This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خوراک_سبزیجات_عالی_با_
بادمجان و کدو و گوجه فرنگی🍅🍆
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
بادمجان و کدو و گوجه فرنگی🍅🍆
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
#پارت_206
يه روز بابا خوشحال اومد خونه...
خيلي ذوق زده بود
ميگفت ادمي جديدا از تهران اومده تو بازار كه حاضره باهاش شريك بشه تا حجره ي يكي از هم صنفاشون رو باهم بخرن و اون طرف هم قبول كرده با پولِ كمي كه بابا داشته اونو هم شريك كنه...
پس اندازِ بابا كم نبود ولي براي خريد يه حجره تو بازاره فرش فروشي واقعا ناچيز بود
من هنوز خيلي بچه بودم و عقلم قد نميداد اما هيچ وقت مخالفت هاي مامان يادم نميره...
خيلي سعي كرد بابارو از اين فكر بيرون بياره و منصرفش كنه ولي بابا انگار تو يه عالمه ديگه سير ميكرد
اصلا حرفا و اصراراي مامان رو نمي شنيد...
مامان مشكوك بود به اين جريان
پس اندازه بابا واقعا براي شراكت تو همچين كاري و خريدنِ اون حجره كم و ناچيز بود و اينكه كسي بخواد اونو شريك كنه جاي تعجب داشت...
شرط عجيبِ ديگه اي كه شريكِ بابا براش گذاشت اين بود كه تا نخريدنِ اون حجره كسي نبايد از شراكت اونا بويي ببره و
وقتيم پدره ساده ي من علتو جويا ميشه ميگه دشمن داره و نمي خواد خريدِ حجره رو كسي بفهمه...
اهي كشيدم و پوزخندي به نگاهه مبهوته حامي زدم و ادامه دادم:
- علي رغم پافشاري هاي مامان،بابا كاره خودشو ميكنه و تمومه پس انداز و دار و ندارمون رو براي خريدِ حجره ميده به اون ادم...
يك هفته ميگذره!
بابا تو اين يك هفته منتظره خبري،زنگي هرچيزي از شريكش ميمونه ولي فايده اي نداره...
بالاخره طاقتش تموم ميشه و ميره تو بازار سراغش...
ميبينه اون مغازه رو با همه دبدبه و كبكبش خريده و راه انداخته!
ولي وقتي بابارو ميبينه اعتنايي نميكنه و وقتي بابا حرف از شراكت به ميون مياره...
بغضم را كه هرلحظه بيشتر به گلويم چنگ مي انداخت به زحمت فرو دادم و چشمانم را بستم تا جلوي جوشش اشك را در ان بگيرم و ادامه دادم:
- با حقارت اونو از حجره ميندازه بيرون...
اهي كشيدم و نگاهه محزونم را به غنچه هاي گل سرخ زيرِ چراغِ الوان دوختم و گفتم:
- بابا برگشت سره كارِ قبلش تو همون حجره و دوباره پيشِ حاجي مشغول شد...
ولي پدره من شكسته بود...
اينو خيلي راحت از سكوتش تو خونه و دود كردنِ اون سيگارِ لعنتيِ بهمن ميشد فهميد...
يه روز بابا خوشحال اومد خونه...
خيلي ذوق زده بود
ميگفت ادمي جديدا از تهران اومده تو بازار كه حاضره باهاش شريك بشه تا حجره ي يكي از هم صنفاشون رو باهم بخرن و اون طرف هم قبول كرده با پولِ كمي كه بابا داشته اونو هم شريك كنه...
پس اندازِ بابا كم نبود ولي براي خريد يه حجره تو بازاره فرش فروشي واقعا ناچيز بود
من هنوز خيلي بچه بودم و عقلم قد نميداد اما هيچ وقت مخالفت هاي مامان يادم نميره...
خيلي سعي كرد بابارو از اين فكر بيرون بياره و منصرفش كنه ولي بابا انگار تو يه عالمه ديگه سير ميكرد
اصلا حرفا و اصراراي مامان رو نمي شنيد...
مامان مشكوك بود به اين جريان
پس اندازه بابا واقعا براي شراكت تو همچين كاري و خريدنِ اون حجره كم و ناچيز بود و اينكه كسي بخواد اونو شريك كنه جاي تعجب داشت...
شرط عجيبِ ديگه اي كه شريكِ بابا براش گذاشت اين بود كه تا نخريدنِ اون حجره كسي نبايد از شراكت اونا بويي ببره و
وقتيم پدره ساده ي من علتو جويا ميشه ميگه دشمن داره و نمي خواد خريدِ حجره رو كسي بفهمه...
اهي كشيدم و پوزخندي به نگاهه مبهوته حامي زدم و ادامه دادم:
- علي رغم پافشاري هاي مامان،بابا كاره خودشو ميكنه و تمومه پس انداز و دار و ندارمون رو براي خريدِ حجره ميده به اون ادم...
يك هفته ميگذره!
بابا تو اين يك هفته منتظره خبري،زنگي هرچيزي از شريكش ميمونه ولي فايده اي نداره...
بالاخره طاقتش تموم ميشه و ميره تو بازار سراغش...
ميبينه اون مغازه رو با همه دبدبه و كبكبش خريده و راه انداخته!
ولي وقتي بابارو ميبينه اعتنايي نميكنه و وقتي بابا حرف از شراكت به ميون مياره...
بغضم را كه هرلحظه بيشتر به گلويم چنگ مي انداخت به زحمت فرو دادم و چشمانم را بستم تا جلوي جوشش اشك را در ان بگيرم و ادامه دادم:
- با حقارت اونو از حجره ميندازه بيرون...
اهي كشيدم و نگاهه محزونم را به غنچه هاي گل سرخ زيرِ چراغِ الوان دوختم و گفتم:
- بابا برگشت سره كارِ قبلش تو همون حجره و دوباره پيشِ حاجي مشغول شد...
ولي پدره من شكسته بود...
اينو خيلي راحت از سكوتش تو خونه و دود كردنِ اون سيگارِ لعنتيِ بهمن ميشد فهميد...
#پارت_207
كلافه به صورتم دستي كشيدم و با لحني كه از كينه و نفرت خش دار و دو رگه شده بود گفتم:
- اما قائله به همين جا ختم نشد...
شايد پدرِ من تو اون بازار حجره اي نداشت صاحب ملك نبود اما جزوِ قديمياي اونجا محسوب ميشد و همه بهش اعتماد داشتن...
طولي نكشيد كه همه از جريان كلاهبرداري اون مردك باخبر شدن و خيلي زود تردِش كردن...
كسي تو بازار چشم ديدنش رو نداشت و حتي باهاش خريد و فروش هم نمي كردن
اون به حدي تو بازار بي اعتبار،بي ابرو و منفور شده بود كه راهي نداشت جز اينكه جمع كنه و از اونجا بره...
كه همين كارو هم كرد...
بساطشو جمع كرد و حجره رو براي فروش گذاشت...
اما قبل از اينكه كامل از اونجا بره يعني درست صبح همون روزي كه حجره رو فروخت...
نگاهي به صورت سرد و بي حس حامي انداختم
صورتش گوياي چيزي نبود و هيچ حسي در ان ديده نمي شد
نه ترحم،نه دلسوزي و نه هيچ چيزِ ديگري...
حرف تلخم را مزه مزه كردم و ادامه دادم:
- با پدرم تماس گرفت و خواست اونو ببينِ...
نگفته بود براي چي ولي همه ي ما فكر ميكرديم ميخواد پول بابارو پس بده و خيلي خوشحال بوديم...
گفتيم حتما از كارش پشيمون شده و حالا ميخواد جبران كنه...
ولي زهي خيال باطل...
قطره اشك درشتي از چشمم پايين چكيد و بر روي گونه ام سُر خورد...
بابا از خونه رفت..
منو مامان خيلي خوشحال بوديم...
از همه بيشتر از لبخنداي بابا كه بعد از يك سال رو لباش بود...
ولي طول عمر لبخنداش كوتاه بود خيلي كوتاه...
از جايم بلند شدم و وسط الاچيق ايستادم...
نفس عميقي كشيدم تا بغض كهنه ام كار دستم ندهد
پس از مكث چندثانيه اي به سمت حامي برگشته و در چشمانش خيره شدم و لب زدم:
- با مامان يه غذاي خوشمزه اماده كرديم...
از همون غذاهايي كه بابا عاشقش بود..
نزديك اذان ظهر بود بابا ديگه بايد برميگشت!
سفره رو پهن ميكرديم كه تلفن زنگ خورد...
كلافه به صورتم دستي كشيدم و با لحني كه از كينه و نفرت خش دار و دو رگه شده بود گفتم:
- اما قائله به همين جا ختم نشد...
شايد پدرِ من تو اون بازار حجره اي نداشت صاحب ملك نبود اما جزوِ قديمياي اونجا محسوب ميشد و همه بهش اعتماد داشتن...
طولي نكشيد كه همه از جريان كلاهبرداري اون مردك باخبر شدن و خيلي زود تردِش كردن...
كسي تو بازار چشم ديدنش رو نداشت و حتي باهاش خريد و فروش هم نمي كردن
اون به حدي تو بازار بي اعتبار،بي ابرو و منفور شده بود كه راهي نداشت جز اينكه جمع كنه و از اونجا بره...
كه همين كارو هم كرد...
بساطشو جمع كرد و حجره رو براي فروش گذاشت...
اما قبل از اينكه كامل از اونجا بره يعني درست صبح همون روزي كه حجره رو فروخت...
نگاهي به صورت سرد و بي حس حامي انداختم
صورتش گوياي چيزي نبود و هيچ حسي در ان ديده نمي شد
نه ترحم،نه دلسوزي و نه هيچ چيزِ ديگري...
حرف تلخم را مزه مزه كردم و ادامه دادم:
- با پدرم تماس گرفت و خواست اونو ببينِ...
نگفته بود براي چي ولي همه ي ما فكر ميكرديم ميخواد پول بابارو پس بده و خيلي خوشحال بوديم...
گفتيم حتما از كارش پشيمون شده و حالا ميخواد جبران كنه...
ولي زهي خيال باطل...
قطره اشك درشتي از چشمم پايين چكيد و بر روي گونه ام سُر خورد...
بابا از خونه رفت..
منو مامان خيلي خوشحال بوديم...
از همه بيشتر از لبخنداي بابا كه بعد از يك سال رو لباش بود...
ولي طول عمر لبخنداش كوتاه بود خيلي كوتاه...
از جايم بلند شدم و وسط الاچيق ايستادم...
نفس عميقي كشيدم تا بغض كهنه ام كار دستم ندهد
پس از مكث چندثانيه اي به سمت حامي برگشته و در چشمانش خيره شدم و لب زدم:
- با مامان يه غذاي خوشمزه اماده كرديم...
از همون غذاهايي كه بابا عاشقش بود..
نزديك اذان ظهر بود بابا ديگه بايد برميگشت!
سفره رو پهن ميكرديم كه تلفن زنگ خورد...
دلچسب ترین عصر دنیا را
با لحظههایی پراز شادی و زیبایی
بـراتـون آرزو میکنـم
عصرتون شڪـلاتـی😊🍩🍓
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
با لحظههایی پراز شادی و زیبایی
بـراتـون آرزو میکنـم
عصرتون شڪـلاتـی😊🍩🍓
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
٪70 ﺯﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ :ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ !!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : %75 ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻫﺎ ﺟﻮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ !!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯ
ﻣﯿﺸﻮﺩ !!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﭘﺪﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ تهیه ﺟﻬﯿﺰیه ﺩﺧﺘﺮش ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ
ﻓﺮﻭﺧﺖ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺳﻦ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺍﺯ
ﻓﻘﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ 14 ﺳﺎﻝ ﺭﺳﯿﺪ!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍی ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ
ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭاﻥ ﺧﺎﺹ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﻣﺎﺭ
ﻣﺮﮒ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!!
ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯﺕ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !!! ﭘﺴﺮﺕ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺷﺪ ،
ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻓﺎﺣﺸﻪ ، ﺯﻧﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻃﻼﻕ !
گفتی : ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!
ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍنی ﺑﯽ ﺍﺭزش شد !!!!😳😳
ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺷﺪ !!!😳😳
نخبه اش ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺪﻝ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺷﺪ !!!😳😳
ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎﯾﺶ
ﻋﺮﺑﯽ ﺷﺪ !!!! ﺷﺎﺩﯼ ﺟﺮﻡ شد!!!😳😳
ﺗﺠﻤﻊ ﺑﺎﻻﯼ 10 ﻧﻔﺮ
ﻏﯿﺮ ﻣﺠﺎﺯ ﺷﺪ !!!! ﺻﺤﻨﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺷﺪ !!😳😳
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﮑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺖ !!!! ﺷﺒﮑﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻏﺰﻩ ﮔﻔﺖ!!!😳😳
در بعضی از ﺷﻬﺮها ﺁﺏ آشامیدنی ﻧﺒﻮﺩ !!! ﺁﺏ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪ😳😳
ﺍﺭﻣﻨﺴﺘﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﻕ رو
ﻧﺪﺍﺩ ؟؟!! قیمت ﺑﺮﻕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺷﺪ !!!!😳😳
ﻣﺨﺪﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﻢ
ﻗﯿﻤﺖ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﺷﺪ !!!😳😳
ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ؟؟!!!! لامصب ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ بودى...!!!!!😳😳
مردم یمن بمباران میشن ؟
خب!!!! ما هم هشت سال زیر موشک های صدام تیکه تیکه شدیم !!!!
اونا هم بجنگند و شهید شوند ، مگه شهادت بده ؟؟
هنوز بعضی مناطق جنگ زده ما بطور کامل بازسازی نشده.....!!!!
%%داعش اسرای عراقی ها رو میکشه؟
خب !!!
همین عراقی ها سه سال پیش به تبدیل خلیج فارس به خلیج عربی رای مثبت دادند....!!!
٪٪ بچه های غزه گرسنه اند؟؟
خب !!!دم دروازه غار پایتختمون ، بچه ده ساله از گشنگی مواد میفروشه!!!!!
٪٪ دخترای ایزدی کنیز میشوند؟
خب !!!سن فحشا دختران از صدق سری فقر موجود در کشورم رسیده به ۱۳ سال !!
پولی که به ایرانی رواست
به لبنان حرامه
به غزه حرامه
به سوریه حرامه
پولی که به بیمارستان رواست ،
به ساخت ضریح حرامه !!
پول نفتی که به بچه یتیم رواست ،
به آقا زاده حرامه !!
خیری که به نون خشکی ۱۳ ساله رواست ،
به بچه آخوند پورشه سوار حرامه....
شیر مادر حلالش،هر کسی که این پست رو نوشته.
شیر مادر هم حلالش هر کس بخواند و نشر کند.
اگه رگ ایرانی در وجودت هست ؟؟ اول بخوان و پخش کن🙏
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ :ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ !!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : %75 ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻫﺎ ﺟﻮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ !!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯ
ﻣﯿﺸﻮﺩ !!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﭘﺪﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ تهیه ﺟﻬﯿﺰیه ﺩﺧﺘﺮش ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ
ﻓﺮﻭﺧﺖ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺳﻦ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺍﺯ
ﻓﻘﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ 14 ﺳﺎﻝ ﺭﺳﯿﺪ!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍی ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ
ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!!
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭاﻥ ﺧﺎﺹ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﻣﺎﺭ
ﻣﺮﮒ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ!!!!😳😳
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!!
ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯﺕ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !!! ﭘﺴﺮﺕ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺷﺪ ،
ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻓﺎﺣﺸﻪ ، ﺯﻧﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻃﻼﻕ !
گفتی : ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ!!!
ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍنی ﺑﯽ ﺍﺭزش شد !!!!😳😳
ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺷﺪ !!!😳😳
نخبه اش ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺪﻝ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺷﺪ !!!😳😳
ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎﯾﺶ
ﻋﺮﺑﯽ ﺷﺪ !!!! ﺷﺎﺩﯼ ﺟﺮﻡ شد!!!😳😳
ﺗﺠﻤﻊ ﺑﺎﻻﯼ 10 ﻧﻔﺮ
ﻏﯿﺮ ﻣﺠﺎﺯ ﺷﺪ !!!! ﺻﺤﻨﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺷﺪ !!😳😳
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﮑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺖ !!!! ﺷﺒﮑﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻏﺰﻩ ﮔﻔﺖ!!!😳😳
در بعضی از ﺷﻬﺮها ﺁﺏ آشامیدنی ﻧﺒﻮﺩ !!! ﺁﺏ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪ😳😳
ﺍﺭﻣﻨﺴﺘﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﻕ رو
ﻧﺪﺍﺩ ؟؟!! قیمت ﺑﺮﻕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺷﺪ !!!!😳😳
ﻣﺨﺪﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﻢ
ﻗﯿﻤﺖ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﺷﺪ !!!😳😳
ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ؟؟!!!! لامصب ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ بودى...!!!!!😳😳
مردم یمن بمباران میشن ؟
خب!!!! ما هم هشت سال زیر موشک های صدام تیکه تیکه شدیم !!!!
اونا هم بجنگند و شهید شوند ، مگه شهادت بده ؟؟
هنوز بعضی مناطق جنگ زده ما بطور کامل بازسازی نشده.....!!!!
%%داعش اسرای عراقی ها رو میکشه؟
خب !!!
همین عراقی ها سه سال پیش به تبدیل خلیج فارس به خلیج عربی رای مثبت دادند....!!!
٪٪ بچه های غزه گرسنه اند؟؟
خب !!!دم دروازه غار پایتختمون ، بچه ده ساله از گشنگی مواد میفروشه!!!!!
٪٪ دخترای ایزدی کنیز میشوند؟
خب !!!سن فحشا دختران از صدق سری فقر موجود در کشورم رسیده به ۱۳ سال !!
پولی که به ایرانی رواست
به لبنان حرامه
به غزه حرامه
به سوریه حرامه
پولی که به بیمارستان رواست ،
به ساخت ضریح حرامه !!
پول نفتی که به بچه یتیم رواست ،
به آقا زاده حرامه !!
خیری که به نون خشکی ۱۳ ساله رواست ،
به بچه آخوند پورشه سوار حرامه....
شیر مادر حلالش،هر کسی که این پست رو نوشته.
شیر مادر هم حلالش هر کس بخواند و نشر کند.
اگه رگ ایرانی در وجودت هست ؟؟ اول بخوان و پخش کن🙏
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
🌺تفاوت زنان و مردان در تمایلات جنسی
مردان و زنان در سطح انرژی و تمایلات جنسی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. زنان معمولا یک باطری و یا منبع انرژی دارند که تمام کارهای خود را با آن انجام میدهند از قبیل کار، مراقبت و رابطه جنسی. اما مردان یک باطری تعبیه شده یدک صرفا برای برقراری رابطه جنسی همواره در اختیار دارند. بدین مفهوم که یک مرد ممکن است مانند یک دونده ماراتون خسته و ناتوان باشد اما کماکان انرژی کافی برای برقراری رابطه جنسی در اختیار خواهد داشت. اما این سناریو برای زنان هیچ مصداقی ندارد. اما تصور "خیلی خسته برای برقراری رابطه جنسی" بندرت به ذهن یک مرد خطور میکند. این مسئله به ساختار مغزی زن و مرد مربوط میگردد. میل جنسی زنان شدیدا به بخش احساسی و عاطفی مغزشان مرتبط است. میل جنسی مردان کمتر به احساسات مقید است. این تفاوت نیز میتواند تنش جنسی بزرگی را میان زنان ومردان پدید آورد. اما این نیز یک تمایز بیولوژیکی میباشد.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
مردان و زنان در سطح انرژی و تمایلات جنسی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. زنان معمولا یک باطری و یا منبع انرژی دارند که تمام کارهای خود را با آن انجام میدهند از قبیل کار، مراقبت و رابطه جنسی. اما مردان یک باطری تعبیه شده یدک صرفا برای برقراری رابطه جنسی همواره در اختیار دارند. بدین مفهوم که یک مرد ممکن است مانند یک دونده ماراتون خسته و ناتوان باشد اما کماکان انرژی کافی برای برقراری رابطه جنسی در اختیار خواهد داشت. اما این سناریو برای زنان هیچ مصداقی ندارد. اما تصور "خیلی خسته برای برقراری رابطه جنسی" بندرت به ذهن یک مرد خطور میکند. این مسئله به ساختار مغزی زن و مرد مربوط میگردد. میل جنسی زنان شدیدا به بخش احساسی و عاطفی مغزشان مرتبط است. میل جنسی مردان کمتر به احساسات مقید است. این تفاوت نیز میتواند تنش جنسی بزرگی را میان زنان ومردان پدید آورد. اما این نیز یک تمایز بیولوژیکی میباشد.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚀فیلم کارتونی دیگری از انواع پوزیشن های جنسی قابل اجرا روی مبل x
🔸مبل x به گفته اکثرپزشکان روز دنیا بهترین اختراع جنسی ساخته شده به دست بشر است. 🌹 🌹
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🔸مبل x به گفته اکثرپزشکان روز دنیا بهترین اختراع جنسی ساخته شده به دست بشر است. 🌹 🌹
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚀متخصصان به خانم هایی که ازدواج یا بچه دارشدن را به تعویق انداخته اند، توصیه میکنند که تخمک هایشان را فریز کنند.
در این کلیپ با روند فریز تخمک آشنا می شوید.
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3
در این کلیپ با روند فریز تخمک آشنا می شوید.
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3
#زنگ_تفریح 😜😜😜
🤣ﻫﻤﯿﺸﻪ با دید مثبت ﺷﻮﻫﺮﺗﻮﻧﻮ ببینید
مثلا🤔
🗣اگه ﺑﻬﺘﻮﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﺮﺍﺵ ﭼﺎﯼ ﺩﻡ ﮐﻨﯿﺪ،ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺧﺴﺘﮕﯿﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﻩ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺗﻮﻥ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ
🍳اﮔﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﺨﺘﺘﻮﻥ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻃﻌﻢ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﺗﻮﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺸﻪ
👀👱♀️اگه ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎﯼ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ،ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ
💤اگه ﺷﺒﻬﺎ ﺧﺮﻭﭘﻒ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺘﻮﻥ ﻧﻤﯿﺒﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ
😕اگه ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺗﻮﻥ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺨﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﯾﻨﺪﺗﻮﻥ ﭘﻮﻝ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ
💯ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩید مثبت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ🍁
ﭼﻮﻥ ﭼﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺟﺰ ﺍﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ...
نمیشه کشتش که, ....دیگه میخواستی ازدواج نکنی واالله ...😉😂🙈😂😂
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🤣ﻫﻤﯿﺸﻪ با دید مثبت ﺷﻮﻫﺮﺗﻮﻧﻮ ببینید
مثلا🤔
🗣اگه ﺑﻬﺘﻮﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﺮﺍﺵ ﭼﺎﯼ ﺩﻡ ﮐﻨﯿﺪ،ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺧﺴﺘﮕﯿﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﻩ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺗﻮﻥ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ
🍳اﮔﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﺨﺘﺘﻮﻥ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻃﻌﻢ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﺗﻮﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺸﻪ
👀👱♀️اگه ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎﯼ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ،ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ
💤اگه ﺷﺒﻬﺎ ﺧﺮﻭﭘﻒ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺘﻮﻥ ﻧﻤﯿﺒﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ
😕اگه ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺗﻮﻥ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺨﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﯾﻨﺪﺗﻮﻥ ﭘﻮﻝ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ
💯ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩید مثبت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ🍁
ﭼﻮﻥ ﭼﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺟﺰ ﺍﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ...
نمیشه کشتش که, ....دیگه میخواستی ازدواج نکنی واالله ...😉😂🙈😂😂
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
✨🌸تـقـدیـم بـه شما
🌸✨که خوبی و مهربانی
✨🌸آیین شماست
🌸✨شبتان بخیر و زیبا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🌸✨که خوبی و مهربانی
✨🌸آیین شماست
🌸✨شبتان بخیر و زیبا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
دسته گلی می سازم،به نام "سلام"
که هرگل دعایی
وهر برگش
سلام برای سلامتی شما
با بوی خوش عشق وزندگی
#سلام_مهربونا_صبحتون_بخیر🌹
که هرگل دعایی
وهر برگش
سلام برای سلامتی شما
با بوی خوش عشق وزندگی
#سلام_مهربونا_صبحتون_بخیر🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابتدا فکر میکردم که مملکت "وزیر دانا"
میخواهد بعد فکر کردم شاه دانا
میخواهد اما اکنون میفهمم کـه "ملت"
دانا میخواهد: «امیرکبیر هنگـام تبعید»
۲۰ دی سالروز درگذشت امیرکبیر
@Rasapsy.
میخواهد بعد فکر کردم شاه دانا
میخواهد اما اکنون میفهمم کـه "ملت"
دانا میخواهد: «امیرکبیر هنگـام تبعید»
۲۰ دی سالروز درگذشت امیرکبیر
@Rasapsy.
🍒#بازی یاری رسان
💎هدف:بالا بردن هوشیاری هنگام مشکل
تقویت قدرت پیشنهاد دادن
افزایش خلاقیت
تقویت حس همکاری
🍭یک مسئله ای را بیان کنید(مشکل) و از کودک بخواهید که راه حلی و یا حتی وسیله ای را برای حل مشکل پیشنهاد کند و در باره راه حل و یا آن وسیله توضیح دهد.
⭕️مثال: میخواهم باغچه را تمیز کنم و یا شخم بزنم.با چه وسیله ای این کا را بکنم؟
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
💎هدف:بالا بردن هوشیاری هنگام مشکل
تقویت قدرت پیشنهاد دادن
افزایش خلاقیت
تقویت حس همکاری
🍭یک مسئله ای را بیان کنید(مشکل) و از کودک بخواهید که راه حلی و یا حتی وسیله ای را برای حل مشکل پیشنهاد کند و در باره راه حل و یا آن وسیله توضیح دهد.
⭕️مثال: میخواهم باغچه را تمیز کنم و یا شخم بزنم.با چه وسیله ای این کا را بکنم؟
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌠کودکان به خودی خود از چیزی نمی ترسند بلکه این پدر و مادر هستند که با واکنشهای غلط و نا بجا او را می ترسانند.
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️