🌺آیا میل جنسی خانمها تو روزهای نزدیک عادت ماهانه بیشتر میشه؟
🔴پاسخ👇👇
معمولا ميل جنسي در صد زيادي از زنان در دوران تخمك گذاري بيشتر است و برانگيختگي و خيس شدن واژن هم سريعتر و راحتر اتفاق مي افتد بدليل اينكه احتمال مقاربت و توليد مثل بيشتر گردد.
ولي ديده شد كه اين الگو در زنان مختلف
متفاوت است.
دكتر فاطمه اذرتاش
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🔴پاسخ👇👇
معمولا ميل جنسي در صد زيادي از زنان در دوران تخمك گذاري بيشتر است و برانگيختگي و خيس شدن واژن هم سريعتر و راحتر اتفاق مي افتد بدليل اينكه احتمال مقاربت و توليد مثل بيشتر گردد.
ولي ديده شد كه اين الگو در زنان مختلف
متفاوت است.
دكتر فاطمه اذرتاش
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
Telegram
روانشناسان و مشاوران ایران رسا
@DrRASA
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران رسا در مشهد
جهت سوالات و تبادل به آیدی فوق مراجعه کنید
آدرس کلینیک مشهد امامت 22
05136111328_9
09351163352
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران رسا در مشهد
جهت سوالات و تبادل به آیدی فوق مراجعه کنید
آدرس کلینیک مشهد امامت 22
05136111328_9
09351163352
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺ازدواج شما در خطر است
#جیمی_اوانس #ازدواج
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
#جیمی_اوانس #ازدواج
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🌺سیاستهای برخورد با خانوادهی شوهر وقتی در یک آپارتمان هستید....!
🍃 خیلی وقتها شرایط باب دل آدم نیست و نمیتوانیم خانه و زندگی مستقل داشته باشیم که خب این روزها طبیعی است و در نتیجه با خانوادهی همسرجان در یک آپارتمان زندگی میکنیم.
👈 وقتی قرار است با خانوادهی همسر در یک آپارتمان باشید باید سیاست از دست و پایتان چکه کند؛ ما این سیاستها را مرحله به مرحله آموزش می دهیم.
👈 اول از همه اینکه حواستان باشد این خانواده، خانوادهی دوم خود شماست. پس با نگرش "آنها دشمنم هستند" جلو نروید.
👈 بعد اینکه، هرکاری با خانواده خودتان میپسندید عروستان انجام دهد همان کار را با آنها انجام دهید.
👈 مثلا اگر دوست ندارید هر هفته مادرتان راه پلهها را برای عروسش بشوید. خب خودتان هم دست به کار شوید و گاهی اوقات شما راه پلههای آپارتمان را بشویید.
👈 و البته این برعکس هم جواب میدهد. مثلا اگر مادر شما هر روز و در هر ساعتی که خودش بخواهد به خانهتان سر بزند مطمئنا به او خواهید گفت که من گاهی اوقات دلم میخواهد لباسهای آزاد و راحت بپوشم و آرایشهای جور واجور کنم. رفت و آمد سر زده شما مانع این قضیه میشود و گاهی مرا اذیت میکند. اگر لطف کنید قبل از آمدن با تماس هماهنگ کنید خیلی بهتر است.
👈 پس اگر به مادرتان اینطور میگویید حق دارید با خانواده همسرتان هم درخواستهایتان را مطرح کنید.
👈 ولی چون این کار در خانوادههای ایرانی زشت است و عروس را بیادب می دانند! در نتیجه بهتر است این کار را در مرحلهی اول به شوهرتان بسپارید و از او بخواهید خواستههایتان را منتقل کند.
👈 اگر این کار جواب نداد خودتان اقدام کنید و این مسئله را خیلی مودبانه توضیح داده و خواستهتان را بصورت کاملا واضح مطرح کنید.
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🍃 خیلی وقتها شرایط باب دل آدم نیست و نمیتوانیم خانه و زندگی مستقل داشته باشیم که خب این روزها طبیعی است و در نتیجه با خانوادهی همسرجان در یک آپارتمان زندگی میکنیم.
👈 وقتی قرار است با خانوادهی همسر در یک آپارتمان باشید باید سیاست از دست و پایتان چکه کند؛ ما این سیاستها را مرحله به مرحله آموزش می دهیم.
👈 اول از همه اینکه حواستان باشد این خانواده، خانوادهی دوم خود شماست. پس با نگرش "آنها دشمنم هستند" جلو نروید.
👈 بعد اینکه، هرکاری با خانواده خودتان میپسندید عروستان انجام دهد همان کار را با آنها انجام دهید.
👈 مثلا اگر دوست ندارید هر هفته مادرتان راه پلهها را برای عروسش بشوید. خب خودتان هم دست به کار شوید و گاهی اوقات شما راه پلههای آپارتمان را بشویید.
👈 و البته این برعکس هم جواب میدهد. مثلا اگر مادر شما هر روز و در هر ساعتی که خودش بخواهد به خانهتان سر بزند مطمئنا به او خواهید گفت که من گاهی اوقات دلم میخواهد لباسهای آزاد و راحت بپوشم و آرایشهای جور واجور کنم. رفت و آمد سر زده شما مانع این قضیه میشود و گاهی مرا اذیت میکند. اگر لطف کنید قبل از آمدن با تماس هماهنگ کنید خیلی بهتر است.
👈 پس اگر به مادرتان اینطور میگویید حق دارید با خانواده همسرتان هم درخواستهایتان را مطرح کنید.
👈 ولی چون این کار در خانوادههای ایرانی زشت است و عروس را بیادب می دانند! در نتیجه بهتر است این کار را در مرحلهی اول به شوهرتان بسپارید و از او بخواهید خواستههایتان را منتقل کند.
👈 اگر این کار جواب نداد خودتان اقدام کنید و این مسئله را خیلی مودبانه توضیح داده و خواستهتان را بصورت کاملا واضح مطرح کنید.
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
Audio
راهکارهایی جهت جلوگیری از مداخله مادر خانم در زندگی.
🌸پاسخ
دکتر محسن محمدی نیا (معین)
روانشناس و مشاور خانواده
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
🌸پاسخ
دکتر محسن محمدی نیا (معین)
روانشناس و مشاور خانواده
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
#پارت_180
ديگر سكوت جايز نبود بايد حرفي ميزدم تا بتوانم گندي كه زده بودم را هرطور شده ماسمالي كنم
دلم نمي خواست بهانه دستش بدهم تا تنبيهه جديدي برايم بتراشد...
پس سعي كردم به خود مسلط شوم و به چشمانش كه تا اعماق وجودم نفوذ ميكرد نگاه نكنم و گفتم:
- من اومده بودم كه بگم...
يعني وقتي اومدم شما تو اتاق نبودين...
من...اوومممم..
فكر ميكردم بيشتر با اين حرف هايم او را متوجه دروغ گويي ام كردم...
اما من اصلا اين را نمي خواستم ...
بهتر بود از در صداقت وارد ميشدم..
در هرحال دروغ گفتن به حامي مرا به ياد همان ضرب المثل جلوي قاضي و معلق بازي مي انداخت
پس بهتر بود خود را خسته نكنم و راستش را بگويم
با تشويش و دلهره دستي به مقنعه ام كشيدم و يكباره چشمانم را بستم و تند گفتم:
- ببخشيد كنجكاو شدم دفترت رو بخونم اما نتونستم...
به محض پايان حرفم نفس حبس شده ام را اهسته بيرون فرستادم
سر به زير داشتم و اماده شنيدن فرياد ملامت گرانه و توبيخ كننده اش بودم كه او برعكس تصورات مبهم و نه چندان خوشايندم با لحن ارامي گفت:
-سرتو بلند كن محيا...
چقدر صدايش برايم خوش طنين و زيبا بود
چقدر نامم را زيبا و گيرا صدا ميكرد
طوري كه دلم ميخواست هرلحظه ان را از زبانش بشنوم و در دل قربان صدقه اش بروم...
از افكاري كه به ذهنم خطور كرده بود چشمانم گرد شد و به خود نهيب زدم تا بتوانم جلوي پيشروي فانتزي و غيرقابل باورشان را بگيرم...
با تشر دوم حامي به خود امدم:
- گفتم سرتو بلند كن...
ديگر سكوت جايز نبود بايد حرفي ميزدم تا بتوانم گندي كه زده بودم را هرطور شده ماسمالي كنم
دلم نمي خواست بهانه دستش بدهم تا تنبيهه جديدي برايم بتراشد...
پس سعي كردم به خود مسلط شوم و به چشمانش كه تا اعماق وجودم نفوذ ميكرد نگاه نكنم و گفتم:
- من اومده بودم كه بگم...
يعني وقتي اومدم شما تو اتاق نبودين...
من...اوومممم..
فكر ميكردم بيشتر با اين حرف هايم او را متوجه دروغ گويي ام كردم...
اما من اصلا اين را نمي خواستم ...
بهتر بود از در صداقت وارد ميشدم..
در هرحال دروغ گفتن به حامي مرا به ياد همان ضرب المثل جلوي قاضي و معلق بازي مي انداخت
پس بهتر بود خود را خسته نكنم و راستش را بگويم
با تشويش و دلهره دستي به مقنعه ام كشيدم و يكباره چشمانم را بستم و تند گفتم:
- ببخشيد كنجكاو شدم دفترت رو بخونم اما نتونستم...
به محض پايان حرفم نفس حبس شده ام را اهسته بيرون فرستادم
سر به زير داشتم و اماده شنيدن فرياد ملامت گرانه و توبيخ كننده اش بودم كه او برعكس تصورات مبهم و نه چندان خوشايندم با لحن ارامي گفت:
-سرتو بلند كن محيا...
چقدر صدايش برايم خوش طنين و زيبا بود
چقدر نامم را زيبا و گيرا صدا ميكرد
طوري كه دلم ميخواست هرلحظه ان را از زبانش بشنوم و در دل قربان صدقه اش بروم...
از افكاري كه به ذهنم خطور كرده بود چشمانم گرد شد و به خود نهيب زدم تا بتوانم جلوي پيشروي فانتزي و غيرقابل باورشان را بگيرم...
با تشر دوم حامي به خود امدم:
- گفتم سرتو بلند كن...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۵ مکان از مکانهای فوقالعاده زیبای کره زمین !
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
روانشناسان ومشاوران ایران رسا
https://t.me/joinchat/AAAAADvFZU6SWLkDDwaG3g
چه شب زيبایی
خواهـد بود
وقتی
برای دوستان و عزیزانمان
آرامش موفقيت و سلامتی
بخواهيـم ...
با آرزوی شبی آرام برای شما
🌸شبتون بخیر🌸
فـرداتون زیبا و پراز موفقیت
@Rasapsy.
خواهـد بود
وقتی
برای دوستان و عزیزانمان
آرامش موفقيت و سلامتی
بخواهيـم ...
با آرزوی شبی آرام برای شما
🌸شبتون بخیر🌸
فـرداتون زیبا و پراز موفقیت
@Rasapsy.
❄️در این روز زمستانی
💓یه سـلام گرم
❄️یه آرزوی زیبا
💓یه دعـای قشنگ
❄️بـرای تک تک شما مهربانان
#چهارشنبهتون_بخیر😊🌸
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
💓یه سـلام گرم
❄️یه آرزوی زیبا
💓یه دعـای قشنگ
❄️بـرای تک تک شما مهربانان
#چهارشنبهتون_بخیر😊🌸
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مژده بر اهل خرد
باز به تن جان آمد
حجت یازدهم
رحمت رحمان آمد
خلف پاک
نبی زاده ی زهرای بتول
از گلستان
علی نو گل خندان آمد
میلاد امام حسن عسکری (ع) مبارکباد.
باز به تن جان آمد
حجت یازدهم
رحمت رحمان آمد
خلف پاک
نبی زاده ی زهرای بتول
از گلستان
علی نو گل خندان آمد
میلاد امام حسن عسکری (ع) مبارکباد.
میلاد یازدهمین🌸
حجت خداوند،
پیام آور آیینه و روشنی
امام حسن عسکری
برتمام دوستان و
مسلمانان جهان
مبارک باد🎁🎉
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
حجت خداوند،
پیام آور آیینه و روشنی
امام حسن عسکری
برتمام دوستان و
مسلمانان جهان
مبارک باد🎁🎉
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
🏄#نخستین بازی های نمایشی کودک در خانه انجام می شود و آن زمانی است که مثلاً دختر کفش های مادرش را می پوشد و یا پسر، به تقلید از پدر، روزنامه می خواند و یا با مخاطب های فرضی به مکالمه تلفنی می پردازد و نقش آنان را به نمایش می گذارد.
🏄#کودکان، نه تنها به تقلید فعالیت های بزرگسالان می پردازند، بلکه همچنین مشتاقانه علاقه دارند که مانند آنان لباس بپوشند و مانند آنان سخن بگویند.
🏄#در بازی نمایشی، کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را بیان می دارد.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
🏄#کودکان، نه تنها به تقلید فعالیت های بزرگسالان می پردازند، بلکه همچنین مشتاقانه علاقه دارند که مانند آنان لباس بپوشند و مانند آنان سخن بگویند.
🏄#در بازی نمایشی، کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را بیان می دارد.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
👈 " خودشیفتگی" و نوع تربیت والدین
☘️ محققان ریشه اختلال خودشیفتگی را در تجربیات دوران رشد هر فرد تلقی میکنند.
🍬یعنی احساس میکنند در روش تربیتی والدین مشکلی وجود داشته که کودک را به سمت خودشیفته شدن سوق داده است.
⛳️یعنی آنقدر به نیازهای عاطفی و رفتاری کودک پاسخ افراط گونه و نابهجا داده شده که ذهنیت او هم با همین پاسخهای نابهجا تغییر کرده است.
💥یعنی در تربیت و آموزش، روابطی بسیار سهلگیرانه داشتند و هیچ باید و نبایدی در فرآیند آموزشی کودک قرار داده نشده است...
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
☘️ محققان ریشه اختلال خودشیفتگی را در تجربیات دوران رشد هر فرد تلقی میکنند.
🍬یعنی احساس میکنند در روش تربیتی والدین مشکلی وجود داشته که کودک را به سمت خودشیفته شدن سوق داده است.
⛳️یعنی آنقدر به نیازهای عاطفی و رفتاری کودک پاسخ افراط گونه و نابهجا داده شده که ذهنیت او هم با همین پاسخهای نابهجا تغییر کرده است.
💥یعنی در تربیت و آموزش، روابطی بسیار سهلگیرانه داشتند و هیچ باید و نبایدی در فرآیند آموزشی کودک قرار داده نشده است...
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
#بازی_راه_رفتن_ریتمیک
🔍هدف:
تقویت توجه و تمرکز، آشنایی با ضرب آهنگها -هماهنگی اعضای بدن.
✅شرح فعالیت:
✨آهنگ پخش میشود.
✨کودک، براساس ضرب آهنگ راه می رود.
✨با هر ضرب آهنگ ، یک قدم برداشته میشود.
✨ملودی های مختلف از آرام تا بسیار تند، در فعالیت قرار میگیرد.
✨ بازی به صورت گروهی نیز قابل اجراست.
✨ پس از به دست آوردن مهارت، کودک می تواند با ضرب آهنگ به روشهای مختلف راه برود:
🔹لیلی برود.
🔹 جفت پا برود.
🔹همزمان با حرکت، دست نیز بزند.
🔹قدم های کوتاه بردارد.
🔹قدمهای بلند بردارد.
🔹به سمت بغل و پهلو، پاها را باز و بسته کند.
🔹 به سمت جلو و پشت، پاها را باز و بسته کند.
🔹 سربالایی برود.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
🔍هدف:
تقویت توجه و تمرکز، آشنایی با ضرب آهنگها -هماهنگی اعضای بدن.
✅شرح فعالیت:
✨آهنگ پخش میشود.
✨کودک، براساس ضرب آهنگ راه می رود.
✨با هر ضرب آهنگ ، یک قدم برداشته میشود.
✨ملودی های مختلف از آرام تا بسیار تند، در فعالیت قرار میگیرد.
✨ بازی به صورت گروهی نیز قابل اجراست.
✨ پس از به دست آوردن مهارت، کودک می تواند با ضرب آهنگ به روشهای مختلف راه برود:
🔹لیلی برود.
🔹 جفت پا برود.
🔹همزمان با حرکت، دست نیز بزند.
🔹قدم های کوتاه بردارد.
🔹قدمهای بلند بردارد.
🔹به سمت بغل و پهلو، پاها را باز و بسته کند.
🔹 به سمت جلو و پشت، پاها را باز و بسته کند.
🔹 سربالایی برود.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 #کلیپ_آموزشی بسیار شادو موزیکال 😍😍😍😍
🌿💓 عمو حمید
⛎ سلام (3)
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
🌿💓 عمو حمید
⛎ سلام (3)
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ_آموش_زمین_لرزه
✅چگونه زمین لرزه را به کودکان توضیح دهیم!؟
#شناخت_مکانیزم حرکات زمین را جایگزین #ترس و #اضطراب کودکان کنید.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
✅چگونه زمین لرزه را به کودکان توضیح دهیم!؟
#شناخت_مکانیزم حرکات زمین را جایگزین #ترس و #اضطراب کودکان کنید.
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرغی متفاوت و خوشمزه با دستور آلمانی😍
هر روز با غذاهای جدید و خوشمزه
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
هر روز با غذاهای جدید و خوشمزه
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
#پارت_181
اب دهانم را پر سرو صدا قورت دادم.سرم را اهسته و بي عجله بلند كردم و به گرهه محكم ميان ابروانش كه خوب ميدانستم با همين اخم ها دلم را برده خيره شدم
انگار اخم جزوِ لاينفكِ صورت مردانه و خوش تراشش بود و بايد اعتراف ميكردم با ان ها جذاب تر هم ميشد
اما شايد اين اخم به همان اندازه كه دوستش داشتم برايم ترسناك غير قابل پيش بيني بود...
نگاهه جدي او بر روي صورتم در گردش بود و به محض اينكه نگاهه مرا هم متوجه خود ديد گفت:
- فكر كنم اومده بودي بگي مرخصي ميخواي...
لب هايم را تر كردم و سرم را به تندي تكان دادم و درحاليكه در دل از حرفي كه پيش كشيده بود از او متشكر بودم با لبخند گفتم:
- اها يعني اره....ميخواستم همين رو بگم.
لب هايم را به دندان گرفتم و ادامه دادم:
- چند شب پيش گفتم بايد چند روزي برم پيش خانوادم بعدش براي انجام هركاري امادم...
بي هوا گفت:
- نتونستي بخونيش؟
با تعجب نگاهش كردم.سعي كردم بين حرف خودم و او ربطي پيدا كنم كه يكباره چشمانم گرد شد و ناشيانه نگاهم به سمت دفترش كه هنوز هم بر روي ميز بود چرخيد..
زبانم بند امد و در دل به خود بخاطره اين كنجكاوي كودكانه لعنت مي فرستادم كه او با جمله ي دومش بيشتر از قبل غافلگيرم كرد:
- چرا دوتا چايي نميريزي باهم بخوريم؟
در مورد مرخصيت هم بيشتر باهم حرف ميزنيم...
مبهوت فقط نگاهش ميكردم و سكوت و بهتم احمقانه به نظر ميرسيد اما من حق نداشتم؟
حق نداشتم از اين رفتارهاي چند پهلوي حامي كه هيچ كدامشان را باور نداشتم متعجب باشم؟
اخم و مچ گيري اش را باور ميكردم يا لحن مهربانِ دعوت به صرفِ چايش را؟
با تشر خصمانه ي او از جا پريدم:
- ميخواي تا شب بهم خيره بموني ستوان زند؟
اب دهانم را پر سرو صدا قورت دادم.سرم را اهسته و بي عجله بلند كردم و به گرهه محكم ميان ابروانش كه خوب ميدانستم با همين اخم ها دلم را برده خيره شدم
انگار اخم جزوِ لاينفكِ صورت مردانه و خوش تراشش بود و بايد اعتراف ميكردم با ان ها جذاب تر هم ميشد
اما شايد اين اخم به همان اندازه كه دوستش داشتم برايم ترسناك غير قابل پيش بيني بود...
نگاهه جدي او بر روي صورتم در گردش بود و به محض اينكه نگاهه مرا هم متوجه خود ديد گفت:
- فكر كنم اومده بودي بگي مرخصي ميخواي...
لب هايم را تر كردم و سرم را به تندي تكان دادم و درحاليكه در دل از حرفي كه پيش كشيده بود از او متشكر بودم با لبخند گفتم:
- اها يعني اره....ميخواستم همين رو بگم.
لب هايم را به دندان گرفتم و ادامه دادم:
- چند شب پيش گفتم بايد چند روزي برم پيش خانوادم بعدش براي انجام هركاري امادم...
بي هوا گفت:
- نتونستي بخونيش؟
با تعجب نگاهش كردم.سعي كردم بين حرف خودم و او ربطي پيدا كنم كه يكباره چشمانم گرد شد و ناشيانه نگاهم به سمت دفترش كه هنوز هم بر روي ميز بود چرخيد..
زبانم بند امد و در دل به خود بخاطره اين كنجكاوي كودكانه لعنت مي فرستادم كه او با جمله ي دومش بيشتر از قبل غافلگيرم كرد:
- چرا دوتا چايي نميريزي باهم بخوريم؟
در مورد مرخصيت هم بيشتر باهم حرف ميزنيم...
مبهوت فقط نگاهش ميكردم و سكوت و بهتم احمقانه به نظر ميرسيد اما من حق نداشتم؟
حق نداشتم از اين رفتارهاي چند پهلوي حامي كه هيچ كدامشان را باور نداشتم متعجب باشم؟
اخم و مچ گيري اش را باور ميكردم يا لحن مهربانِ دعوت به صرفِ چايش را؟
با تشر خصمانه ي او از جا پريدم:
- ميخواي تا شب بهم خيره بموني ستوان زند؟
#پارت_182
🍃حامي🍃
دسپاچه سرش را به نشانه ي نفي حرفم تكان داد و باز هم لب هايش را به دندان گرفت چقدر حركاتش ناز داشت،
اين دختر بيشتر از انچه خودش فكر ميكرد رفتارهايش پُرناز بود...
و اين لباس فرم نظامي كه بدن نهيفش را حريصانه در بر گرفته بود اصلا به او نمي امد...
صداي نرمش گوشم را نوازش داد:
- نه قربان الان ميرم چاي ميارم..
باعجله به سمت درب اتاق ميرفت كه گفتم:
- براي من پررنگ باشه ستوان...
انگار جمله ام در مقابل او چيزي كم داشت مكث كوتاهي كردم و ادامه دادم:
- لطفا...
لبخند شيريني زد كه وسط لپ هاي لطيفش فرو رفت و بايد اعتراف ميكردم كه از وقتي چاله گونه هاي او را ديده ام.....
جلوي پيشروي افكارم را گرفتم و ساكتش كردم...
حتي از فكر به اين مسائل ميترسيدم و تمام عمر از ان گريزان بودم...
اما حالا نميدانستم دليل تنگ رفتنِ گاه و بيگاه نفس هايم را بايد روي چه حسابي بگذارم؟
نفس هايي كه با ديدن اين دختر ريزنقش به شماره مي افتاد و عجيب تند مي كوبيد...
نگاهم به سمت دفتر يادداشتم سُر خورد و نفس راحتي كشيدم
اگر محيا ميتوانست مطالبي كه تماما در مورد او بود بخواند مطمئنا دوباره از پيشم فرار ميكرد
شايد انقدر مي رنجيد كه كلا از اين قسمت كه نه بلكه از اداره ميرفت و دوباره به شيراز برميگشت...
حتي فكرش هم اخم هايم را غليظ و اعصابم را بهم ميريخت...
بوي عطر ملايم و خنكش هنوز هم در اتاقم به مشام ميرسيد و من چقدر اين بو را دوست داشتم...
تازه به صندلي ام نزديك شدم
كه او چند تقه ي ارام به در زد و من همانطور كه به اين فكر ميكردم چقدر خوب شد كه او را دوباره پيش خود برگرداندم بلند اجازه ي ورود دادم...
ثانيه اي طول نكشيد كه او با سيني چاي وارد شد و من مشتاقانه با اخم نگاهش كردم...
🍃حامي🍃
دسپاچه سرش را به نشانه ي نفي حرفم تكان داد و باز هم لب هايش را به دندان گرفت چقدر حركاتش ناز داشت،
اين دختر بيشتر از انچه خودش فكر ميكرد رفتارهايش پُرناز بود...
و اين لباس فرم نظامي كه بدن نهيفش را حريصانه در بر گرفته بود اصلا به او نمي امد...
صداي نرمش گوشم را نوازش داد:
- نه قربان الان ميرم چاي ميارم..
باعجله به سمت درب اتاق ميرفت كه گفتم:
- براي من پررنگ باشه ستوان...
انگار جمله ام در مقابل او چيزي كم داشت مكث كوتاهي كردم و ادامه دادم:
- لطفا...
لبخند شيريني زد كه وسط لپ هاي لطيفش فرو رفت و بايد اعتراف ميكردم كه از وقتي چاله گونه هاي او را ديده ام.....
جلوي پيشروي افكارم را گرفتم و ساكتش كردم...
حتي از فكر به اين مسائل ميترسيدم و تمام عمر از ان گريزان بودم...
اما حالا نميدانستم دليل تنگ رفتنِ گاه و بيگاه نفس هايم را بايد روي چه حسابي بگذارم؟
نفس هايي كه با ديدن اين دختر ريزنقش به شماره مي افتاد و عجيب تند مي كوبيد...
نگاهم به سمت دفتر يادداشتم سُر خورد و نفس راحتي كشيدم
اگر محيا ميتوانست مطالبي كه تماما در مورد او بود بخواند مطمئنا دوباره از پيشم فرار ميكرد
شايد انقدر مي رنجيد كه كلا از اين قسمت كه نه بلكه از اداره ميرفت و دوباره به شيراز برميگشت...
حتي فكرش هم اخم هايم را غليظ و اعصابم را بهم ميريخت...
بوي عطر ملايم و خنكش هنوز هم در اتاقم به مشام ميرسيد و من چقدر اين بو را دوست داشتم...
تازه به صندلي ام نزديك شدم
كه او چند تقه ي ارام به در زد و من همانطور كه به اين فكر ميكردم چقدر خوب شد كه او را دوباره پيش خود برگرداندم بلند اجازه ي ورود دادم...
ثانيه اي طول نكشيد كه او با سيني چاي وارد شد و من مشتاقانه با اخم نگاهش كردم...
آرزو میکنم در اين عصر زیبا🌸
مهر ، شادی ، عشق ، محبت
سلامتى و دلى بىغم🌸
همنشین شما دوستان خوبم باشد🌸
عصرتون به زیبایی گلها🌸
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️
مهر ، شادی ، عشق ، محبت
سلامتى و دلى بىغم🌸
همنشین شما دوستان خوبم باشد🌸
عصرتون به زیبایی گلها🌸
کانال تخصصی روانشناسان و مشاوران
🌨❄️ @Rasapsy. 🌨❄️