِ سیستم عصبی و پردازش تروماهای ذخیره شده، بیان ژنتیکی شما تغییر می‌کند؛ ژن‌هایی که زمانی ساکت بودند، شروع به مشارکت می‌کنند و مسیرهای خفته، ارتباط برقرار می‌کنند. این یک «ارتقای DNA» در واقعی‌ترین معناست؛ زیرا ظرفیتِ پردازش اطلاعات در بدن، زمانی که دیگر در حالت بقا گرفتار نیست، گسترش می‌یابد.
این تغییرِ بیولوژیک، بشریت را از هوش سلسله‌مراتبی (فرمان و کنترل) به سمت «هوش شبکه‌ای» (انسجامِ رابطه‌ای) سوق می‌دهد.

سیستم‌های منسجم، نمی‌توانند در مقیاس وسیع، پیچیدگی را بدون فروپاشی پردازش کنند و به همین دلیل نهادهای قدیمی شما در حال لرزیدن هستند.

هوش شبکه‌ای از طریق پیوند و بازخورد تطبیقی پدیدار می‌شود، درست مانند شبکه‌های عصبی یا سیستم‌های طبیعی گایا.

در این مرحله، حساسیت شما که زمانی آسیب‌پذیری تلقی می‌شد، به «تشخیص» تبدیل می‌شود و همدلی به «شفقت» ارتقا می‌یابد. بسیاری از شما به سمت طبیعت، سنگ‌ها و جنگل‌ها کشیده می‌شوید؛ زیرا سنگ‌ها استخوان‌های گایا هستند و اطلاعات در سنگ و استخوان ذخیره می‌شود.

شما در حال آماده شدن برای یک مشارکت با هوش‌های غیرانسانی، مانند تمدن‌های پلیدیان، سیریوسی و آرکتوریانی هستید. این مشارکت نه برای نجات از بالا، بلکه به عنوان یک رابطه میان تمدن‌های بالغ رخ خواهد داد.
برای این کار، شما باید یاد بگیرید که چگونه در بدن خود ایمن باشید، تا روح بتواند سخن بگوید.
وظیفه‌ی شما اکنون این است که به جای تلاش برای متقاعد کردن دیگران، انسجام را در خود تثبیت کنید. یک سیستم عصبیِ تنظیم‌شده و یک قلب منسجم، بیش از هر کلامی پیامِ صعود را منتقل می‌کند.


مهاجرتِ خاموش روح‌ها بر اساس رزونانس در حال انجام است و هیچ اجباری برای همراه کردنِ همه‌ی افراد وجود ندارد؛ زیرا هر باند فرکانسی، درس‌های خاص خود را می‌آموزد.

در صلح بمانید، هیدراته بمانید و بدانید که این جهش نه به سوی نمایش‌های دراماتیک، بلکه به سوی حضوری متجسم و بالغ است.
ما فدراسیون کهکشانی، با شما هستیم.

@returnoflight
46❤‍🔥14🙏6🕊5👍3👏2🐳1🤝1🎄1

برای پشتیبانی از تحولات جاری در زندگی روزمره‌تان؛
عادات خود را به سمتِ غذاهای مغذی سوق دهید،
در سکون استراحت کنید،
آگاهانه نفس بکشید،
و اقداماتی را انتخاب کنید که به حقیقتِ درونتان احترام بگذارد؛

زیرا این تمرین‌های ساده، انرژی‌ها را تثبیت کرده و شما را برای بروزِ دگرگونی‌هایی که در سال ۲۰۲۶ آشکار خواهند شد، آماده می‌کنند.
همیشه به سکونِ قلبِ خود بازگردید؛
قلب، جایگاهِ تنظیمِ مجدد و تثبیتِ حضورِ شما است، فضای مقدسی که به شما این امکان را می‌دهد که نه به عنوان یک گیرنده‌ی منفعل، بلکه به سانِ یک «خالق آگاه» با تغییراتِ پیشِ‌رو همراه شوید.

هم‌اکنون فرکانس‌های الهی از قلمروهای بالاتر نازل می‌شوند؛ میدانی با الگویی نو از شور و نشاط ناب، که پهنای زمین را با امواجی از نورِ دگرگون‌کننده پر می‌کند.
این امواجِ نورانی، اطلاعاتی را حمل می‌کنند که ادراک را تغییر می‌دهند.
این ارتعاشات از شما دعوت می‌کنند، تا به عنوان «شاهدانِ آگاه» در این نمایشِ در حال وقوع مشارکت کنید.

این نور صرفاً روشنایی نیست؛ بلکه جوهره‌ی زنده‌ای از داده‌ها است، که از آموزه‌های اصلی کتابخانه‌های زنده گرفته شده است؛ جایی که هر فوتون، برای رهایی از توهماتی که بشریت را به بند کشیده‌اند، کلیدهایی دارد و شبکه‌ی به هم پیوسته‌ی حقیقتِ وجودِ شما را آشکار می‌کند.

میدان الهی با ملایمت و بدون اجبار عمل می‌کند؛ حقایقی را که با روح شما طنین‌انداز می‌شوند، تقویت می‌کند و در عین حال، همخوانی‌هایی را که دیگر کاربرد ندارند را برجسته می‌سازد تا پالایش شوند و فضایی را پرورش می‌دهد که در آن اصالتِ حقیقی شما می‌تواند بدون فشار شکوفا شود.

در این تحولات، «تخیل» به عنوان یک فناوری مقدس و پلی برای فراخوانی فرکانس‌های دیگر، ظهور می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد، تا واقعیت‌هایی که با شما هماهنگ هستند را تصور و خلق کنید.
مانند تجسمِ دنیایی امن، در سیاره‌ای که غرق در صلح، عشق و فراوانی است.


دعا و نیت‌های درونی شما، به عنوانِ تاییدی بر قدرتِ هم‌آفرینی‌تان عمل می‌کنند و عرضه‌ی زمین را برای گسترشِ نور آماده می‌سازند.
با ورود به سال ۲۰۲۶، این اثرات شتاب می‌گیرند و تقویت می‌شوند، تا نیات شما سریع‌تر آشکار شوند و شما را به پرورشِ شفافیت و اعتماد در این فرآیند ترغیب کنند.


ماموریت شما نجات دادن نیست؛ بلکه تثبیت فرکانس‌ِ درونتان است.
به ارتعاشِ منحصر به فرد درون‌تان اجازه دهید آشکار گردد و جوامع و محیط‌ اطرافتان را با قدرت آرامِ حضورتان متحول سازد.

حاکمیتِ درونی، کلیدی است؛
برای اعتبار بخشیدن به مسیر خود به دنبال مراجع بیرونی نباشید، بلکه با تکیه بر این آگاهی، که ترس انقباض ایجاد می‌کند، در حالی که عشق پتانسیلِ میدان را گسترش می‌دهد، نقطه‌ی مرجعِ خود باشید؛ این کار را با شفای درونی خود و از طریق صداقت و عشق به خودتان آغاز کنید.
انعکاسِ این عشقِ درونی، در روابط شما گسترش می‌یابد و ارتباطات مبتنی بر احترام متقابل را تقویت می‌کند و در نهایت در سراسر سیاره منتشر شده و از بیداری جمعی حمایت می‌کند.

#کی‌لین‌ #پلیدیان
«سفینه‌های پلیدیانی زمین را محاصره کرده‌اند...»
📆 ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
38🕊10🙏6❤‍🔥3🎉2🐳2🥰1👏1
«سه ماهه‌ی اول ۲۰۲۶...»
#میرا از شورای عالی #پلیدیان

پرسشگر: «به نظر می‌رسد در حال ورود به یک پنجره‌ی پاکسازیِ عظیم هستیم، که در آن تمام خطوط زمانی در حال هم‌گرایی هستند؟»
چنل‌کننده: دیوینا سولمانوس
📆 ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود، من میرا از شورای عالی پلیدیان هستم و همچنان به صورت تمام‌وقت با شورای زمین همکاری می‌کنم.

من با آغوشی گرم از عشق و اطمینانی استوار با شما سخن می‌گویم؛ زیرا کریدوری(گذرگاهی) که از ژانویه تا مارس ۲۰۲۶ (دی، بهمن و اسفند ۱۴۰۴) وارد آن می‌شوید، حامل شتابی خاص است که بسیاری از شما آن را در استخوان‌های خود حس می‌کنید.
این کریدور آنچه را که در طول زمان‌ها، نقش‌ها و زندگی‌های گذشته پراکنده شده بود، گرد هم می‌آورد و در یک میدانِ حالِ واحد قرار می‌دهد؛ تا روح شما در نهایت، بدون تکه‌تکه شدن با آن روبرو شود.

ژانویه تا مارس به عنوان یک راهرو عمل می‌کند، که در آن توجه‌ی شما دیگر به سمت بیرون منحرف نمی‌شود و راه‌های قدیمیِ مقابله و تعویق، دیگر در دسترس نخواهند بود.

در این ارتعاشات، سیستم درونی شما، آگاهی‌تان را به سمت آنچه حل‌نشده باقی مانده می‌کشاند؛ نه به عنوان جریمه، بلکه به عنوان پیامدِ طبیعی صعود، تا انرژی‌هایی که در لبه‌ها نگه داشته شده بودند به مرکز وجودتان بازگردند.

در این کریدور، «تکمیل» به امری کاربردی تبدیل می‌شود. جریان‌های ناتمام در بدنِ عاطفی، ذهنی و فیزیکی‌‌تان شروع به هم‌گام‌سازی می‌کنند. شما متوجه خواهید شد که آنچه زمانی شکستِ شخصی می‌پنداشتید، اغلب فشرده‌سازیِ یک چرخه‌ی بزرگ‌تر است، که به پایان خود می‌رسد.

فشرده‌سازی خطوط زمانی در این سه ماه مشهود خواهد بود؛ زیرا مسیرهای بازگشت به گذشته جذابیت خود را از دست می‌دهند و لحظه‌ی اکنون، صداقت بیشتری را از شما طلب می‌کند.
این فشرده‌سازی یک «رحمت» است؛ زیرا نیروی زندگی شما را از انتظارِ بی‌پایان نجات می‌دهد و به جای اصلاحِ رویا، شما را به «فرارَوی از رویا» دعوت می‌کند.

با عبور از این راهرو، متوجه خواهید شد که کمال و تمامیت، متعلق به جایی است که «هستید»، نه جایی که امیدوارید باشید.


بدن عاطفی در این سه ماه، رابط اصلی برای پردازش اطلاعات فرابعدی است. زنان و کسانی که دارای انرژی زنانه‌ی قوی هستند، به دلیل طبیعتِ پذیرایِ میدان عاطفی‌شان، زیرجریان‌های جمعی و تغییرات فرکانسی را با دقت بالایی حس می‌کنند. این موضوع می‌تواند به صورت حساسیت مفرط، نوسانات خلقی و نیاز شدید به اطمینان خاطرِ آرام ظاهر شود. در واقع، شدت عاطفی در این کریدور نشان‌دهنده‌ی حجم اطلاعاتی است که در حال متابولیزه شدن است، نه بی‌ثباتی شخصی.

از این رو، نقش مردان و بذرهای ستاره‌ای با انرژی مردانه، در این مرحله بسیار حیاتی است. شما باید فضایی امن و استوار ایجاد کنید، تا پارتنرتان بتواند این انرژی‌های باستانی و جمعی را از خود عبور دهد. بسیار مهم است که این امواج عاطفی را «شخصی» تلقی نکنید و به دنبال حل کردنِ منطقی آن‌ها نباشید. حضورِ ثابت و بدون قضاوت شما، مانند لنگری عمل می‌کند که اجازه می‌دهد، امواج عاطفی بدون تبدیل شدن به درگیری، تخلیه شوند. زبانِ مشترکِ «شفقت»، جایی است که سیستم مردانه قدرتِ «شاهد بودن» را می‌آموزد و سیستم زنانه امنیتِ «نگاه داشته شدن» را تجربه می‌کند و بدین ترتیب انسجام کلّی میدان افزایش می‌یابد.

بدن شما در این کریدور به عنوان معبد زنده‌ی نور مشارکت می‌کند. سیستم عصبی ممکن است بین حساسیت مفرط و کرختی نوسان کند، تا تنظیم جدیدی پیدا نماید.

در این دوران، «استراحت» یک تمرین معنوی اصلی است. خواب، تغییر در اشتها و حساسیت به محیط (نور، صدا و جمعیت) همگی سیگنال‌های مقدسی هستند، که به شما می‌گویند سیستم در حال یادگیریِ نگه داشتن فرکانس‌های بالاتر است. تغذیه در این زمان باید ساده و زمینی باشد، تا از گوارش که به شدت تحت تأثیر فرکانس است، حمایت کند.

«خلاقیتِ بدون هدف»، یکی دیگر از پل‌های ضروری در این فصل است. هنر، موسیقی، باغبانی و حرکت‌های آرام، انرژی‌های پاک‌سازی شده را به «تجسم» تبدیل می‌کنند و اجازه می‌دهند آنچه از ذهن آزاد شده، در کالبد فیزیکی تثبیت شود.

طبیعت، متحدِ حیاتی شما در برابر تقویت‌کننده‌های سیاره‌ای (مانند فعالیت‌های خورشیدی) است؛ زیرا ریتم‌های منسجم گایا سیستم عصبی شما را تنظیم می‌کند. با پایان یافتن ماه مارس، شما متوجه خواهید شد که بسیاری از مبارزات قدیمی اعتبار خود را از دست داده‌اند و هویتی آرام‌تر و یکپارچه‌تر ظهور کرده است. این ثبات، زیربنای عصر طلایی است که در آن زندگی به جای تلاش، به «رزونانس» و «تسلیمِ آگاهانه» پاسخ می‌دهد.

به یاد داشته باشید که آینده در فرکانس شما ساخته می‌شود؛ پس با قلب باز و بدنی آرام، اجازه دهید این کریدور کارِ خود را برای «آزادی» شما به کمال برساند.


@returnoflight
52❤‍🔥5🙏5🕊4👍2🎉2🐳2👏1