Reference Library ⚽️
اگر کتابها یک تیم فوتبال بودند ⚽️🏆 جام جهانی فقط رقابت تیمها نیست؛ رقابت داستانهاست. بعضی کتابها مثل یک دروازهبان مطمئناند؛ همیشه نجاتت میدهند. بعضیها مثل هافبکهای خلاق، نگاهت به دنیا را عوض میکنند. بعضی هم مثل مهاجمان بزرگ، مستقیم به قلبت ضربه…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
«هیچکاری نمیتوانم بکنم؛ روی تخت، خسته و کوفته، افتادهام. ساعت به ساعت افکارم میگردند، میگردند در همان دایرههای ناامیدی. حوصلهام به سر رفته. هستیِ خودم مرا به شگفت انداخته؛ چقدر تلخ و ترسناک است هنگامی که آدم هستیِ خودش را حس میکند.»
— زنده به گور | صادق هدایت
بعضیها از تنهایی میترسند.
هدایت از چیزی ترسناکتر حرف میزند:
لحظهای که آنقدر با خودت تنها میشوی که دیگر نمیتوانی از «خودت» فرار کنی.
❓به نظرتون آدمها واقعاً از تنهایی فرار میکنند یا از روبهرو شدن با خودشان؟
— زنده به گور | صادق هدایت
بعضیها از تنهایی میترسند.
هدایت از چیزی ترسناکتر حرف میزند:
لحظهای که آنقدر با خودت تنها میشوی که دیگر نمیتوانی از «خودت» فرار کنی.
❓به نظرتون آدمها واقعاً از تنهایی فرار میکنند یا از روبهرو شدن با خودشان؟
❤12
Reference Library ⚽️
اگر کتابها یک تیم فوتبال بودند ⚽️🏆 جام جهانی فقط رقابت تیمها نیست؛ رقابت داستانهاست. بعضی کتابها مثل یک دروازهبان مطمئناند؛ همیشه نجاتت میدهند. بعضیها مثل هافبکهای خلاق، نگاهت به دنیا را عوض میکنند. بعضی هم مثل مهاجمان بزرگ، مستقیم به قلبت ضربه…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👎1
📖 برادران کارامازوف
گریگوری سالها از اسمردیاکوف نگهداری کرده بود و سعی میکرد به او خواندن و نوشتن یاد بدهد. وقتی پسرک دوازده ساله شد، آموزش کتاب مقدس را هم شروع کرد.
در یکی از درسها، ناگهان اسمردیاکوف خندید.
گریگوری با اخم پرسید:
— چرا میخندی؟
اسمردیاکوف گفت:
— یک چیز به ذهنم رسید... اگر خدا روشنایی را در روز اول آفرید، اما خورشید و ماه و ستارگان را روز چهارم، پس روشنایی روز اول از کجا آمده بود؟
گریگوری مدتی به او خیره ماند.
پاسخی نداد.
و بعد سیلی محکمی به صورتش زد.
اسمردیاکوف سکوت کرد.
اما داستایوفسکی همانجا چیزی را نشان میدهد که بعدها سرنوشت همه را تغییر میدهد: بعضی سؤالها با یک سیلی تمام نمیشوند.
📚 برادران کارامازوف
دانلود کتاب :
https://t.me/BOOKzMA/337977
@ReferenceLibrary
گریگوری سالها از اسمردیاکوف نگهداری کرده بود و سعی میکرد به او خواندن و نوشتن یاد بدهد. وقتی پسرک دوازده ساله شد، آموزش کتاب مقدس را هم شروع کرد.
در یکی از درسها، ناگهان اسمردیاکوف خندید.
گریگوری با اخم پرسید:
— چرا میخندی؟
اسمردیاکوف گفت:
— یک چیز به ذهنم رسید... اگر خدا روشنایی را در روز اول آفرید، اما خورشید و ماه و ستارگان را روز چهارم، پس روشنایی روز اول از کجا آمده بود؟
گریگوری مدتی به او خیره ماند.
پاسخی نداد.
و بعد سیلی محکمی به صورتش زد.
اسمردیاکوف سکوت کرد.
اما داستایوفسکی همانجا چیزی را نشان میدهد که بعدها سرنوشت همه را تغییر میدهد: بعضی سؤالها با یک سیلی تمام نمیشوند.
📚 برادران کارامازوف
دانلود کتاب :
https://t.me/BOOKzMA/337977
@ReferenceLibrary
❤13👍2🕊1
شاید یک شخص، آنقدر که میل به درک شدن دارد، میل به دوست داشته شدن، ندارد.
📚 کتاب 1984
👤 #جورج_اورول
@ReferenceLibrary
📚 کتاب 1984
👤 #جورج_اورول
@ReferenceLibrary
❤13👍1
Reference Library ⚽️
اگر کتابها یک تیم فوتبال بودند ⚽️🏆 جام جهانی فقط رقابت تیمها نیست؛ رقابت داستانهاست. بعضی کتابها مثل یک دروازهبان مطمئناند؛ همیشه نجاتت میدهند. بعضیها مثل هافبکهای خلاق، نگاهت به دنیا را عوض میکنند. بعضی هم مثل مهاجمان بزرگ، مستقیم به قلبت ضربه…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هیچ نیمهی گمشدهای وجود ندارد! تنها چیزی که وجود دارد تکههایی از زمان است که در آنها، ما با کسی حال خوشی داریم؛ حالا ممکن است سه دقیقه باشد، دو روز، پنج سال یا همهی عمر...
📄آنتون چخوف - زندگی من
دانلود کتاب :
https://t.me/BOOKzMA/161233
@ReferenceLibrary
📄آنتون چخوف - زندگی من
دانلود کتاب :
https://t.me/BOOKzMA/161233
@ReferenceLibrary
👍10❤4☃1💯1
کتاب خاطرات سوگواری
نویسنده: رولان بارت
مترجم: محمدحسین واقف
شاید معرفی کردن این کتاب توی این برهه از زمان جرعت زیادی بخواد، اما دردِ جان رو نمیشه انکار کرد.
کتاب مجموعه ای از یادداشت های روزانه فیلسوف فرانسوی، رولان بارت است بعد از مرگ مادرش، خودش هیچ وقت این نوشته ها رو در غالب کتاب منتشر نکرده، اما بعد از مرگش، خانواده اش تصمیم میگیرن این نوشته ها رو کنار هم قرار بدن و به شکل کتاب در بیارن.
کتاب بسیار کوتاه است و اگه دردِ فقدان و مرگ نزدیکان رو تجربه نکرده باشید یک روزه تموم میشه، اما اگه سوگوار دردی نشستید، قراره کتاب رو بعد از هر جمله، کنار بذارید و حال بدتون رو تازه تر کنید، گرچه، خوندن این کتاب کمک میکنه تا بفهمید آدم ها با هر ملیتی در این جهان سوگواری رو شاید شبیه بهم تجربه میکنن.
ممکنه خاطرات متفاوت باشن، اما نوشته ها در هر صورت مجبورتون میکنن به خاطرات خودتون رجوع کنید، برگشت تمام اتفاقاتی که گذروندید و در نهایت فکر کردن به فردی که از دست دادید میتونه همراه این نوشته ها مرثیه ای دوباره، اما آروم تر و آگاهانه تر برای تسلی بخشیدن به روح باشه.
درحال حاضر فایل کتاب موجود نیست.
@ReferenceLibrary
نویسنده: رولان بارت
مترجم: محمدحسین واقف
شاید معرفی کردن این کتاب توی این برهه از زمان جرعت زیادی بخواد، اما دردِ جان رو نمیشه انکار کرد.
کتاب مجموعه ای از یادداشت های روزانه فیلسوف فرانسوی، رولان بارت است بعد از مرگ مادرش، خودش هیچ وقت این نوشته ها رو در غالب کتاب منتشر نکرده، اما بعد از مرگش، خانواده اش تصمیم میگیرن این نوشته ها رو کنار هم قرار بدن و به شکل کتاب در بیارن.
کتاب بسیار کوتاه است و اگه دردِ فقدان و مرگ نزدیکان رو تجربه نکرده باشید یک روزه تموم میشه، اما اگه سوگوار دردی نشستید، قراره کتاب رو بعد از هر جمله، کنار بذارید و حال بدتون رو تازه تر کنید، گرچه، خوندن این کتاب کمک میکنه تا بفهمید آدم ها با هر ملیتی در این جهان سوگواری رو شاید شبیه بهم تجربه میکنن.
ممکنه خاطرات متفاوت باشن، اما نوشته ها در هر صورت مجبورتون میکنن به خاطرات خودتون رجوع کنید، برگشت تمام اتفاقاتی که گذروندید و در نهایت فکر کردن به فردی که از دست دادید میتونه همراه این نوشته ها مرثیه ای دوباره، اما آروم تر و آگاهانه تر برای تسلی بخشیدن به روح باشه.
درحال حاضر فایل کتاب موجود نیست.
@ReferenceLibrary
❤7💔2🐳1
امروز جام جهانی شروع میشود.
برای خیلیها، این فقط آغاز یک تورنمنت فوتبالی است.
اما برای ما، نه.
بعضیها دیگر نیستند که بازی افتتاحیه را ببینند. نیستند که سر گلها فریاد بکشند، نیستند که با سوت پایان مسابقه بخندند یا ناراحت شوند.
صندلی بعضیها برای همیشه خالی مانده است.
و آنهایی هم که ماندهاند، خیلی حال و حوصله فوتبال ندارند.
این روزها زندگی آنقدر سنگین شده که گاهی تنها چیزی که از یک مسابقه میخواهیم، نود دقیقه فراموشی است؛ نود دقیقه دوری از خبرها، نگرانیها و زخمهایی که هر روز با خودمان حمل میکنیم.
با این حال، توپ باز هم به حرکت درمیآید.
ورزشگاهها پر میشوند.
و جهان برای چند هفته به فوتبال خیره میماند.
امیدوارم میان همه این هیاهو، یاد کسانی را که جایشان خالی است فراموش نکنیم.
برای آنها که قرار بود جام جهانی امسال را ببینند و ندیدند.
و برای آنها که هنوز اینجایند و دارند با تمام توان ادامه میدهند.
@ReferenceLibrary
برای خیلیها، این فقط آغاز یک تورنمنت فوتبالی است.
اما برای ما، نه.
بعضیها دیگر نیستند که بازی افتتاحیه را ببینند. نیستند که سر گلها فریاد بکشند، نیستند که با سوت پایان مسابقه بخندند یا ناراحت شوند.
صندلی بعضیها برای همیشه خالی مانده است.
و آنهایی هم که ماندهاند، خیلی حال و حوصله فوتبال ندارند.
این روزها زندگی آنقدر سنگین شده که گاهی تنها چیزی که از یک مسابقه میخواهیم، نود دقیقه فراموشی است؛ نود دقیقه دوری از خبرها، نگرانیها و زخمهایی که هر روز با خودمان حمل میکنیم.
با این حال، توپ باز هم به حرکت درمیآید.
ورزشگاهها پر میشوند.
و جهان برای چند هفته به فوتبال خیره میماند.
امیدوارم میان همه این هیاهو، یاد کسانی را که جایشان خالی است فراموش نکنیم.
برای آنها که قرار بود جام جهانی امسال را ببینند و ندیدند.
و برای آنها که هنوز اینجایند و دارند با تمام توان ادامه میدهند.
@ReferenceLibrary
❤26💔10😎1
Forwarded from M.K
این pdf کتاب هست فقط مشکلش این هست با google translate ترجمه شده
Reference Library ⚽️
کتاب خاطرات سوگواری نویسنده: رولان بارت مترجم: محمدحسین واقف شاید معرفی کردن این کتاب توی این برهه از زمان جرعت زیادی بخواد، اما دردِ جان رو نمیشه انکار کرد. کتاب مجموعه ای از یادداشت های روزانه فیلسوف فرانسوی، رولان بارت است بعد از مرگ مادرش، خودش هیچ وقت…
Telegram
کتابخانه مرجع
کتاب خاطرات سوگواری
نویسنده: رولان بارت
ترجمه گوگل ترنسلیت
نویسنده: رولان بارت
ترجمه گوگل ترنسلیت
☃1