❤1
📖 چرا در رمانهای داستایوفسکی همیشه یک نفر عاشق است و معشوق حتی او را نمیبیند؟
چون داستایوفسکی عاشقِ روایتِ عشقهای نامتقارن بود؛ عشقهایی که قرار نیست به وصال برسند، بلکه قرار است آدم را با رنج، انتظار و شناختِ خودش روبهرو کنند.
در دنیای او، آدمها اغلب دل به کسی میبندند که نمیتواند یا نمیخواهد دوستشان داشته باشد. عشق برای داستایوفسکی یک احساس شیرین و رمانتیک نیست؛ یک آزمون روحی است.
شخصیتهای او معمولاً بیش از آنکه عاشقِ خودِ معشوق باشند، عاشق تصویری هستند که در ذهنشان از او ساختهاند. برای همین حتی وقتی نادیده گرفته میشوند، باز هم دوست داشتنشان ادامه پیدا میکند.
شاید به همین دلیل است که داستانهایش اینقدر آشنا و دردناکاند؛ چون بسیاری از ما دستکم یک بار در زندگی کسی را دوست داشتهایم که نگاهش جای دیگری بوده است.
اما سؤال اصلی داستایوفسکی این نیست که:
«چرا معشوق مرا دوست ندارد؟»
سؤال او این است:
«چرا من کسی را انتخاب کردهام که مرا دوست ندارد؟»
و این سؤال، خیلی تلختر است. 🖤
@ReferenceLibrary
چون داستایوفسکی عاشقِ روایتِ عشقهای نامتقارن بود؛ عشقهایی که قرار نیست به وصال برسند، بلکه قرار است آدم را با رنج، انتظار و شناختِ خودش روبهرو کنند.
در دنیای او، آدمها اغلب دل به کسی میبندند که نمیتواند یا نمیخواهد دوستشان داشته باشد. عشق برای داستایوفسکی یک احساس شیرین و رمانتیک نیست؛ یک آزمون روحی است.
شخصیتهای او معمولاً بیش از آنکه عاشقِ خودِ معشوق باشند، عاشق تصویری هستند که در ذهنشان از او ساختهاند. برای همین حتی وقتی نادیده گرفته میشوند، باز هم دوست داشتنشان ادامه پیدا میکند.
شاید به همین دلیل است که داستانهایش اینقدر آشنا و دردناکاند؛ چون بسیاری از ما دستکم یک بار در زندگی کسی را دوست داشتهایم که نگاهش جای دیگری بوده است.
اما سؤال اصلی داستایوفسکی این نیست که:
«چرا معشوق مرا دوست ندارد؟»
سؤال او این است:
«چرا من کسی را انتخاب کردهام که مرا دوست ندارد؟»
و این سؤال، خیلی تلختر است. 🖤
@ReferenceLibrary
👍23❤7🔥2💔1
معادل جدید «هدفون» تصویب شد
معاون گروه واژه گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی:
🔻پیش تر در گروه عمومیواژه «گوشینه» را بررسی کرده بودیم یعنی آنچه مربوط به گوش است.
🔻با ترکیب «گوش» با «ـینه» که پسوند نسبت است (آنچه مربوط به گوش است)، «گوشینه» را مصوب کرده و انواع آن را بررسی کردیم. البته این واژه، از واژههای پیشنهادی مردم نیز بود.
نظرتون راجب واژه هایی ک فرهنگستان مصوب میکنه چیه ؟!
@ReferenceLibrary
معاون گروه واژه گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی:
🔻پیش تر در گروه عمومیواژه «گوشینه» را بررسی کرده بودیم یعنی آنچه مربوط به گوش است.
🔻با ترکیب «گوش» با «ـینه» که پسوند نسبت است (آنچه مربوط به گوش است)، «گوشینه» را مصوب کرده و انواع آن را بررسی کردیم. البته این واژه، از واژههای پیشنهادی مردم نیز بود.
نظرتون راجب واژه هایی ک فرهنگستان مصوب میکنه چیه ؟!
@ReferenceLibrary
💩35❤8😐1
❤️ هرجا قلبت باشد، گنجت نیز همانجاست...
قلب آدمی هیچوقت خاموش نمیشود. حتی وقتی وانمود میکنیم صدایش را نمیشنویم، باز در سکوتِ سینهمان از زندگی، از آرزوها و از مسیر پیشِ رو حرف میزند.
هیچکس نمیتواند از قلب خودش فرار کند. شاید بتوان مدتی نادیدهاش گرفت، اما نمیتوان برای همیشه از آن گریخت.
پس بهتر است به صدایش گوش بسپاریم؛ به ترسهایش، به امیدهایش و به چیزهایی که عمیقاً دوستشان دارد.
وقتی با قلبت همراه باشی، کمتر غافلگیر میشوی، کمتر از زخمهای ناگهانی میترسی و بیشتر به سمت گنجی میروی که از ابتدا برای تو بوده است.
📖 کیمیاگر | پائولو کوئیلو
دانلود کتاب :
https://t.me/BOOKzMA/333491
@ReferenceLibrary
قلب آدمی هیچوقت خاموش نمیشود. حتی وقتی وانمود میکنیم صدایش را نمیشنویم، باز در سکوتِ سینهمان از زندگی، از آرزوها و از مسیر پیشِ رو حرف میزند.
هیچکس نمیتواند از قلب خودش فرار کند. شاید بتوان مدتی نادیدهاش گرفت، اما نمیتوان برای همیشه از آن گریخت.
پس بهتر است به صدایش گوش بسپاریم؛ به ترسهایش، به امیدهایش و به چیزهایی که عمیقاً دوستشان دارد.
وقتی با قلبت همراه باشی، کمتر غافلگیر میشوی، کمتر از زخمهای ناگهانی میترسی و بیشتر به سمت گنجی میروی که از ابتدا برای تو بوده است.
📖 کیمیاگر | پائولو کوئیلو
دانلود کتاب :
https://t.me/BOOKzMA/333491
@ReferenceLibrary
❤9👍1
دانلود کتب از چنل آرشیو مرجع:
حدود ۳۵۰ هزار عنوان
@BOOKzMA 👈👈👈
کتاب ها فقط در چنل آرشیو آپلود میشوند. جهت جستجو و دانلود کتاب، از آن چنل استفاده کنید.
حدود ۳۵۰ هزار عنوان
@BOOKzMA 👈👈👈
کتاب ها فقط در چنل آرشیو آپلود میشوند. جهت جستجو و دانلود کتاب، از آن چنل استفاده کنید.
❤3
حتی در اردوگاه مرگ، انسانها گاهی لبخند میزنند. شاید فقط برای اینکه به خودشان یادآوری کنند هنوز زندهاند.
_شب
_الی ویز
@ReferenceLibrary
_شب
_الی ویز
@ReferenceLibrary
💔13
زندگی مانند بازی شطرنج است :
ما نقشه ای میریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه میکند.
این رقیب در زندگی، سرنوشت است!
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
ما نقشه ای میریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه میکند.
این رقیب در زندگی، سرنوشت است!
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
👍9❤2🍾2
در ستایش مرگ
#ژوزه_ساراماگو
کتاب در ستایش مرگ که سبک آن به رمان کوری شباهت دارد اتفاقی غیرمنتظره را روایت میکند
اتفاقی که اوضاع کشور را از حالت عادی خارج میکند
داستان این رمان این است که در سال جدید هیچگونه مرگی رخ نداده است و این اتفاقی است که در ابتدا به نظر میرسد یکی از آرزوهای قدیم بشر باشد
این آرزو هم مثل بسیاری از آرزوهای دیگر فقط در خیال قشنگ است و پس از مدتی باعث میشود انسان به خاطر این آرزو احساس پشیمانی کند
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
#ژوزه_ساراماگو
کتاب در ستایش مرگ که سبک آن به رمان کوری شباهت دارد اتفاقی غیرمنتظره را روایت میکند
اتفاقی که اوضاع کشور را از حالت عادی خارج میکند
داستان این رمان این است که در سال جدید هیچگونه مرگی رخ نداده است و این اتفاقی است که در ابتدا به نظر میرسد یکی از آرزوهای قدیم بشر باشد
این آرزو هم مثل بسیاری از آرزوهای دیگر فقط در خیال قشنگ است و پس از مدتی باعث میشود انسان به خاطر این آرزو احساس پشیمانی کند
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
Reference Library ⚽️
باورمندان.pdf
کتاب «باورمندان» با هدف گشایش دری برای شروع یک گفتوگوی تازه در عرصه عمومی نوشته شده است؛ گفتوگویی میان انسانهایی که باورها، سنتهای دینی و نگاههای متفاوتی به جهان دارند، اما در عین حال در جستوجوی معنا، حقیقت و زندگی مسالمتآمیز در کنار یکدیگرند.
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
@ReferenceLibrary 🕊
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
@ReferenceLibrary 🕊
❤4
از چه به خود میبالد انسان؟
آغازی از قطرهای ناچیز،
تولدی آمیخته با رنج،
زندگیای سرگردان میان آرزوها و ناکامیها،
و پایانی که نامش مرگ است...
با این همه،
چنان بر زمین گام برمیدارد
که گویی مالک ابدیت است.
فراموش میکند که روزی نبوده،
روزی خواهد رفت،
و آنچه میان این دو «نبودن» قرار گرفته،
تنها فرصتی کوتاه برای زیستن است.
شاید انسان زمانی به حقیقت نزدیک شود
که به جای غرور،
اندکی به ناپایداری خویش بیندیشد؛
به این که همه چیز میگذرد:
جوانی،
ثروت،
شهرت،
و حتی خودِ او...
🖤
«انسان موجودی است میان رنج و فنا،
و همین آگاهی، او را به تأمل وا میدارد.»
— منسوب به آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
آغازی از قطرهای ناچیز،
تولدی آمیخته با رنج،
زندگیای سرگردان میان آرزوها و ناکامیها،
و پایانی که نامش مرگ است...
با این همه،
چنان بر زمین گام برمیدارد
که گویی مالک ابدیت است.
فراموش میکند که روزی نبوده،
روزی خواهد رفت،
و آنچه میان این دو «نبودن» قرار گرفته،
تنها فرصتی کوتاه برای زیستن است.
شاید انسان زمانی به حقیقت نزدیک شود
که به جای غرور،
اندکی به ناپایداری خویش بیندیشد؛
به این که همه چیز میگذرد:
جوانی،
ثروت،
شهرت،
و حتی خودِ او...
🖤
«انسان موجودی است میان رنج و فنا،
و همین آگاهی، او را به تأمل وا میدارد.»
— منسوب به آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
❤9💔4👍2
❤3
باربد رامشگر
در روایتهای شاهنامه، باربد فقط یک نوازندهی دربار نیست؛ او صدای زندهی احساس در زمان خسرو پرویز است.
وقتی به دربار خسروپرویز راه پیدا میکند، این ورود ساده نیست. اما وقتی شاه صدایش را میشنود، همان لحظه او را برمیگزیند. از آن پس، باربد تبدیل میشود به رامشگرِ مخصوص دربار؛ کسی که برای هر حال و هر حادثه، نغمهای دارد، برای شادی، جنگ، عشق و اندوه.
در کنار فضای عاشقانهی خسرو و شیرین، موسیقی باربد فقط صدا نیست؛ تبدیل به بخشی از خودِ روایت میشود. او احساسات دربار را به زبان موسیقی ترجمه میکند.
اما پایان این روایت تلخ است.
با مرگ خسرو، جهان باربد فرو میریزد. دیگر نواختن برایش معنا ندارد. او سازهایش را برمیدارد و در سوگی سنگین، آنها را میسوزاند؛ انگار میخواهد آخرین پیوندش با آن جهان را از بین ببرد.
پس از آن، راهیِ زادگاهش میشود؛ که استخر ذکر شده است و بازگشت به جایی دور از دربار، دور از قدرت، دور از موسیقیای که دیگر مخاطبش را از دست داده بود.
باربد میرود، نه از ناتوانی، بلکه از بیمعناییِ نواختن.
و دربار، برای مدتی در سکوت میماند.
@ReferenceLibrary
در روایتهای شاهنامه، باربد فقط یک نوازندهی دربار نیست؛ او صدای زندهی احساس در زمان خسرو پرویز است.
وقتی به دربار خسروپرویز راه پیدا میکند، این ورود ساده نیست. اما وقتی شاه صدایش را میشنود، همان لحظه او را برمیگزیند. از آن پس، باربد تبدیل میشود به رامشگرِ مخصوص دربار؛ کسی که برای هر حال و هر حادثه، نغمهای دارد، برای شادی، جنگ، عشق و اندوه.
در کنار فضای عاشقانهی خسرو و شیرین، موسیقی باربد فقط صدا نیست؛ تبدیل به بخشی از خودِ روایت میشود. او احساسات دربار را به زبان موسیقی ترجمه میکند.
اما پایان این روایت تلخ است.
با مرگ خسرو، جهان باربد فرو میریزد. دیگر نواختن برایش معنا ندارد. او سازهایش را برمیدارد و در سوگی سنگین، آنها را میسوزاند؛ انگار میخواهد آخرین پیوندش با آن جهان را از بین ببرد.
پس از آن، راهیِ زادگاهش میشود؛ که استخر ذکر شده است و بازگشت به جایی دور از دربار، دور از قدرت، دور از موسیقیای که دیگر مخاطبش را از دست داده بود.
باربد میرود، نه از ناتوانی، بلکه از بیمعناییِ نواختن.
و دربار، برای مدتی در سکوت میماند.
@ReferenceLibrary
💔4❤2
از تو کجا گریزم؛ علیرضا قربانی.
@abiyedourdast
ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
- مولانا.
@ReferenceLibrary
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
- مولانا.
@ReferenceLibrary
❤7
کسی که آزادی را از دیگران صدقه میگیرد، همچنان برده و بنده باقی خواهد ماند.
آزادی یا مرگ نیکوس کازانتزاکیس
@ReferenceLibrary
آزادی یا مرگ نیکوس کازانتزاکیس
@ReferenceLibrary
🔥14❤6
#کتاب_ها_باگت_ها_و_ساس_ها
#شکسپیر_و_شرکا
#جرمی_مرسر
راوی ، یک خبر نگار جنایی است ، او از شغل خود نفرت دارد چون همیشه منتظر جنایت است تا خبر آن را چاپ کند و جنایت بیشتر یعنی کار بیشتر...
موفقیت او رساندن سریعتر خبر جنایت به روزنامه و چاپ در صفحه اول روزنامه یا تیتر اخبار است
وی در پایان سال 1999 تصمیم میگیرد از شغل و نوع زندگی خود دور شود و طی اقداماتی از کانادا به پاریس میرود و...
حالا روزنامه نگار کانادایی به نام جرمی مرسر، فقیر و بیکار بر کرانه ی جنوبی رود سن در پاریس قدم می زد که با کتابفروشی کوچکی به نام شکسپیر و شرکا مواجه شد. مرسر از این کتابخانه کتابی خرید و کارکنان آن جا از او دعوت کردند که با آن ها چای بنوشد. مرسر برای چندین هفته در طبقه ی بالای کتابفروشی زندگی کرد، برای مالک کتابفروشی یعنی آقای جُرج ویتمن مشغول به کار شد، روابطی عاشقانه را تجربه کرد و ماجراهای بزرگ و کوچک زیادی را از سر گذراند. کتاب شکسپیر و شرکا، داستان سفری به سرزمین عجایبی ادبی در پاریس است.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
#شکسپیر_و_شرکا
#جرمی_مرسر
راوی ، یک خبر نگار جنایی است ، او از شغل خود نفرت دارد چون همیشه منتظر جنایت است تا خبر آن را چاپ کند و جنایت بیشتر یعنی کار بیشتر...
موفقیت او رساندن سریعتر خبر جنایت به روزنامه و چاپ در صفحه اول روزنامه یا تیتر اخبار است
وی در پایان سال 1999 تصمیم میگیرد از شغل و نوع زندگی خود دور شود و طی اقداماتی از کانادا به پاریس میرود و...
حالا روزنامه نگار کانادایی به نام جرمی مرسر، فقیر و بیکار بر کرانه ی جنوبی رود سن در پاریس قدم می زد که با کتابفروشی کوچکی به نام شکسپیر و شرکا مواجه شد. مرسر از این کتابخانه کتابی خرید و کارکنان آن جا از او دعوت کردند که با آن ها چای بنوشد. مرسر برای چندین هفته در طبقه ی بالای کتابفروشی زندگی کرد، برای مالک کتابفروشی یعنی آقای جُرج ویتمن مشغول به کار شد، روابطی عاشقانه را تجربه کرد و ماجراهای بزرگ و کوچک زیادی را از سر گذراند. کتاب شکسپیر و شرکا، داستان سفری به سرزمین عجایبی ادبی در پاریس است.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
❤3