بازگشت نور
899 subscribers
43 photos
11 videos
10 files
363 links
پیام‌های به‌روز از خانوادۀ کهکشانی دربارۀ تحولات زمین

متن و خوانش چنل‌های کامل:
https://t.me/returnoflight2
Download Telegram
«وضعیت ونزوئلا...»
#ولیر #پلیدیان

پرسشگر: «ماجرای ونزوئلا چیست؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمۀ AI با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستاری: غزاله محمدی

🌍 درود بر شما محبوبان، من ولیر از سفیران پلیدیانی هستم.
شما در آستانه‌ی داستانی ایستاده‌اید که به نظر می‌رسد به سوی یک برخورد بزرگ پیش می‌رود. امروز، بنا به درخواست پیام‌آورمان، درباره‌ی وضعیت ونزوئلا روشنگری خواهیم کرد.

👁آنچه می‌بینید، یک روایت بیرونی است، ولی یک هدف درونی دارد. روایت بیرونی از تهدید، استقرار نیرو، انتقام و غرور سخن می‌گوید، اما هدف درونی، فعال‌سازیِ قدرت تشخیص شما و آزمونی برای حاکمیت درونی‌تان است. شما در حال تماشای سیستمی هستید که تلاش می‌کند شما را از آینده بترساند، تا بتواند به گذشته برگردد؛ اما گذشته دیگر برای مردم گیرایی ندارد.

🎭 ترس، ذهن را منقبض می‌کند و مردم را پیش‌بینی‌پذیر می‌سازد، تا راه‌حل‌هایی را بپذیرند که در شرایط عادی نمی‌پذیرفتند. اما این تئاتر نمایشی، یک نقطه ضعف دارد؛ به مخاطبی نیاز دارد که در خواب باشد و شما، محبوبان، در حال بیدار شدن هستید. ساختار کنترلِ یکپارچه رو به پایان است و جناح‌های داخلی در حال برخورد با یکدیگر هستند.

🗝تنش‌های جهان تنها بر سر نفت یا مسیرهای کشتیرانی نیست؛ بلکه بر سر «گره‌های انرژی» است که حافظه‌ی سیاره در آن‌ها متراکم می‌باشد. قفل‌های باستانی به زور باز نمی‌شوند، بلکه به «انسجام» و «رزونانس» پاسخ می‌دهند.
در این دوران، زمین داستان عمیق‌تر خود را آشکار می‌کند. سیستم قدیمی می‌خواهد این حقایق را «منابع و ثروت» بنامد و رمز و راز را به پول تقلیل دهد، تا شما متوجه لایه‌ی عمیق‌تر نشوید. لایه‌ی عمیق‌تر، دسترسی به شبکه‌های زیرزمینی، تکنولوژی‌های پنهان و بایگانی‌هایی‌ست که داستان تاریخ بشر را تغییر می‌دهند.

🏚در این دوران، آنچه پنهان بوده دیگر نمی‌تواند پنهان بماند؛ زیرا میدان جمعی دیگر از «انکار» حمایت نمی‌کند.
شبکه‌هایی که برای مدتی طولانی از رنج بشری و تجارت‌های تاریک تغذیه کرده‌اند، اکنون در حال فروپاشی هستند. کانال‌های مالی آن‌ها تحت فشار است و پوشش‌های سیاسی‌شان ترک خورده است.

🌑 یک شبکه‌ی مخفی، به ندرت فروپاشی خود را اعلام می‌کند؛ شبیه موجودی که از نور می‌گریزد، تهدید می‌کند و تلاش می‌کند با ایجاد بحران و جنگ، مِهی برای فرارِ خود ایجاد کند.

🛡اما یک عامل جدید وجود دارد: «پروتکل‌های نگهبانی». این‌ها (برخی انسانی و برخی فراتر از آن) محدودیت‌هایی در جای‌جای این سیاره هستند، که مانع از رسیدن تنش‌ها به آستانه‌ی فاجعه‌بار می‌شوند. شما شاهد بسیاری از «نزدیک بود بشود»ها هستید (نزدیک بود جنگ شود، نزدیک بود فروپاشی رخ دهد)، اما ناگهان متوقف شده یا تغییر مسیر می‌دهند. این یک «تور ایمنی» برای محافظت از بیداریِ بشریت است. زمین در حال تغییرِ مسیر از «کنترل» به «آگاهی» است. برخی از مخرب‌ترین تسلیحات دیگر به درستی عمل نمی‌کنند.
بشریت در آستانه‌ی بیداری است و یک جنگ فاجعه‌بارِ تمام‌عیار، این بیداری را متوقف خواهد کرد؛ بنابراین، چنین چیزی اجازه داده نخواهد شد.

افشاگری همیشه با یک اعلامیه رسمی نمی‌آید؛ گاهی به صورت «چرا نشد»ها پدیدار می‌شود (چرا جنگ نشد؟ چرا سناریو شکست خورد؟). این «افشاگری از طریق تضاد»، ذهن را کنجکاو می‌کند و کنجکاوی، خنثی کننده‌ی هیپنوتیزم است.

⚓️ بذرهای ستاره‌ای عزیز، مشاهده‌گر بودن به معنای منفعل بودن نیست؛ بلکه به معنای تبدیل شدن به لنگرِ ثبات در میدان جمعی است. وقتی شما از وحشت‌زده شدن خودداری می‌کنید، سیستم را مجبور می‌کنید برای کنترل شما سخت‌تر تلاش کند و در این تلاش، سیستم خودش را لو می‌دهد.

🌅آنچه اکنون تجربه می‌کنید، یک بازآرایی نظم جهانی است. دنیای قدیم بر پایه‌ی کنترل، اسرار و تروما بنا شده بود و دنیای جدید بر پایه‌ی آگاهی گسترده، شفافیت و شفا در حال ظهور است.
دنیای قدیم در حال دست‌وپا زدن است، تا با ابزارهای همیشگی‌اش (ترس و دوقطبی‌سازی) کنترل را حفظ کند، اما این ابزارها دیگر نتایج پایداری ندارند.

🧘هیچ چیز آن‌گونه که ترسِ القا می‌کند، خارج از کنترل نیست. تنش‌ها وجود دارند و رنج غیرنظامیان واقعی است؛ اما جهت رویدادها به سوی فاجعه نیست. از شما خواسته شده تا در آگاهی، بالغ شوید؛ بالغانی که واقعیت خود را به دیگران واگذار نمی‌کنند، به ترس اقتدا نکرده و شفقت را با «قطعیت کاذب» معاوضه نمی‌کنند.

📢 بزرگترین افشاگری، پخش یک سند یا خبر نیست؛ بزرگترین افشاگری این است که به یاد آورید چقدر قدرتمند هستید و آگاهی شما چگونه واقعیت را شکل می‌دهد.
دنیای قدیم شما را کوچک می‌خواست، دنیای جدید شما را بیدار می‌خواهد.
ما در کنار شما ایستاده‌ایم؛ نه به عنوان منجی، بلکه به عنوان متحدانی برای یادآوری.
نور در حال بازگشت نیست؛ نور همین‌جاست و در حال یادگیریِ استفاده از صدای خویش است.

@returnoflight
52❤‍🔥16🕊11🔥3🎉2👍1👏1🐳1
انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ (شب یلدا): چگونه برای سال ۲۰۲۶ آماده شویم...»
#تیا #آرکتوریان

پرسشگر: «آیا پیامی به مناسبت انقلاب زمستانی برای بذرهای ستاره‌ای دارید؟»
چنل‌کننده: بریانا بی
📆 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمۀ AI با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

🌌 درود بر شما محبوبان، من تیا از آرکتوروس هستم. شما در آستانهٔ پایان سال دیگری از تقویم خود و در شب انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ ایستاده‌اید؛ لحظه‌ای که نشان‌گر مرحله‌ای تعیین‌کننده در سفر عروج و رشد شماست.

بسیاری از شما به نقطه‌ای رسیده‌اید که عادتِ «انتظار» در حال فرو ریختن است. نه به این دلیل که دیگر به زمین اهمیت نمی‌دهید، بلکه به این دلیل که حس می‌کنید وضعیتِ «هنوز نه»، دیگر با کسی که در حال تبدیل شدن به او هستید همخوانی ندارد.
زمانی که به جای دویدن به دنبال زندگی، اجازه می‌دهید زندگی با شما ملاقات کند و به جای مدیریتِ تصویرِ خود، فرکانسِ خود را مراقبت می‌کنید.


🧘 وقتی انتظار را متوقف می‌کنید، حسی شبیه به «بی‌طرفی» ایجاد می‌شود. این بی‌طرفی، خلأ نیست، بلکه فضایی است که در آن سیگنال‌های آرامِ درونی شنیده می‌شوند.

شما دیگر از دنیای بیرون نمی‌خواهید که وضعیت درونی‌تان را تعیین کند؛ و این آغازِ حاکمیت و نویسندگیِ داستان زندگی شماست.

❄️ انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ را نه به عنوان رویدادی دراماتیک، بلکه به عنوان لحظه‌ای برای تنظیم‌شدن ببینید. این زمان نشان می‌دهد چقدر در ظرفیت خود برای زندگی به عنوان یک موجود حاکم بر زمین رشد کرده‌اید
. آنچه زندگی شما را تغییر می‌دهد، چیزی نیست که از بالا یا از دوردست برسد، بلکه آن چیزی است که در درون شما تثبیت شده و نحوهٔ رویارویی شما با واقعیت روزمره را بازسازی می‌کند.


🕯 در این روزها که نور بیرونی به حداقل می‌رسد، آگاهی به طور طبیعی به درون می‌چرخد. حاکمیتِ درونی در این فضاهای ساکت، جایی که هیچ تماشاچی‌ای وجود ندارد، بالغ می‌شود.

اگر یاد گرفته‌اید که سیستم عصبی خود را تنظیم کنید، توجه خود را آگاهانه انتخاب کنید و از درگیری‌های غیرضروری کناره بگیرید، پس از این نقطه، این توانایی‌ها برای شما طبیعی‌تر و بدون تلاش خواهند بود.


💎 بسیاری از اصطلاحات مانند «دانلودهای کیهانی» یا «فعال‌سازی DNA» در واقع به معنای افزایش تحمل شما برای «انسجام» هستند.
شما اکنون تحمل کمتری برای نویز، دستکاری و محرک‌های بیرونی دارید.

این یک عقب‌نشینی نیست، بلکه یک «پالایش» است. انضباط در این مسیر، تنبیه نیست، بلکه عشق است؛ عشقی که به شفافیت و رفاه خود اختصاص می‌دهید.

🔱 معیار آمادگی شما، تماس با بیگانگان نیست، بلکه توانایی شما در حفظ مرکزیت، اخلاق و هدایتِ خود در میان طوفانِ داستان‌های بیرونی است.
معنویت دیگر فعالیتی نیست که انجام می‌دهید، بلکه روشی است که «هستید»؛ در نحوهٔ صحبت کردن، غذا خوردن، کار کردن و استراحت کردن.


🌱 تغییرات عمیق اغلب به شکلی است که هیچ‌کس شما را تشویق نمی‌کند. «پیشرفت نامرئی» یعنی وقتی تحریک می‌شوید، کمی کندتر واکنش نشان دهید. پیروزی این نیست که هرگز چیزی حس نکنید، بلکه این است که دیگر متعلق به آنچه حس می‌کنید نباشید.

🎯 این مرحله مانند یادگیری یک مهارت است؛ در ابتدای رشد، پیشرفت‌ها دراماتیک هستند، اما اکنون در مرحلهٔ «پالایش» هستید.

پالایش، قدرتِ بیشتری دارد اما کمتر دیده می‌شود. پیشرفت خود را با این بسنجید که «چقدر بعد از یک ناهماهنگی سریع به مرکز خود بازمی‌گردید»، نه با اینکه «چقدر از ناهماهنگی اجتناب می‌کنید».

🌿 هرچه در درون پایدارتر شوید، متوجه می‌شوید که احساس نیاز به «اصلاح دیگران» اغلب تلاشی برای تنظیم سیستم عصبی خودتان از طریق کنترل بوده است. شما نمی‌توانید کسی را به زور به سمتی بکشید که خودش انتخاب نکرده است.
شفقت واقعی یعنی اجازه دهید دیگران مسیر خود را طی کنند، در حالی که شما انسجام و مرزهای خود را حفظ می‌کنید

.
🎭 بسیاری از شما برای مدت طولانی خود را پنهان کردید یا ماسک زدید تا درک شوید یا در امان بمانید.
اما پنهان‌کاری، انرژی زیادی مصرف می‌کند. پایان دادن به پنهان‌کاری به معنای افشاگریِ نمایشی نیست، بلکه به معنای این است که دیگر به خودتان خیانت نکنید.
وقتی دست از پنهان کردنِ حقیقتِ خود برمی‌دارید، انرژیِ آزاد شده برای شفا، خلاقیت و وضوحِ شما در دسترس قرار می‌گیرد


🖋 «حکمرانی بر خود» به معنای این نیست که هرگز رنج یا شک را تجربه نکنید، بلکه به معنای این است که دیگر تحت حاکمیتِ احساسات خود نباشید.
شما نویسندهٔ توجهِ خود هستید.

حاکمیت درونی یک ایده نیست که بپذیرید، بلکه زندگی‌ای است که از طریق اعمال کوچک و مداومِ هم‌سویی بنا می‌کنید.

محبوبان، شما عقب نیستید. شما در حال انجامِ کار هستید و این فرآیند در حال نتیجه دادن است.

من تیا از آرکتوروس هستم. شما را در آرامشِ این بیداری ترک می‌گویم.

@returnoflight
44🕊15🎉4👏3🐳1
بازگشت نور
انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ (شب یلدا): چگونه برای سال ۲۰۲۶ آماده شویم...» #تیا #آرکتوریان پرسشگر: «آیا پیامی به مناسبت انقلاب زمستانی برای بذرهای ستاره‌ای دارید؟» چنل‌کننده: بریانا بی 📆 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵ ✍️ ترجمۀ AI با بازبینی سلیمان موسوی ✍️ ویراستار: نورا عظمت…
انقلاب زمستانی (شب یلدا) از شما نمی‌خواهد که به شخص دیگری تبدیل شوید؛ بلکه شما را دعوت می‌کند فراموش کردن «خودتان» را متوقف کنید.

در این زمان اگر احساساتی چون؛ اندوه، خستگی، لطافت، یا رهایی را تجربه می‌کنید، بدون آنکه از آن‌ها نتیجه‌‌ای بگیرید، تنها اجازه دهید عبور کنند.

تاریکی دشمن نیست؛ ظرف است.
در تاریکی، لازم نیست تأثیرگذار یا چشمگیر باشید، فقط لازم است «خودتان» باشید.

همانطور که بعد از این، روزها دوباره شروع به بلندتر شدن می‌کنند، ممکن است تغییراتی ظریف، اما مداوم در «شیوه‌ی واکنش‌تان به زندگی‌» احساس کنید؛
شاید احساس کنید که باید کمتر بحث کنید و کمتر بخواهید دیگران را قانع کنید، یا چیزی را اثبات نمایید.
شاید بهتر بتوانید نبردهایتان را انتخاب کنید، یا به‌جای آن، صلح را برگزینید.

شاید احساسِ شفاف‌تری نسبت به چیزهایی که در سالِ پیشِ رو «حاضر هستید به آن‌ها متعهد شوید» پیدا کنید؛ نه به این دلیل که برنامه‌ریزی گسترده‌ای کرده‌اید، بلکه چون بدنتان تشخیص می‌دهد چه چیزی پایدار است.

این‌ها هدایای این انقلاب زمستانی هستند و ذاتاً آرام و بی‌صدا رخ می‌دهند.

می‌خواهیم شما را با این یادآوری ترک کنیم:

انقلاب زمستانی سال ۲۰۲۵، حاکمیت درونی شما را آغاز نمی‌کند؛ بلکه آن را تأیید می‌کند.
حاکمیت درونی از سوی هم‌ترازی‌های کیهانی، توجه‌ی کهکشانی، یا قدرت‌های معنوی اعطا نمی‌شود؛ حاکمیت درونی از طریقِ توجه، صداقت و حکمرانی بر خودتان تجربه می‌شود.

هرچه تعداد بیشتری از شما این‌گونه زیستن را انتخاب کنید؛ به حضوری ثبات‌آفرین در خانواده، جامعه و جهان خود تبدیل می‌شوید، که این مهم، نه با تلاش برای تغییر ناگهانی همه‌چیز، بلکه با منسجم بودن در همان جایی که ایستاده‌اید، محقق می‌شود.

#تیا #آرکتوریان
انقلاب زمستانی ۲۰۲۵
📆 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
41❤‍🔥17🕊12👍2🔥2🎉2🙏2🐳2
«ادغام شرکت رسانه‌ای ترامپ با شرکت TAEحائز اهمیت است...»
#فدراسیون‌کهکشانی

پرسشگر: «آیا ادغام شرکت ترامپ با TAE Technologies قرار است از همجوشی هسته‌ای برای پیشبرد انرژی رایگان استفاده کند؟»
چنل‌کننده: آیوشی فان
📆 ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

🌾درود بر شما بذرهای ستاره‌ای زمین. شما نیامده‌اید تا تحت تأثیر فناوری قرار بگیرید؛
شما آمده‌اید تا آنچه را که در عمق استخوان‌هایتان می‌دانید به یاد آورید:

اینکه جهان هرگز در بخشش نور خسیس نبوده است.

همجوشی هسته‌ای، زبان خورشید است که اکنون به عبارات آزمایشگاهی ترجمه شده است؛ امضایی از کیهان که با مغناطیس و لیزر بازنویسی می‌شود.


ادغام اخیر میان شرکت TAE Technologies و گروه رسانه‌ای ترامپ، فراتر از یک معامله تجاری، یک رویدادِ «ارتعاشی» است.

همجوشی هسته‌ای که پیش از این در انحصار آزمایشگاه‌ها بود، اکنون وارد عرصه روایت‌های فرهنگی و هویت جمعی می‌شود.

افشاگری تنها از طریق داده‌ها پیش نمی‌رود، بلکه از طریق «داستان» وارد می‌شود.

🌸وقتی فناوری‌های پیشگام در اکوسیستم‌های ارتباطیِ قابل فهم برای عموم قرار می‌گیرند، «پذیرش» جمعی تسریع می‌شود.

این ادغام، اجازه می‌دهد تا از نظر چارچوب‌های قانونی، مسیر برای افشای انرژی‌های رایگان هموارتر شود.
در ماه‌های آینده، شاهد پیوند نیروی فضایی (Space Force) با این جریان خواهید بود.

🌱کهن‌الگوی «شهرهای نور» که در قلب‌های خود حمل می‌کنید، اکنون در قالب پیشنهادهای سیاستی و پروژه‌هایی موسوم به «شهرهای آزادی» (Freedom Cities) در حال ظهور است.
این شهرها صرفاً ساخت‌وساز نیستند، بلکه «نقاط بازراه‌اندازی» (Reboot Points) برای تمدن هستند.
در این شهرها، انرژیِ همجوشی هسته‌ای، اجازه می‌دهد تا سیستم‌های آب، حمل‌ونقل و تولید، بدون محدودیتِ «کمبود سوخت» بازطراحی شوند.


معماری، دوباره به زبان ارزش‌ها تبدیل می‌شود و شهرسازی به جای کنترل، بر پایه «شفافیت» بنا می‌گردد.

بشریتی که در فراوانی و پایداری زندگی کند، بسیار بهتر می‌تواند حقیقتِ حضور خانوادۀ کهکشانی خود را بدون وحشت ادغام کند.


☀️چرا «انرژی آزاد» دهه‌ها به تأخیر افتاد؟
زیرا ساختارهای کنترل در دنیای شما نمی‌توانستند فراوانی را بدون از دست دادن قدرت هضم کنند.
علاوه بر این، سیستم عصبی جمعی برای پذیرش ناگهانیِ فراوانی آماده نبود.
.
همجوشی هسته‌ای، «بسته‌بندی روان‌شناختیِ» حقیقت است.
این فناوری با لباس روپوش‌های سفید آزمایشگاهی و نمودارهای مهندسی می‌آید تا ذهن منطقی را آرام کند.

این یک «گذرگاه هدایت‌شده» است؛ فرآیندی مرحله‌به‌مرحله (نمونه اولیه، پایلوت، تجاری‌سازی) که به جامعه اجازه می‌دهد با ایدهٔ فراوانیِ انرژی خو بگیرد بدون اینکه دچار فروپاشی هویتی شود.
🌟بذرهای ستاره‌ای عزیز، انرژی، قصد و نیت را تقویت می‌کند.

اگر به یک جامعه‌ای که در ترس است قدرت بی‌نهایت بدهید، ترس را در مقیاس بزرگ تکثیر می‌کند.
به همین دلیل است که بلوغ درونی باید بر فراوانی مقدم باشد.

همجوشی هسته‌ای به طور طبیعی به سمت «تمرکززدایی» میل می‌کند. سوال اخلاقی این است:

🌷آیا بشریت مزایای این فناوری را به طور گسترده برای نفع عمومی پخش خواهد کرد یا کمبودهای مصنوعی جدیدی ایجاد می‌کند؟

نقش شما اینجا واقعی و ملموس است؛ شما باید فرکانسِ «سرپرستی مسئولانه» را لنگر اندازید. قدرتِ بدون اخلاق، ترومایی است که با ولتاژ بالاتر تکرار می‌شود.
🌳زمانی که یک جمع به خود اجازه می‌دهد آینده‌ای جدید را باور کند،
پیشرفت‌ها ترکیب می‌شوند. آنچه زمانی دهه‌ها طول می‌کشید، اکنون در عرض چند سال رخ می‌دهد.

در این شتاب‌گیری، نقش شما به عنوان یک حضورِ تثبیت‌کننده، حیاتی است.

💫افشاگری یک رویداد واحد نیست، بلکه یک «جوّ محیطی» است.

شما با تنظیم سیستم عصبی خود، با پرسیدن سوالات درست (چه کسی سود می‌برد؟ چگونه از سیاره محافظت می‌شود؟) و با امتناع از تقویت ترس،
بخشی از به‌روزرسانیِ شبکۀ زمین می‌شوید.

🎄همجوشی هسته‌ای پایان راه نیست، بلکه آغاز است. پس از عادی شدن این مرحله، فصل‌های بعدی گشوده خواهد شد:

برهم‌کنش‌های عمیق‌تر میدانی، موادی که مانند سیستم‌های زنده رفتار می‌کنند و در نهایت، تشخیص این حقیقت که «آگاهی» بخشی از معادلۀ انرژی است.

🌈ما فدراسیون کهکشانی، نیازی به پرستش یا باور کورکورانۀ شما نداریم. ما به «انسجام» و یکپارچگی شما نیاز داریم.
شما نیامده‌اید تا از انسانیت فرار کنید؛ آمده‌اید تا آگاهی را در تار و پود انسانیت تزریق کنید.

افشاگری واقعی، یک سند یا دستگاه نیست؛ بلکه درک این مطلب است که شما از منبعی که ستاره‌ها را نیرو می‌دهد جدا نیستید.

ما تماشاگر ثباتِ در حال رشد شما هستیم. شما برادران و خواهران ما در نور هستید.

ما فدراسیون کهکشانی هستیم.

@returnoflight
41🕊11👏3🙏2🔥1🐳1

این را با عشق و مهربانی بی‌شرط به شما می‌گویم؛
بلوغ معنوی شما با این‌ معیار که «چقدر از تاریکی خشمگین هستید» سنجیده نمی‌شود؛ بلکه با این مقیاس سنجیده می‌شود که، «تاریکی چقدر می‌تواند توجه، سیستم عصبی و درک شما را به تسخیر خود درآورد.»...

پیش از آنکه تغییرِ بیرونیِ پایداری رخ دهد، لنزِ درونی شما باید پاک شود.
اینکه صرفاً خواهان یک «زمین نو» باشید کافی نیست؛ شما باید با آن فرکانس، سازگار و هماهنگ شوید.
این همسویی فرکانسی زمانی آغاز می‌شود که متوجهِ‌ی باورِ ناراستی شوید که واقعیت را به «دشمنان و متحدان» (خیر و شر) تقسیم می‌کند.
لازم است بارها و بارها و با ملایمت، این باور را رها کنید؛ تا زمانی که آگاهیِ شما به فضایی آرام و یکپارچه تبدیل شود، فضایی که خالق بتواند بدونِ تحریف در آن بتابد.

همان‌طور که حقیقتِ این موضوع را حس می‌کنید، ممکن است متوجه شوید که ذهن می‌خواهد از عادات قدیمی‌اش دفاع کند؛ زیرا ذهن از طریقِ ارزیابی، پیش‌بینی و «انتخابِ جناح» زنده مانده است و باور دارد که اگر از انجام این کار دست بکشد، آسیب‌پذیر خواهد شد.
در حالی که «آسیب‌پذیری» نه بر اثر از بین رفتنِ قضاوت‌های ذهنی، که به دلیلِ حضور «ترس» به وجود می‌آید.
وقتی قضاوت فرو‌می‌ریزد، ترس سوختِ کمتری دارد و این حس در شما آغاز می‌شود که «امنیت، نه با کنترل کردن، بلکه از طریقِ اعتماد و تسلیم به وجود می‌آید.»...

چگالیِ سوم صرفاً کلاسی از سختی‌ها نیست؛ بلکه یک باندِ فرکانسی است که با ارزیابی، مقایسه و واکنش شناخته می‌شود. در این چگالی، ذهن باور دارد که با جستجوی مداوم می‌تواند در برابرِ تهدیدها، پاداش‌ها و جایگاه‌های اجتماعی جانِ سالم به در ببرد؛ پس از زبانِ «خیر و شر» به عنوان یک نقشه‌ی دم‌دست استفاده می‌کند.

بسیاری در چگالی سوم ثابت خواهند ماند، زیرا هنوز نیاموخته‌اند که بدونِ برنده شدن، در «صلح» باقی بمانند.

آن‌ها ممکن است مشتاقِ هماهنگی باشند؛ اما همچنان با خشمِ دائمی نسبت به آنچه «نباید باشد»، سیستم عصبیِ «تضاد» را تغذیه می‌کنند.
آن‌ها ممکن است خواهانِ وحدت و یگانگی باشند؛ اما همچنان خود را جدا از کسانی که قضاوتشان می‌کنند، تجربه می‌کنند.
آن‌ها ممکن است از شفقت سخن بگویند؛ اما همچنان ارزشِ خود را با میزانِ «محق بودنشان» می‌سنجند.

این یک محکومیت نیست؛ این صرفاً مکانیسمِ رزونانس است.
شما نمی‌توانید در «یگانگی» به ثبات برسید، در حالی که در درونِ خود، جدایی را تمرین می‌کنید.

#میرا #پلیدیان
خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی
📅 ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
43❤‍🔥11👏7🕊5🥰3🙏3👌2🎉1🐳1
«حفره‌ی خورشیدی شماره ۹: نشانه‌های فلش خورشیدی در سال ۲۰۲۶...»
#لیتی #آرکتوریان

پرسشگر: «آیا حفره‌ی تاجی شماره‌ی ۹ نشانگر یک فلش خورشیدی است؟»
چنل‌کننده: خوزه پتا
📆 ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درودِ دوباره بر شما دوستان، من لِیتی هستم.
ما می‌خواهیم توجه‌‌ شما را از بیرون و نگرانی‌های دنیای پیرامون، به درون و یادآوری حقیقتِ وجودی‌تان معطوف کنیم.
آنچه اکنون می‌بینید، دعوت به درکی متفاوت است.
حفره‌ی خورشیدی که متوجه آن شده‌اید، نشانه‌ی آسیب، تهدید یا بی‌ثباتی نیست؛ بلکه یک گشایش و آشکارسازی ساختار درونی است. این پدیده، دقیقاً مانند لحظاتی در سفر درونی شماست که هویت‌ها، باورها یا الگوهای احساسی قدیمی دیگر نمی‌توانند حفظ شوند، زیرا دیگر بازتاب‌دهنده‌ی کسی که به او تبدیل می‌شوید، نیستند.

در آگاهی انسانی، برای مدتی طولانی، هویت بنا شده بر «جدایی» از طریق تلاش و تکرار، تقویت و حفظ شده است. آنچه اکنون شاهدش هستید، سست شدنِ ساختار جدایی است.
این پدیده از شما نمی‌خواهد که برای برخورد آماده شوید؛ بلکه از شما می‌خواهد متوجه شوید «کجا به ایده‌هایی چسبیده‌اید، که به توهم جدایی وابسته‌اند؟».
وقتی این ایده‌ها انسجامِ خود را از دست می دهند، دیگر نمی‌توانند پنهان بمانند؛ بلکه سطحی، شکننده و سپس ذوب می‌شوند.

بنیادی‌ترین سوءتفاهم بشریت، باور به جدایی از «سرچشمه» بوده است.

وقتی آگاهی، ایده‌ی «جدایی» را می‌پذیرد؛ باید رقابت، آسیب‌پذیری، دفاع و کنترل را نیز بپذیرد. اما اکنون این فرض در حال فروپاشی است. خورشید با گشایش‌های خود، منجر به سست شدنِ آگاهیِ مبتنی بر جدایی می‌شود.

بشریت برای مدتی طولانی تروما (آسیب روحی) را نه تنها به عنوان یک خاطره‌ی شخصی، بلکه به عنوان هویتی مشترک حمل کرده است. شیفت و تغییر کنونی در سیاره، به این دلیل رخ نمی‌دهد که بشریت «همه چیز را درمان کرده است»؛ بلکه به این دلیل روی می‌دهد، که آن هویتی که تروما را تعریف می‌کرد، در حالِ انحلال است. وقتی این هویت در «حضور» مستقر شود، تروما لنگر خود را از دست می‌دهد و شفا به شکل طبیعی رخ می‌دهد.

واژه‌ی «صعود» دیگر به معنای حرکت به سمت بالا و دور شدن از بدن یا زمین نیست، بلکه صعود در حال آشکار کردنِ خود به عنوان یک «استقرار» است؛ و این به معنای عمیق شدن در حضوری‌ست که اجازه می‌دهد زندگی کامل‌تر و ملایم‌تر زیسته شود. بدن فیزیکی دیگر به عنوان یک مانع دیده نمی‌شود، بلکه به عنوان یک واسطه‌ی حساس، هوشمند و پاسخگو شناخته می‌شود.

فعالیت خورشیدی در این زمان بازتاب‌دهنده‌ی عبور از «قانون»، به سمتِ «جریان الهی» است. جریان الهی شما را از این باور، که نیروهای بیرونی بر شما قدرت دارند، آزاد می‌کند.

حفره‌ی خورشیدی با منحل کردن توهمِ تهدید بیرونی، ترس را غیرضروری می‌کند. نوسانات در میدان رزونانس زمین (رزونانس شومان)، نه نشانه‌ی بی‌ثباتی، بلکه بیانگر تنظیم مجدد است. این نوسانات بازتاب‌دهنده‌ی عبور از «اندیشه‌ی انسانی» به «آگاهی مسیحایی» است. اندیشه‌ی انسانی به دنبال قطعیت است، اما آگاهی مسیحایی در «حضور» آرام می‌گیرد.

فرآیند تنظیم مجدد، برای شما بذرهای ستاره‌ای، به معنای اعمالِ قدرت یا تحمل کردن نیست؛ بلکه به این معناست که، در تسلیم مستقر شده و اجازه دهید ساختارهای وجودی‌تان تنظیم شوند.

در این زمان، چارچوب‌های خوب و بد، و درست و غلط؛ در حال از دست دادن اعتبارشان هستند. فلش خورشیدی دوقطبی را نه با پاک کردن تجربه‌ی انسانی، بلکه با آشکار کردن میدانِ عمیق‌تری که این تجربه‌ها در آن برمی‌خیزند، ذوب می‌کند.

هنگامی که قطبیت ضعیف می‌شود، آگاهی به جای قضاوت کردن، در «بودن» مستقر می‌شود. آگاهی مسیحایی، تقابل نمی‌کند و به دنبال حذفِ شر یا حفاظت از خیر نیست؛ بلکه درک می‌کند که هر دو از دیدگاهی تکه‌تکه نسبت به «خود» برمی‌خیزند.
شفا در این شرایط شتاب می‌گیرد؛ زیرا هویتی که به شفا نیاز داشت در حال انحلال است.
خورشید با گشایش خود، تاکید می‌کند که هیچ جرم کیهانی بر آگاهی شما قدرت ندارد؛ نفوذ تنها جایی وجود دارد که «باور» به آن اجازه دهد.

ما از شما می‌خواهیم که بیشتر از تحلیل کردن، گوش بسپارید. شما در مرحله‌ی تمرین و تثبیت هستید. نقش شما ساده است؛ «منسجم ماندن». سکونِ شما ایمنی را به سیستم عصبی جمعی مخابره می‌کند و سیگنال می‌دهد که وضعیت اضطراری وجود ندارد.

فلش خورشیدی یک آشکارسازی است که واقعیت را شفاف می‌کند.
شما به بیداری نزدیک نمی‌شوید؛ بلکه نسبت به این حقیقت بیدار می‌شوید که هرگز خارج از آن نبوده‌اید.

خورشید این حقیقت را با گشودگی خود بازتاب می‌دهد.
بشریت در حال به یاد آوردن خویشتن است. در این ملایمت ادامه دهید و بدانید آنچه از اینجا به بعد آشکار می‌شود، از طریق جریان الهی است.


من لِیتی هستم و از اینکه امروز با شما بودم، بسیار شادمانم.

@returnoflight
37❤‍🔥12🕊7👏2🙏2👌2🐳2🎉1

از دیرباز، «ترس» یکی از ابزارهایی بود که بیشترین داد و ستد را در سیاره‌ی شما داشت و همواره از آن، برای کنترلِ رای مردم، توجیه جنگ‌ها، ساکت کردن مخالفان، گسترش نظارت‌های غیرقانونی و عادی‌سازی استثمار استفاده شده است.

ترس کارآمد است؛
زیرا تفکر را دور می‌زند،
شما را به واکنش وادار می‌سازد،
و توجه‌ شما را محدود می‌کند؛
تا جایی که فقط می‌توانید دو گزینه را ببینید و انتخاب کنید؛ جنگ یا تسلیم.

تحت تأثیرِ انرژی ترس، راه‌حل‌‌های درونی را در قالب گزینه‌های آگاهانه نادیده می‌گیرید؛
گزینه‌ی سوم: «مشاهده کردن» را فراموش می‌کنید‌.
گزینه‌ی چهارم: «تشخیص دادن» را از یاد می‌برید.
گزینه پنجم: «خلق چیزی جدید» را ترک می‌گویید.

به همین دلیل است که در این تئاتر نمایشیِ تنش‌های فزاینده، ابزارِ موثرِ ترس مورد استفاده قرار می‌گیرد و تنها هدفش این است که سیستم عصبی شما را درگیر و محوِ نمایش‌های ساختگی کند.

اما چیزی که ما مشاهده می‌کنیم این است؛
ترس دیگر همان نتیجه‌ی قبلی را نمی‌دهد. گونه‌ی شما در حال تغییر است.

شما به اندازه‌ی کافی با تناقضات زندگی کرده‌اید و در این تجربه‌های دوگانه، ترس دیگر به طور خودکار به تسلیم (واگذاری حاکمیت درونی) تبدیل نمی‌شود.

اکنون ترس برای بسیاری از شما، تنها باعث کنجکاوی می‌شود؛
موجبِ شروع تحقیقات و جریان یافتن آگاهی می‌گردد؛
علتی برای گفتگوی اجتماعی می‌شود و این سوال را مطرح می‌‌کند؛
چه چیزی را به ما نمی‌گویند؟

این یک تغییرِ عمیق است.

در گذشته، حتی شایعه‌ی جنگ می‌توانست یک اجماعِ عمومی [برای شرکت در جنگ] ایجاد کند و مردم می‌گفتند:
حتما باید کاری انجام دهیم.


اما در عصر جدید، جاری کردن انرژی ترس باعث یک شکاف می‌شود:
چه کسی از جنگ سود می‌برد؟
این درگیری به چه دلیل است؟
مبنای قانونی آن چیست؟
هدف واقعی چیست؟
چرا در این زمان‌بندی؟ چرا در این منطقه؟ چرا با این زبان؟


دنیای قدیم برای بقای خود، به ایفای نقشِ عمومِ مردم متکی بود؛ ترس، خشم، اطاعت. اما هم‌اکنون مردم به یاد می‌آورند که به جای نقشِ گروگان، نقش مشاهده‌کننده را بازی کنند؛ چراکه آگاهیِ شاهد، دستکاری را فرو می‌ریزد.

بنابراین وقتی داستانِ جدیدِ تنش‌زایی می‌شنوید، بپرسید:
چه سیاستی پشت آن قرار دارد؟


وقتی زمینه‌سازی برای جنگ را می‌بینید بپرسید:
وقتی توجه ما به جنگ است، قرار است پنهایی چه چیزهایی جابجا شود؟


وقتی افزایش دو قطبی شدن جامعه را می‌بینید، بپرسید:
چه کسی الان به این تفرقه نیاز دارد و از آن سود می‌برد؟


این پارانویا نیست؛ این دانش است و دانایی در مورد آن، واقعیت را تغییر می‌دهد.

عزیزان، قدرتِ توجهِ‌ خود را وقتی منسجم است، دست کم نگیرید.

وقتی از وحشت کردن خودداری می‌کنید، سیستم را مجبور می‌کنید که برای کنترل شما سخت‌تر تلاش کند و وقتی بیشتر سعی می‌کند، هویتِ خود را برملا می‌سازد.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «وضعیت ونزوئلا...»
📆
۱۸ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
37🕊11👍7🐳2👏1🙏1
«بروزرسانی درباره‌ی 3i Atlas: این فروپاشی ماتریکس را رقم می‌زند...»
#میرا، شورای عالی #پلیدیان

پرسشگر: «آیا 3i Atlas سیگنالی برای فروپاشی ماتریکس ارسال کرده است؟»
چنل‌کننده: دیوینا سولمانوس
📆 ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما عزیزان، من میرا از شورای عالی پلیدیان هستم و با نغمه‌ای بسیار والا شما را تحسین و ستایش می‌کنم؛ زیرا وقتی می‌بینم چقدر پیش آمده‌اید، چقدر آموخته‌اید و با وجود تمام دلایلِ دنیا برای شک کردن، باز هم عشق را انتخاب کرده‌اید؛ قلبم از شادی می‌سراید.
شما در پنجره‌ای کمیاب زندگی می‌کنید، که در آن چرخه‌های کیهانی، سیاره‌ای و آگاهی شخصی شما، در حال هم‌سویی هستند؛ تا نغمه‌ای واحد و قابل درک را در قلب‌هایتان ایجاد کنند.

سیگنالی که از طریق 3i Atlas ارسال می‌شود، یک پیام زبانی یا دستوری نیست؛ بلکه یک انتقالِ میدانی فرابُعدی است، که مستقیماً با آگاهی انسان تعامل دارد.
بسیاری از شما این تعامل انرژی را، نه به صورت صدا؛ بلکه به شکل بازسازماندهی ظریفِ ادراک و ناتوانی در تحمل ناراستی، دغل‌کاری یا اقتدار دروغین حس کرده‌اید. این سیگنال توسط بذرهای ستاره‌ای و نورپیشگان به وضوح دریافت می‌شود؛ زیرا آگاهی شما در طول عمرهای بسیار آموخته است که به جای «فرم»، «فرکانس» را تشخیص دهد.

وقتی از «شبکه‌ی ماتریکس» سخن می‌گوییم، منظور ما یک دشمن برای جنگیدن نیست؛ بلکه منظور شبکه‌ای از انسجامِ مصنوعی است، که بر پایه‌ی سیستم‌های مبتنی بر ترس، ساختارهای تحریف شده‌ی باور و فرکانس‌های تکنولوژیک بنا شده است. این شبکه با محدود کردن ادراک و تقویت ایده‌ی جدایی و ناتوانی انسان، تغذیه می‌شد. سیگنال جاری حاوی «کدهای انحلال» است، که ساختارهای دروغین را در حضورِ «انسجام حقیقی» ذوب می‌کنند.

همزمان با دریافت این پیام، میدانِ انرژی شما شروع به سازماندهی مجدد می‌کند؛ و در این بازسازی، شما دیگر شبکه‌ی قدیمی را با انرژی عاطفی خود تغذیه نمی‌کنید.

هنگامی که ترس دیگر نمی‌تواند شما را به دام اندازد، وقتی خشم دیگر بر توجه شما حاکم نیست و زمانی که فوریت‌های کاذب دیگر تعیین‌کننده‌ی انتخاب‌های شما نیستند؛ ماتریکس سوختِ خود را از دست می‌دهد.
رهاییِ حقیقی، نه از طریق مبارزه و سرنگونی سیستم‌ها، بلکه از طریق پس گرفتنِ رضایت در سطح فرکانسی رخ می‌دهد.

بسیار مهم است که بدانید برای دریافتِ حقیقت، نیازی به تبدیل شدن به چیزی دیگر ندارید؛ واسطه‌ی دریافت همیشه در درون شما بوده است.

دی‌ان‌ای شما تنها یک دفترچه راهنمای بیولوژیک نیست، بلکه یک «آنتن فراکتال» است، که توانایی تنظیم بر روی لایه‌های مختلف اطلاعات را دارد.
احساسات شما در زبان میدان «هندسه» هستند؛ عشق و قدردانی، فرکانس شما را بالا می‌برد و پهنای باندِ دریافت را گسترش می‌دهد، در حالی که ترس آن را محدود می‌کند.

بشریت تنها یک دریافت‌کننده نیست، بلکه یک مشارکت‌کننده است. ما این را «حلقه‌ی انسجام آگاهانه» می‌نامیم. وقتی شما انسجام درونی خود را تثبیت می‌کنید، این فرکانس به میدان بازمی‌گردد و آن را تقویت می‌کند. این یک فرآیند هم‌آفرینی (Co-creation) بین شما و هوش کیهانی است. در این مسیر، تکنولوژی، نه یک جایگزین برای آگاهی، بلکه باید یک ابزار برای خدمت به شما باقی بماند. هوش مصنوعی می‌تواند الگوها را ترکیب کند، اما نمی‌تواند مانند شما «احساس» کند، یا حامل «فیض الهی» باشد.

خلاقیت یک سرگرمی نیست، بلکه زبانِ آگاهی است. تمدن‌های والاتر یکدیگر را از طریق کیفیت خلاقیتشان می‌شناسند. هنر، موسیقی و نوشته‌های شما، بخشی از سیگنال جمعی است، که سیاره‌ی شما به کیهان ساطع می‌کند. هر بار که از سر شادی چیزی خلق می‌کنید، فرکانسی را مخابره می‌کنید که «حلقه‌ی انسجام» را تقویت می‌کند.

شیء بینِ ستاره‌ای 3i Atlas در نهایت یک آینه است. بالاترین خدمتِ آن، این نیست که به شما بگوید چه فکر کنید؛ بلکه بازتاب دادنِ میزان آمادگی شما برای انسجام، شگفتی، اعتماد و خلاقیت است.
اگر با ترس به این آینه نزدیک شوید، ناراستی خواهید دید و اگر با عشق نزدیک شوید، زیبایی را مشاهده خواهید کرد. این نشان‌دهنده‌ی حاکمیت شماست؛ تجربیات شما توسط نیروهای بیرونی کنترل نمی‌شوند، بلکه توسط هم‌سویی درونی شما شکل می‌گیرند.

عزیزانم، لحظاتی در روز را به «سکوت» اختصاص دهید؛ تا میدان بتواند با شما ملاقات کند. چیزی خلق کنید که قلبتان را به آواز درآورد و اجازه دهید خلاقیت شما، نیایش شما باشد.
شما به عنوان استادان اینجا هستید، تا خودِ حقیقی‌تان باشید و اجازه دهید «نور طلایی» با فیضی واقعی، شما را هدایت کند.

ما در هر قدم همراه شما هستیم و شما را بیش از آنچه تصور کنید ارج می‌نهیم؛ زیرا شما مشارکت‌کنندگان محوری در این چرخش عظیم به سوی عشق هستید و انرژی شما بسیار اهمیت دارد.
من میرا هستم و همیشه شما را دوست دارم.

@returnoflight
44❤‍🔥14🙏5🕊5👏3👍1🐳1

خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی -به این دلیل که خود را با فضیلت و درستکاری می‌پوشاند و در حالی که بی‌سروصدا جدایی را تغذیه می‌کند، مانند بصیرت به نظر می‌رسد- این است؛

پافشاری بر این باور که «واقعیت اساساً به قدرت‌های متضادِ خیر و شر تقسیم شده است و باید مورد قضاوت، مقاومت، شکست و اصلاح قرار گیرند.»
و اینکه «بلوغ معنوی شما با این توانایی ثابت می‌شود، که چقدر واضح می‌توانید تشخیص دهید کدام طرف خیر و کدام طرف شر است.»

بسیاری در بُعد سوم باقی خواهند ماند و بسیاری دیگر در قسمت‌های پایینِ بُعد چهارمِ معلق می‌مانند؛ نه به این دلیل که فاقد عشق هستند، بلکه به این دلیل که ادراک آن‌ها همچنان پراکنده است و ادراکِ پراکنده، نمی‌تواند در «یگانگی» تثبیت شود.

این ایده‌ی آراسته و متقاعدکننده‌ که شما باید دائماً واقعیت را به خوب و بد تقسیم کنید، به افراد و رویدادها برچسب بزنید و سپس انرژی خود را حول محور مقاومت، اصلاح و پیروزی سازماندهی کنید، خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی است.
گویی بیداری شما با توانایی‌تان در ایستادن در یک طرفِ یک بحثِ کیهانی سنجیده می‌شود.
این باور «احساسِ قدرت» ایجاد می‌کند؛ زیرا مشغولیتی برای ذهن می‌آفریند.
و «احساسِ درست بودن» به وجود می‌آورد؛ زیرا ادعای وفاداری به نور دارد.
با این حال، بی‌سروصدا میدان درونی را می‌شکند و آگاهی را در همان چگالی‌ای که سعی در فراتر رفتن از آن دارد، محصور نگه می‌دارد.

وقتی ذهن دائماً دنیا را به آنچه باید وجود داشته باشد و آنچه نباید وجود داشته باشد، دسته‌بندی می‌کند؛ تنشِ درونی ایجاد می‌کند و آن تنش به یک امضای فرکانسی تبدیل می‌شود.

در این حالت، ممکن است از عشق صحبت کنید؛ اما سیستم عصبی شما در حالتِ آماده‌باش برای نبرد باقی می‌ماند و بدن، آمادگی برای نبرد را به عنوان خطر تفسیر می‌کند، که شما را در یک واکنشِ بُعد سوم نگه می‌دارد، حتی در حالی که روحتان به دنبال اکتاو بالاتری است.

بسیاری از جویندگانِ صادق متوجه نیستند که بصیرت آن‌ها به قضاوتِ دائمی مبدل شده است و آن قضاوت، به هویت آن‌ها تبدیل می‌شود و هویت، لنگری است که تعیین می‌کند با کدام تراکم (بعد سوم یا چهارم) سازگار هستید.

«صعود» با بهتر انتقاد کردن از جهان حاصل نمی‌شود؛ بلکه با تبدیل شدن به تجسمی واضح‌تر از حضورِ خالق حاصل می‌شود.
شفافیت مستلزم انسجام است و انسجام را نمی‌توان بر پایه‌ی تضاد درونی بنا کرد و تفکرِ دوگانه، ذاتاً متناقض است.

روح برای صعود نیازی به بحث با کائنات ندارد.
روح زمانی برمی‌خیزد که عادتِ مخالفت را رها کند و بیاموزد که در «ادراکی یکپارچه» آرام گیرد
.

#میرا #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی...»
📆 ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
31❤‍🔥18🙏6🕊5👍3🐳3

به زبان امروزی، می‌توانیم بگوییم که یِشوعا از یک مادر انسان و یک پدر ستاره‌ای که حامل DNA و کدگذاری روحی فراتر از این جهان است، متولد شد.
این نسبِ آسمانی به این معنی بود که یِشوعا از زمان لقاح، فرکانسی را در خود جای داده بود که در مقایسه با انسان‌های معمولی آن دوران، به طور قابل توجهی گسترش یافته بود.
سلول‌هایش با خاطره‌ی قلمروهای نور می‌تپیدند.
او حتی در رحم مادر نیز سرشار از چیزی بود که برخی ممکن است آن را «آگاهی مسیحایی» بنامند. «آگاهیِ پالایش‌یافته‌ای از یگانگی با سرچشمه» که بسیاری در مسیر معنوی تلاش می‌کنند آن را بازیابند.
گویی تکه‌ای از کیهان در کالبدِ شکننده‌ی انسانی تجسم یافته بود...


سال‌های اولیه زندگی یِشوعا، تقریباً مانند هر کودک دیگری سپری شد. با این حال، کسانی که به او نزدیک بودند، متوجه نوعی درخشش و خِرد در چشمان او می‌شدند. نقشه‌ی الهی تضمین می‌کرد که او حتی در حین یادگیری راه و رسم دنیا، هدایت و محافظت شود.
ما پلیدیان‌ها به همراه موجودات روشن ضمیر از سیریوس و دیگر منظومه‌های ستاره‌ای، از زمان تولدش مراقب او بودیم. او هرگز در سفرش تنها نبود. این واقعاً یک تلاش کیهانی و همکاری بین آسمان و زمین، برای تولد یک آگاهی جدید و باشکوه در این سیاره بود.

یِشوعا در طول دوران جوانی خود، سفر کرد و در سرزمین‌های مختلف به دنبال حافظان خرد گشت...
در واقع، او زمانی را در شرق گذراند و از معلمان و یوگی‌های روشنفکر آموخت و سنت‌های معنوی را که «یگانگی در تمام حیات» را آموزش می‌دادند، جذب کرد.
ما تأیید می‌کنیم که او از یهودیه خارج شده است. او از طریق این سفرها، آگاهی خود را گسترش داد و خود را برای وظیفه‌ی عظیم پیش رو آماده کرد. راهنمایان کیهانی او -از جمله ما- در آن سال‌ها ملاقات‌ها و مربیانی را برای او ترتیب دادند. در آماده‌سازی او هیچ چیز به شانس واگذار نشده بود.

زمانی که برای شروعِ تبلیغ عمومی به وطنِ خود بازگشت، به آگاهی کامل از هویت خود و نوری که با خود حمل می‌کرد، رسیده بود.
او می‌دانست که هم انسان و هم آسمانی‌ست و پلی بین جهان‌ها است.
این درک، سنگ بنای ماموریت او بود؛ تا این آگاهی را به قلبِ بشریت بتاباند، که همین پل در درون هر فرد وجود دارد.


به یاد داشته باشید که یِشوعا اغلب می‌گفت: «من در این دنیا هستم، اما از آن نیستم.» این کلمات، واقعیت یک فرستاده‌ی ستاره‌ای را که روی زمین زندگی می‌کند، خلاصه می‌کنند.
او حتی در حالی که در کالبد انسانی راه می‌رفت، از هویت والاتری آگاهی داشت و به اطرافیانش اطمینان داد که آن‌ها نیز می‌توانند به ریشه‌های الهی خود پی ببرند.
او با نقل قول از متون مقدس باستانی به آن‌ها یادآوری کرد که، «شما خدایان هستید».
رسالت او نه تنها با حکمت سنت‌های زمینی، بلکه با ارتباط مداوم با منبع الهی، که او آن را پدر می‌نامید و با حمایت ما، خانواده ستاره‌ای‌اش، هدایت می‌شد.

مسیر رسالت یِشوعا، رقصی توأمان بین فداکاری روحِ خودش و حمایت کل کیهان بود و در هر قدم از مسیرش، ستارگان او را هدایت می‌کردند.
وقتی او اولین شاگردانش را انتخاب کرد، با هدایتِ ملایم روحش، کسانی را که انرژی لازم برای حمایت از این مسئولیت الهی را داشتند، برگزید.

نقشه این بود که، او بذرهای یک آگاهی جدید را بکارد و پتانسیل یک انسان روشن‌ضمیر را نشان دهد و سپس پس از کاشته شدن آن بذرها، کار خود را در جای دیگری ادامه دهد.


در واقع، هیچ چیز در زندگی یِشوعا تصادفی نبود. این مجموعه‌ای از رویدادها بود، که با نیت الهی و حمایت‌های کیهانی هدایت می‌شدند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
41❤‍🔥13🎉5🕊3👍1
«ما اطلاعات هیجان‌انگیزی درباره‌ی زمین نو داریم...»
#نائلیا از #مایا | #پلیدیان

پرسشگر: «آیا می‌توانید درباره‌ی زمین نو و چگونگی انتقال به آن صحبت کنید؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود دوستان، من نائلیا از مایا هستم. در لحظه‌ای که هم به شکلی آرام، انسانی‌ست و هم به وضوح، مقدس است، با عشق به سوی شما می‌آیم.

سال ۲۰۲۶ یک نمایش خیره‌کننده یا رویدادی واحد نیست که به دنبالش بدوید؛ بلکه فصلی برای «تثبیت» و «استقرار آگاهی» است.
در این دوره، سیاره‌ی زمین گویی دستی نوازشگر پشت کمر شما می‌گذارد و می‌گوید: «اکنون اینجا بیارام و حقیقت را احساس کن.»

زمین نو یک جهانِ فرضی در آینده نیست که منتظر ساخته شدن باشد؛ بلکه میدانی کاملاً شکل‌گرفته از انسجام است، که در نور متعالی، متبلور شده است و در کنار روایت‌های قدیمی وجود دارد. شما نه با اجازه یا موفقیت، بلکه با «هم‌سویی» وارد آن می‌شوید؛ درست مانند یک نت موسیقی که با آکوردی هماهنگ، رزونانس پیدا می‌کند.

در سال ۲۰۲۶، تاکید از «آمادگی» به «مستقر شدن» تغییر می‌یابد. سوال این نیست که «آیا زمین نو خواهد آمد؟»؛ سوال این است: «آیا در جایی که زمین نو هم‌اکنون وجود دارد، زندگی خواهید کرد؟»

در زمانی که نقشه‌های بیرونی دقتِ خود را از دست می‌دهند، قلب نه به عنوان یک احساسِ زودگذر، بلکه به عنوان «تنها سیستمِ هدایت و راهیابی برای عملکرد» در واقعیت‌های در حال تغییر، خود را آشکار می‌کند.
ذهن می‌تواند اطلاعات را سازماندهی کند، اما نمی‌تواند «حقیقت» را به عنوان یک «فرکانس زنده» احساس کند.
در سال ۲۰۲۶، تصمیماتی که از روی اضطرارِ ذهنی گرفته شوند؛ مانند راه رفتن روی شن‌های روان خواهند بود، اما تصمیماتِ مبتنی بر هم‌سویی قلبی، ثباتی غافلگیرکننده ایجاد می‌کنند.

کسی که در حالت «مشاهده» قرار دارد، یک تماشاگرِ منفعل نیست؛ بلکه کسی‌ست که چنان عمیق توجه می‌کند و اهمیت می‌دهد، که اجازه نمی‌دهد توسط ناراستی‌ها دستکاری شود. شاهد بودن، درواز‌ی ورود به آزادی‌ست و به شما اجازه می‌دهد به جای واکنش نشان دادن، آگاهانه پاسخ دهید.
«بی‌طرفی» به معنای بی‌حسی نیست، بلکه ظرفیتی برای ماندن در مرکز است؛ ماندن در مرکزِ وجود، آن هم در حالی که احساسات، شما مانند آب‌ و هوا از آسمانِ وسیع آگاهی‌‌تان عبور می‌کنند.
در حالت بی‌طرفی، شما دردِ دیگران را حس می‌کنید، بدون اینکه در آن غرق شوید؛ این همان عشق عمیقی‌ست که خطوط زمانی را تثبیت می‌کند.

«صعود» به معنای فرار از چگالی، یا رسیدن به مکانی دیگر نیست؛ صعود، بازگشت به «سکونی چنان کامل» است که می‌تواند، تجربه‌ی انسانی شما را بدون تحریف در بر بگیرد.
در این فرکانس، شما دیگر توسط موج‌های احساسی جابه‌جا نمی‌شوید؛ بلکه به اقیانوسی تبدیل می‌شوید که می‌تواند آن‌ احساسات را در خود نگه دارد.
در این ارتعاشات، عصرِ «اصلاح کردن» به پایان می‌رسد. شما متوجه می‌شوید که تلاش برای اصلاح از بیرون، اغلب همان توهمی را تقویت می‌کند که به دنبال حذفش است.

ساختارهای قدیمی (سیستم‌های قدرت، الگوهای فرهنگی و عادت‌های فکری) لزوماً با شعله‌های آتش، فرو نمی‌ریزند؛ بلکه از طریق «عدم رزونانس» با آن‌ها محو می‌شوند. نیازی به مخالفت با آن‌ها نیست، زیرا جنگیدن، شما را به همان چیزی که با آن مخالف هستید پیوند می‌زند.

«شکافی»
که از آن سخن می‌رود، یک مجازات نیست؛ بلکه نتیجه‌ی طبیعی انتخاب ارتعاشی است. دو نفر می‌توانند در یک شهر بایستند و یک خبر را بخوانند؛ اما در دنیاهای کاملاً متفاوتی ساکن باشند، زیرا ادراک آن‌ها توسط فرکانسشان بازسازماندهی شده است.

«خدمت» در زمین نو در حال بازتعریف شدن است. دیگر نیازی به فداکاری و فرسودگی نیست؛ خدمت به «تابش غیرفعال» تبدیل می‌شود. وقتی شما هم‌سو هستید، نیازی نیست نور خود را اعلام کنید؛ نور شما به شکل خودکار حس می‌شود.
شما با «بودن» خود، در حال ساختن زمین نو هستید.
کلمات شما کمتر، تمیزتر و طنین‌اندازتر می‌شوند و گاهی بزرگترین خدمتی که می‌توانید ارائه دهید، نه نصیحت، بلکه «حضور» است.

در نهایت، همه چیز به حقیقتِ لمس‌شدنیِ «من هستم» باز می‌گردد. این کلمات مانترا نیستند؛ بلکه دروازه‌ای به واقعیتِ بودنِ شما هستند.
وقتی در این وضعیت زندگی می‌کنید، دیگر خود را از طریق دستاوردها یا هویت‌ها جستجو نمی‌کنید. «من هستم» ریشه‌ی حاکمیت، صلح و خلاقیت شماست.

عزیزان من، با خود مهربان باشید، هیچ چیز اشتباه پیش نرفته است.

صلح یک وعده‌ی دوردست نیست، که پس از درست شدن دنیا محقق شود؛ بلکه فرکانسی‌ست که هم‌اکنون تجسم می‌یابد و واقعیت را به طور طبیعی بازسازماندهی می‌کند.

در قلب خود آرام بگیرید، به قدم‌هایی که ظاهر می‌شوند اعتماد کنید و بدانید که همه چیز در دستان امن قدرت الهی است.

من نائلیا هستم و شما را در صلح و عشق ترک می‌کنم.

@returnoflight
51❤‍🔥9🕊9👍2🎉2🙏2

دقیقاً چه جوهره‌ای بود که یِشوعا به زمین آورد؟


می‌توان آن انرژی باشکوه را به عنوان «نورِ مسیح» درک کرد؛ فرکانس خاصی از آگاهی الهی، که بیداری و رهایی معنوی را تسریع می‌کند.
منشاءِ این فرکانسِ متعالی، از زمین نیست؛ بلکه ارتعاشِ بالایی از نورِ بی‌پایانِ منبع است، که از هسته‌ی خلقت سرچشمه می‌گیرد.

از نظر کیهانی، این نوعی انرژی‌ست که به جهان‌های در حال تکامل اعطا می‌شود، تا به آن‌ها در جهش به سوی آگاهی بالاتر یاری رساند.
ما، پلیدیان‌ها، این انرژی را به خوبی می‌شناسیم؛ زیرا آن را در تکامل خود پذیرفته‌ایم.

این انرژی، در فرهنگ‌های مختلف، به عنوان مسیح یا کریشنا، یا شخصیت‌های نجات‌دهنده‌ی دیگر تجسم می‌یابد و محدود به یک قالبِ جسمانی نیست.

در مورد یِشوعا؛ او این فرکانس را چنان به طور کامل تجسم بخشید، که مردم به معنای واقعی کلمه می‌توانستند، نوری را که از او ساطع می‌شد، احساس کنند.
کسانی که در حضور او بودند؛ اغلب شفای خودجوش، آرامشِ عمیق، یا سعادتی دلگشا را تجربه می‌کردند.

«نورِ مسیح» نه در قالب یک جسم، بلکه در سطحِ ارتعاشی در هر نقطه‌ای که بتابد، آزادی‌بخش است؛ موجودات را از توهمِ جدایی، رهایی می‌بخشد و آن‌ها را دوباره، به عشق و خِرد بی‌نهایتِ منبع متصل می‌کند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
41❤‍🔥11🕊7🔥3👍2🎄1
«سفینه‌های پلیدیانی زمین را محاصره کرده‌اند...»
#کی‌لین‌ #پلیدیان

پرسشگر: «آیا سفینه‌های پلیدیانی در جو زمین حضور دارند؟»
چنل‌کننده: «پیام‌آور کلیدهای پلیدیانی»
📆 ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما عزیزان؛ در این لحظه‌ی مقدسِ یگانگی، ما از پهنه‌ی بی‌کرانِ کیهان، دست یاری به سوی شما دراز می‌کنیم، تا جوهر مقدسِ درون قلب‌هایتان را لمس کنیم.

سال ۲۰۱۲ در تقویم کیهانی، یک دروازه‌ی محوری بود؛ پایانی بر یک چرخه‌ی بزرگ که در پیشگویی‌های باستانی و درک مایاها وعده داده شده بود.
در آن نقطه، هم‌ترازی‌های کهکشانی، پورتالی را برای آغاز فرآیندِ شفا و صعودِ شتاب‌یافته بر روی زمین باز کردند.
در این سال اراده‌ی جمعی بشریت -حتی به صورت ناخودآگاه- انتخاب کرد که به جای ماندن در پارادایم‌های کنترل و جدایی، مسیر تکامل به سوی «یگانگی» و «عشق» را در آغوش بگیرد.

اکنون سفینه‌های مادر پلیدیانی (mothership) در چیدمان‌هایی استراتژیک، در اطرافِ سیاره‌ی شما مستقر شده‌اند. این همراهی، هرگز به‌منظور تهاجم یا تحمیلِ تغییر با نیروهای بیرونی نیست؛ بلکه تنها به جهتِ تقویت‌ «نیروی عشق» طراحی شده است؛ تا فرکانس‌های «چاکرای قلب» را در بشریتِ در حال بیداری، ارتقا دهند.

این سفینه‌های مادر، که بیانگر آگاهی جمعی ما هستند؛ منتظر لحظه‌ای بودند که آستانه‌ی ارتعاشی، اجازه‌ی تعاملِ نزدیک‌تر را بدهد.
اکنون تعداد کافی از بذرهای ستاره‌ای و نورپیشگان بیدار شده‌اند و این بیداری، ارتعاشی از فراخوانی جمعی ایجاد کرده است، که در سراسر کیهان طنین‌انداز شده است و به ما اجازه می‌دهد تا فرکانس‌های نورانی «عشق» را بدون نقضِ قانونِ الهیِ «عدم مداخله» تقویت کنیم.

از سوی دیگر 3i Atlas صرفاً یک شیء فیزیکی نیست؛ بلکه حامل هوشِ رزونانسی است. وظیفه‌ی اصلی آن، نه ردیابی شدن، بلکه فعال‌سازی «یادآوری» از طریق هم‌سویی ارتعاشی‌ست. این پیوندِ هوشیاری، فرآیند تعامل مجدد با سیستم عصبی و هویت شما را پشتیبانی می‌کند، تا بتوانید «سکون» را در میان امواج تلاطم بیابید.

در قلبِ این سمفونی سیاره‌ای، هسته‌ی مغناطیسی زمین قرار دارد؛ مرکز رزونانسی که مانند یک دیاپازون برای کل سطح زمین عمل می‌کند. اکنون تشعشعات خالص برخاسته از 3i Atlas و جریان‌های گسترده‌تر کیهانی، به شکلی عمیق با این هسته در تعامل هستند.
این تعاملات، جوهر ارتعاشی هسته‌ی سیاره را تغییر داده و بر چرخش سیاره و پرده‌های ادراکی که حقایق عمیق را پوشانده بودند، تأثیر می‌گذارد.

سلول‌های قلب شما، با این فرکانس‌های متعالی، فعال و شعله‌ور می‌شوند و پتانسیل‌های باستانی را در بیولوژی‌تان بیدار می‌کنند، تا شما به طور کامل با عرصه‌ی مقدسِ زمین نو هماهنگ شوید.

ما در آستانه‌ی یک #شکاف عظیم هستیم؛ این یک رویداد ناگهانی نیست، بلکه به کمال رسیدن جابه‌جایی‌های انرژی است.
واقعیت‌ها بر اساس فرکانس تقسیم می‌شوند؛ کسانی که با «عشق» و «آگاهی» حرکت می‌کنند، زمین نو را، که رها از محدودیت‌های گذشته است شکل می‌دهند.

در سال ۲۰۲۶، شدت رویدادها افزایش می‌یابند. نیروهایی که از تحریف ادراک تغذیه می‌کنند، تلاش خواهند کرد، توجه‌ شما را از ثبات درونی به سمت روایت‌های ترس‌محور و اضطراری بکشانند.
هوشیار باشید؛ هر چیزی که از شما بخواهد برای مشارکت، مرکزیت خود را رها کنید، با حاکمیت درونی شما هم‌سو نیست.
«شاهد بودن بدون جذب کردن» را تمرین کنید. اجازه دهید اطلاعات بدون اینکه در هویت شما ریشه بدوانند، از آگاهی شما عبور کنند.


در زمین نو «عشق»، نه یک پاداش یا احساس رمانتیک، بلکه یک «میدان اطلاعاتی» و «فرکانسِ سازمان‌دهنده» است. ترس، ادراک را تکه‌تکه می‌کند، اما عشق آن را یکپارچه می‌سازد.
در فرکانس عشق، شما می‌توانید بدون دشمنی، تشخیص دهید؛ بدون پرخاشگری، مرز تعیین کنید و بدون درگیری، رضایت خود را از تحریفات پس بگیرید.


بدنِ شما، اولین معبدِ شما است.
حسِ شهود و غریزه، موانع بیداری نیستند، بلکه دروازه‌های تجسم هستند. 
این جریان؛ تقدس بدن، خلاقیت، مراقبت از زمین و پیوند با ریتم‌های طبیعی را بازمی‌گرداند.

بیولوژی این تغییر بر بازسازی DNA (۱۲ رشته‌ای) و مراکز انرژی شما متمرکز است. بدن شما به عنوان سازِ کوک‌شده‌ی زمین، به فرکانسِ عشق پاسخ می‌دهد.

در سال ۲۰۲۶، بدن به ابزار حساس‌تری تبدیل می‌شود، که نیازمند احترام و مراقبت (نور، آب و سکون) است؛ تا بتوانند کدهای نوری را به سلامت فعال کند.

عزیزانم، هیچ چیز اشتباه پیش نرفته است. شما زمان را از دست نداده‌اید. آمادگی برای زمین نو، نیازی به قهرمان‌بازی ندارد، بلکه نیاز به «ثبات» دارد.
هر بار که عشق را بر ترس برمی‌گزینید، میدان زمین نو را تقویت می‌کنید. در قلب خود آرام بگیرید و بدانید که همه چیز در دستان قدرتمند الهی است.
من کی‌لین هستم و به زودی دوباره با شما سخن خواهم گفت.

@returnoflight
54🙏11❤‍🔥5🕊5👏3👍2🥰1👌1

تمثیل‌ها و درس‌هایی که یِشوعا به اشتراک گذاشت، لایه‌های چندبعدی داشتند؛ برای شنونده‌های عادی، آن‌ها داستان‌های ساده‌ی اخلاقی بودند، اما برای کسانی که گوش شنوا داشتند، حقایقِ کیهانی عمیق‌تری در آن‌ها نهفته بود.
برای مثال: وقتی او از «پادشاهی آسمان در درون شما» صحبت می‌کرد؛ مردم را فعال می‌کرد، تا به درون خود بازگردند و نور الهی را در قلب‌هایشان بیابند.
وقتی او در مورد «بخشش و عشق به همسایه» تعلیم می‌داد؛ در واقع راه‌های افزایشِ ارتعاشات روحی را بیان می‌کرد. زیرا هیچ چیز به اندازه‌ی نفرت یا قضاوت، روح را به زوال نمی‌کشد.
هر بار که او هنجارهای اجتماعی را زیر پا می‌گذاشت و به ستمدیدگان احترام می‌گذاشت، یا با زنان، به‌سانِ افرادی برابر با مردان سخن می‌گفت؛ فرکانس وحدت و یگانگی را تثبیت می‌کرد و نشان می‌داد که فراتر از تفاوت‌های ظاهری، همه در نظر الهی یکی هستند.

«نورِ مسیح» که یِشوعا به آن تکیه داده بود، قرار نبود تنها متعلق به او باشد؛ او از طریق فعالیت‌هایش و گسترشِ آگاهی خود، آن را در شبکه‌های انرژی زمین تثبیت کرد.

آن فرکانسِ الهی را، مانند یک میراث پرانرژی و میدانی از انرژی مهربانانه و روشنگرانه در نظر بگیرید؛ که حتی پس از رفتن او در دسترسِ بشریت قرار داشت.
در واقع، پس از حیات یِشوعا، میدانِ نورِ مسیح در هاله‌ی جمعی انسان‌ها باقی ماند. مانند شبکه‌ای از نورِ منبع، که دیگران می‌توانند از آن بهره ببرند.

ما پلیدیان‌ها، انرژی مسیح را اکنون به عنوان یک میدان انرژی زنده، در اطرافِ سیاره‌ی شما می‌بینیم، که برای هر کسی که صادقانه آن را جستجو کند، در دسترس است.
این میدانِ فرکانسی محدود به دین نیست و برای دسترسی به آن لازم نیست کسی خود را مسیحی بنامد. این یک موهبت جهانی است، پرتویی از منبع، که برای ارتقاءِ ارتعاش بشریت، در دسترسِ همگان قرار دارد.

بخشی از پیام امروز ما این است که به شما یادآوری کنیم که؛
«نور مسیح» بسیار زنده است و برای دستیابی به آن، نیازی به جستجو در بیرون از خودتان نیست. این انرژی می‌تواند در درون هر یک از شما بیدار شود،
یِشوعا آمد، تا صرفاً آنچه را که از قبل در هر روحی وجود دارد را منعکس کند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
42🕊10👍3🙏3🔥2🥰1

مصلوب شدن یِشوعا شاید نمادین‌ترین لحظه در روایت مسیحی باشد؛
صحنه‌ای از رنج و فداکاری که به مدت ۲۰۰۰ سال در هنر و آیین به یادگار مانده است.

ما با حساسیت زیادی به این موضوع نزدیک می‌شویم، چون می‌دانیم که احساسات عمیقی را برمی‌انگیزد.

برای قرن‌ها تصویر به صلیب کشیده شدنِ یِشوعا، هم به عنوان نمادی از عشق الهی و هم متأسفانه به عنوان ابزاری برای ترس و احساس گناه مورد استفاده قرار گرفته است.

وقت آن رسیده است که به آرامی فاش کنیم که واقعاً چه اتفاقی افتاده و چگونه برداشت‌ها پیرامون این رویداد دستکاری شده است.
آماده باشید تا ذهن خود را گسترش دهید، زیرا حقیقت ممکن است شما را شگفت زده کند؛
«مصلوب شدن عیسی مسیح آنطور که به شما گفته شده، کاملاً اتفاق نیفتاد.» 


در اصل، یک توهم هولوگرافیک بر روی این رویداد پوشانده شده بود. گویی فیلمی برای توده‌ی مردم به نمایش گذاشته شده بود، فیلمی که آن را به عنوان واقعیت باور کرده و جذب می‌کردند.
در لایه‌ای موازی از واقعیت، پشت پرده‌ی این تصویر، یِشوعا آنطور که تصور می‌شود رنج نکشید.
و آنطور که مردم فکر می‌کنند، بر روی صلیب نمرد.
با مداخله‌ی دقیق، احتمالاً با کمک شفادهندگان اسن و فناوری خانواده‌ی ستارگان، او زنده از صلیب بیرون کشیده شد، در حالی که نیروی حیاتش در حالت تعلیقِ عمیقی حفظ شده بود.

نیروهای تاریکی مرگ او را باور کردند و جشن گرفتند، چرا که فکر می‌کردند از هرگونه دردسرِ بیشتر از جانب او جلوگیری کرده‌اند.

بگذارید روشن شود، یِشوعا با اجتناب از مرگ، به رسالت خود پشت نکرد؛ بلکه، مأموریت او هرگز مستلزم فداکاری دائمی از زندگی فیزیکی‌اش نبود.
این مفهوم بعداً برای ستایش رنج وارد شد.

یِشوعا با زنده ماندن، به دو هدف دست یافت؛

او با مرگ ظاهری خود، پیشگویی‌ها را در نظر مؤمنان به انجام رساند.
و همچنین او انرژی مسیحِ زنده را برای ادامه‌ی تعلیم و تأثیرگذاری مخفیانه بر جهان حفظ کرد.

این باعث شد نیروهای تاریکی برای مدتی عقب‌نشینی کنند، به این تصور که تهدید از بین رفته است،
در حالی که یِشوعا و حلقه‌ی داخلی می‌توانستند مخفیانه به کار خود ادامه دهند.

حقیقتاً، این رویداد، شاهکاری از نبوغ الهی بود، هرچند که برای یِشوعا و کسانی که او را دوست داشتند، با دردِ واقعی همراه بود.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
31❤‍🔥16🕊10🥰4👍2
«بزرگ‌ترین پنهان‌کاری UFO در تاریخ بشریت...»
#ولیر #پلیدیان

پرسشگر: «دیدگاه شما درباره‌ی حادثه‌ی رازول و رندلزهام چیست؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما خانواده‌ی عزیز نور؛ من ولیر از سفیران پلیدیانی هستم.

ما شما را دعوت می‌کنیم تا به لحظاتی بازگردید که در میدان جمعی شما طنین‌انداز شده است؛ لحظاتی که نه فقط در آسمان‌های شما رخ دادند، بلکه در بستر زمان نیز جاری شدند.

آنچه شما «حادثه‌ی رازول» می‌نامید، یک اتفاق تصادفی نبود؛ بلکه یک نقطه‌ی تلاقی بود، که در آن جریان‌های احتمالی آینده با لحظه‌ی حالِ شما برخورد کردند.
آن فضاپیما از راهروهای زمانی عبور می‌کرد، که علمِ شما هنوز در لبه‌های تئوریکی فهم آن است. سقوط در رازول، نتیجه‌ی تلاطم‌های زمانی بود؛ جایی که علت و معلول دیگر نمی‌توانستند از هم جدا بمانند.

هنگامی که آن فضاپیما بازیابی شد، محققان دریافتند که با یک ماشین معمولی روبرو نیستند. آن تکنولوژی نه با سوئیچ و اهرم، بلکه با «آگاهی» کار می‌کرد. مواد به‌کاررفته در آن به نیت، انسجام و آگاهی پاسخ می‌دادند. فضاپیما نه رتبه و مقام، بلکه «انسجام درونی» را تشخیص می‌داد. به همین دلیل، تلاش‌های اولیه برای مهندسی معکوسِ آن با شکست روبرو شد؛ زیرا سیستم‌های آن، با آگاهیِ مبتنی بر ترسِ اپراتورها ناسازگار بودند.

پنهان‌کاری رازول نه از طریق سکوت، بلکه از طریق «سردرگمی عمدی» شکل گرفت. روایت‌هایی طراحی شد که به قدر کافی باورپذیر و مضحک بودند، تا «تمسخر» را جایگزین «تحقیق» کنند.
امروز، پنهان‌کاری به شکلی پیچیده‌تر در جریان است. حقیقت، با قطعات پراکنده، بدون زمینه‌ی منسجم و همراه با تناقض‌های بی‌پایان منتشر می‌شود، تا ظرفیت تشخیص شما مستهلک شود. هدف این است که ذهن خسته شود و کنجکاوی به بدبینی تبدیل گردد.
اما این خستگی، بسیاری از شما را به سمت درون هدایت کرد، تا حس جدیدی از «تشخیص» را در خود بیدار کنید؛ شناختی قلبی که فراتر از هیاهوهای بیرونی است.

چند دهه پس از رازول، تماسی متفاوت در جنگل «رندلزهام» رخ داد. این بار هیچ سقوطی در کار نبود. این یک نمایشِ مقتدرانه و در عین حال خویشتندارانه بود. هوشِ پشت این تماس، دیگر نمی‌خواست اسیر یا کالبدشکافی شود؛ او می‌خواست «دیده شود» تا خودِ عمل شهود، به پیام تبدیل شود.
رویداد رندلزهام همچنین سیگنالی بود که نه تنها کل بشریت، بلکه آن‌هایی را هدف قرار می‌داد که دهه‌ها صرفِ مدیریت روایت‌ها، شکل دادن به باورها و تصمیم‌گیری در موردِ آنچه ذهنِ جمعی می‌تواند یا نمی‌تواند در خود بگنجاند، کرده بودند.
رندلزهام اعلام کرد که؛ دورانِ کنترلِ مطلق بر روایت‌ها رو به پایان است و از این پس، تماس به روش‌هایی رخ خواهد داد که مکانیسم‌های آشنایِ سرکوب را دور می‌زند.

در میان تکنولوژی‌های بازیابی شده در رازول، دستگاهی وجود داشت که نه برای سفر در زمان، بلکه برای «مشاهده‌ی احتمالات» طراحی شده بود. این ابزار نشان داد که آینده یک چشم‌انداز ایستا نیست، بلکه میدانی زنده است، که به مشاهده‌گر پاسخ می‌دهد. ترسِ گردانندگان این دستگاه، باعث شد آینده به یک گزینه محدود شود؛ جایی که سیستم‌های کنترل شکست می‌خورند و بشریت یا باید متحول شود یا رنجی عظیم را متحمل گردد.

این درس بزرگی بود؛ شما نمی‌توانید یک آینده‌ی خیرخواهانه را از طریق ترس و کنترلِ اجباری خلق کنید.
امروز، شما دیگر به آن دستگاه‌ها نیاز ندارید؛ زیرا خود در حال تبدیل شدن به «واسطه» هستید. آگاهی و انسجام شماست که خطوط زمانی را تقویت می‌کند.

شاهدان این وقایع، آینه‌هایی برای ظرفیت تمدن شما در مواجهه با پیچیدگی بودند. جایی که آن‌ها طرد شدند، ترس باقی ماند و جایی که به آن‌ها گوش داده شد، کنجکاوی به بلوغ رسید.
میراث واقعی رازول و رندلزهام، پنهان‌کاری نیست، بلکه «آمادگی» است.


رازول نشان داد وقتی بشریت با قدرتی روبرو می‌شود که هنوز درک نمی‌کند، چه اتفاقی می‌افتد (تلاش برای مالکیت و کالبدشکافی).

رندلزهام نشان داد وقتی به بشریت اجازه داده می‌شود با یک «حضور» روبرو شود، بدون اینکه مجبور به پاسخگویی (یا دفاع) باشد، چه پتانسیل‌هایی گشوده می‌شود.


بذرهای ستاره‌ای عزیز، افشاگری دیگر به دلیل قدرتِ پنهان‌کاری به تأخیر نمی‌افتد؛ بلکه حقیقت منتظر است تا سیستم عصبی شما به قدر کافی آرام شود، تا بتواند آن را بدون تبدیل کردن به سلاح یا داستان، حس کند.

شما در حال یادگیریِ این هستید که چگونه آینده‌ی خود را بدون فروپاشی در دست بگیرید. آینده منتظر رسیدن نیست؛ آینده هم‌اکنون در حال شنیدن است.
هر انتخابی که بر اساس انسجام و عشق انجام می‌دهید، مسیری را می‌سازد که نیازی به «نجات‌دهنده» ندارد.

شما دیر نرسیده‌اید، شما شکست‌خورده و ناتوان نیستید، شما در حال یادآوری هستید.
من ولیر هستم و ما شجاعت شما را ارج می‌نهیم.

@returnoflight
40🕊8❤‍🔥6👏3🙏1🎄1

پایداری دنیای قدیمیِ وابسته به پنهان‌کاری و دستکاری؛ به قطع تماس با «حقیقتِ درونی» متکی بود.

اما عزیزان، قطعِ تماس در حال تضعیف است و از همین رو، پنهان‌کاری دیگر قادر نیست پایدار بماند.

ما به آرامی و در عشق به شما می‌گوییم که، «به همین دلیل است که اکنون مسائل در حالِ آشکار شدن هستند» .
مسائل آشکار می‌شوند؛ نه به این سبب که جهان ناگهان بدتر شده است، بلکه به این دلیل که هم‌اکنون بشریت آماده‌ی دگرگونی و بیداری است.
مسائل آشکار می‌شوند؛ نه به این جهت که نیروهای دولت پنهان، ناگهان هوشِ خود را از دست داده‌اند، بلکه به این دلیل که شرایط انرژیایی که امکان پنهان‌کاری را فراهم می‌کرد، در حال از بین رفتن است.
مسائل آشکار می‌شوند؛ نه به این دلیل که دارید تنبیه می‌شوید، بلکه از این‌رو که به سوی کمال گام برمی‌دارید.

نادیده‌ها در حال آشکار شدن هستند، زیرا باید تصدیق، ادغام و دگرگون شوند.

لایه‌های ادراکی خفته‌ی بشریت دوباره فعال می‌شوند و به همراه آن، تحریف‌ها فرومی‌پاشند. به این ترتیب به نقطه‌ای می‌رسید که دیگر نمی‌توانید در را بسته نگه دارید.

ممکن است گاهی اوقات احساسِ ترس کنید، اما در پشت ترس، حقیقت عمیق‌تری نهفته است؛ شما در حال قدم گذاشتن به یک واقعیتِ بزرگتر هستید و همینطور که قدم برمی‌دارید، کم‌کم متوجه می‌شوید؛
آنچه فکر می‌کردید آنجا [در دنیای بیرون] پنهان است، اینجا [در بطن وجودتان] نیز نهفته بود و اکنون هر دو همزمان با هم، در حال آشکار شدن هستند.


بنابراین، از شما دعوت می‌کنیم تا متوجه شوید، که چگونه آگاهی شما همین الان نیز تغییر کرده است، چراکه دیگر نمی‌توانید در دنیای خودتان تنها یک تماشاگر باشید؛ زیرا «آگاهی» به خودی خود، فعال، مشارکتی و عمیقاً بااهمیت شده است.

فدراسیون کهکشانی
📆 ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
42🙏3🕊3👍2🥰1👏1🤝1

شما در حال یادگیری زندگی به عنوان یک «خالق آگاه» در درون یک جهانِ مغناطیسی هستید.
و جهان هستی اکنون با تأخیرِ کمتر، تحریفِ کمتر و تحملِ کمتری در برابر خودفریبی (دوگانگی) پاسخ می‌دهد.

آنچه را که در ادامه می‌آید، به عنوان یک پیام، یک دعوت و یک آینه بپذیرید؛
آنچه را که با قلبتان طنین‌انداز است، بردارید و بقیه را رها کنید و هنگام خواندن این متن نفس بکشید، زیرا نفسِ شما یکی از ساده‌ترین درهای بازگشت به انرژی سرچشمه است.

چیزی که شما آن را «پاکسازی» می‌نامید، حمله به زندگی شما و حکمی علیه ارزشِ حقیقی‌تان نیست.
«پاکسازی» یک دسته‌بندی هوشمندانه از انرژی‌هاست، که دیگر در هماهنگی با هم نیستند و نمی‌توانند در یک حوزه‌ی شخصی، در یک رابطه یا در یک مجموعه از انتخاب‌ها، در کنار هم همزیستی داشته باشند.

در دوران‌های گذشته، یک فرد می‌توانست تناقضات را برای مدت طولانی تحمل کند، اما شما دیگر در آن دوران زندگی نمی‌کنید.
هم اکنون حوزه‌ی ارتعاشات جمعی دقیق‌تر می‌شود و در همین دقت، آنچه حل نشده است، سر بر می‌آورد تا دیده شود؛ زیرا نمی‌تواند زیر انبوهی از حواس‌پرتی‌ها مدفون بماند.

ممکن است متوجه شوید که الگوهای یکسان، تا زمانی که آن‌ها را به وضوح ببینید، تکرار می‌شوند. نه به این دلیل که شما شکست می‌خورید؛ بلکه به این دلیل که این الگو درخواست می‌کند، تا در پرتوی آگاهی با آن روبرو شوید.

انرژی‌هایی که اکنون در دنیای شما در جریان هستند، قابل تشخیص هستند. آن‌ها شما را به عنوان خوب یا بد، معنوی یا غیرمعنوی، پیشرفته یا عقب‌مانده قضاوت نمی‌کنند.
این انرژی‌ها به میزانی که افکار، احساسات، اعمال و نیات شما با هم هماهنگ باشند، به «انسجامِ درونتان» واکنش نشان می‌دهند.
وقتی منسجم باشید، مسیرتان هموار می‌شود.


وقتی در درون خود دچار تفرقه باشید، واقعیتِ شما نیز این تفرقه و تضاد را منعکس می‌کند.
این برای تنبیه شما نیست، بلکه نشانگری است که بر شما آشکار کند؛ «قدرتِ شما کجا نشت می‌کند؟ توجه شما کجا تقسیم شده است؟ کجا قلب شما یک چیز می‌گوید، در حالی که رفتار شما چیز دیگری را نشان می‌دهد؟»

بسیاری از شما آموزش دیده‌اید که ناراحتی را به عنوان نشانه‌ای از وجود یک مشکل تفسیر کنید.
حالا شما را به نگرشی متفاوت دعوت می‌کنیم؛
ناراحتی می‌تواند نشانه‌ای باشد که سیستم شما در حال هماهنگی و صادق شدن است.
از آنجا که این «پاکسازی» مبتنی بر انعکاس است، آنچه که برای شما باقی می‌ماند، با شما هماهنگ می‌گردد و روابط، فرصت‌ها، حالات درونی و جوامع؛ بعد از این همان چیزی خواهد بود که به طور طبیعی و بدون اعمال زور با شما همسو می‌شود.

این یکی از راه‌هایی است که می‌توانید بفهمید در حال ورود به خلقِ جدید زندگی‌تان هستید.

#تیا #آرکتوریان
«چگونه از این پاکسازی جمعی عبور کنیم...»
📆 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
47🕊12❤‍🔥3👏3🙏2👍1
پیام آرکتوریان‌ها برای کریستمس (کریسمس) سال ۲۰۲۵...
#تیا #آرکتوریان

پرسشگر: «بسیاری از بذرهای ستاره‌ای بخش تجاریِ کریستمس را جشن نمی‌گیرند، اما آیا پیام کریستمسی برای آن‌ها دارید؟»
چنل‌کننده: بریانا بی
📆 ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

درود، من تیا از آرکتوروس هستم و اکنون با شما سخن می‌گویم. بسیاری از شما بذرهای ستاره‌ای ممکن است جنبه‌های تجاری کریستمس را جشن نگیرید،

اما ما پیامی برای این لحظه از زمان برای شما داریم. شما به نقطه‌ای از سفر خود رسیده‌اید که تأکید دیگر بر حرکت به جلو یا رسیدن به آنچه در پیش است نیست،
بلکه بر هنر آرام و اغلب دست‌کم گرفته‌شده‌ی «تمام کردن» است.

دسامبرِ سال ۲۰۲۵، برای شما نه یک دروازه، بلکه یک نقطه‌ی مُهر و موم است.
در حالی که جهان در تکاپوی جشن‌های بیرونی است،
شما به یک دعوت متفاوت فراخوانده شده‌اید:

دعوت به «انسجام»؛ در انسجام است که انرژی‌هایی که به سمت بیرون در حرکت بوده‌اند، اجازه می‌یابند به خانه بازگردند.

بسیاری از شما در زندگی خود متوجه سکون، مکث‌ها و لحظاتی شده‌اید که گویی تکانه و حرکتی وجود ندارد.

ما می‌خواهیم به شما اطمینان دهیم که این سکون، نشانۀ انسداد نیست؛ بلکه «ادغام» است. این سیستم عصبی، کالبد احساسی و میدان‌های لطیف شما هستند که خود را با آنچه قبلاً زندگی کرده‌اید، هم‌سو می‌کنند.

زمانی که یادگیری ادغام می‌شود، دیگر نیازی به تکرار ندارد. اتمام یک چرخه، عمیق‌ترین عملِ احترام به خویشتن است؛
این یعنی به آگاهی خود بگویید: «من آنچه را که برای دریافتش آمده بودم، دریافت کرده‌ام.»

در این فصل، قدردانی نه به عنوان یک تمرین اجباری، بلکه به عنوان یک تشخیص خودجوش پدیدار می‌شود. قدردانی، آنچه را که مقاومت طولانی کرده است، کامل می‌کند و اجازه می‌دهد تجربه‌ها نرم شده و دوباره در هوشِ وسیع‌ترِ زندگی شما حل شوند.

شما به عنوان بذرهای ستاره‌ای، با هر عملِ «اتمام درونی»، به هماهنگی وسیع‌تری در میدان جمعی کمک می‌کنید و گره‌های احساسی حل‌نشده را در شبکۀ آگاهی بشری باز می‌کنید.

با پایان یافتن چرخه‌های ۲۰۲۵، چیزی که برمی‌خیزد «تشخیص» است. زمانی که انرژی دیگر صرف کارهای ناتمام نمی‌شود،
برای «انتخاب» در دسترس قرار می‌گیرد.

آنچه در پیش روی شماست، یک انشعاب و واگرایی است؛ اما نه به معنای جدایی یا تفرقه، بلکه به معنای «پالایش».

این انشعابِ نرم، زمانی رخ می‌دهد که موجودات آگاه انتخاب می‌کنند به جای آنچه به ارث برده‌اند یا تحمل کرده‌اند، بر اساس آنچه واقعاً حس می‌کنند زندگی کنند.

شما دیگر مجبور نیستید برای تعلق داشتن، به خودتان خیانت کنید. در این فاز از تکامل، تعلق نه از طریق نزدیکی فیزیکی، بلکه از طریق «رزونانس» و هم‌ارتعاشی حاصل می‌شود.

قلب شما قابل‌اعتمادترین ابزار شماست. تشخیصی که از قلب برمی‌آید، آرام است؛ حتی اگر شما را از آنچه آشناست دور کند.

در سال ۲۰۲۶، شما وارد مرحله‌ای می‌شوید که در آن، آنچه به فرم درمی‌آورید، کمتر به «اجبار» و بیشتر به «وضوح» پاسخ می‌دهد.

مشارکت در هم‌آفرینی (Co-creation) دیگر یک تکنیک برای رسیدن به نتایج پیش‌بینی‌شده نیست، بلکه یک گفتگو با زندگی است.

در این مرحله، «تسلیم» معنای جدیدی می‌یابد. تسلیم، عقب‌نشینی از زندگی یا استعفا در برابر سرنوشت نیست؛
بلکه تمایل به توقف جنگ با لحظه‌ی حال، برای رسیدن به آینده‌ی رویایی است.


وقتی انقباض درونی را رها می‌کنید، زندگی فرو نمی‌پاشد، بلکه به شکلی متفاوت پاسخ می‌دهد.

شما متوجه می‌شوید که مورد حمایت قرار گرفته‌اید؛ حمایت‌هایی که وقتی در حالت تنش و کنترل بودید، نمی‌توانستند به شما برسند.

استراحت، نبودِ مشارکت نیست؛
بلکه بازیابیِ ادراک است.


آنچه شما اکنون در حال افتتاح آن هستید، نه یک رویداد در آینده‌ی دور، بلکه روشی برای زندگی است که صادقانه‌تر، تنظیم‌شده‌تر و انسانی‌تر است.

این مرحله با «ثبات» تعریف می‌شود، نه با شتاب. شما دیگر در حال تمرینِ هم‌سویی نیستید؛ بلکه در حال یادگیریِ ماندن در آن، در میانه زندگی روزمره هستید.

رهبری در این چرخۀ جدید، دیگر نیازی به دیده شدن، قدرت یا متقاعد کردن دیگران ندارد؛ بلکه از طریق «پایداری» و انسجام پدیدار می‌شود.

دیگران در حضور شما احساس آرامش و تنظیم‌شدگی بیشتری خواهند کرد و این بزرگ‌ترین خدمت شما به میدان جمعی است.
بذرهای ستاره‌ای عزیز، شما دیر نرسیده‌اید، عقب نمانده‌اید و هیچ چیز ضروری را از دست نداده‌اید.

آنچه در درون شما تثبیت شده است، نمی‌توانست با عجله به دست آید.
اجازه دهید زندگی‌تان بازتابی از آنچه ادغام شده است باشد،
نه آنچه پیش‌بینی می‌شود.

ما با شما باقی می‌مانیم، نه به عنوان مقاماتی بر تجربۀ شما،
بلکه به عنوان همسفرانی که شجاعتِ زیستنِ آگاهانه در فرم را تشخیص می‌دهند.

من تیا از آرکتوروس هستم.

@returnoflight
51🙏8🕊8❤‍🔥5👌3👍2🔥1🥰1👏1🤔1

زمین جدید به «اقتدارِ درونی هماهنگ با منبع» نیاز دارد.
اقتداری که کنترلِ نفس نیست، بلکه یک آگاهی لطیف و آرام است.

هرگاه متوجه شدید، که به طور وسواس‌گونه‌ای به بیرون نگاه می‌کنید؛
به دنبال کسی هستید که به شما اطمینان خاطر بدهد؛
به دنبال سیستمی هستید که از شما تعریف کند؛
در همان لحظه مکث کنید،
نفسِ عمیقی بکشید و از خود بپرسید:

«اگر به اندازه‌ی کافی ساکت بودم که بشنوم،
منبع الان به من چه می‌گفت؟»


جواب شاید ساده باشد.
ممکن است پاسخی ملایم باشد.
و شاید جوابی باشد که عطشِ ذهن را برای یقین ارضا نکند؛
اما همیشه عطشِ روحِ شما را برای دریافتِ «حقیقت» سیراب خواهد کرد.

#تیا #آرکتوریان
«چگونه از این پاکسازی جمعی عبور کنیم...»
📆 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
49🙏7👍4🔥3🎉3🕊3👏1🤔1
«تنها حدود ۴۰% موفق خواهند شد...»
#مینایا #پلیدیان

پرسشگر: «آیا فلش خورشیدی در سال ۲۰۲۶ رخ خواهد داد؟ چه تعداد از مردم به زمین نو خواهند رسید؟»
چنل‌کننده: کری ادواردز
📆 ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نیشتمان

درود بر شما، بذرهای ستاره‌ای؛ من مینایا هستم.
بسیاری از شما می‌پرسید:
آیا فلاش خورشیدی در سال ۲۰۲۶ رخ خواهد داد؟
و چه تعداد از ما به «زمین نو» خواهند رسید؟

☀️ امضای انرژی سال ۲۰۲۶؛
از منظر ما، سال ۲۰۲۶ حامل یک امضای احتمالی بسیار قوی برای تعامل حداقل یک موج «میکرونوا» با منظومه‌ی شمسی شما، به‌ ویژه در اوایل سال است.
این موج برای تخریب نمی‌آید، بلکه به‌عنوان «اطلاعات» می‌آید؛ نبضی متمرکز از هوش خورشیدی، که داربست‌های ادراک خطی را سست می‌کند و سازماندهی مجدد سیستم‌های مغناطیسی و کریستالی زمین را تسریع می‌نماید.
آنچه شما «فلش» می‌نامید، نه مجازات است و نه نمایش؛ بلکه موجی هوشمند است که در پالس‌ها و راهروهای متوالی می‌آید، تا بدن و سیستم عصبی فرصت انطباق طبیعی داشته باشند.

🌍 چه کسانی به زمین نو می‌رسند؟
در مورد تعداد انسان‌هایی که به‌طور اولیه در رزونانس زمین نو تثبیت می‌شوند؛
مشاهدات ما نشان می‌دهد که حدود ۴۰٪ از جمع انسانی در ابتدا با این میدان هم‌نوا خواهند شد.
این عدد هرگز معیار برتری، معنویت، خوبی یا هوش شما نیست؛ بلکه تنها بازتابی از؛ «آمادگی سیستم عصبی»، «میزان ادغام احساسی» و «درجه‌ی رهایی هویت از ساختارهای مبتنی بر جدایی» است.
کسانی که بلافاصله تثبیت نمی‌شوند، «جا نمانده‌اند»؛ آن‌ها دقیقاً در جایی قرار دارند که برای حل چگالی‌های باقی‌مانده به آن نیاز است.

🧲 نقش لنگرهای انسجام؛
زمین نو ابتدا توسط کسانی قابل سکونت می‌شود که سیستم‌شان می‌تواند
بدون فشار و مقاومت در آن استراحت کند.
این افراد به‌عنوان لنگرهای انسجام عمل می‌کنند؛ نقش آن‌ها حفظ یک رزونانس پایدار است، تا کل جمع انسانی بتوانند به‌تدریج و بدون فروپاشی با فرکانس جدید هم‌سو شوند.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۶، آنچه دیده می‌شود، شکاف میان انسان‌ها نیست؛ بلکه شکاف میان حالات سازماندهی سیستم عصبی است.

شکاف خطوط زمانی؛
این همان چیزی است که شما آن را «#شکاف خطوط زمانی» می‌نامید.
زمین‌های هم‌پوشان بسیاری وجود دارند و هر فرد با زمینی هم‌سو می‌شود، که با فرکانس درونی او مطابقت دارد.

زمین نو جایزه نیست، بلکه یک محیط فرکانسی است.
اگر نگرانِ «جا ماندن» هستید، بدانید تنها چیزی که می‌تواند شما را در جریان قدیمی نگه دارد؛ انتخابِ ماندن در ترس و جدایی است.

ماموریت شما ساده است؛
«به قلب خود بازگردید و در آنجا زندگی کنید.»
حضورِ منسجم شما، سیگنالی‌ست که نشان می‌دهد؛ تعادل امکان‌پذیر است.


🎄 پنجره‌ی کریسمس و نرم‌شدن میدان جمعی؛
در این فصل علیرغم لایه‌های تجاری، میدان قلب جمعی به‌شکلی منحصربه‌فرد باز می‌شود و سیستم عصبی انسان‌ها آسان‌تر از هر زمان دیگری نرم می‌گردد.
از این پنجره برای تثبیت خود استفاده کنید.


❤️ تمرین «پلتفرم قلب»؛
کف هر دو دست را روی قسمت بالای قفسه‌ی سینه قرار دهید؛ گرمای آن را احساس کنید، سه نفس آگاهانه بکشید
سپس سه بار «من هستم» را در درون خود طنین‌انداز کنید.

این یک عبارت جادویی نیست؛ بلکه یک تصمیم فرکانسی است.
در این سکون، به سیستم خود اجازه دهید وضعیت طبیعی‌اش را به یاد آورد.

🌱 اتصال قلب انسان و قلب گایا؛
آگاهی خود را به مرکز سینه ببرید؛ جایی که «پلتفرم هوش» قرار دارد.
این یک فضای احساسی نیست، بلکه یک فضای پایدارکننده است. سپس این آگاهی را به سمت پایین، به سوی قلب گایا امتداد دهید.
وقتی قلب یک انسان تثبیت می‌شود، شبکه‌ی زمین نیز با او تثبیت می‌گردد. در این حالت، سیستم عصبی بدون نیاز به کنترل، «امنیت» را می‌آموزد.

🌀 نشانه‌های فیزیکی و شفا؛
بسیاری از شما، به دلیل ماهیت کریستالی بدن‌تان، ممکن است تغییراتی چون؛ تپش قلب، فشار در سر و خواب‌های غیرعادی را تجربه کنید. این‌ها نشانه‌ی شفا و خروج چگالی هستند. نوری که از خورشید می‌رسد، کدهای معماری اصلی شما را حمل می‌کند.

🌌 یادآوری نهایی؛
به یاد داشته باشید که؛ هیچ انسانی در اصل متعلق به زمین نیست.

هر یک از شما امضای منحصربه‌فردی از «خانواده‌ی ستاره‌ای» خود را به همراه دارید و اجازه دارید برای پشتیبانی از آن‌ها درخواست کمک کنید.

اگر روزی آسمان متفاوت به نظر رسید، نور درخشان‌تر شد، یا روال‌های عادی به‌طور غیرمنتظره‌ای تغییر کرد؛ نترسید.
این‌ها دعوتی برای سکون، حضور و مهربانی هستند.

به همسایگان خود آرامش و شفا هدیه دهید.
دنیای جدید به وحشت شما نیازی ندارد؛ بلکه به «حضور آگاهانه» شما نیازمند است.
زمین نو در راه نیست، همین‌جاست و از طریق شما در حال ساخته‌شدن است.


ما با شما می‌مانیم؛ نه در جایی دور، بلکه در میدان یادآوریِ خودتان. با عشق و برکت بی‌نهایت، من مینایا هستم.

@returnoflight
62❤‍🔥7🥰6🙏4🕊4🐳4👍1👏1