Record of Azul 🎐
25 subscribers
10 photos
4 videos
3 links
somewhere between pages and playlists i leave traces of thoughts i don’t want to disappear

🏷 say something
t.me/HidenChat_Bot?start=697633859
Download Telegram
💘2
september is finally here

i’ve never really been an autumn person and i never used to understand why everyone got so excited about this season but somehow this year feels different and for the first time i’m actually looking forward to it
i’m already thinking about all the autumn shows i wanna watch getting a hot chocolate before going to work those cold mornings and coming home when it’s already dark and just sitting somewhere cozy and watching my shows
i think i’m more excited for the feeling that comes with autumn than autumn itself it just feels like a little fresh start and i kinda love that

idk maybe this is the year i finally become an autumn girl :))
but whatever it is i’m just really happy to be excited for september this time
also i’m making a little promise to myself to take more pictures this month so i can actually have a september dump at the end of it because i always tell myself i’ll do it and somehow never do
تازگیا با substack آشنا شدم و واقعاً حس می‌کنم یه دنیای جدید پیدا کردم
پر از مقاله‌های جالب درباره‌ی همه‌چی؛ از موضوعات خیلی روزمره و شخصی گرفته تا چیزایی که شاید هیچ‌وقت بهشون فکر نکرده باشم. چیزی که خیلی دوستش دارم اینکه می‌تونم افکار، تجربه‌ها و نگاه آدمای مختلف به دنیا رو بخونم و با طرز فکرهای متفاوت آشنا بشم.
هنوز خیلی چیزا توش هست که باید بگردم و کشفشون کنم و واقعاً برام تازگی داره. حس می‌کنم قراره کلی چیز جالب ازش پیدا کنم و بخونم.
هر چیزی که بخونم و حس کنم ارزش به اشتراک گذاشتن داره حتماً اینجا می‌ذارم و دربار‌ش حرف می‌زنم و می‌گم چه فکری درباره‌ش داشتم. 🤍
💘3
“there’s nothing quite like autumn in newyork. but it’s not only the leaves that change something in the air brings out the true colors in everyone.”
💘3
من همیشه یه علاقه‌ی عجیب و یه جورایی توضیح‌ندادنی به نیویورک تو فصل پاییز داشتم. نمی‌دونم دقیقاً چیه که این‌قدر منو جذب می‌کنه؛ شاید هوای خنکش، خیابون‌هایی که پر از برگ‌های زرد و نارنجی می‌شن، نور چراغ‌های شهر وقتی هوا کم‌کم تاریک می‌شه یا شاید خود نیویورک که انگار حتی ساده‌ترین لحظه‌هاش هم یه حس سینمایی دارن
خیلی وقت‌ها با خودم فکر کردم چقدر دوست داشتم یه عصر پاییزی واقعاً اونجا باشم؛ بدون اینکه جایی برای رفتن داشته باشم فقط توی خیابون‌ها قدم بزنم، یه قهوه‌ی گرم دستم باشه و چراغ‌های شهر رو وقتی هوا تاریک می‌شه تماشا کنم. فکر کنم از اون لحظه‌هایی باشه که آدم دلش می‌خواد زمان یه کم آروم‌تر بگذره.

شاید چیزی که من توی پاییز دوست دارم همینه؛ اینکه همه‌چیز رو یه کم قشنگ‌تر و شاعرانه‌تر می‌کنه. حتی یه خیابون معمولی، یه عصر ساده یا یه لحظه‌ی کوتاه می‌تونه تبدیل بشه به چیزی که تا مدت‌ها توی ذهنت بمونه
و نمی‌دونم چرا ولی وقتی به یه عصر پاییزی فکر می‌کنم همیشه نیویورک میاد توی ذهنم. شاید بعضی شهرها رو قبل از اینکه واقعاً ببینیم یه جایی توی خیالمون زندگی کردیم
💘4
💘9
💘9
💘9