این کانال تعطیل است🌱
35 subscribers
33 photos
10 videos
1 file
2 links
اینجا سعی می کنیم نگهبان بسیار مراقبی برای قلبمون باشیم
Download Telegram
دخترداییم پارسال که پنج سالش بود منو به اسم آجی فاطمه صدا میکرد. یه روز خونه‌مون بود داشتم باهاش بازی میکردم، تعریف کرد که فلانی تو مهدشون یه دخترعمه بزرگتر از خودش داره و باهاش بازی میکنه؛ بعد یه آه جان‌سوزی کشید گفت کاش منم یه دخترعمه داشتم باهاش بازی میکردم‌

گفتم استاد من پس چه نسبتی باهات دارم؟ یکم نگام کرد گفت نمیدونم. گفتم مامانمو چی صدا میکنی؟ گفت عمه . گفتم من با عمه ات چه نسبتی دارم؟ گفت دخترشی. گفتم پس میشم کیِ تو؟
با بهت گفت دخخخترررر عمه امممممم؟ وای خدایا من دختر عمه دارم باورم نمیشه‌
خدایا شکرت من دخترعمه دارم

و از اون روز منو دخترعمه صدا میکنه. هرموقع منو میبینه با جیغ و ذوق میگه سلااام دختررر عمهههه😍😐😂

بچه‌ها واقعا بانمکن...😂
این کانال تعطیل است🌱
خدایا من نمی‌دانم روزی‌ام در کجاست و آن را تنها بر پایه‌ی گمان‌هایی که بر خاطرم می‌گذرد، می‌جویم و از این‌رو در جستجوی آن شهرها را زیر پا می‌گذارم. پس در آنچه که خواهان آنم همچون حیرت زدگانم، نمی‌دانم آیا در دشت است یا در کوه؟ در زمین است یا در آسمان؟ در خشکی…
محبوب من! شکایت می‌کنم به درگاه تو از نفسی که بسیار به بدی فرمان می‌دهد، به سوی گناه شتابان و به نافرمانی‌ از تو حریص است و خود را در معرض خشم تو قرار می‌دهد. مرا به راه‌های هلاکت می‌کشاند و در نزد تو، مرا به خوارترین هلاک‌شدگان تبدیل می‌کند. پر از بیماری است، با آرزوهایی طولانی و بی‌پایان:).

اگر به سختی گرفتار شود، بی‌تابی می‌کند، و اگر خیری به او برسد، از دیگران دریغ می‌ورزد. به سرگرمی و خوش‌گذرانی گرایش دارد، غرق در غفلت و فراموشی است، مرا به سوی گناه می‌کشاند و بازگشت و توبۀ مرا به تأخیر می‌اندازد.

محبوب من! شکایت می‌کنم به تو از دشمنی که گمراهم می‌کند و از شیطانی که مرا وسوسه کرده و فریبم می‌دهد؛ با وسوسه‌هایش سینه‌ام را پر کرده و افکار ناپاکش قلبم را احاطه کرده است. خواسته‌های نفسانی را برایم تقویت می‌کند و عشق به دنیا را برایم زیبا جلوه می‌دهد و بین من و بندگی تو مانع ایجاد می‌کند.

محبوب من! شکایت دلی را نزد تو می‌آورم که سخت شده و در میان وسوسه‌ها بی‌قرار است، دلی که پوشیده از زنگار گناه است و از چشمی به تو شکایت می کنم که در گریستن از خوف تو خشک مانده و اشکی نمی‌ریزد و تنها به چیزهایی خیره شده که خوشایند اوست

محبوبم! هر توان و نیرویی که دارم وابسته به قدرت توست، و هیچ راه نجاتی از سختی‌های دنیا جز به وسیلۀ حفظ و حمایت تو ندارم. از تو می‌خواهم، که مرا محتاج به غیر از لطف و کرمت نکنی و مرا هدف فتنه‌ها قرار ندهی. در برابر دشمنان یاورم باش، و پرده‌پوش عیب‌ها و رسوایی‌هایم باش. مرا از بلا حفظ کن و به مهربانی و رحمتت از گناهان در امان دار. به حق مهر و رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان❤️

ترجمه دعای ۱۸۳ صحیفه سجادیه
1
با اینکه شام غذایی بود که دوستش داشت ولی هرکاری کردیم غذا نخورد و خوابید
صبح بیدار شد و بهم میگه دلم میلرزه
به خیال خام خودم اومدم پیش دستی کنم و گفتم معلومه کسی که شام نخورده بایدم صبح دلش بلرزه!
گفت یعنی بچه های غزه هم صبحا که بیدار میشن دلشون میلرزه؟

مکالمه ی من با یک بچه ۸ساله :)


#غزه
اگه موقعی که آدما بهتون نیاز دارن
ازشون فاصله گرفتین
بعدشم فاصله رو حفظ کنین
حتی عقب تر بایستین🙂‍↔️
چند وقت پیش دلم گرفته بود رفتم تو سایت رهبری و براشون نامه نوشتم و بخاطر یه موضوعی دردودل کردم
امیدی نداشتم که جواب نامه ام رو بدن امروز پست اومد دم خونمون
رهبر برام جانماز فرستادن
🥲انگار میخواستن بهم بگن نماز راه نجات از اون درده
2
شاید برای مرگ عروسی گرفته اند
آن گیسوانِ مشکیِ حالا سپید پوش
میگه هرکسی مهم را فدای مهم تر میکنه!

وقتی عشقی بزرگتر در دل جای بگیرد عشق های کوچتر نردبان آن خواهند شد

کتاب مسئولیت و سازندگی

#معرفی_کتاب
کتابخونه ای که هیچکس داخلش نیست و صدای بارون از بیرون😍😎🤌


همیشه گریه‌های زیر باران ماجرا دارد
که یک سر در پشیمانی، سری هم در وفا دارد
این کانال تعطیل است🌱
«پذیرش» مقدمه‌ی بخششه. تا نپذیری مورد ظلم واقع شدی ، نمیتونی ببخشی😅 (البته گاهی ما به توهم نفسانی گمان میکنیم که مورد ظلم توسط دیگران واقع شدیم، در حالیکه ظلمی نبوده و این ناراحتی ریشه در نفسانیت و منیت ما داشته)🙂 و در صورت بروز ظلم حقیقی، مقدمه‌ی بخشش،…
میم میگه بخشیدن کسی که بهت ظلم کرده حماقته باعث میشه بیشتر ازت سو استفاده بشه

بهش میگم:
منم این احساس رو اوایل مسیرم داشتم.همش حس می کردم از نظر دیگران احمقم.ساده ام،همه دارن ازم سوء استفاده می کنند.
و عین یک پدر که قاطی بازی بچه اش میشه بهش خر سواری میده و خودش رو احمق فرض نمیکنه،تو هم به جایی میرسی که قاطی بازی آدم معمولی ها میشی، بهشون سواری میدی و اصلا خودت رو احمق فرض نمی کنی،بلکه خودت رو قدرتمند میبینی،البته قدرتی مطلق از جانب خدا.❤️

بهش میگم شبی نبوده که از شدت یاداوری ظلمی که بهم شده قلبم آتیش نگیره و بدوبدو نرم چندتا لیوان اب یخ بخورم منم خیلی اذیت شدم

میم میگه وقتی یه ادمی غرور و عزت نفستو خورد میکنه حقتو میخوره اگه بگی بخاطر خدا میبخشمش اون ادم نمیگه این عقب موندس؟

بهش میگم: بخاطر خدا از عزت نفست دفاع میکنی؟ یا بخاطر اینکه نفست اذیت شده داری ازش دفاع میکنی؟
میگی چون نفسم عقب مونده فرض میشه باید ازش دفاع کنم. پس داری بخاطر نفست ازنفست دفاع میکنی نه بخاطر خدا.
کی تو رو احمق فرض میکنه؟
آدما؟ یا خدا
اونجایی که خداسرزنشت کرد بترس.
بقیه رو ولش کنیم بره😌

#بخشش
2
این کانال تعطیل است🌱
Photo
اینجای قرآن واقعاً عاشقانه است.
شقاق واژه‌ای‌ست که وقتی به کار می‌رود که یک حقیقتِ واحد، ترک برداشته باشد؛نه جنگِ دو غریبه است و نه روبه‌روییِ دو دشمن.شقاق فقط زمانی معنا دارد که پیش از آن، یکی بوده‌ای.

حالا قرآن دعوای زن و شوهر را شقاق می‌نامد:
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا / نساء ۳۵
و این یعنی از نگاهِ قرآن، زن و مرد دو حقیقتِ جدا نیستند؛
یک «ما» هستند که شکسته است.
اگر عشق تمام شده بود، اسمش جدایی بود.
اما شقاق یعنی هنوز چیزی هست؛
هنوز پیوندی هست که درد می‌کشد.

برای همین هم قرآن دنبال مقصر نمی‌گردد.
نمی‌پرسد حق با کیه؟ نمی‌گوید قاضی بیارید
می‌گوید کمک بیارید تا این «ما» دوباره ترمیم شود:)
کمکی از جنسِ پیوند، از جنسِ فهمِ درد.
و چه لطیف است که حَکَم باید از دلِ همین حقیقتِ شکسته باشد؛
یکی از طرف زن، یکی از طرف مرد.نه بیرون از رابطه، که از درونِ آن. یعنی درمانِ شقاق، بیرون از عشق نیست؛از درونِ همان «ما» می‌جوشد.

زن و شوهر دو طرفِ یک دعوا نیستند،
دو نیمه‌ی یک حقیقت‌اند.
شاید عاشقانه‌تر از این نتوان به اختلاف نگاه کرد؛
این‌که بدانی وقتی می‌شکند،
یعنی هنوز
یکی بوده‌ای.

قرآن این‌جا می‌گوید عشق، یک احساسِ زودگذر نیست؛
یک هستیِ مشترک است.و هستی اگر بشکند،
باید ترمیمش کرد،نه رهایش.

من کیم لیلی و لیلی کیست من
ما یکی روحیم اندر دو بدن
2
این کانال تعطیل است🌱
Video
باورم نمیشه انگار همین چند وقت پیش بود که پستِ جشنِ عقدشو‌نو دیدم
قلبم درد گرفت
من هی اینو نگاه میکنم گریه میکنم
این کانال تعطیل است🌱
Photo
هرروز تولد امام حسین (ع) روز پاسدار زنگ میزدم بهت میگفتم روزت مبارک
حالا دیگه کسی نیست که بهش تبریک بگم

قراربود بعد جنگ کیک بگیریم و بیایم جشن بگیریم ازت تشکر کنیم بابت همه زحمتایی تو قسمت هوافضا میکشیدی بابت اینکه مراقبمون بودی بابت شجاعتت :)
پاسداری برای تو فقط یه عنوان نبود عشق بود


با داغ تو همه داغای قبلی هم انگار تازه شد
داغ شهادت دایی فرهاد دایی علی اکبر عمو محمد
و حالا هم داغ شهادت تو...🙂
زمان خیلی دوری به خاطر یه موضوعی با خدا قهر کرده بودم

کاملا اتفاقی با آقای پناهیان اشنا شدم و به ادمین کانالشون پیام دادم و گفتم من دوساله با خدا قهرکردم تو زندگیم احساس پوچی میکنم
ادمینشون برام صوت های چگونه مهربانی خدارو درک کنیم از آقای پناهیان رو فرستادن و گفتن برای تاثیر گذاری بیشتر یک نفر رو پیدا کن و باهم گوش بدین و چیزایی که یادگرفتین را برای هم توضیح بدین البته من خیلی تنها بودم و کسیو نداشتم که به این موضوع علاقه نشون بده، دغدغه های من شبیه دغدغه های دیگران نبود!

یک جایی آقای پناهیان میگفتن اگه با آدم نامهربان نشست و برخاست کنی نامهربان میشی چون باور میکنی تو دنیا هیچ مهربونی وجود نداره
میگفتن ما به واسطه دیدن مهربونی از دیگران به مهربونی خدا پی میبریم
اگه از کسی مهربونی ندیده باشی چطور میتونی باور کنی خدا مهربونه؟
میگفت خود شما یکی از اون ادمای مهربون باشید به دیگران مهربانی کنید تا باور دیگران رو نسبت به مهربانی خدا بالا بره
گاهی یک‌طوری دیگران را ببخشید که بگویند «وقتی بنده خدا این‌طوری می‌بخشد، خودِ خدا چطور می‌بخشد؟!»


میگفتن درباره خودت فکر کن و از خودت بپرس خدایا چرا من را افریدی! دلیلی نمیتونه داشته باشه به جز اینکه خدا میخواهد به ما مهربانی کنه

میگفت بچه ها پدرومادرشان واقعا بزرگ میبینن که غرق محبت پدرومادرشون میشن
برای همین آیات قران اکثرا عاشقانه نیست بلکه اکثرا میخواهد عظمت و بزرگی خدارو نشونت بده
نیازی نیست خدا مکرراً در قرآن بگوید «من مهربان هستم!» همین‌که خدا حاضر شده است با بندگان خود سخن بگوید، اوج مهربانی اوست!

پس بگذار که خدایی که واقعا بزرگ است برات بزرگی کنه بگذار اصلا بهت امرو نهی کنه
هرچقدر وارد این رابطه زیبا بشی محبت خدارو بیشتر لمس میکنی

نمیشه بگی خدا ۵۰درصد مهربونه۵۰درصد نامهربونه خدا مطلقا مهربونه
«غفور» قبل از رحیم ۸۰بار تو قران اومده انگار خدا گناه ما را بهانه‌ای برای آشتی قرار داده است. می‌گوید: من غفور هستم، ولی یادت باشد بالاتر از غفور، من مهربان هستم و نمی‌توانم تو را در این وضعیت ببینم

این دنیا قراره انتخاب کنیم طبیعتاً باید حق انتخاب داشته باشیم؛ برای اینکه حق انتخاب داشته باشیم، خدا عکس‌العمل فوری نشان نمی‌دهد و وقتی عکس‌العمل فوری نشان نداد فکر می‌کنیم «خدا نیست!» و فکر نمی‌کنیم که او مهربان است! اگر او را در عکس‌العمل‌های مداوم می‌دیدیم، مهربانی او را هم می‌دیدیم!
مهربانی خدا را در فرصت‌دادن مکرر به خودت ببین! وقتی در یک امتحان سقوط می‌کنی، بلافاصله خدا می‌گوید: «خُب، خودت را جمع کن و برای امتحان بعدی آماده باش، می‌خواهم یک زمینۀ دیگر برای رشد تو ایجاد کنم!» دوباره خراب می‌کنی، و او می‌گوید: «حالا یک فرصت دیگر به تو می‌دهم» و دوباره... خدایا! تو از دست من خسته نمی‌شوی؟!
کسی که این‌قدر به ما فرصت می‌دهد، هزار برابر از مادر مهربان‌تر است، و خدا دقیقاً دارد همین کار را می‌کند. ولی ما این عکس‌العمل‌های مهربانانۀ خدا را نمی‌بینیم!

مگر ما بیشترین نیازمان به مهربانی خدا نیست؟! حالا چطور باید این مهربونی را به‌دست بیاوریم؟ ما انسان هستیم و انسان‌ها با کسب و اکتساب خودشان به همه‌چیز می‌رسند. راهش این است: «ارْحَمْ تُرْحَمْ» رحم کن تا به تو رحم کنند :)

ولی آیا از دیگران هم باید رحم و مهربانی بخواهیم؟ نه!

باید به دیگران مهربانی کنیم ولی انتظار مهربانی نداشته باشیم. وقتی انتظار نداشته باشی رها می‌شوی، ضربه نمی‌خوری، مهربانی‌ات سقوط نمی‌کند و از بین نمی‌رود و می‌توانی به رحم‌ کردنت ادامه بدهی.

خدا هست؛ خدا جواب مهربانی‌های تو را می‌دهد، منتظر مهربانی دیگران نباش!


خدایا به من هم نگاه کردی؟ اگر نگاه نکنی می‌زنم زیر گریه ها!» این همان جملۀ آخر دعای کمیل است «و سِلاحُهُ البُکاء» گریه می‌کنم ها!
بعضی‌ها هستند که اگر یک‌شب کم گریه‌شان بگیرد و با خدا کم عشق‌بازی کنند، دل‌شان می‌گیرد! اینها از خود مهربانی لذت می‌برند، نه اینکه صرفاً از منافع مهربانی استفاده کنند

#مهربانی
2