این کانال تعطیل است🌱
Video
باورم نمیشه انگار همین چند وقت پیش بود که پستِ جشنِ عقدشونو دیدم
قلبم درد گرفت
من هی اینو نگاه میکنم گریه میکنم
قلبم درد گرفت
من هی اینو نگاه میکنم گریه میکنم
این کانال تعطیل است🌱
Photo
هرروز تولد امام حسین (ع) روز پاسدار زنگ میزدم بهت میگفتم روزت مبارک
حالا دیگه کسی نیست که بهش تبریک بگم
قراربود بعد جنگ کیک بگیریم و بیایم جشن بگیریم ازت تشکر کنیم بابت همه زحمتایی تو قسمت هوافضا میکشیدی بابت اینکه مراقبمون بودی بابت شجاعتت :)
پاسداری برای تو فقط یه عنوان نبود عشق بود
با داغ تو همه داغای قبلی هم انگار تازه شد
داغ شهادت دایی فرهاد دایی علی اکبر عمو محمد
و حالا هم داغ شهادت تو...🙂
حالا دیگه کسی نیست که بهش تبریک بگم
قراربود بعد جنگ کیک بگیریم و بیایم جشن بگیریم ازت تشکر کنیم بابت همه زحمتایی تو قسمت هوافضا میکشیدی بابت اینکه مراقبمون بودی بابت شجاعتت :)
پاسداری برای تو فقط یه عنوان نبود عشق بود
با داغ تو همه داغای قبلی هم انگار تازه شد
داغ شهادت دایی فرهاد دایی علی اکبر عمو محمد
و حالا هم داغ شهادت تو...🙂
زمان خیلی دوری به خاطر یه موضوعی با خدا قهر کرده بودم
کاملا اتفاقی با آقای پناهیان اشنا شدم و به ادمین کانالشون پیام دادم و گفتم من دوساله با خدا قهرکردم تو زندگیم احساس پوچی میکنم
ادمینشون برام صوت های چگونه مهربانی خدارو درک کنیم از آقای پناهیان رو فرستادن و گفتن برای تاثیر گذاری بیشتر یک نفر رو پیدا کن و باهم گوش بدین و چیزایی که یادگرفتین را برای هم توضیح بدین البته من خیلی تنها بودم و کسیو نداشتم که به این موضوع علاقه نشون بده، دغدغه های من شبیه دغدغه های دیگران نبود!
یک جایی آقای پناهیان میگفتن اگه با آدم نامهربان نشست و برخاست کنی نامهربان میشی چون باور میکنی تو دنیا هیچ مهربونی وجود نداره
میگفتن ما به واسطه دیدن مهربونی از دیگران به مهربونی خدا پی میبریم
اگه از کسی مهربونی ندیده باشی چطور میتونی باور کنی خدا مهربونه؟
میگفت خود شما یکی از اون ادمای مهربون باشید به دیگران مهربانی کنید تا باور دیگران رو نسبت به مهربانی خدا بالا بره
گاهی یکطوری دیگران را ببخشید که بگویند «وقتی بنده خدا اینطوری میبخشد، خودِ خدا چطور میبخشد؟!»
میگفتن درباره خودت فکر کن و از خودت بپرس خدایا چرا من را افریدی! دلیلی نمیتونه داشته باشه به جز اینکه خدا میخواهد به ما مهربانی کنه
میگفت بچه ها پدرومادرشان واقعا بزرگ میبینن که غرق محبت پدرومادرشون میشن
برای همین آیات قران اکثرا عاشقانه نیست بلکه اکثرا میخواهد عظمت و بزرگی خدارو نشونت بده
نیازی نیست خدا مکرراً در قرآن بگوید «من مهربان هستم!» همینکه خدا حاضر شده است با بندگان خود سخن بگوید، اوج مهربانی اوست!
پس بگذار که خدایی که واقعا بزرگ است برات بزرگی کنه بگذار اصلا بهت امرو نهی کنه
هرچقدر وارد این رابطه زیبا بشی محبت خدارو بیشتر لمس میکنی
نمیشه بگی خدا ۵۰درصد مهربونه۵۰درصد نامهربونه خدا مطلقا مهربونه
«غفور» قبل از رحیم ۸۰بار تو قران اومده انگار خدا گناه ما را بهانهای برای آشتی قرار داده است. میگوید: من غفور هستم، ولی یادت باشد بالاتر از غفور، من مهربان هستم و نمیتوانم تو را در این وضعیت ببینم
این دنیا قراره انتخاب کنیم طبیعتاً باید حق انتخاب داشته باشیم؛ برای اینکه حق انتخاب داشته باشیم، خدا عکسالعمل فوری نشان نمیدهد و وقتی عکسالعمل فوری نشان نداد فکر میکنیم «خدا نیست!» و فکر نمیکنیم که او مهربان است! اگر او را در عکسالعملهای مداوم میدیدیم، مهربانی او را هم میدیدیم!
مهربانی خدا را در فرصتدادن مکرر به خودت ببین! وقتی در یک امتحان سقوط میکنی، بلافاصله خدا میگوید: «خُب، خودت را جمع کن و برای امتحان بعدی آماده باش، میخواهم یک زمینۀ دیگر برای رشد تو ایجاد کنم!» دوباره خراب میکنی، و او میگوید: «حالا یک فرصت دیگر به تو میدهم» و دوباره... خدایا! تو از دست من خسته نمیشوی؟!
کسی که اینقدر به ما فرصت میدهد، هزار برابر از مادر مهربانتر است، و خدا دقیقاً دارد همین کار را میکند. ولی ما این عکسالعملهای مهربانانۀ خدا را نمیبینیم!
مگر ما بیشترین نیازمان به مهربانی خدا نیست؟! حالا چطور باید این مهربونی را بهدست بیاوریم؟ ما انسان هستیم و انسانها با کسب و اکتساب خودشان به همهچیز میرسند. راهش این است: «ارْحَمْ تُرْحَمْ» رحم کن تا به تو رحم کنند :)
ولی آیا از دیگران هم باید رحم و مهربانی بخواهیم؟ نه!
باید به دیگران مهربانی کنیم ولی انتظار مهربانی نداشته باشیم. وقتی انتظار نداشته باشی رها میشوی، ضربه نمیخوری، مهربانیات سقوط نمیکند و از بین نمیرود و میتوانی به رحم کردنت ادامه بدهی.
خدا هست؛ خدا جواب مهربانیهای تو را میدهد، منتظر مهربانی دیگران نباش!
خدایا به من هم نگاه کردی؟ اگر نگاه نکنی میزنم زیر گریه ها!» این همان جملۀ آخر دعای کمیل است «و سِلاحُهُ البُکاء» گریه میکنم ها!
بعضیها هستند که اگر یکشب کم گریهشان بگیرد و با خدا کم عشقبازی کنند، دلشان میگیرد! اینها از خود مهربانی لذت میبرند، نه اینکه صرفاً از منافع مهربانی استفاده کنند
#مهربانی
کاملا اتفاقی با آقای پناهیان اشنا شدم و به ادمین کانالشون پیام دادم و گفتم من دوساله با خدا قهرکردم تو زندگیم احساس پوچی میکنم
ادمینشون برام صوت های چگونه مهربانی خدارو درک کنیم از آقای پناهیان رو فرستادن و گفتن برای تاثیر گذاری بیشتر یک نفر رو پیدا کن و باهم گوش بدین و چیزایی که یادگرفتین را برای هم توضیح بدین البته من خیلی تنها بودم و کسیو نداشتم که به این موضوع علاقه نشون بده، دغدغه های من شبیه دغدغه های دیگران نبود!
یک جایی آقای پناهیان میگفتن اگه با آدم نامهربان نشست و برخاست کنی نامهربان میشی چون باور میکنی تو دنیا هیچ مهربونی وجود نداره
میگفتن ما به واسطه دیدن مهربونی از دیگران به مهربونی خدا پی میبریم
اگه از کسی مهربونی ندیده باشی چطور میتونی باور کنی خدا مهربونه؟
میگفت خود شما یکی از اون ادمای مهربون باشید به دیگران مهربانی کنید تا باور دیگران رو نسبت به مهربانی خدا بالا بره
گاهی یکطوری دیگران را ببخشید که بگویند «وقتی بنده خدا اینطوری میبخشد، خودِ خدا چطور میبخشد؟!»
میگفتن درباره خودت فکر کن و از خودت بپرس خدایا چرا من را افریدی! دلیلی نمیتونه داشته باشه به جز اینکه خدا میخواهد به ما مهربانی کنه
میگفت بچه ها پدرومادرشان واقعا بزرگ میبینن که غرق محبت پدرومادرشون میشن
برای همین آیات قران اکثرا عاشقانه نیست بلکه اکثرا میخواهد عظمت و بزرگی خدارو نشونت بده
نیازی نیست خدا مکرراً در قرآن بگوید «من مهربان هستم!» همینکه خدا حاضر شده است با بندگان خود سخن بگوید، اوج مهربانی اوست!
پس بگذار که خدایی که واقعا بزرگ است برات بزرگی کنه بگذار اصلا بهت امرو نهی کنه
هرچقدر وارد این رابطه زیبا بشی محبت خدارو بیشتر لمس میکنی
نمیشه بگی خدا ۵۰درصد مهربونه۵۰درصد نامهربونه خدا مطلقا مهربونه
«غفور» قبل از رحیم ۸۰بار تو قران اومده انگار خدا گناه ما را بهانهای برای آشتی قرار داده است. میگوید: من غفور هستم، ولی یادت باشد بالاتر از غفور، من مهربان هستم و نمیتوانم تو را در این وضعیت ببینم
این دنیا قراره انتخاب کنیم طبیعتاً باید حق انتخاب داشته باشیم؛ برای اینکه حق انتخاب داشته باشیم، خدا عکسالعمل فوری نشان نمیدهد و وقتی عکسالعمل فوری نشان نداد فکر میکنیم «خدا نیست!» و فکر نمیکنیم که او مهربان است! اگر او را در عکسالعملهای مداوم میدیدیم، مهربانی او را هم میدیدیم!
مهربانی خدا را در فرصتدادن مکرر به خودت ببین! وقتی در یک امتحان سقوط میکنی، بلافاصله خدا میگوید: «خُب، خودت را جمع کن و برای امتحان بعدی آماده باش، میخواهم یک زمینۀ دیگر برای رشد تو ایجاد کنم!» دوباره خراب میکنی، و او میگوید: «حالا یک فرصت دیگر به تو میدهم» و دوباره... خدایا! تو از دست من خسته نمیشوی؟!
کسی که اینقدر به ما فرصت میدهد، هزار برابر از مادر مهربانتر است، و خدا دقیقاً دارد همین کار را میکند. ولی ما این عکسالعملهای مهربانانۀ خدا را نمیبینیم!
مگر ما بیشترین نیازمان به مهربانی خدا نیست؟! حالا چطور باید این مهربونی را بهدست بیاوریم؟ ما انسان هستیم و انسانها با کسب و اکتساب خودشان به همهچیز میرسند. راهش این است: «ارْحَمْ تُرْحَمْ» رحم کن تا به تو رحم کنند :)
ولی آیا از دیگران هم باید رحم و مهربانی بخواهیم؟ نه!
باید به دیگران مهربانی کنیم ولی انتظار مهربانی نداشته باشیم. وقتی انتظار نداشته باشی رها میشوی، ضربه نمیخوری، مهربانیات سقوط نمیکند و از بین نمیرود و میتوانی به رحم کردنت ادامه بدهی.
خدا هست؛ خدا جواب مهربانیهای تو را میدهد، منتظر مهربانی دیگران نباش!
خدایا به من هم نگاه کردی؟ اگر نگاه نکنی میزنم زیر گریه ها!» این همان جملۀ آخر دعای کمیل است «و سِلاحُهُ البُکاء» گریه میکنم ها!
بعضیها هستند که اگر یکشب کم گریهشان بگیرد و با خدا کم عشقبازی کنند، دلشان میگیرد! اینها از خود مهربانی لذت میبرند، نه اینکه صرفاً از منافع مهربانی استفاده کنند
#مهربانی
❤2
یه احساس غمگینی بابت ۲۳ساله شدن دارم :)
مثل هرسال قبل از تولدم احساس میکنم آمادگی ورود به یکسال جدیدتر رو ندارم. به این فکر میکنم آیا ۲۲سالگی مطابق انتظارم گذشت؟ آیا ۲۳ سالگی قراره طبق برنامهام پیش بره؟
و بدتر از همه، فاطمه تو کی اینقدر بزرگ شدی که نگران بیستوسه سالگی باشی :)
ولی آیا اونقدری بزرگ شدی که واقعاً بیست و سه سالت باشه؟
از این که باید به جبر درس بخونم متنفرم، دلم میخواد موضوعات مورد علاقمو بخونم، از عملکرد خودم و از درجا زدن و...
حتی الان اصلا نمیدونم چه کاری و چه انتخابی برام بهتره، و حالا حتی یه سری مسیولیت هایی که همیشه دلم میخواست داشته باشم، خستم میکنن!
مثل هرسال قبل از تولدم احساس میکنم آمادگی ورود به یکسال جدیدتر رو ندارم. به این فکر میکنم آیا ۲۲سالگی مطابق انتظارم گذشت؟ آیا ۲۳ سالگی قراره طبق برنامهام پیش بره؟
و بدتر از همه، فاطمه تو کی اینقدر بزرگ شدی که نگران بیستوسه سالگی باشی :)
ولی آیا اونقدری بزرگ شدی که واقعاً بیست و سه سالت باشه؟
از این که باید به جبر درس بخونم متنفرم، دلم میخواد موضوعات مورد علاقمو بخونم، از عملکرد خودم و از درجا زدن و...
حتی الان اصلا نمیدونم چه کاری و چه انتخابی برام بهتره، و حالا حتی یه سری مسیولیت هایی که همیشه دلم میخواست داشته باشم، خستم میکنن!
پی نوشت:
امروز تو کتابخونه یه بچه ۸و۹ساله داشت درس هدیه های آسمانی شو میخوند یهو اومد سر میز من و پرسید تو چندسالته؟ گفتم ۲۳
به زبون بچگونه گفت: یا ابالفضضل چقدر بووووزورگی🙂😂
گفت چرا میای کتابخونه؟
گفتم کنکور دارم
گفت کنکور یعنی چی؟
گفتم یعنی ۱۰۰تا سوال باید حل کنی گفت من تو پنج تا سوال هدیه هام موندم کاش بزرگ نشم🤣😍
أرِح قَلبی🤍
مهربانی از ویژگیهای مؤمن است، اما مهربانی به معنی سادهلوحی، سهلانگاری یا بیدقتی نیست. کسی که شما را رها میکند و در کنارتان نمیماند، یا زمانی که به او نیاز دارید به شما پشت میکند و زمانی که دیگر به او یا امثال او نیازی ندارید، با محبت ظاهری به شما نزدیک…
من معتقدم هیچ کسی نمیتونه جواب محبت و عشق من به خودش را بده جز خدای اون شخص!
یعنی وقتی دارم به کسی محبت میکنم میدونم هیچوقت پاسخی که من دوست دارم رو نمیتونه به من بده(نمیگم نمیده ها نوشتم چیزی که من دوست دارم رو..)
من پاسخ محبتم رو از خدا میخوام و لابه لای عشق ورزیم به دیگران دنبال عشق دیگری هستم🙂
تو زندگی کار به جایی میرسه که محبت میکنی و دیده نمیشی، محبت میکنی و محبت نمیبینی...
به قول آقای حائری
محبت، بدترین کتک است. وقتی طرف معتاد شد به محبت، اگر کمی با او سرد گرفتید، از سیلی برایش بدتر است.
واقعا یه انسان اگه آزادانه محبت نکنه و پاسخ محبتش رو نبینه و قلبش خالی بمونه به مرز خودکشی هم حتی میتونه برسه! پس چه بهتر که از همون اول بانک عشق ورزیش خدا قرار بده نه قلب آدم ها.
من معتقدم اگه انسانی پا روی نفسش بزاره خدا بهش ادراکات عقلی میده عقل نوره و بهترین راهنماست که انسان کجا محبت کنه و کجا نکنه
محبت زیادت رو وقتی ظرفی براش موجود نیست خالی نکن که موجب تخریبت بشه اشباع نکن اشباع موجب تنفر میشه باید ظرفش جا داشته باشه تا پرش کنی🌱
انسان معتدل در همه حالات معتدله
حتی گاهی کم کردن محبتت به کسی ، عین محبته!
#مهربانی
یعنی وقتی دارم به کسی محبت میکنم میدونم هیچوقت پاسخی که من دوست دارم رو نمیتونه به من بده(نمیگم نمیده ها نوشتم چیزی که من دوست دارم رو..)
من پاسخ محبتم رو از خدا میخوام و لابه لای عشق ورزیم به دیگران دنبال عشق دیگری هستم🙂
تو زندگی کار به جایی میرسه که محبت میکنی و دیده نمیشی، محبت میکنی و محبت نمیبینی...
به قول آقای حائری
محبت، بدترین کتک است. وقتی طرف معتاد شد به محبت، اگر کمی با او سرد گرفتید، از سیلی برایش بدتر است.
واقعا یه انسان اگه آزادانه محبت نکنه و پاسخ محبتش رو نبینه و قلبش خالی بمونه به مرز خودکشی هم حتی میتونه برسه! پس چه بهتر که از همون اول بانک عشق ورزیش خدا قرار بده نه قلب آدم ها.
من معتقدم اگه انسانی پا روی نفسش بزاره خدا بهش ادراکات عقلی میده عقل نوره و بهترین راهنماست که انسان کجا محبت کنه و کجا نکنه
محبت زیادت رو وقتی ظرفی براش موجود نیست خالی نکن که موجب تخریبت بشه اشباع نکن اشباع موجب تنفر میشه باید ظرفش جا داشته باشه تا پرش کنی🌱
انسان معتدل در همه حالات معتدله
حتی گاهی کم کردن محبتت به کسی ، عین محبته!
#مهربانی
🕊1
چه خوب است خدا داشتنی بدون چرا، بدون تمام آن گله ها که از محضر او داری...
کتاب سه دیدار جلد اول
#معرفی_کتاب
کتاب سه دیدار جلد اول
#معرفی_کتاب
أَسْأَلُكَ تُغْنِيَنِي عَنِ الْمَسْأَلَةِ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ
ازتو میخواهم من را از درخواست کردن نزدِ مخلوقاتت بینیاز کنی(:
ازتو میخواهم من را از درخواست کردن نزدِ مخلوقاتت بینیاز کنی(:
یه نفر امشب بهم گفت:
برای امام حسین گریه کنید نه برای تیر و نیزه ها، برای خود امام برای فراق قلب ها...
برای امام حسین گریه کنید نه برای تیر و نیزه ها، برای خود امام برای فراق قلب ها...
❤4
تو آخرین جلسه کلاسمون ؛ بحث علمی شد منم تقریبا هرچی بلد بودم توضیح میدادم
یکدفعه استاد رو کرد به من و شروع کرد به تعریف کردن از من♥️
سرمو انداختم پایین و گفتم: شما خیلی به من لطف دارید استاد.منم عمیقا شما رو دوست دارم...🥲
حرفم تموم نشده بود که یکی از همکلاسی ها با دست محکم زد به پام. اخماش رو کرد تو هم و گفت: فاطمه تو چقدر چاپلوسی.آدم حالش بد میشه.از وقتی وارد کلاس شدی به اون میگی چقدر صدات قشنگه.به یکی دیگه میگی چقدر مهربونی.حالا هم به استاد داری میگی دوسِت دارم😏
یه چشم غره زد و سرشو برگردوند.بغل دستیش هم تایید کرد حرفاشو!
لبخند زدم و چیزی نگفتم!🙂
___
اما امید دادن به آدم ها، قشنگ حرف زدن باهاشون، اظهار حس درونیمون به اونها، مهربونی کردن باهاشون، چاپلوسی نیست یه قدرته!یه دستورِ دینیه!یه رسم مسلمونیه! یه فنه!
فنی که من بعد خوندن حدیث امام صادق دارم تمرینش میکنم.اینکه با حسد و منیت لعنتیم مبارزه کنم و بذارمش کنار. محبت و استعداد بقیه رو ببینم و اون رو با زبان ابراز کنم.🌱
قبلاها برای من خیلی سخت بود به دوستانم حتی به خانوادم بگم دوست دارم.
همیشه اونها به من میگفتن و منم سرمو مینداختم پایین و میگفتم لطف داری.اما حالا خودم پیش قدم میشم برای گفتن جمله ی دوست دارم!جمله ای که خلقت بر پایه اون تشکیل شده. اصلا تمام اتصالات جهان بر پایه ی عشق و لطفه. و اگر میخوایم متصل شیم باید عاشقی کنیم♥️
#مهربانی
تو آخرین جلسه کلاسمون ؛ بحث علمی شد منم تقریبا هرچی بلد بودم توضیح میدادم
یکدفعه استاد رو کرد به من و شروع کرد به تعریف کردن از من♥️
سرمو انداختم پایین و گفتم: شما خیلی به من لطف دارید استاد.منم عمیقا شما رو دوست دارم...🥲
حرفم تموم نشده بود که یکی از همکلاسی ها با دست محکم زد به پام. اخماش رو کرد تو هم و گفت: فاطمه تو چقدر چاپلوسی.آدم حالش بد میشه.از وقتی وارد کلاس شدی به اون میگی چقدر صدات قشنگه.به یکی دیگه میگی چقدر مهربونی.حالا هم به استاد داری میگی دوسِت دارم😏
یه چشم غره زد و سرشو برگردوند.بغل دستیش هم تایید کرد حرفاشو!
لبخند زدم و چیزی نگفتم!🙂
___
اما امید دادن به آدم ها، قشنگ حرف زدن باهاشون، اظهار حس درونیمون به اونها، مهربونی کردن باهاشون، چاپلوسی نیست یه قدرته!یه دستورِ دینیه!یه رسم مسلمونیه! یه فنه!
فنی که من بعد خوندن حدیث امام صادق دارم تمرینش میکنم.اینکه با حسد و منیت لعنتیم مبارزه کنم و بذارمش کنار. محبت و استعداد بقیه رو ببینم و اون رو با زبان ابراز کنم.🌱
قبلاها برای من خیلی سخت بود به دوستانم حتی به خانوادم بگم دوست دارم.
همیشه اونها به من میگفتن و منم سرمو مینداختم پایین و میگفتم لطف داری.اما حالا خودم پیش قدم میشم برای گفتن جمله ی دوست دارم!جمله ای که خلقت بر پایه اون تشکیل شده. اصلا تمام اتصالات جهان بر پایه ی عشق و لطفه. و اگر میخوایم متصل شیم باید عاشقی کنیم♥️
امام صادق (ع) :
هنگامی که کسی را دوست میداری، او را از این محبت آگاه کن، زیرا این کار، دوستی بین شما را محکم تر می کند.
#مهربانی
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از اول هم قرارمان این بود که دل به دلِ هم بدهیم
گفته بودیم در گرم و سردی روزگار پناه شانه ی هم باشیم
با هم بخندیم،باهم اشک بریزیم
باهم سقفی که زیرش آرامش و ایمان باشد،بسازیم
پسردارشویم
ان وقت باهم، غرقِ دوست داشتن اش کنیم
قد کشیدنش را تماشا کنیم.
برای اولین قدمهای مردانهاش و اولین لبخندهای بیدندانش زیر لب خدا را شکر بگوییم.
سرِ اینکه
بیشتر بابا را دوست دارد یا مامان را،دعوا کنیم
و ته دلمان ذوق کنیم برای اولین باری که می گوید بابا
وقتی سایهی مردانگی پشت لبش نشست،
بیصدا اشک شوق بریزیم…
پا به پای جوان شدنش
ما هم آرام آرام ،موهایمان سفید شود
شب دامادیاش، هزار بار قربان صدقهاش برویم
درست همان روزی که
خوش قامت ترین جوانِ شهر شد،
دل بکنیم.
بگذاریم برود در راه خدا شهید شود
جوانیاش را در راهِ خدا بدهد
یک عمر بعدش را
با داغش بسوزیم….
قرارمان از همان اول این بود:
عاشقِ هم بمانیم…
و بیش از آن،
عاشقِ وطن
[ این نوشته را با الهام از این ویدیو شهید مصطفی علیخانی نوشتم]
گفته بودیم در گرم و سردی روزگار پناه شانه ی هم باشیم
با هم بخندیم،باهم اشک بریزیم
باهم سقفی که زیرش آرامش و ایمان باشد،بسازیم
پسردارشویم
ان وقت باهم، غرقِ دوست داشتن اش کنیم
قد کشیدنش را تماشا کنیم.
برای اولین قدمهای مردانهاش و اولین لبخندهای بیدندانش زیر لب خدا را شکر بگوییم.
سرِ اینکه
بیشتر بابا را دوست دارد یا مامان را،دعوا کنیم
و ته دلمان ذوق کنیم برای اولین باری که می گوید بابا
وقتی سایهی مردانگی پشت لبش نشست،
بیصدا اشک شوق بریزیم…
پا به پای جوان شدنش
ما هم آرام آرام ،موهایمان سفید شود
شب دامادیاش، هزار بار قربان صدقهاش برویم
درست همان روزی که
خوش قامت ترین جوانِ شهر شد،
دل بکنیم.
بگذاریم برود در راه خدا شهید شود
جوانیاش را در راهِ خدا بدهد
یک عمر بعدش را
با داغش بسوزیم….
قرارمان از همان اول این بود:
عاشقِ هم بمانیم…
و بیش از آن،
عاشقِ وطن
[ این نوشته را با الهام از این ویدیو شهید مصطفی علیخانی نوشتم]
چند وقت پیش تصادف کردم با یک موتورسوار، با لباس خونین وسط خیابون افتادم و مردم از داخل ماشینها فقط به من نگاه میکردند. موتورسوار شروع کرد به دعوا کردنم: «دختر خانوم، حواست کجاست؟ مگه کوری؟ ببین سپر موتورسیکلت منو چیکار کردی؟» و شروع به محاسبه کردن خسارتش کرد.
هیچکس حتی به خودش زحمت نداد که کمکم کند و من را بلند کند.همه مبهوت به حرف های متورسوار گوش میکردن که سر من با تمام توانش داد میکشید(:
چطور میتوان از انسانیت فرار کرد، وقتی که انسانی در برابر چشممان آسیب میبیند؟ آیا خسارتهای خودمون مهمتر از انسانیه که به کمک نیاز داره؟
با زحمت و سرعت خودم را کشیدم تا آن طرف خیابان و راه ماشین ها را که بند آمده بود، باز کردم. در جواب به توهینهای آن مرد هم، سکوت کردم و همه رفتند
با بغضی که گلویم را میفشرد، کنار خیابان به گریه افتادم و گفتم: خدایا، شاید من رو از این امتحان عبور دادی تا درک کنم که هیچ چیز مهمتر از کمک کردن به انسانها نیست. شاید این امتحان تو بود تا به من نشان بدی که نباید خودمو درگیر محاسبهی خسارتم کنم، بلکه اگه خطایی از کسی سر زد باید دست کمک به سمتش دراز کنم.
خدایا، من رو شایستهی این دیدی که بتونم از خودم بگذرم؟ میخواستی به من نشان بدی که وقتی کسی خطایی کرد، باید از قضاوتش دست بردارم و بهش دلگرمی بدم؟
ای ستار العیوب، منو وسط خیابان و در برابر ان همه نگاه قراردادی که چیو بهم نشون بدی(:
#مهربانی
هیچکس حتی به خودش زحمت نداد که کمکم کند و من را بلند کند.همه مبهوت به حرف های متورسوار گوش میکردن که سر من با تمام توانش داد میکشید(:
چطور میتوان از انسانیت فرار کرد، وقتی که انسانی در برابر چشممان آسیب میبیند؟ آیا خسارتهای خودمون مهمتر از انسانیه که به کمک نیاز داره؟
با زحمت و سرعت خودم را کشیدم تا آن طرف خیابان و راه ماشین ها را که بند آمده بود، باز کردم. در جواب به توهینهای آن مرد هم، سکوت کردم و همه رفتند
با بغضی که گلویم را میفشرد، کنار خیابان به گریه افتادم و گفتم: خدایا، شاید من رو از این امتحان عبور دادی تا درک کنم که هیچ چیز مهمتر از کمک کردن به انسانها نیست. شاید این امتحان تو بود تا به من نشان بدی که نباید خودمو درگیر محاسبهی خسارتم کنم، بلکه اگه خطایی از کسی سر زد باید دست کمک به سمتش دراز کنم.
خدایا، من رو شایستهی این دیدی که بتونم از خودم بگذرم؟ میخواستی به من نشان بدی که وقتی کسی خطایی کرد، باید از قضاوتش دست بردارم و بهش دلگرمی بدم؟
ای ستار العیوب، منو وسط خیابان و در برابر ان همه نگاه قراردادی که چیو بهم نشون بدی(:
اللهم إني أعتذر إليك من... مظلومٍ ظلم بحضرتي فلم أنصره... ومن عيبِ مؤمنٍ ظهر لي فلم أسترْه.
خدایا! من به درگاه تو عذر میخواهم از ستمدیدهای که در حضور من ستم به او روا شد و من یاریاش نکردم، و از عیبِ مؤمنی که برای من آشکار شد و من آن را نپوشاندم.
#مهربانی
❤3
بهش میگم اگه تکبر داری اگه منیت داری خدا بخاطر لطف به تو میاد تورو وارد بازی میکنه و آدمی رو جلوت میزاره تا تکبر تورو بشکونه :)
نباید توی این بازی با گفتن این جمله که اون ادم خودش حقیره و من بزرگوارم باخت بدی هرچند که واقعا اون آدم با بی توجهی در حقت ظلم کرده باشه
میم میگه: «تکبر صفت بدیه.پس چرا امام علی میگه در برابر متکبر، متکبر باش؟»
التّکبّر علی المتکبّرین هو التّواضع بعینه»
«تکبّر کردن با افراد متکبّر، خود عین تواضع است»
بهش میگم:
بخاطر ادب کردن متکبر...
برای اینکه با تواضع در برابر متکبر اون رو تحسین و تشویق نکنیم به این اخلاقش 🙂
آدمی میتونه این تکبر در برابر متکبر امام علی رو اجرا کنه که از تکبر انسان متکبر زورش نگرفته باشه
و این تکبرش از روی دلسوزی باشه
یعنی روح باید برای اجرای این فرمول خالی از هوای نفسش باشه. یعنی فقط برای خدا تکبر کنه در برابر متکبر.
نه از روی اینکه بخوای لجشو دربیاری:)
نه از روی اینکه ناراحتی که چرا طرف بهت زور گفته.
نه از روی اینکه میخوای کم نیاری.
نه از روی اینکه میخوای مورد سوء استفاده قرار نگیری.
سخت شد؟ 🥲
میم میگه وقتی فلان آدم منو دیده و بهم سلام نکرده بود منم بهش سلام نکردم و بی محلی کردم اون موقع فکر میکردم دارم دربرابر متکبر، متکبرانه برخورد میکردم...نگو بخاطر نفسی بوده که ناراحت شده...
بهش میگم منم نتونستم خالصانه از روی دلسوزی با آدم متکبر برخورد کنم.
چون تشخیص تکبر خیلی سخته
تکبر از عجب میاد.
عجب یعنی خود پسندی. خود رو بخاطر صفاتی دوست داشتن.
اما تکبر یعنی خود برتر بینی، یعنی خودتو بالاتر از بقیه ببینی.
واقعا چجور میتونی تشخیص بدی فلانی از روی تکبر بهت سلام نداده، یا از روی حواس پرتی یا از روی مشکلات شخصی یا ده ها علت دیگه...؟
تازه تکبر باید یه صفت دائمی باشه در فرد نه مقطعی
بعد هم باید روش های دیگه رو امتحان کنی
مثلا هدیه دادن، مهربانی کردن،اصلاح نشد برا اصلاحش تکبر کنی
مثلا خدا در قران به حضرت موسی میگه رفتی پیش فرعون باهاش نرم و متواضع حرف بزن شاید اصلاح شه.(فرعون خدای متکبرین)
میدونی یه قضیه وجدانیه!و وجدان بیدار میتونه خوب اینو تشخیص بده که کجا متکبر باشه.
میم میگه پس ما در حد تشخیص اش نیستیم آدم گرفتار چطوری میتونه دست یک گرفتار دیگه رو بگیره؟ :)
اگه قراره در برابر متکبر بایستم، اول باید مطمئن شم از روی بلندیِ روحم ایستادم، نه از روی زخمِ نفسم.
#تکبر
نباید توی این بازی با گفتن این جمله که اون ادم خودش حقیره و من بزرگوارم باخت بدی هرچند که واقعا اون آدم با بی توجهی در حقت ظلم کرده باشه
میم میگه: «تکبر صفت بدیه.پس چرا امام علی میگه در برابر متکبر، متکبر باش؟»
التّکبّر علی المتکبّرین هو التّواضع بعینه»
«تکبّر کردن با افراد متکبّر، خود عین تواضع است»
بهش میگم:
بخاطر ادب کردن متکبر...
برای اینکه با تواضع در برابر متکبر اون رو تحسین و تشویق نکنیم به این اخلاقش 🙂
آدمی میتونه این تکبر در برابر متکبر امام علی رو اجرا کنه که از تکبر انسان متکبر زورش نگرفته باشه
و این تکبرش از روی دلسوزی باشه
یعنی روح باید برای اجرای این فرمول خالی از هوای نفسش باشه. یعنی فقط برای خدا تکبر کنه در برابر متکبر.
نه از روی اینکه بخوای لجشو دربیاری:)
نه از روی اینکه ناراحتی که چرا طرف بهت زور گفته.
نه از روی اینکه میخوای کم نیاری.
نه از روی اینکه میخوای مورد سوء استفاده قرار نگیری.
سخت شد؟ 🥲
میم میگه وقتی فلان آدم منو دیده و بهم سلام نکرده بود منم بهش سلام نکردم و بی محلی کردم اون موقع فکر میکردم دارم دربرابر متکبر، متکبرانه برخورد میکردم...نگو بخاطر نفسی بوده که ناراحت شده...
بهش میگم منم نتونستم خالصانه از روی دلسوزی با آدم متکبر برخورد کنم.
چون تشخیص تکبر خیلی سخته
تکبر از عجب میاد.
عجب یعنی خود پسندی. خود رو بخاطر صفاتی دوست داشتن.
اما تکبر یعنی خود برتر بینی، یعنی خودتو بالاتر از بقیه ببینی.
واقعا چجور میتونی تشخیص بدی فلانی از روی تکبر بهت سلام نداده، یا از روی حواس پرتی یا از روی مشکلات شخصی یا ده ها علت دیگه...؟
تازه تکبر باید یه صفت دائمی باشه در فرد نه مقطعی
بعد هم باید روش های دیگه رو امتحان کنی
مثلا هدیه دادن، مهربانی کردن،اصلاح نشد برا اصلاحش تکبر کنی
مثلا خدا در قران به حضرت موسی میگه رفتی پیش فرعون باهاش نرم و متواضع حرف بزن شاید اصلاح شه.(فرعون خدای متکبرین)
میدونی یه قضیه وجدانیه!و وجدان بیدار میتونه خوب اینو تشخیص بده که کجا متکبر باشه.
میم میگه پس ما در حد تشخیص اش نیستیم آدم گرفتار چطوری میتونه دست یک گرفتار دیگه رو بگیره؟ :)
اگه قراره در برابر متکبر بایستم، اول باید مطمئن شم از روی بلندیِ روحم ایستادم، نه از روی زخمِ نفسم.
#تکبر
❤5