این کانال تعطیل است🌱
تمثیلات حائری شیرازی
آقای حائری تو کتابشون می گفتند:
«همونطور که غذا خوردن مان را تنظیم می کنیم. روحیات خودمون رو هم باید تنظیم کنیم. مثلا وقتی شیرینی زیاد میخوری دلت چیزهای ترش می خواهد یا وقتی ترشی میخوری دلت شیرینی می خواهد
حرف هایی که انسان می شنود نیز بعضی هایشان شیرین است و بعضی هایشان هم ترش یا تلخ.
تعریف و تمجید هایی که از انسان می شود شیرین است و رنج ها و انتقادها ترش و تلخ
همه ی این ها لازم است هر کدامش به اندازه ی خودش. پس اگر کسی به شما شیرینی بیش از حد تعارف کرد. خودتان به خودتان ترشی بخورانید و واعظ خودتان باشید»
___
داشتم با یکی از دوستام تو تلگرام چت می کردم.صحبتمون تموم شد و افتادیم به تعارفات موقع خداحافظی.
خداحافظی کردم و اون بسیار با محبت جوابی داد.جواب محبتش رو دادم و او دوباره با محبت بیشتری جواب داد و از من شروع به تعریف کردن، کرد و من این بار جوابی ندادم
یه لحظه از خودم پرسیدم :
فاطمه واسه اینکه با کلاس باشی جواب ندادی یا واسه اینکه بهش زحمت نوشتن بیشتر رو ندی ؟
اگه واسه کلاس گذاشتن و منیت ات هست و اینکه آخرین پیام تعریف از خودت باشه و اون تموم کننده گفتگو باشه؛پیام آخرش رو باید جواب بدی تا تکبر خودت رو بشکنی و اگه برای دفع زحمت اونه که بیشتر از این بهش زحمت نوشتن ندی، نیازی به جواب دادن نیست و گوشیت رو خاموش کن
یکم با خودم فکر کردم و دیدم برای اینکه با کلاس باشم و دم دستی و بدون پرستیژ محسوب نشم و اون تمام کننده گفتگو باشه میخواستم جوابشو ندم
لحظه ای بعد منم ازش تعریف کردم و با مهربانی خداحافظی کردم و صفحه ی گوشیم رو با لبخند خاموش کردم🙂
« دعای کمیل : وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ.
و چه بسیار ستایش نیکویی که شایسته و لایق آن نبودم و تو در میان مردم پخش کردی »
#تکبر
«همونطور که غذا خوردن مان را تنظیم می کنیم. روحیات خودمون رو هم باید تنظیم کنیم. مثلا وقتی شیرینی زیاد میخوری دلت چیزهای ترش می خواهد یا وقتی ترشی میخوری دلت شیرینی می خواهد
حرف هایی که انسان می شنود نیز بعضی هایشان شیرین است و بعضی هایشان هم ترش یا تلخ.
تعریف و تمجید هایی که از انسان می شود شیرین است و رنج ها و انتقادها ترش و تلخ
همه ی این ها لازم است هر کدامش به اندازه ی خودش. پس اگر کسی به شما شیرینی بیش از حد تعارف کرد. خودتان به خودتان ترشی بخورانید و واعظ خودتان باشید»
___
داشتم با یکی از دوستام تو تلگرام چت می کردم.صحبتمون تموم شد و افتادیم به تعارفات موقع خداحافظی.
خداحافظی کردم و اون بسیار با محبت جوابی داد.جواب محبتش رو دادم و او دوباره با محبت بیشتری جواب داد و از من شروع به تعریف کردن، کرد و من این بار جوابی ندادم
یه لحظه از خودم پرسیدم :
فاطمه واسه اینکه با کلاس باشی جواب ندادی یا واسه اینکه بهش زحمت نوشتن بیشتر رو ندی ؟
اگه واسه کلاس گذاشتن و منیت ات هست و اینکه آخرین پیام تعریف از خودت باشه و اون تموم کننده گفتگو باشه؛پیام آخرش رو باید جواب بدی تا تکبر خودت رو بشکنی و اگه برای دفع زحمت اونه که بیشتر از این بهش زحمت نوشتن ندی، نیازی به جواب دادن نیست و گوشیت رو خاموش کن
یکم با خودم فکر کردم و دیدم برای اینکه با کلاس باشم و دم دستی و بدون پرستیژ محسوب نشم و اون تمام کننده گفتگو باشه میخواستم جوابشو ندم
لحظه ای بعد منم ازش تعریف کردم و با مهربانی خداحافظی کردم و صفحه ی گوشیم رو با لبخند خاموش کردم🙂
« دعای کمیل : وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ.
و چه بسیار ستایش نیکویی که شایسته و لایق آن نبودم و تو در میان مردم پخش کردی »
#تکبر
❤6
این کانال تعطیل است🌱
دلشکستگی...
شهید مطهری تو کتابشون میگن: از نازک نارنجی بودن بیرون بیا! براچی انقدر زود از بقیه می رنجی ؟ به این نفس که انقدر لذت گناه رو چشیده رنج اطاعت بچشون🥲
مرد اونه که از چیزی که بهش چسبیده جدا بشه و هجرت کنه!
بعدشم همیشه آخر صحبتشون میگن اگه فلان ویژگی رو داشته باشی انسان نیستی!
خدایا پس من چی ام :))))؟
چرا شبیه اون انسانی که شهید مطهری تو کتابش توصیف میکنه نیستم
شهید مطهری میگن :با نازک و نارنجی بودن آدم بنده ی خدا نمیشه!باید از دیگران بی نیاز بشی
بندگی خدا مساویه با آزادشدن از غیر خدا...
عظمت خدارو باید در ملازمت با حقارت غیر خدا ببینی
وقتی غیر خدارو کوچک دیدی دیگه بندگیشو نمی کنی!ریشه رنجیدن در اینه که به غیرخدا دلبسته شدی.
ای دل! اگر دلی، دل از آن یار درمدزد
ای سر! اگر سری، نکن این سجده سرسری
حتی دل شکستگی ام باید در راه خدا باشه
اگه بقیه دلت بشکونن قبول نیست؟
خدایا من چیکار کنم که دلم رو بقیه نتونن بشکونن؟
که شبیه آدم نازک و نارنجی کتاب شهید مطهری نباشم؟
اگر هر رنجیدنی نشانه دلبستگی به غیر خداست، پس تکلیف قلبی که برای دوست داشتن آفریده شده چیست؟
بعضی وقتها نمیدانم باید با دلبستگیهایم بجنگم یا آنها را تربیت کنم.
مگر دل انسان ها میتونه، یک دل آسیبناپذیر بشه؟
و شاید تمام فاصله من با آن انسانی که شهید مطهری توصیف میکند، همینجاست:
اینکه هنوز خیلی چیزها غیر از خدا در دلم سهم دارند.
#زودرنجی
مرد اونه که از چیزی که بهش چسبیده جدا بشه و هجرت کنه!
بعدشم همیشه آخر صحبتشون میگن اگه فلان ویژگی رو داشته باشی انسان نیستی!
خدایا پس من چی ام :))))؟
چرا شبیه اون انسانی که شهید مطهری تو کتابش توصیف میکنه نیستم
شهید مطهری میگن :با نازک و نارنجی بودن آدم بنده ی خدا نمیشه!باید از دیگران بی نیاز بشی
بندگی خدا مساویه با آزادشدن از غیر خدا...
عظمت خدارو باید در ملازمت با حقارت غیر خدا ببینی
وقتی غیر خدارو کوچک دیدی دیگه بندگیشو نمی کنی!ریشه رنجیدن در اینه که به غیرخدا دلبسته شدی.
ای دل! اگر دلی، دل از آن یار درمدزد
ای سر! اگر سری، نکن این سجده سرسری
حتی دل شکستگی ام باید در راه خدا باشه
اگه بقیه دلت بشکونن قبول نیست؟
خدایا من چیکار کنم که دلم رو بقیه نتونن بشکونن؟
که شبیه آدم نازک و نارنجی کتاب شهید مطهری نباشم؟
اگر هر رنجیدنی نشانه دلبستگی به غیر خداست، پس تکلیف قلبی که برای دوست داشتن آفریده شده چیست؟
بعضی وقتها نمیدانم باید با دلبستگیهایم بجنگم یا آنها را تربیت کنم.
مگر دل انسان ها میتونه، یک دل آسیبناپذیر بشه؟
و شاید تمام فاصله من با آن انسانی که شهید مطهری توصیف میکند، همینجاست:
اینکه هنوز خیلی چیزها غیر از خدا در دلم سهم دارند.
#زودرنجی
❤9
رویای من زیر آوار نمانده
قرار بود همین روزها رزومه امو بفرستم برای اینجا و با تلاشایی که کرده بودم میدونستم که شایستگی علمی کار تو اینجا رو دارم .
راستشو بگم کل دوران دانشگاه رو فقط بخاطر کار کردن تو اینجا درس خوندم :)
ولی تو جنگ رمضان چندین بار محل اصابت قرار گرفت و سندی شد از جنایت اسرائیل.
اسرائیل و آمریکا فکر میکنن مکان علمی و خودکفایی علمی ایران رو نشونه بگیرن و حتی از اون بالاتر دانشمند و نخبه ترور کنن همه چی تمومه :)
نه تموم نیست! مگه نمیدانید دانش با ترور خاموش نمیشه؟
دانش با زدن دانشگاه و محل کار رویاهای ما از بین نمیره؟
شهید خامنه ای به ما ادبیات" مقاومت "رو یاد داد.
مقاومتی که هرچقدر هم دست به تجاوز و شرارت بزنید هزاران جوانی که اراده ساختن و پیشرفت وطنشون دارن رو نمیتونید متوقف کنید!
چقدر حقیرید که فکر میکنید راه علم ما جوونای ایرانی با خون و آوار متوقف میشه 🙃
شما از علم ما می ترسید چون تو رقابت علمی با ایران همیشه ناتوان و مغلوب بودید🤌
#روایت_جنگ_رمضان
قرار بود همین روزها رزومه امو بفرستم برای اینجا و با تلاشایی که کرده بودم میدونستم که شایستگی علمی کار تو اینجا رو دارم .
راستشو بگم کل دوران دانشگاه رو فقط بخاطر کار کردن تو اینجا درس خوندم :)
ولی تو جنگ رمضان چندین بار محل اصابت قرار گرفت و سندی شد از جنایت اسرائیل.
اسرائیل و آمریکا فکر میکنن مکان علمی و خودکفایی علمی ایران رو نشونه بگیرن و حتی از اون بالاتر دانشمند و نخبه ترور کنن همه چی تمومه :)
نه تموم نیست! مگه نمیدانید دانش با ترور خاموش نمیشه؟
دانش با زدن دانشگاه و محل کار رویاهای ما از بین نمیره؟
شهید خامنه ای به ما ادبیات" مقاومت "رو یاد داد.
مقاومتی که هرچقدر هم دست به تجاوز و شرارت بزنید هزاران جوانی که اراده ساختن و پیشرفت وطنشون دارن رو نمیتونید متوقف کنید!
چقدر حقیرید که فکر میکنید راه علم ما جوونای ایرانی با خون و آوار متوقف میشه 🙃
شما از علم ما می ترسید چون تو رقابت علمی با ایران همیشه ناتوان و مغلوب بودید🤌
#روایت_جنگ_رمضان
💔8❤2🥰1
📌دسته بندی مطالب اخلاقی کانال :
بخشش(۱)
بخشش(۲)
بخشش(۳)
بخشش(۴)
تکبر(۱)
تکبر(۲)
دعا(۱)
دعا(۲)
دعا(۳)
دعا(۴)
دعا(۵)
مهربانی(۱)
مهربانی(۲)
مهربانی(۳)
مهربانی(۴)
مهربانی(۵)
مهربانی(۶)
مبارزه با نفس(۱)
ورع(۱)
زودرنجی(۱)
حسد(۱)
غضب(۱)
این لیست به روز خواهد شد.
شاید چیزی بخواید بهم بگید
ربات ناشناس:
https://t.me/HarfChatBot?start=5a12963a4de9
بخشش(۱)
بخشش(۲)
بخشش(۳)
بخشش(۴)
تکبر(۱)
تکبر(۲)
دعا(۱)
دعا(۲)
دعا(۳)
دعا(۴)
دعا(۵)
مهربانی(۱)
مهربانی(۲)
مهربانی(۳)
مهربانی(۴)
مهربانی(۵)
مهربانی(۶)
مبارزه با نفس(۱)
ورع(۱)
زودرنجی(۱)
حسد(۱)
غضب(۱)
این لیست به روز خواهد شد.
شاید چیزی بخواید بهم بگید
ربات ناشناس:
https://t.me/HarfChatBot?start=5a12963a4de9
❤4🕊2💔1
¹¹⁰شِیدآ .
وقتی کارد به استخون میرسه دادگاه برگزار میکنی اونم اینطوری☺️😂
سوال: برای اینکه خدا دلش برام بسوزه ، چکار کنم؟ مثل داوود و ایوب شکایت کنم؟ 🙃
در یک کتاب خوانده ام که داود لب به شکایت باز میکنه و میگه :خدایا چرا دور ایستادهای؟ و یا در تورات ایوب بخاطر زندگی سختی که داره از خدا میپرسه: آیا میخواهی مرا چون سفالی بشکنی؟ :)
من نمیتونم مثل داوود و ایوب، لب به شکایت باز کنم آخه من خجالت میکشم...
اجازه بده امشب اینجوری صدایت بزنم:
ای بند زنندهی دلِ درخود شکستگان
خدایا من از ضعف نفسم دارم به تو شکایت میکنم. من کوچولو ام هنوز و از فلان رفتار ادما زود ناراحت میشم، من از آزار و اذیت فلان آدم آزرده خاطرم. تو خودت نفس من رو قوی کن و من رو در برابر عزیزانم مهربون کن.
خدایا ؛ میشه لطفاً مصداق آیه ی
فَأسۡتَجَبـنَا لَهُ وَ نَجَّينٰهُ مِنَ ألغَـمِّ(اورا از اندوه نجات دادیم) رو به دست یکیاز اون فرشته خوبهات برام بفرستی؟
یا مثلا مصداق آیه ی
ما وَدّعَکَ رَبُکَ ..خدایت تو را رها نکرده
یا مثلا بهم بگو رزقی که برایم مقدر شده
هرگز از دستم نمیرود
یا مثلا بهم بگو قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ
ما نگاههای انتظارآمیز تو را به سوی آسمان میبینیم
____
پ.ن:من دیدم معصوم هم همینکارو میکنه موقع شکایت کردن، نفرین نمیکنه بلکه شکایتش رو به دعا میکشونه میتونید مناجات شاکین امام سجاد رو در صحیفه سجادیه بخونید❤️
#دعا
در یک کتاب خوانده ام که داود لب به شکایت باز میکنه و میگه :خدایا چرا دور ایستادهای؟ و یا در تورات ایوب بخاطر زندگی سختی که داره از خدا میپرسه: آیا میخواهی مرا چون سفالی بشکنی؟ :)
من نمیتونم مثل داوود و ایوب، لب به شکایت باز کنم آخه من خجالت میکشم...
اجازه بده امشب اینجوری صدایت بزنم:
ای بند زنندهی دلِ درخود شکستگان
خدایا من از ضعف نفسم دارم به تو شکایت میکنم. من کوچولو ام هنوز و از فلان رفتار ادما زود ناراحت میشم، من از آزار و اذیت فلان آدم آزرده خاطرم. تو خودت نفس من رو قوی کن و من رو در برابر عزیزانم مهربون کن.
خدایا ؛ میشه لطفاً مصداق آیه ی
فَأسۡتَجَبـنَا لَهُ وَ نَجَّينٰهُ مِنَ ألغَـمِّ(اورا از اندوه نجات دادیم) رو به دست یکیاز اون فرشته خوبهات برام بفرستی؟
یا مثلا مصداق آیه ی
ما وَدّعَکَ رَبُکَ ..خدایت تو را رها نکرده
یا مثلا بهم بگو رزقی که برایم مقدر شده
هرگز از دستم نمیرود
یا مثلا بهم بگو قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ
ما نگاههای انتظارآمیز تو را به سوی آسمان میبینیم
____
پ.ن:من دیدم معصوم هم همینکارو میکنه موقع شکایت کردن، نفرین نمیکنه بلکه شکایتش رو به دعا میکشونه میتونید مناجات شاکین امام سجاد رو در صحیفه سجادیه بخونید❤️
#دعا
❤11💔1
شب قدر امسال داشتم دعای ابوحمزه را میخوندم رسیدم به این بند که میگه:
أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي
شاید دوست نداشتی که صدای دعا کردنم رو بشنوی
من اون لحظه واقعا دلم شکست
تقریبا پنج سالی میشد که همش راه حل خودمو خوشگلش میکردم بعد میبردمش پیش خدا
دعای ۴۸صحیفه رو هم ضمیمه دعام میکردم
اونجاش که میگه:
خدایا کاری نکن که من از غم و غصه بمیرم، دعام رو مستجاب کن و جوابمو بهم بده و بهم بفهمون که جوابمو دادی.
بعد خدا هم مستجاب نمی کرد منم میگفتم خدایا ببین من چقدر خوب و صبورم ولی اصلا دلت به حال من نمیسوزه اصلا برات مهم نیست. حتی تا مرز استجابت دعا منو میبری ولی اون اتفاقی که من میخوامو نمیزاری بیوفته که بیشتر دلم رو بسوزونی.
و پافشاری می کردم روی راهِحَلَ مشکلم.
قرآن رو باز کردم تا به خیال خودم تفألی زده باشم به آیات و تأییدی بگیرم برای دو دو تا چارتای خودم!
و در ناباوری مواجه شدم با آیه ۳۳ یوسف!
یوسف میخواست از کید زنهای مصر نجات پیدا کنه و توی دام نیفته، به خدا پناه آورد و گفت: خدایا زندان برای من بهتر از چیزیه که این زنها دنبالشن: رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ...
و یوسف افتاد زندان
یوسف به خدا راهکار داده بود، گفته بود من رو بنداز زندان تا از شر این زنها خلاص بشم
در حالیکه میتونست به خدا بگه من رو از شرشون خلاص کن، از هر راه خیر و خوبی که خودت میدونی...
و کسی چه میدونه که اگه یوسف زندان رو طلب نکرده بود، خدا با چه راهکار بهتر و آسونتری نجاتش میداد؟
فاطمه چرا به جای دعا ، در حال راهحل دادن به خدایی؟
چرا فکر میکنی خدا ممکنه بلد نباشه و تو باید راهکارو نشونش بدی؟
دعایعنی اعتراف به ندانستن بهترین راه حل یعنی بگی خدایا این گره زندگی منه و منم راه باز شدنش رو بلد نیستم
صفایی حائری تو کتابشون نوشته بودند
گاهی خدا با ندادن، تو را به دعای عمیقتر میرسانه بعضی دعاها برای رسیدن نیستند؛ برای ساخته شدناند.
#دعا
أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي
شاید دوست نداشتی که صدای دعا کردنم رو بشنوی
من اون لحظه واقعا دلم شکست
تقریبا پنج سالی میشد که همش راه حل خودمو خوشگلش میکردم بعد میبردمش پیش خدا
دعای ۴۸صحیفه رو هم ضمیمه دعام میکردم
اونجاش که میگه:
خدایا کاری نکن که من از غم و غصه بمیرم، دعام رو مستجاب کن و جوابمو بهم بده و بهم بفهمون که جوابمو دادی.
بعد خدا هم مستجاب نمی کرد منم میگفتم خدایا ببین من چقدر خوب و صبورم ولی اصلا دلت به حال من نمیسوزه اصلا برات مهم نیست. حتی تا مرز استجابت دعا منو میبری ولی اون اتفاقی که من میخوامو نمیزاری بیوفته که بیشتر دلم رو بسوزونی.
و پافشاری می کردم روی راهِحَلَ مشکلم.
قرآن رو باز کردم تا به خیال خودم تفألی زده باشم به آیات و تأییدی بگیرم برای دو دو تا چارتای خودم!
و در ناباوری مواجه شدم با آیه ۳۳ یوسف!
یوسف میخواست از کید زنهای مصر نجات پیدا کنه و توی دام نیفته، به خدا پناه آورد و گفت: خدایا زندان برای من بهتر از چیزیه که این زنها دنبالشن: رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ...
و یوسف افتاد زندان
یوسف به خدا راهکار داده بود، گفته بود من رو بنداز زندان تا از شر این زنها خلاص بشم
در حالیکه میتونست به خدا بگه من رو از شرشون خلاص کن، از هر راه خیر و خوبی که خودت میدونی...
و کسی چه میدونه که اگه یوسف زندان رو طلب نکرده بود، خدا با چه راهکار بهتر و آسونتری نجاتش میداد؟
فاطمه چرا به جای دعا ، در حال راهحل دادن به خدایی؟
چرا فکر میکنی خدا ممکنه بلد نباشه و تو باید راهکارو نشونش بدی؟
دعایعنی اعتراف به ندانستن بهترین راه حل یعنی بگی خدایا این گره زندگی منه و منم راه باز شدنش رو بلد نیستم
صفایی حائری تو کتابشون نوشته بودند
گاهی خدا با ندادن، تو را به دعای عمیقتر میرسانه بعضی دعاها برای رسیدن نیستند؛ برای ساخته شدناند.
«وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۗ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»
#دعا
❤10💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از شهدای هوافضا که برای اولینبار میبینید
دقیقه ۳:۰۳ شهید عقیل محمدی یک ساعت قبل شهادت در قرارگاه خاتم الانبیا :)
دقیقه ۳:۰۳ شهید عقیل محمدی یک ساعت قبل شهادت در قرارگاه خاتم الانبیا :)
پ.ن: [۲۸ خرداد مراسم سالگرد شهادتت، مصادف شده با شب سوم محرم. به یاد خودت که شبیه امام حسین (ع) فرزندِ سه ساله هم داشتی و به یاد خودت که سومین فرزندِ شهید مادرت بودی و دقیقه ۳:۰۳دقیقه این ویدیو ]
❤14💔1
من اگر روضهخوان بودم، محرم امسال از دو کربلا روضه میخواندم.
از کربلای امام حسین(ع)؛ و از ایرانی که پرچم آزادگی و مقاوت در برابر استکبار رو در دست گرفته.🇮🇷
من اگر روضهخوان بودم، فقط از عطش و تشنگی عاشورا نمیگفتم؛ از انسان هایی میگفتم که عطشِ شهادت در راه خدا و دفاع از حقیقت دارند و از اشکهایی میگفتم که از کربلا جاری شدند و هرجا نام عزت و آزادگی آمد، راه خودشان را پیدا کردند.
من اگر روضهخوان بودم، از عباس(ع) میگفتم؛ از مردی که ستون خیمهها بود. از آن لحظه که بر زمین افتاد و حرم فهمید روزهای سختتری در راه است. و بعد رو به مردم میکردم و میگفتم: هر ملتی که علمدارانش را از دست بدهد، داغی را میچشد که با هیچ واژهای نمیشود وصفش کرد؛ داغی که سالها بعد هم از حافظهی یک سرزمین پاک نمیشود. مثل داغ حاج قاسم مثل داغ سیدعلی حسینی خامنه ای.
من اگر روضهخوان بودم، از زینب میگفتم؛ از بانویی که نگذاشت خون شهدا زیر هیاهوی تبلیغات دشمن دفن شود. از زنی که در اوج مصیبت، روایت را به دشمن نباخت و حقیقت را نشان داد. و میگفتم: وطنها را فقط با خون حفظ نمیکنند؛ با روایت هم حفظ میکنند.
بعد آرام همان جملهی شهید آوینی را زمزمه میکردم: «چه میجویی؟ عشق همینجاست... عاشورا همینجاست...»
هرجا مردمی عزتشان را به آسایش نفروشند، هرجا مادری داغ فرزندش را برای آرمانی بزرگ تحمل کند، هرجا پرچمی به بهای خون بر زمین نماند،هرجا تازه عروسی مثلِ همسرِ وهب نصرانی از تازه دامادش بگذرد ردّ پای کربلا دیده میشود.
من اگر روضهخوان بودم، محرم امسال روضه را جوری میخواندم که وقتی مردم از مجلس بیرون میروند، ندانند برای کدام بیشتر گریه کردهاند؛
برای کربلای سال ۶۱ هجری...
یا برای ایرانی که هنوز بوی عاشورا و صدای هیهات من الذله میدهد.
چون کربلا تمام نشده است. هنوز هم حق و باطل روبهروی هم ایستادهاند. هنوز هم باید عاشورایی جنگید
#کربلا
از کربلای امام حسین(ع)؛ و از ایرانی که پرچم آزادگی و مقاوت در برابر استکبار رو در دست گرفته.🇮🇷
من اگر روضهخوان بودم، فقط از عطش و تشنگی عاشورا نمیگفتم؛ از انسان هایی میگفتم که عطشِ شهادت در راه خدا و دفاع از حقیقت دارند و از اشکهایی میگفتم که از کربلا جاری شدند و هرجا نام عزت و آزادگی آمد، راه خودشان را پیدا کردند.
من اگر روضهخوان بودم، از عباس(ع) میگفتم؛ از مردی که ستون خیمهها بود. از آن لحظه که بر زمین افتاد و حرم فهمید روزهای سختتری در راه است. و بعد رو به مردم میکردم و میگفتم: هر ملتی که علمدارانش را از دست بدهد، داغی را میچشد که با هیچ واژهای نمیشود وصفش کرد؛ داغی که سالها بعد هم از حافظهی یک سرزمین پاک نمیشود. مثل داغ حاج قاسم مثل داغ سیدعلی حسینی خامنه ای.
من اگر روضهخوان بودم، از زینب میگفتم؛ از بانویی که نگذاشت خون شهدا زیر هیاهوی تبلیغات دشمن دفن شود. از زنی که در اوج مصیبت، روایت را به دشمن نباخت و حقیقت را نشان داد. و میگفتم: وطنها را فقط با خون حفظ نمیکنند؛ با روایت هم حفظ میکنند.
بعد آرام همان جملهی شهید آوینی را زمزمه میکردم: «چه میجویی؟ عشق همینجاست... عاشورا همینجاست...»
هرجا مردمی عزتشان را به آسایش نفروشند، هرجا مادری داغ فرزندش را برای آرمانی بزرگ تحمل کند، هرجا پرچمی به بهای خون بر زمین نماند،هرجا تازه عروسی مثلِ همسرِ وهب نصرانی از تازه دامادش بگذرد ردّ پای کربلا دیده میشود.
من اگر روضهخوان بودم، محرم امسال روضه را جوری میخواندم که وقتی مردم از مجلس بیرون میروند، ندانند برای کدام بیشتر گریه کردهاند؛
برای کربلای سال ۶۱ هجری...
یا برای ایرانی که هنوز بوی عاشورا و صدای هیهات من الذله میدهد.
چون کربلا تمام نشده است. هنوز هم حق و باطل روبهروی هم ایستادهاند. هنوز هم باید عاشورایی جنگید
#کربلا
❤9💔1
دلم میخواست همه چیز پاک بشه... سیاهی های قلب و روحم!
یه وقتایی آدم با دست خودش همه چیو پس میزنه تشنه است و آب رو پس میزنه تاریکه و نور را پس میزنه گم شده و نشانه هارو پس میزنه.
یه وقتایی آدم با دست خودش همه چیو پس میزنه تشنه است و آب رو پس میزنه تاریکه و نور را پس میزنه گم شده و نشانه هارو پس میزنه.
❤8🥰1
بهش میگم حسود شبیه کسیه که زغال داغ رو تو دستش گرفته تا به فلان آدم پرتاب کنه؛ اما تا وقت پرتاب برسه، دست خودشه که میسوزه🙃
میم میگه بدترین بیماری قلب حسده. حاسد در واقع به تقسیم نعمت خداوند اعتراض داره.حسد قبل از اینکه به محسود آسیب بزنه، خودِ حاسد رو گرفتار غم و اندوه میکنه...
بهش میگم تو کتاب معراج السعاده خوندم که حسد مراتبی داره:
مرتبه اول وقتیه که میخوای نعمت از یه ادمی گرفته بشه بدون اینکه تو سودی ببری.(بدترین حالت حسد)
مرتبه دوم بخوای اون نعمت از فلان آدم گرفته بشه تا خودت اونو به دست بیاری
مرتبه سوم نمیتونی اون نعمتو به دست بیاری و میخوای اون ادم هم نعمتو نداشته باشه.
مرتبه چهارم میل حسادت پیدا کنی اما عقلت و ایمانت مانع بشن (تو دسته چهارم امید بیشتری به نجات هست)
میم میگه راه درمان حسد چیه؟
بهش میگم برخلاف چیزی که حسد میگه رفتار کن.
دوست نداری از فلانی تعریف کنی اتفاقا ازش تعریف کن.دوست داری آبروش بره اتفاقا از آبروش دفاع کن :) دلت نمیخواد موفق بشه اتفاقا برای موفقیتش دعا کن.
بعضی از بزرگان اخلاق معتقدن که حسد، جراحتی است که بهبود برای آن نیست
حسد شبیه خاراندن یک زخم است؛ لحظهای آرامت میکنه، اما هر بار عمیقترش میکنه
ولی با تموم این حرفا من معتقدم درمان میشه
چون حسد گناهی نیست که از قدرتش بر انسان غلبه کرده باشه!
زندانیه که زندان و زندانبانش هردو نفس خودته.
زندانبان هم قدرت آزاد کردن زندانی رو داره
میدونی چرا شخص حسود ظالمِ مظلومیه؟
چون قبل ظلم به دیگری اول به خودش ظلم میکنه.
به خودت ظلم نکن🙃
#حسد
میم میگه بدترین بیماری قلب حسده. حاسد در واقع به تقسیم نعمت خداوند اعتراض داره.حسد قبل از اینکه به محسود آسیب بزنه، خودِ حاسد رو گرفتار غم و اندوه میکنه...
بهش میگم تو کتاب معراج السعاده خوندم که حسد مراتبی داره:
مرتبه اول وقتیه که میخوای نعمت از یه ادمی گرفته بشه بدون اینکه تو سودی ببری.(بدترین حالت حسد)
مرتبه دوم بخوای اون نعمت از فلان آدم گرفته بشه تا خودت اونو به دست بیاری
مرتبه سوم نمیتونی اون نعمتو به دست بیاری و میخوای اون ادم هم نعمتو نداشته باشه.
مرتبه چهارم میل حسادت پیدا کنی اما عقلت و ایمانت مانع بشن (تو دسته چهارم امید بیشتری به نجات هست)
میم میگه راه درمان حسد چیه؟
بهش میگم برخلاف چیزی که حسد میگه رفتار کن.
دوست نداری از فلانی تعریف کنی اتفاقا ازش تعریف کن.دوست داری آبروش بره اتفاقا از آبروش دفاع کن :) دلت نمیخواد موفق بشه اتفاقا برای موفقیتش دعا کن.
بعضی از بزرگان اخلاق معتقدن که حسد، جراحتی است که بهبود برای آن نیست
حسد شبیه خاراندن یک زخم است؛ لحظهای آرامت میکنه، اما هر بار عمیقترش میکنه
ولی با تموم این حرفا من معتقدم درمان میشه
چون حسد گناهی نیست که از قدرتش بر انسان غلبه کرده باشه!
زندانیه که زندان و زندانبانش هردو نفس خودته.
زندانبان هم قدرت آزاد کردن زندانی رو داره
امام علی می فرمایند هیچ ظالمی رو ندیدم که مانند شخص حسود مظلوم باشد :)
میدونی چرا شخص حسود ظالمِ مظلومیه؟
چون قبل ظلم به دیگری اول به خودش ظلم میکنه.
به خودت ظلم نکن🙃
#حسد
👍10❤1🕊1💔1
کسی که یه مدت بیماری جسمی رو تجربه کرده، میدونه آدمه بیمار معمولاً سحرها دردش بیشتر میشه و از شدت درد به خودش میپیچه و بیتابتر میشه...
میشه اگه میتونید یه حمدشفا برام بخونید🙂
#موقت
میشه اگه میتونید یه حمدشفا برام بخونید🙂
#موقت
❤12🕊3💔1
قسمت دیشب مختار رو دیدید؟
ابن زیاد از طریق زنان کوفه مردارو گول زد که از همراهی با امام حسین(ع)دست بردارن
با شعار شمشیر بده طلا بگیر
زنان رو به جون همسر و پسرشون انداخت تا اونها رو منع کنن
"چرا جونتو به خطر بندازی که بعدا غرامت جنگی بگیری راحت الان طلا بگیر و برام سینه ریز بخر "
حالا سکانسو بیایم جلوتر همسر زهیر مردی که از روبه رویی با امام حسین(ع) امتناع میکرد و دلش به تجارت گرم بود رو فرستاد به دیدار امامش و بعد دلش هم همراه امام شد.
حالا باز سکانسو بیایم جلوتر
همسر ومادر وهب تو عاشورا جلوی وهب رو نگرفتن بااینکه همسر وهب یه تازه عروس بود که فقط۱۷روز از ازدواجشون گذشته بود ولی مانع نشد و فقط قول شفاعت گرفت
بعد از به شهادت رسوندن وهب سرشو به سمت خیمه ها پرت کردن مادر وهب سر پسرشو بوسید و گفت ما چیزی که در راه خدا دادیم و پس نمیگیریم و سر پسرشو پرت کرد به سمت خیمه ی دشمن
و می رسیم به زینبی که تو اوج مصیبت روایت میکنه و روایت رو به یزید تو اون تبلیغات دشمن نمیبازه
میبینید عاشورا همش قصه ی زنان بوده
همسری که میتونه عاقبت به خیرت کنه یا عاقبت به شر
😇یار زندگیت رو درست انتخاب کن
ابن زیاد از طریق زنان کوفه مردارو گول زد که از همراهی با امام حسین(ع)دست بردارن
با شعار شمشیر بده طلا بگیر
زنان رو به جون همسر و پسرشون انداخت تا اونها رو منع کنن
"چرا جونتو به خطر بندازی که بعدا غرامت جنگی بگیری راحت الان طلا بگیر و برام سینه ریز بخر "
حالا سکانسو بیایم جلوتر همسر زهیر مردی که از روبه رویی با امام حسین(ع) امتناع میکرد و دلش به تجارت گرم بود رو فرستاد به دیدار امامش و بعد دلش هم همراه امام شد.
حالا باز سکانسو بیایم جلوتر
همسر ومادر وهب تو عاشورا جلوی وهب رو نگرفتن بااینکه همسر وهب یه تازه عروس بود که فقط۱۷روز از ازدواجشون گذشته بود ولی مانع نشد و فقط قول شفاعت گرفت
بعد از به شهادت رسوندن وهب سرشو به سمت خیمه ها پرت کردن مادر وهب سر پسرشو بوسید و گفت ما چیزی که در راه خدا دادیم و پس نمیگیریم و سر پسرشو پرت کرد به سمت خیمه ی دشمن
و می رسیم به زینبی که تو اوج مصیبت روایت میکنه و روایت رو به یزید تو اون تبلیغات دشمن نمیبازه
میبینید عاشورا همش قصه ی زنان بوده
همسری که میتونه عاقبت به خیرت کنه یا عاقبت به شر
😇یار زندگیت رو درست انتخاب کن
❤15💔1
این کانال تعطیل است🌱
چند وقت پیش دلم گرفته بود رفتم تو سایت رهبری و براشون نامه نوشتم و بخاطر یه موضوعی دردودل کردم امیدی نداشتم که جواب نامه ام رو بدن امروز پست اومد دم خونمون رهبر برام جانماز فرستادن 🥲انگار میخواستن بهم بگن نماز راه نجات از اون درده
من ممنونم که راه رسیدن دعاهامون به درگاه خدا بسیار متنوعه ! مثلاً دردلای یه نفر تو قلبش میمونه و یک نفر دیگه یک کاغذِ سفیده که احتمالاً روش هم نوشته شده شکستنی و دردلای من توی یک پیام اینترنتی ۲ ماه قبل شهادت آقا کاملا بی تکلف و با چشمای گریون برای رهبر نوشته شد. اخه میگن عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است...
حاملِ تمام این دردل ها و دعاها کسیه که خدا بهش نه نمیگه همونجور که پاداش تموم مجاهدت هایش رو با شهادت ازش خرید و دعای الهم الرزقنا شهادت فی سبیلک اش رو شنید .یا اونموقعی که به خانواده های شهدا با حسرت میگفت ای کاش مرگ ماهم شبیه بچه های شما بشه...
من امیدوارم به واسطه ای که بین من و خداست .چون این واسطه آقایی است که دردهای من رو، حتیٰ چیزایی که تو نامه ام ننوشته ام رو تمام و کمال به گوشِ خدا میرسونه و شاید قراره دوتایی دربارهی من ساعتها باهم حرف بزنن :))) اخه اقا رسم مهربانی رو خیلی خوب بلد بودن...
اخه منکه چیزی از شما تو نامه ام نخواستم اما شما کریم بودید و برام سجاده و مهر تربت امام حسین (ع) و تسبیح فرستادید
شاید با خودتون زمزمه کردید که اگه به سجده بیوفته و روی این تربت محبوب دلش بشکنه
تربت میگه خدایا چیشده که پاسخ این بچه رو نمیدهی؟ نکنه اشکهاشو نمیبینی؟
اخه خود آقا هم بعد از نماز چشماشونو به روی تربت امام حسین(ع)می کشیدند
حاملِ تمام این دردل ها و دعاها کسیه که خدا بهش نه نمیگه همونجور که پاداش تموم مجاهدت هایش رو با شهادت ازش خرید و دعای الهم الرزقنا شهادت فی سبیلک اش رو شنید .یا اونموقعی که به خانواده های شهدا با حسرت میگفت ای کاش مرگ ماهم شبیه بچه های شما بشه...
من امیدوارم به واسطه ای که بین من و خداست .چون این واسطه آقایی است که دردهای من رو، حتیٰ چیزایی که تو نامه ام ننوشته ام رو تمام و کمال به گوشِ خدا میرسونه و شاید قراره دوتایی دربارهی من ساعتها باهم حرف بزنن :))) اخه اقا رسم مهربانی رو خیلی خوب بلد بودن...
اخه منکه چیزی از شما تو نامه ام نخواستم اما شما کریم بودید و برام سجاده و مهر تربت امام حسین (ع) و تسبیح فرستادید
شاید با خودتون زمزمه کردید که اگه به سجده بیوفته و روی این تربت محبوب دلش بشکنه
تربت میگه خدایا چیشده که پاسخ این بچه رو نمیدهی؟ نکنه اشکهاشو نمیبینی؟
اخه خود آقا هم بعد از نماز چشماشونو به روی تربت امام حسین(ع)می کشیدند
مثل آقای شهیدم بارها بعد از نماز
چشم هارا گریه کن ها روی تربت میکشند
💔10❤1
اگه مجبور شدی غر بزنی بهتره بدونی که غر زدن نباید داخلش ناشکری از خدا و طرف مقابلت باشه، تحقیر باشه، همراه ناامیدی، جزع فزع و بیصبری باشه، غر زدن نباید با تسلیم شدن و دیگه فایده نداره همراه بشه.
غر زدن( جز در موارد خاص مثل رفع ظلم درمان یک فرد یا مشورت) بهتره به محضر خدا باشه نه خلق خدا 🥲
آدم گاهی واقعاً کم میاره. دلش میخواد یکی زحمتش رو ببینه، قدرش رو بدونه، کمکش کنه. این احساس، طبیعی و قابل فهمه.
اما اگر هیچکس نفهمید من چقدر زحمت کشیدم، خدا هم نفهمیده؟
امام خمینی یه حرف قشنگی دارن. میگن ریشهی خیلی از رذایل اخلاقی، حبّ نفسه؛ همون «من» که دوست داره همیشه دیده بشه، راحت باشه و همه چیز طبق میلش پیش بره.
غر زدن هم یکی از صداهای همین «من» هست
وقتی مدام با خودم میگم: «چرا فقط من؟»، «چرا کسی منو نمیبینه؟»، «چرا همه چیز افتاده گردن من؟»
غر زدن ناشی از اینه که آدم دلش به حال خودش سوخته...
یه راهکاری که موقع غر زدن امتحان کردم اینه که دلم برای خودم نسوزه! به این فکر کنم که خدا چه فرصت خوبی برای خدمت به دیگری جلوی پام قرار داده و من فقط دارم سختیشو می بینم.
یه آیه هم هست در قران که میگه صدقاتتون رو با آزار و اذیت باطل نکنید🙃
هربار این آیه رو میخونم با خودم میگم نکنه غر زدن هم یجور آزار و اذیته؟
چون خیلی وقتها آدم بعد از یه خدمت، با غر زدن همون خدمت رو به رخ طرف مقابل میکشه. انگار با زبونش مدام یادآوری میکنه: «ببین من برات چی کار کردم.» فقط با چند جمله تبدیل میشه به بار روی دوشش .
قطعا غرزدن کامل از بین نمیره...
ولی میشه از مرحله غیر ارادی غر زدن به مرحله ای برسی که با کنترل غربزنی یعنی انسان مالک زبان خودش باشه نه اسیر شرایط...
وقتی یه ماجرایی داره خشمگینت میکنه، وقتی داره طاقتتو میبره، وقتی به انتهای آستانه ی تحمل و رنجت رسیده. همونجا نقطه ی رشدته .اگر اون موقع درست عمل کنی رشد میکنی.
اگر من اون موقع که صبرم تموم میشه . غر نزنم و یه لحظه به خودم تذکر بدم که اینجا همون نقطه رشدمه یذره دیگه صبر کنم تمومه، سعه صدر پیدا میکنم و نتیجه این سعه صدر این میشد که تو موقعیت سخت تر راحت تر خشمم رو کنترل میکردم
فکر میکنی همه ی این ها اتفاقیه، فکر میکنی چقدر بقیه بی توجهن،چقدر بقیه تنبلن!
اما این موقعیتا رو خدا سر راهت قرارمیده که امتحانت کنه تا بهت سعه وجودی بده. اما ما با غر زدن میندازیش دور😇
#غضب
غر زدن( جز در موارد خاص مثل رفع ظلم درمان یک فرد یا مشورت) بهتره به محضر خدا باشه نه خلق خدا 🥲
آدم گاهی واقعاً کم میاره. دلش میخواد یکی زحمتش رو ببینه، قدرش رو بدونه، کمکش کنه. این احساس، طبیعی و قابل فهمه.
اما اگر هیچکس نفهمید من چقدر زحمت کشیدم، خدا هم نفهمیده؟
امام خمینی یه حرف قشنگی دارن. میگن ریشهی خیلی از رذایل اخلاقی، حبّ نفسه؛ همون «من» که دوست داره همیشه دیده بشه، راحت باشه و همه چیز طبق میلش پیش بره.
غر زدن هم یکی از صداهای همین «من» هست
وقتی مدام با خودم میگم: «چرا فقط من؟»، «چرا کسی منو نمیبینه؟»، «چرا همه چیز افتاده گردن من؟»
غر زدن ناشی از اینه که آدم دلش به حال خودش سوخته...
یه راهکاری که موقع غر زدن امتحان کردم اینه که دلم برای خودم نسوزه! به این فکر کنم که خدا چه فرصت خوبی برای خدمت به دیگری جلوی پام قرار داده و من فقط دارم سختیشو می بینم.
امام حسین (ع)می فرمایند: نیازمندی های مردم به شما از نعمت های خداست برشما. از این نعمت افسرده و بیزار نباشید.
یه آیه هم هست در قران که میگه صدقاتتون رو با آزار و اذیت باطل نکنید🙃
هربار این آیه رو میخونم با خودم میگم نکنه غر زدن هم یجور آزار و اذیته؟
چون خیلی وقتها آدم بعد از یه خدمت، با غر زدن همون خدمت رو به رخ طرف مقابل میکشه. انگار با زبونش مدام یادآوری میکنه: «ببین من برات چی کار کردم.» فقط با چند جمله تبدیل میشه به بار روی دوشش .
قطعا غرزدن کامل از بین نمیره...
ولی میشه از مرحله غیر ارادی غر زدن به مرحله ای برسی که با کنترل غربزنی یعنی انسان مالک زبان خودش باشه نه اسیر شرایط...
وقتی یه ماجرایی داره خشمگینت میکنه، وقتی داره طاقتتو میبره، وقتی به انتهای آستانه ی تحمل و رنجت رسیده. همونجا نقطه ی رشدته .اگر اون موقع درست عمل کنی رشد میکنی.
اگر من اون موقع که صبرم تموم میشه . غر نزنم و یه لحظه به خودم تذکر بدم که اینجا همون نقطه رشدمه یذره دیگه صبر کنم تمومه، سعه صدر پیدا میکنم و نتیجه این سعه صدر این میشد که تو موقعیت سخت تر راحت تر خشمم رو کنترل میکردم
فکر میکنی همه ی این ها اتفاقیه، فکر میکنی چقدر بقیه بی توجهن،چقدر بقیه تنبلن!
اما این موقعیتا رو خدا سر راهت قرارمیده که امتحانت کنه تا بهت سعه وجودی بده. اما ما با غر زدن میندازیش دور😇
#غضب
❤7
ای مسیحای علی اعجاز کن
@Maddahionlin
یه گوشه جمکران نشستم و این روضه رو گوش میدم. اخه آقای شهید همش میگفتن روضه ی مادر بخونید :)
🕊5💔1