Forwarded from بی قانون
✅ فاجعه خود ماییم
مهرشاد مرتضوی | بی قانون
@bighanooon
شاید زمین لرزه حادثه باشد، آنقدر ناگهانی که ستاد حوادث غیرمترقبه هم غافلگیر شود! شاید آنقدر بدموقع اتفاق بیفتد که پیش از بیدار شدن، دیگر هیچ وقت طعم بیدار شدن را نچشیم. شاید آن قدر قوی باشد که دنیا بچرخد، دنیایمان بچرخد و خوشبختیمان را بچرخاند.
اما باور کنیم ایراد از زمین و زمان نیست که غمگینترین منطقه دنیا، هر روز غم جدیدي را تجربه میکند. زمین در همه دنیا میلرزد. حادثه همه جا اتفاق میافتد. ولی هیچکجا به اندازه ما از بیمسئولیتی رنج نمیبرند. هیچکجا به اندازه ما نمیگویند «پیشگیری» و «نوسازی»، آنقدر که وقت نکنند معنای این واژهها را بفهمند و تازه بعد از فاجعه پیدایشان شود.
هیچکجا زیر سقفی که با راه رفتن هم گچ از آن میریزد به کودکان درس انسانیت نمیدهند. هیچکجا بهخاطر شندرغاز بیشتر، جان دیگران را به خطر نمیاندازند و خانهای نمیسازند که حتی موقع ساختنش هم خطر ریزش دارد. هیچکجا بهخاطر خانه ساختن زیرمیزی و شیرینی نمیدهند و نمیگیرند. هیچکجا آنقدر زندگی برایشان بیمعنی نشده که همه چیز را با پول قابل معاوضه بدانند.
باور کنیم زمین لرزه نیست که تعادل ما را به هم میزند بلکه خودمان همدیگر را هل میدهیم. باور کنیم همدردی فقط هشتگ و ارسال کمک و اشک ریختن بعد از حادثه نیست. همدردی، انسان بودن است. همدردی حس مسئولیتی است که پیش از حادثه داریم، برای تبدیل نشدنش به فاجعه.
شاید زمین لرزه حادثه نباشد. شاید خشم زمین است از ما که اینقدر نسبت به زندگی و به انسان، بیتفاوت شدهایم. شاید مردهایم، پیش از آنکه فاجعهای اتفاق بیفتد. شاید فاجعه خود ماییم. کاش از حالا مراقب هم باشیم.
🔻🔻🔻
روزنامه طنز بی قانون (ضمیمه طنز روزنامه قانون)
👇👇👇
@bighanooon
مهرشاد مرتضوی | بی قانون
@bighanooon
شاید زمین لرزه حادثه باشد، آنقدر ناگهانی که ستاد حوادث غیرمترقبه هم غافلگیر شود! شاید آنقدر بدموقع اتفاق بیفتد که پیش از بیدار شدن، دیگر هیچ وقت طعم بیدار شدن را نچشیم. شاید آن قدر قوی باشد که دنیا بچرخد، دنیایمان بچرخد و خوشبختیمان را بچرخاند.
اما باور کنیم ایراد از زمین و زمان نیست که غمگینترین منطقه دنیا، هر روز غم جدیدي را تجربه میکند. زمین در همه دنیا میلرزد. حادثه همه جا اتفاق میافتد. ولی هیچکجا به اندازه ما از بیمسئولیتی رنج نمیبرند. هیچکجا به اندازه ما نمیگویند «پیشگیری» و «نوسازی»، آنقدر که وقت نکنند معنای این واژهها را بفهمند و تازه بعد از فاجعه پیدایشان شود.
هیچکجا زیر سقفی که با راه رفتن هم گچ از آن میریزد به کودکان درس انسانیت نمیدهند. هیچکجا بهخاطر شندرغاز بیشتر، جان دیگران را به خطر نمیاندازند و خانهای نمیسازند که حتی موقع ساختنش هم خطر ریزش دارد. هیچکجا بهخاطر خانه ساختن زیرمیزی و شیرینی نمیدهند و نمیگیرند. هیچکجا آنقدر زندگی برایشان بیمعنی نشده که همه چیز را با پول قابل معاوضه بدانند.
باور کنیم زمین لرزه نیست که تعادل ما را به هم میزند بلکه خودمان همدیگر را هل میدهیم. باور کنیم همدردی فقط هشتگ و ارسال کمک و اشک ریختن بعد از حادثه نیست. همدردی، انسان بودن است. همدردی حس مسئولیتی است که پیش از حادثه داریم، برای تبدیل نشدنش به فاجعه.
شاید زمین لرزه حادثه نباشد. شاید خشم زمین است از ما که اینقدر نسبت به زندگی و به انسان، بیتفاوت شدهایم. شاید مردهایم، پیش از آنکه فاجعهای اتفاق بیفتد. شاید فاجعه خود ماییم. کاش از حالا مراقب هم باشیم.
🔻🔻🔻
روزنامه طنز بی قانون (ضمیمه طنز روزنامه قانون)
👇👇👇
@bighanooon
Forwarded from 🔐 مرکز بازیهای رایانهای دانشگاه اصفهان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‼️دانشگاه اصفهان در حوزه گیم چه میکند؟!
✅آموزش مدون
✅کمپ تابستانی
✅رشتهی بازیسازی
✅پژوهشهای کاربردی
✅کنفرانس بینالمللی
✅رویدادهای بازیسازی
✅مرکز رشد تخصصی
✅آزمایشگاه بازیهای جدی
uicvgame.ir
✅آموزش مدون
✅کمپ تابستانی
✅رشتهی بازیسازی
✅پژوهشهای کاربردی
✅کنفرانس بینالمللی
✅رویدادهای بازیسازی
✅مرکز رشد تخصصی
✅آزمایشگاه بازیهای جدی
uicvgame.ir
سلام و روز پاییزی زیباتون بخیر 🍁
ماریان ولف استاد رشته عصب شناسی دانشگاه تافت ایالت ماساچوست آمریکا كتابي منتشره كرده است به نام
Reader, Come Home: The Reading Brain in a Digital World
او معتقد است وقتی ما داستان میخوانیم، مغز فعالانه وجدان فردی دیگر را مشابهسازی میکند، از جمله افرادی را که در غیر این صورت حتی نمیتوانیم تصورشان کنیم. این امر به ما امکان میدهد، اگر شده برای چند دقیقه، ببینیم واقعاً دیگری بودن به چه معناست، با تمام احساسات و درگیریهای مشابه و گاه بسیار متفاوتی که زندگی دیگران را در بر میگیرد. مدار خواندن با چنین تشابهاتی بسط داده میشود؛ زندگی روزمرۀ ما نیز همینطور است و همچنین زندگی کسانی که دیگران را هدایت میکنند.
ادامه معرفي كتاب:
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9202/
ماریان ولف استاد رشته عصب شناسی دانشگاه تافت ایالت ماساچوست آمریکا كتابي منتشره كرده است به نام
Reader, Come Home: The Reading Brain in a Digital World
او معتقد است وقتی ما داستان میخوانیم، مغز فعالانه وجدان فردی دیگر را مشابهسازی میکند، از جمله افرادی را که در غیر این صورت حتی نمیتوانیم تصورشان کنیم. این امر به ما امکان میدهد، اگر شده برای چند دقیقه، ببینیم واقعاً دیگری بودن به چه معناست، با تمام احساسات و درگیریهای مشابه و گاه بسیار متفاوتی که زندگی دیگران را در بر میگیرد. مدار خواندن با چنین تشابهاتی بسط داده میشود؛ زندگی روزمرۀ ما نیز همینطور است و همچنین زندگی کسانی که دیگران را هدایت میکنند.
ادامه معرفي كتاب:
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9202/
YekAdamCheghadrZaminMikhahad(www.irebooks.com).pdf
1.1 MB
کتاب یک آدم چقدر زمین میخواهد؟!
نوشته لئو تولستوی
ترجمه وحید نیکخواهآزاد
برای دانشجویان عزیز درس #بینایی_ماشین
نوشته لئو تولستوی
ترجمه وحید نیکخواهآزاد
برای دانشجویان عزیز درس #بینایی_ماشین
Forwarded from گروه روانشناسان نوین دید ( گرند) (Elham Esbati)
افکار خود را تغییر ندهید،رفتار خود را تغییر دهید!
اگر از فکری خوشمان نیاید منطقی است که از شرش خلاص شویم یا آن را با چیزی که خوشمان می آید عوض کنیم.اما این کار،چقدر موثر واقع می شود؟!
تا کنون چندبار به خودتان گفته اید به فلان چیز فکر نکن؟یا چندوقت یکبار سعی کرده اید فکر منفی را با مثبت عوض کنید؟همه ما این کار را میکنیم.جامعه پیام های فراوانی در این رابطه
می دهد که باید قادر باشیم عمل فوق را انجام دهیم.پس تعجبی ندارد که وقتی نمی توانیم افکار خود را کنترل کنیم احساس بدی پیدا کنیم!
برای اینکه در این تله ناخوشایند گیر نکنیم میتوانیم به جای کنترل افکار صرفا پذیرای آنها باشیم! کنترل افکار را رها کنید و بدون اینکه به محتوا و معنای آن فکر بچسبید اجازه دهید که در ذهن شما باشند!ذهن شما هرگز ساکت نمی شود! چون کار ذهن تولید فکر است اما خوشبختانه شما قادر هستید که در عین مشاهده هر فکر اعمالتان را خودتان برگزینید.پس تمرین کنیم که با حضور هر فکر در ذهنمان به جای آشفتگی و باور کردن افکار فقط پذیرای حضور آنها باشیم.افکار شما اعمالتان را تعیین نمی کنند،بلکه باور شما به آن افکار باعث رفتار در جهت آنها میشود.به جای کنترل افکار به آنها فضایی برای بودن در ذهن بدهید و در عین حال رفتاری را برگزینید که بهترین انتخاب برای شماست.
✨درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد✨
https://t.me/ChannelofRavanyar
اگر از فکری خوشمان نیاید منطقی است که از شرش خلاص شویم یا آن را با چیزی که خوشمان می آید عوض کنیم.اما این کار،چقدر موثر واقع می شود؟!
تا کنون چندبار به خودتان گفته اید به فلان چیز فکر نکن؟یا چندوقت یکبار سعی کرده اید فکر منفی را با مثبت عوض کنید؟همه ما این کار را میکنیم.جامعه پیام های فراوانی در این رابطه
می دهد که باید قادر باشیم عمل فوق را انجام دهیم.پس تعجبی ندارد که وقتی نمی توانیم افکار خود را کنترل کنیم احساس بدی پیدا کنیم!
برای اینکه در این تله ناخوشایند گیر نکنیم میتوانیم به جای کنترل افکار صرفا پذیرای آنها باشیم! کنترل افکار را رها کنید و بدون اینکه به محتوا و معنای آن فکر بچسبید اجازه دهید که در ذهن شما باشند!ذهن شما هرگز ساکت نمی شود! چون کار ذهن تولید فکر است اما خوشبختانه شما قادر هستید که در عین مشاهده هر فکر اعمالتان را خودتان برگزینید.پس تمرین کنیم که با حضور هر فکر در ذهنمان به جای آشفتگی و باور کردن افکار فقط پذیرای حضور آنها باشیم.افکار شما اعمالتان را تعیین نمی کنند،بلکه باور شما به آن افکار باعث رفتار در جهت آنها میشود.به جای کنترل افکار به آنها فضایی برای بودن در ذهن بدهید و در عین حال رفتاری را برگزینید که بهترین انتخاب برای شماست.
✨درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد✨
https://t.me/ChannelofRavanyar
Telegram
روان یار
کارشناسان ارشد روانشناسی
عمومی
رویکرد روان تحلیلی - سیستمی
برای تعیین وقت با شماره های زیر هماهنگی بفرمایید:
۴۴۹۶۶۹۱۲
۴۴۰۸۹۰۶۹
میتوانید از دایرکت اینستاگرام و روابط عمومی کانال روان یار👇🏻 @Psychologists_Group
سوالات خود را درمیان بگذارید.
عمومی
رویکرد روان تحلیلی - سیستمی
برای تعیین وقت با شماره های زیر هماهنگی بفرمایید:
۴۴۹۶۶۹۱۲
۴۴۰۸۹۰۶۹
میتوانید از دایرکت اینستاگرام و روابط عمومی کانال روان یار👇🏻 @Psychologists_Group
سوالات خود را درمیان بگذارید.
اثر زیگارنیک؛
اهرمی برای تمام کردن کارهای نیمه تمام!
امیرعباس زینت بخش
❇️ دیدید وقتی یک شکلات تخته ای را باز می کنیم با خودمان می گوییم فقط یک تکه از آنرا می خورم و بعد از چند دقیقه کل آن تمام می شود؟ یا وقتی به قصد رفع گرسنگی سر میز ناهار خوشمزه حاضر میشیم و هر چه روبروی ما هست را تا آخرش می خوریم؟ یا دیدن اولین اپیزود از یک فیلم جذاب همان و تا چندین ساعت نشستن پای آن و دیدن آخرین قسمت آن هم همان! یا اولش با خواندن یک فصل از کتاب جالب شروع می کنیم و یک مرتبه می بینیم ساعت 3 شب است و کتاب تمام می شود؟! یا وقتی یک میهمانی تمام می شود فردایش به حرف یکی به دلیل قطع شدن توسط دیگری و نا تمام ماندن، که می خواست چه بگوید؟! فکر می کنیم! یا یک معما به ما داده می شود و زمان حل آن کوتاه است و پس از اتمام وقت، با اینکه پاداشی در کار نیست، طبق مطالعات انجام شده 86 درصد ما کماکان دنبال حل کردن آن هستیم!
❇️ خانم بلوما زیگارنیک؛ روانشناس معروف روسی (1901-1988) در رستوران متوجه شد پیشخدمت ها کلیه جزئیات سفارش غذای هر مشتری را بدون نوشتن روی کاغذ تا قبل از تسویه حساب به یاد می آورند و به محض تسویه حساب نه تنها چیز زیادی از سفارش یادشان نمی آید بلکه حتی بعضی وقتها خود مشتری که غذا خورده را هم به یاد نمی آورند!
❇️ او با پی بردن به این حقیقت که ذهن انسان درگیر کارها و مقولات ناتمام می شود آزمایش های دیگری نیز انجام داد. به عنوان مثال برای دو گروه یک فیلم جذاب پخش کرد، گروه اول فیلم را تا آخر دیدند و دومی ها تا اواسط فیلم را تماشا کردند. چند روز بعد از دو گروه خواسته شد فیلم را تعریف کنند...گروهی که فیلم را ناقص دیده بودند، جزئیات بیشتری از آنرا به یاد می آورند!
❇️ بلوما سپس به یک اصل رسید که مغز ما بیشتر درگیر کارهای ناتمام و منقطع شده می شود تا کارهای تمام شده...آنقدر آنرا به یاد می آوریم تا آن کار تمام شود...ما نیاز به تمام کردن یک کار داریم! از آنچه بیان شد به عنوان اثر زیگارنیک یاد می شود.
❇️ معروف است که موتزارتِ موسیقی دان مریض بود و یکی به عیادت او رفت. موتزارت هم گفت حوصله کسی را ندارم و می خواهم تنها باشم! میهمان او به سالن کناری اتاق او رفت و مشغول زدن پیانو شد و ناگهان آنرا نیمه کاره رها کرد و رفت! می گویند موتزارت از تخت بیماری خود را کَند، سراغ پیانو رفت، نوت را کامل کرد و برگشت به تخت بیماری! چون او نمی توانست آنرا نیمه کاره در ذهن خود رها کند!
❇️ بطور کلی وقتی در انجام کاری (پاسخ به 50 تا ایمیل مهم که نیاز به توجه ما دارد، نوشتن یک مقاله و یا پستی که قولش را داده ایم، کمک به دوستمان در اسباب کشی که به او قول داده ایم و...) امروز و فردا می کنیم این به معنی باز گذاشتن لوپ ذهن برای انجام آن کار است و تا این لوپ بسته نشود، درگیری ذهن با آن بیشتر و بدون اینکه خودمان متوجه شویم، انرژی فراوانی از آن هدر می رود.
❇️ اثر زیگارنیک یعنی کلنجار رفتن ذهن با کارهای نیمه تمام، هر چه زمان این کلنجار بیشتر باشد به معنی استرس بیشتر و کاهش کارایی و بهره وری ذهن خواهد بود! پس بهترین اقدام؛ تمام کردن آن کار توسط خود ما یا واگذار کردن آن به دیگری است. از سوی دیگر؛ اگر کاری که قرار است تمام شود دارای اهمیت نیست و یا دارای اهمیت کمتری نسبت به کار دیگر است، یک اقدام می تواند مکتوب کردن آن و القای این پیام به ذهن است که می تواند به کار مهمتر بپردازد!
❇️ حال تصور کنید 76 هزار پروژه نیمه تمام که نیاز به 700 هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری دارد چه بلایی بر سر کارایی دولتی می آورد که خود را متصدی آغاز تا انجام آنها می داند! مسلما تا زمانی که لوپ باز آنها با تکمیل و یا سپردن آنها به بخش خصوصی بسته نشود، دولت نخواهد توانست به اقدامات جدید و موثر بعدی دست بزند!
❇️ البته متخصصان بازاریابی و فروش و گردانندگان رسانه های موفق به خوبی از این اثر بهره گرفته و با درگیر کردن ذهن مشتری؛ او را به کام محصولات و رسانه های خود می کشند! انتخاب یک تیتر جذاب اما ناقص و یا دادن کارت تخفیف 20 درصدی برای خرید بعدی از جمله این ترفندهاست! سخنرانان و مشاوران حرفه ای هم با رساندن بحث به جایی جذاب و تمام نکردن و موکول آن به جلسات بعدی منافع خود را بیشتر می کنند!
❇️ سخن آخر اینکه بیشترین زمانی که تلف می شود مربوط به زمانی است که ما دست به آغاز یک کار نمی زنیم و یک سفر هزارمایلی با برداشتن اولین قدم آغاز می شود! بنابراین برای انجام کارهای ناتمام مهم و بستن لوپ باز و خالی کردن ذهن از اطلاعات غیر مفید و کاستن استرس و افزایش خلاقیت آن، بهترین زمان همین الان است.
(برداشت از کانال دکتر کورش خسروی)
اهرمی برای تمام کردن کارهای نیمه تمام!
امیرعباس زینت بخش
❇️ دیدید وقتی یک شکلات تخته ای را باز می کنیم با خودمان می گوییم فقط یک تکه از آنرا می خورم و بعد از چند دقیقه کل آن تمام می شود؟ یا وقتی به قصد رفع گرسنگی سر میز ناهار خوشمزه حاضر میشیم و هر چه روبروی ما هست را تا آخرش می خوریم؟ یا دیدن اولین اپیزود از یک فیلم جذاب همان و تا چندین ساعت نشستن پای آن و دیدن آخرین قسمت آن هم همان! یا اولش با خواندن یک فصل از کتاب جالب شروع می کنیم و یک مرتبه می بینیم ساعت 3 شب است و کتاب تمام می شود؟! یا وقتی یک میهمانی تمام می شود فردایش به حرف یکی به دلیل قطع شدن توسط دیگری و نا تمام ماندن، که می خواست چه بگوید؟! فکر می کنیم! یا یک معما به ما داده می شود و زمان حل آن کوتاه است و پس از اتمام وقت، با اینکه پاداشی در کار نیست، طبق مطالعات انجام شده 86 درصد ما کماکان دنبال حل کردن آن هستیم!
❇️ خانم بلوما زیگارنیک؛ روانشناس معروف روسی (1901-1988) در رستوران متوجه شد پیشخدمت ها کلیه جزئیات سفارش غذای هر مشتری را بدون نوشتن روی کاغذ تا قبل از تسویه حساب به یاد می آورند و به محض تسویه حساب نه تنها چیز زیادی از سفارش یادشان نمی آید بلکه حتی بعضی وقتها خود مشتری که غذا خورده را هم به یاد نمی آورند!
❇️ او با پی بردن به این حقیقت که ذهن انسان درگیر کارها و مقولات ناتمام می شود آزمایش های دیگری نیز انجام داد. به عنوان مثال برای دو گروه یک فیلم جذاب پخش کرد، گروه اول فیلم را تا آخر دیدند و دومی ها تا اواسط فیلم را تماشا کردند. چند روز بعد از دو گروه خواسته شد فیلم را تعریف کنند...گروهی که فیلم را ناقص دیده بودند، جزئیات بیشتری از آنرا به یاد می آورند!
❇️ بلوما سپس به یک اصل رسید که مغز ما بیشتر درگیر کارهای ناتمام و منقطع شده می شود تا کارهای تمام شده...آنقدر آنرا به یاد می آوریم تا آن کار تمام شود...ما نیاز به تمام کردن یک کار داریم! از آنچه بیان شد به عنوان اثر زیگارنیک یاد می شود.
❇️ معروف است که موتزارتِ موسیقی دان مریض بود و یکی به عیادت او رفت. موتزارت هم گفت حوصله کسی را ندارم و می خواهم تنها باشم! میهمان او به سالن کناری اتاق او رفت و مشغول زدن پیانو شد و ناگهان آنرا نیمه کاره رها کرد و رفت! می گویند موتزارت از تخت بیماری خود را کَند، سراغ پیانو رفت، نوت را کامل کرد و برگشت به تخت بیماری! چون او نمی توانست آنرا نیمه کاره در ذهن خود رها کند!
❇️ بطور کلی وقتی در انجام کاری (پاسخ به 50 تا ایمیل مهم که نیاز به توجه ما دارد، نوشتن یک مقاله و یا پستی که قولش را داده ایم، کمک به دوستمان در اسباب کشی که به او قول داده ایم و...) امروز و فردا می کنیم این به معنی باز گذاشتن لوپ ذهن برای انجام آن کار است و تا این لوپ بسته نشود، درگیری ذهن با آن بیشتر و بدون اینکه خودمان متوجه شویم، انرژی فراوانی از آن هدر می رود.
❇️ اثر زیگارنیک یعنی کلنجار رفتن ذهن با کارهای نیمه تمام، هر چه زمان این کلنجار بیشتر باشد به معنی استرس بیشتر و کاهش کارایی و بهره وری ذهن خواهد بود! پس بهترین اقدام؛ تمام کردن آن کار توسط خود ما یا واگذار کردن آن به دیگری است. از سوی دیگر؛ اگر کاری که قرار است تمام شود دارای اهمیت نیست و یا دارای اهمیت کمتری نسبت به کار دیگر است، یک اقدام می تواند مکتوب کردن آن و القای این پیام به ذهن است که می تواند به کار مهمتر بپردازد!
❇️ حال تصور کنید 76 هزار پروژه نیمه تمام که نیاز به 700 هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری دارد چه بلایی بر سر کارایی دولتی می آورد که خود را متصدی آغاز تا انجام آنها می داند! مسلما تا زمانی که لوپ باز آنها با تکمیل و یا سپردن آنها به بخش خصوصی بسته نشود، دولت نخواهد توانست به اقدامات جدید و موثر بعدی دست بزند!
❇️ البته متخصصان بازاریابی و فروش و گردانندگان رسانه های موفق به خوبی از این اثر بهره گرفته و با درگیر کردن ذهن مشتری؛ او را به کام محصولات و رسانه های خود می کشند! انتخاب یک تیتر جذاب اما ناقص و یا دادن کارت تخفیف 20 درصدی برای خرید بعدی از جمله این ترفندهاست! سخنرانان و مشاوران حرفه ای هم با رساندن بحث به جایی جذاب و تمام نکردن و موکول آن به جلسات بعدی منافع خود را بیشتر می کنند!
❇️ سخن آخر اینکه بیشترین زمانی که تلف می شود مربوط به زمانی است که ما دست به آغاز یک کار نمی زنیم و یک سفر هزارمایلی با برداشتن اولین قدم آغاز می شود! بنابراین برای انجام کارهای ناتمام مهم و بستن لوپ باز و خالی کردن ذهن از اطلاعات غیر مفید و کاستن استرس و افزایش خلاقیت آن، بهترین زمان همین الان است.
(برداشت از کانال دکتر کورش خسروی)
گزارش پیشرفت اصفهان.docx
153.1 KB
دانشجویانی که در هرکدام از مقاطع کارشناسی و ارشد، اینجانب را بهعنوان استاد راهنمای پروژه پایانی انتخاب کردهاند، میبایست گزارش مزبور را هر دو هفته یکبار تکمیل و برای من ایمیل کنند.
