حتی در اردوگاه مرگ، انسانها گاهی لبخند میزنند. شاید فقط برای اینکه به خودشان یادآوری کنند هنوز زندهاند.
_شب
_الی ویز
@ReferenceLibrary
_شب
_الی ویز
@ReferenceLibrary
💔13
زندگی مانند بازی شطرنج است :
ما نقشه ای میریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه میکند.
این رقیب در زندگی، سرنوشت است!
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
ما نقشه ای میریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه میکند.
این رقیب در زندگی، سرنوشت است!
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
👍9❤2🍾2
در ستایش مرگ
#ژوزه_ساراماگو
کتاب در ستایش مرگ که سبک آن به رمان کوری شباهت دارد اتفاقی غیرمنتظره را روایت میکند
اتفاقی که اوضاع کشور را از حالت عادی خارج میکند
داستان این رمان این است که در سال جدید هیچگونه مرگی رخ نداده است و این اتفاقی است که در ابتدا به نظر میرسد یکی از آرزوهای قدیم بشر باشد
این آرزو هم مثل بسیاری از آرزوهای دیگر فقط در خیال قشنگ است و پس از مدتی باعث میشود انسان به خاطر این آرزو احساس پشیمانی کند
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
#ژوزه_ساراماگو
کتاب در ستایش مرگ که سبک آن به رمان کوری شباهت دارد اتفاقی غیرمنتظره را روایت میکند
اتفاقی که اوضاع کشور را از حالت عادی خارج میکند
داستان این رمان این است که در سال جدید هیچگونه مرگی رخ نداده است و این اتفاقی است که در ابتدا به نظر میرسد یکی از آرزوهای قدیم بشر باشد
این آرزو هم مثل بسیاری از آرزوهای دیگر فقط در خیال قشنگ است و پس از مدتی باعث میشود انسان به خاطر این آرزو احساس پشیمانی کند
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
Reference Library ⚽️
باورمندان.pdf
کتاب «باورمندان» با هدف گشایش دری برای شروع یک گفتوگوی تازه در عرصه عمومی نوشته شده است؛ گفتوگویی میان انسانهایی که باورها، سنتهای دینی و نگاههای متفاوتی به جهان دارند، اما در عین حال در جستوجوی معنا، حقیقت و زندگی مسالمتآمیز در کنار یکدیگرند.
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
@ReferenceLibrary 🕊
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
@ReferenceLibrary 🕊
❤4
از چه به خود میبالد انسان؟
آغازی از قطرهای ناچیز،
تولدی آمیخته با رنج،
زندگیای سرگردان میان آرزوها و ناکامیها،
و پایانی که نامش مرگ است...
با این همه،
چنان بر زمین گام برمیدارد
که گویی مالک ابدیت است.
فراموش میکند که روزی نبوده،
روزی خواهد رفت،
و آنچه میان این دو «نبودن» قرار گرفته،
تنها فرصتی کوتاه برای زیستن است.
شاید انسان زمانی به حقیقت نزدیک شود
که به جای غرور،
اندکی به ناپایداری خویش بیندیشد؛
به این که همه چیز میگذرد:
جوانی،
ثروت،
شهرت،
و حتی خودِ او...
🖤
«انسان موجودی است میان رنج و فنا،
و همین آگاهی، او را به تأمل وا میدارد.»
— منسوب به آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
آغازی از قطرهای ناچیز،
تولدی آمیخته با رنج،
زندگیای سرگردان میان آرزوها و ناکامیها،
و پایانی که نامش مرگ است...
با این همه،
چنان بر زمین گام برمیدارد
که گویی مالک ابدیت است.
فراموش میکند که روزی نبوده،
روزی خواهد رفت،
و آنچه میان این دو «نبودن» قرار گرفته،
تنها فرصتی کوتاه برای زیستن است.
شاید انسان زمانی به حقیقت نزدیک شود
که به جای غرور،
اندکی به ناپایداری خویش بیندیشد؛
به این که همه چیز میگذرد:
جوانی،
ثروت،
شهرت،
و حتی خودِ او...
🖤
«انسان موجودی است میان رنج و فنا،
و همین آگاهی، او را به تأمل وا میدارد.»
— منسوب به آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
❤9💔4👍2
❤3
باربد رامشگر
در روایتهای شاهنامه، باربد فقط یک نوازندهی دربار نیست؛ او صدای زندهی احساس در زمان خسرو پرویز است.
وقتی به دربار خسروپرویز راه پیدا میکند، این ورود ساده نیست. اما وقتی شاه صدایش را میشنود، همان لحظه او را برمیگزیند. از آن پس، باربد تبدیل میشود به رامشگرِ مخصوص دربار؛ کسی که برای هر حال و هر حادثه، نغمهای دارد، برای شادی، جنگ، عشق و اندوه.
در کنار فضای عاشقانهی خسرو و شیرین، موسیقی باربد فقط صدا نیست؛ تبدیل به بخشی از خودِ روایت میشود. او احساسات دربار را به زبان موسیقی ترجمه میکند.
اما پایان این روایت تلخ است.
با مرگ خسرو، جهان باربد فرو میریزد. دیگر نواختن برایش معنا ندارد. او سازهایش را برمیدارد و در سوگی سنگین، آنها را میسوزاند؛ انگار میخواهد آخرین پیوندش با آن جهان را از بین ببرد.
پس از آن، راهیِ زادگاهش میشود؛ که استخر ذکر شده است و بازگشت به جایی دور از دربار، دور از قدرت، دور از موسیقیای که دیگر مخاطبش را از دست داده بود.
باربد میرود، نه از ناتوانی، بلکه از بیمعناییِ نواختن.
و دربار، برای مدتی در سکوت میماند.
@ReferenceLibrary
در روایتهای شاهنامه، باربد فقط یک نوازندهی دربار نیست؛ او صدای زندهی احساس در زمان خسرو پرویز است.
وقتی به دربار خسروپرویز راه پیدا میکند، این ورود ساده نیست. اما وقتی شاه صدایش را میشنود، همان لحظه او را برمیگزیند. از آن پس، باربد تبدیل میشود به رامشگرِ مخصوص دربار؛ کسی که برای هر حال و هر حادثه، نغمهای دارد، برای شادی، جنگ، عشق و اندوه.
در کنار فضای عاشقانهی خسرو و شیرین، موسیقی باربد فقط صدا نیست؛ تبدیل به بخشی از خودِ روایت میشود. او احساسات دربار را به زبان موسیقی ترجمه میکند.
اما پایان این روایت تلخ است.
با مرگ خسرو، جهان باربد فرو میریزد. دیگر نواختن برایش معنا ندارد. او سازهایش را برمیدارد و در سوگی سنگین، آنها را میسوزاند؛ انگار میخواهد آخرین پیوندش با آن جهان را از بین ببرد.
پس از آن، راهیِ زادگاهش میشود؛ که استخر ذکر شده است و بازگشت به جایی دور از دربار، دور از قدرت، دور از موسیقیای که دیگر مخاطبش را از دست داده بود.
باربد میرود، نه از ناتوانی، بلکه از بیمعناییِ نواختن.
و دربار، برای مدتی در سکوت میماند.
@ReferenceLibrary
💔4❤2
از تو کجا گریزم؛ علیرضا قربانی.
@abiyedourdast
ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
- مولانا.
@ReferenceLibrary
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
- مولانا.
@ReferenceLibrary
❤7
کسی که آزادی را از دیگران صدقه میگیرد، همچنان برده و بنده باقی خواهد ماند.
آزادی یا مرگ نیکوس کازانتزاکیس
@ReferenceLibrary
آزادی یا مرگ نیکوس کازانتزاکیس
@ReferenceLibrary
🔥14❤6
#کتاب_ها_باگت_ها_و_ساس_ها
#شکسپیر_و_شرکا
#جرمی_مرسر
راوی ، یک خبر نگار جنایی است ، او از شغل خود نفرت دارد چون همیشه منتظر جنایت است تا خبر آن را چاپ کند و جنایت بیشتر یعنی کار بیشتر...
موفقیت او رساندن سریعتر خبر جنایت به روزنامه و چاپ در صفحه اول روزنامه یا تیتر اخبار است
وی در پایان سال 1999 تصمیم میگیرد از شغل و نوع زندگی خود دور شود و طی اقداماتی از کانادا به پاریس میرود و...
حالا روزنامه نگار کانادایی به نام جرمی مرسر، فقیر و بیکار بر کرانه ی جنوبی رود سن در پاریس قدم می زد که با کتابفروشی کوچکی به نام شکسپیر و شرکا مواجه شد. مرسر از این کتابخانه کتابی خرید و کارکنان آن جا از او دعوت کردند که با آن ها چای بنوشد. مرسر برای چندین هفته در طبقه ی بالای کتابفروشی زندگی کرد، برای مالک کتابفروشی یعنی آقای جُرج ویتمن مشغول به کار شد، روابطی عاشقانه را تجربه کرد و ماجراهای بزرگ و کوچک زیادی را از سر گذراند. کتاب شکسپیر و شرکا، داستان سفری به سرزمین عجایبی ادبی در پاریس است.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
#شکسپیر_و_شرکا
#جرمی_مرسر
راوی ، یک خبر نگار جنایی است ، او از شغل خود نفرت دارد چون همیشه منتظر جنایت است تا خبر آن را چاپ کند و جنایت بیشتر یعنی کار بیشتر...
موفقیت او رساندن سریعتر خبر جنایت به روزنامه و چاپ در صفحه اول روزنامه یا تیتر اخبار است
وی در پایان سال 1999 تصمیم میگیرد از شغل و نوع زندگی خود دور شود و طی اقداماتی از کانادا به پاریس میرود و...
حالا روزنامه نگار کانادایی به نام جرمی مرسر، فقیر و بیکار بر کرانه ی جنوبی رود سن در پاریس قدم می زد که با کتابفروشی کوچکی به نام شکسپیر و شرکا مواجه شد. مرسر از این کتابخانه کتابی خرید و کارکنان آن جا از او دعوت کردند که با آن ها چای بنوشد. مرسر برای چندین هفته در طبقه ی بالای کتابفروشی زندگی کرد، برای مالک کتابفروشی یعنی آقای جُرج ویتمن مشغول به کار شد، روابطی عاشقانه را تجربه کرد و ماجراهای بزرگ و کوچک زیادی را از سر گذراند. کتاب شکسپیر و شرکا، داستان سفری به سرزمین عجایبی ادبی در پاریس است.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
❤3
جان من،
اگر روزی رفتی،
پشت سرت را نگاه نکن.
چیزی از من جا نمیماند
جز خستگیِ مردی که سالها
بیش از توانش غم به دوش کشید.
بگذار بروم در سکوتِ همین روزهای بیرنگ،
در زندگیای که هر صبحش
تکرار شکستِ دیشب بود.
تو برو...
من مدتهاست
از خودم هم جا ماندهام.
@ReferenceLibrary
اگر روزی رفتی،
پشت سرت را نگاه نکن.
چیزی از من جا نمیماند
جز خستگیِ مردی که سالها
بیش از توانش غم به دوش کشید.
بگذار بروم در سکوتِ همین روزهای بیرنگ،
در زندگیای که هر صبحش
تکرار شکستِ دیشب بود.
تو برو...
من مدتهاست
از خودم هم جا ماندهام.
@ReferenceLibrary
❤13
آدم زنده به محبت نیاز دارد،
و مرده به فاتحه.
ولی ما جماعت برعکسیم
برای مرده گل می بریم
و فاتحه ی زندگی بعضی ها را
می خوانیم.
@ReferenceLibrary
و مرده به فاتحه.
ولی ما جماعت برعکسیم
برای مرده گل می بریم
و فاتحه ی زندگی بعضی ها را
می خوانیم.
@ReferenceLibrary
💔15👍7❤4👏1😁1
نظر Pavel Durov درباره قانون جدید بریتانیا برای ممنوع کردن شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال و همچنین محدودیتهایی که برای برخی ابزارهای هوش مصنوعی در نظر گرفته شده:
⛔️ دولت بریتانیا میخواهد استفاده از شبکههای اجتماعی را برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع کند.
اما ممنوع کردن شبکههای اجتماعی برای کودکان، فقط آنها را در معرض خطر بیشتری قرار میدهد.
در نتیجه، آنها به استفاده از VPN روی میآورند و به محتوایی بسیار خطرناکتر و حتی غیرقانونی دسترسی پیدا میکنند.
ما قبلاً هم چنین چیزی را دیدهایم.
وقتی دولت روسیه تلگرام را ممنوع کرد، ۹۵ درصد نوجوانان روس همچنان از آن استفاده کردند؛ فقط به سراغ VPN رفتند. در ایران هم همین اتفاق افتاد.
والدین همین حالا هم ابزارهای لازم برای مدیریت عادتهای دیجیتال فرزندانشان را در اختیار دارند؛ از کنترل والدین (Parental Controls) گرفته تا محدودیت زمان استفاده از صفحهنمایش، یا حتی نداشتن گوشی هوشمند.
🤦♂️ در عوض، بسیاری از والدین برای ساکت نگه داشتن کودکان خردسال، دستشان آیپد میدهند.
هیچ میزان از قانونگذاری دولتی نمیتواند این مشکل را حل کند.
طبق قانون جدید، همه کاربران شبکههای اجتماعی در بریتانیا باید ثابت کنند که بالای ۱۶ سال سن دارند؛ از طریق کارت شناسایی، اسکن چهره یا کارت بانکی.
🚨 هر سال هزاران نفر در بریتانیا به خاطر پستهای سیاسی بازداشت میشوند.
آیا این قانون واقعاً برای محافظت از کودکان است، یا راهی برای شناسایی افراد بیشتر و بازداشت آنها؟
پ.ن: در سخنرانی من درباره آزادی دیجیتال بیشتر صحبت شده؛ همان سخنرانیای که منبع مسابقه ۲۰۰ هزار دلاری تولید محتواست.
@ReferenceLibrary
⛔️ دولت بریتانیا میخواهد استفاده از شبکههای اجتماعی را برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع کند.
اما ممنوع کردن شبکههای اجتماعی برای کودکان، فقط آنها را در معرض خطر بیشتری قرار میدهد.
در نتیجه، آنها به استفاده از VPN روی میآورند و به محتوایی بسیار خطرناکتر و حتی غیرقانونی دسترسی پیدا میکنند.
ما قبلاً هم چنین چیزی را دیدهایم.
وقتی دولت روسیه تلگرام را ممنوع کرد، ۹۵ درصد نوجوانان روس همچنان از آن استفاده کردند؛ فقط به سراغ VPN رفتند. در ایران هم همین اتفاق افتاد.
والدین همین حالا هم ابزارهای لازم برای مدیریت عادتهای دیجیتال فرزندانشان را در اختیار دارند؛ از کنترل والدین (Parental Controls) گرفته تا محدودیت زمان استفاده از صفحهنمایش، یا حتی نداشتن گوشی هوشمند.
🤦♂️ در عوض، بسیاری از والدین برای ساکت نگه داشتن کودکان خردسال، دستشان آیپد میدهند.
هیچ میزان از قانونگذاری دولتی نمیتواند این مشکل را حل کند.
طبق قانون جدید، همه کاربران شبکههای اجتماعی در بریتانیا باید ثابت کنند که بالای ۱۶ سال سن دارند؛ از طریق کارت شناسایی، اسکن چهره یا کارت بانکی.
🚨 هر سال هزاران نفر در بریتانیا به خاطر پستهای سیاسی بازداشت میشوند.
آیا این قانون واقعاً برای محافظت از کودکان است، یا راهی برای شناسایی افراد بیشتر و بازداشت آنها؟
پ.ن: در سخنرانی من درباره آزادی دیجیتال بیشتر صحبت شده؛ همان سخنرانیای که منبع مسابقه ۲۰۰ هزار دلاری تولید محتواست.
@ReferenceLibrary
👍29❤4👏2🔥1
«صورتم را در دستهایم گرفتم و به این فکر کردم که نباید بیش از حد دستوپا زد.
بعضی چیزها از اختیار آدم بیروناند؛
زندگی، خوابهای گذشتهایست که روزی تعبیر میشوند،
و گاهی زندگی چیزی نیست جز تاب خوردنِ خیال
در روزهایی که هرگز عمرمان به آنها نمیرسد...»
🖋 ✨
@ReferenceLibrary
بعضی چیزها از اختیار آدم بیروناند؛
زندگی، خوابهای گذشتهایست که روزی تعبیر میشوند،
و گاهی زندگی چیزی نیست جز تاب خوردنِ خیال
در روزهایی که هرگز عمرمان به آنها نمیرسد...»
🖋 ✨
@ReferenceLibrary
❤5💔4🕊1💊1