یک کشاورز کلمبیایی موقع شخم زدن زمینش به این بشکههای پر از پول برخورد کرد! او اتفاقی 2400 میلیارد تومن از پولهای پابلو (قاچاقچی مواد مخدر) را پس از 25 سال پیدا کرده بود
شانس یعنی این 😐
@Rasapsy.
شانس یعنی این 😐
@Rasapsy.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طرح مفهومی رحم مصنوعی ، شاید به زودی 👌
غذا از طریق ورودی به جنین داده میشه ، پدر و مادر میتونن به وسیله میکروفون با بچه صحبت کنن و البته به شکل مصنوعی لگدهاشو حس کنن !
@Rasapsy.
غذا از طریق ورودی به جنین داده میشه ، پدر و مادر میتونن به وسیله میکروفون با بچه صحبت کنن و البته به شکل مصنوعی لگدهاشو حس کنن !
@Rasapsy.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه سرماخوردید ، تخلیه مداوم بینی ( فین کردن ) میتونه وضعیت سرماخوردگیتون رو بدتر بکنه و سینوس هاتون رو درگیر بیماری بکنه (☝️)
بهترین روش تخلیه بینی در زمان سرماخوردگی در Gif 👌
بهترین روش تخلیه بینی در زمان سرماخوردگی در Gif 👌
🔴👈ماکرویو و بارداری
➖➖➖➖➖➖➖🍃
⭕️مﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺨﺖ ﻭ ﭘﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﯿﻦ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ.
⭕️ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮ، ﭘﺮﺗﻮﻫﺎﯼ ﻣﻀﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﺁﺳﯿﺐ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ ﺑﯿﻨﺠﺎﻣﺪ.
ﺩﺭﺻﻮﺭﺕ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﭘﺮﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻀﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻭﯾﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ #۱۲_ﺳﺎﻧﺘﯽ_ﻣﺘﺮ ﺑﺮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ #ﻣﺎﺩﺭﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺁﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﻣﻀﺮ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺁﺳﯿﺐ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ.
⭕️ﺍﮔﺮ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮ ﺻﺪﻣﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺸﻌﺸﺎﺕ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺧﺮﻭﺝ ﺗﺸﻌﺸﺎﺕ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ.
⭕️ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﯾﺎ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺗﺮ، ﺑﻪ ﻣﯿﺰﺍﻥ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.
⭕️ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺮﮒ ﺳﻠﻮﻟﯽ، #ﻧﺎﺯﺍﯾﯽ، ﺳﻮﺀﺗﻐﺬﯾﻪ ﺩﺭ ﻧﻮﺯﺍﺩﺍﻥ، ﺁﺳﯿﺐ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ ﺷﻮد.
➖➖➖➖➖➖➖🍃
دانیتنیهای خوب😍👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
➖➖➖➖➖➖➖🍃
⭕️مﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺨﺖ ﻭ ﭘﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﯿﻦ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ.
⭕️ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮ، ﭘﺮﺗﻮﻫﺎﯼ ﻣﻀﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﺁﺳﯿﺐ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ ﺑﯿﻨﺠﺎﻣﺪ.
ﺩﺭﺻﻮﺭﺕ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﭘﺮﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻀﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻭﯾﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ #۱۲_ﺳﺎﻧﺘﯽ_ﻣﺘﺮ ﺑﺮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ #ﻣﺎﺩﺭﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺁﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﻣﻀﺮ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺁﺳﯿﺐ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ.
⭕️ﺍﮔﺮ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮ ﺻﺪﻣﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺸﻌﺸﺎﺕ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺧﺮﻭﺝ ﺗﺸﻌﺸﺎﺕ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ.
⭕️ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﯾﺎ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺗﺮ، ﺑﻪ ﻣﯿﺰﺍﻥ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.
⭕️ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺮﮒ ﺳﻠﻮﻟﯽ، #ﻧﺎﺯﺍﯾﯽ، ﺳﻮﺀﺗﻐﺬﯾﻪ ﺩﺭ ﻧﻮﺯﺍﺩﺍﻥ، ﺁﺳﯿﺐ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ ﺷﻮد.
➖➖➖➖➖➖➖🍃
دانیتنیهای خوب😍👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🌺هپاتیت A
➖➖➖➖➖➖🍃
هپاتیت بیماری ویروسی است که از طرق مختلف مثل مصرف غذای آلوده، استفاده از سرنگهای آلوده، فراوردههای خونی آلوده، وسایل دندانپزشکی آلوده و... منتقل میشود. هپاتیت ویروسی دارای سه نوع عمده هپاتیت A B و C است.
شایعترین نوع هپاتیت ویروسی، هپاتیت A است. عفونت با ویروس این نوع هپاتیت، باعث التهاب کبد میشود، ولی بهندرت به مرحله خطرناک میرسد. روش انتقال آن بهصورت مدفوعی – دهانی است. اگر فردی آلوده به ویروس هپاتیت A باشد و دهان فرد سالم با مدفوع این بیمار تماس داشته باشد یا انگشتان فرد سالم با مدفوع بیمار آلوده در تماس باشد و سپس انگشتان آلوده به دهان زده شوند، فرد سالم دچار هپاتیت A خواهد شد. حتی اگر به میزان میکروسکوپیک (یکهزارم یک میلیگرم) از مدفوع فرد آلوده با ناحیه دهان برخورد کند، آلودگی اتفاق خواهد افتاد. خطر گرفتاری و انتقال با رفتار شخص مشخص میشود و ربطی به جنس یعنی مرد یا زن بودن ندارد، ولی بعضی از بررسیها نشان میدهند که خطر انتقال هپاتیت C از مرد به زن بیشتر از زن به مرد است.
#دکتر محمد رضا صفری نژاد اورولوژیست
➖➖➖➖➖➖➖🍃
دانستنیهای خوب👇😍
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
➖➖➖➖➖➖🍃
هپاتیت بیماری ویروسی است که از طرق مختلف مثل مصرف غذای آلوده، استفاده از سرنگهای آلوده، فراوردههای خونی آلوده، وسایل دندانپزشکی آلوده و... منتقل میشود. هپاتیت ویروسی دارای سه نوع عمده هپاتیت A B و C است.
شایعترین نوع هپاتیت ویروسی، هپاتیت A است. عفونت با ویروس این نوع هپاتیت، باعث التهاب کبد میشود، ولی بهندرت به مرحله خطرناک میرسد. روش انتقال آن بهصورت مدفوعی – دهانی است. اگر فردی آلوده به ویروس هپاتیت A باشد و دهان فرد سالم با مدفوع این بیمار تماس داشته باشد یا انگشتان فرد سالم با مدفوع بیمار آلوده در تماس باشد و سپس انگشتان آلوده به دهان زده شوند، فرد سالم دچار هپاتیت A خواهد شد. حتی اگر به میزان میکروسکوپیک (یکهزارم یک میلیگرم) از مدفوع فرد آلوده با ناحیه دهان برخورد کند، آلودگی اتفاق خواهد افتاد. خطر گرفتاری و انتقال با رفتار شخص مشخص میشود و ربطی به جنس یعنی مرد یا زن بودن ندارد، ولی بعضی از بررسیها نشان میدهند که خطر انتقال هپاتیت C از مرد به زن بیشتر از زن به مرد است.
#دکتر محمد رضا صفری نژاد اورولوژیست
➖➖➖➖➖➖➖🍃
دانستنیهای خوب👇😍
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🌺هپاتیت B بیشتر از طریق رابطه جنسی
منتقل میشود.
پس از وارد شدن ویروس هپاتیت B به بدن ۶ هفته تا شش ماه طول میکشد تا علائم بیماری ظاهر شوند، به این مدت زمان دوره نهفته بیماری گفته میشود.
در افراد مبتلا بیشترین غلظت ویروس در داخل خون است، ولی تمام انواع مایعات در بدن مثل بزاق، مایع منی، ترشحات واژن و ترشحات زخم میتوانند مقادیر قابلملاحظهای از ویروس هپاتیت B را داشته باشند. ویروس هپاتیت B بیشتر از ویروس هپاتیت C و ایدز در محیط باقی میماند.
🔰راههای انتقال ویروس هپاتیت B
هر نوع رابطه جنسی، مواجهه با خون و مایعات آلوده، استفاده از سوزنهای آلوده در حین خالکوبی، استفاده از سرنگهای آلوده و استفاده از وسایل مشترک که ممکن است حاوی خون یا مایعات بدن باشند مثل مسواک، ریش تراش، ناخنگیر، تیغ و.... میتواند انتقالدهنده ویروس هپاتیت B باشد.
در صورت ابتلا به هپاتیت B این بیماری میتواند به شریک جنسی منتقل شود، منجر به بیماری مزمن کبدی، سیروز، سرطان کبد و مرگ شود.
در صورت آلوده بودن مادر امکان انتقال ویروس به جنین وجود دارد و نوزاد مبتلا ممکن است برای همیشه مبتلا باقی بماند.
🔰راههای پیشگیری از ابتلا به بیماری هپاتیت B
واکسیناسیون همه شیرخواران، نوجوانان و افراد بالغ فعال از نظر جنسی، اجتناب از اقدامات غیر ضروری مثل خالکوبی و تاتو، عدم استفاده از هر نوع سوزنی به صورت مشترک، اجتناب از هر نوع رابطه جنسی خارج از ازدواج، اجتناب از تمامی مایعات بدن فرد آلوده مثل بزاق دهان، مایع منی، ترشحات واژن و ترشحات زخمها، استفاده صحیح و منظم از کاندوم از جنس لاتکس در هر نوع رابطه جنسی که خطر ابتلا به هپاتیت B را کم میکند و همچنین عدم به اشتراک گذاشتن وسایل شخصی از راهکارهای پیشگیری از ابتلا به این بیماری است. هر چقدر تعداد شرکای جنسی بیشتر باشد خطر ابتلا به بیماریهای آمیزشی مثل هپاتیت B بیشتر میشود.
🔰چه کسانی حتما باید بر علیه هپاتیت B واکسینه شوند:
* بیماران دیالیزی
* افرادی که به صورت منظم فرآورده خونی دریافت میکنند مثل بیماران هموفیلی و تالاسمی ماژور
* پرسنل مراکز بهداشتی و درمانی
* کسانی از قبل دارای یک بیماری کبدی هستند مثل هپاتیت C
* کسانی که در مراکزی کار میکنند که در آنها از افراد معلول و ناتوان نگهداری میشود
* زندانیان، معتادان تزریقی
* مردان هموسکسوال
* در صورت مسافرت به مناطق پر خطر دنیا
* داشتن شریک جنسی آلوده به ویروس هپاتیت B
* زندگی در مکانی که فرد مبتلا به هپاتیت B وجود دارد
** دکتر محمدرضا صفرینژاد، اورولوژیست
➖➖➖➖➖➖➖➖🍃
دانستنیهای خوب😍👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
منتقل میشود.
پس از وارد شدن ویروس هپاتیت B به بدن ۶ هفته تا شش ماه طول میکشد تا علائم بیماری ظاهر شوند، به این مدت زمان دوره نهفته بیماری گفته میشود.
در افراد مبتلا بیشترین غلظت ویروس در داخل خون است، ولی تمام انواع مایعات در بدن مثل بزاق، مایع منی، ترشحات واژن و ترشحات زخم میتوانند مقادیر قابلملاحظهای از ویروس هپاتیت B را داشته باشند. ویروس هپاتیت B بیشتر از ویروس هپاتیت C و ایدز در محیط باقی میماند.
🔰راههای انتقال ویروس هپاتیت B
هر نوع رابطه جنسی، مواجهه با خون و مایعات آلوده، استفاده از سوزنهای آلوده در حین خالکوبی، استفاده از سرنگهای آلوده و استفاده از وسایل مشترک که ممکن است حاوی خون یا مایعات بدن باشند مثل مسواک، ریش تراش، ناخنگیر، تیغ و.... میتواند انتقالدهنده ویروس هپاتیت B باشد.
در صورت ابتلا به هپاتیت B این بیماری میتواند به شریک جنسی منتقل شود، منجر به بیماری مزمن کبدی، سیروز، سرطان کبد و مرگ شود.
در صورت آلوده بودن مادر امکان انتقال ویروس به جنین وجود دارد و نوزاد مبتلا ممکن است برای همیشه مبتلا باقی بماند.
🔰راههای پیشگیری از ابتلا به بیماری هپاتیت B
واکسیناسیون همه شیرخواران، نوجوانان و افراد بالغ فعال از نظر جنسی، اجتناب از اقدامات غیر ضروری مثل خالکوبی و تاتو، عدم استفاده از هر نوع سوزنی به صورت مشترک، اجتناب از هر نوع رابطه جنسی خارج از ازدواج، اجتناب از تمامی مایعات بدن فرد آلوده مثل بزاق دهان، مایع منی، ترشحات واژن و ترشحات زخمها، استفاده صحیح و منظم از کاندوم از جنس لاتکس در هر نوع رابطه جنسی که خطر ابتلا به هپاتیت B را کم میکند و همچنین عدم به اشتراک گذاشتن وسایل شخصی از راهکارهای پیشگیری از ابتلا به این بیماری است. هر چقدر تعداد شرکای جنسی بیشتر باشد خطر ابتلا به بیماریهای آمیزشی مثل هپاتیت B بیشتر میشود.
🔰چه کسانی حتما باید بر علیه هپاتیت B واکسینه شوند:
* بیماران دیالیزی
* افرادی که به صورت منظم فرآورده خونی دریافت میکنند مثل بیماران هموفیلی و تالاسمی ماژور
* پرسنل مراکز بهداشتی و درمانی
* کسانی از قبل دارای یک بیماری کبدی هستند مثل هپاتیت C
* کسانی که در مراکزی کار میکنند که در آنها از افراد معلول و ناتوان نگهداری میشود
* زندانیان، معتادان تزریقی
* مردان هموسکسوال
* در صورت مسافرت به مناطق پر خطر دنیا
* داشتن شریک جنسی آلوده به ویروس هپاتیت B
* زندگی در مکانی که فرد مبتلا به هپاتیت B وجود دارد
** دکتر محمدرضا صفرینژاد، اورولوژیست
➖➖➖➖➖➖➖➖🍃
دانستنیهای خوب😍👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
خدایا
نعمت سلامتى مبداء
همه نیازها ست
و عاقبت بخیرى مقصد همه نیازها
تو را به مهربانیت
این دو را به همه عزیزانم ودوستانم عطا فرما
شبتون گرم از نگاه خدا⭐️✨
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
نعمت سلامتى مبداء
همه نیازها ست
و عاقبت بخیرى مقصد همه نیازها
تو را به مهربانیت
این دو را به همه عزیزانم ودوستانم عطا فرما
شبتون گرم از نگاه خدا⭐️✨
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
👒#مهارت انعکاسی پدر و مادر
#توجه به احساسات یک مهارت انعکاسی است . خودتان را به مثابه ی آیینه ای ببینید که به فرزندتان کمک می کنید تا او خودش را و هیجان هایش را با وضوح بیشتری درک کند .
#مثلا به او بگویید :« به نظر عصبانی می رسی ؟ » یا « کمی کم حوصله به نظر می آیی؟ ».
#توجه به احساسات ، به کودکان این شانس را می دهد که بتوانند با صدای بلند فکر کنند و به کودکان می آموزد که به خودشان و به احساسات دیگران احترام بگذارند .
# این مهارت به والدین هم کمک می کند تا نسبت به هیجان های خودشان احساس مسئولیت کرده و احساس راحتی بیشتری کنند .
#دکتر_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
#توجه به احساسات یک مهارت انعکاسی است . خودتان را به مثابه ی آیینه ای ببینید که به فرزندتان کمک می کنید تا او خودش را و هیجان هایش را با وضوح بیشتری درک کند .
#مثلا به او بگویید :« به نظر عصبانی می رسی ؟ » یا « کمی کم حوصله به نظر می آیی؟ ».
#توجه به احساسات ، به کودکان این شانس را می دهد که بتوانند با صدای بلند فکر کنند و به کودکان می آموزد که به خودشان و به احساسات دیگران احترام بگذارند .
# این مهارت به والدین هم کمک می کند تا نسبت به هیجان های خودشان احساس مسئولیت کرده و احساس راحتی بیشتری کنند .
#دکتر_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
💟به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته نشد، همینکه برای انجام آن تلاش کرده، ارزشمند است و بخش زیادی از کار را پیموده است.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy.
فهرست اصول پدری و مادری.pdf
223.2 KB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🐱🌸🐱🌸🐱
#کارتون #هتل_ترانسیلوانیا
انیمیشن
« هتل ترانسیلوانیا ۱ »
Part 5 👈
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
#کارتون #هتل_ترانسیلوانیا
انیمیشن
« هتل ترانسیلوانیا ۱ »
Part 5 👈
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کارتون #هتل_ترانسیلوانیا
انیمیشن
« هتل ترانسیلوانیا ۱ »
Part 6 👈
قسمت آخر
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨
انیمیشن
« هتل ترانسیلوانیا ۱ »
Part 6 👈
قسمت آخر
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍗پیشنهاد شام امشب
مواد لازم:سینه مرغ,مارچوبه,پنیز پیتزا,ادویه
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
مواد لازم:سینه مرغ,مارچوبه,پنیز پیتزا,ادویه
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
لحظه تحویل سال۱۳۹۷
ساعت۱۹و۴۵دقیقه و۲۸ثانیه
روز3شنبه ۲۹اسفند ۱۳۹۶
حیوان سال:سگ
رنگ سال:بنفش
سگ سمبل وفاداری وثروت
پیشاپیش سال ۱۳۹۷مبارک
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
ساعت۱۹و۴۵دقیقه و۲۸ثانیه
روز3شنبه ۲۹اسفند ۱۳۹۶
حیوان سال:سگ
رنگ سال:بنفش
سگ سمبل وفاداری وثروت
پیشاپیش سال ۱۳۹۷مبارک
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
#پارت_201
فلش بک ❤️
🔥حامي🔥
خيلي زود نگاهم را از صورت پرسوال محيا گرفتم و با بي خيالي مشغول خوردن غذايم شدم...
حدس ميزدم بالاخره اين سوال را بپرسد اما فكرش را نمي كردم انقدر زود كنجكاو شود
در هر صورت برايم مهم هم نبود
برعكسِ محيا كلمه ي پدر در زندگي گذشته و اينده ام نقطه ي كور نبود
اصلا هيچ چيز نبود كه بخواهد نقطه اي باشد در زندگي شلوغِ من
البته اين تنها نظره من بود
مادرم و حنا همچين نظري نداشتند
چون درست مثل حالا هروقت اسمي از اين مرد به ميان مي امد به شدت بهم ميريختند و ارامششان را از دست ميدادند...
نگاهم به غذايم بود اما صداي حاج خانوم كه به ظاهر ارام بود اما درد در ان بيداد ميكرد به گوشم رسيد:
- با ما زندگي نميكنن عزيزم...
خيلي وقته...
محيا عذرخواهي كرد...حتما فكر ميكرد نبايد اين حرف را ميزده و حالا در دل خود را به بادِ ملالمت گرفته بود...
با بي ميلي به غذايم نگاه كردم..
ديگر اشتهايي براي خوردن نداشتم...
ترجيح ميدادم در هواي ازاد نفس بكشم...
هواي خانه هميشه بعد از اوردن اسم اين ادم برايم خفه كننده ميشد...
بشقابم را كمي به عقب هُل دادم و از پشت ميز بلند شدم و رو به حاج خانوم كه با غذايش بازي ميكرد گفتم:
- ممنون...مثل هميشه عالي بود!
من ميرم تو حياط كارم داشتين صدام كنين...
منتظره عكس العمل يا حرفي از جانبش نماندم
نگاه هايش به خودي خود گوياي هزاران حرف بود...
لحظه ي اخر نيم نگاهي به صورت متاسف و خجالت زده ي محيا انداختم و از در بيرون زدم...
حالم بد نبود..نه من هيچ وقت با شنيدن ان كلمه ي مزخرف حالم بد نمي شد...
فقط شايد دلم مي گرفت...شايد...
آنید
فلش بک ❤️
🔥حامي🔥
خيلي زود نگاهم را از صورت پرسوال محيا گرفتم و با بي خيالي مشغول خوردن غذايم شدم...
حدس ميزدم بالاخره اين سوال را بپرسد اما فكرش را نمي كردم انقدر زود كنجكاو شود
در هر صورت برايم مهم هم نبود
برعكسِ محيا كلمه ي پدر در زندگي گذشته و اينده ام نقطه ي كور نبود
اصلا هيچ چيز نبود كه بخواهد نقطه اي باشد در زندگي شلوغِ من
البته اين تنها نظره من بود
مادرم و حنا همچين نظري نداشتند
چون درست مثل حالا هروقت اسمي از اين مرد به ميان مي امد به شدت بهم ميريختند و ارامششان را از دست ميدادند...
نگاهم به غذايم بود اما صداي حاج خانوم كه به ظاهر ارام بود اما درد در ان بيداد ميكرد به گوشم رسيد:
- با ما زندگي نميكنن عزيزم...
خيلي وقته...
محيا عذرخواهي كرد...حتما فكر ميكرد نبايد اين حرف را ميزده و حالا در دل خود را به بادِ ملالمت گرفته بود...
با بي ميلي به غذايم نگاه كردم..
ديگر اشتهايي براي خوردن نداشتم...
ترجيح ميدادم در هواي ازاد نفس بكشم...
هواي خانه هميشه بعد از اوردن اسم اين ادم برايم خفه كننده ميشد...
بشقابم را كمي به عقب هُل دادم و از پشت ميز بلند شدم و رو به حاج خانوم كه با غذايش بازي ميكرد گفتم:
- ممنون...مثل هميشه عالي بود!
من ميرم تو حياط كارم داشتين صدام كنين...
منتظره عكس العمل يا حرفي از جانبش نماندم
نگاه هايش به خودي خود گوياي هزاران حرف بود...
لحظه ي اخر نيم نگاهي به صورت متاسف و خجالت زده ي محيا انداختم و از در بيرون زدم...
حالم بد نبود..نه من هيچ وقت با شنيدن ان كلمه ي مزخرف حالم بد نمي شد...
فقط شايد دلم مي گرفت...شايد...
آنید
#پارت_202
به ضلع شرقي حياط كه الاچيق كوچك چوبي داشت رفتم...
پاكت سيگارِ بِلَكَم را در اوردم و با حوصله يك نخ از ان را خارج كردم...
اگر نظرِ من را مي خواستند سيگار واقعا چيزِ بيخود و چرتي بود
اما هنوز هم نمي دانستم چرا دلم انقدر هوسِ اين چيزِ چرت را ميكند..
ارامم نميكرد...ولي فكرم را ازاد ميكرد شايد هم نمي كرد...
شايد فقط يك هوس بود كه بايد برطرفش ميكردم...
فندك استيل و نقره اي ام را از جيب بيرون كشيدم و همانطور كه بر روي نيم كت چوبي الاچيق مي نشستم پوك عميقي به سيگارم كه حالا سرش سرخ شده و از كام هاي محكم و عميق من ميسوخت زدم...
به بوته ي گل سرخ روبرويم خيره شدم...
به كلمه ي پدر فكر كردم به كلمه اي كه هرگز در زندگي برايم معنا نشده بود
يعني كسي نبود كه بخواهد ان را برايم معنا كند.!
پوزخند تلخي زدم
پوك عميقم را بلعيدم
به چراغ الواني كه سخاوتمندانه نورش را بر روي بوته ي گل سرخ پخش ميكرد نگاه كردم...
اين هم براي خودش معنايي داشت نداشت؟
صداي قدم هاي ارام و ريزي به گوشم رسيد كه باعث شد دست از افكارِ ماليخوليايي ام بردارم و جهتِ نگاهم را تغيير بدهم...
محيا به طرفم مي امد...
چقدر خانمانه و با طمانينه قدم برميداشت...
صورتِ خجالت زده و دوست داشتني اش زيرِ نورِ كمِ چراغ هاي الوان چندين برابر زيباتر به نظر ميرسيد...
سيگارم را ناخوداگاه بالا بردم و بدون اينكه نگاهم را از او بگيرم پوك ديگري زدم كه ظاهرا او تازه متوجه اش شد...
اخم كرد.تازه متوجه كاپشن چرمم كه در دستش بود شدم...
با نزديك شدنش نگاهه بدي به سيگارم انداخت و كاپشن را جلويم گرفت و با حرص گفت:
- مادرتون نگران بود سرما بخورين!
گفت زياد نمونين بيرون...
نگاهم نميكرد!يعني تا اين حد از سيگار بدش مي امد؟
شايد هم چشم ديدنِ مرا نداشت
وقتي ديد كاپشن را از دستش نمي گيرم نگاهه توبيخ كننده اش را حواله ام كرد و ان را بر روي پاهايم گذاشت...
عطرِ ملايمش ميان دودِ تلخِ سيگار بيني ام را پُر كرد.نفسم عميق شد...
رويش را برگرداند تا برود كه يكباره انگشتانم دوره مچ ظريفش محكم شد و با صدايي بم و دو رگه گفتم:
- بشين حرف بزنيم!!
به ضلع شرقي حياط كه الاچيق كوچك چوبي داشت رفتم...
پاكت سيگارِ بِلَكَم را در اوردم و با حوصله يك نخ از ان را خارج كردم...
اگر نظرِ من را مي خواستند سيگار واقعا چيزِ بيخود و چرتي بود
اما هنوز هم نمي دانستم چرا دلم انقدر هوسِ اين چيزِ چرت را ميكند..
ارامم نميكرد...ولي فكرم را ازاد ميكرد شايد هم نمي كرد...
شايد فقط يك هوس بود كه بايد برطرفش ميكردم...
فندك استيل و نقره اي ام را از جيب بيرون كشيدم و همانطور كه بر روي نيم كت چوبي الاچيق مي نشستم پوك عميقي به سيگارم كه حالا سرش سرخ شده و از كام هاي محكم و عميق من ميسوخت زدم...
به بوته ي گل سرخ روبرويم خيره شدم...
به كلمه ي پدر فكر كردم به كلمه اي كه هرگز در زندگي برايم معنا نشده بود
يعني كسي نبود كه بخواهد ان را برايم معنا كند.!
پوزخند تلخي زدم
پوك عميقم را بلعيدم
به چراغ الواني كه سخاوتمندانه نورش را بر روي بوته ي گل سرخ پخش ميكرد نگاه كردم...
اين هم براي خودش معنايي داشت نداشت؟
صداي قدم هاي ارام و ريزي به گوشم رسيد كه باعث شد دست از افكارِ ماليخوليايي ام بردارم و جهتِ نگاهم را تغيير بدهم...
محيا به طرفم مي امد...
چقدر خانمانه و با طمانينه قدم برميداشت...
صورتِ خجالت زده و دوست داشتني اش زيرِ نورِ كمِ چراغ هاي الوان چندين برابر زيباتر به نظر ميرسيد...
سيگارم را ناخوداگاه بالا بردم و بدون اينكه نگاهم را از او بگيرم پوك ديگري زدم كه ظاهرا او تازه متوجه اش شد...
اخم كرد.تازه متوجه كاپشن چرمم كه در دستش بود شدم...
با نزديك شدنش نگاهه بدي به سيگارم انداخت و كاپشن را جلويم گرفت و با حرص گفت:
- مادرتون نگران بود سرما بخورين!
گفت زياد نمونين بيرون...
نگاهم نميكرد!يعني تا اين حد از سيگار بدش مي امد؟
شايد هم چشم ديدنِ مرا نداشت
وقتي ديد كاپشن را از دستش نمي گيرم نگاهه توبيخ كننده اش را حواله ام كرد و ان را بر روي پاهايم گذاشت...
عطرِ ملايمش ميان دودِ تلخِ سيگار بيني ام را پُر كرد.نفسم عميق شد...
رويش را برگرداند تا برود كه يكباره انگشتانم دوره مچ ظريفش محكم شد و با صدايي بم و دو رگه گفتم:
- بشين حرف بزنيم!!