ظاهراتعدادی ازکاندیداهای انتخابات خبرگان،بهترین راه عدم حضورشان درآزمون خبرگان را بهانه عدم دعوت ازسوی شورای نگهبان دیده اند/ @www_rasaee_ir
👆👆👆آقای موسوی بجنوردی (پدر همسر سید حسن خمینی) ادعا کرده که برای آزمون خبرگان دعوت نشده است که اخبار دریافتی از غلط بودن این خبر حکایت می کند بلکه او نیز مانند بقیه افراد برای آزمون دعوت شده است اما ظاهرا از آنجا که قصد شرکت ندارد، عدم دعوت به آزمون را بهانه قرار داده است.
اما اگر این ادعا راست باشد باید گفت که حتما مرد 48 ساله ای که آقای موسوی بجنوردی در خاطرات خود از او یاد کرده است در شورای نگهبان حضور یافته و بر علم بی پایان ایشان شهادت داده است و شورای نگهبان نیز به همین دلیل، وی را برای آزمون دعوت نکرده است!!!
اما داستان آن مرد 48 ساله چیست؟ آقای موسوی بجنوردی در تاریخ 29 بهمنماه سال 92، در مصاحبه با یکی از روزنامههای زنجیرهای، برای اولین بار خاطرهای درباره خود نقل می کند که دو شاهد بیشتر ندارد و البته هر دو شاهد آن نیز درحال حاضر در قید حیات نیستند.
وی می گوید: «سال 1356 همراه شهید سیدمصطفی خمینی و مرحوم سیداحمد خمینی از سوریه به لبنان رفته بودیم و در شهر بعلبک در قهوهخانهای نشسته بودیم که مردی حدود 48 ساله آمد و نشست و از حاجآقا مصطفی پرسید، اسم مادرت چیست؟ بعد پشت گردن او را نگاه کرد و گفت: شما آن آرزویی را که دارید، نمیبینید و همین امسال فوت میکنید. بعد رفت سراغ حاج احمدآقا، به او گفت: شما آرزویی را که این آقا داشت، خواهید دید و به مقامات بالایی هم خواهید رسید، بعد آمد سمت من. خیلی ترسیدم، فکر کردم میخواهد بگوید همین امشب فوت میکنی، اما به من گفت: «دریا پایان دارد ولی علم تو پایان ندارد»... گفتم یک پولی به این بدهیم، اما هر چه گشتیم، ایشان را ندیدیم!» بله غیب شد.
جالب اینجاست که آقای بجنوردی، تا زمانی که آقا سید مصطفی و آقا سید احمد خمینی(ره) در قید حیات بودند، هرگز این خاطره را بر زبان نیاورد، اما درست در زمانی که شاهدان وی در قید حیات نیستند، از علم بی پایان خود گفتند. بله دریا پایان دارد، دروغ اما نه ...
پیش از این، توسل به جن و پری تا کمک از عالم غیب در سیاست، اتهامی بود که همواره از زبان مثل همین افراد به دولت قبل زده می شد.
برای عضویت در کانال حمید رسایی روی لینک، کلیک کنید: @www_rasaee_ir
اما اگر این ادعا راست باشد باید گفت که حتما مرد 48 ساله ای که آقای موسوی بجنوردی در خاطرات خود از او یاد کرده است در شورای نگهبان حضور یافته و بر علم بی پایان ایشان شهادت داده است و شورای نگهبان نیز به همین دلیل، وی را برای آزمون دعوت نکرده است!!!
اما داستان آن مرد 48 ساله چیست؟ آقای موسوی بجنوردی در تاریخ 29 بهمنماه سال 92، در مصاحبه با یکی از روزنامههای زنجیرهای، برای اولین بار خاطرهای درباره خود نقل می کند که دو شاهد بیشتر ندارد و البته هر دو شاهد آن نیز درحال حاضر در قید حیات نیستند.
وی می گوید: «سال 1356 همراه شهید سیدمصطفی خمینی و مرحوم سیداحمد خمینی از سوریه به لبنان رفته بودیم و در شهر بعلبک در قهوهخانهای نشسته بودیم که مردی حدود 48 ساله آمد و نشست و از حاجآقا مصطفی پرسید، اسم مادرت چیست؟ بعد پشت گردن او را نگاه کرد و گفت: شما آن آرزویی را که دارید، نمیبینید و همین امسال فوت میکنید. بعد رفت سراغ حاج احمدآقا، به او گفت: شما آرزویی را که این آقا داشت، خواهید دید و به مقامات بالایی هم خواهید رسید، بعد آمد سمت من. خیلی ترسیدم، فکر کردم میخواهد بگوید همین امشب فوت میکنی، اما به من گفت: «دریا پایان دارد ولی علم تو پایان ندارد»... گفتم یک پولی به این بدهیم، اما هر چه گشتیم، ایشان را ندیدیم!» بله غیب شد.
جالب اینجاست که آقای بجنوردی، تا زمانی که آقا سید مصطفی و آقا سید احمد خمینی(ره) در قید حیات بودند، هرگز این خاطره را بر زبان نیاورد، اما درست در زمانی که شاهدان وی در قید حیات نیستند، از علم بی پایان خود گفتند. بله دریا پایان دارد، دروغ اما نه ...
پیش از این، توسل به جن و پری تا کمک از عالم غیب در سیاست، اتهامی بود که همواره از زبان مثل همین افراد به دولت قبل زده می شد.
برای عضویت در کانال حمید رسایی روی لینک، کلیک کنید: @www_rasaee_ir
کلیدروحانی داس شد؛هیأت اجرایی دولت، شرابخوروفتنه گرانی که استعلامشان منفی بودرا تاییدصلاحیت کردولی رسایی منتقدرا ردصلاحیت کرد @www_rasaee_ir
👆👆هیأت اجرایی انتخابات تهران، حمید رسایی را رد صلاحیت کرد!
هیأت اجرایی انتخابات تهران که ریاست آن با فرماندار تهران است، در آخرین جلسه خود که در ساعات پایانی فرصت اظهارنظر هیأت های اجرایی (یک شنبه شب 13 دی ماه)، حمید رسایی، نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس را در حالی که استعلامات وی از مراکز چهراگانه مثبت بود، رد صلاحیت کرد! دلیل این رد صلاحیت بر اساس مستندات کذب ارائه شده از طرف هیأت بدوی تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری بوده است که ریاست آن با اشرفی اصفهانی است.
نکته جالب توجه این است که اشرفی اصفهانی سال گذشته در مصاحبه با یک رسانه همسو با دولت به شکل ناشیانه ای از این پروژه خبر داده بود. وی در در تاریخ 7 بهمن 93 طی مصاحبه با سایت خبرآنلاین، اعلام کرد: «دو نماینده مجلس هستند که به دلیل تخلفات گسترده برای آنها پنج و ده سال محرومیت از خدمات دولتی صادر کرده ایم... طبق قانون این دو نفر نمی توانند در پست های کلیدی قرار بگیرند حتی نمی توانند دیگر نماینده مجلس شوند چون این حکم ما برای آنها نوعی سوءسابقه محسوب می شود.»
عجله او برای این خود شیرینی، باعث شد تا چند روز بعد در تاریخ 13 بهمن 93 در مصاحبه با روزنامه شرق نیز بگوید: «دو نماینده مجلس داریم که چون تخلفات آنها خیلی سنگین بوده، برای آنها محرومیت از پست های دولتی صادر شده... اینها فقط تا پایان این دوره می توانند در مجلس باشند و این پرونده برای دور بعد، روی صلاحیت آنها تاثیر می گذارد.»
همه این اظهارات اشرفی اصفهانی که باعث شد تا رسایی از وی به دادگاه شکایت کند اولا درباره یک رأی بدوی بود که هنوز در همان هیأت تخلفات هم قطعی نشده بود و ثانیا مستند بود به موضوع «تخلف اداری» در جابجایی مبلغ حدود 300 میلیون تومان که بعد از ثبت در سیستم اداری در دفعات مختلف طی دو سال از یک «حساب غیردولتی» به «حساب دولتی» آن هم جهت پرداخت حقوق نیروهای شرکتی اداره ارشاد قم جابجا شده بود که البته این مبالغ پس از تأمین اعتبارات دولتی مجددا به حساب غیردولتی (انجمن نمایش) عودت داده شده بود اما از آنجا که این اقدام خلاف مقرارت بود به عنوان تخلف توسط سازمان بازرسی گزارش شده بود.
جالب تر اینکه پرونده مورد پیگیری نهاد ریاست جمهوری دولت آقای روحانی در مورخ 30/10/88 طی نامه شماره 2341/34 به عنوان یک تخلف اداری توسط سازمان بازرسی استان قم جهت رسیدگی به دادگاه ویژه روحانیت و هیأت تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری وقت (در دولت دهم) ارجاع داده بود که در همان زمان با بررسی پرونده در دادگاه ویژه روحانیت کلاسه 88/956/و/1 موضوع مورد رسیدگی قرار گرفت و طی دادنامه شماره 92114230026 مورخ 18/9/92 شعبه دوم دادگاه تجدید نظر ویژه روحانیت از آنجا که بدون قصد سوء و بدون حیف و میلی در بیت المال صورت گرفته بود موجب تبرئه رسایی و صدور قرار موقوفی تعقیب برای او شد و بالطبع این پرونده در هیأت تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری در دولت گذشته نیز بایگانی شد.
اما حمید رسایی در حالی توسط عناصر دولت آقای روحانی در فرمانداری تهران رد صلاحیت شده است که نه تنها پاسخ استعلامات وی از مراکز چهارگانه مثبت بوده بلکه وی گلیه مستندات اشاره شده را طی یک نامه رسمی در روزهای گذشته و پس از ثبت نام در انتخابات تحویل فرمانداری تهران داد اما برخی چهره های سیاسی که در فتنه و کودتای سال 88 نقش جدی داشته اند، از جمله فردی که در محل تحت مدیریت وی اسلحه کشف شده بود و در استعلامات ارائه شده توسط مراکز همین دولت، صلاحیت آنها برای انتخابات رد شده است، توسط فرمانداری تهران تأیید شده اند! حتی افرادی با سابقه شرابخواری و مشهور به فسق و فجور نیز که قلم از ذکر آنها شرم دارد، توسط هیأت اجرایی تأیید صلاحیت شده اند! مقام معظم رهبری امروز تأکید کرده بودند که رد صلاحیت و تأیید صلاحیت بی مورد و غیرقانونی، مصداق خیانت در حق الناس است.
بر اساس اطلاعات دریافتی از درون فرمانداری تهران، رد صلاحیت رسایی موضوعی نبوده که این رده ها درباره آن به تنهایی تصمیم گرفته باشند بلکه این مطالبه جدی برخی چهره های خاص سیاسی و مدیریتی بوده است. ادامه در ...
هیأت اجرایی انتخابات تهران که ریاست آن با فرماندار تهران است، در آخرین جلسه خود که در ساعات پایانی فرصت اظهارنظر هیأت های اجرایی (یک شنبه شب 13 دی ماه)، حمید رسایی، نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس را در حالی که استعلامات وی از مراکز چهراگانه مثبت بود، رد صلاحیت کرد! دلیل این رد صلاحیت بر اساس مستندات کذب ارائه شده از طرف هیأت بدوی تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری بوده است که ریاست آن با اشرفی اصفهانی است.
نکته جالب توجه این است که اشرفی اصفهانی سال گذشته در مصاحبه با یک رسانه همسو با دولت به شکل ناشیانه ای از این پروژه خبر داده بود. وی در در تاریخ 7 بهمن 93 طی مصاحبه با سایت خبرآنلاین، اعلام کرد: «دو نماینده مجلس هستند که به دلیل تخلفات گسترده برای آنها پنج و ده سال محرومیت از خدمات دولتی صادر کرده ایم... طبق قانون این دو نفر نمی توانند در پست های کلیدی قرار بگیرند حتی نمی توانند دیگر نماینده مجلس شوند چون این حکم ما برای آنها نوعی سوءسابقه محسوب می شود.»
عجله او برای این خود شیرینی، باعث شد تا چند روز بعد در تاریخ 13 بهمن 93 در مصاحبه با روزنامه شرق نیز بگوید: «دو نماینده مجلس داریم که چون تخلفات آنها خیلی سنگین بوده، برای آنها محرومیت از پست های دولتی صادر شده... اینها فقط تا پایان این دوره می توانند در مجلس باشند و این پرونده برای دور بعد، روی صلاحیت آنها تاثیر می گذارد.»
همه این اظهارات اشرفی اصفهانی که باعث شد تا رسایی از وی به دادگاه شکایت کند اولا درباره یک رأی بدوی بود که هنوز در همان هیأت تخلفات هم قطعی نشده بود و ثانیا مستند بود به موضوع «تخلف اداری» در جابجایی مبلغ حدود 300 میلیون تومان که بعد از ثبت در سیستم اداری در دفعات مختلف طی دو سال از یک «حساب غیردولتی» به «حساب دولتی» آن هم جهت پرداخت حقوق نیروهای شرکتی اداره ارشاد قم جابجا شده بود که البته این مبالغ پس از تأمین اعتبارات دولتی مجددا به حساب غیردولتی (انجمن نمایش) عودت داده شده بود اما از آنجا که این اقدام خلاف مقرارت بود به عنوان تخلف توسط سازمان بازرسی گزارش شده بود.
جالب تر اینکه پرونده مورد پیگیری نهاد ریاست جمهوری دولت آقای روحانی در مورخ 30/10/88 طی نامه شماره 2341/34 به عنوان یک تخلف اداری توسط سازمان بازرسی استان قم جهت رسیدگی به دادگاه ویژه روحانیت و هیأت تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری وقت (در دولت دهم) ارجاع داده بود که در همان زمان با بررسی پرونده در دادگاه ویژه روحانیت کلاسه 88/956/و/1 موضوع مورد رسیدگی قرار گرفت و طی دادنامه شماره 92114230026 مورخ 18/9/92 شعبه دوم دادگاه تجدید نظر ویژه روحانیت از آنجا که بدون قصد سوء و بدون حیف و میلی در بیت المال صورت گرفته بود موجب تبرئه رسایی و صدور قرار موقوفی تعقیب برای او شد و بالطبع این پرونده در هیأت تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری در دولت گذشته نیز بایگانی شد.
اما حمید رسایی در حالی توسط عناصر دولت آقای روحانی در فرمانداری تهران رد صلاحیت شده است که نه تنها پاسخ استعلامات وی از مراکز چهارگانه مثبت بوده بلکه وی گلیه مستندات اشاره شده را طی یک نامه رسمی در روزهای گذشته و پس از ثبت نام در انتخابات تحویل فرمانداری تهران داد اما برخی چهره های سیاسی که در فتنه و کودتای سال 88 نقش جدی داشته اند، از جمله فردی که در محل تحت مدیریت وی اسلحه کشف شده بود و در استعلامات ارائه شده توسط مراکز همین دولت، صلاحیت آنها برای انتخابات رد شده است، توسط فرمانداری تهران تأیید شده اند! حتی افرادی با سابقه شرابخواری و مشهور به فسق و فجور نیز که قلم از ذکر آنها شرم دارد، توسط هیأت اجرایی تأیید صلاحیت شده اند! مقام معظم رهبری امروز تأکید کرده بودند که رد صلاحیت و تأیید صلاحیت بی مورد و غیرقانونی، مصداق خیانت در حق الناس است.
بر اساس اطلاعات دریافتی از درون فرمانداری تهران، رد صلاحیت رسایی موضوعی نبوده که این رده ها درباره آن به تنهایی تصمیم گرفته باشند بلکه این مطالبه جدی برخی چهره های خاص سیاسی و مدیریتی بوده است. ادامه در ...
ادامه از ... 👆👆 گفتنی است که طی سال گذشته و امسال، رسایی چند وزیر دولت یازدهم را به مجلس کشاند و باعث شد تا آنها به دلیل عملکرد ضعیف شان از نمایندگان ملت، کارت زرد بگیرند از جمله وزیر اقتصاد را به دلیل افت شاخص بورس و ضرر و زیان های هنگفت سهامداران خُرد و نعمت زاده، وزیر صنعت را به دلیل وضعیت اسفبار صنعت و همزمانی عضویتش در هیأت مدیره و مدیر عاملی 19 شرکت خصوصی که اکثر آنها مربوط به پتروشیمی ها بود، همچنین وزیر راه و شهرسازی را به دلیل عدم تحقق وعده ها در باره مسکن مهر و وزیر ارشاد را به دلیل برخوردهای تبعیض آمیز با رسانه های منتقد. علاوه بر این نطق های رسایی در صحن علنی و تذکرات او باعث شده بود تا تیم رسانه ای و تخریبی برای حذف وی تشکیل شود. به زودی اخبار مهمتری در باره پشت پرده های این اقدامات دولت مدعی قانونمداری از طریق نماینده تهران اعلام می شود.
لازم به ذکر است که آقای روحانی و اصلاح طلبان، پیش از این در برداشتی غلط، اعلام می کردند که نظارت استصوابی و رد صلاحیت کاندیداها کار درستی نیست و باید اجازه داده شود تا مردم در باره کاندیداها نظر بدهند! محمدحسین مقیمی، رئیس ستاد انتخابات کشور و معاون وزیر کشور، در انتخابات سال 88 مسئول ستاد انتخابات میرحسین موسوی بود. وی در این ایام به بنیاد باران رفت و آمد دارد و همچنان به دیدار یکی از سران فتنه می رود. مقیمی در اولین حضور تلویزیونی خود پس از انتصاب، رسما اعلام کرد که یک اصلاح طلب است اما در انتخابات طبق قانون عمل خواهد کرد!
رسایی در روز ثبت نام وقتی یک از رسانه های دولتی از او درباره احتمال رد صلاحیتش سئوال کرده بود، پاسخ داد: دلیلی برای رد صلاحیت خودم نمی بینم اما اگر رد صلاحیت شوم مثل برخی از چهره هایی که در فتنه 88 بودند و الان در دولت یازدهم مسئولیت دارند، نه شیشه مغازه مردم را می شکنم، نه بانکی را آتش می زنم، نه به مسجد لولاگر و عزاداری امام حسین تعرض می کنم و نه چادر از سر زنان ایرانی می کشم و نه مثل فائزه هاشمی زیر پل کالج ساندویچ می خورم، طبعا مطابق قانون اعتراض می کنم و پرده از چهره نفاق کنار می زنم.
برای عضویت در کانال تلگرام حمید رسایی، نماینده تهران روی لینک زیر کلیک کنید و گزینه join را انتخاب کنید: @www_rasaee_ir
لازم به ذکر است که آقای روحانی و اصلاح طلبان، پیش از این در برداشتی غلط، اعلام می کردند که نظارت استصوابی و رد صلاحیت کاندیداها کار درستی نیست و باید اجازه داده شود تا مردم در باره کاندیداها نظر بدهند! محمدحسین مقیمی، رئیس ستاد انتخابات کشور و معاون وزیر کشور، در انتخابات سال 88 مسئول ستاد انتخابات میرحسین موسوی بود. وی در این ایام به بنیاد باران رفت و آمد دارد و همچنان به دیدار یکی از سران فتنه می رود. مقیمی در اولین حضور تلویزیونی خود پس از انتصاب، رسما اعلام کرد که یک اصلاح طلب است اما در انتخابات طبق قانون عمل خواهد کرد!
رسایی در روز ثبت نام وقتی یک از رسانه های دولتی از او درباره احتمال رد صلاحیتش سئوال کرده بود، پاسخ داد: دلیلی برای رد صلاحیت خودم نمی بینم اما اگر رد صلاحیت شوم مثل برخی از چهره هایی که در فتنه 88 بودند و الان در دولت یازدهم مسئولیت دارند، نه شیشه مغازه مردم را می شکنم، نه بانکی را آتش می زنم، نه به مسجد لولاگر و عزاداری امام حسین تعرض می کنم و نه چادر از سر زنان ایرانی می کشم و نه مثل فائزه هاشمی زیر پل کالج ساندویچ می خورم، طبعا مطابق قانون اعتراض می کنم و پرده از چهره نفاق کنار می زنم.
برای عضویت در کانال تلگرام حمید رسایی، نماینده تهران روی لینک زیر کلیک کنید و گزینه join را انتخاب کنید: @www_rasaee_ir
دولتیهاکه ردصلاحیت راغیرقانونی وخلاف حق الناس میدانستند،بابت ردصلاحیت رسایی توسط دولت جشن گرفتند!اعتراض رسایی درمهلت قانونی @www_rasaee_ir
👆👆👆فیلم موافقت رسایی با طرح ممنوعیت به کارگیری بازنشسته ها در دولت / در حال حاضر 14 بازنشسته در سطح وزیر، معاون رئیس جمهور در کابینه حضور دارند که وقتی به سطح معاونین وزرا و دیگران مدیران می رسد، تعداد آن زیادتر می شود / 2400 بازنشسته در دولت یازدهم به دولت بازگشته اند! / پیشنهاد رسایی به حسن روحانی: آقای روحانی به جای استفاده از نیروهای بازنشسته از نیروهای جوانی استفاده کنید که به شما رای دادند.
دلایل عدم شرکت سیدحسن خمینی در آزمون خبرگان رهبری را در كانال تلگرام و صفحه اینستاگرام نماینده تهران بخوانید @www_rasaee_ir
چرا سید حسن خمینی در آزمون خبرگان شرکت نکرد و انصراف داد؟
از دیروز صبح که خبر عدم شرکت آقای سیدحسن خمینی در آزمون خبرگان، در فضای رسانه ای کشور منتشر شد، همه می خواهند بدانند، سیدحسن با چه رویکردی در آزمون خبرگان شرکت نکرده است.
دو احتمال ممکن است:
احتمال اول: عدم شرکت سید حسن در آزمون، حرکتی اعتراضی از سوی ایشان نسبت به دعوتش برای شرکت در آزمون بوده باشد چرا که او، شأن خود را بالاتر از این می داند که در چنین آزمونی شرکت کند خصوصا که مدتی است عده ای با اعطای لقب «علامه» به وی و فضاسازی لشکر رسانه هایشان در این باره، زمینه این برداشت را آماده کرده اند.
احتمال دوم: سیدحسن با توجه به همین فضاسازی های کاذب و طمعی که رسانه های بیگانه از برخی رفتارهای شیطنت آمیز احتمالی در روزهای آینده کرده اند و با دیدن برق شمشیرهای بیرون آمده از نیام جماعتی که پیش از این، دستی بر آتش فتنه داشته اند، علیرغم اینکه به شأن علمی خود اعتقاد راسخ دارد اما برای عدم سوءاستفاده عده ای، تصمیم بر عدم شرکت در آزمون و طبعا انصراف از شرکت در این انتخابات را گرفته تا زمینه هرگونه سوءاستفاده از نام مبارک «خمینی» را مسدود نماید.
من که تاکنون دو نامه به دوست عزیزم و یادگار امام امت(ره) نوشته ام، با توجه به روحیات ایشان بویژه با توجه به توصیه هایی که در وصیتنامه پدر بزرگوارشان خطاب به سیدحسن و برادرانش شده، احتمال دوم را قوی تر می دانم خصوصا که از تحرکات پر تب و تاب عده ای، یک شب قبل از موعد جلسه آزمون برای قانع کردن سیدحسن و تغییر رأی او برای حضور در جلسه آزمون و پیگیری قضایای بعد از آن، اطلاع دارم که البته این اصرارها بی نتیجه ماند و پاسخ منفی سیدحسن را به دنبال داشت.
اما مهم تر از همه اینها به نظرم، آنچه در رأی این نوه امام (ره) برای عدم ورودش در این بازی سیاسی فتنه گون مؤثر افتاده است، نامه امام خمینی(ره) به نوه دیگرش بود. به نظر می آید، سید حسن در یک لحظه، خود را مخاطب این نامه پیر جماران دیده و تکلیف شرعی خود را – همانطور که امام به نوه دیگر خود امر شرعی کرده - عدم حضور در آزمون و تکمیل پازل بازی این جماعت پرحاشیه دیده است.
امام خمینی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۰ نامه مهمی را خطاب به نوه جوانشان می نویسند. با دقت و تامل در این نامه و نگاه به مسائل این روزهای کشور، شما هم مثل من به این نتیجه می رسید که احتمالاً - و حتی می توان گفت قطعا - مهمترین عامل انصراف سیدحسن خمینی از شرکت در آزمون و کناره گیری وی از بازی سیاسی چندماه اخیر، این نامه امام خمینی(ره) به نوه شان بوده است:
«بسمه تعالی / پسرم، حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت ایام، انسان متوجه میشود. من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران های سیاسی وارد نشوند. من امید دارم که شما مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی، با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع شوی. من علاوه بر نصیحت پدری پیر به شما امر شرعی میکنم که در این بازی های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی. من به شما امر میکنم که به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش به تحصیل علوم اسلامی- انسانی بپرداز. از خداوند تعالی توفیق شما و همه محصلین را خواستارم./ 9 رجب 1401 / روح الله الموسوی الخمینی» صحیفه نور: جلد 14، صفحه 345.
اگر فهم من از این اتفاقات درست باشد، با صدای رسا به عنوان یکی از میلیون ها فرزند خمینی می گویم: آسید حسن، «خمینی» بودن نوش جانت.
پ ن: نگویید که نامه حضرت امام به سید حسین خمینی، مربوط به زمانی است که سید حسین، حامی بنی صدر بود و رسانه های بیگانه، نظام سلطه، منافقین و سلطنت طلبان هم مدافع بنی صدر بودند و امام نمی خواست نوه اش در این پازل قرار بگیرد. بنابر این، منع امام نسبت به نوه شان، مختص سیدحسین است و شامل سیدحسن نمی شود، چرا که؛
اولا: حضرت امام به صورت کلی می فرمایند: «من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران های سیاسی وارد نشوند.» و تا در قید حیات بودند، حتی پس از آن نیز به همین دلیل و علی رغم دعوت های مختلف، فرزند بزرگوارشان (سیداحمد) هرگز در این امور ورود نکردند.
ثانیا: امروز نیز مثل آن روز، جریانی به دنبال فتنه انگیزی و بهره برداری از بیت امام و نام خمینی است که از قضا همان رسانه های بیگانه، همان نظام سلطه، همان منافقین و همان سلطنت طلبان، مدافع آن جریان هستند. اینجاست که تیزهوشی نوه گرامی امام، می طلبد تا مانند پدر بزرگوارشان، مراقب فتنه گری ها باشند.
و از باب تنقیح مناط (روشی که مجتهد بر اساس آن، قصد شارع را از کلام وی استخراج میکند و حکم واقعهای را که در مورد آن نص وجود دارد، به واقعهای دیگر که در مورد آن نص وجود ندارد، سرایت میدهد.) حکم هر دو نوه یکی است.
کانال حمید رسایی در تلگرام: @www_rasaee_ir
از دیروز صبح که خبر عدم شرکت آقای سیدحسن خمینی در آزمون خبرگان، در فضای رسانه ای کشور منتشر شد، همه می خواهند بدانند، سیدحسن با چه رویکردی در آزمون خبرگان شرکت نکرده است.
دو احتمال ممکن است:
احتمال اول: عدم شرکت سید حسن در آزمون، حرکتی اعتراضی از سوی ایشان نسبت به دعوتش برای شرکت در آزمون بوده باشد چرا که او، شأن خود را بالاتر از این می داند که در چنین آزمونی شرکت کند خصوصا که مدتی است عده ای با اعطای لقب «علامه» به وی و فضاسازی لشکر رسانه هایشان در این باره، زمینه این برداشت را آماده کرده اند.
احتمال دوم: سیدحسن با توجه به همین فضاسازی های کاذب و طمعی که رسانه های بیگانه از برخی رفتارهای شیطنت آمیز احتمالی در روزهای آینده کرده اند و با دیدن برق شمشیرهای بیرون آمده از نیام جماعتی که پیش از این، دستی بر آتش فتنه داشته اند، علیرغم اینکه به شأن علمی خود اعتقاد راسخ دارد اما برای عدم سوءاستفاده عده ای، تصمیم بر عدم شرکت در آزمون و طبعا انصراف از شرکت در این انتخابات را گرفته تا زمینه هرگونه سوءاستفاده از نام مبارک «خمینی» را مسدود نماید.
من که تاکنون دو نامه به دوست عزیزم و یادگار امام امت(ره) نوشته ام، با توجه به روحیات ایشان بویژه با توجه به توصیه هایی که در وصیتنامه پدر بزرگوارشان خطاب به سیدحسن و برادرانش شده، احتمال دوم را قوی تر می دانم خصوصا که از تحرکات پر تب و تاب عده ای، یک شب قبل از موعد جلسه آزمون برای قانع کردن سیدحسن و تغییر رأی او برای حضور در جلسه آزمون و پیگیری قضایای بعد از آن، اطلاع دارم که البته این اصرارها بی نتیجه ماند و پاسخ منفی سیدحسن را به دنبال داشت.
اما مهم تر از همه اینها به نظرم، آنچه در رأی این نوه امام (ره) برای عدم ورودش در این بازی سیاسی فتنه گون مؤثر افتاده است، نامه امام خمینی(ره) به نوه دیگرش بود. به نظر می آید، سید حسن در یک لحظه، خود را مخاطب این نامه پیر جماران دیده و تکلیف شرعی خود را – همانطور که امام به نوه دیگر خود امر شرعی کرده - عدم حضور در آزمون و تکمیل پازل بازی این جماعت پرحاشیه دیده است.
امام خمینی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۰ نامه مهمی را خطاب به نوه جوانشان می نویسند. با دقت و تامل در این نامه و نگاه به مسائل این روزهای کشور، شما هم مثل من به این نتیجه می رسید که احتمالاً - و حتی می توان گفت قطعا - مهمترین عامل انصراف سیدحسن خمینی از شرکت در آزمون و کناره گیری وی از بازی سیاسی چندماه اخیر، این نامه امام خمینی(ره) به نوه شان بوده است:
«بسمه تعالی / پسرم، حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت ایام، انسان متوجه میشود. من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران های سیاسی وارد نشوند. من امید دارم که شما مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی، با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع شوی. من علاوه بر نصیحت پدری پیر به شما امر شرعی میکنم که در این بازی های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی. من به شما امر میکنم که به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش به تحصیل علوم اسلامی- انسانی بپرداز. از خداوند تعالی توفیق شما و همه محصلین را خواستارم./ 9 رجب 1401 / روح الله الموسوی الخمینی» صحیفه نور: جلد 14، صفحه 345.
اگر فهم من از این اتفاقات درست باشد، با صدای رسا به عنوان یکی از میلیون ها فرزند خمینی می گویم: آسید حسن، «خمینی» بودن نوش جانت.
پ ن: نگویید که نامه حضرت امام به سید حسین خمینی، مربوط به زمانی است که سید حسین، حامی بنی صدر بود و رسانه های بیگانه، نظام سلطه، منافقین و سلطنت طلبان هم مدافع بنی صدر بودند و امام نمی خواست نوه اش در این پازل قرار بگیرد. بنابر این، منع امام نسبت به نوه شان، مختص سیدحسین است و شامل سیدحسن نمی شود، چرا که؛
اولا: حضرت امام به صورت کلی می فرمایند: «من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران های سیاسی وارد نشوند.» و تا در قید حیات بودند، حتی پس از آن نیز به همین دلیل و علی رغم دعوت های مختلف، فرزند بزرگوارشان (سیداحمد) هرگز در این امور ورود نکردند.
ثانیا: امروز نیز مثل آن روز، جریانی به دنبال فتنه انگیزی و بهره برداری از بیت امام و نام خمینی است که از قضا همان رسانه های بیگانه، همان نظام سلطه، همان منافقین و همان سلطنت طلبان، مدافع آن جریان هستند. اینجاست که تیزهوشی نوه گرامی امام، می طلبد تا مانند پدر بزرگوارشان، مراقب فتنه گری ها باشند.
و از باب تنقیح مناط (روشی که مجتهد بر اساس آن، قصد شارع را از کلام وی استخراج میکند و حکم واقعهای را که در مورد آن نص وجود دارد، به واقعهای دیگر که در مورد آن نص وجود ندارد، سرایت میدهد.) حکم هر دو نوه یکی است.
کانال حمید رسایی در تلگرام: @www_rasaee_ir
یک روز پس از سخنان مقام معظم رهبری درباره حق الناس در انتخابات که بخش هایی از آن، پاسخ به شبهه افکنی های شخص آقای هاشمی است، سایت رسمی هاشمی رفسنجانی با انتخاب تیتر "کدام تایید صلاحیت، ضد حق الناس بود" نسبت به این بیانات واکنش توهین آمیزی نشان داد و نوشت:
"آقای هاشمی وقتی از حق النّاس می گوید، از همین جاها می گوید. از فتنه هم که می گوید، از همین کارها می گوید. وگرنه در انتخاباتی که همه چیزش درست باشد هم حق النّاس سر جایش می ماند و هم فتنه ایجاد نمی شود. جالب است که آنها که همه آبروی خود و انقلاب را به پای احمدینژاد ریختند، نه تنها از تقدیس های خود، تبرّی نمی جویند و استغفار نمی کنند، بلکه بعضیها هنوز هم دل در گروی او دارند و پایدار بر خطای خویش مانده اند. تمام مشکل برخی آقایان با هاشمی هم در همین است. آینه چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن، آینه شکستن خطاست."
این فرار رو به جلوی هاشمی در حالی است که اساسا یکی از مصادیق بیانات روز گذشتت رهبر انقلاب کسانی که باید پاسخگو باشد، شخص هاشمی است. از جمله اینکه باید پرسید:
۱. چه کسی است که از چندین ماه قبل، موضوع انتخابات و کاندید شدن این و آن را دائماً مطرح می کند؟
۲. چه کسی بر کوس نامطمئن بودن انتخابات می کوبد و دچار این مرض شده است؟
۳. چه کسی دائماً حق الناس را به نقل از رهبری تکرار می کند ولی به عمق آن توجه ندارد؟
۴. چه کسی برای حضور فتنه گرانی که صلاحیت حضور در انتخابات ها را ندارد، پا بر زمین می کوبد؟
۵. چه کسی حاضر به پذيرش نتیجه قانونی انتخابات در سال ۸۸ نشد و از چه شخصیت هایی باید جبران خسارت های آن فتنه مطالبه شود؟
یکبار دیگر به بخش های مهمی از بیانات رهبر عزیز انقلاب که درباره موضوع حق الناس در انتخابات است، دقت کنید:
۱. بنده مخالفم با اینکه دو سال قبل از انتخابات یا یک سال قبل از انتخابات، فضای کشور را ما انتخاباتی بکنیم... این غلط است.
۲. بعضیها کأنّه عادت دارند که از نزدیکی انتخابات، دائم بر کوس نامطمئن بودن انتخابات بدمند. این خیلی عادت بدی است، مرض بدی است.
۳. عرض کردیم انتخابات حقّالنّاس است؛ این حقّالنّاس امر مهمّی است. خب در زبان ها هم زیاد تکرار می شود که فلانی گفته انتخابات حقّالنّاس است و حقّالنّاس است و مدام تکرار می شود؛ منتها خب [باید] به عمق این حقّالنّاس برسیم.
۴. یکی از حقوق مردم، رعایت حقّ این داوطلبی است که میآید و وارد این میدان می شود و نامزد انتخابات می شود که اگر آدم صالحی است، ما او را رد نکنیم، میدان بدهیم به اینکه او بیاید. نقطه مقابلش هم همینجور است؛ اگرچنانچه آدم ناصالحی است، راهش ندهیم؛ اگرچنانچه در این مجلس -حالا چه مجلس خبرگان، چه مجلس شورای اسلامی، چه در هرجایی که انتخابات هست- آدمی باشد که صلاحیّت قانونی ورود در اینجا را نداشته باشد و ما از این اغماض کنیم، صرفنظر کنیم، رعایت نکنیم، دقّت نکنیم و او وارد بشود، این هم باطل کردن حقّ مردم است، خراب کردن حقّ مردم است؛ این هم ضدّ حقّالنّاس است.
۵. یک بُعد دیگر حقّالنّاس بودن، پذیرش نتیجه قانونی انتخابات است؛... ضدّ آن کاری که در سال ۸۸ انجام شد... من نمی دانم بنا است که این خسارت هایی که در سال ۸۸ بر ما وارد شد کِی جبران بشود؟ واقعاً نمی دانم! هنوز جبران نشده است.
برای عضویت در کانال حمید رسایی روی لینک @www_rasaee_ir کلیک کنید و join را انتخاب کنید.
"آقای هاشمی وقتی از حق النّاس می گوید، از همین جاها می گوید. از فتنه هم که می گوید، از همین کارها می گوید. وگرنه در انتخاباتی که همه چیزش درست باشد هم حق النّاس سر جایش می ماند و هم فتنه ایجاد نمی شود. جالب است که آنها که همه آبروی خود و انقلاب را به پای احمدینژاد ریختند، نه تنها از تقدیس های خود، تبرّی نمی جویند و استغفار نمی کنند، بلکه بعضیها هنوز هم دل در گروی او دارند و پایدار بر خطای خویش مانده اند. تمام مشکل برخی آقایان با هاشمی هم در همین است. آینه چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن، آینه شکستن خطاست."
این فرار رو به جلوی هاشمی در حالی است که اساسا یکی از مصادیق بیانات روز گذشتت رهبر انقلاب کسانی که باید پاسخگو باشد، شخص هاشمی است. از جمله اینکه باید پرسید:
۱. چه کسی است که از چندین ماه قبل، موضوع انتخابات و کاندید شدن این و آن را دائماً مطرح می کند؟
۲. چه کسی بر کوس نامطمئن بودن انتخابات می کوبد و دچار این مرض شده است؟
۳. چه کسی دائماً حق الناس را به نقل از رهبری تکرار می کند ولی به عمق آن توجه ندارد؟
۴. چه کسی برای حضور فتنه گرانی که صلاحیت حضور در انتخابات ها را ندارد، پا بر زمین می کوبد؟
۵. چه کسی حاضر به پذيرش نتیجه قانونی انتخابات در سال ۸۸ نشد و از چه شخصیت هایی باید جبران خسارت های آن فتنه مطالبه شود؟
یکبار دیگر به بخش های مهمی از بیانات رهبر عزیز انقلاب که درباره موضوع حق الناس در انتخابات است، دقت کنید:
۱. بنده مخالفم با اینکه دو سال قبل از انتخابات یا یک سال قبل از انتخابات، فضای کشور را ما انتخاباتی بکنیم... این غلط است.
۲. بعضیها کأنّه عادت دارند که از نزدیکی انتخابات، دائم بر کوس نامطمئن بودن انتخابات بدمند. این خیلی عادت بدی است، مرض بدی است.
۳. عرض کردیم انتخابات حقّالنّاس است؛ این حقّالنّاس امر مهمّی است. خب در زبان ها هم زیاد تکرار می شود که فلانی گفته انتخابات حقّالنّاس است و حقّالنّاس است و مدام تکرار می شود؛ منتها خب [باید] به عمق این حقّالنّاس برسیم.
۴. یکی از حقوق مردم، رعایت حقّ این داوطلبی است که میآید و وارد این میدان می شود و نامزد انتخابات می شود که اگر آدم صالحی است، ما او را رد نکنیم، میدان بدهیم به اینکه او بیاید. نقطه مقابلش هم همینجور است؛ اگرچنانچه آدم ناصالحی است، راهش ندهیم؛ اگرچنانچه در این مجلس -حالا چه مجلس خبرگان، چه مجلس شورای اسلامی، چه در هرجایی که انتخابات هست- آدمی باشد که صلاحیّت قانونی ورود در اینجا را نداشته باشد و ما از این اغماض کنیم، صرفنظر کنیم، رعایت نکنیم، دقّت نکنیم و او وارد بشود، این هم باطل کردن حقّ مردم است، خراب کردن حقّ مردم است؛ این هم ضدّ حقّالنّاس است.
۵. یک بُعد دیگر حقّالنّاس بودن، پذیرش نتیجه قانونی انتخابات است؛... ضدّ آن کاری که در سال ۸۸ انجام شد... من نمی دانم بنا است که این خسارت هایی که در سال ۸۸ بر ما وارد شد کِی جبران بشود؟ واقعاً نمی دانم! هنوز جبران نشده است.
برای عضویت در کانال حمید رسایی روی لینک @www_rasaee_ir کلیک کنید و join را انتخاب کنید.
علیرغم صراحت قانون مبنی بر در دستور کار قرار گرفتن درخواست تحقیق و تفحص از سازمان بورس، هیات رییسه مجلس در این باره مقاومت می کند. این در حالی است که تاکنون زیان 150 هزار میلیاردی، سوغات دولت برای سهامداران بورس بوده است.
یک پایگاه خبری در گزارشی نوشت:
🔹سهامداران بورس در 26 ماه اخیر خاطرات خوبی از دولت یازدهم نداشتهاند و نمادها در اکثر روزها قرمز بوده است.
🔹وضعیت بورس آنقدر بد شد که 4 وزیر اقتصاد، صنعت، رفاه و دفاع در نامهای به رئیسجمهور رکود شدید حاکم بر بازار سرمایه را یادآوری کرده و خواستار اقدام عاجل در این مورد شدند اما 3 ماه پس از نگارش این نامه هم اتفاق خاصی رخ نداده است.
🔹بورس تهران پس از روی کار آمدن دولت روحانی از 12 مرداد سال 92 ظرف مدت کوتاهی با دعوت از مردم برای سرمایهگذاری در بورس رشدهای خیرهکنندهای را شاهد بود به طوری که هر روز رسانههای حامی دولت تیترهای مختلفی درباره رکوردزنی بورس منتشر میکردند و ورود سرمایه مردمی به این بازار را نشانه اعتماد مردم به دولت تدبیر و امید و حمایت از تغییر روند دیپلماسی کشور در پرونده هستهای عنوان میکردند، اما گویا این هیاهو فریبی بیش نبود!
گفتنی است بعد از طرح سئوال رسایی از طیب نیا و کارت زرد مجلس به وزیر اقتصاد، نماینده تهران به همراه ۱۰ نماینده دیگر، در آبان ماه امسال، طراح تحقیق و تفحص از سازمان بورس را کلید زدند.
برای عضویت در کانال حمید رسایی، نماینده تهران روی لینک @www_rasaee_ir کلیک کنید و گزینه join را انتخاب کنید
یک پایگاه خبری در گزارشی نوشت:
🔹سهامداران بورس در 26 ماه اخیر خاطرات خوبی از دولت یازدهم نداشتهاند و نمادها در اکثر روزها قرمز بوده است.
🔹وضعیت بورس آنقدر بد شد که 4 وزیر اقتصاد، صنعت، رفاه و دفاع در نامهای به رئیسجمهور رکود شدید حاکم بر بازار سرمایه را یادآوری کرده و خواستار اقدام عاجل در این مورد شدند اما 3 ماه پس از نگارش این نامه هم اتفاق خاصی رخ نداده است.
🔹بورس تهران پس از روی کار آمدن دولت روحانی از 12 مرداد سال 92 ظرف مدت کوتاهی با دعوت از مردم برای سرمایهگذاری در بورس رشدهای خیرهکنندهای را شاهد بود به طوری که هر روز رسانههای حامی دولت تیترهای مختلفی درباره رکوردزنی بورس منتشر میکردند و ورود سرمایه مردمی به این بازار را نشانه اعتماد مردم به دولت تدبیر و امید و حمایت از تغییر روند دیپلماسی کشور در پرونده هستهای عنوان میکردند، اما گویا این هیاهو فریبی بیش نبود!
گفتنی است بعد از طرح سئوال رسایی از طیب نیا و کارت زرد مجلس به وزیر اقتصاد، نماینده تهران به همراه ۱۰ نماینده دیگر، در آبان ماه امسال، طراح تحقیق و تفحص از سازمان بورس را کلید زدند.
برای عضویت در کانال حمید رسایی، نماینده تهران روی لینک @www_rasaee_ir کلیک کنید و گزینه join را انتخاب کنید
مدافع هاشمی (ابوالمعالی وکیل مهدی)ومنتقد هاشمی(خودم)توسط دولت ردصلاحیت شده ایم/کسی درفرمانداری پاسخ نمیدهد/لطفابرسدبدست هاشمی/@www_rasaee_ir
دیروز فرمانداری بودم.
امروز هم از ساعت 12:39 داخل فرمانداری تهران هستم.
اینجا دفتر فرماندار است.
هیچ کس اینجا نیست جز مسئول دفتر فرماندار که طبعا مقام پاسخگو نیست.
مطابق نامه فرماندار به شماره 10- م ر - 145 تاریخ 94/10/15 که در آن چند غلط و تکرار کلمات وجود دارد، هیأت اجرایی، بنده را به استناد بند 5 ماده 28 قانون انتخابات یعنی سوءشهرت در حوزه انتخابیه رد صلاحیت کرده است. یعنی من بعد از دو دوره نمایندگی مجلس، سوءشهرت پیدا کرده ام یعنی مشهور به فسق و فجورم! مانده ام آخوندی که مشهور به فسق و فجور است چرا خلع لباس نشده است!
ذیل نامه فرماندار نوشته شده که مطابق مصوبه مورخ 78/8/22 مجمع تشخیص مصلحت نظام، با درخواست کتبی، دلایل و مدارک رد صلاحیت به اطلاع شما خواهد رسید.
بنده هم روز گذشته طی نامه ای رسمی از فرمانداری خواستم تا اسناد و مدارک سوءشهرتم را ارائه دهند.
اما از دیروز تا امروز، هنوز پاسخی داده نشده و اساسا کسی نیست تا پاسخگو باشد در حالی که طبق قانون، مثل اعضای هیات نظارت که الان هستند، اعضای هیات اجرایی هم باید حداقل یک نفر در اینجا مستقر می کردند تا پاسخگوی مردم باشد.
الان که فرمانداری هستم، آقای ابوالمعالی - همان وکیل محترم آقای مهدی هاشمی رفسنجانی که بدون سوءشهرت الان در زندان است - هم وارد دفتر فرماندار شد.
بعد از چاق سلامتی، از ایشان پرسیدم: شما وکيل کسی هستید؟
گفت: نه، رد صلاحیت شده ام!
پرسیدم به استناد کدام بند؟ یعنی شما هم سوءشهرت داشتید؟
گفت: نه خیر، من را به استناد بند 1 ماده 28 رد کرده اند.
گفتم: بند 1 ماده 28 که مربوط به داشتن شرط التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی است. یعنی از نظر دولت و هیأت اجرایی آن، شما التزام عملی به اسلام و نظام ندارید؟
گفت: ظاهرا همین است!
بعد هم خیلی جدی گفت: هر چه فکر می کنم، تنها جرمم، قبول وکالت و دفاع از آقای هاشمی و فرزندان ایشان است.
لبخند تلخی زد و گفت: جالبه که دفاع از هاشمی از نظر این دولت و هیأت اجرایی، یعنی عدم التزام به اسلام و نظام!
گفتم: شاید استعلامات شما از مراکز چهارگانه منفی بوده؟
گفت: خیلی از چهره های سیاسی ای که هیأت اجرایی آنها را تأييد کرده، پرونده محکومیت دارند و اسامی آنها را گفت.
دیدم اطلاعاتش از من کامل تر است!
گفتم: ظاهرا مهمترین سوءشهرت من هم نطق ها، مصاحبه ها و یادداشت ها و تیترهای 9 دی درباره آقای هاشمی و فرزندان اوست.
بعد از کمی صحبت، هر دو به این نتیجه رسیدیم که در دولت تدبیر و اعتدال، دفاع از هاشمی رفسنجانی و انتقاد از هاشمی رفسنجانی، هر دو موجب رد صلاحیت افراد می شود.
آقای ابوالمعالی پیشنهاد داد تا وکالتم را در این پرونده قبول کند. به شوخی گفتم کوری نمی تواند عصا کش کور دگر شود.
... کمی فکر کردم. راستش را بخواهید من مانده ام در اینکه وقتی، دفاع یا انتقاد از فردی به نام هاشمی رفسنجانی سبب رد صلاحیت دیگران می شود، تصمیم شورای نگهبان درباره خود او - رد یا تایید صلاحیتش - چه فعل و انفعالی شیمیایی در روزهای آینده ایجاد می کند!
این متن بعد از قرائت برای آقای ابوالمعالی، در كانال تلگرام حمید رسایی @www_rasaee_ir منتشر شد. لطفا این متن را تا می توانید منتشر کنید تا به دست آقایان هاشمی رفسنجانی و روحاني برسد. چون الان که ساعت 14:20 روز پنجشنبه 17 دیماه است ما در فرمانداری نشسته ایم و هیچ کس پاسخگوی مدافع و منتقد هاشمی رفسنجانی که رد صلاحیت شده اند، نیست!
برای عضویت در کانال حمید رسایی، نماینده تهران روی لینک @www_rasaee_ir کلیک کنید و گزینه join را انتخاب کنید
امروز هم از ساعت 12:39 داخل فرمانداری تهران هستم.
اینجا دفتر فرماندار است.
هیچ کس اینجا نیست جز مسئول دفتر فرماندار که طبعا مقام پاسخگو نیست.
مطابق نامه فرماندار به شماره 10- م ر - 145 تاریخ 94/10/15 که در آن چند غلط و تکرار کلمات وجود دارد، هیأت اجرایی، بنده را به استناد بند 5 ماده 28 قانون انتخابات یعنی سوءشهرت در حوزه انتخابیه رد صلاحیت کرده است. یعنی من بعد از دو دوره نمایندگی مجلس، سوءشهرت پیدا کرده ام یعنی مشهور به فسق و فجورم! مانده ام آخوندی که مشهور به فسق و فجور است چرا خلع لباس نشده است!
ذیل نامه فرماندار نوشته شده که مطابق مصوبه مورخ 78/8/22 مجمع تشخیص مصلحت نظام، با درخواست کتبی، دلایل و مدارک رد صلاحیت به اطلاع شما خواهد رسید.
بنده هم روز گذشته طی نامه ای رسمی از فرمانداری خواستم تا اسناد و مدارک سوءشهرتم را ارائه دهند.
اما از دیروز تا امروز، هنوز پاسخی داده نشده و اساسا کسی نیست تا پاسخگو باشد در حالی که طبق قانون، مثل اعضای هیات نظارت که الان هستند، اعضای هیات اجرایی هم باید حداقل یک نفر در اینجا مستقر می کردند تا پاسخگوی مردم باشد.
الان که فرمانداری هستم، آقای ابوالمعالی - همان وکیل محترم آقای مهدی هاشمی رفسنجانی که بدون سوءشهرت الان در زندان است - هم وارد دفتر فرماندار شد.
بعد از چاق سلامتی، از ایشان پرسیدم: شما وکيل کسی هستید؟
گفت: نه، رد صلاحیت شده ام!
پرسیدم به استناد کدام بند؟ یعنی شما هم سوءشهرت داشتید؟
گفت: نه خیر، من را به استناد بند 1 ماده 28 رد کرده اند.
گفتم: بند 1 ماده 28 که مربوط به داشتن شرط التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی است. یعنی از نظر دولت و هیأت اجرایی آن، شما التزام عملی به اسلام و نظام ندارید؟
گفت: ظاهرا همین است!
بعد هم خیلی جدی گفت: هر چه فکر می کنم، تنها جرمم، قبول وکالت و دفاع از آقای هاشمی و فرزندان ایشان است.
لبخند تلخی زد و گفت: جالبه که دفاع از هاشمی از نظر این دولت و هیأت اجرایی، یعنی عدم التزام به اسلام و نظام!
گفتم: شاید استعلامات شما از مراکز چهارگانه منفی بوده؟
گفت: خیلی از چهره های سیاسی ای که هیأت اجرایی آنها را تأييد کرده، پرونده محکومیت دارند و اسامی آنها را گفت.
دیدم اطلاعاتش از من کامل تر است!
گفتم: ظاهرا مهمترین سوءشهرت من هم نطق ها، مصاحبه ها و یادداشت ها و تیترهای 9 دی درباره آقای هاشمی و فرزندان اوست.
بعد از کمی صحبت، هر دو به این نتیجه رسیدیم که در دولت تدبیر و اعتدال، دفاع از هاشمی رفسنجانی و انتقاد از هاشمی رفسنجانی، هر دو موجب رد صلاحیت افراد می شود.
آقای ابوالمعالی پیشنهاد داد تا وکالتم را در این پرونده قبول کند. به شوخی گفتم کوری نمی تواند عصا کش کور دگر شود.
... کمی فکر کردم. راستش را بخواهید من مانده ام در اینکه وقتی، دفاع یا انتقاد از فردی به نام هاشمی رفسنجانی سبب رد صلاحیت دیگران می شود، تصمیم شورای نگهبان درباره خود او - رد یا تایید صلاحیتش - چه فعل و انفعالی شیمیایی در روزهای آینده ایجاد می کند!
این متن بعد از قرائت برای آقای ابوالمعالی، در كانال تلگرام حمید رسایی @www_rasaee_ir منتشر شد. لطفا این متن را تا می توانید منتشر کنید تا به دست آقایان هاشمی رفسنجانی و روحاني برسد. چون الان که ساعت 14:20 روز پنجشنبه 17 دیماه است ما در فرمانداری نشسته ایم و هیچ کس پاسخگوی مدافع و منتقد هاشمی رفسنجانی که رد صلاحیت شده اند، نیست!
برای عضویت در کانال حمید رسایی، نماینده تهران روی لینک @www_rasaee_ir کلیک کنید و گزینه join را انتخاب کنید
Forwarded from rezvaniha
نگید عربستان مگه چی داره/خداراشکرهمین تصویب شده/برای عضویت درکانال رسایی،نماینده تهران روی لینک @www_rasaee_ir کلیک کنیدو join رابزنید