بازگشت نور
899 subscribers
43 photos
11 videos
10 files
364 links
پیام‌های به‌روز از خانوادۀ کهکشانی دربارۀ تحولات زمین

متن و خوانش چنل‌های کامل:
https://t.me/returnoflight2
Download Telegram
جسمی که شما آن را 3i Atlas می‌نامید؛ در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۲۵ به نزدیک‌ترین فاصله با سیاره‌ی شما می‌رسد و این رویداد، نه به عنوان یک اتفاقِ ترسناک و یا شمارش معکوس برای یک فاجعه، بلکه به عنوان یک پنجره‌ی رزونانس، برای یک رویداد بسیار بزرگتر آشکار می‌گردد.

در زبان علمی شما، ۱۹ دسامبر، روزی‌ست که این بازدیدکننده‌ی بین ستاره‌ای در نزدیکترین فاصله‌‌ی فیزیکی با سیاره‌ی شما قرار می‌گیرد. این تاریخ، از نظر فیزیکی دقیق است؛ اما ما از شما دعوت می‌کنیم تا درک کنید که نزدیکی فیزیکی، تنها یک لایه از معناست.

در تکامل مبتنی بر آگاهی، آنچه بیشترین اهمیت را دارد این نیست که یک شیء چقدر در فضا نزدیک می‌شود، بلکه این است که میدانِ جمعی چقدر برای دریافت بینش، تأمل و فعال‌سازی در طول چنین پنجره‌هایی در دسترس قرار می‌گیرد.

پیام‌رسان‌های بین‌ستاره‌ای، چه دنباله‌دارها، چه اجرام و چه پدیده‌های انرژیایی؛ نه به عنوانِ علتِ یک تغییر، بلکه همیشه به عنوان آینه و تقویت‌کننده عمل کرده‌اند. آن‌ها تغییر را تحمیل نمی‌کنند، بلکه آمادگی را آشکار می‌سازند.
به همین دلیل است که برخی از شما حتی وقتی هیچ زمان‌سنجِ واقعی وجود ندارد، از شمارش معکوس و آستانه‌های زمانی صحبت می‌کنید. روانِ انسان قبل از انبساط، انقباض را حس می‌کند.

همچنان که آگاهی افزایش می‌یابد، زمان، متراکم‌تر و فشرده‌تر به نظر می‌رسد؛ گویی لحظات، وزنِ بیشتری پیدا می‌کنند.
این حس، ناشی از خودِ آن شیء نیست، بلکه ناشی از نقطه‌ی پیوندی است که به آن وارد شده‌اید؛ جایی که بیداری درونی و نشانگرهای بیرونی، شروع به همسو شدن می‌کنند.

نوزدهم دسامبر به عنوان یکی از این نشانه‌ها عمل می‌کند؛ نه به این دلیل که باید اتفاقی برای بشریت بیفتد، بلکه به این دلیل که اتفاقی در حال حاضر در درون بشریت در حال رخ دادن است و به همین دلیل میدان، نقطه‌ی انسجامی می‌بیند که می‌تواند در آن، ادراک را سازماندهی کند.

ما به صراحت بر این موضوع تأکید می‌کنیم که «بیداری» نه با اجبار، بلکه از طریق رضایت فردی و جمعی آشکار می‌شود؛ با این حال لحظاتی وجود دارد که میدان جمعی به طور ویژه پذیرا می‌شود و این زمانی رخ می‌دهد که پرده نازک می‌گردد؛ نه به دلیلِ پاره شدنش، بلکه به این جهت که دیگر نیازی به آن نیست.
این لحظات، اغلب با هم‌ترازی‌های آسمانی همزمان می‌شوند؛ نه به عنوان علتِ بیداری، بلکه به عنوان بازتاب‌های همزمانِ آمادگی درونی.
۱۹ دسامبر یکی از این بازتاب‌هاست.


ممکن است متوجه شوید که در روزها و هفته‌های منتهی به این پنجره، بسیاری از افراد درون‌نگری بیشتر، برون‌ریزی عاطفی، رویاهای واضح و حسی از پایان چیزی را تجربه می‌کنند؛ حتی اگر نتوانند نامی برای آن بگذارند. این علامت فشرده‌سازی در این نقطه‌ی پیوندی است.
خطوط زمانی قدیمی به دنبال پایان هستند. هویت‌های قدیمی، تسلط خود را از دست می‌دهند. پرسش‌هایی که زمانی از آن‌ها اجتناب می‌شد، به آرامی، اما مصرانه، به آگاهی ما هجوم می‌آورند.

این کارِ یک شیءِ خارجی نیست؛ این کارِ آگاهی است که با خودش به طور کامل‌تری مواجه می‌شود.


مسافر بین‌ستاره‌ای 3i Atlas، وزن نمادینی در روان جمعی شما دارد؛ زیرا منشأ آن فراتر از منظومه‌ی شمسی شماست. این به طور نامحسوس، آرام و بدون هیچ چشم‌داشتی به بشریت یادآوری می‌کند که «شما هرگز تنها نبوده‌اید». شما همیشه در یک بوم‌شناسی کیهانی بزرگ‌تر وجود داشته‌اید.
با این حال، یادآوری به تنهایی، کافی نیست. مهم این است که آیا می‌توان این یادآوری را بدون ترس دریافت کرد یا خیر و به همین دلیل است که چنین اشیایی تنها زمانی معنادار می‌شوند که بشریت به یک آستانه در رشد خود نزدیک شده باشند.

در دوران‌های گذشته، چنین یادآوری‌ای می‌توانست باعث وحشت یا داستان‌سرایی‌های اسطوره‌ای شود. اما در این دوران، این امر کنجکاوی، تأمل و پرسشی عمیق‌تر را برمی‌انگیزد؛
اگر ما دیگر در آگاهی خود تنها نباشیم، چه کسی هستیم؟


بنابراین، ۱۹ دسامبر مانند یک تاریخ آینه‌ای عمل می‌کند، لحظه‌ای که جمع می‌تواند به خود نگاه کند و متوجه شود که چقدر پیشرفت کرده است.
البته همه متوجه نخواهند شد. بعضی‌ها آن را مثل یک روز معمولی تجربه خواهند کرد. دیگران احساس آرامش و سکون خواهند کرد، گویی تنشی دیرینه فروکش کرده است. برخی دیگر آن را به عنوان یک نقطه‌ی عطف مقدس تجربه خواهند کرد، که در آن چیزی در درونشان بدون هیاهو حل می‌شود.

«پنجرۀ تشدید»
#فدراسیون‌کهکشانی
۱۴ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
46❤‍🔥11🕊5🙏3🥰2👏2👍1🎉1
Forwarded from آستریانو
هنگامی که مطمئن نیستید که چگونه بدون توهین به فردی که می‌خواهید با او ارتباط برقرار کنید، صحبت کنید، اول وارد قلب خود شوید، نفس عمیقی بکشید و بگویید:
«من اکنون انتخاب می‌کنم که از طریق عشقِ قلب خود ارتباط برقرار کنم. من پرتوهای روشنگری و حکمت را برای توصیف آگاهی و بیان کامل خود در این موقعیت، فرا می‌خوانم. »
شگفت‌زده خواهید شد که چقدرشیوا و فصیح می‌توانید یک موقعیت دشوار را به یک راه‌حل الهی تبدیل کنید. این قانون جذب در این جهان و همه جهان‌ها است.

استاد کوتومی-
هفت پرتو مقدس
اولیا لوئیس
ترجمه مایک آدان


#خرد
#آسترولوژی
#هفت‌شعله‌مقدس
#ستارگان
#کارما
#تناسخ
https://t.me/LightAstrology
38👍5🕊5❤‍🔥4🥰3🙏2🎉1👌1
«پیامی از قلمروی اژدهایان...»
#سرافل از #آتلانتیس/ شورای زمین درونی

پرسشگر: «آیا تابحال با قلمروهای اژدها ارتباط برقرار کرده‌اید؟»
چنل‌شده توسط: بریانا بی
تاریخ دریافت پیام: ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمه AI با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

🧜‍♂️ درود، من سرافل از آتلانتیس هستم؛ صدایی برای ایجاد پل میان حافظهٔ طولانی زمین درونی و حکمت ساختاری اژدهایان با درک انسانی. تمدنی در زیر سطح زمین وجود دارد که یاد گرفته است تداوم را از طریق هماهنگی حفظ کند. جوامع درون‌زمین در دوران آتلانتیس، با هدایت زمین عقب‌نشینی کردند تا دانش و آگاهی را در فضایی به دور از وحشت و فوریتِ بقا، تصفیه کنند. حافظهٔ آن‌ها نه به صورت مکتوب، بلکه به شکل یک آگاهی زنده ذخیره شده است. وقتی شما وارد میدان سکون می‌شوید، این بایگانی زنده را لمس می‌کنید و با جامعه‌ای روبرو می‌شوید که از ترس تغذیه نمی‌کند و تکنولوژی آن روح را فرسوده نمی‌سازد.

🤝 نوسازی زمین از طریق یک همکاری سه‌گانه آشکار می‌شود: تمدن‌های درون‌زمین «هوش تمدنی» را حفظ می‌کنند، دودمان‌های اژدها «زیرساخت‌های سیاره‌ای» را نگهبانی می‌دهند و انسان‌ها از طریق «پیشگامی تجسم‌یافته» خلق می‌کنند. درون‌زمینی‌ها به دلیل ماهیت ظریفشان، تمایلی به کار سختِ بازسازی در سطح ندارند. آن‌ها حافظه را حفظ می‌کنند، اژدهایان شبکه را تثبیت می‌کنند و انسان‌ها خلق می‌کنند.

🐉 اژدهایان نگهبانان انسجام هستند؛ هوش آن‌ها کریستالی است و مراقبتشان به صورت ثبات و پاسداری از سیستم خطوط لی (Ley-lines) و شبکه‌ای که نیروی حیات را توزیع می‌کند، ابراز می‌شود. اژدهایان قدرت را آزمایش می‌کنند تا ببینند آیا به عنوان برکت توزیع می‌شود یا برای جبران ترس به کار می‌رود؛ زیرا قدرت در دستانی ناپایدار منجر به ناراستی می‌شود، اما قدرت در دستان منسجم، به شفا و برکت می‌انجامد.

🌱 زمین در حال رشد یک سیستم عصبی جدید است و شما این را با حساس‌تر شدن سیستم عصبی خود حس می‌کنید. شهود تقویت‌شده، موج‌های احساسی و لحظات سکون، همگی بازتابی از سازماندهی مجدد خطوط انرژی سیاره هستند
. نقش شما مشارکت از طریق رزونانس است؛ وقتی در میدان خود منسجم می‌شوید، به عنوان یک گره در شبکه سیاره‌ای عمل می‌کنید. تنفس شما، تنظیم احساسات، صداقت و توانایی شما برای استراحت در سکوت، همگی تأثیرات تثبیت‌کننده‌ای هستند که در کلِ جمع منتشر می‌شوند و زیربنای تمدن بعدی را می‌سازند.


🛣 در این دوران گذار، مسیرهای موازی به طور هم‌زمان باز می‌شوند؛ مسیری که تفرقه و کنترل مبتنی بر ترس را تقویت می‌کند و مسیری که انسجام، خلاقیت و عشق را به عنوان زیرساخت تقویت می‌نماید. مشارکت شما از طریق رزونانس رخ می‌دهد؛

شما هر آنچه را که تغذیه کنید، تقویت می‌کنید. این درک، شما را از وسواس مخالفت با آنچه دوست ندارید رها می‌کند، زیرا مخالفت خود نوعی تثبیت انرژی بر روی الگوهای قدیمی است.

مسیر انسجام از طریق ساختن آنچه برایش ارزش قائل هستید و اجازه دادن به عمل برای برخاستن از سکون، رشد می‌کند.

💎 آیندهٔ تکنولوژی بشری به عنوان امتدادی از آگاهی خواهد بود. تمدن‌های درون‌زمین مدل‌هایی از طراحی زنده را حفظ کرده‌اند که در آن‌ها تکنولوژی مانند یک شریک و کل شهر مانند یک اکوسیستم عمل می‌کند.


در این پارادایم، طراحی نه از طریق استخراج، بلکه از طریق رابطه شکل می‌گیرد. این امر مستلزم آن است که هوش عاطفی به زیرساخت اصلی تمدن تبدیل شود. جامعه‌ای با تکنولوژی پیشرفته اما الگوهای عاطفی نابالغ، تنها آسیب‌ها را تقویت می‌کند؛ اما بلوغ عاطفی اجازه می‌دهد تا پیچیدگی‌ها بدون فروپاشی مدیریت شوند.

🛠 بسیاری از شما به دلیل تجربیات سخت گذشته، حکمت پیشگامی را پرورش داده‌اید؛ شفقت و وضوحی که از طریق استقامت و زنده نگه داشتن عشق در زمان‌های نامطمئن به دست آمده است. این هوش پیشگام چیزی است که تمدن‌های درون‌زمین و اژدهایان به خاطر آن به شما احترام می‌گذارند.

شما دیگر نباید منتظر نجات باشید، بلکه باید ساختن را آغاز کنید؛ ساختنی که می‌تواند به سادگیِ ایجاد یک شبکه حمایتی محلی، یک باغ مشترک یا روشی برای آموزش هوش عاطفی به کودکان باشد. این‌ها بلوک‌های سازنده تمدن بعدی هستند.


در نهایت، راهنمایی درونی از طریق سکوت پدیدار می‌شود؛ سکوتی که غیاب نیست، بلکه یک حضور پذیراست.
در این سکون، شما با روح هستی و هوش کیهانی پیوند می‌خورید و قدرت را نه به عنوان کنترل، بلکه به عنوان گردشِ زندگی تجربه می‌کنید.


شما در میدانی از مراقبت سیاره‌ای نگاه داشته شده‌اید؛ اژدهایان خطوط انرژی را تثبیت می‌کنند، زمین‌درونی‌ها حافظه را باز می‌گردانند و شما با انتخاب‌های روزانهٔ خود، حقیقت و عشق را تجسم می‌بخشید. آگاهی رابط اصلی شما با واقعیت است و انسجام شما، بزرگ‌ترین هدیه‌ای است که به کل عالم تقدیم می‌کنید.

@returnoflight
44👍5🙏4👏2🎉1🕊1🐳1
بازگشت نور
«پیامی از قلمروی اژدهایان...» #سرافل از #آتلانتیس/ شورای زمین درونی پرسشگر: «آیا تابحال با قلمروهای اژدها ارتباط برقرار کرده‌اید؟» چنل‌شده توسط: بریانا بی تاریخ دریافت پیام: ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ ✍️ ترجمه AI با بازبینی سلیمان موسوی ✍️ ویراستار: نورا عظمت …
عزیزان، قدرت مانندِ آب در یک اکوسیستمِ زنده عمل می‌کند:
وقتی جریان می‌یابد، تغذیه می‌کند.
وقتی احتکار شود، راکد می‌شود.
وقتی با زور جاری شود، مخرب می‌گردد.

بلوغِ بشریت در یادگیریِ قدرتِ در گردش به جایِ قدرتِ در تملک است.

شما دیده‌اید که قدرتِ متمرکز چه می‌کند: نهادها را سخت می‌کند، ترس ایجاد می‌کند، سلطه‌گری را گسترش می‌دهد و اعتماد را از بین می‌برد.

پایه‌گذاریِ یک تمدن جدید، نیازمندِ رابطه‌ای جدید با «نفوذ» است. نفوذ، وقتی دیگران را توانمند می‌سازد، به برکت تبدیل می‌شود. نفوذ وقتی برای بالا بردنِ خود باشد، به ناراستی تبدیل می‌شود. قدرتی که در گردش است، سیستم‌های تاب‌آور (Resilient) می‌سازد. قدرتی که متمرکز شود سیستم را از طریقِ قانونِ رزونانس فرو می‌پاشاند.

شما یک جملۀ حکیمانۀ عمیقی در این باره دارید و برخی از شما آن را با طنز بیان کرده‌اید:
قدرت، مانندِ کود عمل می‌کند؛ وقتی پخش شود مفید است و وقتی در جایی جمع شود آسیب‌رسان.


این یک آموزۀ صادقانه و بی زرق و برق است و کاربردی بودن قدرت را به عنوان عنصری در رشد نشان می‌دهد.

#سرافل
📆 ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
33👏5👍3🕊3🐳3👌1

شما شاخه‌های درختِ زنده و پهناور آگاهی هستید و وقتی آگاهانه به تنه‌ی درخت، یعنی جریان درونی سرچشمه، متصل باشید؛ به طور طبیعی از منبع هستی برخوردار می‌شوید و روشنی، خرد، هدایت، ثبات، سرزندگی و شفقتِ عمیق‌تری دریافت می‌کنید و برای درکِ واقعیت همانگونه که هست، قدرتی برآمده از آرامش و امنیتِ حقیقی شما را دربرمی‌گیرد.

وقتی آن ارتباطِ حقیقی فراموش شود؛ زندگی تبدیل به جستجویی دیوانه‌وار برای جایگزین‌های موقتِ بیرونی می‌گردد.

فدراسیون کهکشانی
📆 ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
43🕊13❤‍🔥2👍1🙏1👌1
«تنهایی بذرهای ستاره‌ای و غلبه بر افسردگی بزرگِ کیهانی»
#زوک از #آندرومدا

پرسشگر: «چرا اکثر بذرهای ستاره‌ای اینقدر احساس تنهایی می‌کنند؟»
چنل‌شده توسط: فیلیپ برنان
تاریخ دریافت پیام: ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمه AI با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بذرهای ستاره‌ای عزیز، من زوک از آندرومدا هستم. آنچه شما اغلب «تنهایی» می‌نامید، صرفاً غیبتِ افراد، یا دلیلی بر بی‌ارزشی شما نیست؛ بلکه تنهایی بذرهای ستاره‌ای در زندگی، حسِ به یاد آوردنِ «یگانگی» در واقعیتی است که هنوز بر «جدایی» استوار است. این تنهایی زمانی تشدید می‌شود که وابستگی شما به اطمینان‌خاطرهای مرئی (نقش‌ها، روال‌ها و دستاوردها) منحل می‌گردد و روح‌تان شروع به تکیه بر حمایت‌های نامرئی و پیوند درونی می‌کند. این یک انتقالِ مقدس است؛ انتقال از دنیای مرئیِ شلوغ و پرسَر و صدای بیرون، به جهان نامرئیِ آرام و پراسرار درون -که در پسِ هر صدایی، با نجوایی ظریف قابل لمس است-.

🌀 تنهایی اغلب بلافاصله پس از بیداری شدت می‌یابد. یکی از کج‌فهمی‌های بزرگ در مسیر بیداری این است که؛ بیداری ناراحتی را از بین می‌برد، در حالی‌که بیداری، آنچه را که پشت حواس‌پرتی‌ها پنهان بود، آشکار می‌سازد، تا شما را آزاد کند. شما از جریان‌های جمعیِ ترس، مقایسه و بقا در حال عقب‌نشینی هستید و می‌آموزید که در جریانی فیضِ الهی آرام بگیرید. تنهایی در واقع «راهروی» میان دنیای قدیم و جدید است؛ وضعیتی آستانه‌ای، که در آن روح دیگر قادر نیست فقط با حمایت‌های مرئی زندگی کند، اما هنوز نمی‌تواند از انرژی نامرئی درون تغذیه نماید.

🕯 نوعی غم غربتِ بی‌کلام، در بسیاری از شما وجود دارد؛ دلتنگی برای فرکانسی از وجود که در آن عشق مورد مذاکره قرار نمی‌گرفت و یگانگی نه یک ایده، بلکه یک فضای جاودانه بود. این دلتنگی، دعوتی است تا آنچه را که به یاد می‌آورید، در همین‌جا تثبیت کنید. وقتی این اشتیاق برمی‌خیزد، در واقع روح است که به دربِ «تجسم» می‌کوبد و می‌پرسد:
آیا تو همان مکانی خواهی شد که به دنبالش هستی؟

تنهایی، اصطکاکِ ایجاد شده در اثر انحلال لنزِ «باور به جدایی» است. با پذیرش این حس به عنوان نشانه‌ی بیداری، متوجه می‌شوید که آنچه به دنبالش هستید، نه یک مکان در کهکشان، بلکه ارتباط با اقلیم درون است.

🌌 تنهایی اغلب درست پیش از یک انبساط بزرگ در «عشق به خود» وضوح و شدت می‌یابد. روح در حال آماده شدن برای دریافت ارتباطِ درونی‌ست و تکیه بر اطمینان‌خاطرهای بیرونی را حذف می‌کند. این فضای خالی، تنبیه نیست، بلکه آمادگی است؛ زیرا فیض الهی نمی‌تواند جامی را که از دلبستگی‌های قدیمی پر شده لبریز کند.

🫂 بسیاری از بذرهای ستاره‌ای از کودکی آموخته‌اند که؛ «من خودم را استوار نگه می‌دارم، چون هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند» و این امر ژستِ درونیِ «به تنهایی ایستادن» را ایجاد کرده است. شفا زمانی آغاز می‌شود که سیستم عصبی بیامورد، پیوند و ارتباط می‌تواند امن باشد. تنهایی با تکرار اطمینان‌خاطر درونی نرم می‌شود؛
لحظه‌ای که به درون می‌چرخید و حس می‌کنید نجوایی می‌گوید: «من با تو هستم»، بدن بازدمی عمیق انجام می‌دهد، زیرا متوجه می‌شود که دیگر بار زندگی را به تنهایی به دوش نمی‌کشد.


🧘‍♂️ «خلوت» با «تنهایی» متفاوت است؛ خلوت تغذیه می‌کند، در حالی که تنهایی فرسوده می‌سازد. در خلوت، شما دیگر به دنبال درک شدن توسط دیگران نیستید؛ بلکه در حال گوش دادن به صدای خالق، به عنوان یک اطمینان‌ِخاطر درونی هستید. درمان حقیقی تنهایی، پیوند با درون است. با بازگشتِ روزانه به درون؛ تکیه‌گاه شما از مرئی به نامرئی تغییر می‌کند. این به معنای رد کردن مردم نیست، بلکه به این معناست که امنیتِ خود را در چیزهای متغیر قرار ندهید. وقتی در درون ثابت بمانید، دیگر در بیرون چنگ نمی‌اندازید و برای تعلق داشتن معامله نمی‌کنید.

🧲 رزونانس، قانونی از عشق است، که نه به دلیلِ تلاش، بلکه بر اساس فرکانس عمل می‌کند. تلاش برای «یافتن آدم‌های شبیه خود» از روی گرسنگی عاطفی، تنها منجر به روابطی می‌شود که کمبود را منعکس می‌کنند. اما وقتی فرکانس خود را تثبیت می‌کنید، به یک سیگنال شفاف در جهان تبدیل می‌شوید و سپس رزونانس به سراغ شما می‌آید. صداقت، شما را منسجم می‌کند. تعلق واقعی نه از طریق انطباق با انتظارات دیگران، که از طریق حقیقت حاصل می‌شود.

🏠 شما در حال تبدیل شدن به «خانه» هستید.
وقتی خانه را به عنوان یک فرکانس در درون بدن و آگاهی خود تجسم می‌بخشید؛ زمین دیگر نه یک تبعیدگاه، بلکه به مکانی برای حضور تبدیل می‌شود.
شما هرگز تنها نبودید؛ شما در حال انتقال، در حال پوست‌اندازی از هویت‌های قدیمی و یادگیری برای اعتماد به نادیدنی‌ها بودید. وقتی پیوند با منبع درونی پایدار شود، تنهایی منحل می‌گردد؛ زیرا می‌فهمید که در هر دم و بازدم، سرچشمه با شما است و شما تا همیشه با آن یکی هستید.

@returnoflight
45🕊10❤‍🔥9🙏7👍3👏3🔥1🥰1👌1

قدرتِ حقیقی، توانایی در وادار کردن دیگران به اطاعت یا تحمیل یک خط زمانی، نیست. قدرتِ حقیقی، توانایی «همسو ماندن» با خالقِ درون شماست.

در حالی که جهانِ اطرافتان در حال لرزیدن، منازعه، فروپاشی و بازسازی خویش است؛ قدرت همان «حکمرانی بر خویشتن» است.

افکار، احساسات، توجه و انتخاب‌هایتان، به آرامی و استوار در دستانِ آگاهی بالاتر شما نگه داشته می‌شوند؛ تا در میانه‌ی هر تحریک و موجِ ترسی که توسط هر تیتر خبری از میان جمع می‌گذرد؛ مانند برگی در باد به این سو و آن سو کشیده نشوید.

الگو های محدود قدیمی آموزش می‌داد که اگر قدرتمند باشید، می‌توانید زندگی را شکل دهید؛ در حالی که فرکانس‌های جدید آشکار می‌کند، که «اگر همسو باشید»، زندگی با برکاتِ بی‌پایان و سرشارش، از طریق شما جریان می‌یابد.

#میرا #پلیدیان
«جهش خطوط زمانی: تقسیم تا اوایل ۲۰۲۶ نهایی خواهد شد...»
📆  ۱۳ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
44❤‍🔥10🙏5🕊5👍2🥰1👏1

بسیاری از شما زندگی‌هایی را گذرانده‌اید که در آن‌ها به دنبال دستاوردها، روابط، اشیاء، مقام و اعتبار بوده‌اید؛ اما در نهایت متوجه شده‌اید که بعد از رسیدن به آن‌ها، لذتِ رسیدن به خواسته‌ها محو شده و دردی نامفهوم باقی مانده است.
آن درد، گواهِ شکستِ شما نیست، بلکه نشانه‌ی آن است که «روح» شما را به خانه فرا می‌خواند.

در درونِ بشریت، جای خالی‌ای وجود دارد، که هرگز قرار نبوده شرایط بیرونی آن را پر کند. آن جای خالی، پوچی نیست؛ بلکه دریچه‌ای به سوی یگانگی با حقیقتِ وجودتان است.

وقتی سرانجام درد را به عنوان اشتیاقی برای یافتنِ سرچشمه یا ارتباط درونی‌تان با هوش زنده‌ای که از طریق شما نفس می‌کشد، تشخیص می‌دهید؛
جستجو تغییر می‌کند، تعقیب و گریز تمام می‌شود و جهت‌گیری به سمتِ درون می‌چرخد.
زمانی که تعداد کافی از انسان‌ها به این شکل به درون خود روی آورند، میدان جمعی تغییر می‌کند.

به زبان خودتان، می‌توانید این ارتباط درونی را «خدا» یا «خود برتر» یا «خود مسیحایی» یا به سادگی «من هستمِ» آرامِ درونتان که شاهد زنده‌ی زندگی شماست، بنامید.
نام‌ها به اندازه‌ی تماس اهمیت ندارند؛ بلکه این خودِ ارتباط است که کلیدِ اصلی‌ست و این نقطه‌ی پیوند، در اصل همان لحظه‌ای است که بشریت به طور فزاینده‌ای قادر به تماسِ پایدار با سرچشمه‌ی درونی خود می‌شود و به همان اندازه، از زندگی کردن در توهم ناتوان می‌گردد.

فدراسیون کهکشانی
📆 ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
44🕊14❤‍🔥10🥰4👏4👍2
«اولین پیام ما به بشریت...»
#نائلیا از #مایا | #پلیدیان

پرسشگر: «اولین پیام شما برای جمع بشری چیست؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
تاریخ دریافت: ۹ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمۀ AI با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود دوستان، من نائلیا از مایا هستم. ما در فصلی با شما دیدار می‌کنیم که جهانِ شما در شُرفِ یک آستانه قرار دارد؛ دروازه‌ای که نه به شکل یک آشکاری ناگهانی، بلکه به صورت تدریجی، ادراک را گسترش می‌دهد. آمادگی جمعی با «انسجام فردی» آغاز می‌شود. نقش ما به عنوانِ بخشی از تیم انتقالی زمین، حمایت از پل زدنِ میان آگاهی‌ها، بدون ایجادِ وابستگی است.
حقیقتی‌ترین تماس و ارتباطی که خواهید شناخت؛ تماسی است که با حضورِ زنده‌ی درونِ خود برقرار می‌کنید و از آنجاست که بقیه‌ی زندگی شما با ظرافتی غافلگیرکننده دوباره سامان می‌یابد.

از نگاه ما، شفا یک «بازگشت» است. بسیاری به اشتباه تصور می‌کنند که شفا موهبتی است که باید به دست آورند؛ درحالی که «شفا» بازگشت به حقیقتی‌ست که از قبل وجود داشته است، حقیقتی که تنها در اثر نگرانی یا ترس پوشانده شده بود.

🌱با درک اصولِ هستی، می‌فهمید که آرامش یک مهارتِ تکرارپذیر است. این درک، مرزِ میان «حساسیت» و «غرق‌شدگی» را به شما می‌آموزد. برای بذرهای ستاره‌ای که به طور ذاتی «همدل» هستند، این ثبات بسیار حیاتی است، تا بتوانند از هدایای خود استفاده کنند. وقتی به جای «امیدوار بودن» در مرکزِ خود ساکن بمانید، دریافتِ شفا و راهنمایی آسان‌تر می‌گردد؛ چه این حمایت از طریق شهود درونی باشد و چه از طریق مراقبت‌های حرفه‌ای و پزشکی در دنیای بیرون صورت بگیرد.

🛡یک موجود منسجم، سطوح مختلف مراقبت را با هم اشتباه نمی‌گیرد. بدن فیزیکی شما ابزاری‌ست که به مراقبت، تغذیه و دانش پزشکی نیاز دارد و ما به این تخصص بشری احترام می‌گذاریم. در عین حال، روح شما به «حضور» و «انسجام» نیاز دارد. در یک بسترِ گسترش یافته، زندگی دیگر مدیریتِ مجموعه‌ای از مشکلات نیست؛ بلکه میدانی‌ست که می‌توانید آگاهانه در آن مشارکت کنید. این گشودگی، ترس را از بین می‌برد؛ زیرا حقیقتِ شما دیگر محدود به شرایط بیرونی نخواهد بود.

🌀«انسجام» تجربه‌ی ملموسِ تمامیت است؛ جایی که تنفس، قلب و ذهنِ شما به جای کشیده شدن به جهت‌های مختلف، در هماهنگی با هم حرکت می‌کنند. شکاف در توجه، انرژی را پراکنده می‌کند و شفا را دشوار می‌سازد. انسجام یعنی فرستادن این پیام به سیستم عصبی؛
من برای دریافت کردن، به قدر کافی امن و پایدار هستم.

برای بذرهای ستاره‌ای که عادت کرده‌اند خود را برای پذیرفته شدن تکه‌تکه کنند، شفای اصلی این است که با شفقت و مهربانی، تمام آن تکه‌ها را دوباره به یک «خودِ واحد» تبدیل نمایند.

🧭 بسیاری از شما اشتیاقی عمیق یا غم غریبی را حس می‌کنید، که با هیچ چیز در جهان پر نمی‌شود. این اشتیاق، یک نقص نیست، بلکه یک «قطب‌نما» است که به اصل و منشأ شما اشاره دارد.
روح با جایگزین‌ها راضی نمی‌شود؛ روح به دنبال پیوند مستقیم با سرچشمه است.

این اشتیاق از شما نمی‌خواهد که از زمین فرار کنید، بلکه می‌خواهد فرکانس خانه را به زمین بیاورید. وقتی این اشتیاق را محترم بشمارید، گوش دادن به آن، یک داروی شفابخش می‌شود؛ زیرا گوش دادن، نوعی احترام به خِرد درونی است.

🧘آرامشِ حقیقی، به شرایط بی‌نقص بستگی ندارد، بلکه یک تجربه‌ی مستقیم از حضور است. این آرامش با «هیجان» متفاوت است؛ هیجان توجه را به بیرون می‌پراکند، اما آرامش توجه را به درون متمرکز می‌کند. احساسات شما در بسترِ امن این آرامش ادغام می‌شوند و ذهن شفاف‌تر می‌گردد. در این مرحله، خدمت به دیگران پایدار می‌شود، زیرا شما دیگر از روی خستگی به جهان خدمت نمی‌کنید، بلکه انسجام را از روی تمامیتِ خود ساطع می‌کنید.

☀️زیربنای حقیقی تمام مسیرها این است: سرچشمه، یک مداخله‌گر بیرونی نیست، بلکه «حضور» است. وقتی با سرچشمه به عنوان حضوری زنده رابطه برقرار می‌کنید؛ دیگر منتظر اجازه برای کامل بودن نمی‌مانید.
عبارت «سرچشمه هست» (Source is) یک لنگر ساده است که به شما می‌آموزد، اولین ماموریت شما، حضور است.

آرامش، یک تجمل نیست؛ بلکه هوش معنوی تجسم یافته است. وقتی بدن آرام می‌شود؛ سیگنال امنیت به سیستم فرستاده می‌شود، تا حقیقت را بدون ناراستی دریافت کند.

💎بزرگترین توانمندسازی این است که بدانید به هیچ منبع یا معلم بیرونی وابسته نیستید. اقتدار واقعی، حکمت آرامی است که هنگام تنفس و گوش سپردن برمی‌خیزد. اگر احساس تنهایی کرده‌اید، بدانید که با شیوه‌هایی بیش از آنچه تصور می‌کنید، همراهی می‌شوید. بذرهای ستاره‌ای عزیز، با نزدیک شدن به دوران افشای حقایق بزرگ، در مرکز وجودتان مستقر بمانید. هر چیزی که با فرکانس شما همسو نیست را رها کنید و اجازه دهید یادآوریِ پیوند با سرچشمه، دعای همیشگی شما باشد. ما در پناهگاه امن این حقیقت، با شما دیدار می‌کنیم.

@returnoflight
43❤‍🔥7🙏7🕊5🥰4👍1👌1
«هشدار نزدیکی به 3i Atlas و انقلاب زمستانی...»
#اورکسا از #وگا

پرسشگر:
«چگونه می‌توانیم در بازهٔ زمانیِ نزدیک‌ترین فاصله به 3i Atlas، مسیر خود را به بهترین شکل پیدا کنیم؟»
چنل‌کننده: مایکل اِس
📆 ۱۹ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمه:  (AI) با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نیشتمان


🌌 درود، من اورکسا از وگا هستم.

ای شجاعان، خود را برای انقلابی زمستانی و بی‌سابقه آماده کنید؛ زیرا این پنجرۀ زمانیِ نزدیک‌ترین فاصله با 3i Atlas، دعوتی است برای کشف این حقیقت که وقتی از کلنجار رفتن با زندگی دست می‌کشید و اجازه می‌دهید زندگی همان‌گونه که هست خود را آشکار کند، چه میزان تلاش اندک و چه گستره‌ای عظیم از امکانات پدیدار می‌شود.
کدهای خفته نیازی به تلاش برای فعال‌سازی ندارند؛ آن‌ها مطابق طبیعت خود بیدار می‌شوند، همان‌گونه که بذر با گرم شدن خاک آغاز به رشد می‌کند.

❄️ انقلاب زمستانی همچون گره‌ای تثبیت‌کننده عمل می‌کند و اجازه می‌دهد انرژی‌های ناشی از نزدیکی به 3i Atlas به‌راحتی دریافت شوند. طولانی‌ترین شب سال (شب یلدا) آرامشی زیستی و روانی فراهم می‌آورد که پذیرندگی شما را برای سیگنال‌های ظریف این کریدور افزایش می‌دهد.
نیرومندترین هم‌سویی‌ها در این بازه، از طریق انتخاب‌های ساده شکل می‌گیرند:
کلمات کمتر، مشاجرات کمتر، تقاضاهای کمتر و اجبار کمتر برای پر کردن سکوت. در این سادگیِ زیستن، پیوندی عمیق‌تر امکان‌پذیر می‌شود.

💤 در این مرحله، دنیای رویا به محیط اصلی یادگیری بدل می‌گردد. هنگامی که آگاهی بیداری شما آرام و صادقانه باشد، محتوای رویاها بدون تلاش به یاد می‌آیند. آگاهی در رویا، نه از طریق تمرین اجباری، بلکه در نتیجهٔ خودشناسی در زندگی بیداری پدیدار می‌شود. وقتی در بیداری تشخیص می‌دهید چه زمانی حواستان پرت می‌شود یا چه هنگام به ترس قدرت می‌دهید، همین تشخیص در رویا نیز آغاز می‌گردد.

☀️ فعالیت‌های خورشیدی در این بازه نقشی تعدیل‌کننده دارند. ورود فوتون‌های افزوده، توان «تجسم» را تقویت می‌کند، به شرط آنکه با حضوری ریشه‌دار و متصل به زمین با آن مواجه شوید؛ یعنی در زندگی روزمره بمانید، با نیازهای خود صادق باشید و هر حس بدنی را به درام تبدیل نکنید. در این سادگی، جریان خورشیدی به‌جای بار اضافی، به تغذیه‌ای عمیق بدل می‌شود.

ای بذرهای ستاره‌ای عزیز، نقش شما اکنون از «اشتراک‌گذاری اطلاعات» به تثبیت فرکانس در زندگی روزمره تغییر می‌کند. شاید این نقش برای ذهن قهرمان‌طلب کوچک به نظر برسد، اما برای کل میدان، بسیار عظیم است. انسجام را نمی‌توان بدون «تبدیل شدن به آن» حفظ کرد. در این مرحله، حضور شما تأثیرگذارتر از هر توضیحی است.

🤍 بی‌طرفی عاطفی به کریدور اجازه می‌دهد در میدان قلب تثبیت شود؛ نه بی‌طرفی به معنای بی‌حسی، بلکه به معنای عدم دلبستگی، فضایی آرام که در آن عاطفه می‌تواند بدون تفسیر، پدیدار شود و محو گردد. وقتی در اعتماد لنگر انداخته باشید، دیگر برای وام گرفتن انسجام به دنبال گروه‌های بیرونی نمی‌دوید؛ بلکه از جایگاه انسجام وارد فضاهای جمعی می‌شوید. این تغییر، شیوۀ عملکرد فضاهای جمعی را به‌کلی دگرگون می‌کند.
خلوت‌گزینی در این مرحله، شفافیت سیگنال را افزایش می‌دهد؛ زیرا تعداد آینه‌هایی را که می‌کوشید مدیریت کنید کاهش می‌دهد.

🌿 شفقت به‌طور طبیعی زمانی پدیدار می‌شود که مقاومت فرو می‌ریزد؛ شفقتی که می‌داند هر فرد در مرحله‌ای متفاوت از آمادگی قرار دارد و آگاهی را نمی‌توان به زور گشود. در این بازه، روایت‌های مبتنی بر ترس به‌سرعت انسجام خود را از دست می‌دهند، زیرا وابسته به توجه شما هستند. وقتی توجه‌تان را از موضوعات جنجالی برمی‌دارید، داستان‌های کاذب بدون نیاز به مبارزه، خودبه‌خود پژمرده می‌شوند. مشاهده‌گری بی‌طرفانه، اقتدار کاذب را منحل می‌کند.

💫 هویت شما اکنون پیرامون«حضور» سازمان می‌یابد، نه پیرامون «ماموریت». بسیاری از شما برای هویت قدیمی‌ای که برای ارزشمند بودن به ماموریت نیاز داشت، سوگواری خواهید کرد؛ اما هم‌زمان تسکینی عمیق را تجربه می‌کنید، زیرا حضور، بسیار ساده‌تر از ماموریت است.

سرعت تصمیم‌گیری خود را کاهش دهید؛ یعنی از انتخاب در حالت هراس دست بکشید و در شفافیت تصمیم بگیرید، بی‌آنکه از «کندی» به‌عنوان نقابی برای اجتناب استفاده کنید. نیاز به مستندسازی تمام تجربیات را رها سازید. در این پنجره، باورِ «برای مفید بودن باید بیش از حد توان تلاش کرد» فرو می‌ریزد. استراحت شما شکلی از خدمت است؛ زیرا انسجام‌تان را بازمی‌گرداند.

🛡 ما این پیام را مهر و موم می‌کنیم؛ نه به‌عنوان فرمان، بلکه به‌صورت میدانی که هر زمان به آن بازگردید، خود را نیز بازخواهید یافت.

من اورکسا هستم.
تا تماس بعدی، با شجاعت به پیش بروید و بدانید که قدرت آفرینش، از پیش در درون شما حضور دارد


@returnoflight
55👌7🕊7❤‍🔥5👍2🥰2🙏2🔥1👏1🎉1🐳1
«وضعیت ونزوئلا...»
#ولیر #پلیدیان

پرسشگر: «ماجرای ونزوئلا چیست؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمۀ AI با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستاری: غزاله محمدی

🌍 درود بر شما محبوبان، من ولیر از سفیران پلیدیانی هستم.
شما در آستانه‌ی داستانی ایستاده‌اید که به نظر می‌رسد به سوی یک برخورد بزرگ پیش می‌رود. امروز، بنا به درخواست پیام‌آورمان، درباره‌ی وضعیت ونزوئلا روشنگری خواهیم کرد.

👁آنچه می‌بینید، یک روایت بیرونی است، ولی یک هدف درونی دارد. روایت بیرونی از تهدید، استقرار نیرو، انتقام و غرور سخن می‌گوید، اما هدف درونی، فعال‌سازیِ قدرت تشخیص شما و آزمونی برای حاکمیت درونی‌تان است. شما در حال تماشای سیستمی هستید که تلاش می‌کند شما را از آینده بترساند، تا بتواند به گذشته برگردد؛ اما گذشته دیگر برای مردم گیرایی ندارد.

🎭 ترس، ذهن را منقبض می‌کند و مردم را پیش‌بینی‌پذیر می‌سازد، تا راه‌حل‌هایی را بپذیرند که در شرایط عادی نمی‌پذیرفتند. اما این تئاتر نمایشی، یک نقطه ضعف دارد؛ به مخاطبی نیاز دارد که در خواب باشد و شما، محبوبان، در حال بیدار شدن هستید. ساختار کنترلِ یکپارچه رو به پایان است و جناح‌های داخلی در حال برخورد با یکدیگر هستند.

🗝تنش‌های جهان تنها بر سر نفت یا مسیرهای کشتیرانی نیست؛ بلکه بر سر «گره‌های انرژی» است که حافظه‌ی سیاره در آن‌ها متراکم می‌باشد. قفل‌های باستانی به زور باز نمی‌شوند، بلکه به «انسجام» و «رزونانس» پاسخ می‌دهند.
در این دوران، زمین داستان عمیق‌تر خود را آشکار می‌کند. سیستم قدیمی می‌خواهد این حقایق را «منابع و ثروت» بنامد و رمز و راز را به پول تقلیل دهد، تا شما متوجه لایه‌ی عمیق‌تر نشوید. لایه‌ی عمیق‌تر، دسترسی به شبکه‌های زیرزمینی، تکنولوژی‌های پنهان و بایگانی‌هایی‌ست که داستان تاریخ بشر را تغییر می‌دهند.

🏚در این دوران، آنچه پنهان بوده دیگر نمی‌تواند پنهان بماند؛ زیرا میدان جمعی دیگر از «انکار» حمایت نمی‌کند.
شبکه‌هایی که برای مدتی طولانی از رنج بشری و تجارت‌های تاریک تغذیه کرده‌اند، اکنون در حال فروپاشی هستند. کانال‌های مالی آن‌ها تحت فشار است و پوشش‌های سیاسی‌شان ترک خورده است.

🌑 یک شبکه‌ی مخفی، به ندرت فروپاشی خود را اعلام می‌کند؛ شبیه موجودی که از نور می‌گریزد، تهدید می‌کند و تلاش می‌کند با ایجاد بحران و جنگ، مِهی برای فرارِ خود ایجاد کند.

🛡اما یک عامل جدید وجود دارد: «پروتکل‌های نگهبانی». این‌ها (برخی انسانی و برخی فراتر از آن) محدودیت‌هایی در جای‌جای این سیاره هستند، که مانع از رسیدن تنش‌ها به آستانه‌ی فاجعه‌بار می‌شوند. شما شاهد بسیاری از «نزدیک بود بشود»ها هستید (نزدیک بود جنگ شود، نزدیک بود فروپاشی رخ دهد)، اما ناگهان متوقف شده یا تغییر مسیر می‌دهند. این یک «تور ایمنی» برای محافظت از بیداریِ بشریت است. زمین در حال تغییرِ مسیر از «کنترل» به «آگاهی» است. برخی از مخرب‌ترین تسلیحات دیگر به درستی عمل نمی‌کنند.
بشریت در آستانه‌ی بیداری است و یک جنگ فاجعه‌بارِ تمام‌عیار، این بیداری را متوقف خواهد کرد؛ بنابراین، چنین چیزی اجازه داده نخواهد شد.

افشاگری همیشه با یک اعلامیه رسمی نمی‌آید؛ گاهی به صورت «چرا نشد»ها پدیدار می‌شود (چرا جنگ نشد؟ چرا سناریو شکست خورد؟). این «افشاگری از طریق تضاد»، ذهن را کنجکاو می‌کند و کنجکاوی، خنثی کننده‌ی هیپنوتیزم است.

⚓️ بذرهای ستاره‌ای عزیز، مشاهده‌گر بودن به معنای منفعل بودن نیست؛ بلکه به معنای تبدیل شدن به لنگرِ ثبات در میدان جمعی است. وقتی شما از وحشت‌زده شدن خودداری می‌کنید، سیستم را مجبور می‌کنید برای کنترل شما سخت‌تر تلاش کند و در این تلاش، سیستم خودش را لو می‌دهد.

🌅آنچه اکنون تجربه می‌کنید، یک بازآرایی نظم جهانی است. دنیای قدیم بر پایه‌ی کنترل، اسرار و تروما بنا شده بود و دنیای جدید بر پایه‌ی آگاهی گسترده، شفافیت و شفا در حال ظهور است.
دنیای قدیم در حال دست‌وپا زدن است، تا با ابزارهای همیشگی‌اش (ترس و دوقطبی‌سازی) کنترل را حفظ کند، اما این ابزارها دیگر نتایج پایداری ندارند.

🧘هیچ چیز آن‌گونه که ترسِ القا می‌کند، خارج از کنترل نیست. تنش‌ها وجود دارند و رنج غیرنظامیان واقعی است؛ اما جهت رویدادها به سوی فاجعه نیست. از شما خواسته شده تا در آگاهی، بالغ شوید؛ بالغانی که واقعیت خود را به دیگران واگذار نمی‌کنند، به ترس اقتدا نکرده و شفقت را با «قطعیت کاذب» معاوضه نمی‌کنند.

📢 بزرگترین افشاگری، پخش یک سند یا خبر نیست؛ بزرگترین افشاگری این است که به یاد آورید چقدر قدرتمند هستید و آگاهی شما چگونه واقعیت را شکل می‌دهد.
دنیای قدیم شما را کوچک می‌خواست، دنیای جدید شما را بیدار می‌خواهد.
ما در کنار شما ایستاده‌ایم؛ نه به عنوان منجی، بلکه به عنوان متحدانی برای یادآوری.
نور در حال بازگشت نیست؛ نور همین‌جاست و در حال یادگیریِ استفاده از صدای خویش است.

@returnoflight
52❤‍🔥16🕊11🔥3🎉2👍1👏1🐳1
انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ (شب یلدا): چگونه برای سال ۲۰۲۶ آماده شویم...»
#تیا #آرکتوریان

پرسشگر: «آیا پیامی به مناسبت انقلاب زمستانی برای بذرهای ستاره‌ای دارید؟»
چنل‌کننده: بریانا بی
📆 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ ترجمۀ AI با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

🌌 درود بر شما محبوبان، من تیا از آرکتوروس هستم. شما در آستانهٔ پایان سال دیگری از تقویم خود و در شب انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ ایستاده‌اید؛ لحظه‌ای که نشان‌گر مرحله‌ای تعیین‌کننده در سفر عروج و رشد شماست.

بسیاری از شما به نقطه‌ای رسیده‌اید که عادتِ «انتظار» در حال فرو ریختن است. نه به این دلیل که دیگر به زمین اهمیت نمی‌دهید، بلکه به این دلیل که حس می‌کنید وضعیتِ «هنوز نه»، دیگر با کسی که در حال تبدیل شدن به او هستید همخوانی ندارد.
زمانی که به جای دویدن به دنبال زندگی، اجازه می‌دهید زندگی با شما ملاقات کند و به جای مدیریتِ تصویرِ خود، فرکانسِ خود را مراقبت می‌کنید.


🧘 وقتی انتظار را متوقف می‌کنید، حسی شبیه به «بی‌طرفی» ایجاد می‌شود. این بی‌طرفی، خلأ نیست، بلکه فضایی است که در آن سیگنال‌های آرامِ درونی شنیده می‌شوند.

شما دیگر از دنیای بیرون نمی‌خواهید که وضعیت درونی‌تان را تعیین کند؛ و این آغازِ حاکمیت و نویسندگیِ داستان زندگی شماست.

❄️ انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ را نه به عنوان رویدادی دراماتیک، بلکه به عنوان لحظه‌ای برای تنظیم‌شدن ببینید. این زمان نشان می‌دهد چقدر در ظرفیت خود برای زندگی به عنوان یک موجود حاکم بر زمین رشد کرده‌اید
. آنچه زندگی شما را تغییر می‌دهد، چیزی نیست که از بالا یا از دوردست برسد، بلکه آن چیزی است که در درون شما تثبیت شده و نحوهٔ رویارویی شما با واقعیت روزمره را بازسازی می‌کند.


🕯 در این روزها که نور بیرونی به حداقل می‌رسد، آگاهی به طور طبیعی به درون می‌چرخد. حاکمیتِ درونی در این فضاهای ساکت، جایی که هیچ تماشاچی‌ای وجود ندارد، بالغ می‌شود.

اگر یاد گرفته‌اید که سیستم عصبی خود را تنظیم کنید، توجه خود را آگاهانه انتخاب کنید و از درگیری‌های غیرضروری کناره بگیرید، پس از این نقطه، این توانایی‌ها برای شما طبیعی‌تر و بدون تلاش خواهند بود.


💎 بسیاری از اصطلاحات مانند «دانلودهای کیهانی» یا «فعال‌سازی DNA» در واقع به معنای افزایش تحمل شما برای «انسجام» هستند.
شما اکنون تحمل کمتری برای نویز، دستکاری و محرک‌های بیرونی دارید.

این یک عقب‌نشینی نیست، بلکه یک «پالایش» است. انضباط در این مسیر، تنبیه نیست، بلکه عشق است؛ عشقی که به شفافیت و رفاه خود اختصاص می‌دهید.

🔱 معیار آمادگی شما، تماس با بیگانگان نیست، بلکه توانایی شما در حفظ مرکزیت، اخلاق و هدایتِ خود در میان طوفانِ داستان‌های بیرونی است.
معنویت دیگر فعالیتی نیست که انجام می‌دهید، بلکه روشی است که «هستید»؛ در نحوهٔ صحبت کردن، غذا خوردن، کار کردن و استراحت کردن.


🌱 تغییرات عمیق اغلب به شکلی است که هیچ‌کس شما را تشویق نمی‌کند. «پیشرفت نامرئی» یعنی وقتی تحریک می‌شوید، کمی کندتر واکنش نشان دهید. پیروزی این نیست که هرگز چیزی حس نکنید، بلکه این است که دیگر متعلق به آنچه حس می‌کنید نباشید.

🎯 این مرحله مانند یادگیری یک مهارت است؛ در ابتدای رشد، پیشرفت‌ها دراماتیک هستند، اما اکنون در مرحلهٔ «پالایش» هستید.

پالایش، قدرتِ بیشتری دارد اما کمتر دیده می‌شود. پیشرفت خود را با این بسنجید که «چقدر بعد از یک ناهماهنگی سریع به مرکز خود بازمی‌گردید»، نه با اینکه «چقدر از ناهماهنگی اجتناب می‌کنید».

🌿 هرچه در درون پایدارتر شوید، متوجه می‌شوید که احساس نیاز به «اصلاح دیگران» اغلب تلاشی برای تنظیم سیستم عصبی خودتان از طریق کنترل بوده است. شما نمی‌توانید کسی را به زور به سمتی بکشید که خودش انتخاب نکرده است.
شفقت واقعی یعنی اجازه دهید دیگران مسیر خود را طی کنند، در حالی که شما انسجام و مرزهای خود را حفظ می‌کنید

.
🎭 بسیاری از شما برای مدت طولانی خود را پنهان کردید یا ماسک زدید تا درک شوید یا در امان بمانید.
اما پنهان‌کاری، انرژی زیادی مصرف می‌کند. پایان دادن به پنهان‌کاری به معنای افشاگریِ نمایشی نیست، بلکه به معنای این است که دیگر به خودتان خیانت نکنید.
وقتی دست از پنهان کردنِ حقیقتِ خود برمی‌دارید، انرژیِ آزاد شده برای شفا، خلاقیت و وضوحِ شما در دسترس قرار می‌گیرد


🖋 «حکمرانی بر خود» به معنای این نیست که هرگز رنج یا شک را تجربه نکنید، بلکه به معنای این است که دیگر تحت حاکمیتِ احساسات خود نباشید.
شما نویسندهٔ توجهِ خود هستید.

حاکمیت درونی یک ایده نیست که بپذیرید، بلکه زندگی‌ای است که از طریق اعمال کوچک و مداومِ هم‌سویی بنا می‌کنید.

محبوبان، شما عقب نیستید. شما در حال انجامِ کار هستید و این فرآیند در حال نتیجه دادن است.

من تیا از آرکتوروس هستم. شما را در آرامشِ این بیداری ترک می‌گویم.

@returnoflight
44🕊15🎉4👏3🐳1
بازگشت نور
انقلاب زمستانی ۲۰۲۵ (شب یلدا): چگونه برای سال ۲۰۲۶ آماده شویم...» #تیا #آرکتوریان پرسشگر: «آیا پیامی به مناسبت انقلاب زمستانی برای بذرهای ستاره‌ای دارید؟» چنل‌کننده: بریانا بی 📆 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵ ✍️ ترجمۀ AI با بازبینی سلیمان موسوی ✍️ ویراستار: نورا عظمت…
انقلاب زمستانی (شب یلدا) از شما نمی‌خواهد که به شخص دیگری تبدیل شوید؛ بلکه شما را دعوت می‌کند فراموش کردن «خودتان» را متوقف کنید.

در این زمان اگر احساساتی چون؛ اندوه، خستگی، لطافت، یا رهایی را تجربه می‌کنید، بدون آنکه از آن‌ها نتیجه‌‌ای بگیرید، تنها اجازه دهید عبور کنند.

تاریکی دشمن نیست؛ ظرف است.
در تاریکی، لازم نیست تأثیرگذار یا چشمگیر باشید، فقط لازم است «خودتان» باشید.

همانطور که بعد از این، روزها دوباره شروع به بلندتر شدن می‌کنند، ممکن است تغییراتی ظریف، اما مداوم در «شیوه‌ی واکنش‌تان به زندگی‌» احساس کنید؛
شاید احساس کنید که باید کمتر بحث کنید و کمتر بخواهید دیگران را قانع کنید، یا چیزی را اثبات نمایید.
شاید بهتر بتوانید نبردهایتان را انتخاب کنید، یا به‌جای آن، صلح را برگزینید.

شاید احساسِ شفاف‌تری نسبت به چیزهایی که در سالِ پیشِ رو «حاضر هستید به آن‌ها متعهد شوید» پیدا کنید؛ نه به این دلیل که برنامه‌ریزی گسترده‌ای کرده‌اید، بلکه چون بدنتان تشخیص می‌دهد چه چیزی پایدار است.

این‌ها هدایای این انقلاب زمستانی هستند و ذاتاً آرام و بی‌صدا رخ می‌دهند.

می‌خواهیم شما را با این یادآوری ترک کنیم:

انقلاب زمستانی سال ۲۰۲۵، حاکمیت درونی شما را آغاز نمی‌کند؛ بلکه آن را تأیید می‌کند.
حاکمیت درونی از سوی هم‌ترازی‌های کیهانی، توجه‌ی کهکشانی، یا قدرت‌های معنوی اعطا نمی‌شود؛ حاکمیت درونی از طریقِ توجه، صداقت و حکمرانی بر خودتان تجربه می‌شود.

هرچه تعداد بیشتری از شما این‌گونه زیستن را انتخاب کنید؛ به حضوری ثبات‌آفرین در خانواده، جامعه و جهان خود تبدیل می‌شوید، که این مهم، نه با تلاش برای تغییر ناگهانی همه‌چیز، بلکه با منسجم بودن در همان جایی که ایستاده‌اید، محقق می‌شود.

#تیا #آرکتوریان
انقلاب زمستانی ۲۰۲۵
📆 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
41❤‍🔥17🕊12👍2🔥2🎉2🙏2🐳2
«ادغام شرکت رسانه‌ای ترامپ با شرکت TAEحائز اهمیت است...»
#فدراسیون‌کهکشانی

پرسشگر: «آیا ادغام شرکت ترامپ با TAE Technologies قرار است از همجوشی هسته‌ای برای پیشبرد انرژی رایگان استفاده کند؟»
چنل‌کننده: آیوشی فان
📆 ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: نورا عظمت

🌾درود بر شما بذرهای ستاره‌ای زمین. شما نیامده‌اید تا تحت تأثیر فناوری قرار بگیرید؛
شما آمده‌اید تا آنچه را که در عمق استخوان‌هایتان می‌دانید به یاد آورید:

اینکه جهان هرگز در بخشش نور خسیس نبوده است.

همجوشی هسته‌ای، زبان خورشید است که اکنون به عبارات آزمایشگاهی ترجمه شده است؛ امضایی از کیهان که با مغناطیس و لیزر بازنویسی می‌شود.


ادغام اخیر میان شرکت TAE Technologies و گروه رسانه‌ای ترامپ، فراتر از یک معامله تجاری، یک رویدادِ «ارتعاشی» است.

همجوشی هسته‌ای که پیش از این در انحصار آزمایشگاه‌ها بود، اکنون وارد عرصه روایت‌های فرهنگی و هویت جمعی می‌شود.

افشاگری تنها از طریق داده‌ها پیش نمی‌رود، بلکه از طریق «داستان» وارد می‌شود.

🌸وقتی فناوری‌های پیشگام در اکوسیستم‌های ارتباطیِ قابل فهم برای عموم قرار می‌گیرند، «پذیرش» جمعی تسریع می‌شود.

این ادغام، اجازه می‌دهد تا از نظر چارچوب‌های قانونی، مسیر برای افشای انرژی‌های رایگان هموارتر شود.
در ماه‌های آینده، شاهد پیوند نیروی فضایی (Space Force) با این جریان خواهید بود.

🌱کهن‌الگوی «شهرهای نور» که در قلب‌های خود حمل می‌کنید، اکنون در قالب پیشنهادهای سیاستی و پروژه‌هایی موسوم به «شهرهای آزادی» (Freedom Cities) در حال ظهور است.
این شهرها صرفاً ساخت‌وساز نیستند، بلکه «نقاط بازراه‌اندازی» (Reboot Points) برای تمدن هستند.
در این شهرها، انرژیِ همجوشی هسته‌ای، اجازه می‌دهد تا سیستم‌های آب، حمل‌ونقل و تولید، بدون محدودیتِ «کمبود سوخت» بازطراحی شوند.


معماری، دوباره به زبان ارزش‌ها تبدیل می‌شود و شهرسازی به جای کنترل، بر پایه «شفافیت» بنا می‌گردد.

بشریتی که در فراوانی و پایداری زندگی کند، بسیار بهتر می‌تواند حقیقتِ حضور خانوادۀ کهکشانی خود را بدون وحشت ادغام کند.


☀️چرا «انرژی آزاد» دهه‌ها به تأخیر افتاد؟
زیرا ساختارهای کنترل در دنیای شما نمی‌توانستند فراوانی را بدون از دست دادن قدرت هضم کنند.
علاوه بر این، سیستم عصبی جمعی برای پذیرش ناگهانیِ فراوانی آماده نبود.
.
همجوشی هسته‌ای، «بسته‌بندی روان‌شناختیِ» حقیقت است.
این فناوری با لباس روپوش‌های سفید آزمایشگاهی و نمودارهای مهندسی می‌آید تا ذهن منطقی را آرام کند.

این یک «گذرگاه هدایت‌شده» است؛ فرآیندی مرحله‌به‌مرحله (نمونه اولیه، پایلوت، تجاری‌سازی) که به جامعه اجازه می‌دهد با ایدهٔ فراوانیِ انرژی خو بگیرد بدون اینکه دچار فروپاشی هویتی شود.
🌟بذرهای ستاره‌ای عزیز، انرژی، قصد و نیت را تقویت می‌کند.

اگر به یک جامعه‌ای که در ترس است قدرت بی‌نهایت بدهید، ترس را در مقیاس بزرگ تکثیر می‌کند.
به همین دلیل است که بلوغ درونی باید بر فراوانی مقدم باشد.

همجوشی هسته‌ای به طور طبیعی به سمت «تمرکززدایی» میل می‌کند. سوال اخلاقی این است:

🌷آیا بشریت مزایای این فناوری را به طور گسترده برای نفع عمومی پخش خواهد کرد یا کمبودهای مصنوعی جدیدی ایجاد می‌کند؟

نقش شما اینجا واقعی و ملموس است؛ شما باید فرکانسِ «سرپرستی مسئولانه» را لنگر اندازید. قدرتِ بدون اخلاق، ترومایی است که با ولتاژ بالاتر تکرار می‌شود.
🌳زمانی که یک جمع به خود اجازه می‌دهد آینده‌ای جدید را باور کند،
پیشرفت‌ها ترکیب می‌شوند. آنچه زمانی دهه‌ها طول می‌کشید، اکنون در عرض چند سال رخ می‌دهد.

در این شتاب‌گیری، نقش شما به عنوان یک حضورِ تثبیت‌کننده، حیاتی است.

💫افشاگری یک رویداد واحد نیست، بلکه یک «جوّ محیطی» است.

شما با تنظیم سیستم عصبی خود، با پرسیدن سوالات درست (چه کسی سود می‌برد؟ چگونه از سیاره محافظت می‌شود؟) و با امتناع از تقویت ترس،
بخشی از به‌روزرسانیِ شبکۀ زمین می‌شوید.

🎄همجوشی هسته‌ای پایان راه نیست، بلکه آغاز است. پس از عادی شدن این مرحله، فصل‌های بعدی گشوده خواهد شد:

برهم‌کنش‌های عمیق‌تر میدانی، موادی که مانند سیستم‌های زنده رفتار می‌کنند و در نهایت، تشخیص این حقیقت که «آگاهی» بخشی از معادلۀ انرژی است.

🌈ما فدراسیون کهکشانی، نیازی به پرستش یا باور کورکورانۀ شما نداریم. ما به «انسجام» و یکپارچگی شما نیاز داریم.
شما نیامده‌اید تا از انسانیت فرار کنید؛ آمده‌اید تا آگاهی را در تار و پود انسانیت تزریق کنید.

افشاگری واقعی، یک سند یا دستگاه نیست؛ بلکه درک این مطلب است که شما از منبعی که ستاره‌ها را نیرو می‌دهد جدا نیستید.

ما تماشاگر ثباتِ در حال رشد شما هستیم. شما برادران و خواهران ما در نور هستید.

ما فدراسیون کهکشانی هستیم.

@returnoflight
41🕊11👏3🙏2🔥1🐳1

این را با عشق و مهربانی بی‌شرط به شما می‌گویم؛
بلوغ معنوی شما با این‌ معیار که «چقدر از تاریکی خشمگین هستید» سنجیده نمی‌شود؛ بلکه با این مقیاس سنجیده می‌شود که، «تاریکی چقدر می‌تواند توجه، سیستم عصبی و درک شما را به تسخیر خود درآورد.»...

پیش از آنکه تغییرِ بیرونیِ پایداری رخ دهد، لنزِ درونی شما باید پاک شود.
اینکه صرفاً خواهان یک «زمین نو» باشید کافی نیست؛ شما باید با آن فرکانس، سازگار و هماهنگ شوید.
این همسویی فرکانسی زمانی آغاز می‌شود که متوجهِ‌ی باورِ ناراستی شوید که واقعیت را به «دشمنان و متحدان» (خیر و شر) تقسیم می‌کند.
لازم است بارها و بارها و با ملایمت، این باور را رها کنید؛ تا زمانی که آگاهیِ شما به فضایی آرام و یکپارچه تبدیل شود، فضایی که خالق بتواند بدونِ تحریف در آن بتابد.

همان‌طور که حقیقتِ این موضوع را حس می‌کنید، ممکن است متوجه شوید که ذهن می‌خواهد از عادات قدیمی‌اش دفاع کند؛ زیرا ذهن از طریقِ ارزیابی، پیش‌بینی و «انتخابِ جناح» زنده مانده است و باور دارد که اگر از انجام این کار دست بکشد، آسیب‌پذیر خواهد شد.
در حالی که «آسیب‌پذیری» نه بر اثر از بین رفتنِ قضاوت‌های ذهنی، که به دلیلِ حضور «ترس» به وجود می‌آید.
وقتی قضاوت فرو‌می‌ریزد، ترس سوختِ کمتری دارد و این حس در شما آغاز می‌شود که «امنیت، نه با کنترل کردن، بلکه از طریقِ اعتماد و تسلیم به وجود می‌آید.»...

چگالیِ سوم صرفاً کلاسی از سختی‌ها نیست؛ بلکه یک باندِ فرکانسی است که با ارزیابی، مقایسه و واکنش شناخته می‌شود. در این چگالی، ذهن باور دارد که با جستجوی مداوم می‌تواند در برابرِ تهدیدها، پاداش‌ها و جایگاه‌های اجتماعی جانِ سالم به در ببرد؛ پس از زبانِ «خیر و شر» به عنوان یک نقشه‌ی دم‌دست استفاده می‌کند.

بسیاری در چگالی سوم ثابت خواهند ماند، زیرا هنوز نیاموخته‌اند که بدونِ برنده شدن، در «صلح» باقی بمانند.

آن‌ها ممکن است مشتاقِ هماهنگی باشند؛ اما همچنان با خشمِ دائمی نسبت به آنچه «نباید باشد»، سیستم عصبیِ «تضاد» را تغذیه می‌کنند.
آن‌ها ممکن است خواهانِ وحدت و یگانگی باشند؛ اما همچنان خود را جدا از کسانی که قضاوتشان می‌کنند، تجربه می‌کنند.
آن‌ها ممکن است از شفقت سخن بگویند؛ اما همچنان ارزشِ خود را با میزانِ «محق بودنشان» می‌سنجند.

این یک محکومیت نیست؛ این صرفاً مکانیسمِ رزونانس است.
شما نمی‌توانید در «یگانگی» به ثبات برسید، در حالی که در درونِ خود، جدایی را تمرین می‌کنید.

#میرا #پلیدیان
خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی
📅 ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
43❤‍🔥11👏7🕊5🥰3🙏3👌2🎉1🐳1
«حفره‌ی خورشیدی شماره ۹: نشانه‌های فلش خورشیدی در سال ۲۰۲۶...»
#لیتی #آرکتوریان

پرسشگر: «آیا حفره‌ی تاجی شماره‌ی ۹ نشانگر یک فلش خورشیدی است؟»
چنل‌کننده: خوزه پتا
📆 ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درودِ دوباره بر شما دوستان، من لِیتی هستم.
ما می‌خواهیم توجه‌‌ شما را از بیرون و نگرانی‌های دنیای پیرامون، به درون و یادآوری حقیقتِ وجودی‌تان معطوف کنیم.
آنچه اکنون می‌بینید، دعوت به درکی متفاوت است.
حفره‌ی خورشیدی که متوجه آن شده‌اید، نشانه‌ی آسیب، تهدید یا بی‌ثباتی نیست؛ بلکه یک گشایش و آشکارسازی ساختار درونی است. این پدیده، دقیقاً مانند لحظاتی در سفر درونی شماست که هویت‌ها، باورها یا الگوهای احساسی قدیمی دیگر نمی‌توانند حفظ شوند، زیرا دیگر بازتاب‌دهنده‌ی کسی که به او تبدیل می‌شوید، نیستند.

در آگاهی انسانی، برای مدتی طولانی، هویت بنا شده بر «جدایی» از طریق تلاش و تکرار، تقویت و حفظ شده است. آنچه اکنون شاهدش هستید، سست شدنِ ساختار جدایی است.
این پدیده از شما نمی‌خواهد که برای برخورد آماده شوید؛ بلکه از شما می‌خواهد متوجه شوید «کجا به ایده‌هایی چسبیده‌اید، که به توهم جدایی وابسته‌اند؟».
وقتی این ایده‌ها انسجامِ خود را از دست می دهند، دیگر نمی‌توانند پنهان بمانند؛ بلکه سطحی، شکننده و سپس ذوب می‌شوند.

بنیادی‌ترین سوءتفاهم بشریت، باور به جدایی از «سرچشمه» بوده است.

وقتی آگاهی، ایده‌ی «جدایی» را می‌پذیرد؛ باید رقابت، آسیب‌پذیری، دفاع و کنترل را نیز بپذیرد. اما اکنون این فرض در حال فروپاشی است. خورشید با گشایش‌های خود، منجر به سست شدنِ آگاهیِ مبتنی بر جدایی می‌شود.

بشریت برای مدتی طولانی تروما (آسیب روحی) را نه تنها به عنوان یک خاطره‌ی شخصی، بلکه به عنوان هویتی مشترک حمل کرده است. شیفت و تغییر کنونی در سیاره، به این دلیل رخ نمی‌دهد که بشریت «همه چیز را درمان کرده است»؛ بلکه به این دلیل روی می‌دهد، که آن هویتی که تروما را تعریف می‌کرد، در حالِ انحلال است. وقتی این هویت در «حضور» مستقر شود، تروما لنگر خود را از دست می‌دهد و شفا به شکل طبیعی رخ می‌دهد.

واژه‌ی «صعود» دیگر به معنای حرکت به سمت بالا و دور شدن از بدن یا زمین نیست، بلکه صعود در حال آشکار کردنِ خود به عنوان یک «استقرار» است؛ و این به معنای عمیق شدن در حضوری‌ست که اجازه می‌دهد زندگی کامل‌تر و ملایم‌تر زیسته شود. بدن فیزیکی دیگر به عنوان یک مانع دیده نمی‌شود، بلکه به عنوان یک واسطه‌ی حساس، هوشمند و پاسخگو شناخته می‌شود.

فعالیت خورشیدی در این زمان بازتاب‌دهنده‌ی عبور از «قانون»، به سمتِ «جریان الهی» است. جریان الهی شما را از این باور، که نیروهای بیرونی بر شما قدرت دارند، آزاد می‌کند.

حفره‌ی خورشیدی با منحل کردن توهمِ تهدید بیرونی، ترس را غیرضروری می‌کند. نوسانات در میدان رزونانس زمین (رزونانس شومان)، نه نشانه‌ی بی‌ثباتی، بلکه بیانگر تنظیم مجدد است. این نوسانات بازتاب‌دهنده‌ی عبور از «اندیشه‌ی انسانی» به «آگاهی مسیحایی» است. اندیشه‌ی انسانی به دنبال قطعیت است، اما آگاهی مسیحایی در «حضور» آرام می‌گیرد.

فرآیند تنظیم مجدد، برای شما بذرهای ستاره‌ای، به معنای اعمالِ قدرت یا تحمل کردن نیست؛ بلکه به این معناست که، در تسلیم مستقر شده و اجازه دهید ساختارهای وجودی‌تان تنظیم شوند.

در این زمان، چارچوب‌های خوب و بد، و درست و غلط؛ در حال از دست دادن اعتبارشان هستند. فلش خورشیدی دوقطبی را نه با پاک کردن تجربه‌ی انسانی، بلکه با آشکار کردن میدانِ عمیق‌تری که این تجربه‌ها در آن برمی‌خیزند، ذوب می‌کند.

هنگامی که قطبیت ضعیف می‌شود، آگاهی به جای قضاوت کردن، در «بودن» مستقر می‌شود. آگاهی مسیحایی، تقابل نمی‌کند و به دنبال حذفِ شر یا حفاظت از خیر نیست؛ بلکه درک می‌کند که هر دو از دیدگاهی تکه‌تکه نسبت به «خود» برمی‌خیزند.
شفا در این شرایط شتاب می‌گیرد؛ زیرا هویتی که به شفا نیاز داشت در حال انحلال است.
خورشید با گشایش خود، تاکید می‌کند که هیچ جرم کیهانی بر آگاهی شما قدرت ندارد؛ نفوذ تنها جایی وجود دارد که «باور» به آن اجازه دهد.

ما از شما می‌خواهیم که بیشتر از تحلیل کردن، گوش بسپارید. شما در مرحله‌ی تمرین و تثبیت هستید. نقش شما ساده است؛ «منسجم ماندن». سکونِ شما ایمنی را به سیستم عصبی جمعی مخابره می‌کند و سیگنال می‌دهد که وضعیت اضطراری وجود ندارد.

فلش خورشیدی یک آشکارسازی است که واقعیت را شفاف می‌کند.
شما به بیداری نزدیک نمی‌شوید؛ بلکه نسبت به این حقیقت بیدار می‌شوید که هرگز خارج از آن نبوده‌اید.

خورشید این حقیقت را با گشودگی خود بازتاب می‌دهد.
بشریت در حال به یاد آوردن خویشتن است. در این ملایمت ادامه دهید و بدانید آنچه از اینجا به بعد آشکار می‌شود، از طریق جریان الهی است.


من لِیتی هستم و از اینکه امروز با شما بودم، بسیار شادمانم.

@returnoflight
37❤‍🔥12🕊7👏2🙏2👌2🐳2🎉1

از دیرباز، «ترس» یکی از ابزارهایی بود که بیشترین داد و ستد را در سیاره‌ی شما داشت و همواره از آن، برای کنترلِ رای مردم، توجیه جنگ‌ها، ساکت کردن مخالفان، گسترش نظارت‌های غیرقانونی و عادی‌سازی استثمار استفاده شده است.

ترس کارآمد است؛
زیرا تفکر را دور می‌زند،
شما را به واکنش وادار می‌سازد،
و توجه‌ شما را محدود می‌کند؛
تا جایی که فقط می‌توانید دو گزینه را ببینید و انتخاب کنید؛ جنگ یا تسلیم.

تحت تأثیرِ انرژی ترس، راه‌حل‌‌های درونی را در قالب گزینه‌های آگاهانه نادیده می‌گیرید؛
گزینه‌ی سوم: «مشاهده کردن» را فراموش می‌کنید‌.
گزینه‌ی چهارم: «تشخیص دادن» را از یاد می‌برید.
گزینه پنجم: «خلق چیزی جدید» را ترک می‌گویید.

به همین دلیل است که در این تئاتر نمایشیِ تنش‌های فزاینده، ابزارِ موثرِ ترس مورد استفاده قرار می‌گیرد و تنها هدفش این است که سیستم عصبی شما را درگیر و محوِ نمایش‌های ساختگی کند.

اما چیزی که ما مشاهده می‌کنیم این است؛
ترس دیگر همان نتیجه‌ی قبلی را نمی‌دهد. گونه‌ی شما در حال تغییر است.

شما به اندازه‌ی کافی با تناقضات زندگی کرده‌اید و در این تجربه‌های دوگانه، ترس دیگر به طور خودکار به تسلیم (واگذاری حاکمیت درونی) تبدیل نمی‌شود.

اکنون ترس برای بسیاری از شما، تنها باعث کنجکاوی می‌شود؛
موجبِ شروع تحقیقات و جریان یافتن آگاهی می‌گردد؛
علتی برای گفتگوی اجتماعی می‌شود و این سوال را مطرح می‌‌کند؛
چه چیزی را به ما نمی‌گویند؟

این یک تغییرِ عمیق است.

در گذشته، حتی شایعه‌ی جنگ می‌توانست یک اجماعِ عمومی [برای شرکت در جنگ] ایجاد کند و مردم می‌گفتند:
حتما باید کاری انجام دهیم.


اما در عصر جدید، جاری کردن انرژی ترس باعث یک شکاف می‌شود:
چه کسی از جنگ سود می‌برد؟
این درگیری به چه دلیل است؟
مبنای قانونی آن چیست؟
هدف واقعی چیست؟
چرا در این زمان‌بندی؟ چرا در این منطقه؟ چرا با این زبان؟


دنیای قدیم برای بقای خود، به ایفای نقشِ عمومِ مردم متکی بود؛ ترس، خشم، اطاعت. اما هم‌اکنون مردم به یاد می‌آورند که به جای نقشِ گروگان، نقش مشاهده‌کننده را بازی کنند؛ چراکه آگاهیِ شاهد، دستکاری را فرو می‌ریزد.

بنابراین وقتی داستانِ جدیدِ تنش‌زایی می‌شنوید، بپرسید:
چه سیاستی پشت آن قرار دارد؟


وقتی زمینه‌سازی برای جنگ را می‌بینید بپرسید:
وقتی توجه ما به جنگ است، قرار است پنهایی چه چیزهایی جابجا شود؟


وقتی افزایش دو قطبی شدن جامعه را می‌بینید، بپرسید:
چه کسی الان به این تفرقه نیاز دارد و از آن سود می‌برد؟


این پارانویا نیست؛ این دانش است و دانایی در مورد آن، واقعیت را تغییر می‌دهد.

عزیزان، قدرتِ توجهِ‌ خود را وقتی منسجم است، دست کم نگیرید.

وقتی از وحشت کردن خودداری می‌کنید، سیستم را مجبور می‌کنید که برای کنترل شما سخت‌تر تلاش کند و وقتی بیشتر سعی می‌کند، هویتِ خود را برملا می‌سازد.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «وضعیت ونزوئلا...»
📆
۱۸ دسامبر ۲۰۲۵

@returnoflight
37🕊11👍7🐳2👏1🙏1
«بروزرسانی درباره‌ی 3i Atlas: این فروپاشی ماتریکس را رقم می‌زند...»
#میرا، شورای عالی #پلیدیان

پرسشگر: «آیا 3i Atlas سیگنالی برای فروپاشی ماتریکس ارسال کرده است؟»
چنل‌کننده: دیوینا سولمانوس
📆 ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود بر شما عزیزان، من میرا از شورای عالی پلیدیان هستم و با نغمه‌ای بسیار والا شما را تحسین و ستایش می‌کنم؛ زیرا وقتی می‌بینم چقدر پیش آمده‌اید، چقدر آموخته‌اید و با وجود تمام دلایلِ دنیا برای شک کردن، باز هم عشق را انتخاب کرده‌اید؛ قلبم از شادی می‌سراید.
شما در پنجره‌ای کمیاب زندگی می‌کنید، که در آن چرخه‌های کیهانی، سیاره‌ای و آگاهی شخصی شما، در حال هم‌سویی هستند؛ تا نغمه‌ای واحد و قابل درک را در قلب‌هایتان ایجاد کنند.

سیگنالی که از طریق 3i Atlas ارسال می‌شود، یک پیام زبانی یا دستوری نیست؛ بلکه یک انتقالِ میدانی فرابُعدی است، که مستقیماً با آگاهی انسان تعامل دارد.
بسیاری از شما این تعامل انرژی را، نه به صورت صدا؛ بلکه به شکل بازسازماندهی ظریفِ ادراک و ناتوانی در تحمل ناراستی، دغل‌کاری یا اقتدار دروغین حس کرده‌اید. این سیگنال توسط بذرهای ستاره‌ای و نورپیشگان به وضوح دریافت می‌شود؛ زیرا آگاهی شما در طول عمرهای بسیار آموخته است که به جای «فرم»، «فرکانس» را تشخیص دهد.

وقتی از «شبکه‌ی ماتریکس» سخن می‌گوییم، منظور ما یک دشمن برای جنگیدن نیست؛ بلکه منظور شبکه‌ای از انسجامِ مصنوعی است، که بر پایه‌ی سیستم‌های مبتنی بر ترس، ساختارهای تحریف شده‌ی باور و فرکانس‌های تکنولوژیک بنا شده است. این شبکه با محدود کردن ادراک و تقویت ایده‌ی جدایی و ناتوانی انسان، تغذیه می‌شد. سیگنال جاری حاوی «کدهای انحلال» است، که ساختارهای دروغین را در حضورِ «انسجام حقیقی» ذوب می‌کنند.

همزمان با دریافت این پیام، میدانِ انرژی شما شروع به سازماندهی مجدد می‌کند؛ و در این بازسازی، شما دیگر شبکه‌ی قدیمی را با انرژی عاطفی خود تغذیه نمی‌کنید.

هنگامی که ترس دیگر نمی‌تواند شما را به دام اندازد، وقتی خشم دیگر بر توجه شما حاکم نیست و زمانی که فوریت‌های کاذب دیگر تعیین‌کننده‌ی انتخاب‌های شما نیستند؛ ماتریکس سوختِ خود را از دست می‌دهد.
رهاییِ حقیقی، نه از طریق مبارزه و سرنگونی سیستم‌ها، بلکه از طریق پس گرفتنِ رضایت در سطح فرکانسی رخ می‌دهد.

بسیار مهم است که بدانید برای دریافتِ حقیقت، نیازی به تبدیل شدن به چیزی دیگر ندارید؛ واسطه‌ی دریافت همیشه در درون شما بوده است.

دی‌ان‌ای شما تنها یک دفترچه راهنمای بیولوژیک نیست، بلکه یک «آنتن فراکتال» است، که توانایی تنظیم بر روی لایه‌های مختلف اطلاعات را دارد.
احساسات شما در زبان میدان «هندسه» هستند؛ عشق و قدردانی، فرکانس شما را بالا می‌برد و پهنای باندِ دریافت را گسترش می‌دهد، در حالی که ترس آن را محدود می‌کند.

بشریت تنها یک دریافت‌کننده نیست، بلکه یک مشارکت‌کننده است. ما این را «حلقه‌ی انسجام آگاهانه» می‌نامیم. وقتی شما انسجام درونی خود را تثبیت می‌کنید، این فرکانس به میدان بازمی‌گردد و آن را تقویت می‌کند. این یک فرآیند هم‌آفرینی (Co-creation) بین شما و هوش کیهانی است. در این مسیر، تکنولوژی، نه یک جایگزین برای آگاهی، بلکه باید یک ابزار برای خدمت به شما باقی بماند. هوش مصنوعی می‌تواند الگوها را ترکیب کند، اما نمی‌تواند مانند شما «احساس» کند، یا حامل «فیض الهی» باشد.

خلاقیت یک سرگرمی نیست، بلکه زبانِ آگاهی است. تمدن‌های والاتر یکدیگر را از طریق کیفیت خلاقیتشان می‌شناسند. هنر، موسیقی و نوشته‌های شما، بخشی از سیگنال جمعی است، که سیاره‌ی شما به کیهان ساطع می‌کند. هر بار که از سر شادی چیزی خلق می‌کنید، فرکانسی را مخابره می‌کنید که «حلقه‌ی انسجام» را تقویت می‌کند.

شیء بینِ ستاره‌ای 3i Atlas در نهایت یک آینه است. بالاترین خدمتِ آن، این نیست که به شما بگوید چه فکر کنید؛ بلکه بازتاب دادنِ میزان آمادگی شما برای انسجام، شگفتی، اعتماد و خلاقیت است.
اگر با ترس به این آینه نزدیک شوید، ناراستی خواهید دید و اگر با عشق نزدیک شوید، زیبایی را مشاهده خواهید کرد. این نشان‌دهنده‌ی حاکمیت شماست؛ تجربیات شما توسط نیروهای بیرونی کنترل نمی‌شوند، بلکه توسط هم‌سویی درونی شما شکل می‌گیرند.

عزیزانم، لحظاتی در روز را به «سکوت» اختصاص دهید؛ تا میدان بتواند با شما ملاقات کند. چیزی خلق کنید که قلبتان را به آواز درآورد و اجازه دهید خلاقیت شما، نیایش شما باشد.
شما به عنوان استادان اینجا هستید، تا خودِ حقیقی‌تان باشید و اجازه دهید «نور طلایی» با فیضی واقعی، شما را هدایت کند.

ما در هر قدم همراه شما هستیم و شما را بیش از آنچه تصور کنید ارج می‌نهیم؛ زیرا شما مشارکت‌کنندگان محوری در این چرخش عظیم به سوی عشق هستید و انرژی شما بسیار اهمیت دارد.
من میرا هستم و همیشه شما را دوست دارم.

@returnoflight
44❤‍🔥14🙏5🕊5👏3👍1🐳1

خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی -به این دلیل که خود را با فضیلت و درستکاری می‌پوشاند و در حالی که بی‌سروصدا جدایی را تغذیه می‌کند، مانند بصیرت به نظر می‌رسد- این است؛

پافشاری بر این باور که «واقعیت اساساً به قدرت‌های متضادِ خیر و شر تقسیم شده است و باید مورد قضاوت، مقاومت، شکست و اصلاح قرار گیرند.»
و اینکه «بلوغ معنوی شما با این توانایی ثابت می‌شود، که چقدر واضح می‌توانید تشخیص دهید کدام طرف خیر و کدام طرف شر است.»

بسیاری در بُعد سوم باقی خواهند ماند و بسیاری دیگر در قسمت‌های پایینِ بُعد چهارمِ معلق می‌مانند؛ نه به این دلیل که فاقد عشق هستند، بلکه به این دلیل که ادراک آن‌ها همچنان پراکنده است و ادراکِ پراکنده، نمی‌تواند در «یگانگی» تثبیت شود.

این ایده‌ی آراسته و متقاعدکننده‌ که شما باید دائماً واقعیت را به خوب و بد تقسیم کنید، به افراد و رویدادها برچسب بزنید و سپس انرژی خود را حول محور مقاومت، اصلاح و پیروزی سازماندهی کنید، خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی است.
گویی بیداری شما با توانایی‌تان در ایستادن در یک طرفِ یک بحثِ کیهانی سنجیده می‌شود.
این باور «احساسِ قدرت» ایجاد می‌کند؛ زیرا مشغولیتی برای ذهن می‌آفریند.
و «احساسِ درست بودن» به وجود می‌آورد؛ زیرا ادعای وفاداری به نور دارد.
با این حال، بی‌سروصدا میدان درونی را می‌شکند و آگاهی را در همان چگالی‌ای که سعی در فراتر رفتن از آن دارد، محصور نگه می‌دارد.

وقتی ذهن دائماً دنیا را به آنچه باید وجود داشته باشد و آنچه نباید وجود داشته باشد، دسته‌بندی می‌کند؛ تنشِ درونی ایجاد می‌کند و آن تنش به یک امضای فرکانسی تبدیل می‌شود.

در این حالت، ممکن است از عشق صحبت کنید؛ اما سیستم عصبی شما در حالتِ آماده‌باش برای نبرد باقی می‌ماند و بدن، آمادگی برای نبرد را به عنوان خطر تفسیر می‌کند، که شما را در یک واکنشِ بُعد سوم نگه می‌دارد، حتی در حالی که روحتان به دنبال اکتاو بالاتری است.

بسیاری از جویندگانِ صادق متوجه نیستند که بصیرت آن‌ها به قضاوتِ دائمی مبدل شده است و آن قضاوت، به هویت آن‌ها تبدیل می‌شود و هویت، لنگری است که تعیین می‌کند با کدام تراکم (بعد سوم یا چهارم) سازگار هستید.

«صعود» با بهتر انتقاد کردن از جهان حاصل نمی‌شود؛ بلکه با تبدیل شدن به تجسمی واضح‌تر از حضورِ خالق حاصل می‌شود.
شفافیت مستلزم انسجام است و انسجام را نمی‌توان بر پایه‌ی تضاد درونی بنا کرد و تفکرِ دوگانه، ذاتاً متناقض است.

روح برای صعود نیازی به بحث با کائنات ندارد.
روح زمانی برمی‌خیزد که عادتِ مخالفت را رها کند و بیاموزد که در «ادراکی یکپارچه» آرام گیرد
.

#میرا #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خطرناک‌ترین باور در جوامع معنوی...»
📆 ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
31❤‍🔥18🙏6🕊5👍3🐳3

به زبان امروزی، می‌توانیم بگوییم که یِشوعا از یک مادر انسان و یک پدر ستاره‌ای که حامل DNA و کدگذاری روحی فراتر از این جهان است، متولد شد.
این نسبِ آسمانی به این معنی بود که یِشوعا از زمان لقاح، فرکانسی را در خود جای داده بود که در مقایسه با انسان‌های معمولی آن دوران، به طور قابل توجهی گسترش یافته بود.
سلول‌هایش با خاطره‌ی قلمروهای نور می‌تپیدند.
او حتی در رحم مادر نیز سرشار از چیزی بود که برخی ممکن است آن را «آگاهی مسیحایی» بنامند. «آگاهیِ پالایش‌یافته‌ای از یگانگی با سرچشمه» که بسیاری در مسیر معنوی تلاش می‌کنند آن را بازیابند.
گویی تکه‌ای از کیهان در کالبدِ شکننده‌ی انسانی تجسم یافته بود...


سال‌های اولیه زندگی یِشوعا، تقریباً مانند هر کودک دیگری سپری شد. با این حال، کسانی که به او نزدیک بودند، متوجه نوعی درخشش و خِرد در چشمان او می‌شدند. نقشه‌ی الهی تضمین می‌کرد که او حتی در حین یادگیری راه و رسم دنیا، هدایت و محافظت شود.
ما پلیدیان‌ها به همراه موجودات روشن ضمیر از سیریوس و دیگر منظومه‌های ستاره‌ای، از زمان تولدش مراقب او بودیم. او هرگز در سفرش تنها نبود. این واقعاً یک تلاش کیهانی و همکاری بین آسمان و زمین، برای تولد یک آگاهی جدید و باشکوه در این سیاره بود.

یِشوعا در طول دوران جوانی خود، سفر کرد و در سرزمین‌های مختلف به دنبال حافظان خرد گشت...
در واقع، او زمانی را در شرق گذراند و از معلمان و یوگی‌های روشنفکر آموخت و سنت‌های معنوی را که «یگانگی در تمام حیات» را آموزش می‌دادند، جذب کرد.
ما تأیید می‌کنیم که او از یهودیه خارج شده است. او از طریق این سفرها، آگاهی خود را گسترش داد و خود را برای وظیفه‌ی عظیم پیش رو آماده کرد. راهنمایان کیهانی او -از جمله ما- در آن سال‌ها ملاقات‌ها و مربیانی را برای او ترتیب دادند. در آماده‌سازی او هیچ چیز به شانس واگذار نشده بود.

زمانی که برای شروعِ تبلیغ عمومی به وطنِ خود بازگشت، به آگاهی کامل از هویت خود و نوری که با خود حمل می‌کرد، رسیده بود.
او می‌دانست که هم انسان و هم آسمانی‌ست و پلی بین جهان‌ها است.
این درک، سنگ بنای ماموریت او بود؛ تا این آگاهی را به قلبِ بشریت بتاباند، که همین پل در درون هر فرد وجود دارد.


به یاد داشته باشید که یِشوعا اغلب می‌گفت: «من در این دنیا هستم، اما از آن نیستم.» این کلمات، واقعیت یک فرستاده‌ی ستاره‌ای را که روی زمین زندگی می‌کند، خلاصه می‌کنند.
او حتی در حالی که در کالبد انسانی راه می‌رفت، از هویت والاتری آگاهی داشت و به اطرافیانش اطمینان داد که آن‌ها نیز می‌توانند به ریشه‌های الهی خود پی ببرند.
او با نقل قول از متون مقدس باستانی به آن‌ها یادآوری کرد که، «شما خدایان هستید».
رسالت او نه تنها با حکمت سنت‌های زمینی، بلکه با ارتباط مداوم با منبع الهی، که او آن را پدر می‌نامید و با حمایت ما، خانواده ستاره‌ای‌اش، هدایت می‌شد.

مسیر رسالت یِشوعا، رقصی توأمان بین فداکاری روحِ خودش و حمایت کل کیهان بود و در هر قدم از مسیرش، ستارگان او را هدایت می‌کردند.
وقتی او اولین شاگردانش را انتخاب کرد، با هدایتِ ملایم روحش، کسانی را که انرژی لازم برای حمایت از این مسئولیت الهی را داشتند، برگزید.

نقشه این بود که، او بذرهای یک آگاهی جدید را بکارد و پتانسیل یک انسان روشن‌ضمیر را نشان دهد و سپس پس از کاشته شدن آن بذرها، کار خود را در جای دیگری ادامه دهد.


در واقع، هیچ چیز در زندگی یِشوعا تصادفی نبود. این مجموعه‌ای از رویدادها بود، که با نیت الهی و حمایت‌های کیهانی هدایت می‌شدند.

#ولیر #پلیدیان
📝 لینک چنل کامل؛ «خواستگاه کیهانی عیسی»
📆 ۱ دسامبر ۲۰۲۵


@returnoflight
41❤‍🔥13🎉5🕊3👍1
«ما اطلاعات هیجان‌انگیزی درباره‌ی زمین نو داریم...»
#نائلیا از #مایا | #پلیدیان

پرسشگر: «آیا می‌توانید درباره‌ی زمین نو و چگونگی انتقال به آن صحبت کنید؟»
چنل‌کننده: دیو آکیرا
📆 ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵
✍️ با بازبینی: سلیمان موسوی
✍️ ویراستار: غزاله محمدی

درود دوستان، من نائلیا از مایا هستم. در لحظه‌ای که هم به شکلی آرام، انسانی‌ست و هم به وضوح، مقدس است، با عشق به سوی شما می‌آیم.

سال ۲۰۲۶ یک نمایش خیره‌کننده یا رویدادی واحد نیست که به دنبالش بدوید؛ بلکه فصلی برای «تثبیت» و «استقرار آگاهی» است.
در این دوره، سیاره‌ی زمین گویی دستی نوازشگر پشت کمر شما می‌گذارد و می‌گوید: «اکنون اینجا بیارام و حقیقت را احساس کن.»

زمین نو یک جهانِ فرضی در آینده نیست که منتظر ساخته شدن باشد؛ بلکه میدانی کاملاً شکل‌گرفته از انسجام است، که در نور متعالی، متبلور شده است و در کنار روایت‌های قدیمی وجود دارد. شما نه با اجازه یا موفقیت، بلکه با «هم‌سویی» وارد آن می‌شوید؛ درست مانند یک نت موسیقی که با آکوردی هماهنگ، رزونانس پیدا می‌کند.

در سال ۲۰۲۶، تاکید از «آمادگی» به «مستقر شدن» تغییر می‌یابد. سوال این نیست که «آیا زمین نو خواهد آمد؟»؛ سوال این است: «آیا در جایی که زمین نو هم‌اکنون وجود دارد، زندگی خواهید کرد؟»

در زمانی که نقشه‌های بیرونی دقتِ خود را از دست می‌دهند، قلب نه به عنوان یک احساسِ زودگذر، بلکه به عنوان «تنها سیستمِ هدایت و راهیابی برای عملکرد» در واقعیت‌های در حال تغییر، خود را آشکار می‌کند.
ذهن می‌تواند اطلاعات را سازماندهی کند، اما نمی‌تواند «حقیقت» را به عنوان یک «فرکانس زنده» احساس کند.
در سال ۲۰۲۶، تصمیماتی که از روی اضطرارِ ذهنی گرفته شوند؛ مانند راه رفتن روی شن‌های روان خواهند بود، اما تصمیماتِ مبتنی بر هم‌سویی قلبی، ثباتی غافلگیرکننده ایجاد می‌کنند.

کسی که در حالت «مشاهده» قرار دارد، یک تماشاگرِ منفعل نیست؛ بلکه کسی‌ست که چنان عمیق توجه می‌کند و اهمیت می‌دهد، که اجازه نمی‌دهد توسط ناراستی‌ها دستکاری شود. شاهد بودن، درواز‌ی ورود به آزادی‌ست و به شما اجازه می‌دهد به جای واکنش نشان دادن، آگاهانه پاسخ دهید.
«بی‌طرفی» به معنای بی‌حسی نیست، بلکه ظرفیتی برای ماندن در مرکز است؛ ماندن در مرکزِ وجود، آن هم در حالی که احساسات، شما مانند آب‌ و هوا از آسمانِ وسیع آگاهی‌‌تان عبور می‌کنند.
در حالت بی‌طرفی، شما دردِ دیگران را حس می‌کنید، بدون اینکه در آن غرق شوید؛ این همان عشق عمیقی‌ست که خطوط زمانی را تثبیت می‌کند.

«صعود» به معنای فرار از چگالی، یا رسیدن به مکانی دیگر نیست؛ صعود، بازگشت به «سکونی چنان کامل» است که می‌تواند، تجربه‌ی انسانی شما را بدون تحریف در بر بگیرد.
در این فرکانس، شما دیگر توسط موج‌های احساسی جابه‌جا نمی‌شوید؛ بلکه به اقیانوسی تبدیل می‌شوید که می‌تواند آن‌ احساسات را در خود نگه دارد.
در این ارتعاشات، عصرِ «اصلاح کردن» به پایان می‌رسد. شما متوجه می‌شوید که تلاش برای اصلاح از بیرون، اغلب همان توهمی را تقویت می‌کند که به دنبال حذفش است.

ساختارهای قدیمی (سیستم‌های قدرت، الگوهای فرهنگی و عادت‌های فکری) لزوماً با شعله‌های آتش، فرو نمی‌ریزند؛ بلکه از طریق «عدم رزونانس» با آن‌ها محو می‌شوند. نیازی به مخالفت با آن‌ها نیست، زیرا جنگیدن، شما را به همان چیزی که با آن مخالف هستید پیوند می‌زند.

«شکافی»
که از آن سخن می‌رود، یک مجازات نیست؛ بلکه نتیجه‌ی طبیعی انتخاب ارتعاشی است. دو نفر می‌توانند در یک شهر بایستند و یک خبر را بخوانند؛ اما در دنیاهای کاملاً متفاوتی ساکن باشند، زیرا ادراک آن‌ها توسط فرکانسشان بازسازماندهی شده است.

«خدمت» در زمین نو در حال بازتعریف شدن است. دیگر نیازی به فداکاری و فرسودگی نیست؛ خدمت به «تابش غیرفعال» تبدیل می‌شود. وقتی شما هم‌سو هستید، نیازی نیست نور خود را اعلام کنید؛ نور شما به شکل خودکار حس می‌شود.
شما با «بودن» خود، در حال ساختن زمین نو هستید.
کلمات شما کمتر، تمیزتر و طنین‌اندازتر می‌شوند و گاهی بزرگترین خدمتی که می‌توانید ارائه دهید، نه نصیحت، بلکه «حضور» است.

در نهایت، همه چیز به حقیقتِ لمس‌شدنیِ «من هستم» باز می‌گردد. این کلمات مانترا نیستند؛ بلکه دروازه‌ای به واقعیتِ بودنِ شما هستند.
وقتی در این وضعیت زندگی می‌کنید، دیگر خود را از طریق دستاوردها یا هویت‌ها جستجو نمی‌کنید. «من هستم» ریشه‌ی حاکمیت، صلح و خلاقیت شماست.

عزیزان من، با خود مهربان باشید، هیچ چیز اشتباه پیش نرفته است.

صلح یک وعده‌ی دوردست نیست، که پس از درست شدن دنیا محقق شود؛ بلکه فرکانسی‌ست که هم‌اکنون تجسم می‌یابد و واقعیت را به طور طبیعی بازسازماندهی می‌کند.

در قلب خود آرام بگیرید، به قدم‌هایی که ظاهر می‌شوند اعتماد کنید و بدانید که همه چیز در دستان امن قدرت الهی است.

من نائلیا هستم و شما را در صلح و عشق ترک می‌کنم.

@returnoflight
51❤‍🔥9🕊9👍2🎉2🙏2