درون به بیرون🌱
36 subscribers
33 photos
10 videos
1 file
2 links
اینجا سعی می کنیم نگهبان بسیار مراقبی برای قلبمون باشیم
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از شهدای هوافضا که برای اولین‌بار می‌بینید

دقیقه ۳:۰۳ شهید عقیل محمدی یک ساعت قبل شهادت در قرارگاه خاتم الانبیا :)

پ.ن: [۲۸ خرداد مراسم سالگرد شهادتت، مصادف شده با شب سوم محرم. به یاد خودت که شبیه امام حسین (ع) فرزندِ سه ساله هم داشتی و به یاد خودت که سومین فرزندِ شهید مادرت بودی و دقیقه ۳:۰۳دقیقه این ویدیو ]
14💔1
من اگر روضه‌خوان بودم، محرم امسال از دو کربلا روضه می‌خواندم.

از کربلای امام حسین(ع)؛ و از ایرانی که پرچم آزادگی و مقاوت در برابر استکبار رو در دست گرفته.🇮🇷

من اگر روضه‌خوان بودم، فقط از عطش و تشنگی عاشورا نمی‌گفتم؛ از انسان هایی میگفتم که عطشِ شهادت در راه خدا و دفاع از حقیقت دارند و از اشک‌هایی می‌گفتم که از کربلا جاری شدند و هرجا نام عزت و آزادگی آمد، راه خودشان را پیدا کردند.

من اگر روضه‌خوان بودم، از عباس(ع) می‌گفتم؛ از مردی که ستون خیمه‌ها بود. از آن لحظه که بر زمین افتاد و حرم فهمید روزهای سخت‌تری در راه است. و بعد رو به مردم می‌کردم و می‌گفتم: هر ملتی که علمدارانش را از دست بدهد، داغی را می‌چشد که با هیچ واژه‌ای نمی‌شود وصفش کرد؛ داغی که سال‌ها بعد هم از حافظه‌ی یک سرزمین پاک نمی‌شود. مثل داغ حاج قاسم مثل داغ سیدعلی حسینی خامنه ای.

من اگر روضه‌خوان بودم، از زینب می‌گفتم؛ از بانویی که نگذاشت خون شهدا زیر هیاهوی تبلیغات دشمن دفن شود. از زنی که در اوج مصیبت، روایت را به دشمن نباخت و حقیقت را نشان داد. و می‌گفتم: وطن‌ها را فقط با خون حفظ نمی‌کنند؛ با روایت هم حفظ می‌کنند.


بعد آرام همان جمله‌ی شهید آوینی را زمزمه می‌کردم: «چه می‌جویی؟ عشق همین‌جاست... عاشورا همین‌جاست...»

هرجا مردمی عزتشان را به آسایش نفروشند، هرجا مادری داغ فرزندش را برای آرمانی بزرگ تحمل کند، هرجا پرچمی به بهای خون بر زمین نماند،هرجا تازه عروسی مثلِ همسرِ وهب نصرانی از تازه دامادش بگذرد ردّ پای کربلا دیده می‌شود.

من اگر روضه‌خوان بودم، محرم امسال روضه را جوری می‌خواندم که وقتی مردم از مجلس بیرون می‌روند، ندانند برای کدام بیشتر گریه کرده‌اند؛
برای کربلای سال ۶۱ هجری...
یا برای ایرانی که هنوز بوی عاشورا و صدای هیهات من الذله می‌دهد.
چون کربلا تمام نشده است. هنوز هم حق و باطل روبه‌روی هم ایستاده‌اند. هنوز هم باید عاشورایی جنگید

#کربلا
9💔1
دلم میخواست همه چیز پاک بشه... سیاهی های قلب و روحم!

یه وقتایی آدم با دست خودش همه چیو پس میزنه تشنه است و آب رو پس میزنه تاریکه و نور را پس میزنه گم شده و نشانه هارو پس میزنه.
8🥰1
بهش میگم حسود شبیه کسیه که زغال داغ رو تو دستش گرفته تا به فلان آدم پرتاب کنه؛ اما تا وقت پرتاب برسه، دست خودشه که میسوزه🙃

میم میگه بدترین بیماری قلب حسده. حاسد در واقع به تقسیم نعمت خداوند اعتراض داره.حسد قبل از اینکه به محسود آسیب بزنه، خودِ حاسد رو گرفتار غم و اندوه می‌کنه...

بهش میگم تو کتاب معراج السعاده خوندم که حسد مراتبی داره:
مرتبه اول وقتیه که میخوای نعمت از یه ادمی گرفته بشه بدون اینکه تو سودی ببری.(بدترین حالت حسد)

مرتبه دوم بخوای اون نعمت از فلان آدم گرفته بشه تا خودت اونو به دست بیاری

مرتبه سوم نمیتونی اون نعمتو به دست بیاری و میخوای اون ادم هم نعمتو نداشته باشه.

مرتبه چهارم میل حسادت پیدا کنی اما عقلت و ایمانت مانع بشن (تو دسته چهارم امید بیشتری به نجات هست)

میم میگه راه درمان حسد چیه؟

بهش میگم برخلاف چیزی که حسد میگه رفتار کن.
دوست نداری از فلانی تعریف کنی اتفاقا ازش تعریف کن.دوست داری آبروش بره اتفاقا از آبروش دفاع کن :) دلت نمی‌خواد موفق بشه اتفاقا برای موفقیتش دعا کن.

بعضی از بزرگان اخلاق معتقدن که حسد، جراحتی است که بهبود برای آن نیست
حسد شبیه خاراندن یک زخم است؛ لحظه‌ای آرامت می‌کنه، اما هر بار عمیق‌ترش می‌کنه

ولی با تموم این حرفا من معتقدم درمان میشه
چون حسد گناهی نیست که از قدرتش بر انسان غلبه کرده باشه!
زندانیه که زندان و زندانبانش هردو نفس خودته.
زندانبان هم قدرت آزاد کردن زندانی رو داره

امام علی می فرمایند هیچ ظالمی رو ندیدم که مانند شخص حسود مظلوم باشد :)


میدونی چرا شخص حسود ظالمِ مظلومیه؟
چون قبل ظلم به دیگری اول به خودش ظلم میکنه.
به خودت ظلم نکن🙃

#حسد
👍101🕊1💔1
کسی که یه مدت بیماری جسمی رو تجربه کرده، می‌دونه آدمه بیمار معمولاً سحرها دردش بیشتر می‌شه و از شدت درد به خودش می‌پیچه و بی‌تاب‌تر می‌شه...

میشه اگه میتونید یه حمدشفا برام بخونید🙂

#موقت
12🕊4💔1
قسمت دیشب مختار رو دیدید؟

ابن زیاد از طریق زنان کوفه مردارو گول زد که از همراهی با امام حسین(ع)دست بردارن
با شعار شمشیر بده طلا بگیر
زنان رو به جون همسر و پسرشون انداخت تا اونها رو منع کنن
"چرا جونتو به خطر بندازی ‌که بعدا غرامت جنگی بگیری راحت الان طلا بگیر و برام سینه ریز بخر "

حالا سکانسو بیایم جلوتر همسر زهیر مردی که از روبه رویی با امام حسین(ع) امتناع میکرد و دلش به تجارت گرم بود رو فرستاد به دیدار امامش و بعد دلش هم همراه امام شد.

حالا باز سکانسو بیایم جلوتر
همسر ومادر وهب تو عاشورا جلوی وهب رو نگرفتن بااینکه همسر وهب یه تازه عروس بود که فقط۱۷روز از ازدواجشون گذشته بود ولی مانع نشد و فقط قول شفاعت گرفت

بعد از به شهادت رسوندن وهب سرشو به سمت خیمه ها پرت کردن مادر وهب سر پسرشو بوسید و گفت ما چیزی که در راه خدا دادیم و پس نمیگیریم و سر پسرشو پرت کرد به سمت خیمه ی دشمن

و می رسیم به زینبی که تو اوج مصیبت روایت میکنه و روایت رو به یزید تو اون تبلیغات دشمن نمیبازه

میبینید عاشورا همش قصه ی زنان بوده
همسری که میتونه عاقبت به خیرت کنه یا عاقبت به شر
😇یار زندگیت رو درست انتخاب کن
15💔1
درون به بیرون🌱
چند وقت پیش دلم گرفته بود رفتم تو سایت رهبری و براشون نامه نوشتم و بخاطر یه موضوعی دردودل کردم امیدی نداشتم که جواب نامه ام رو بدن امروز پست اومد دم خونمون رهبر برام جانماز فرستادن 🥲انگار میخواستن بهم بگن نماز راه نجات از اون درده
من ممنونم که راه‌ رسیدن دعاهامون به درگاه خدا بسیار متنوعه ! مثلاً دردلای یه نفر تو قلبش میمونه و یک نفر دیگه یک کاغذِ سفیده که احتمالاً روش هم نوشته شده شکستنی و دردلای من توی یک پیام اینترنتی ۲ ماه قبل شهادت آقا کاملا بی تکلف و با چشمای گریون برای رهبر نوشته شد. اخه میگن عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است...

حاملِ تمام این دردل ها و دعاها کسیه که خدا بهش نه نمیگه همونجور که پاداش تموم مجاهدت هایش رو با شهادت ازش خرید و دعای الهم الرزقنا شهادت فی سبیلک اش رو شنید .یا اونموقعی که به خانواده های شهدا با حسرت میگفت ای کاش مرگ ماهم شبیه بچه های شما بشه...

من امیدوارم به واسطه ای که بین من و خداست .چون این واسطه آقایی است که دردهای من رو، حتیٰ چیزایی که تو نامه ام ننوشته ام رو تمام و کمال به گوشِ خدا می‌رسونه و شاید قراره دوتایی درباره‌ی من ساعت‌ها باهم حرف بزنن :))) اخه اقا رسم مهربانی رو خیلی خوب بلد بودن...

اخه منکه چیزی از شما تو نامه ام نخواستم اما شما کریم بودید و برام سجاده و مهر تربت امام حسین (ع) و تسبیح فرستادید

شاید با خودتون زمزمه کردید که اگه به سجده بیوفته و روی این تربت محبوب دلش بشکنه
تربت میگه خدایا چیشده که پاسخ این بچه رو نمی‌دهی؟ نکنه اشک‌هاشو نمی‌بینی؟

اخه خود آقا هم بعد از نماز چشماشونو به روی تربت امام حسین(ع)می کشیدند

مثل آقای شهیدم بارها بعد از نماز
چشم هارا گریه کن ها روی تربت میکشند
💔101
اگه مجبور شدی غر بزنی بهتره بدونی که غر زدن نباید داخلش ناشکری از خدا و طرف مقابلت باشه، تحقیر باشه، همراه ناامیدی، جزع فزع و بی‌صبری باشه، غر زدن نباید با تسلیم شدن و دیگه فایده نداره همراه بشه.

غر زدن( جز در موارد خاص مثل رفع ظلم درمان یک فرد یا مشورت) بهتره به محضر خدا باشه نه خلق خدا 🥲

آدم گاهی واقعاً کم میاره. دلش می‌خواد یکی زحمتش رو ببینه، قدرش رو بدونه، کمکش کنه. این احساس، طبیعی و قابل فهمه.
اما اگر هیچ‌کس نفهمید من چقدر زحمت کشیدم، خدا هم نفهمیده؟

امام خمینی یه حرف قشنگی دارن. می‌گن ریشه‌ی خیلی از رذایل اخلاقی، حبّ نفسه؛ همون «من» که دوست داره همیشه دیده بشه، راحت باشه و همه چیز طبق میلش پیش بره.
غر زدن هم یکی از صداهای همین «من» هست
وقتی مدام با خودم می‌گم: «چرا فقط من؟»، «چرا کسی منو نمی‌بینه؟»، «چرا همه چیز افتاده گردن من؟»

غر زدن ناشی از اینه که آدم دلش به حال خودش سوخته...
یه راهکاری که موقع غر زدن امتحان کردم اینه که دلم برای خودم نسوزه! به این فکر کنم که خدا چه فرصت خوبی برای خدمت به دیگری جلوی پام قرار داده و من فقط دارم سختیشو می بینم.
امام حسین (ع)می فرمایند: نیازمندی های مردم به شما از نعمت های خداست برشما. از این نعمت افسرده و بیزار نباشید.


یه آیه هم هست در قران که میگه صدقاتتون رو با آزار و اذیت باطل نکنید🙃
هربار این آیه رو میخونم با خودم میگم نکنه غر زدن هم یجور آزار و اذیته؟

چون خیلی وقت‌ها آدم بعد از یه خدمت، با غر زدن همون خدمت رو به رخ طرف مقابل می‌کشه. انگار با زبونش مدام یادآوری می‌کنه: «ببین من برات چی کار کردم.» فقط با چند جمله تبدیل می‌شه به بار روی دوشش .

قطعا غرزدن کامل از بین نمیره...
ولی میشه از مرحله غیر ارادی غر زدن به مرحله ای برسی که با کنترل غربزنی یعنی انسان مالک زبان خودش باشه نه اسیر شرایط...

وقتی یه ماجرایی داره خشمگینت میکنه، وقتی داره طاقتتو میبره، وقتی به انتهای آستانه ی تحمل و رنجت رسیده. همونجا نقطه ی رشدته .اگر اون موقع درست عمل کنی رشد میکنی.

اگر من اون موقع که صبرم تموم میشه . غر نزنم و یه لحظه به خودم تذکر بدم که اینجا همون نقطه رشدمه یذره دیگه صبر کنم تمومه، سعه صدر پیدا میکنم و نتیجه این سعه صدر این میشد که تو موقعیت سخت تر راحت تر خشمم رو کنترل میکردم

فکر میکنی همه ی این ها اتفاقیه، فکر میکنی چقدر بقیه بی توجهن،چقدر بقیه تنبلن!
اما این موقعیتا رو خدا سر راهت قرارمیده که امتحانت کنه تا بهت سعه وجودی بده. اما ما با غر زدن میندازیش دور😇

#غضب
8
ای مسیحای علی اعجاز کن
@Maddahionlin
یه گوشه جمکران نشستم و این روضه رو گوش میدم. اخه آقای شهید همش میگفتن روضه ی مادر بخونید :)
🕊5💔1
اولویت قرار در هر مکان

📍مشهد
12
مردِ خجالتی و محجوبِ رؤیاهای من...
گاهی با خودم فکر می‌کنم خدا آدما رو یه‌دفعه به هم نمی‌رسونه.اول، هر کدومشون رو یه جایی دور از اون یکی می‌ذاره...بعد، آروم‌آروم شروع می‌کنه به ساختنشون.

شاید امروز، تو داری یاد می‌گیری چطور مردِ روزهای سختِ زندگی‌مون باشی...
و من دارم یاد می‌گیرم چطور پناهِ خستگیِ یه مرد باشم.

ما هنوز همدیگه رو نمی‌شناسیم،
شاید خدا، قبل از اینکه ما رو به هم برسونه،
دل‌هامون رو به یه قرارِ نانوشته سپرده باشه.
قراری که من، این طرفِ دنیا، حواسم به دلم باشه...و تو، اون طرفِ دنیا، حواست به نگاهت.

من یاد بگیرم به هر رهگذری دل نبندم.
و تو یاد بگیری از هر رهگذری دل نبری.
من حواسم به حرمتِ دوست داشتن باشه.
و تو حواست به حرمتِ نگاه.
من یاد بگیرم آرامش باشم و تو پناه.
بی اینکه اسمِ همدیگه رو بدونیم،شاید سال‌هاست داریم برای رسیدن به هم آماده می‌شیم.

دلم نمی‌خواد وقتی رسیدی،دنیا اون‌قدر خسته‌ات کرده باشه که مهربونی‌ات رو از یاد برده باشی.دلم نمی‌خواد سختی‌های زندگی،اون خجالتِ آروم و قشنگِ نگاهت رو ازت گرفته باشه.کاش دنیا تو رو از خودِ خوبت دور نکرده باشه :)))

می‌خوام وقتی یه روز روبه‌روی هم نشستیم،
با لبخند به هم نگاه کنیم و آروم توی دلمون بگیم:
«پس همه‌ی اون روزایی که فکر می‌کردیم فقط داریم خودمون رو می‌سازیم...
خدا، بی‌صدا داشت ما رو برای هم می‌ساخت.»

و گاهی...دلم پناه می‌بره به خیال.خیال می‌کنم همین حالا،یه جایی توی همین دنیا،تو هم حواست به دلت هست... حواست به حرمتِ دوست داشتن.
شاید هیچ‌کس نفهمیده باشه پشتِ اون سکوتِ آرومت،چقدر انتخاب و خویشتن‌داری بوده.

که روزی که به هم رسیدیم،
قلبی رو به من می‌سپری
که سال‌ها با صبوری،با نجابت،با انتخاب‌های سخت،و با خدا نگهش داشتی
انگار ما، بی‌خبر از هم،داریم برای هم آماده می‌شیم :)

پیامبر(ص)فرمودند:
در بدن آدمی پاره‌گوشتی است که اگر درست باشد، همه‌ی بدن درست است و اگر فاسد شود، همه‌ی بدن فاسد می‌شود؛ آگاه باشید که آن، قلب است
من دوست دارم خیال کنم... تو هم سال‌هاست که حواست به این تکه‌ی مهمِ وجودت هست.
10💘2