Forwarded from Echoes (Danial)
Honey Vanity
Kozi (Malice Mizer)
Forwarded from Echoes (Danial)
Kodama
Alcest
Forwarded from سرپرست مهربان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Echoes (Danial)
Let's Walk On (2023 Remastered)
Kim Chang-Wan
Forwarded from Echoes (Danial)
Holy, Holy
Geordie Greep
نمیدونم خوشحالم یا ناراحت از بابت فاصلهگیری ناخواسته از فضای تجسمی حاکم، یا حرف از مشقت جامعه در ادبیات خالص “غر” زدنه، یا نای حرف نیست، بخش کوچکی مثل هادی مومنی که خدا پدر مادرشو بیامرزه انقدر سفت و سخت چسبیدند، این دسته هم در کنار بقیه چیزی جز غم و حسرت درم ایجاد نمیکنه.
فکر کنم با دسته نای حرف زدن نداشتن چه در تصویر و چه در سخن بیشتر همزاد پنداری کنم.
فکر کنم با دسته نای حرف زدن نداشتن چه در تصویر و چه در سخن بیشتر همزاد پنداری کنم.
Forwarded from برنامه ناشناس
https://t.me/rattenposting/2267
توهم از فضای تجسمی بخاطر این شرایط فاصله گرفتی؟ :)
منم همینطور و هرروز برام شبیه یک شکنجس.
زمانی بود که اینقدر تشنه ی یادگیری و کار کردن بودم . پیگیر بودم و الان شبیه یه آب راکد شدم .از دور نگاه میکنم به همه ی کسایی که دارن کار میکنن . نقاشی .طراحی ....و حسرت یک وقت آزاد یا شرایط بهتری رو دارم که کاش من هم داشتم که بتونم نقاشی کنم . طراحی کنم
زندگی و این شرایط بد اقتصادی مارو بدجوری نابود کرد
توهم از فضای تجسمی بخاطر این شرایط فاصله گرفتی؟ :)
منم همینطور و هرروز برام شبیه یک شکنجس.
زمانی بود که اینقدر تشنه ی یادگیری و کار کردن بودم . پیگیر بودم و الان شبیه یه آب راکد شدم .از دور نگاه میکنم به همه ی کسایی که دارن کار میکنن . نقاشی .طراحی ....و حسرت یک وقت آزاد یا شرایط بهتری رو دارم که کاش من هم داشتم که بتونم نقاشی کنم . طراحی کنم
زندگی و این شرایط بد اقتصادی مارو بدجوری نابود کرد
Telegram
Ratten posting
نمیدونم خوشحالم یا ناراحت از بابت فاصلهگیری ناخواسته از فضای تجسمی حاکم، یا حرف از مشقت جامعه در ادبیات خالص “غر” زدنه، یا نای حرف نیست، بخش کوچکی مثل هادی مومنی که خدا پدر مادرشو بیامرزه انقدر سفت و سخت چسبیدند، این دسته هم در کنار بقیه چیزی جز غم و حسرت…
Forwarded from برنامه ناشناس
برنامه ناشناس
https://t.me/rattenposting/2267 توهم از فضای تجسمی بخاطر این شرایط فاصله گرفتی؟ :) منم همینطور و هرروز برام شبیه یک شکنجس. زمانی بود که اینقدر تشنه ی یادگیری و کار کردن بودم . پیگیر بودم و الان شبیه یه آب راکد شدم .از دور نگاه میکنم به همه ی کسایی که دارن…
https://t.me/rattenposting/2267
البته شادی این حرفو به استاد یا منتقد هنری که بگم بهم بگه بهانه تراشی میکنم . ولی این واقعیت امروز ماست . وقتی کارگر باشی با حقوقی نه چندان زیاد و وقتی برمیگردی به خلوت و پناهگاه خودت فقط دلت میخواد استراحت کنی .چون کل روز کلنجار رفتن با آدمها با محیطی که بهش تعلق نداری تورو افسرده میکنه
البته شادی این حرفو به استاد یا منتقد هنری که بگم بهم بگه بهانه تراشی میکنم . ولی این واقعیت امروز ماست . وقتی کارگر باشی با حقوقی نه چندان زیاد و وقتی برمیگردی به خلوت و پناهگاه خودت فقط دلت میخواد استراحت کنی .چون کل روز کلنجار رفتن با آدمها با محیطی که بهش تعلق نداری تورو افسرده میکنه
Telegram
Ratten posting
نمیدونم خوشحالم یا ناراحت از بابت فاصلهگیری ناخواسته از فضای تجسمی حاکم، یا حرف از مشقت جامعه در ادبیات خالص “غر” زدنه، یا نای حرف نیست، بخش کوچکی مثل هادی مومنی که خدا پدر مادرشو بیامرزه انقدر سفت و سخت چسبیدند، این دسته هم در کنار بقیه چیزی جز غم و حسرت…
سلام عزیز، درست میگی، اوضاع خوب نیست، در این اوضاع جواب بهانه آوری چیزی جز چشمپوشی از بنیان ماجرا نیست، حتی اگر شکست روحیه را فاکتور گرفت و شد که کنار اومد، نان شب سوالیه که جواب براش در این اوضاع سخت پیدا میشه.
دانشگاه و دغدغه آکادمیک با نبود پشتوانه هر زیرساختی معنی نداره.
این چند وقت بازدید از گالری و نشست ها به شدت کم شده؛ این مبین این هست که محتوا در جایی قرار دارد که مخاطب دستش را برای آن دراز نمیکند.
دانشگاه و دغدغه آکادمیک با نبود پشتوانه هر زیرساختی معنی نداره.
این چند وقت بازدید از گالری و نشست ها به شدت کم شده؛ این مبین این هست که محتوا در جایی قرار دارد که مخاطب دستش را برای آن دراز نمیکند.
Forwarded from 7th division (Levin/メール✧*。)